تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


مقدمه:
مارتین سلیگمن روان شناس معروف و استاد دانشگاه پنسیلوانیا، اشاره می کند که علم روان شناسی در طول قرن بیستم عمدتاً به اختلالات روانی از جمله اضطراب، افسردگی، یأس و ناامیدی توجه کرد و از توجه به عواطف مثبت انسان غافل شد. بنظر او انسان دارای نیمه مثبت و نیمه ی منفی است و اکنون هنگام آن است که به جنبه های مثبت وجود انسان توجه شود و علاوه بر آسیب پذیری ها به توانمندی ها و استعدادهای انسان نیز توجه شود. در محور این نیمه مثبت، امید به آینده قرار دارد (سلیگمن، ۲۰۰۲) آدمی نیازمند امید به آینده است. از این رو باید روزنه های امید را کشف کرد و به انسان نشان داد. به این منظور سلیگمن رو به مذهب می آورد و برای نخستین بار باب فضائل را در علم روان شناسی می گشاید. او به جدال روان شناسی و دین در طول قرن بیستم خاتمه می دهد و این دو را در کنار هم و به عنوان یار و یاور هم و در خدمت انسان قرار می دهد. او راز شاد زیستن را در رضایت از گذشته و امید به آینده می داند. (سلیگمن، ۲۰۰۲). در این مقاله تلاش شده است بابی برای امید به آینده بر مبنای قرآن کریم گشوده شود. یکی از مهم ترین نیازهای روانی انسان امید به آینده است. ادامه ی زندگی منوط به امید به آینده است. امید به آینده، به انسان انگیزه، شادابی و نشاط می دهد. امید واقعی با خیال پردازی های واهی متفاوت است. خوش خیالی های غیر واقع بینانه، موجب خسران و پشیمانی می شوند. در مقابل امید «یأس» به معنای قطع امید و آرزو است. در دین اسلام یأس و ناامیدی مذمت شده و در قرآن یأس را از آن گمراهان دانسته است «و کیست که از رحمت پروردگارش ناامید گردد مگر آنکه از گمراهان باشد» (3). یأس و ناامیدی آثار و نتایج زیان بار فردی و اجتماعی را به دنبال دارد و حرکت و جنبش را کند ساخته، شادابی جسم و تن را از میان میبرد (شرقاوی، ۱۳۶۳). «آنان از لرزه و اضطراب بر گرفت و در نتیجه در سراهای خویش به صورتهای جسد بی جان در آمدند.» (4) امید به آینده، با فلسفه زندگی رابطه دارد. کسانی که فلسفه ی زندگی خود را بر مبنای پوچ گرائی قرار می دهند، ناامیدی را به دیگران القا می کنند. فلسفه های ساخت ذهن بشر، زاینده ی ذهن محدودی هستند که بدون آگاهی از آینده، امید یا ناامیدی را القا می کند. این ادیان الهی هستند که می توانند نوید بخش امید به آینده در سایه ایمان، پرهیزکاری و عمل صالح باشند. تنها آفریینده از آینده خبر دارد و تنها اوست که می تواند به مؤمنان بشارت امید به آینده و به کافران انذار دهد. بنابراین امید به آینده به مشیت الهی مربوط می شود. مشیت الهی بر این قرار گرفته است که کسانی که در مسیر الهی قرار دارند، پیروزی و رستگاری را امید داشته باشند مادیگری نمی تواند نوید بخش امید به آینده باشد. زیرا لذت پرستی در نهایت به پوچی منجر می شود و انسان به ناگزیر باید لذت های مادی را رها کند. از این رو امید به آینده با معنویت پیوند می خورد. مبنای معنوی برای امید به آینده در قرآن بخوبی جلوه گر شده است. آیات، سوره ها، قصص و امثالی قرآنی، بیانگر امید به آینده برای صالحان، مؤمنان، صابران و پرهیزگاران است. کسب فضائل و ترک رذائل نوید بخش امید به آینده است و این دو باید پابه پای هم پیش بروند. انسان در پرتو قرآن، موجودی ابدی است و دنیا پلی است برای زندگی جاوید. قرآن بارها تأکید کرده است که زندگی اخروی بهتر از این دنیا زودگذر است. دنیا آزمایشی است برای انسان و فرصتی برای کسب ره توشه انسان پاداش اعمال خوب خود را دریافت خواهد کرد و سزای اعمال بد خود را نیز خواهد چشید. اما مهربانی خداوند غلبه دارد بر غضب او. خداوند در قرآن نوید داده است که در برابر هر کار خوب ده برابر پاداش داده خواهد شد اما در برابر هر کار نامطلوب به همان میزان مجازات خواهد بود. (۵) جهان آفرینش بر مبنای عدل الهی قرار دارد، ایمان به عدالت خداوند، موجب پرهیزگاری می شود و پرهیزگاری، موجب نجات. در قرآن بارها تکرار شده است که سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است. بنابراین امید به آینده نیز در گرو پرهیزگاری است. انسان به طور تصادفی به این جهان نیامده است. عالم محضر خداوند است، ذره ای کار خوب و بد از دید او پنهان نمی ماند و همه چیز ثبت و ضبط می شود. قرآن سؤال می کند که آیا انسان نمی داند که خداوند می بیند؟ از این رو، امید به آینده، مبتنی بر جهان بینی توحیدی است. در قرآن مثال ها و نمونه های فراوان در زمینه امید به آینده وجود دارد. از جمله سوره ی یوسف. داستان حضرت یوسف علیه السلام نمونه ای است برای امید به آینده در سایه صبر و پایداری در راه حق. این سوره نشان می دهد که چگونه یوسف علیه السلام از قعر چاه به اوج عزت می رسد. چگونه حسادت برادران موجب ذلت آن ها می شود. چگونه خویشتن داری یوسف علیه السلام سرانجامی نیکو برای او به ارمغان می آورد و چگونه مکر و حیله ی زلیخا، موجب ذلت او می شود. این داستان بیانگر نشیب و فرازهای زمانه و پیروزی نهائی حق و ناپایداری باطل است. و این که وعده الهی حق است و آینده تنها در مشیت الهی است. (۶) در اندیشه ی قرآنی، یأس از جنود شیطان و امید از جنود الله است. آن کس که به خدا اعتماد کند و تکیه گاه خود را خدا قرار دهد، پیروز نهائی است و هر کس به غیر خدا دل ببندد، زیانکار خواهد بود. در اندیشه ی قرآنی، انسان موجودی است بین خوف و رجا. اگر خوف او زیاد شود، امید به آینده را از دست می دهد و اگر رجای او زیاد شود، سرکش و عصیان گر خواهد شد. خوف از عذاب الهی، خوف ممدوح است که موجب اصلاح خود و دیگران می شود و امید به آینده را به وجود می آورد. خوف از غیر خدا، خوف مذموم است که موجب اضطراب و تزلزل می شود. بنابراین انسان موحد تنها به وعده های الهی دل خوش می دارد و به کار و تلاش روی می آورد تا از این دنیا، ره توشه ای برای سرای جاودان بیندوزد. امید به آینده، در گرو طی طریق در مسیر مستقیم الهی است. کسانی که بیراهه می روند و از دستورهای الهی سرپیچی می کنند، نمی توانند امیدی به آینده داشته باشند، مگر این که بازگشت کرده و خطای خود را جبران کنند.
روش پژوهش
این مطالعه از نوع مطالعات بنیادی است و روش مطالعه «کتابخانه ای» انتخاب شده است. تلاش شده است که نکات مربوط به موضوع ازآیات قرآن کریم استخراج و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
نتایج و بحث
در این قسمت عوامل تقویت امید به آینده در قرآن کریم، ذکر و مورد بحث و بررسی قرار گرفته است:
تمسک به قرآن
قرآن عامل هدایت به راه مستقیم است. تمسک به قرآن و آن را چراغ راه خود قرار دادن، موجب نجات انسان از ورطه های گمراهی می شود. انس با قرآن، همراه با انس با مفاهیم آن، اندیشه انسان را قرآنی می کند. اندیشه ی قرآنی، در کنار عمل به آن، امید به آینده را افزایش می دهد. علامه اقبال لاهوری گفته است: فاش گویم آن چه در دل مضمر است این کتابی نیست چیزی دیگر است چون به جان در رفت جان دیگر شود جان چو دیگر شد جهان دیگر شود
تمسک به قرآن، امید به آینده را افزایش می دهد. قرآن ذکر است و ذکر موجب زنده شدن قلب و امید به آینده می شود. قرآن کتاب پاکان است. باید خود را از غبار گناه پاک کرد و به قرآن نزدیک شد. لازمه ی تمسک به قرآن، طهارت است. با طهارت بیرونی، می توان قرآن را لمس کرد و به تلاوت قرآن پرداخت. درک مفاهیم قرآنی، نیازمند طهارت درونی است. باید درون را از غبار شرک پاک کرد، انگیزه را الهی کرد و به قرآن تمسک جست. قرآن بشارت می دهد به کسانی که تمسک به کتاب آسمانی می شوند. (۷) قرآن مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است. (۸) توصیه شده است آنچه برای انسان میسر است قرآن بخواند. (۹)
بشارت
قرآن منبع بشارت است برای مؤمنان و برای صالحان. (۱۰) کسانی که مؤمن هستند و عمل صالح انجام می دهند، امیدوار به آینده باشند زیرا خداوند به آن ها بشارت داده است و هیچکس از خداوند خوش قولتر نیست. پس بشارت باد به کسانی که با خداوند عهد و پیمان می بندند. (۱۱) خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: مژده بده به مؤمنان که آنان را نزد خداوند فضلی بزرگ است. (۱۲) به پرهیزگاران بشارت داده شده است که در آخرت در باغ های بهشت و نعمت های فراوان جای دارند و از آنچه پروردگارشان به آن ها داده و آنان را از عذاب دوزخ نگاه داشته شاد و مسرورند. (۱۳) کسانی که از نافرمانی آفریدگار خود می پرهیزند، برایشان آمرزش و پاداش بزرگ بهشت خواهد بود. (۱۴)
قوانین هستی
قرآن قوانین هستی را تبیین می کند. اگر این قوانین سرلوحه ی زندگی قرار گیرند، موجب افزایش امید به آینده می شوند. اگر انسان بتواند خود را با کاروان هستی هماهنگ کند امید به آینده در او افزایش می یابد. زیرا حرکت کاروان هستی در جهت پیروزی حق و شکست باطل است. قرآن زندگی دنیا را سرگرمی و بازی تلقی کرده و زندگی واقعی را سرای آخرت می داند. (۱۵) بنابراین معاد باوری، موجب امید به آینده برای مؤمنان می شود. قرآن، خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را همواره پیروز معرفی می کند. (۱۶) بنابراین تنها کسانی که از خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیروی می کنند، می توانند امیدوار به آینده باشند. در قاموس قرآن، خداوند روزی دهنده ی اصلی است و آنچه نزد خداوند است، بهتر از تفریح و تجارت است. (۱۷) زندگی با سختی و آسانی عجین شده است و با هر سختی آسانی است. (۱۸) و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است. (۱۹) خداوند حق است و آنچه غیر از او می خوانند باطل است. (۲۰) هیچ نقصی و کاستی در آفریده های خداوند به چشم نمی خورد. (۲۱) خداوند بر کل امور هستی شاهد و ناظر است. (۲۲) و به تمام اعمال انسان علم و آگاهی دارد. (۲۳) روابط مثبت با خود، با خداوند، با دیگران و با هستی، موجب امید به آینده می شود. اوست که آفرینش را آغاز می کند و باز می گرداند، او آمرزنده و دوستدار مؤمن است، صاحب عرش و دارای مجد و عظمت است، و آنچه را می خواهد انجام می دهد، (۲۴) منزه شمار نام پروردگار بلند مرتبه ات را، همان خداوندی که آفرید و منظم کرد و همان که اندازه گیری کرد و هدایت نمود. (۲۵)
رابطه با خداوند
احساس نزدیکی به خداوند، موجب امید به آینده می شود. خداوند در قرآن می گوید ما به انسان از رگ گردن نزدیک تریم. (۲۶) در آیات ۸ تا ۱۰ سوره ی مزمل می گوید: نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند. او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن و در برابر آنچه دشمنان می گویند، شکیبا باش.
تصویر ذهنی مثبت از خداوند
تصویر ذهنی مثبت از خداوند، موجب رابطه ی مثبت با خداوند می شود. رابطه ی مثبت با خداوند، احساس تنهایی و بیکسی را کاهش داده و امید به آینده را افزایش می دهد. نمونه هایی از تصویر ذهنی مثبت از خداوند در آیات ۲۲ و ۲۹ سوره ی بقره وجود دارد. خداوند آمرزنده گناهان و مهربان در حق خلق است. (۲۷) خداوند کسی است که دعای مضطّر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد؛ (۲۸) کسی که انسان را در تاریکی های صحرا و دریا هدایت می کند و بادها را به عنوان بشارت پیش از نزول رحمت می فرستد؛ (۲۹) کسی که انسان را از آسمان و زمین روزی می دهد؛ (۳۰) و نسبت به مردم فضل و رحمت دارد (۳۱) و همه چیز در دستان پر قدرت اوست و بدون اذن او، برگی از درخت نخواهد افتاد. کسی که روی خود را تسلیم خدا کند، در حالی که نیکوکار باشد، به دستگیره ی محکمی چنگ زده است. (۳۲) خداوند زمین را گستراند و گستراننده بسیار خوبی است. (۳۳) پر برکت و زوال ناپذیر است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار. (۳۴) خداوند روزی دهنده و صاحب قوت و قدرت است. (۳۵) خداوند صاحب فضل عظیم است. (۳۶) اوست آن پادشاهی که منزه و مقدس، سلامت بخشنده، امان بخشنده، سرپرست مخلوقات، قادر بی همتا و صاحب جبروت کبریائی است. (۳۷) منشأ خیر و برکات است.(۳۸) او آن آگاه صاحب دقت در کل امور است. (۳۹)
ذکر
یکی از روش های ارتباط مثبت با خداوند، ذکر خداوند است چرا که تنها با یاد او دل ها آرامش می یابند. (۴۰) او را در همه حال باید یاد کرد، صبحگاهان و شب هنگام، با حالت تضرع و پنهانی. مفسر کبیر قرآن، علامه طباطبائی معتقدند ذکر، زبانی یا قلبی است و ذکر زبانی باید به ذکر قلبی منجر شود. با ذکر، انسان نام و یاد خداوند را در قلب خود استمرار می بخشد و امیدوار به آینده بهتر می شود. مولوی می گوید: اینقدر گفتیم باقی فکر کن فکر اگر راکد بود رو ذکر کن ذکر آرد فکر را در اهتزاز ذکر را خورشید این افسرده ساز
ارتباط با خود
خداوند، در سوره ی حشر، می فرماید از کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خود را فراموش کردند. از این رو، رابطه با خداوند و رابطه ی با خود، با هم ارتباط دارند و خدا فراموشی موجب خود فراموشی می شود. بنابراین یکی از روابط مهم که نقشی اساسی در زندگی انسان دارد، ارتباط با خویشتن است. در زندگی روزمره، متوجه می شویم که برخی از افراد، از خود گریزانند، برخی، دچار خودخوری می شوند، برخی انتظارات بیش از حد از خود دارند. اگر انسان بتواند خود واقعی خود را بپذیرد، سپس تلاش کند احساسی مثبت درباره ی خود پیدا کند و به تدریج به سوی خودباوری حرکت کند، توانمندی های خود را بشناسد، محدودیت های خود را بپذیرد و به سوی خود شکوفائی حرکت کند، در این صورت ارتباطی مثبت با خود برقرار می کند. در واقع، انسان هم دارای خود مثبت است و هم دارای خود منفی و با تمرکز بر خود مثبت، بهتر می تواند به زندگی خود ادامه دهد. یکی از روش های بارور شدن خود مثبت، تمرکز بر افزایش «عزت نفس» است. عزت نفس از هسته های سلامت روانی انسان است و با خود محوری و خودخواهی متفاوت است. عزت نفس، به معنی یافتن خود مثبت و بارور کردن آن است. با تلقین به نفس مثبت و خود گوئی های مثبت، انسان می تواند عزت نفس خود را به طور تدریجی افزایش دهد. افزایش عزت نفس، موجب افزایش امید به آینده می شود.
آفرینش انسان
توجه به قصه ی آفرینش انسان در قرآن، موجب افزایش خودشناسی و ارتباط با خود می شود. در قرآن آمده است که خداوند انسان را از گلی بدبو آفرید و سپس از روح خود در او دمید. سپس به فرشتگان گفت بر او سجده کنند. همه سجده کردند به جز ابلیس. انسان از دیدگاه قرآن، موجودی است مختار که در بیت اسفل السافلی (پائین ترین درجه ها) و اعلی علّیّین (بالاترین درجه ها) قرار گرفته است. مقام انسان در قرآن برتر از فرشتگان است، اما همین انسان می تواند به مقامی پائین تر از حیوانات تنزّل کند. انسان، جانشین خداوند در روی زمین است (۴۱) و قانون الهی بر این قرار گرفته که زمین به بندگان صالح خداوند به ارث برسد. خداوند انسان را در بهترین صورت و نظام آفرید. (۴۲) خداوند به انسان در رحم مادر شکلی زیبا و مطبوع بخشید. (۴۳) خداوند انسان را خلقتی زیبا آفرید. (۴۴) اما همین انسان که به طور فطری دارای است،داد و توانمندی های مثبت است، گرایش های منفی نیز دارد. از جمله ویژگی های انسان این است که هنگامی که سوار کشتی می شود، خدا را اخلاص می خواند، اما هنگامی که خداوند او را به خشکی رساند و نجات داد باز مشرک می شود. (۴۵) هنگامی که خداوند رحمتی به مردم بچشاند، از آن خوشحال می شوند و هرگاه رنج و مصیبتی به علت اعمالی که انجام داده اند، به آن ها برسد، ناگهان مأیوس می شوند. (۴۶)
تزکیه
انسان ناگزیر از تزکیه است. انسان بدون تزکیه، نمی تواند مزّین به فضائل بشود و امید به آینده داشته باشد. امید به آینده، در سایه تزکیه است. در سوره ی شمس، بعد از شش سوگند، تأکید شده است که کسی رستگار خواهد شد که بتواند نفس خود را پاک کند و زیانکار کسی است که نفس خود را آلوده کند. از آنجا که خداوند دوست دارد توّابیت و مطهّرین را؛ (۴۷) بنابراین انسان باید همواره به فکر تزکیه باشد. زیرا آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی باز دارد، قطعاً بهشت جایگاه او خواهد بود. (۴۸) تزکیه نیازمند مجاهده و تلاش مستمّر است و از آن به عنوان جهاد اکبر نام برده شده است.
نتیجه
بنابر آن چه گفته شد، انسان برای زندگی کردن و خوب زندگی کردن، نیازمند امید به آینده است. امید به آینده، بدون داشتن مبنا، امکان پذیر نیست. ادیان الهی، بشارت دهنده امید به آینده برای مؤمنان هستند. قرآن، به عنوان آخرین و کاملترین کتاب آسمانی بهترین مبنا را برای امید به آینده به وجود می آورد. انس با قرآن و توجه به مفاهیم معنوی آن و تلاش برای عمل به دستورات قرآنی، بهترین مبنا برای تقویت امید به آینده است. انسان اگر بخواهد می تواند ذهن خود را از اندیشه های منفی پاک کند و هم زمان اندیشه ای مثبت قرآنی را در ذهن خود جایگزین نماید. این کار نیازمند تکرار و تمرین است. با استمرار و پایداری در راه آرمان های قرآنی، قرآن خود چراغ راه انسان می شود، راه را از بیراهه باز می نماید و امید واقعی به آینده بهتر در سایه ایمان و عمل به فرامین قرآنی را به مؤمنان، صالحان، صابران، متوکلان و پرهیزگاران، بشارت می دهد و پیروزی نهائی حق و شکست باطل را نوید می دهد و سرانجام نیک را از آن پرهیزگاران می داند. منابع: ۱٫ قرآن کریم. ۲٫ شرقاوی، حسن محمد (۱۳۶۳). گامی فراسوی روانشناسی اسلامی، ترجمه محمد باقر حجتی، قم: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. ۳٫ Sligman، m(2002). Authenetic happiness. New Yprk: Free press.
پی نوشت ها :
۳٫ حجر (۱۵)، آیه ۵۶٫ ۴٫ اعراف (۷)، آیه ۹۱٫ ۵٫ انعام (۶)، آیه ۱۶۰٫ ۶٫ لقمان (۳۱)، آیه ۳۳ – ۳۴٫ ۷٫ اعراف (۷)، آیه ۱۷۰٫ ۸٫ نمل (۲۷)، آیه ۷۷٫ ۹٫ مزمل (۷۳)، آیه ۲۰٫ ۱۰٫ بقره (۲)، آیه ۲۵٫ ۱۱٫ توبه (۹)، آیه ۱۱۱٫ ۱۲٫ احزاب (۳۳)، آیه ۴۷٫ ۱۳٫ طور (۵۲)، آیه ۱۸ – ۱۷٫ ۱۴٫ ملک (۶۷)، آیه ۱۲٫ ۱۵٫ عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۴٫ ۱۶٫ مجادله (۵۸)، آیه ۲۱٫ ۱۷٫ جمعه (۶۲)، آیه ۱۱٫ ۱۸٫ شرح (۹۴)، آیات ۸ – ۵٫ ۱۹٫ قصص (۲۸)، آیه ۶۰٫ ۲۰٫ لقمان (۳۱)، آیه ۳۰٫ ۲۱٫ ملک (۶۷)، آیه ۳٫ ۲۲٫ مجادله (۵۸)، آیه ۶٫ ۲۳٫ مجادله (۵۸)، آیه ۱۳٫ ۲۴٫ بروج (۸۵)، آیه ۱۶٫ ۲۵٫ اعل ()، آیه ۳ – ۱٫ ۲۶٫ ق (۵۰)، آیه ۱۶٫ ۲۷٫ انفال (۸)، آیه ۷۰٫ ۲۸٫ نمل (۲۷)، آیه ۶۲٫ ۲۹٫ همان، آیه ۶۳٫ ۳۰٫ همان، آیه ۶۴٫ ۳۱٫ همان، آیه ۷۳٫ ۳۲٫ لقمان (۳۱)، آیه ۲۲٫ ۳۳٫ ذاریات (۵۱)، آیه ۴۸٫ ۳۴٫ الرحمن (۵۵)، آیه ۷۸٫ ۳۵٫ ذاریات (۵۱)، آیه ۵۸٫ ۳۶٫ حدید (۵۷)، آیات ۲۱، ۲۹٫ ۳۷٫ حشر (۵۹)، آیه ۱۲۳٫ ۳۸٫ ملک (۶۷)، آیه ۱٫ ۳۹٫ همان، آیه ۱۱۴٫ ۴۰٫ رعد (۱۳)، آیه ۲۸٫ ۴۱٫ بقره (۲)، آیه ۳۰٫ ۴۲٫ تین (۹۵)، آیه ۴٫ ۴۳٫ تغابن (۶۴)، آیه ۴٫ ۴۴٫ زمر (۳۹)، آیه ۲۴٫ ۴۵٫ عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۵٫ ۴۶٫ روم (۳۰)، آیه ۳۶٫ ۴۷٫ بقره (۲)، آیه ۲۲۲٫ ۴۸٫ نازعات (۷۹)، آیه ۴۰٫
منبع: عباس نژاد، محسن؛ سیدی، حسین؛ رستمی، محمدحسن؛ (۱۳۸۷)، قرآن، روانشناسی و علوم تربیتی(۲) (جلد اول مجموعه مقالات)، مشهد: بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، چاپ اول..


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها