سپاس و ستایش خداى یکتا را سزاست که محبوب دلهاست و یادش مایه آرامش جانها. معبودى که روح و فکر انسان در پرتو عبادت و آیاتاش منوّر گشته؛ و فراتر از دید چشمها و
چون اسلام دین کامل و از هر جهت بى عیب و نقص است، برهان قاطع ادیان الهى و اتمام نعمتهاى تمامى بشر مى باشد. بدین جهت روح معنویّت در اسلام پزشک واقعى و داروى سریعالأثر هر مرض است. دانشمندان و روان پزشکان غربى نیز در سایه تحقیقات گسترده خود به همان نتایج رسیده اند. در این تحقیقات، که مکرراً در رسانه ها نیز پخش شد مى رسانند که : عبادت و برخوردارى از ایمان محکم، تمام هیجانهاى روحى و امراض جسمى را برطرف مى کند…. چون عبادت، راز آفرینش است و آثار و فواید آن در سعادت دنیا و آخرت انسان در آیات و روایات و سخن بزرگان به روشنى آمده است.مؤلف نیز طبق اداى وظیفه ـ بعد از استقبال بى نظیر علاقهمندان اینگونه مباحث که در چندین چاپ گذشته با ارسال پیشنهادات و انتقادات سازنده خود مشوّق ما بودند ـ کوشیده است در پرتو کلام خدا و معصومین (علیهم السلام) و با توجّه به دستاوردهاى علمى روز، در زمینه مسائل و چگونگى شناخت واقعى انسان و عوالم به وجود آورنده آن تحقیقى گسترده و مستدّل داشته باشد. هم چنین توفیقى حاصل شد تا بتواند به اصلاح متن و نواقص کتاب بپردازد. چون طى سالیانى که با کتاب و کتاب خوانى آشنایى داشتم، همیشه کمبود چنین مباحثى رنج ام مى داد که چرا انسان از عوالم به وجود آورنده خود آشنایى کامل نداشته باشد؟! و نسبت به خود بیگانه باشد و گمشده واقعى خود را که همان انسانیّت انسان و آدمیّت آدم است نیابد. به طورى که امام على (علیه السلام) در این باره مى فرماید :عَجَبْتُ لِمَنْ یَنْشُدُّ ضالَّتَهُ وَ قَدْ اَضَلِّ نَفْسَهُ فَلا یَطْلُبُهُ؛ (۱)در شگفتم از آن کسى که دنبال گمشده خود مى رود و براى یافتن آن به جستوجو مى پردازد. ولى خود را گمکرده، [در حالى که] براى یافتن آن گامى بر نمى دارد.و در جاى دیگر امام (علیه السلام) هشدارى جدّى در آگاهى به خویشتن مى دهد و زنگ خطرى را به صدا در مى آورد، که :اى بندگان خدا! از هم اکنون به هوش باشید، هنوز زبانها آزاد است و بدنها سالم و اعضا و جوارح و محل رفت و آمد وسیع و مجال آن بسیار است. به هوش باشید پیش از آن که فرصت از دست برود و مرگ فرا رسد…. (۲)به هرحال مقصود واقعى هر نوشتار القاى تفکرى است که نشأت گرفته از یک پدیده انحصاریى به نام مغز مى باشد، که چگونگى دریافتهاى فرد را به منصه ابتکار و ظهور مى رساند. که در این زمینه از هنرها و شگردهاى مختلف بهرهمند مى شود، تا اثرگذارى تراوشات ذهنى اش را بیشتر کند. و اهدافى را که از پیش طرح نموده – نفیاً و اثباتاً – به آن برسد.با چنین اوصاف، کتاب ارزشمند و خوب کتابى است که در مسیر رساندن سعادت واقعى افراد یک جامعه داراى تعالیم پاک و اسلوب روان باشد. و نباید از اذهان دور نمود که انسان در دنیاى مادى با پیشرفت علوم (تکنولوژى) ، به طور خودکار در مسیرى قرار گرفته که متأسفانه اصالت هر فرد فقط درگروِ بُعد اقتصادى آن جامعه محاسبه مى شود. و در نظامهاى مادى با ارائه نمودهاى تمدن و متمدن بودن تمام مظاهر انسانى را زیر سؤال مى برند. و با ترفندهاى پیچیده و حربه هاى کارى و با برنامهریزى مدّون مسیرى در طول زندگى افراد قرار مى دهند که از بدوِ تولّد تا مرگ، تعقلى در معنویّت نداشته باشند. تا کسب قدرت متعالى را براى افراد یک جامعه مضرّ اعلام دارند. و اگر هم به مبدأ و معادى معتقد باشند با ارائه استدلالهاى بى مغز و بعضاً پوچ آن را کِسل کننده مى دانند. و چه بسا در تبلیغ آن بسیار کوشا هستند.در این برهه از زمان، خداوند بر ما منّت نهاد که قدرشناس علماى سترگ ربانى خود باشیم، چرا که تعالیم غنى اسلامى – شیعى را با واقعیّتهاى روان که نشأت گرفته از قرآن و احادیث معصومین (علیهم السلام) و قابل ادراک تمام ذهنها از خرد و کلان است، بدون هیچ کم و کاستى در اختیار ما گذاشتند، تا همگان را به خداجویى و معنویّت که اعتلاى روح و بشاشیّت جسم است هدایت کنند.
اهمیّت تحریر
همانطور که براى یک زندگى متعادل، جسم در همه حال احتیاج به غذاى مقوّى دارد تا در مقابل هجوم امراض و میکروبها ایستادگى کند، روح هم در تمام حیات مادى احتیاج به غذاى مقوّى و روحبخش دارد، تا در مقابل امراض کسل کننده مقاومت کند. و براى هر بیمارى روحى ـ معنوى داراى حجّت قاطع باشد؛ زیرا بشاشیّت جسم نیز اتّکاى به روح متعالى است. و این امکان پذیر نیست، مگر تمسک جستن و پایبند بودن به معنویت و ایمان به یک قدرت متعالى و برتر.جالب است به اقرار و اعتراف یکى از دانشمندان غربى که امروزه به خلأ ایمان و معنویت در جوامع پى بردند و مکرر در رسانه ها چاپ و پخش شد توجه کنیم، او مى گوید :ایمان یکى از قوایى است که بشر به مدد آن زندگى مى کند و فقدان کامل آن در حکم سقوط بشر [در جهان هستى] است. (۳)ویا مى گویند :کسانى که مرتباً به کلیسا مى روند، کمتر دچار افسردگى یا بیمارى فشار خون مى شوند. بیستو چهار سال پیش، وقتى که هفتهنامه آمریکایى «تایم» در گزارشى به ظاهر انتقادى زیر عنوان «احیاى فرقه گرایى مذهبى» نوشت : «توسل به دعا و شفاى الهى همیشه گزینشى اساسى در برابر طب جدید بودهاست. و شفاى روحانى ارمغانى است که در کتاب مقدس مدام به آن اشاره مى شود. و بسیارى از قدیسین اعتبار خود را با معجزهاى در درمان بیمارى هاى بى درمان کسب کرده اند» . شمار زیادى از دانشمندان و پزشکان امریکایى برآشفته اند و به اعتراض نوشتند : تهیه چنین گزارشهایى ، به هر بهانه ممکن، دامن زدن به خرافهپرستى در میان مردم است.بار دیگر همان هفتهنامه گزارش مستندى زیر عنوان «ایمان و شفا» تهیه کرده است، که نشان مى دهد شمارى از دانشمندان و پزشکان به قدرت ایمان مذهبى در درمان بیماران اعتقاد پیدا کرده اند. (۴)همچنین یک محقق کانادایى ، اعتقاد به حیات پس از مرگ را موجب طولانى شدن عمر انسان مى داند. نتیجه مطالعهاى در کانادا حکایت از آن دارد که اعتقاد به حیات پس از مرگ موجب طولانى شدن عمر انسان مى شود. دکتر «چاندراکانت شاه» پزشک و استاد دانشگاه تورنتو معتقد است یک پنجم مرگ و میرهاى کانادایى یان یا ۴۳ هزار مورد در سال با ضعف باورهاى روحانى و معنوى در ارتباط است.او گفت : اعتقادات روحانى موجب کاهش اضطراب شده، روش زندگى سالم را بهبود بخشیده، و موجب افزایش ارتباطات اجتماعى مى گردد.او معنویت را نه تنها در اعتقاد به خداوند و یا مشارکت در برنامه هاى مذهبى سنتى ، بلکه در باورها، ارزشها و رفتارهایى مى داند که موجب توجه فرد به موقعیتش در جهان هستى و ارتباط وى با یک قدرت برتر و محیط اجتماعى ـ مادى او مى گردد. (۵)همگان معترفیم که، عدم شناخت روان و عوالم خلقت انسان، چه بسا ضعف ایمان به مبدأ و معاد و بى بند و بارى در جامعه را به ارمغان مى آورد. چون روان (روح) آدمى در شرایط عادى نیز تحت تأثیر ممکنات و غیر ممکنات محیط و جامعه است و در مقابل هجوم امراض مختلف روحى از قبیل : شک و تردید، پوچى و بى هویّتى ، پژمردگى و… قرار مى گیرد و مسلماً جسم را نیز علیل و بیمار مى کند.کتاب «از ازل تا قیامت» توانسته در دو فصل مجزا به سعادت واقعى افراد و چگونگى عوالم خلقت انسان به طور اجمال پردازش داشته باشد؛ و با یک تحقیق انسانشناسى ، با در نظر گرفتن بعد اعتقادى – اخلاقى و اجتماعى که گستردهترین بحثها را در بردارد به شناخت عوالم ششگانه انسان بپردازد، که دیر باز مورد علاقه همگان بودهاست؛ تا سؤالات همیشگى افراد را در طول تاریخ که : از کجا آمده ام؟ آمدن بهر چه بود؟ و به کجا مى روم؟ پاسخ منطقى دهد. تا مشتاقان کسب معارف الهى و تعالیم اسلامى – شیعى از این پل ترقّى که إن شاءَ الله : «الایصال الى المطلوب» واقع گردد، استفاده نموده و به واقعیت و اصالت اصلى خود که همان هویّت انسانى است برسند.و به جرأت مى توان گفت : عمدهترین و مؤثرترین عوامل تربیتى یک جامعه متعالى و رو به رشد شناساندن مبدأ – تعالى – و معاد و سرنوشت انسان است، که بنا به اهمیت این بحث خداوند در چندین آیه به آن اشاره مى کند و مى فرماید :أَفَحَسِـبْتُمْ أَنَّما خَلَـقْناکُمْ عَـبَثاً وَأَنـَّکُمْ إِلَیْنا لاتُـرْجَعُونَ؛ (۶)آیا چنین پنداشتید که ما شما را بیهوده و عبث آفریدهایم و هرگز به ما رجوع و بازگشتى نخواهید کرد.به نظم در آوردن و به نظم شنیدن چنین مباحث دل نشین لطف دیگر دارد، آن جا که شاعر پرآواز مى سراید :
روزها فکر من این است همه شب سخنم *** که چرا غافل از احوال دل خویشتنمزکجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ *** به کجا مى روم آخر ننمایى وطنم!مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک *** چند روزى قفسى ساخته اند از بدنممن به خود نامدم این جا که خود باز روم *** آن که آورد مرا باز برد در وطنم
آرى ! هر چه انسان به شناخت خلقت و عوالم به وجود آورنده خود بیشتر تحقیق کند، به ناتوانى و ضعف جسمى خود در مقابل قدرت لایزال پروردگار مقرّخواهد بود. آنگاست که پیشانى را با معرفت برخاک نهادن و کرنش و سپاسگزارى را آگاهانه به جا آوردن، لذتِ دنیا و حیات جاوید را خواهد چشید، که این اوّلین قدم عارف بودن به حق پروردگار عالم مى باشد. کتاب از ازل تا قیامت در این راستا بلیغ است. چون از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند که بلاغت چیست؟ امام (علیه السلام) فرمودند :هر کس چیزى را بداند، با کمترین سخن بیان کند. و شخص را از آن جهت بلیغ (رساگو) نامند که با کمترین کوشش به نیاز خود مى رسد و مقصود خویش را ادا مى کند. (۷)در این باره بهتر است اهمیّت تحریر کتاب از ازل تا قیامت را به عهده خوانندگان عزیز که عمدتاً قشرهاى جوان و تحصیل کرده هستند واگذاریم. اگر چه کتاب « مالایُدْرَکُ کُلُّهُ لایُترَک کُلُّه» را در بر دارد، این شامل تمام نوشتار مى باشد، ولى «لاتُـکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها» (8) مصداق نگارنده است.در پایان بر خود لازم مى دانم از زحمات بى شایبه مسؤولیت محترم انتشارات نبوغ که در کیفیّت چاپ و پخش به موقع این اثر تلاش فراوان نمودند، و همچنین از همه عزیزانى که به هر نحوى در چاپ و نشر این اثر قدم صادقانه برداشته اند، تقدیر و تشکر کنم.پس خدایا!عبادت درگاهات را نصیبمان، راز بندگى ات را مسلکمان، عارف بودن به حقّات را دانشمان، و رهایى از تمام گناه هان و مهلکات دنیوى را آرزومان و در همه حالْ ذکر نامات را توفیقمان عنایت فرما.
——————————————–پی نوشت ها :
1) آمدى ، عبدالواحد، غررالحکم، ص ۴۹۵.۲) فیضالاسلام، على نقى ، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۶.۳) ویلیام جمیز، پدر روانشناسى جدید و استاد فلسفه در دانشگاه هاروارد، الکسیس، کارل، آئین زندگى ، ص۱۵۵.۴) برگرفته از مقاله «دریچهاى به آن سو» مجله شماره ۲ دریچه.۵) روزنامه جمهورى اسلامى ، شنبه ۱۰/۲/۷۹.۶) مؤمنون (۲۳) آیه ۱۱۵.۷) حکیمى ، محمدرضا و برادران، الحیاه، ج ۱، ص ۱۳۱، به نقل از تحف العقول، ص ۲۶۴.۸) بقره (۲) آیه ۲۳۳.

















هیچ نظری وجود ندارد