۲۵ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

اعتقاد ما

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

خداوند متعال پدید آورنده تمام جهان هستى است، و آثار عظمت و علم و قدرت او در جبین تمامى موجودات جهان، آشکار و هویداست، در درون وجود ما، در عالم جانداران و گیاهان، در ستارگان آسمان، و عوالم بالا و در همه جا نمایان است.ما معتقدیم : هر چه در اسرار موجودات این جهان بیشتر اندیشه کنیم به عظمت ذات پاک او و وسعت علم و قدرتش آگاهتر مى‏شویم و با پیشرفت علم و دانش بشرى هر روز درهاى تازه‏اى از علم و حکمت او به روى ما گشوده مى‏شود، و ابعاد اندیشه ما را گسترش بیشترى مى‏دهد و این تفکر سرچشمه عشق روز افزون ما نسبت‏به او خواهد شد و هر لحظه ما را به آن ذات مقدس نزدیک و نزدیکتر مى‏سازد و در نور جلال و جمال او فرو مى‏برد.قرآن مجید مى‏گوید :” و فى الارض آیات للموقنین * و فى انفسکم افلا تبصرون‏ ” ، و در زمین آیاتى براى جویندگان یقین است و در وجود خود شما (نیز آیاتى است) آیا نمى‏بینید؟ ” . (۲)ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولى الالباب * الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم و یتفکرون فى خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا ، مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و رفت‏شب و روز، نشانه‏هاى (روشنى) براى خردمندان است – همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آن گاه که بر پهلو خوابیده‏اند یاد مى‏کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین مى‏اندیشند (و مى‏گویند : ) بار الها! هرگز اینها را بیهوده نیافریده‏اى! ” . (۳)بخشى از صفات جمال و جلال خداوى سبحان ذات پاک خداوند از هر عیب و نقص پاک و منزه است و آراسته به تمام کمالات مى‏باشد بلکه او کمال مطلق، و مطلق کمال است و به تعبیر دیگر هر کمال و زیبایى در این جهان است از ذات پاک او سرچشمه گرفته.هو الله الذى لا اله هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون * هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنى یسبح له ما فى السموات و الارض و هو العزیز الحکیم ، او خدایى است که معبودى جز او نیست، حاکم و مالک اصلى اوست، از هر عیب پاک و منزه است، به کسى ستم نمى‏کند، امنیت‏بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندى شکست ناپذیر است که با اراده نافذ خود هر امرى را اصلاح مى‏کند، او شایسته عظمت است، و منزه است از آنچه همتاى او قرار مى‏دهند – او خداوندى است‏خالق، آفریننده‏اى بى سابقه، و صورتگرى (بى نظیر) ، براى او نامهاى نیک (و هر گونه صفات کمال) است، آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او مى‏گویند و او عزیز و حکیم است‏ ” . (4)و این بخشى از صفات جمال و جلال اوست.
ذات پاک خداوند نا متناهى است
او وجودى است‏بى نهایت از هر نظر : از نظر علم و قدرت، حیات ابدیت و ازلیت و به همین دلیل در زمان و مکان نمى‏گنجد، چرا که زمان و مکان هر چه باشد محدود است، ولى در عین حال همه جا و در هر زمان حضور دارد چرا که فوق زمان و مکان است.و هو الذى فى السماء اله و فى الارض اله و هو الحکیم العلى ، او کسى است که در آسمان معبود است و در زمین معبود، و او حکیم و علیم است‏ ” . (5)و هو معکم اینما کنتم و الله بما تعملون بصیر ، او با شماست هر جا که باشید و خداوند سبت‏به آنچه انجام مى‏دهید بیناست‏ ” . (6)آرى او به ما از ما نزدیکتر است، او در درون جان ماست و او در همه جاست، و در عین حال مکانى ندارد : و نحن اقرب الیه من حبل الورید ، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم، ” ! (۷)هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شى‏ء علیم ، اوست آغاز و پایان، و پیدا و پنهان و او به هر چیز داناست‏ ” . (8)بنابر این اگر در آیاتى از قرآن مى‏خوانیم : ذو العرش المجید ، او صاحب عرش و داراى مجد و عظمت است‏ ” . (9) عرش در این جا به معناى تخت‏بلند شاهانه نیست ” و نیز اگر در آیه دیگر مى‏خوانیم :الرحمن على العرش استوى ، خداوند رحمان بر عرش قرار دارد ” . (۱۰)هرگز به این معنى نیست که او مکان خاصى دارد، بلکه حاکمیت او را بر تمام عالم ماده و جهان ماوراء طبیعت ثابت مى‏کند. چرا که اگر براى او مکان خاصى قائل شویم او را محدود کرده‏ایم و صفات مخلوقات را براى او ثابت نموده، و او را مانند سایر اشیاء دانسته‏ایم، در حالى که لیس کمثله شى‏ء ، هیچ چیز همانند او نیست‏ ” . (11)و لم یکن له کفوا احد ، براى او هیچ گونه شبیه و مانندى وجود ندارد ” . (۱۲)
خداى سبحان جسم نیست و هر گز دیده نمى‏شود
خداوند هرگز با چشم دیده نمى‏شود، چرا که رؤیت‏با چشم به معنى جسم بودن و مکان و محل و رنگ و شکل و جهت داشتن است، و اینها همه صفات مخلوقات است، و خداوند برتر از آن است که صفات مخلوقات داشته باشد.بنابراین اعتقاد به رؤیت‏خداوند یک نوع آلودگى به شرک است :لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر ، چشمها او را نمى‏بینند ولى او همه چشمها را مى‏بیند و او بخشنده و آگاه است‏ ” . (13)به همین دلیل هنگامى که بهانه جویان بنى اسرائیل از موسى (ع) تقاضاى رؤیت‏خدا کردند و گفتند : لن نؤمن لک حتى نرى الله جهره ، هرگز به تو ایمان نمى‏آوریم تا خدا را آشکارا ببینیم! ” (۱۴) موسى آنها را به کوه طور برد و تقاضاى آنها را تکرار نمود، و از سوى خداوند چنین پاسخ شنید : لن ترانى و لکن انظر الى الجبل فان استقر مکانه فسوف ترانى فلما تجلى ربه للجبل دکا و خر موسى صعقا فلما افاق قال سبحانک تبت الیک و انا اول المؤمنین ، هرگز مرا نخواهى دید ولى به کوه نگاه کن اگر در جاى خود ثابت ماند مرا خواهى دید و چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک نمود، و موسى مدهوش بر زمین افتاد، هنگامى که به هوش آمد عرض کرد : خداوندا! منزهى از این که با چشم دیده شوى، من به سوى تو باز مى‏گردم و من نخستین مؤمنانم‏ ” (15)و با این جریان ثابت‏شد که خداوند هرگز قابل رؤیت نیست.ما معتقدیم : اگر در بعضى از آیات یا روایات اسلامى سخن از رؤیت پروردگار به میان آمده منظور رؤیت‏با چشم دل و شهود باطن است، چرا که همیشه آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مى‏کنند (القرآن یفسر بعضه بعضا) . (۱۶)اضافه بر این على (ع) در پاسخ کسى که از حضرتش پرسید : ” یا امیر المؤمنین هل رایت ربک، اى امیر مؤمنان! آیا هرگز خداى خود را دیده‏اى؟ ” فرمود : ” ااعبد ما لا ارى، آیا کسى را که ندیده‏ام پرستش کنم؟ “سپس افزود : ” لا تدرکه العیون بمشاهده العیان، و لکن تدرکه القلوب بحقایق الایمان، چشمها هرگز او را آشکارا نمى‏بیند اما دلها با نیروى ایمان وى را درک مى‏کنند ” . (۱۷)ما معتقدیم : صفات مخلوقات را براى خدا قائل شدن از جمله اعتقاد به مکان و جهت و جسمیت و مشاهده و رؤیت، سبب دور افتادن از معرفت‏خداوند و آلوده شدن به شرک است، آرى او برتر از همه ممکنات و صفات آنهاست و چیزى همانند او نمى‏باشد. از مهمترین مسائل درباره معرفه الله، معرفت مساله توحید، و یگانگى ذات پاک اوست، در واقع توحید تنها یکى از اصول دین نیست، بلکه روح و خمیر مایه تمام عقاید اسلامى است، و با صراحت مى‏توان گفت : اصول و فروع اسلام در توحید شکل مى‏گیرد، همه جا سخن از توحید و یگانگى است، وحدت ذات پاک و توحید صفات و افعال خدا و در تفسیرى دیگر وحدت دعوت انبیاء، وحدت دین و آیین الهى، وحدت قبله و کتاب آسمانى ما، وحدت احکام و قوانین الهى درباره تمام افراد بشر، و بالاخره وحدت صفوف مسلمین، و نیز وحدت یوم المعاد.به همین دلیل قرآن مجید هر گونه انحراف از توحید الهى و گرایش به شرک را، گناهى نابخشودنى مى‏شمرد : ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء و من یشرک بالله فقد افترى اثما عظیما ، خداوند (هرگز) شرک را نمى‏بخشد، و پایین‏تر از آن را براى هر کس بخواهد (و شایسته بداند) مى‏بخشد، و آن کس که براى خدا همتایى قرار دهد گناه بزرگى مرتکب شده است‏ ” . (18)و لقد اوحى الیک و الى الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک و لتکونن من الخاسرین ، به تو و همه پیامبران پیشین وحى شده که اگر مشرک شوى تمام اعمالت تباه مى‏گردد، و از زیانکاران خواهى بود ” . (۱۹)
شاخه‏ هاى توحید
ما معتقدیم : توحید شاخه‏هاى زیادى دارد که از همه مهمتر شاخه‏هاى چهار گانه زیر است :الف : توحید ذاتیعنى ذات پاک او یگانه است و هیچ شبیه و نظیر و مانندى ندارد.ب : توحید صفاتیعنى صفات علم و قدرت و ازلیت و ابدیت و. . . همه در ذات او جمع است و عین ذات یگانه اوست. نه مانند مخلوقات که صفات آنها از یکدیگر جدا، و از ذات آنها نیز جداست، البته عینیت ذات خداوند با صفات او نیاز به دقت و ظرافت فکرى دارد.ج : توحید افعالیعنى هر فعل و حرکت و هر اثرى که در جهان هستى است همه از اراده و مشیت‏خدا سرچشمه مى‏گیرد : الله خالق کل شى‏ء و هو على کل شى‏ء وکیل ، خداوند آفریننده همه چیز، و حافظ و ناظر بر همه اشیاست‏ ” . (20)له مقالید السموات و الارض ، کلیدهاى آسمانها و زمین از آن اوست (و در دست قدرت او مى‏باشد) ” . (۲۱) آرى‏ ” لا مؤثر فى الوجود الا الله ، هیچ مؤثرى در جهان هستى، جز ذات پاک خداوند وجود ندارد ” .ولى این سخن به آن معنى نیست که ما در اعمال خود مجبوریم، بلکه به عکس ما در اراده و تصمیم گیریهاى خود آزاد هستیم انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا ، ما او (انسان) را هدایت کردیم (و راه را به او نشان دادیم) خواه شاکر باشد (و بپذیرد) یا کفران کند (و سر باز زند) . (۲۲)و ان لیس للانسان الا ما سعى ، و براى انسان بهره‏اى جز سعى و کوشش او نیست‏ ” . (23)این آیات قرآنى با صراحت نشان مى‏دهد که انسان داراى آزادى اراده است، ولى چون آزادى اراده و قدرت بر انجام کارها را خداوند به ما داده است، اعمال ما مستند به اوست‏بى آنکه از مسؤولیت ما در برابر کارهایمان بکاهد – دقت کنید.آرى او اراده کرده است که ما اعمال خود را با آزادى انجام دهیم تا از این طریق ما را آزمایش کند و در طریق تکامل پیش ببرد، چرا که تنها با آزادى اراده و پیمودن راه اطاعت‏خدا با اختیار، تکامل انسانها صورت مى‏گیرد، زیرا اعمال جبرى و خارج از اختیار نه دلیل خوبى کسى است و نه نشانه بدى او!اصولا اگر ما در اعمالمان مجبور بودیم، نه بعثت انبیاء و نازل شدن کتب آسمانى مفهوم داشت، و نه تکالیف دینى و تعلیم و تربیت، همچنین پاداش و کیفر الهى نیز نامفهوم و خالى از محتوا مى‏شد. این همان چیزى است که ما از مکتب ائمه اهل بیت – علیهم السلام – نیز آموخته‏ایم که به ما فرموده‏اند : نه جبر مطلق صحیح است و نه تفویض و واگذارى مطلق، بلکه چیزى در میان این دو است : ” لا جبر و لا تفویض و لکن امر بین امرین‏ ” . (24)د : توحید عبادتیعنى، عبادت مخصوص خداست و هیچ معبودى جز ذات پاک او وجود ندارد، این شاخه توحید از مهمترین شاخه‏هاى آن محسوب مى‏شود، و پیامبران الهى بیشتر روى آن تکیه کرده‏اند : و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء. . . و ذلک دین القیمه ، به آنها (پیامبران) جز این دستورى داده نشد که تنها خدا را بپرستند، و دین خود را براى او خالص کنند و از شرک به توحید باز گردند. . . و این است آیین پایدار الهى‏ ” ! (25)براى پیمودن مراحل تکامل اخلاق و عرفان، توحید از این هم عمیقتر مى‏شود و به جایى مى‏رسد که انسان باید تنها به خدا دل ببندد، در همه جا او را بطلبد و جز به او نیندیشد و چیزى او را از خدا به خود مشغول نسازد : ” کلما شغلک عن الله فهو صنمک، هر چیز تو را به خود مشغول سازد و از خدا دور کند، بت توست‏ ” .ما معتقدیم : شاخه‏هاى توحید منحصر به این چهار شاخه نیست، بلکه توحید مالکیت (یعنى همه چیز از آن خداست) لله ما فى السموات و ما فى الارض (۲۶) و توحید حاکمیت‏یعنى قانون تنها قانون خداست و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون (۲۷) همه از شاخه‏هاى توحید است.
توحید افعالى و معجزات پیامبران
اصل توحید افعالى این حقیقت را تاکید مى‏کند که خارق عادات عظیم و معجزاتى که از پیامبران الهى صادر مى‏شده همه به‏ ” اذن الله‏ ” بوده است، چنانکه قرآن مجید درباره حضرت مسیح (ع) مى‏گوید : و تبرئ الاکمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى ، کور مادر زاد و مبتلا به بیمارى (غیر قابل علاج) پیسى را به اذن من شفا مى‏دادى! و مردگان را به فرمان من زنده مى‏کردى! ” (۲۸)و درباره یکى از وزراى سلیمان مى‏فرماید : قال الذى عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک فلما رآه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربى ، کسى که دانشى از کتاب آسمانى نزد او بود گفت : پیش از آن که چشم بر هم زنى، من آن را (تخت ملکه سبا را) نزد تو خواهم آورد و هنگامى که (سلیمان) آن را نزد خود ثابت و مستقر دید، گفت : این از فضل (و اراده) پروردگار من است‏ ” . (29)بنابر این نسبت دادن شفاى بیماران غیر قابل علاج و زنده کردن مردگان به حضرت مسیح (ع) ، به اذن و فرمان خدا، که صریحا در قرآن آمده، عین توحید است.
فرشتگان خدا
ما به وجود فرشتگان الهى معتقدیم که هر کدام ماموریت‏خاصى دارند، بعضى مامور ابلاغ وحى به انبیا (۳۰) بوده‏اند.و گروهى مامور حفظ اعمال انسانها. (۳۱)و گروهى مامور قبض ارواح. (۳۲)و گروهى مامور کمک به مؤمنان با استقامت. (۳۳)و گروهى امدادگران نسبت‏به مؤمنان در جنگها هستند. (۳۴)و گروهى مامور مجازات اقوام سرکشند (۳۵) و ماموریتهاى مهم دیگرى در نظام جهان آفرینش دارند.بى شک چون همه این ماموریتها به اذن و فرمان خدا و به حول و قوه الهى است هیچ منافاتى با اصل توحید افعالى و توحید ربوبیت ندارد، بلکه تاکیدى بر آن است.ضمنا از این جا روشن مى‏شود که مساله شفاعت پیامبران و معصومان و فرشتگان چون به اذن خداست، عین توحید است ما من شفیع الا من بعد اذنه ، هیچ شفاعت کننده‏اى جز با اذن او نیست‏ ” . (36)شرح بیشتر درباره این مساله و مساله توسل را در مبحث نبوت انبیاء خواهیم داشت.
عبادت مخصوص اوست
ما معتقدیم : عبادت مخصوص ذات پاک خداست (همان گونه که در بحث توحید عبادت اشاره شد) بنابراین هر کس غیر او را پرستش کند ” مشرک‏ ” است، دعوت همه انبیا نیز روى این مساله متمرکز بوده است اعبدوا الله ما لکم من اله غیره ، خدا را پرستش کنید که معبودى جز او ندارید ” .این سخنى است که در قرآن مجید بارها از پیامبران نقل شده است. (۳۷)جالب است که ما مسلمانان همیشه در نمازهاى خود هنگام تلاوت سوره حمد این شعار مهم اسلامى را تکرار مى‏کنیم : ” ایاک نعبد و ایاک نستعین، تنها تو را پرستش مى‏کنیم و تنها از تو یارى مى‏جوییم‏ ” .روشن است اعتقاد به شفاعت انبیاء و فرشتگان به اذن و فرمان خدا که در آیات قرآن آمده است‏به معنى عبادت نیست.همچنین توسل به پیامبران به این معنى که از آنها خواسته شود که از ساحت مقدس پروردگار حل مشکلى را براى توسل جوینده بخواهند، نه پرستش و عبادت محسوب مى‏شود، و نه منافات با توحید افعالى یا توحید عبادت دارد، و شرح این مساله در مباحث نبوت خواهد آمد.
کنه ذات پاک او بر همه مخفى است
ما معتقدیم : با این که آثار وجود خداوند همه عالم هستى را پر کرده، حقیقت ذات خدا بر هیچ کس روشن نیست، و هیچ کس نمى‏تواند به کنه ذاتش پى برد، چرا که ذات او از هر نظر بى نهایت است و ما از هر نظر محدود و متناهى هستیم و به همین دلیل احاطه ما به او غیر ممکن است : الا انه بکل شى‏ء محیط ، آگاه باشید او به هر چیزى احاطه دارد ” . (۳۸)و الله من ورائهم محیط ، و خداوند به همه آنها احاطه دارد ” . (۳۹)
به عقل نازى حکیم تا کى * به فکرت این ره نمى‏شود طى!به کنه ذاتش خرد برد پى * اگر رسد خس به قعر دریا!
در حدیث معروف نبوى (ص) مى‏خوانیم که آن حضرت نیز مى‏فرمود : ” ما عبدناک حق عبادتک و ما عرفناک حق معرفتک، ما تو را آن گونه که شایسته ذات توست عبادت نکردیم، و آن گونه که حق معرفت تو است تو را نشناختیم! ” (۴۰) ولى اشتباه نشود این سخن به آن معنى نیست که چون از ” علم تفصیلى‏ ” نسبت‏به ذات پاکش محرومیم، از علم و معرفت اجمالى نیز دست‏برداریم و تنها در باب معرفه الله به ذکر الفاظى که هیچ مفهومى براى ما ندارد قناعت کنیم، این همان تعطیل معرفه الله است که ما آن را قبول نداریم و به آن معتقد نیستیم، چرا که قرآن و سایر کتب آسمانى، همه براى معرفه الله و شناخت‏خداوند نازل شده است.مثالهاى زیادى براى این موضوع مى‏توان ارائه داد، مثلا ما حقیقت روح را نمى‏دانیم چیست؟ ولى بى شک ما نسبت‏به آن معرفت اجمالى داریم، مى‏دانیم روح وجود دارد و آثار آن را مشاهده مى‏کنیم.در حدیث جالبى از امام محمد بن على الباقر (ع) مى‏خوانیم که فرمود : ” کلما میزتموه باوهامکم فى ادق معانیه مخلوق مصنوع مثلکم مردود الیکم، هر چیزى را که با فکر و وهم خود در دقیقترین معانیش تصور کنید، مخلوق و ساخته شماست و مانند خود شماست، و به شما باز مى‏گردد (و خداوند از آن برتر و بالاتر است) ” . (۴۱)در حدیث دیگرى از امیر مؤمنان على (ع) راه دقیق و باریک معرفه الله با تعبیر زیبا و روشنى بیان شده است، مى‏فرماید : ” لم یطلع الله سبحانه العقول على تحدید صفته، و لم یحجبها امواج معرفته، خداوند سبحان عقلها را از حدود (و کنه) صفاتش آگاه نساخته و (در عین حال) آنها را از معرفت و شناخت لازم محجوب و محروم ننموده است‏ ” . (42)
نه تعطیل نه تشبیه
ما معتقدیم : همان گونه که‏ ” تعطیل‏ ” شناخت‏ خداوند و معرفت صفات او نادرست است، افتادن در وادى‏ ” تشبیه‏ ” نیز غلط و شرک آلود است، یعنى نمى ‏توانیم بگوییم آن ذات پاک اصلا شناخته نمى ‏شود، و ما راهى به معرفت او نداریم، همان گونه که نمى‏توان او را ” شبیه‏ ” مخلوقات دانست که یکى راه‏ ” افراط‏ ” است و دیگرى‏ ” تفریط‏ ” – دقت کنید.
——————————————–پی نوشت ها :۱ – سوره آل عمران، آیه ۱۹۳.۲ – سوره ذاریات، آیات ۲۰ و ۲۱.۳ – سوره آل عمران، آیات ۱۹۰ و ۱۹۱.۴ – سوره حشر، آیات ۲۳ و ۲۴.۵ – سوره زخرف، آیه ۸۴.۶ – سوره حدید، آیه ۴.۷ – سوره ق، آیه ۱۶.۸ – سوره حدید، آیه ۳.۹ – سوره بروج، آیه ۱۵.۱۰ – از بعضى از آیات قرآن استفاده مى‏شود که کرسى خداوند تمام آسمان و زمین را فرا گیرد بنابراین عرش او بر تمام عالم ماده است. ” وسع کرسیه السموات و الارض‏ ” (سوره بقره، آیه ۲۵۵) .۱۱ – سوره شورى، آیه ۱۱.۱۲ – سوره توحید، آیه ۴.۱۳ – سوره انعام، آیه ۱۰۳.۱۴ – سوره بقره، آیه ۵۵.۱۵ – سوره اعراف، آیه ۱۴۳.۱۶ – این جمله معروف است و از ابن عباس نقل شده است، ولى این معنى در نهج البلاغه از امیر مؤمنان على (ع) به شکل دیگرى آمده است : ” ان الکتاب یصدق بعضه بعضا. . . ” (نهج البلاغه، خطبه ۱۸) و در جاى دیگر مى‏فرماید : ” و ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض‏ ” (خطبه ۱۰۳) .۱۷ – نهج البلاغه، خطبه ۱۷۹.۱۸ – سوره نساء، آیه ۴۸.۱۹ – سوره زمر، آیه ۶۵.۲۰ – سوره زمر، آیه ۶۲.۲۱ – سوره شورى، آیه ۱۲.۲۲ – سوره انسان، آیه ۳.۲۳ – سوره نجم، آیه ۳۹.۲۴ – اصول کافى، جلد اول، صفحه ۱۶۰ (باب الجبر و القدر و الامر بین الامرین) .۲۵ – سوره بینه، آیه ۵.۲۶ – سوره بقره، آیه ۲۸۴.۲۷ – سوره مائده، آیه ۴۴.۲۸ – سوره مائده، آیه ۱۱۰.۲۹ – سوره نمل، آیه ۴۰.۳۰ – سوره بقره، آیه ۹۷.۳۱ – سوره انفطار، آیه ۱۰۳۲ – سوره اعراف، آیه ۳۷.۳۳ – سوره فصلت، آیه ۳۰.۳۴ – سوره احزاب، آیه ۹.۳۵ – سوره هود، آیه ۷۷.۳۶ – سوره یونس، آیه ۳.۳۷ – سوره اعراف، آیات ۵۹، ۶۵، ۷۳، ۸۵ و. . .۳۸ – سوره فصلت، آیه ۵۴.۳۹ – سوره بروج، آیه ۲۰.۴۰ – بحار الانوار، جلد ۶۸، صفحه ۲۳.۴۱ – بحار الانوار، جلد ۶۶، صفحه ۲۹۳.۴۲ – غرر الحکم.
*****
نبوت پیامبران الهى
فلسفه بعثت پیامبران
پیامبران الهى و پیامبران در قرآنخداوند براى هدایت نوع بشر و رساندن انسانها به کمال مطلوب و سعادت جاویدان، پیامبران و رسولانى فرستاده است، چه این که اگر نمى‏فرستاد هدف آفرینش بشر حاصل نمى‏شد، و انسانها در گرداب گمراهى غوطه‏ور مى‏شدند و نقض غرض لازم مى‏آمد : ” رسلا مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس على الله حجه بعد الرسل و کان الله عزیزا حکیما، پیامبرانى (را فرستاد) که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند، تا حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند (و راه سعادت را به همه نشان دهند و بر همه اتمام حجت‏شود) و خداوند توانا و حکیم است‏ ” . (1) ما معتقدیم : از میان آنها پنج نفر ” اولو العزم‏ ” یعنى‏ ” صاحب شریعت و کتاب آسمانى و آیین جدید ” بودند که نخستین آنها ” نوح‏ ” (ع) سپس‏ ” ابراهیم‏ ” و ” موسى‏ ” و ” عیسى‏ ” (ع) و آخرین آنها ” حضرت محمد ” (ص) است.” و اذ اخذنا من النبیین میثاقهم و منک و من نوح و ابراهیم و موسى و عیسى ابن مریم و اخذنا منهم میثاقا غلیظا، به خاطر بیاور هنگامى را که از پیامبران پیمان گرفتیم و (همچنین) از تو و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى بن مریم، و ما از همه آنها پیمان محکمى گرفتیم (که در اداى رسالت و نشر کتاب آسمانى کوشا باشند) ” . (۲)” فاصبر کما صبر اولوا العزم من الرسل، صبر و استقامت کن آن گونه که پیامبران اولوا العزم صبر و استقامت کردند ” . (۳)ما معتقدیم : پیامبر اسلام (ص) خاتم انبیاء و آخرین رسولان الهى است و شریعت او براى همه مردم دنیاست و تا پایان جهان باقى است، یعنى جامعیت معارف و احکام و تعلیمات اسلام چنان است که به تمام نیازمندیهاى انسان در جهات معنوى و مادى تا پایان جهان، پاسخ مثبت مى‏دهد، و هر کس ادعاى نبوت و رسالت تازه‏اى کند باطل و بى اساس است.” ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین و کان الله بکل شى‏ء علیما، محمد (ص) پدر (خوانده) هیچ یک از مردان شما نیست، ولى رسول خدا و ختم کننده سلسله پیامبران است، خداوند به همه چیز آگاه است (و آنچه لازم بوده در اختیار او نهاده) ” . (۴)
مقدمه ادیان و تمدنها دین شناسى
با این که ما اسلام را تنها آیین رسمى خداوند در این زمان مى‏دانیم ولى معتقدیم باید با پیروان مذاهب آسمانى دیگر ” همزیستى مسالمت آمیز ” داشته باشیم، خواه در کشورهاى اسلامى زندگى کنند خواه در بیرون آن، مگر کسانى از آنها که در مقام مبارزه با اسلام و مسلمین بر آیند : ” لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فى الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین، خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت‏به کسانى که به خاطر دین با شما پیکار نکردند و شما را از خانه و وطنتان بیرون نراندند، نهى نمى‏کند، زیرا خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد ” . (۵)ما معتقدیم : با بحثهاى منطقى مى‏توان حقیقت اسلام و تعلیمات آن را براى سایر مردان جهان، تبیین و آشکار کرد، و جاذبه اسلام را به قدرى قوى مى‏دانیم که اگر به خوبى تبیین گردد، گروههاى زیادى را به خود متوجه خواهد ساخت، به خصوص در دنیاى امروز که گوش شنوا براى شنیدن پیام اسلام، بسیار است.به همین دلیل ما معتقدیم : نباید اسلام را از طریق جبر و فشار به دیگران تحمیل کرد : ” لا اکراه فى الدین قد تبین الرشد من الغى، در قبول دین اکراهى نیست زیرا راه درست از نادرست آشکار شده است‏ ” . (6) ما معتقدیم : عمل کردن مسلمین به دستورهاى جامع اسلام مى‏تواند عامل دیگرى براى معرفى اسلام باشد پس حاجتى به اجبار و تحمیل نیست.
معصوم بودن انبیا در تمام عمر
ما معتقدیم : همه پیامبران الهى معصومند، یعنى در تمام عمر (چه پیش از نبوت و چه بعد از نبوت) از ” خطا و اشتباه‏ ” و ” گناه‏ ” به تایید الهى مصون و محفوظ مى‏باشند، زیرا اگر مرتکب خطا یا گناهى شوند اعتماد لازم براى مقام نبوت از آنها سلب مى‏شود، و مردم نمى‏توانند آنان را واسطه مطمئنى میان خود و خدا بشناسند، و آنان را در تمام اعمال زندگى پیشوا و مقتداى خویش قرار دهند.به همین دلیل معتقدیم : اگر در برخى ظواهر آیات قرآن گناهى به بعضى از پیامبران الهى نسبت داده شده، از قبیل‏ ” ترک اولى‏ ” است (یعنى در میان دو کار خوب، آن را که خوبى کمترى داشته انتخاب کرده‏اند در حالى که سزاوار بوده خوبتر را برگزینند) یا به تعبیر دیگر از قبیل‏ ” حسنات الابرار سیئات المقربین، کارهاى خوب نیکان (گاهى) گناه مقربان محسوب مى‏شود. ” (۷) چرا که از هر کس به اندازه مقام او انتظار مى‏رود.
پیامبران بندگان فرمانبردار خدا هستند
بزرگترین افتخار پیامبران و رسولان الهى این بوده که بنده مطیع و فرمانبردار خدا باشند، به همین دلیل همه روز در نمازهایمان این جمله را درباره پیامبر اسلام (ص) تکرار مى‏کنیم : ” و اشهد ان محمدا عبده و رسوله، گواهى مى‏دهم که محمد (ص) بنده خدا و رسول اوست‏ ” .ما عقیده داریم : هیچ یک از پیامبران الهى ادعاى الوهیت نکردند، و مردم را به پرستش خویش فرا نخواندند : ” ما کان لبشر ان یؤتیه الله الکتاب و الحکم و النبوه ثم یقول للناس کونوا عبادا لى من دون الله، براى هیچ بشرى سزاوار نیست که خداوند کتاب آسمانى و حکم و نبوت به او دهد، سپس او به مردم بگوید : غیر از خدا مرا پرستش کنید ” . (۸)حتى حضرت مسیح (ع) نیز مردم را هرگز به پرستش خویش دعوت نکرد، و همواره خود را مخلوق و بنده و فرستاده خدا مى‏دانست : ” لن یستنکف المسیح ان یکون عبدا لله و لا الملائکه المقربون، هرگز مسیح (ع) از این ابا نداشت که بنده خدا باشد، و نه فرشتگان مقربان او (ابا دارند که خود را بنده خدا بدانند) ” . (۹)تواریخ امروز مسیحیت نیز گواهى مى‏دهد که مساله‏ ” تثلیث‏ ” (اعتقاد به خدایان سه گانه) در قرن اول مسیحیت وجود نداشت، و این طرز فکر بعدا پیدا شد.
معجزات، علم غیب و مسئله عبودیت پیامبران
عبودیت پیامبران هرگز مانع از آن نیست که آنها به اذن و فرمان خداوند از امور پنهانى مربوط به حال و گذشته و آینده آگاه باشند : ” عالم الغیب فلا یظهر على غیبه احدا الا من ارتضى من رسول، خداوند داناى غیب است، و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‏سازد، مگر رسولانى را که برگزیده است‏ ” . (10)مى‏دانیم : یکى از معجزات مسیح (ع) این بود که به مردم از پاره‏اى از امور پنهانى خبر مى‏داد : ” و انبئکم بما تاکلون و ما تدخرون فى بیوتکم، من شما را از آنچه مى‏خورید و در خانه‏هاى خود ذخیره مى‏کنید خبر مى‏دهم‏ ” ! (11)پیامبر اسلام (ص) نیز از طریق تعلیم الهى بسیارى از اخبار نهانى را بیان مى‏فرمود : ” ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک، این از خبرهاى غیب است که به تو وحى مى‏فرستیم‏ ” . (12)بنابراین مانعى ندارد که پیامبران الهى از طریق وحى و به اذن پروردگار از غیب خبر دهند و اگر در بعضى از آیات قرآن، علم غیب از پیامبر اسلام (ص) نفى شده است : ” و لا اعلم الغیب و لا اقول لکم انى ملک، من از غیب آگاه نیستم و نمى‏گویم فرشته‏ام‏ ” . (13) منظور علم ذاتى و استقلالى است، نه علمى که از طریق تعلیم الهى حاصل شود، زیرا مى‏دانیم آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مى‏کنند.ما معتقدیم : این بزرگواران کارهاى خارق العاده، و معجزات مهمى‏ ” باذن الله‏ ” انجام مى‏دادند، و اعتقاد به انجام این گونه کارها به اذن الهى، نه شرک است و نه منافاتى با مقام عبودیت آنها دارد. حضرت مسیح (ع) – به تصریح قرآن مجید – مردگان را به اذن خدا زنده مى‏کرد، و بیماران غیر قابل علاج را به فرمان خدا شفا مى‏داد : ” و ابرى‏ء الاکمه و الابرص و احى الموتى باذن الله‏ ” . (14)
مقام شفاعت پیامبران
ما معتقدیم : پیامبران الهى – و از همه برتر پیامبر اسلام (ص) – داراى مقام شفاعتند و براى گروه خاصى از گنهکاران نزد خداوند شفاعت مى‏کنند، ولى آن هم به اذن و اجازه پروردگار است : ” ما من شفیع الا من بعد اذنه، هیچ شفاعت کننده‏اى نیست مگر بعد از اذن و اجازه پروردگار ” . (۱۵)” من ذا الذى یشفع عنده الا باذنه، کیست که در نزد او شفاعت کند جز به فرمان او ” (۱۶) و اگر در بعضى از آیات قرآن اشاره به نفى شفاعت‏بطور مطلق شده و مى‏فرماید : ” من قبل ان یاتى یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه، انفاق کنید پیش از آن که روزى فرا رسد که در آن روز نه بیع وجود دارد (تا کسى بتواند سعادت و نجات را براى خود خریدارى کند) و نه دوستى (و رفاقتهاى معمولى سودى دارد) و نه شفاعت‏ ” (17) منظور شفاعت استقلالى و بدون اذن خداست، یا درباره کسانى است که قابلیت‏شفاعت ندارند، زیرا بارها گفته شد که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مى‏کنند.ما معتقدیم : مساله شفاعت، وسیله مهمى است‏براى تربیت افراد، و باز گرداندن گنهکاران به راه راست و تشویق به پاکى و تقوا و احیاى امید در دل آنان، چرا که مساله شفاعت، بى حساب و کتاب نیست، تنها در مورد کسانى است که شایستگى آن را داشته باشند، یعنى آلودگى آنها در حدى نباشد که رابطه خود را با شفیعان بکلى قطع کرده باشند، بنابراین مساله شفاعت‏به گنهکاران هشدار مى‏دهد، تمام پلها را پشت‏سر خود خراب نکنند و راهى براى بازگشت‏براى خود بگذارند و لیاقت‏شفاعت را از دست ندهند.
مساله توسل
ما معتقدیم : مساله‏ ” توسل‏ ” نیز شبیه مساله‏ ” شفاعت‏ ” است، این مساله به صاحبان مشکلات معنوى و مادى اجازه مى‏دهد که دست‏به دامان اولیاء الله بزنند تا به اذن الله حل مشکلاتشان را از خدا بخواهند، یعنى از یکسو خود به درگاه خدا روى مى‏آورند و از سوى دیگر اولیاء الله را وسیله قرار مى‏دهند : ” و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما، اگر آنها هنگامى که به خود ستم مى‏کردند (و مرتکب معصیت مى‏شدند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏کردند، و رسول خدا (ص) نیز براى آنها طلب آمرزش مى‏نمود خدا را توبه پذیر و مهربان مى‏یافتند ” . (۱۸)و نیز در داستان برادران یوسف (ع) مى‏خوانیم : ” آنها به پدرشان متوسل شدند و گفتند : ” یا ابانا استغفر لنا انا کنا خاطئین، اى پدر! براى ما، از خدا آمرزش بخواه، چرا که ما خطا کار بودیم! ” پدر پیر (یعقوب پیامبر) این پیشنهاد را از آنها پذیرفت و به آنان وعده مساعد داد و گفت : ” سوف استغفر لکم ربى، به زودى براى شما از پیشگاه پروردگارم طلب آمرزش مى‏کنم‏ ” . (19) اینها گواه بر این است که‏ ” توسل‏ ” در امتهاى پیشین بوده و هست.ولى نباید از این حد منطقى فراتر رفت، و اولیاء الله را مستقل در تاثیر و بى نیاز از اذن خدا دانست که سبب‏ ” شرک و کفر ” خواهد شد.و نیز نباید توسل به صورت عبادت اولیاء الله در آید که آن هم‏ ” شرک و کفر ” است، زیرا آنها در ذات خود و بدون اذن پروردگار مالک سود و زیانى نیستند : ” قل لا املک لنفسى نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله، بگو : من (حتى) براى خودم مالک سود و زیانى نیستم مگر آنچه خدا بخواهد ” (۲۰) و غالبا در میان گروهى از عوام از همه فرق اسلامى همیشه افراط و تفریطهایى در مساله توسل دیده مى‏شود که باید آنها را ارشاد و هدایت کرد.
اصول دعوت انبیا یکى است
ما معتقدیم : همه انبیاء الهى یک هدف را تعقیب مى‏کردند و آن سعادت انسانها از طریق ایمان به خدا و روز رستاخیز و تعلیم و تربیت صحیح دینى و تقویت اصول اخلاقى در جوامع بشرى بوده است، و به همین دلیل همه پیامبران نزد ما محترمند، این مطلب را قرآن به ما آموخته است : ” لا نفرق بین احد من رسله، ما هیچ فرقى میان رسولان الهى نمى‏گذاریم‏ ” . (21)هر چند با گذشت زمان و آمادگى نوع بشر براى تعلیمات عالیتر، ادیان الهى تدریجا کاملتر، و تعلیمات آنها عمیقتر و عمیقتر شده است تا نوبت‏به آخرین و کاملترین آیین الهى یعنى آیین اسلام رسید و فرمان‏ ” الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا، امروز دین شما را کامل کردم و نعمت‏خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را به عنوان آیین (جاویدان) شما پذیرفتم‏ ” صادر شد. (۲۲)
اخبار انبیاى پیشین
ما معتقدیم : بسیارى از پیامبران پیشین از ظهور پیامبران بعد از خود خبر داده‏اند، از جمله حضرت موسى (ع) و حضرت مسیح (ع) نشانه‏هاى روشنى از پیامبر اسلام (ص) دادند که هنوز بعضى از آنها در کتب آنان موجود است : ” الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذى یجدونه مکتوبا عندهم فى التوریه و الانجیل. . . اولئک هم المفلحون، آنها که از رسول خدا، پیامبر درس نخوانده (ولى عالم و آگاه) پیروى مى‏کنند، همان پیامبرى که صفاتش را در تورات و انجیلى که نزدشان است، مى‏یابند، آنها رستگارانند ” . (۲۳)به همین دلیل تاریخ مى‏گوید : مدتى قبل از ظهور پیامبر اسلام (ص) گروه عظیمى از یهود به مدینه آمدند و با بى صبرى انتظار ظهورش را مى‏کشیدند، چون در کتب خود یافته بودند که او از این سرزمین ظهور مى‏کند، هر چند بعد از طلوع این آفتاب گروهى از آنها ایمان آوردند و گروهى دیگر که منافع خود را در خطر مى‏دیدند به مخالفت‏برخاستند!
پیامبران و اصلاح تمام شؤون زندگى
ما معتقدیم : ادیان الهى که بر پیامبران خدا نازل شده – مخصوصا دین اسلام – تنها ناظر به اصلاح زندگى فردى یا منحصر به مسائل معنوى و اخلاقى نبوده است‏بلکه اصلاح و بهبود تمام شؤون اجتماعى را نیز در بر مى‏گرفته، حتى بسیارى از علوم و دانشهاى مورد نیاز براى زندگى روزانه را مردم از آنان آموختند که به بعضى از آنها در قرآن اشاره شده است.و نیز معتقدیم : یکى از مهمترین اهداف آن پیشوایان الهى اقامه عدالت در جامعه بشرى بوده است : ” لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط، ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب آسمانى و میزان (شناسایى حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم (جهان) قیام به عدالت کنند ” . (۲۴)
نفى امتیازات قومى و نژادى
پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام (ص) هیچ گونه امتیاز ” نژادى‏ ” و ” قومى‏ ” را نمى‏پذیرفتند، بلکه تمام نژادها و زبانها و اقوام و ملتهاى جهان، همه و همه در نظرشان یکسان بود، قرآن خطاب به همه انسانها مى‏گوید : ” یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم، اى مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (ولى اینها ملاک امتیاز نیست) گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست! ” (۲۵)در حدیث معروفى از پیامبر اسلام (ص) آمده است که در سرزمین منى (در مراسم حج) در حالى که بر شترى سوار بود رو به سوى مردم کرد، و این سخنان را ایراد فرمود : ” یا ایها الناس! الا ان ربکم واحد و ان اباکم واحد، الا لا فضل لعربى على عجمى، و لا لعجمى على عربى، و لا لاسود على احمر، و لا لاحمر على اسود، الا بالتقوى، الا هل بلغت؟ ! قالوا نعم! قال لیبلغ الشاهد الغائب، اى مردم! بدانید : خداى شما یکى است و پدرتان یکى، نه عرب بر عجم برترى دارد، و نه عجم بر عرب، نه سیاهپوست‏بر گندمگون، و نه گندمگون بر سیاهپوست، مگر به تقوا، آیا متن دستور الهى را ابلاغ کردم؟ همه گفتند : آرى! فرمود : این سخن را حاضران به غائبان برسانند! ” (۲۶)
اسلام و سرشت انسانى دین شناسى
ما معتقدیم : ایمان به خدا و توحید و اصول تعلیمات انبیاء به صورت اجمالى بطور فطرى در درون جان همه انسانها وجود دارد، پیامبران الهى این بذرهاى پر ثمر را با آب وحى آبیارى کرده، و علف هرزه‏هاى شرک و انحراف را از اطراف آن دور ساخته‏اند : ” فطره الله التى فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون، این (آیین خالص پروردگار) سرشتى است که خداوند همه انسانها را بر آن آفریده، هیچ دگرگونى در آفرینش الهى نیست (و این فطرت در همه انسانها ثابت است) این است آیین استوار، ولى اکثر مردم نمى‏دانند ” . (۲۷)به همین دلیل در طول تاریخ، دین همواره در میان انسانها وجود داشته و به اعتقاد مورخان بزرگ لادینى یک امر کاملا نادر و استثنایى بوده است و حتى ملتهایى که سالیان دراز تحت فشار شدیدترین تبلیغات ضد دین بوده‏اند، همین که آزادى خود را به دست آوردند به سوى دیندارى بازگشتند، ولى نمى‏توان انکار کرد که پایین بودن سطح فرهنگ بسیارى از اقوام پیشین سبب مى‏شد که عقاید و آداب دینى با خرافات آلوده شود و نقش مهم پیامبران الهى زدودن زنگار این خرافات از آئینه فطرت انسانها بوده است.
——————————————–پی نوشت ها :۱ – سوره نساء، آیه ۱۶۵.۲ – سوره احزاب، آیه ۷.۳ – سوره احقاف، آیه ۳۵.۴ – سوره احزاب، آیه ۴۰.۵ – سوره ممتحنه، آیه ۸.۶ – سوره بقره، آیه ۲۵۶.۷ – مرحوم مجلسى در بحار الانوار، این جمله را از بعضى معصومین نقل کرده بى آن که نام ببرد (بحار، جلد ۲۵، صفحه ۲۰۵) .۸ – سوره آل عمران، آیه ۷۹.۹ – سوره نساء، آیه ۱۷۲.۱۰ – سوره جن، آیات ۲۶ و ۲۷.۱۱ – سوره آل عمران، آیه ۴۹.۱۲ – سوره یوسف، آیه ۱۰۲.۱۳ – سوره انعام، آیه ۵۰.۱۴ – سوره آل عمران، آیه ۴۹.۲ – سوره یونس، آیه ۳.۱۵ – سوره بقره، آیه ۲۵۵.۱۶ – سوره بقره، آیه ۲۵۴.۱۸ – سوره نساء، آیه ۶۴.۱۹ – سوره یوسف، آیه ۹۷ و ۹۸.۲۰ – سوره اعراف، آیه ۱۸۸.۲۱ – سوره بقره، آیه ۲۸۵.۲۲ – سوره مائده، آیه ۳.۲۳ – سوره اعراف، آیه ۱۵۷.۲۴ – سوره حدید، آیه ۲۵.۲۵ – سوره حجرات، آیه ۱۳.۲۶ – تفسیر قرطبى، جلد ۹، صفحه ۶۱۶۲.۲۷ – سوره روم، آیه ۳۰.

 

نوشته قبلی

گفتمان مهدویت

نوشته‌ی بعدی

راز خلقت‏‏

مرتبط نوشته ها

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)
امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر
امام مهدی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی
شیعه شناسی

شیعه شناسی

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

بیانیه مجمع جهانی شیعه‌شناسی
برگزیده ها

بیانیه مجمع جهانی شیعه‌شناسی

نوشته‌ی بعدی

راز خلقت‏‏

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی

شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا