دو رويداد خواندني
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

مرحوم شيخ حرّ عاملي و راوندي و ديگران بزرگان آورده اند:پس از آن كه امام جعفر صادق عليه السلام به شهادت رسيد، يكي از فرزندانش به نام عبداللّه – كه بزرگ ترين فرزند حضرت بود – ادّعاي امامت كرد. امام موسي كاظم عليه السلام دستور داد تا مقدار زيادي هيزم وسط حياط منزلش جمع كنند؛ […]

خاصيت قطع و صله رحم
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

علي بن ابوحمزه (ره) از شاگردان امام كاظم (ع) بود، روزي امام كاظم (ع) به او فرمود: بزودي شخصي از مردم مغرب ، با تو ملاقات مي كند، و از تو درباره من سوالي مي كند در پاسخ بگو؛او امام ما است كه امام صادق (ع) او را به امامت بعد از خود تعيين نموده […]

همنشيني با كوخ نشينان
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

روزي امام كاظم ع از كنار مردي ژوليده و خاك نشين عبور نمود، به او سلام كرد و نزد او نشست و با او مدتي طولاني به گفتگو پرداخت ، سپس به او فرمودن من براي خدمتگذاري حاضرم ، هرگونه كاري داري بگو انجام دهم !. شخصي به امام كاظم عليه السلام گفت : عجبا! […]

پرسش از کودک
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

مرحوم قطب الدّين راوندي و ديگر بزرگان به نقل از عيسي شَلمقاني آورده اند: روزي بر محضر مبارك امام صادق عليه السلام وارد شدم و تصميم داشتم كه درباره شخصي به نام ابوالخطّاب سؤال كنم . همين كه داخل منزل حضرت رفتم و سلام كردم ، امام عليه السلام فرمود: اي عيسي ! چرا نزد […]

فضايل امام كاظم(علیه السلام)ازنگاه شيخ مفيد1- شيخ مفيد رضوان الله عليه فرموده: ابوالحسن موسى بن جعفر (علیه السلام) عابدترين و فقيه‏ترين اهل زمانش بود، از همه سخى‏تر و از لحاظ كرامت نفس در عاليترين درجه قرار داشت… نوافل شب را مى‏خواند تا به وقت صبح مى‏رسيد، و بلافاصله نماز صبح را مى‏خواند، آنگاه تا طلوع […]

احتجاج و غلبه بر رقیبمرحوم طبرسی در كتاب شریف خود به نام احتجاج آورده است : روزی مهدی عبّاسی با حضور بعضی از علماء اهل سنّت و از آن جمله ابویوسف – كه یكی از علماء برجسته دربار به حساب می آمد، جلسه ای تشكیل داد؛ و حضرت ابوالحسن امام موسی كاظم علیه السلام را […]

ابن طلحه مى گويد (1) وى امامى (( جليل القدر، عظيم الشاءن و كثير التهجد )) بود. كسى كه در راه اجتهاد كوشا بود و كراماتى از او مشاهده شده و به عبادت مشهور و بر طاعات مواظب بود و شب را به سجده و قيام ، و روز را به صدقه و صيام ، […]

کرامت امام کاظم(ع)
۱۷ مرداد ۱۳۹۵

عصا زنان راهي حرم امام موسي(ع) بود. به خستي قدم بر مي داشت. نمي توانست پايش را روي زمين بگذارد. به زحمت روي پنجه پا راه مي رفت. گاهي وقتها از شدت درد پا، زمين گير مي شد. نزديکي هاي حرم در پياده روي خيابان، روي سکوي مغازه اي نشست. توان حرکت نداشت. عصا را […]