مدح پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)ای جلوه رخت زده آتش به جان گلنامت محمد است و نشانت، نشان گلمیلاد باشکوه تو ای باغبان نورهمزاد نغمه‌خوانی بلبل زمان گلقرآن تویی چو خیره نظر می‌کنم به نورگل می‌کند دوباره نگاهم میان گلاین جای حیرت است که در گلشن کساءهم شاخه گلی تو و […]

در حریری از نورحمیده رضاییتو را چه زیبا سرود خداوندِ کائنات با واژه‏هایی از جنس نور.پروانه شاخساران آسمان! هر آنچه آینه، روبرویت آغوش گشوده‏اند تا تو را در خویش تکرار کنند.هر آنچه آسمان، ببه خاک افتاده‏اند تا گام‏هایت را به سجده ببوسند.بزرگمرد تاریخ! بهار از سر انگشتان تو به شکوفه می‏نشیند.خورشید، از گوشه پیشانی بلندت […]

ناگهان بهارزینب مسروردیرگاهی دور و دراز، زمین در انتظار بود و آسمان، بی‏قرار، کعبه، آکنده از ازدحام ناخدایان کر و کور بود؛ خانه‏ها تهی از آوای شوق و شور، و دختران بی‏گناه، آرمیده در زیر خروارها خاک خاموش و سرد هزارها گور!دشت‏ها خسته بودند، جنگل‏ها بی‏خورشید، کوه‏ها ابری، آسمان خاکستری و فصل‏ها سر در گریبان. […]

ناگهان بهارزینب مسروردیرگاهی دور و دراز، زمین در انتظار بود و آسمان، بی‏قرار، کعبه، آکنده از ازدحام ناخدایان کر و کور بود؛ خانه‏ها تهی از آوای شوق و شور، و دختران بی‏گناه، آرمیده در زیر خروارها خاک خاموش و سرد هزارها گور!دشت‏ها خسته بودند، جنگل‏ها بی‏خورشید، کوه‏ها ابری، آسمان خاکستری و فصل‏ها سر در گریبان. […]

ستاره‏ای از آسمان شرقامید مهدی نژادزمین خدا در شب ظلمانی تاریخ، دست و پا می‏زند.خانه خدا ـ همان مکعّب ملکوتی که بر سنگ‏هایش هنوز جای دست‏های ابراهیم باقی مانده بود ـ ، عرصه جولان بُت‏های کور و کر شده بود.فرزندان نا خلف ابراهیم، خدا را به سکّه‏های سیاهی که از کاروانیانِ راه گم کرده می‏گرفتند، […]

عطر میلاد (۱)
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

هر دم صلوات بر جمالشبه به که چه روز خرم آمدمبعوث نبى اکرم آمدبس عید فرا رسید بى شکعیدى نبود چنین مبارکاز بعثت او جهان جوان شدگیتى چو بهشت جاودان شداین عید به اهل دین مبارکبر جمله مسلمین مبارکاز غیب ندا رسید او راآن ذات خجسته نکو راکاى ذات نکو پیمبرى کنبرخیز و به خلق […]

عطر میلاد (۲)
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

تولد حقیقت آمنه دارد گهواره آفرینش را تاب مى‏دهد؛ دارد عشق را در نوسانى منظم، بالا و پایین مى‏برد…. و محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، مرکز ثقل آفرینش، با گونه‏هایى گل انداخته از بوسه‏هاى مکرر، آرام در گهواره، چشم بر هم نهاده است.آمنه دارد کودکش را در توازنى شگرف تاب مى‏دهد؛ دارد او را به موسیقى لالایى‏هاى […]

عطر میلاد (۳)
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

سلام و صلوات بر تو بادنزهت بادیسلام بر برکت دستانت که می‏تواند نان رزق هزاران سفره خالی را مهیا کند!سلام بر راستی قدم‏هایت که می‏تواند صراط مستقیمی را نشان دهد که هیچ پایی برآن نلرزد و خطا نرود!سلام بر فراخی سینه‏ات که می‏تواند همه جهان را تنگ در آغوش رحمت خویش بکشد و باز هم […]

عطر میلاد (۴)
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

صبح‏گاه نیایشجواد محمدزمانی… و تو بیایی! آن سان که صاعقه نگاهت، ایوان مدائن را از پا درآورد و به آتشکده فارس، فرمان خاموشی داد. آن شب، مادرت آمنه، آینه بود، تا تصویر تو در آغوش آن، قد بکشد. عبدالمطلب، به شوقِ آمدنت، به کودکانِ احساس، عیدی می‏داد و فریاد می‏زد: ان شاءاللّه‏، همه ابوجهل‏ها، ابوعلم […]

زیبا ترین مخلوق رب
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

امشب دل دیوانه را دیوانه‏تر کرده خدابر هر دلى که عاشق است اینک نظر کرده خدانخل دل پژمرده را پر باروبر کرده خداتا کاسه ما پرکند ما را خبر کرده خدارحمت فراوان آمده ظلمت بپایان آمدهزیباترین مخلوق ربّ احمد نمایان آمدهاو آمده تا رحمت حق را به ما اهدا کندتنها زحق دم مى‏زند تا سرّ […]