عطر میلاد (۴)
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

صبح‏گاه نیایشجواد محمدزمانی… و تو بیایی! آن سان که صاعقه نگاهت، ایوان مدائن را از پا درآورد و به آتشکده فارس، فرمان خاموشی داد. آن شب، مادرت آمنه، آینه بود، تا تصویر تو در آغوش آن، قد بکشد. عبدالمطلب، به شوقِ آمدنت، به کودکانِ احساس، عیدی می‏داد و فریاد می‏زد: ان شاءاللّه‏، همه ابوجهل‏ها، ابوعلم […]

زیبا ترین مخلوق رب
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

امشب دل دیوانه را دیوانه‏تر کرده خدابر هر دلى که عاشق است اینک نظر کرده خدانخل دل پژمرده را پر باروبر کرده خداتا کاسه ما پرکند ما را خبر کرده خدارحمت فراوان آمده ظلمت بپایان آمدهزیباترین مخلوق ربّ احمد نمایان آمدهاو آمده تا رحمت حق را به ما اهدا کندتنها زحق دم مى‏زند تا سرّ […]

مدح پیامبر خاتـم(ص)
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

بر سر کوى تـــو هـــر کـــه راه نداردواى بـــه حـــالش کــه داد خواه نداردنام تو نـــازم کـــه در صحیـــفه هستىفاصله جـــز(میـــم), بـــا الـه نداردخواند احـــد,(احـمد)ت,از آنکه به عالمغیر تو کس ایـن مقـــام و جـــاه نداردبـس که بلند است قاف قـدر تـــو,اى جانچرخ, بـــر آن پایـــگاه, راه نـــداردختـــم بـــه نــام تو شد رسالت و دنیابعد تو […]

انوار عالم آرا
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

انتظار آمد به سر اى بیقراران تهنیتشد خزان سر، آمده فصل بهاران تهنیتجلوه گر گردیده حق اى حق شعاران تهنیتساقى از ره مى‏رسد جمع خماران تهنیتپرمشام جان شد از عطر نکوى تُفْلِحوُامیگساران باده نوشید از سبوى تُفْلِحوُاشد ربیع الاول و خوش رنگ و بو دارد ربیعازبهار و عیش و مستى گفتگو دارد ربیععید زیباى برائت […]

جمال محمد(ص)
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

ماه فرو ماند از جمال محمدسرو نباشد به اعتدال محمدقدر فلک را کمال و منزلتى نیستدر نظر قدر با کمال محمدوعده دیدار هر کسى به قیامتلیله اسرى، شب وصال محمدآدم و نوح و خلیل و موسى و عیسىآمده مجموع، در ظلال محمدعرصه گیتى مجال همت او نیستروز قیامت نگر، مجال محمدو آن همه پیرایه بسته […]

در مدح حضرت ختمی مرتبت
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

بهر مدح پیغمبر طبع من چو گویا شددل ز عشق آن دلبر مست عشق و شیدا شدساقی از می باقی ساغرم نما لبریزچون به لطف یزدانی درد من مداوا شدمطرب آشنا بر لب خویش نما لب نی راکز نوای جانسوزش شد بهار و گل وا شدسبز و خرم و دلکش شد زمین چو فروردینپر ز […]

ندای اذان
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)دیده دل، جام جم به هیچ شماردسرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)کرده خداوندگار عالم و آدمخلقت گیتی همه برای محمد(ص)کس نرساندش گزند لیله هجرتچون که علی خفته بود جای محمد(ص)غیرعلی پی نبرده است بر این رازآری و سوگند بر خدای محمد(ص)غیر رضای خدا نخواست ازیراکهست رضای […]

آفتاب حق
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیستبر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیستدر آسمان دلبری و آستان عشقنور جمال دلبر ما را مثال نیستهر دم چو مهر نور فشاند به خاطرمتا شوق اوست، جان و دلم را ملال نیستبا نام احمد است که دل زنده می شوددل را بیازمای که کاری […]

که اى یاران مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟چه کس دید از شما آن روشنان آسمانى را؟که دید از «مکیان‏» آن ماهتاب پرنیانى را؟بیابان بود و تنهایى و من دیدمکه از هر سو ستاره بر زمین ما فرود آمدبه چشم خویش دیدم ماه را از جاى خود کندندز هر سو در بیابان عطر مشک و […]

غار حرا
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

از شهر مکّه شد جدا ، محمّددارد به لب ، خدا خدا ، محمّدسر تا به پا ، نور و صفا ، محمّددارد به سینه ، رازها ، محمّد تنها رود یا رب کجا ، محمّد ؟***شهری که در نفاق و کینه مشهورشهری که از گناه ، گشته رنجورمظلوم و بیکس آنکه بی زر و […]