۱۹ آذر ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

از آرمان گرایی تا آرمان شهر شیعی

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 

سرآغاز
بحث از آرمان، آرزو، ایده آل و آرمان گرایی می تواند در بسترهای مختلف، مورد گفتگو قرار گیرد؛ در حوزه هایی چون: سیاست، اجتماع، اقتصاد، معرفت شناسی و حتی روان شناسی، روان کاوی و … .اما آنچه در این جا مورد بحث ماست، قالبی است که تمام این حوزه ها را در خود، جا می دهد. بنابراین، ما به طور خاص و در قالبی معین، به آرمان گرایی نمی پردازیم و سعی می کنیم، تعریفی جامع از آرمان، آرمان گرایی و کمال مطلوب ارائه دهیم و این مفهوم را با کمک مفاهیمی متعارض یا احیانا مترادف و همسو، از زاویه ی نقد، بررسی کنیم. در نهایت، به مفهوم آرمان شهر برسیم و در محدوده ی زمان و فضا، به مختصات آن اشاره کنیم و متناسب با آنچه هست و باید باشد، به آن، تلنگر بزنیم.
گام اول: آرمان گرایی چیست؟
آرمان، در لغت به معنای آرزو و امل و همچنین امید و رجا آمده است. (۱) در اصطلاح عوام، به خواسته ها، آرزوها و حالات روحی ای گفته می شود که دست نیافتنی است و اگر هم امکان دست یافتن به آن باشد، گرفتاری های فراوان به همراه دارد.آرمان گرایی، مفهومی است که می توان معانی گوناگونی برای آن متصور شد. عده ای می گویند تعابیری چون آرمان، سعادت، آزادی، اتوپیا و… قابل ادراک کامل نیست و نمی توان تعریفی جامع و مشترک (بین تمام علوم) از آن به دست آورد. در واقع، به نظر این گروه، به تعداد تعاریفی که از این مفاهیم ارائه می شود، امکان وجود تفاوت هم هست. لذا بحث از این مقولات را فردی، ذهنی و فضایی می دانند و از پرداختن به آن، خودداری می کنند؛ اما از دیدگاه دیگر، با دقت نظر می توان به تعریفی رسید که حداقل های تعریف جامع را داشته و ریشه در مفاهیم و باورهای مذهبی، قومی و حتی گروهی داشته باشد.از منظر دیگر، آرمان گرایی در تاریخ فلسفه، جایگاه ویژه ای دارد. در یونان باستان، اولین کسی که این بحث را مطرح کرد، افلاطون بود. وی اصطلاح ایده آلیسم را – که مترادف با آرمان گرایی بود- در مقابل عالم محسوس، به کار برد و ایده آل ها را مفاهیمی خارج از محسوسات دانست که در واقع، از دید و لمس بشر، خارج اند و در جایی دور از دسترس انسان قرار دارند. در ترجمه ی اندیشمندان اسلامی، «ایده»، به «مثال» و «نمونه» برگردان شد و گروهی – که به پیروان فلسفه ی «اشراق» معروف اند-، به بسط و گسترش این تفکر، با اندکی تفاوت پرداختند.تا اواخر قرن هفدهم میلادی، این نوع برداشت از مفاهیم و موجودات اطراف، با قوت، پیگیری شد و هر کس به فراخور حال خود، به تبیین و تشریح آن پرداخت؛ اما از این زمان به بعد، با پدید آمدن جریان های فلسفی جدید، این مفهوم هم رنگ و لعاب دیگری یافت و در پس تحولات بزرگ روحی، فکری و صنعتی بشر، به مفاهیمی دیگر – که هیچ سنخیتی با باورهای اولیه نداشتند-، تغییر ماهیت داد.گروهی، ایده آل را در برابر واقعیت قرار دادند. در این اندیشه، ایده آل، چیزی است که فقط در عالم ذهن به آن می توان رسید، نه در عالم خارج؛ لذا به آن، اصالت دادند و گفتند چاره ای نیست، جز تلاش برای نزدیک شدن به این مفهوم؛ زیرا ذهن است که توان ارتقای وضع موجود را دارد. قاعدتا در برابر این گروه ها، کسانی ایستادند که به طور کامل، ایده یا به عبارت بهتر، آرمانی را نفی کردند و آن را ضایع کننده ی انرژی، استعداد و توانایی بشر دانستند. این افراد، اصالت را به واقعیت موجود و آنچه من و شما داریم می بینیم و می شنویم و لمس می کنیم، دادند و به «رئالیست ها» مشهور شدند. این دگرگونی در مفاهیم، در دیگر بخش های زندگی (چون هنر) نیز پدیدار شد و در تعریف «زیبایی شناسی» نیز ردپایی از خود به جا گذاشت. در جریان همین تغییرات، گروهی نیز، «ایده آل گرایی» را در جبهه ی رو به روی «عمل گرایی» یا همان «پراگماتیسم» قرار دادند و اصالت را به عمل دادند، نه به ایده.به طور کلی، اگر در حرکت به جلو و پیشرفت، هدف، رسیدن به هدفی کاملا مطلوب، بی عیب و نقص و دربرگیرنده تمام خواسته های بشری می باشد، می توان آن را آرمان گرایی نامید. در این مسیر، باید با توجه به آرمان و غایت آرزو، به سنجش خود پرداخت. مدام با معیار هدف و در جهت تحقق آن، به ارزیابی فعل و انفعالات انجام گرفته، دست زد. بر این اساس، مبنا و ملاک موفقیت، میزان نزدیکی به هدف نهایی خواهد بود. مثلا اگر هدف شما رسیدن به قله ایی است که تاکنون کسی آن را فتح نکرده، آرمانتان در این نهفته است که به قله برسید و آن را فتح کنید، هر چه که محال یا بسیار سخت به نظر آید. حال در این مسیر برای ارزیابی خود، به حرکت دیگران یا مسیری که طی کرده اید، نمی اندیشید. فکر و ذهن شما مشغول قله است و تمام انرژی تان باید در راستای فتح آن صرف شود. اگر به حرکت دیگران و یا مسائل حاشیه ای توجه می کنید، فقط در جهت تحقق آرمان شماست و نباید پرداختن به این امور، اصل قرار گیرد.
گام دوم: آرمان گرایی خوب، آرمان گرایی بد
اگر آرمان را همان آرزو یا ایده آل بدانیم، در متون دینی ما بر اهمیت آن تأکید شده است. پیامبر (ص) می فرماید: «آرزو، در حقیقت، رحمتی از جانب خداوند برای امت من است. اگر آرزو نبود، هیچ مادری فرزندی را شیر نمی داد و هیچ باغبانی، نهالی نمی کاشت». (2) و نیز می فرماید: «دل هر پیرمردی، در دو چیز، همیشه جوان است: دنیادوستی و درازی آرزو». (3) امام علی (ع) نیز، برپایی دنیا را منوط به آرزو می داند. (۴)پس دین مقدس اسلام، آرزو را می پذیرد و مهر تأیید بر آن می زند؛ اما آیا هر نوع آرزویی مقبول است؟ آیا شما می توانید افق هایی را برای خود ترسیم کنید و آنها را آرمان هایتان بنامید، در حالی که ناشدنی هستند؟ یا این، از نگاه دین، عقل، عرف و قانون، مورد پذیرش نیست؟ حتما جوابتان منفی است. هر چند که انسان، نامحدود آفریده شده و کمالات و افق های رو به روی وی ابدی است، اما برای انتخاب مسیر درست و آرمانی معقول، شرعی، عرفی و قانونی، نیاز به چارچوبی صحیح دارد. به همان اندازه که انسان نامحدود آفریده شده، نیازمند هم هست. نیازمند فانوسی است در جهان تاریک جهالت!به یقین، ندانسته های ما فراوان تر از علم ماست و این عامل، ضریب خطا و اشتباه فرزندان آدم را می افزاید. لذا باید دست به انتخاب صحیح زد. از آرمان های مذموم و بد، می توان به گزینه های زیر اشاره کرد:
1. آرزوهای دراز
امام علی (ع) می گوید: «بدترین مردم، کسی که بلندآرزو و بدکردار باشد». (5) در جایی دیگر نیز می فرماید: «خداوند پاک، از بلندآرزوی بدکردار، نفرت دارد». (6) آرزوی دراز و بلند چیست؟ برای جواب این پرسش و برای دور شدن از فهم غلط از کلام معصوم، به ناچار، به خود کلام ائمه (ع) پناه می بریم.پیامبر خدا (ص) می فرماید: «هر که آرزو داشته باشد که فردا زنده بماند، به زندگی همیشگی آرزو بسته است». (7) در غالب روایات، درازی آرزو، در کنار کوتاهی عمر دنیا و حیات انسان قرار گرفته، و این، بیان کننده ی این واقعیت است که آرزوهای دراز، خواسته هایی است که از یک سو، فراتر از توانایی بشر است و از سوی دیگر، افزون بر نیاز وی. انسانی که به آرمان های دراز دنیوی دل می بندد و در رسیدن به آن، تلاش فراوان می کند، اولا از اهداف و وظایف مهم تر، بازمی ماند و پس از مدت زمان کوتاهی، اجلش فرامی رسد و دیگر از دست وی کاری ساخته نیست؛ ثانیا آرزوهای دراز، آن قدر دست نیافتنی به نظر می رسند که او را از عمل، بازمی دارند که نتیجه ی آن، رخوت و سستی و پوچ گرایی است. امام علی (ع) به زیبایی می فرماید: «از آرزوهای دراز بپرهیز؛ زیرا، بسا فریب خورده ای که فریب آرزوی درازش را می خورد و عملش را تباه می کند و عمرش را به سر می آورد و نه به آرزویش می رسد و نه [عمر و عمل] از دست رفته اش را جبران می کند». یکی دیگر از نتایج آرزوهای دراز، فراموشی سرای باقی است؛ جایی که مأوای همیشگی من و شماست. امیرمؤمنان (ع) می گویند: «من بر شما از دو چیز می ترسم: پیروی از هوس و آرزوی دراز؛ زیرا پیروی از هوس، از حق بازمی دارد و آرزوی دراز، آخرت را از یاد انسان می برد». (8)
2. آرزوهای اغواگر
آرزوهایی که ریشه در عقلانیت، منطق و واقعیت ندارند، برای ما فضایی ترسیم می کنند که در آن، سرمست و سرخوش هستیم، به پایکوبی می پردازیم و خود را در قله های سعادت و پیروزمندی می بینیم؛ اما به یک باره، آن کاخ زیبای خوشی ها با نسیمی فرومی ریزد و ما را با وضعیتی مواجه می کند که نمی دانیم زاییده ی چه بوده است. امام علی (ع) برای برحذر داشتن بشر از آرزوهای فریبنده می فرمایند: «دروغ می گوید آن که ادعای ایمان می کند؛ اما دل بسته ی آرزوهای فریبنده و سرگرمی های دروغین دنیاست». (9)
3. آرزوهای پوچ
آنچه که برای انسان، ثمره ی مفید ندارد و وضعیت کنونی انسان را ارتقا نمی دهد، باطل و مضر است. دل بستن به دنیا و آنچه در درون آن است، مصداق پوچ گرایی است. در مکتب غنی اهل بیت (ع) آن چیزی معنا و مفهوم حقیقی دارد که در رشد فکری و بالندگی روحی انسان کمک کند. آرمانی مورد ستایش است که در نهایت، به تربیت انسانی پاک از هرگونه ناپاکی، و آراسته به فضایل پذیرفته شده ی انسانی، و نیز به ساخته شدن جهانی از همین گونه منتهی شود.در مقابل، آرمان هایی هست که نه تنها باعث رخوت و فترت انسان نمی شود، بلکه همچون کاتالیزور (شتاب دهنده)، سرعت نیل به اهداف بلند را افزایش می دهد. در فرهنگ اسلامی – که ریشه در قرآن و گفتار و کردار پاک ترین فرزندان آدم دارد -، آرمانی سازنده و کارساز است که از روی هوا و هوس نباشد، از اوهام و خیال پردازی های بیهوده عاری باشد و صرفا در چارچوب این دنیای مادی تعریف نشده باشد. اسلام در پی ساختن کعبه ی آمال و آرمان هایی است که اولا شعاع آن، محدود به این جهان نباشد و ریشه در جهانی ابدی داشته باشد و ثانیا به جهان بی پایان و حیات لایزال بینجامد. اگر آرزوی ما حول این دو محور بچرخد، آن وقت، هیچ گاه دچار یأس و سرخوردگی نخواهیم شد و هر چه سختی در این راه به ما برسد، به آسانی تحمل خواهیم کرد. امام علی (ع) می فرماید: «هر که پاداش سرای نیکوتر را آرزو می کند، آرزوهایش دشوار نمی گردند». (10)از زاویه ای دیگر نیز آرمان گرایی مورد توجه قرار می گیرد.
گام سوم: آرمان شهر، محال یا ممکن
قبل از پیدایش رنسانس فکری در غرب، اندیشمندان، به ترسیم شهری پرداخته بودند که به آن، «مدینه ی فاضله» گفته می شد. به احتمال زیاد، اولین بار، افلاطون در کتاب «جمهور» خود به طرح آن پرداخت. وی با تجزیه و تحلیل قوای درونی انسان، طرحی را ارائه می دهد که در آن، سعادت جامعه از همان طریقی حاصل می شود که سعادت فرد به دست می آید. بدین وسیله، با الهام از نیروهای درونی انسان (عقل، غضب و شهوت) که در حالت عدم افراط و تفریط، هرکدام به عدالت منتهی می شود، به طراحی «شهر آرمانی» پرداخت. این «مدینه ی فاضله» با مختصاتی که از نهاد پاک آدمی الگو می گیرد، بنا نهاده شد.سپس فارابی در دو کتاب «سیاست مدنیه» و «آراء اهل المدینه الفاضله»، با الهام از نظرات افلاطون، شهری ایده آل طراحی کرد که در رأس آن، رئیس فرزانه ای حکمرانی می کند. او وقتی ویژگی های این رئیس را بازمی گوید، همان پیامبر یا امامی را به تصویر می کشد که نمود حقیقی یک «انسان کامل» است. فارابی، مدینه ای را رو به رو ما به نمایش می گذارد که می تواند همان «آرمان شهر شیعی» یا «شهر آرمانی شیعیان در آخر الزمان» باشد.در قرن شانزده، توماس مور انگلیسی، لفظ «اتوپیا (Utopia)» را وارد ادبیات جهان کرد که از آن تاریخ به بعد، مورد استعمال اندیشه ورزان غربی قرار گرفت. مور، با نگرشی انتقادی به جامعه ی آن روز بریتانیا، آرمان شهری ساخت که بعدها بسیاری در هجو آن، و دیگرانی به ستایش و تقویت آن، به پا خاستند. هاکسلی، سامیاتین، جرج اورول، والتر و آرنو اشمیت، به «ضد آرمان شهر» مشهورند. کامپلانا (قرن هفدهم)، نظریه ی «شهر آفتاب» را خلق کرد و فرانسیس بیکن و سیرانو، با تکیه بر الگوی دولت – شهرهای رم باستان، شعرهای آرمانی سرودند.مزلو، روان شناس مشهور آمریکایی، آرمان شهر دور از دسترس را که «اپسایکیا (eupsychia) » می نامید، جایی می داند که در آن، اشخاص سالم و خودشکوفا، در هماهنگی کامل به سر می برند و با هم، به کار و زندگی مشغول اند. اپسایکیا، فرهنگی سالم، آزاد و محبت آمیز دارد که در آن، همه ی مردم و حتی جوانان، بیش از معمول، از آزادی برخوردارند. آرزو، محترم شمرده می شود و مردم، کمتر مزاحم یکدیگر هستند و عقاید، کمتر سرکوب می شود. در این مدینه ی فاضله، تلاش برای ترکیب وجوه خداگونه ی ماهیت انسان و تجلی انسانی ترین بعد وجود او، صورت می پذیرد تا چیزی به فعلیت درآید که مزلو آن را «وجود ذاتا نیک انسان» تلقی می کند. به عقیده ی مزلو، اپسایکیا، محیطی است که در آن، انسان به طور کامل، همان چیزی خواهد شد که واقعا هست.حال، پس از سیری گذرا در تاریخ آرمان شهر، به این جا می رسیم که چرا حکیمان و اندیشمندان و شاعران و … به سراغ مفاهیمی چون اتوپیا، ناکجاآباد و آرمان شهر رفته اند؟ ریشه ی این تفکر در کجاست؟ و علت تضاد در تبیین معنای آن چیست؟جواب این سؤالات، برمی گردد به ماهیت درونی و ساختار خلقت انسان. بشر، از ابتدای خلقت تاکنون، نشان داده است که در تمام جنبه های حیات، در حال رشد و تعالی است و برای رسیدن به آن، دست به هر کاری می زند. با مرور تاریخ، متوجه می شویم که در این رهگذر، به خاطر بروز برخی انحرافات – که این جا محل بحث آن نیست -، انسان از حقیقت ناب به دور مانده است و به جای پرداختن به ماهیت و هدف خلقت خود – که درک آن، با کمک گرفتن از آموزه های اصیل دینی، ممکن می شود -، به عقل و سلسله ی نفسانیات خود تکیه کرده و روز به روز از مدار حقیقی خلقت، دورتر افتاده است. چنین انسانی، با جدا شدن از این منابع واقعی، به اختراعات و اکتشافاتی پرداخت که هر چند ریشه در ماهیت و سرشت انسانی داشت، اما در مسیری درست، به دست نیامده بود. بشر، خواهان بهشت موعودی است که به زیبایی در کتاب های آسمانی و از جمله قرآن، ترسیم شده است و به خاطر عدم توجه به ابزار درست رسیدن به آن، به خلق مفاهیمی روی آورد که روح عطشناک وی را ارضا کند. لذا می توان گفت که بهشت خیالی پرداخته ی ذهن ناقص بشر، نسخه ای ناقص از همان بهشت موعودی است که خداوند در قرآن و معصومان (ع) در احادیث خود، وعده آن را داده اند؛ اما چون از روی مبانی درست و با شناخت راستین از ماهیت جهان و انسان شکل نگرفته، به خیال پردازی و سراب سرایی انجامیده است.
گام چهارم: آرمان شهر شیعی
آرمان شهر شیعی، نه خیال پردازی است و نه یک سلسله نظریه پردازی های بی پایه و اساس؛ بلکه گزارشی راست از تحقق یک پدیده ی واقعی در آینده است که ریشه در وحی و متون دینی دارد و آرزوی آن، در نهاد هر موجود پاک و بی آلایش می جوشد. انسان هایی به امید آن زنده اند و آرمان کسانی بوده است که در وهله ی اول، درون خود را از زنگار پلشتی ها زدودند و آن را چون آینه ای صاف، صیقل دادند و در وهله ی بعد، قدم در راه اصلاح جامعه و جهان نهادند تا مقدمه ای باشد برای بروز آن «جهان شهر» آرمانی و پاک بی بدیل.
پی نوشت ها:
1. ر.ک: لغت نامه ی دهخدا، واژه ی آرمان.۲. فرهنگ نامه ی آرزو، محمد محمدی ری شهری، قم: دار الحدیث، ص ۲۱.۳. همان، ص ۲۴.۴. ر.ک: همان، ص ۲۳.۵. همان، ص ۱۰۹.۶. همان جا.۷. همان، ص ۱۴۵.۸. همان، ص ۱۰۹.۹. همان، ص ۱۱۳.۱۰. همان، ص ۶۷.
منبع: مجله حدیث زندگی شماره ۳۸

نوشته قبلی

جاذبه های تشیع در گفت و گوی اختصاصی با دکتر تیجانی

نوشته‌ی بعدی

عوامل دشمنی با علی علیه السلام و آل علی علیه السلام

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

مقصود از شناخت در حدیث معرفت امام

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

چرایی عدم گرایش به بنیادگرایی در اندیشه‌های شیعی
بدون دسته ( پیشفرض)

چرایی عدم گرایش به بنیادگرایی در اندیشه‌های شیعی

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

نوشته‌ی بعدی

عوامل دشمني با علي عليه السلام و آل علي عليه السلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

حامله بودن حضرت فاطمه پیش از شهادت

حامله بودن حضرت فاطمه پیش از شهادت

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ

شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ

الو سلام حاج آقا / ۲۹

خطبه بى الف امام علی (ع)

همایش نصرالله

پیش نشست علمی همایش بین‌المللی شهید سیدحسن نصرالله

خواب خلیفه عباسی

خواب خلیفه عباسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا