۲۵ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

آیا طبیعت مرد چند همسری است؟

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

  حتما تعجب خواهید کرد اگر بشنوید عقیده رایج روانشناسان و فیلسوفان اجتماعى غرب بر این است که مرد چند همسرى آفریده شده، تک همسرى بر خلاف طبیعت اوست. ویل دورانت در لذات فلسفه صفحه ۹۱ پس از آن که شرحى درباره آشفتگیهاى اخلاقى امروز از نظر امور جنسى مى دهد، مى گوید : «بى شک بسیارى از آن، نتیجه علاقه «اصلاح ناپذیری» است که به تنوع داریم و طبیعت به یک زن بسنده نمى کند.» هم او مى گوید : «مرد ذاتا طبیعت چند همسرى دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقى، میزان مناسبى از فقر و کار سخت و نظارت دائمى زوجه مى تواند تک همسرى را به او تحمیل کند.» در شماره ۱۱۲ مجله زن روز تحت عنوان «آیا مرد طبیعتا خیانتکار است؟» نوشته است : «پروفسور اشمید آلمانى گفته است : . . . در طول تاریخ، مرد همیشه خیانتکار بوده و زن دنباله رو خیانت. حتى در قرون وسطى نیز برابر شواهد موجود ۹۰ درصد از جوانان به دفعات رفیقه عوض مى کردند و ۵۰ درصد از مردان زندار به همسرانشان خیانت مى ورزیدند. رابرت کینزى، محقق معروف امریکایى در گزارشش-که به کینزى راپورت مشهور شده-نوشته است : مردان و زنان امریکایى در بى وفایى و خیانت دست سایر ملل دنیا را از پشت بسته اند. . . کینزى در قسمت دیگر گزارشش آورده است : «زن بر خلاف مرد از تنوع جویى در عشق و لذت بیزار است. به همین دلیل بعضى اوقات از رفتار مرد سر در نمى آورد. ولى مرد تنوع جویى را نوعى ماجراجویى تلقى مى کند، آسان از راه بدر مى رود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمى است نه لذت عاطفى و روحی. تظاهر به تماس عاطفى و روحى در مرد فقط تا وقتى است که فرصتى براى درک لذت جسمى پیش نیامده است. روزى پزشک مشهورى به من گفت : «پولیگام» بودن مرد (تنوع دوستى و تعدد خواهی) و «منو گام» بودن زن (انحصار خواهى و یکه شناسی) یک امر بدیهى است، زیرا در مرد میلیونها سلول «اسپرم» تولید مى شود در حالى که زن در دوران آمادگى جز یک تخم از تخمدان تولید نمى کند. صرف نظر از فرضیه کینزى، بد نیست از خودمان بپرسیم : آیا وفادار بودن براى مرد مشکل است؟ هانرى دومنترلان فرانسوى در پاسخ این سؤال نوشته است : وفادار بودن براى مرد مشکل نیست بلکه غیر ممکن است. یک زن براى یک مرد آفریده شده است و یک مرد براى زندگى و همه زنها. مرد اگر به تاریکى مى پرد و به زنش خیانت مى کند تقصیر خودش نیست، تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده است.» در شماره ۱۲۰ همین مجله تحت عنوان «عشق و ازدواج به سبک فرانسوی» چنین مى نویسد : «زن و شوهر فرانسوى مساله بى وفایى را بین خودشان حل کرده و براى آن قاعده و قانون و حد و حدودى قائل شده اند. اگر مرد از مرز این قاعده و قانون تجاوز نکند پرش به تاریکى اش بى اهمیت است. آیا اصولا یک مرد بعد از دو سال زندگى زناشویى مى تواند وفادار بماند؟ به طور یقین نه، زیرا این خلاف طبیعتش است. اما در مورد زنان تا اندازه اى تفاوت مى کند و خوشبختانه آنها به این تفاوت واقفند. در فرانسه اگر شوهرى مرتکب خیانت شود زنش احساس نارضایى نمى کند یا عصبانى نمى شود، زیرا به خودش دلدارى مى دهد : او فقط جسمش را با خودش نزد دیگرى برده نه روح و احساساتش را، روح و احساساتش مال من است.» در چند سال پیش نظریه یک پروفسور زیست شناس به نام دکتر راسل لى در همین زمینه در روزنامه کیهان منتشر شد و مدتى مورد بحث و گفتگوى نویسندگان ایرانى بود. به عقیده دکتر راسل لى قناعت مرد به یک زن خیانت به نسل است، نه از نظر کمیت بلکه از نظر کیفیت;زیرا بسنده کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف مى کند. نسل در چند همسرى قوى و نیرومند مى گردد. به عقیده ما این توصیف از طبیعت مرد به هیچ وجه صحیح نیست. الهام بخش این مفکران در این عقیده اوضاع خاص محیط اجتماعى آنها بوده نه طبیعت واقعى مرد. البته ما مدعى نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست شناسى و روانشناسى وضع مشابهى دارند. بر عکس، معتقدیم زیست شناسى و روانشناسى مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است، و به همین جهت نباید تساوى حقوق انسانى زن و مرد را بهانه براى تشابه و یکنواختى حقوق آنها قرار داد. از نظر روحیه تک همسرى نیز قطعا زن و مرد روحیه هاى متفاوتى دارند. زن طبعا تک شوهر است; چند شوهرى بر ضد روحیه اوست. نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهرى سازگار نیست. اما مرد طبعا تک همسر نیست، به این معنى که چند زنى بر ضد روحیه او نیست. چند زنى با نوع تمنیاتى که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست. اما ما با آن عقیده که روحیه مرد با تک همسرى ناسازگار است مخالفیم. ما منکر این نظر هستیم که مى گوید علاقه مرد به تنوع «اصلاح ناپذیر» است. ما با این عقیده مخالفیم که وفادارى براى مرد غیر ممکن است و یک زن براى یک مرد آفریده شده و یک مرد براى همه زنها. به عقیده ما عوامل خیانت را محیطهاى اجتماعى در مرد به وجود مى آورد نه خلقت و طبیعت. مسؤول خیانت مرد خلقت نیست، محیط اجتماعى است. عوامل خیانت را محیطى به وجود مى آورد که از یک طرف زن را تشویق مى کند تمام فنون اغوا و انحراف را براى مرد بیگانه به کار ببرد، هزار و یک نیرنگ براى از راه بیرون رفتن او بسازد;و از طرف دیگر به بهانه اینکه یگانه صورت قانونى ازدواج تک همسرى است، صدها هزار بلکه میلیونها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویى محروم مى کند و آنها را براى اغواى مرد روانه اجتماع مى سازد. در مشرق اسلامى پیش از آن که آداب و رسوم غربى رایج گردد ۹۰ درصد مردان، تک همسر واقعى بودند;نه بیش از یک زن شرعى داشتند و نه با رفیقه و معشوقه سرگرم بودند. زوجیت اختصاصى به مفهوم واقعى کلمه بر اکثریت قریب به اتفاق خانواده هاى اسلامى حکمفرما بود. چند همسرى، عامل نجات تک همسرى تعجب مى کنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامى مهمترین عامل نجات تک همسرى بود. بلى، مجاز بودن تعدد زوجات بزرگترین عامل نجات تک همسرى است، به این معنى که در شرایطى که موجبات تعدد زوجات پیدا مى شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج فزونى مى گیرد، اگر حق تاهل این عده زنان به رسمیت شناخته نشود و به مردانى که واجد شرایط اخلاقى و مالى و جسمى هستند اجازه چند همسرى داده نشود، رفیقه بازى و معشوقه گیرى ریشه تک همسرى واقعى را مى خشکاند. در مشرق اسلامى از طرفى تعدد زوجات مجاز بود و از طرف دیگر اینهمه مهیجات و محرکات اغوا کننده نبود. لهذا تک همسرى واقعى بر اکثریت خانواده ها حکمفرما بود و کار معشوقه بازى مردان به آنجا نکشید که کم کم برایش فلسفه بسازند و بگویند آفرینش مرد چند همسرى است و تک همسرى براى مرد جزو ممتنعات و محالات جهان است. ممکن است بپرسید : بنا به عقیده این دانشمندان-که از نظر قانون طبیعت، مرد را چند همسرى مى دانند و از نظر قانون اجتماع تعدد زوجات را محکوم مى کنند-تکلیف مرد در میان این دو قانون چه مى شود؟ تکلیف مرد در مکتب این آقایان واضح است : مرد باید قانونا تک همسر باشد و عملا چند همسر;یک زن شرعى و قانونى بیشتر نداشته باشد اما معشوقه و رفیقه هر چه دلش مى خواهد مانعى ندارد. به عقیده این آقایان رفیقه گیرى و معشوقه بازى حق طبیعى و مسلم و مشروع مرد است! و بسنده کردن مرد در همه عمر به یک زن نوعى «نامردی» است. چهره واقعى بحث گمان مى کنم وقت آن رسیده است که خواننده محترم درک کند که مساله اى که از لحاظ چند همسرى براى بشر مطرح بوده و هست چیست. مساله این نیست که آیا تک همسرى بهتر است یا چند همسری. در اینکه تک همسرى بهتر است تردیدى نیست. تک همسرى یعنى اختصاص خانوادگى، یعنى اینکه جسم و روح هر یک از زوجین از آن یکدیگر باشد. بدیهى است که روح زندگى زناشویى که وحدت و یگانگى است در زوجیت اختصاصى بهتر و کاملتر پیدا مى شود. آن دو راهى که بشر بر سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تک همسرى و چند همسرى کدامیک را انتخاب کند. مساله اى که از این لحاظ براى بشر مطرح است این است که به واسطه ضرورتهاى اجتماعى، مخصوصا فزونى نسبى عده زنان نیازمند به ازدواج بر مردان نیازمند، تک همسرى مطلق عملا در خطر افتاده است. تک همسرى مطلق که شامل تمام خانواده ها بشود افسانه اى بیش نیست. یکى از دو راه در پیش است : یا رسمیت یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازی;به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودى از مردان متاهل-که حتما از ۱۰ درصد تجاوز نخواهد کرد-و سر و سامان یافتن و خانه و زندگى پیدا کردن زنان بى شوهر، و یا باز گذاشتن راه معشوقه بازی;و چون در صورت دوم هر معشوقه اى مى تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اکثریت قریب به اتفاق مردان متاهل عملا چند همسر خواهند بود. آرى، این است صورت صحیح طرح مساله چند همسری. اما مبلغان شیوه هاى غربى حاضر نیستند صورت صحیح مساله را طرح کنند;حاضر نیستند حقیقت را آشکارا بگویند. آنها واقعا مدافع مترس بازى و معشوقه گیرى هستند، زن شرعى و قانونى را سربار و مزاحم مى دانند و یکى اش را هم زیاد مى دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن، لذت را در آزادى از قیود ازدواج مى شناسند، اما در گفته هاى خود براى ساده دلان چنین وانمود مى کنند که ما مدافع تک همسرى هستیم;با لحنى معصومانه مى گویند ما طرفدار آنیم که مرد تک همسر و باوفا باشد نه چند همسر و بى وفا! نیرنگ مرد قرن بیستم مرد قرن بیستم در بسیارى از مسائل مربوط به حقوق خانوادگى توانسته است نعل وارونه بزند و با نامهاى قشنگ تساوى و آزادى، زن را اغفال کرده از تعهدات خود نسبت به او بکاهد و بر کامگیریهاى بى حساب خود بیفزاید. اما در کمتر مساله اى به اندازه تعدد زوجات، از این جهت موفقیت داشته است. راستى من گاهى در آثار بعضى از نویسندگان ایرانى چیزهایى مى بینم که دچار تردید مى شوم، نمى دانم ساده دلى است یا اغفال؟ یکى از این نویسندگان نظر خود را درباره تعدد زوجات اینچنین نوشته است : «در حال حاضر در ممالک پیشرفته روابط زوجین متکى بر تکالیف حقوقى متقابل است و بنابر این شناخت تعدد زوجات به هر شکل و عنوان (دائم یا منقطع) از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقباى خود را در عرصه زناشویى تحمل کند.» من نمى دانم این گونه اشخاص تصور واقعى شان از این مساله همین است یا نعل وارونه مى زنند؟ ! آیا اینها واقعا نمى دانند که تعدد زوجات ناشى از یک مشکل اجتماعى است که بر دوش تمام مردان و زنان متاهل سنگینى مى کند و راه حل بهترى از تعدد زوجات تاکنون براى این مشکل پیدا نشده است؟ آیا اینها نمى دانند که چشمها را روى هم گذاشتن و شعار دادن و فریاد «زنده باد تک همسرى و مرگ بر چند همسری» دردى دوا نمى کند؟ آیا اینها نمى دانند که تعدد زوجات جزو حقوق زن است نه حقوق مرد و ربطى به حقوق متقابل زن و مرد ندارد؟ مضحک این است که مى گویند : «تعدد زوجات از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقباى خود را در عرصه زناشویى تحمل کند.» گذشته از اینکه مقایسه غلطى است، شاید نمى دانند که دنیاى امروز-که این آقایان هر پدیده اى را به این نام جذب مى کنند و هیچ تردیدى را در صحت رویدادهاى آن روا نمى دارند-مرتبا از مرد مى خواهد که عشق زن خویش را محترم بشمارد و وجود رقباى خود را در عرصه زناشویى تحمل کند. دنیاى امروز این «نابردباریها» را به نام حسادت، تعصب، فناتیسم و غیره محکوم مى کند. اى کاش جوانان ما لااقل از عمق جریاناتى که از این لحاظ در مغرب زمین مى گذرد اندکى آگاهى داشتند. روشن شد که تعدد زوجات ناشى از یک مشکل اجتماعى است نه طبیعت ذاتى مرد. بدیهى است که اگر در اجتماعى مشکله فزونى نسبى عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند وجود نداشته باشد تعدد زوجات از میان خواهد رفت و یا بسیار کم خواهد شد;و اگر بخواهیم در چنین شرایطى (فرضا چنین شرایطى وجود پیدا کند) [زنانى بى شوهر نمانند] تعدد زوجات نه کافى است و نه صحیح. براى این منظور چند چیز دیگر لازم است : اول عدالت اجتماعى و کار و درآمد کافى براى هر مرد نیازمند به ازدواج تا بتواند به تشکیل کانون خانوادگى اقدام نماید. دوم آزادى اراده و اختیار همسر براى زن که از طرف پدر یا برادر یا شخص دیگر اجبارا به عقد یک مرد زندار پولدار درآورده نشود. بدیهى است که اگر زن آزاد و مختار باشد و امکان همسرى با یک مرد مجرد برایش فراهم باشد هرگز زن مرد زندار نخواهد شد و سر «هوو» نخواهد رفت. این اولیاء زن هستند که به طمع پول، دختر یا خواهر خود را به مردان زندار پولدار مى فروشند. سوم اینکه عوامل تحریک و تهییج و اغوا و خانه خراب کن اینقدر زیاد نباشد. عوامل اغوا، زنان شوهردار را از خانه شوهر به خانه بیگانه مى کشد، چه رسد به زنان بى شوهر. اجتماع اگر سر اصلاح دارد و طرفدار نجات تک همسرى واقعى است باید در راه برقرارى این سه عامل بکوشد، و الا منع قانونى تعدد زوجات جز اینکه راه فحشاء را باز کند اثر دیگرى ندارد. بحران ناشى از محرومیت زنان بى شوهر اما اگر عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند فزونى داشته باشد، منع تعدد زوجات خیانت به بشریت است، زیرا تنها پامال کردن حقوق زن در میان نیست. اگر مطلب به پامال شدن حقوق عده اى از زنان ختم مى شد باز قابل تحمل بود. بحرانى که از این راه عارض اجتماع مى شود از هر بحران دیگر خطرناکتر است، همچنانکه خانواده از هر کانون دیگر مقدستر است. زیرا آن که از حق طبیعى خود محروم مى ماند یک موجود زنده است با همه عکس العمل هایى که یک موجود زنده در محرومیتها نشان مى دهد، یک انسان است با همه عوارض روانى و عقده هاى روحى در زمینه ناکامیها، زن است با همه نیرنگهاى زنانه، دختر حواست با قدرت کامل «آدم فریبی» . او گندم و جو نیست که زائد بر مصرف را به دریا بریزند یا در انبارى براى «روز مبادا» ذخیره کنند، خانه و اتاق نیست که اگر مورد احتیاج نبود قفلى به آن بزنند. بلى، او یک موجود زنده است، یک انسان است، یک زن است;نیروى شگرف خود را ظاهر خواهد کرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد. او خواهد گفت : سخن درست بگویم نمى توانم دید که مى خورند حریفان و من نظاره کنم همین «نمى توانم دید» کارها خواهد کرد، خانه ها و خانواده ها ویران خواهد ساخت، عقده ها و کینه ها به وجود خواهد آورد. واى به حال بشر آنگاه که غریزه و عقده دست به دست هم بدهند. زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را براى اغواى مرد-که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست-به کار خواهند برد، و بدیهى است که «چو گل بسیار شد پیلان بلغزند» و متاسفانه از این «گل» مقدار کمى هم براى لغزیدن این پیل کافى است. آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا مى کند؟ خیر، نوبت به زنان خانه دار مى رسد. زنانى که شوهران خود را در حال خیانت مى بینند آنها هم به فکر انتقام و خیانت مى افتند، آنها هم در خیانت دنباله رو مرد مى شوند. نتیجه نهایى چه خواهد بود؟ نتیجه نهایى در گزارشى که به «کینزى راپورت» مشهور شده، ضمن یک جمله خلاصه شده است : «مردان و زنان امریکایى در بى وفایى و خیانت دست سایر ملل دنیا را از شت بسته اند» . ملاحظه مى فرمایید که تنها با فساد و انحراف مرد خاتمه نمى یابد، شعله این آتش در نهایت امر دامن زنان خانه دار را هم مى گیرد. عکس العمل هاى مختلف در زمینه پدیده فزونى زن پدیده فزونى نسبى زن همیشه در زندگى بشر وجود داشته. چیزى که هست عکس العمل ها در برابر این پدیده-که مشکله اى براى اجتماع به وجود مى آوردیکسان نبوده است. ملتهایى که روحشان با تقوا و عفاف پیوند بیشترى داشته، به رهبرى ادیان بزرگ آسمانى این مشکله را با تعدد زوجات حل کرده اند و ملتهایى که تقوا و عفاف چندان با روحیه شان سازگار نبوده، این پدیده را وسیله اى براى فحشاء قرار داده اند. نه تعدد زوجات در مشرق ناشى از دین اسلام است و نه ترک آن در مغرب مربوط به دین مسیح است، زیرا قبل از اسلام در مشرق زمین تعدد زوجات وجود داشته و ادیان شرقى آن را مجاز کرده بودند، و در اصل دین مسیح هم نصى بر منع تعدد زوجات وجود ندارد;هر چه هست مربوط به خود ملل غرب است نه دین مسیح. ملتهایى که در مسیر فحشاء قرار گرفته اند بیش از ملتهایى که تعدد زوجات را تجویز کرده اند به تک همسرى ضربه زده اند. دکتر محمد حسین هیکل نویسنده کتاب زندگانى محمد پس از ذکر آیات قرآن در باره تعدد زوجات مى گوید : «این آیات اکتفا به یک زن را بهتر مى شمارد و مى گوید : اگر مى ترسید مطابق عدالت رفتار نکنید فقط یک زن بگیرید. ضمنا تاکید مى کند که نمى توانید به عدالت رفتار کنید. اما در عین حال چون ممکن است در زندگى اجتماعى حوادثى پیش آید که تعدد زنان را ایجاب مى کند، بدین جهت آن را به شرط عدالت روا شمرده است. محمد صلى الله علیه و آله و سلم در اثناى جنگهاى مسلمانان که گروهى از آنان کشته مى شدند و طبعا زنانشان بیوه ماندند، بدین طریق رفتار کرد. واقعا آیا مى توانید بگویید که پس از جنگها و امراض عمومى و شورشها که هزارها و میلیونها اشخاص تلف مى شوند و عده زیادى زنان بى شوهر مى مانند، اکتفا به یک زن بهتر از چند زن است که به طور استثناء و به قید عدالت روا شمرده شده است؟ آیا مردم مغرب زمین مى توانند ادعا کنند که پس از جنگ جهانگیر قانون اکتفا به یک زن همان طور که اسما وجود دارد عملا نیز اجرا شده است؟»

نوشته قبلی

اجتهاد، توسعه، مسایل زنان

نوشته‌ی بعدی

تأملی بر پیکره و پیامدهای فمینیسم اسلامی

مرتبط نوشته ها

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)
امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر
امام مهدی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی
شیعه شناسی

شیعه شناسی

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

بیانیه مجمع جهانی شیعه‌شناسی
برگزیده ها

بیانیه مجمع جهانی شیعه‌شناسی

نوشته‌ی بعدی

تأملی بر پیکره و پیامدهای فمینیسم اسلامی

3 نظرات

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • ناشناس
    • ۹۷/۰۵/۰۱ در ۱۸:۲۹
    مردانی که چندتا چندتا زن میگیرند و یک ایل زن و بچه می ریزند در جامعه. این مرد از پس یک خانواده چهار پنج نفره هم به زور بر می آید حالا مسائل عاطفی بماند من مانده ام شما عدالت را چگونه تفسیر می کنید حالا چگونه از پس خرج و خورد و خوراک آنها بر می آید و چقدر کوتاهی در حق پیشرفت زن و فرزندانش می کند هم بماند چه کسی بر انها نظارت می کند چه کسی انها را تربیت می کند. حالا پسران این خانواده چقدر معتاد و دزد و متجاوز به عنف و اراذل بشوند و دختران و زنانشان با نامحرمان بگردند و زنا را رواج دهند باز هم بماند. لطفا به امار زندانیان و مجرمان هم نگاهی بیندازید که تا چه حد از خانواده های نا به سامان و و چند زنه و بی پول هستند چیزی که دور و اطرافمان هم می بینیم. یا طرف پنجاه شصت سال از سنش می گذرد هوس دختر بیست سی ساله میکند و سر شصت سالگی بچه ئار می شوند هفتاد سالش می شود یه عده بی صاحب بی پول در جامعه رها می کند. این شد عدالت. حالا چه به سر انها می اید خدا می داند. درد بی پدری و بی صاحبی و حرف مردم و تجاوز و زنا و بی ابرویی و عدم پیشرفت به دلیل مشکل مالی و نداشتن حمایتگر و راهنمای درست و حسابی. خاک بر سرتان با این فرهنگ سازیتان. جامعه را خراب کردید.
    0 0 • پاسخ
    • ناشناس
      • ۹۷/۰۵/۰۳ در ۱۲:۱۱
      بسم الله الرحمن الرحمن مطلب شما کاملا درست است و هیچ عقل سلیمی چنین حالتی را برای چند همسری قبول نمیکند. ولی آنچه باید به آن توجه کنیم این است اگر اسلام چند همسری را بنابر مصالحی اجازه کرده است، شرایطی هم برایش در نظر گرفته که از جمله این شرایط، توانایی مرد برای ایجاد عدالت بین همسران خود می باشد. اگر بخواهیم عدالت مورد نظر اسلام را تبیین کنیم از جمله موارد آن، ارضای عاطفی و جنسی تک تک همسران و توانایی مدیریت مالی و اجتماعی همسران و فرزندان می باشد. اسلام هیچ گاه قبول نمیکند که یک مرد برای هوس رانی های خود، احکام دین را دستاویز کرده و به امیال شیطانی خود برسد. روایات متعددی از اهل بیت علیهم السلام در باب رعایت حقوق عاطفی و جنسی همسران و رعایت حقوق تربیتی و مالی فرزندان وارد شده که نشان دهنده توجه دین مبین اسلام به این امور حیاتی در محیط خانواده می باشد. در نتیجه باید گفت که اگر حکمی در باب چند همسری بیان شده، آداب و قوانینی هم برایش ذکر شده که در جای جای آن حقوق زنان و فرزندان مورد توجه قرار گرفته است.
      0 0 • پاسخ
  • ناشناس
    • ۹۷/۰۵/۰۱ در ۱۸:۲۰
    وقتی حرف از نیاز مرد می زنید از نیاز زن هم بگویید مردی که با چند دقیقه رابطه جنسی ارضا می شود باید به این هم فکر کند زنش به بیست دقیقه زمان لازم دارد پس اول مسئولیت و انسانیت و مسلمانی خودت را انجام بده بعد به فکر ارضای زنان بی شوهر مانده فکر کن. درضمن الان جنگ نداریم الان مردها بیشتر نباشند کمتر هم نیستند اگر امار ثبت احوال اعلام کند مردان بیشتر هستند باید چی کار کنیم. لطفا چیز دیگری را دستاویز کنید
    0 0 • پاسخ
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی

شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا