بررسی سیر تحول و ارتباط معانی واژه اثم

مقدمه:
شناخت واژه ها و مفردات قرآن از جمله مقدمات مهم در فهم قرآن و تفسیر آن به شمار می رود. هر کس که بخواهد از دریای بی کران قرآن بهره برد و بر شگفتنی های آن مطلع گردد به ناچار می باید بر الفاظ آن آشنا باشد و به ویژه که در برخی از الفاظ آن وجوه و معانی عمیقی نهفته است که بدون آگاهی بر آن دسترسی بر محتوا و معانی آن ممکن نخواهد بود. شناخت واژه های قرآنی تا آنجا دارای اهمیت است که اگر بررسی دقیقی در مورد معنی آن نشود، ممکن است موجب، فهمی ناصواب و غیر صحیح در احکام و معارف دینی، از قرآن شود، که جمعی دچار چنین انحرافی شده و در مسائل کلامی، سیاسی، اجتماعی و…، خویش و جمعی را از مسیر هدایت به دور نموده اند. از این روی شناخت واژه ها و مفردات قرآنی برای همه ی دانش پژوهان به ویژه علاقمندان به تفسیر قرآن، ضروری می نماید.
راغب اصفهانی دراین مورد می گوید:
نخستین دانش، از دانشهای قرآنی که برای درک و فهم قرآن، لازم می نماید، علوم الفاظ است که بخشی از آن، تحقیق در الفاظ و مفردات قرآن است. در حقیقت نخستین یاری کننده برای کسی که می خواهد معانی قرآن را بفهمد، فراهم نمودن معانی واژه های قرآن، و شناخت آنها است. هم چنانکه تهیه و به دست آوردن وسائل بنائی، برای سازنده ی ساختمان، از نخستین وسائل کار وی می باشد.(۱) همو گوید: شناخت مفردات قرآن، نه تنها برای دانش پژوه قرآنی، سودمند و مورد نیاز است، بلکه در هر علمی از علوم شرعی، مورد استفاده است. لغات و الفاظ قرآن، عصاره و برگزیده ی کلام عرب، و واسطه و بخشنده ی مفاهیم آن می باشد. اعتماد فقهاء ،حکماء، در احکام و حکمتهایشان بر آنها است. شعراء، نویسندگان ماهر و زبردست، خطیبان و بلیغان، در نظم و نثرشان از آن الفاظ، یاری می جویند.(۲) بررسی یک کلمه در کتابهای لغت از آغاز تاکنون و مقایسه ی معانی کسب شده با ترجمه امروزی نقش بسزایی در فهم تحول معنایی کلمه و کشف ارتباط معنی قرآنی با معنای اولیه دارد که در این شیوه بسیاری از نقاط ضعف و قوت مفسران و مترجمان کشف می شود چرا که فهم دقیق و درست معانی مفردات قرآن نقش بسزایی در ارائه ی تفسیر و یا ترجمه ی دقیق و ارزشمند دارد. در همین راستا در این مقاله سعی کرده ایم تا واژه ی اثم و تحول معنایی آن تاکنون و همچنین به بررسی تفاوت آن با برخی لغات مترادف آن بپردازیم.
واژه ی اثم در زبانهای غیر عربی
با جستجو در کتابهای لغت مربوط به واژگان دخیل در زبان عربی چون واژه های دخیل در قرآن مجید نوشته آرتور جفری و همچنین ترجمه و شرح مفردات سیوطی (۳) به نظر می رسید که این کلمه کاملاً عربی بوده و در زبانهای غیرعربی سابقه ای نداشته است. زیرا در این کتب این واژه یافت نمی شود.

واژه ی اثم در کتب لغت
در بیان معنای این کلمه و مشتقات آن در کتب لغت به معانی ذیل اشاره شده است. با توجه به اینکه معانی مشتقات آن متفاوت و حتی در بعضی از موارد متناقض بود معانی هر یک از مشتقات آن را به صورت جداگانه بیان می کنیم:
الف) اثم:
در معنای این کلمه موارد زیر در کتب لغت به چشم می خورد: ۱- کذب (ابوحاتم، ص ۱۴۱)… ۲- بطء و تاخر (کندی و تأخیر و درنگ کردن ) (ابن فارس ج۱، ص ۶۰- ۶۱)، (فیروز آبادی، ج۴، ص ۷۳- ۷۲). ۳- قمار (ابن منظور، ج ۱۲، ص ۷- ۵) (فیروز آبادی، همان) ۴- ذنب (گناه ) (محمد بن عبدالقادر، ص ۱۱)، (جوهری، ج ۵، ص ۱۸۵۷) (ابن منظور، ج ۱۲، ص ۷- ۵). ۵- خمر (شراب) (محمد بن عبدالقادر، همان) (فیروز آبادی، همان ) (زبیدی، ج ۱۶، ص ۷- ۵). ۶- انجام دادن کاری که حلال نیست. (ابن منظور، همان). ۷- فعل قبیحی که سزاوار سرزنش است. (الشیخ الطبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۹۰).

ب) أثام:
در معنای این کلمه معانی زیر آمده است: ۱- دره ای در جهنم (ابن درید، ج ۳، ص ۲۱۹)، (زبیدی، ج ۱۶، ص ۷- ۵). ۲- عذاب (راغب، ج ۱، ص ۱۴۹). ۳- جزاء و عقوبت اثم (ابن الاثیر، ج ۱، ص ۲۴)، (الشیخ الطریحی، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۳۶) (ابن منظور، ج ۱۲، ص ۷- ۵) (خلیل، ج ۸، ص ۲۵۰) (زبیدی، همان). ۴- اسم برای افعالی که مانع رسیدن به ثواب و پاداش است (راغب، ج ۱، ص ۱۴۹) (زبیدی، همان) ۵- هلاک
ج) تأثم:
۱- خارج شدن از گناه (راغب، ج ۱، ص ۱۴۹) ۲- دوری از گناه (عدنانی، ص ۴) (ابن الاثیر، ج۱، ص ۲۴). ۳- توبه از اثم و استغفار (عدنانی، ص ۴) (فیروز آبادی، ج ۴، ص ۷۳- ۷۲) (زبیدی، ج ۱۶، ص ۷- ۵).
د) اثیم:
۱- کذاب (دروغگو) (زبیدی، همان) ۲- ارتکاب فراوان گناه (کثره ی رکوب الاثم ) (خلیل، ج۸، ص ۲۵۰).
بررسی تحول معنایی واژه ی اثم و ارتباط معانی آن:
اینها معانی است که برای مشتقات مختلف اثم در کتب لغت ذکر شده است اما سؤالی که در این بین به ذهن می رسد این است که معانی متفاوت و بعضاً متناقض این کلمه چگونه توجیه می شود و ارتباط معنایی بین آنها چگونه است. به عبارت دیگر ریشه ی اصلی این کلمه چیست و معانی فرعی این کلمه چه کلماتی هستند و چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
نکات ذیل در این رابطه لازم به ذکر است.
۱- همان طور که در معانی نیز اشاره شده است به نظر می رسد اثم در اصل لغت به معنای کندی و تأخیر است. ابوهلال در معنای این کلمه به تقصیر نیز اشاره کرده است. (۴) و این دو معنی نزدیک به هم هستند. شاید بتوان گفت تأخیر – که ابن فارس (م ۳۹۵) اولین کسی است که به آن اشاره کرده است و تقصیر معانی اصل این کلمه هستند. اما سوالی که به ذهن متبادر می شود این است که چرا متقدمان در لغت چون خلیل (م ۱۷۰) و ابن درید به این معنی اشاره نکرده اند با توجه به اینکه هم ابوهلال (م ۳۹۵) و هم ابوفارس متوفای قرن چهارم هستند در حالی که خلیل قرن دوم است. پاسخ این سوال چندان روشن نیست اما می توان گفت که خلیل در تبیین معنای دقیق اثم چیزی نگفته است بلکه بیشتر به بیان مشتقات و معانی آن پرداخته و اثم را با مشتقات خود آن ترجمه کرده است. (۵) در واقع خلیل سخنی در رد و یا قبول افراد بعد از خود نقل نکرده است. این دو معنا که به هم بسیار نزدیکند با معانی دیگر اثم مانند گناه، شراب، قمار، فعل حرام و… در نگاه اول بسیار متفاوت به نظر می رسند. اما با کمی دقت می توان به ارتباط آن و ظرایف معنایی که در این میان نهفته است پی برد. همان طور که می بینیم بسیاری از معانی یاد شده در ارتباط با گناه، تعریف و مصادیق آن است و ارتباط آنها با معنای اصلی همان است که راغب نیز به آن اشاره کرده است. چون اثم و اثام برای افعالی که مانع رسیدن به ثواب و پاداش است استفاده می شود لذا در همه ی آنها معنی تأخیر و درنگ و ممانعت در انجام کار خیر و در واقع کوتاهی (معنای ابوهلال) در انجام آن نهفته است و شاید بتوان گفت بهترین آیه در تأیید این معنای اصلی آیه شریفه ی ذیل است. * تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان * (مائده / ۶) که «بر» به معنای حسن عمل و «اثم» به معنای تسامح، کندی و سستی در عمل است.(۶) و جالب این جاست که برخی از لغویون متقدم نیز دقیقاً به همین ارتباط معانی اشاره کرده اند از جمله ابن فارس (۷) و زبیدی.(۸) اثام به معنای هلاک است چرا که گناه موجب تأخیر در رسیدن به خیر و در نتیجه موجب هلاکت است. ذنب نیز در معنای اثم آمده است که هر چند نسبت به معانی بعدی عامتر است اما در هر حال به معنی گناه است. به قمار و شراب هم اثم گفته می شود چرا که هر دوی آنها موجب هلاکت نفس و مال می شوند.(۹) و یا اینکه هر دوی آنها رأس گناهانند و گناهان همان طور که گفتیم موجب سستی و کندی در راه صلاح و خیر هستند ضمن اینکه شراب عقل خورنده اش را نیز کم می کند. کذب هم اثم نامیده می شود هم به خاطر موارد مذکور و هم به این علت که از بارزترین مصادیق اثم است. مواردی که ذکر شد معانی لغوی اثم است؛ که در پی آن در سیر تطور معنایی خود به مفاهیم شرعی، فقهی و کلامی منتقل شده است. مثلاً گفته شده اثم عمل قبیحی است که سزاوار سرزنش است یا فعل قبیح ضرررسان است و یا چیزی است که دوری از آن واجب است و یا هر چیزی که خداوند حرام کرده است و شبیه به آن. ۲- نکته ی دیگری که در این کلمه مورد توجه است این است که در همه ی حالات تعمد در اثم شرط است که در بخش های بعدی به طور مفصل در فرق آن با کلمات مشابه به آن خواهیم پرداخت.
نمودار ارتباط معانی واژه ی اثم:
همان گونه که در نمودار ملاحظه می شود تأخیر و تقصیر دو معنای اصلی و اولیه ی اثم و ریشه ی معنایی آن محسوب می شوند و این دو معنا در تمامی معانی دیگر آن نهفته است: در گناه چون موجب تأخیر و درنگ و ممانعت و کوتاهی (تقصیر) در انجام کار خیر است. قمار، شراب و دروغ نیز از مصادیق گناه است. از طرفی شراب چون موجب کم شدن عقل می شود با معنای تقصیر در ارتباط مستقیم است. اما به مرور زمان در مفاهیم شرعی، فقهی و کلامی نیز استفاده شده است.
استعمال قرآنی واژه ی اثم:
اثم ۴۸ بار در قرآن آمده است ۱۱ تای آنها در سوره های مکی و ۳۷ مرتبه در سوره های مدنی که نسبت بین آنها تقریباً ۱/۳ (یک سوم) است و این تفاوت به این علت است که اکثر احکام و آیات مربوط به آنها مدنی است و اثم به دنبال تکلیف است و همه ی آنهایی که در سوره های مدنی آمده است. مربوط به مخالفت احکام فرعی است؛ اما احکامی که در آیات مکی آمده است اصولی است که موافق عقل سلیم و دین های دیگر است و اکثر آنها از لوازم اعتقاد به خدا و از اصول محرمات است. (واعظ زاده خراسانی، ج۱، ص ۳۲۱).
بررسی چند لغت مترادف اثم و مقایسه ی آنها با هم:
در این بخش از مقاله به بررسی دو واژه ی خطا و ذنب می پردازیم. ابتدا خلاصه ای از نظرات لغویون در مورد آنها پرداخته و سپس به جمع بندی و بیان تفاوت آنها با یکدیگر می پردازیم. $ معانی واژه ذنب در کتب لغت: در معنای این واژه موارد ذیل در کتب لغت ذکر شده است: خلیل معانی ذیل را در معنی ریشه ی این واژه ذکر می کند: گناه و معصیت، مسیر حرکت آب به مناطق پست زمین که باریک است، ذانب پیروی کننده از چیزی در پی اثر آن است. مستذنب نیز کسی است که از گناه پیروی می کند و از اثر آن جدا نمی شود. (الخلیل الفراهیدی، ج ۸، ص ۱۹۱- ۱۹۰). ابن فارس سه معنی را به عنوان معانی اصلی این ریشه ذکر می کند: جرم، آخر هر چیز و بهره و نصیب. (ابن فارس زکریا، ج ۲، ص ۳۶۱). ابن منظور در معنای این کلمه و مشتقات آن به این موارد اشاره می کند: ذنب به معنای گناه جرم و معصیت است. اذناب الناس به معنای پیروان و طبقه پایین مردم و مقابل رؤسای مردم است. ذنب هر چیزی آخر آن است و به کسر ذال انتهای هر چیزی است. (ابن منظور، ج ۱، ص ۳۸۹، ۳۹۳).. فیروز آبادی و زبیدی نیز به همین معانی در ذیل این واژه اشاره کرده اند: (ر. ک: الفیروز آبادی، ج ۱، ص ۶۸، ۶۹؛ الزبیدی، ج ۱، ص ۴۹۹، ۵۰۴).
معنای اصلی واژه ی ذنب و تفاوت آن با واژه های مشابه:
به نظر می رسد بهترین بیان برای بیان معنای اصلی این واژه همان است که التحقیق به آن اشاره کرده است: تبعیت و یپروی با قیود تأخر، اتصال و پستی (مصطفوی، ج ۳، ص ۳۳۴) و دقیقاً از همین جا ارتباط این واژه با معنای اثم که لغویون به عنوان یکی از معانی آن ذکر کرده اند کشف می شود و این ارتباط بسیار جالب است چرا که اثم از اثم پیروی می کند بدون آنکه از آثارش جدا شود که این پست و کریه است. بنابراین معنی ذانب یعنی تابع متأخر. ذنوب یعنی لذتی پست که صاحبش از آن پیروی می کند.و یا ذانب که به پیرو معنا شده است در آن قید سفله و تقابل با روساء آمده است و اذناب در هم اذناب القوم کنایه از کم مایگی عقل و خرد است راغب معتقد است ذنب به طور استعاره برای بهره و نصیب به کار رفته است مثل سجل یعنی قسمت و بهره و همچنین معتقد است الذنب در اصل به دست گرفتن دنباله و دم چیزی است و ذنب به طور استعاره در هر کاری که عاقبتش ناروا و ناگوار است و به اعتبار دنباله چیزی به کار رفته است از این روی واژه ذنب به اعتبار نتیجه ای که از گناه حاصل می شود بدفرجامی و تنبیه نامیده شده است. (راغب، ج ۲، ص ۲۰) پس فرق آن با واژه اثم یکی از لحاظ معنای اصلی ریشه است یعنی نگاه به ذنب از جهت لحوق پستی و تبعیت است اما در اثم از جهت کوتاهی و کندی. بنابراین تفاوت آنها وقتی که به گناه ترجمه می شوند تفاوت در جهات مختلف نگاه به گناه است. نکته دیگری در تفاوت آن لازم به ذکر است و آن اینکه: ماده ی غفران و استغفار برای این ذنب استفاده می شود در حالی که برای اثم استفاده نمی شود که این مسئله نیز قابل تأمل است و حتماً می توان با بررسی آن به نکات جالبی دست پیدا کرد. پس مراد از ذنب مجموع عمل و اثر مترتب بر آن است و وقتی عمل از حیث خود عمل ملاحظه شود مصداقی برای ذنب و عصیان و اثم و جرم و وزر با هم می شود و اما اگر از جهت اثر و سایر جهات ملاحظه شود هر کدام جدا می شود. (مصطفوی، ج۳، ص ۳۳۵).***
معانی واژه خطأ در کتب لغت:
در کتب لغت در معانی این کلمه نرسیدن به صواب و اشتباه کردن به صورت غیر عمدی (الخلیل الفراهیدی، ج۴، ص ۲۹۲، ۲۹۳) نخوردن به هدف در تیر اندازی،موفق نشدن در طلب حاجت و نرسیدن به هدف، گناه غیر عمدی (ابن منظور، ج ۱، ص ۶۷- ۶۵) و…آمده است.
معانی اصلی واژه ی خطا و تفاوت آن با واژه های مشابه:
ظاهراً معنای اصلی ریشه ی سامی واژه، اشتباه کردن و از دست دادن بوده است چنانکه صورت عبری آن همین معنا را می دهد و در حبشی به معنای پیدانکردن و نیافتن است. درعبری درمورد تیراندازی و نشانه گیری به کار می رود که با توجه به شکل نوشتاری آن در کتیبه های عربستان جنوبی می توان داوری کرد همین معنا را دارد.(جفری، ص ۱۹۵) به نظر می رسد در ریشه اصلی این کلمه اشتباه کردن نهفته است و اگر در معنای مشابه گناه به کار می رود غیر عمدی بودن و اشتباه کردن در آن منظور نظر است و به همین علت خطا در جایگاه عفو و رحمت است: (مصطفوی، ج ۳، ص ۸۰) * و لیس علیکم جناح فیما اخطاتم به ولکن ما تعمدت قلوبکم و کان الله غفوراً رحیماً* (احزاب / ۵) از همین جا تفاوت آن با اثم آشکار می شود که از دو جهت است اول از لحاظ معنای اصلی ریشه که در اثم کوتاهی و سستی در عمل بود اما در خطا اشتباه کردن است و فرق دوم آن در شرط آنهاست که در اثم عمدی بودن شرط بود اما در خطا غیر عمدی بودن شرط است و آیات قرآن نیز آن را تأیید می کند که مهمترین آیه در تأیید این مطلب آیه ی ۱۱۲ سوره نساء است: *من یکسب خطیئه ی او اثماً ثم یرم به بریئاً فقد احتمل بهتاناً و اثماً مبیناً. * به این تفاوت ابوهلال نیز اشاره کرده است. (ابوهلال، ص ۱۹۳) اما تفاوت این واژه با ذنب نیز از دو نظر است: اول از نظر معنای اصلی که در معنای اصلی ذنب تبعیت و خواری و پستی نهفته است در حالی که معنای اصلی خطا اشتباه کردن است. دوم از این جهت که در خطا شخص خاطی مقصود و هدفش کار خطا نبوده است بلکه قصد و اراده او در انجام کار، سببی برای به وجود آمدن کار خطا از سوی او شده است مثل کسی که شکاری را هدف قرار می دهد و تیرش به انسان می خورد یا مسکری که می خورده و جنایتی در حال مستی انجام می دهد اما در ذنب شخص مذنب از اول اراده انجام گناه می کند. به این تفاوت اول بار ابوهلال اشاره کرده است.(۱۰) (أبوهلال العسکری، ص ۲۲۰)
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ راغب، مقدمه. ۲٫ همان. ۳٫ ریشه یابی واژه های قرآن نوشته دکتر محمد جعفر اسلامی. ۴٫ ابوهلال، ص ۱۵و ۱۶٫ ۵٫ أثم: أثم فلان یأثم إثما، أی: وقع فی الاثم، کقولک: حرج اذا وقع فی الحرج. و تأثم، أی: تحرج من الاثم و کف عنه. والآثام فی جمله التفسیر: عقوبه الاثم و الأثیم و الآثام و الآثیمه: فی کثره رکوب الاثم. والآثم: الفاعل. (الخلیل الفراهیدی، ج ۸، ص ۲۵۰) ۶٫ مودب، سید رضا، ص ۱۴٫ ۷٫الاثم مشتق من ذلک الان ذاالاثم بطیء عن الخیر متأخر عنه: ابن فارس، ج۱، ص ۶۱- ۶۰٫ ۸٫ هو فعل مبی هم الثواب: زبیدی، ج ۱۶، ص ۶-۵٫ ۹- زبیدی دقیقاً به این مطالب اشاره کرده است: والاثم: القمار و هوان یهلک الرجل ما له و یذهبه، زبیدی، ج ۱۶، ص ۵٫ ۱۰- الفرق بین الخطأ و الذنب: الفرق بینهما أن الذنب یطلق علی ما یقصد بالذات و کذا السیئه و الخطیئه تغلب علی ما یقصد بالرض، لانها من الخطأ، کمن رمی صیدا فأصاب إنسانا، أو شرب مسکرافجنی جنایه فی سکره.
منابع تحقیق : منابع کتابخانه ای. ۱٫ قرآن کریم. ۲٫ ابن الاثیر، النهایه فی غریب الحدیث، تحقیق: طاهر أحمد الزاوی، محمود محمد الطناحی، الرابعه، مؤسسه اسماعیلیان للطباعه و النشر و التوزیع، قم، ۱۳۶۴ ش. ۳٫ ابن درید، محمد، الجمهره، حیدر آباد کن. ۴٫ ابن منظور، لسان العرب، نشر أدب الحوزه، قم، محرم ۱۴۰۵٫ ۵٫ ابن فارس زکریا، أبوالحسین أحمد، معجم مقاییس اللغه، تحقیق: عبد السلام محمد هارون، مکتبه الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴٫ ۶٫ ابوحاتم، سهل، الاضداد، دارالکتب، بیروت. ۷٫ أبوهلال العسکری، الفروق اللغویه، تحقیق: مؤسسه النشر الاسلامی، الاولی، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، شوال المکرم ۱۴۱۲٫ تنظیم: الشیخ بیت الله بیات/ معجم الفروق اللغویه الحاوی لکتاب أبی هلال العسکری و جزءاً من کتاب السید نور الدین الجزائری. ۸٫ آذرنوش، آذرتاش، نشر نی، تهران، ۱۳۷۹٫ ۹٫ اسلامی، محمد جعفر، ریشه یابی واژه های قرآن، چاپ اول، بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۱٫ ۱۰٫ جفری، آرتور، واژه های دخیل در قرآن مجید، ترجمه: دکتر فریدون بدره ای، چاپ اول، توس، تهران، ۱۳۶۱٫ ۱۱٫ الجوهری، الصحاح، أحمد عبدالغفور العطار، الرابعه، دارالعلم للملایین، بیروت، لبنان، القاهره، ۱۴۰۷- ۱۹۸۷م. ۱۲٫ الخلیل الفراهیدی، کتاب العین، الدکتور مهدی المخزومی، الدکتور ابراهیم السامرائی، الثانیه، الصدر، الهجره، ۱۴۱۰٫ ۱۳٫ راغب، ابوالقاسم حسین بن محمد بن فضل، ترجمه و تحقیق: دکتر سید غلامرضا خسروی حسینی، چاپ دوم، انتشارات مرتضوی، تهران، ۱۳۸۵٫ ۱۴٫ الطریحی، مجمع البحرین، السید احمد الحسینی، الثانیه، مکتب النشر الثقافه الاسلامیه، اعادبناء ه علی الحرف الاول من الکلمه و ما بعده علی طریقه المعاجم العصریه : محمود عادل، ۱۴۰۸- ۱۳۶۷ ش. ۱۵٫ عدنانی، محمد، معجم الاغلاط، مکتبه لبنان، بیروت. ۱۶٫ الفیروزآبادی، القاموس المحیط. ۱۷٫ المبرد، محمد، الکامل، مکتبه المعارف، بیروت. ۱۸٫ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱، مرکز نشر الکتاب، تهران، ۱۳۹۵ق. ۱۹٫ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۳٫ بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۶۰٫ ۲۰٫ مقاتل، ابن سلیمان، الاشباه و النظائر، المکتبه العربیه، مصر. ۲۱٫ مؤدب، سید رضا، مفردات قرآن (پژوهشی در واژه شناسی قرآن)، انتشارات احسن الحدیث، قم، ۱۳۷۸٫ ۲۲٫ واعظ زاده ی خراسانی، العجم فی فقه اللغه القرآن و سر بلاغته، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۴۱۹ ق. $ منابع نرم افزاری: ۱٫ نرم افزار جامعه الاحادیث، نسخه ۲/۵٫ ۲٫ نرم افزار مکتبه اهل البیت. ۳٫ نرم افزار نورالانوار، نسخه ۲/۲٫ منبع مقاله : نشریه کوثر، شماره ۲۶٫

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.