۲۵ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ولایت و امامت

تجلى امامت در نهج البلاغه

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

و ادنى ما یکون به ضالا ان لایعرف حجه الله فى ارضه و شاهده على خلقه الذى امر الله تعالى بطاعته و فرض ولایته. [سفینه البحار، ماده ى امر، ص ۳۹.]امام على علیه السلام فرمود: ‘کمترین چیزى که- بنده ى خدا- به واسطه ى آن گمراه مى شود، این است که حجت خدا را در زمین نشناسد و به شاهد حق تعالى بر بندگانش که خداوند به اطاعت او فرمان داده و دوستى وى را واجب کرده آشنا نباشد’.امام شناسى یکى از تکالیف بزرگ و مهم اسلامى است. بر اساس این وظیفه ى شرعى و مسئولیت خطیر دینى، هر مسلمانى وظیفه دارد که پس از معرفت خداى متعال و پیامبرش، وصى پیامبر “ص” و امام و رهبر دینى و آسمانى خویش را بشناسد. آنچه از مضمون احادیث و روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به دست مى آید، تاکید و تکیه بر ضرورت شناخت و معرفت هر چه بیشتر و کاملتر نسبت به امام معصوم علیه السلام دارد. و این امر مهم چندان داراى اهمیت و اعتبار است، که عدم شناخت امام موجب فساد جامعه و گمراهى و زوال و انحراف امت اسلام مى شود، تا آنجا که امام صادق علیه السلام راز صلاح و اصلاح زمین و اهل آن را در ارتباط و وابسته به وجود امام معصوم دانسته و نخستین و مهمترین نیاز هر مسلمانى را معرفت و شناخت امام و رهبر دینى بیان فرموده است. به این روایت از سخنان آن حضرت توجه کنید:ان الارض لا تصلح الا بامام و من مات لا یعرف امامه مات میته جاهلیه و احوج ما یکون احدکم الى معرفته اذا بلغت نفسه هذه و اهوى بیده الى صدره، یقول: لقد کنت على امر حسن. [محاسن برقى، ص ۱۵۴.]امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: ‘زمین آباد و اصلاح نمى شود مگر به وجود امام و هر کس بمیرد و امام خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. و هنگامى که هر یک از شما را نفس به سینه رسد، بیشتر از هر چیز به شناسائى امام نیازمندتر است، تا در این حال بگوید: به کار خوبى پرداخته ام’.با اندکى دقت و تامل در حدیث فوق، شدت، ضرورت و فزونى اهمیت شناخت امام براى هر فرد مسلمان روشن مى شود. چرا که امام علیه السلام مرگ دور از شناخت امام را مرگ جاهلیت، یعنى مرگ در حال شرک و کفر دانسته است. و مهمتر اینکه امام بزرگترین و مهمترین نیاز انسان در هنگامى که مرگ وى فرا رسیده است شناخت امام و معرفت نسبت به آن وجود مقدس مى داند و اضافه مى فرماید که اگر در آن حال در ارتباط با تلاش براى شناخت امام خویش بمیرد، مى تواند ادعا بکند در حالى مرده است، که به کارى نیکو سرگرم بوده. ضرورت شناخت امام و رهبر پس از پیامبر اکرم “ص” در هر عصر و براى هر قومى که نسبت به وجود مطهر امام “ع” معرفت نداشته باشند، به اندازه اى است که امام صادق علیه السلام خواب و استراحت را براى ایشان مجاز نمى داند و مى فرماید اگر با این حال در بستر خواب بمیرند، به مرگ جاهلیت یعنى در حال شرک و کفر مرده اند. به این سخن از امام صادق علیه السلام توجه کنید:عن ابى عبدالله علیه السلام انه قال:یا یحیى! من بات لیله لایعرف فیها امام زمانه مات میته جاهلیه. [بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۷۸.]’امام صادق علیه السلام فرمود:اى یحیى! هر کس شبى به خواب رود و در آن شب در حالى که امام زمان خود را نشناخته بمیرد، به مرگ روزگار جاهلیت مرده است’.آنان که خود را مسلمان مى دانند و به وظایف و تکالیف دینى عمل مى کنند، ولى نسبت به امامت امت اسلامى و مقام والاى خلیفه اللهى اوصیاء رسول الله “ص” بى اعتناء و جاهل اند و با این حال گمان مى کنند که از شریعت و هدایت الهى بهره اى برده اند، باید بدانند که در شمار گمراهان و بلکه به فرموده ى قرآن در زمره ى گمراهترین مردم مى باشند. در این رابطه این حدیث از حضرت امام موسى بن جعفر علیه السلام شایان توجه و تامل فراوان است:عن ابى الحسن “ع” فى قوله: ‘و من اضل ممن اتبع هویه بغیر هدى من الله’. [سوره ى قصص، آیه ۵۰.]قال: من اتخذ دینه رایه بغیر امام من ائمه الهدى. [بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۷۸.]امام ابوالحسن الکاظم علیه السلام در تفسیر آیه ى:”و چه کسى گمراهتر از آنکه پیرو خواهشهاى نفسانى خود بوده و بدور از هدایت و راهنمائى خداست؟”.’فرمودند، معنى آیه اینست که: گمراهتر از همه، کسى است که بدون امامى از ائمه ى راهنما، به دین خود بر اساس راى و نظر خویش عمل کند’. اهمیت و اعتبار شناخت امام منصوب از سوى حق تعالى و سفارش شده از سوى پیامبر اکرم “ص” به اندازه اى است، که امیرالمومنان حضرت على “ع” شرط ورود به بهشت را براى بندگان خدا، معرفت امام و پذیرش امامت و ولایت امام معصوم از سوى مردم و شناخت ائمه ى معصومین “ع” از مردم به عنوان شیعیان و دوستداران خود “یعنى اینکه ائمه دین مردم را پیروان و دوستان خود بدانند” مى داند. و مهمتر اینکه علت سقوط مردم را در دوزخ، امام علیه السلام عدم قبول امامت و ولایت ائمه ى اطهار “ع” از جانب آنان ذکر فرموده است. در این ارتباط توجه به این فراز از سخنان مولاى متقیان امام على “ع” ضرورى است، آنجا که فرمود:انما الائمه قوام الله على خلقه و عرفاوه [العریف: ج عرفاء، العالم بالشى ء القیم بامر القوم، من یعرف اصحابه ‘المنجد’.] على عباده و لا یدخل الجنه الا من عرفهم و عرفوه و لا یدخل النار الا من انکرهم و انکروه. [نهج البلاغه، خطبه ۱۵۲.]’همانا امامان از جانب خدا تدبیرکنندگان کار مردمانند و کارگزاران آنان. کسى به بهشت نرود جز آنکه آنان را شناخته باشد و آنان او را شناخته باشند و به دوزخ درنشود جز آنکه منکر آنان بود و آنان وى را نپذیرفته باشند’.بدیهى است که معرفت مردم نسبت به پیشوایان دینى، عبارتست از پذیرش امامت و ولایت ائمه اطهار “ع” در همه ى امور حیات و شئون زندگى از سوى مردم و عدم شناخت ائمه “ع” یعنى انکار ولایت و امامت آنان. و شناخت ائمه ى اطهار از مردم عبارتست از اینکه آنها مردم را به پیروى و دوستى و محبتشان تصدیق کنند.محتواى احادیث و روایات شرط ایمان به خدا و اساس اعتقاد راستین به اسلام را، اعتقاد قلبى به امامت عترت معصوم پیامبر “ص” و معرفت امام معصوم بیان کرده است، تا آنجا که امام محمدباقر علیه السلام مى فرماید، با عدم شناخت صحیح و کامل مردم از شخصیت امام معصوم، هیچ عذر و بهانه اى از ایشان پذیرفته نیست. و هرگاه فردى بمیرد و امام خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. در این باره کلام امام باقر علیه السلام خواندنى است، آنجا که فرمود:من مات و لیس له امام، مات میته جاهلیه و لایعذر الناس حتى یعرفوا امامهم. [ بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۸۹.]’هر کس بمیرد و او را امامى نباشد، به مرگ روزگار جاهلیت مرده است. و از مردم عذرى پذیرفته نمى شود، مگر اینکه امام خود را بشناسند.’و بالاخره منطق قرآنى و زبان گویا به وحى پیامبر اکرم “ص” در نهایت صراحت و روشنى، عدم شناخت صحیح و معرفت لازم از امام معصوم در هر عصرى را، همسنگ با کفر روزگار جاهلیت دانسته است، چرا که اگر امت اسلامى از گذرگاه جهل و غفلت امام منصوص از سوى حق تعالى و منصوب از جانب پیامبر اکرم “ص” را به خوبى و درستى نشناسد، سرانجام بر اثر توطئه و دسیسه هاى گمراهان مشرک و کافران منافق، از صراط مستقیم اسلام و اطاعت از امام معصومى که اولى الامر امت اسلامى است منحرف شده و در نتیجه به بیراهه مرگ آفرین و ذلت بخش فرهنگ و آداب و رسوم عهد جاهلیت و روزگار بربریت سوق داده مى شود. به همین دلیل پیامبر اکرم “ص” در حدیث مشهورى فرمود:من مات لایعرف امام زمانه مات میته جاهلیه. [بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۸۹.]’هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است’.از مجموع احادیثى که نقل شد و بسیارى حدیثهاى دیگر در همین موضوع که بیان آنها از گنجایش این مختصر، افزون است، چنین برمى آید که شناخت امام و معرفت مقام الهى او، یکى از مسئولیتهاى خطیر امت اسلامى است. و این تکلیف عظیم در ارتباط با وظایف دیگر شرعى از اولویت و اهمیت خاصى برخوردار مى باشد. و نیز نباید فراموش کنیم، که شناخت امام و معرفت به حق ممتاز و مقام آسمانى وى به شناخت ظاهرى و مقدماتى از قبیل آگاهى از نام، لقب، کنیه، تاریخ تولد، زمان شهادت و معاصر بودن امام با کدام خلیفه ى اموى یا عباسى محدود نیست. چرا که معرفت امام یعنى، آگاهى از دلایل نص و نصب امام، شناخت ویژگیهاى امام، علم به حوزه ى قدرت و تصرف امام در کاینات و آگاهى از اینکه امام زبان گویاى وحى و مفسر حقیقى قرآن است. شناخت امام یعنى ایمان و آگاهى به این حقیقت که امام حجت بالغه ى خدا و وصى پیامبر او بر روى زمین مى باشد و به همین دلیل اولى به تصرف در جان و مال همه ى مسلمانان و متصرف در همه ى عوالم ملک و ملکوت است. و در کلامى جامع امام نه تنها داراى ولایت تشریعى است، بلکه به اذن پروردگار از ولایت تکوینى نیز برخوردار است.براى دستیابى به چنین معرفتى در حق امام معصوم ناگزیر باید روى نیاز به آستان مقدس عترت پیامبر آورد و دست حاجت به سوى اقیانوس بیکران حکمت و بصیرت ائمه ى اطهار علیهم السلام دراز کرد، تا مگر ایشان از گذرگاه حمایت و هدایت انسانها که عهد خدایى بر عهده ى ایشان است، امت اسلامى را با نشانه ها و ویژگیهاى امام معصوم آشنا کنند. بنابراین بمنظور شناخت هر چه صحیحتر امام و معرفت هر چه کاملتر نسبت به ایشان در ذیل به بیان برخى از نشانه ها و ویژگیهاى امام از زبان ائمه ى اطهار علیهم السلام مى پردازیم.
نشانه ها و ویژگیهاى امام
عن ابى الجارود قال: سالت ابا جعفر الباقر “ع” بم یعرف الامام؟قال علیه السلام بخصال: اولها نص من الله تبارک و تعالى علیه و نصبه علما للناس حتى یکون علیهم حجه، لان رسول الله “ص” نصب علیا و عرفه الناس باسمه و عینه و کذلک الائمه ینصب الاول الثانى و ان یسال فیجیب و ان یسکت عنه فیبتدى و یخبر الناس بما یکون فى غد و یکلم الناس بکل لسان و لغه. [بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۱۴۱.]’ابو جارود گفت: از حضرت امام محمد باقر علیه السلام پرسیدم، امام چگونه و به چه نشانى شناخته مى شود؟ امام علیه السلام فرمود:با خصال و ویژگیهاى: نخستین آنها نص خداى تبارک و تعالى است. و خداى عز و جل امام “ع” را مانند پرچمى در میان مردم برمى افرازد تا نسبت به آنان اتمام حجت کند. همانگونه که پیامبر خدا “ص” امام على “ع” را به امامت مردم نصب کرد، و او را به نام و شخص به مردم شناسانید و آن حضرت را به مقام امامت تعیین کرد. و همین گونه ائمه ى اطهار علیهم السلام- در مورد امام پس از خود- عمل مى کنند، یعنى امام نخستین امام دوم را نصب و معین مى کند. ویژگى دیگر امام اینکه:پاسخ هر پرسشى را مى گوید و هرگاه مردم- به دلیل ناآگاهى از امرى- از گفتار بازمانده و ساکت شدند، در این حال امام “ع” آغاز سخن کند. و نیز مردم را از- حوادث- فرداى زندگى آنها با خبر کند، و امام با هر زبان و لغتى با مردم سخن مى گوید’.عن ابى عبدالله “ع” قال عشر خصال من صفات الامام:العصمه و النصوص و ان یکون اعلم الناس، و اتقاهم لله و اعلمهم بکتاب الله و ان یکون صاحب الوصیه الظاهره، و یکون له المعجز و الدلیل و تنام عینه و لا ینام قلبه و لایکون له فى ء، و یرى من خلفه کما یرى من بین یدیه. [بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۱۴۰.]’امام جعفر صادق علیه السلام فرمود، ده خصلت از صفات امام معصوم است:۱-پاکدامنى و عصمت۲- نص و صراحت بر امامت۳- داناترین مردم۴- پرهیزگارترین مردم براى خدا۵- داناتر از همه به کتاب خدا۶- صاحب وصیت و سفارش آشکار۷- دارا بودن معجزه و دلیل براى اثبات امامت۸- به هنگام خواب چشمان امام به خواب مى رود ولى دلش بیدار است۹- امام سایه ندارد۱۰- امام از پشت سر مشاهده مى کند، همانگونه که از پیش رو مى بیند’. [شاید مقصود اینستکه همانگونه که در زمان حال امام به حقایق امور آگاه است، از آینده و حوادث و اخبار آن نیز آگاهى کامل دارد.]عن سدیر عن ابى عبدالله “ع” قال قلت له: جعلت فداک ما انتم؟قال علیه السلام: نحن خزان الله على علم الله، نحن تراجمه وحى الله، نحن الحجه البالغه على مادون السماء و فوق الارض. [بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۱۰۵.]’سدیر گوید که از امام صادق “ع” پرسیدم، فدایت شوم، شما کیستید؟ امام علیه السلام ائمه اطهار را به سه ۳ صفت ممتاز معرفى کرده و فرمود:۱- ما خزانه داران علم و دانش پروردگاریم.۲- ما مفسران و توضیح دهندگان وحى آفریدگاریم.۳- ما حجت رسا و آشکار خدا بر آفریدگان او در زیر آسمان و روى زمین مى باشیم’.عن على بن موسى الرضا “ع” قال للامام علامات:یکون اعلم الناس و احکم الناس و اتقى الناس و احلم الناس و اشجع الناس و اسخى الناس و اعبد الناس و یلد مختونا و یکون مطهرا و یرى من خلفه کما یرى من بین یدیه و لا یکون له ظل. [بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۱۱۶.]’امام على بن موسى الرضا علیه السلام فرمود، امام داراى نشانه ها و ویژگیهایى است:امام داناترین، حکیم ترین، پرهیزگارترین و بردبارترین مردم است. و از همه ى مردم دلیرتر، گشاده دست تر، پارساتر و خداپرست تر است. امام پاک و منزه و ختنه شده به دنیا مى آید. امام از پشت سر مى بیند همانگونه که از پیش رو مى بیند و امام علیه السلام را سایه اى نباشد’.عن ابى عبدالله “ع” قال: ان الامام یعرف الذى من بعده فیوصى له. [ بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۷۳.]’امام صادق علیه السلام فرمود: همانا هر امام و پیشوایى، امام و رهبر پس از خود را معرفى کرده درباره ى او- به مردم- سفارش مى کند.’عن ابى هاشم الجعفرى قال سمعت الرضا “ع” یقول:لنا اعین لا تشبه اعین الناس و فیها نور لیس للشیطان فیها نصیب. [ بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۶۶.]’ابوهاشم جعفرى گفت: شنیدم امام على بن موسى الرضا علیه السلام فرمود:ما را چشمانى است که به چشمهاى مردم مانند نیست. [شاید مقصود امام از این عبارت، روشنى دل و نورانیت ذاتى اهل البیت “ع” باشد، که فیض خدادادى است و دیگران از این قداست دل و طهارت ضمیر محرومند.] و در دیدگان ما نورى است که شیطان را در آن بهره و نصیبى نیست’.عن السجاد “ع”: الامام منا لا یکون الا معصوما و لیست العصمه فى ظاهر الخلقه و لذلک لا یکون الا منصوصا. [المحجه البیضاء، ج ۱، ص ۲۳۲.]’حضرت امام على بن الحسین علیهم السلام فرمود:امام معصوم “پاکدامن و دور از گناه” جز از خاندان ما “عترت پیامبر” نباشد. و عصمت در ظاهر انسان نیست که شناخته شود و به همین دلیل امام باید منصوص و معین از سوى خدا و پیامبر “ص” باشد.’در ارتباط با مساله ى جانشینى و خلافت پس از پیامبر اکرم “ص” و امامت امت اسلامى شیعیان امیرالمومنین على علیه السلام و یازده امام از نسل پاک و مطهر آن امام همام، عقیده دارند که امام باید معصوم باشد. و یکى از ویژگیها و نشانه هاى امام را عصمت مى دانند. و از آنجا که عصمت امرى باطنى و پنهان از چشم مردم است و نشانى در ظاهر خلقت انسان ندارد. بنابراین شیعیان معتقدند امام معصوم را تنها خداى متعال برمى گزیند، که داناى به پیدا و پنهان و اسرار دل و افکار انسانهاست. و هم اوست که در خلوت و در جلوت از اندیشه، اراده، نیت و عمل همه ى بندگان و آفریدگانش آگاه است. به همین دلیل براساس حدیث فوق از آنجا که تشخیص و شناخت عصمت در زندگى انسانها از عهده ى هیچ کس از فرزندان آدم “ع” برنمى آید، گزینش و اعلام امامت امام معصوم فقط مربوط به آفریدگار عالمیان است. و امام امت اسلامى باید براساس نص صریح از سوى خدا و پیامبر “ص” و امام قبل از خود به مردم معرفى شود. چرا که مردم را در انتخاب و معرفى امام، حق و رایى نیست، به دلیلى که پیش از این بیان شد.با بیان احادیث فوق از زبان خاندان رسالت و پرچمداران حمایت و هدایت انسانها، آشنایى مختصرى با امام “ع” و ویژگیها و نشانه هاى مخصوص او فراهم آمد. و در مباحث آینده که از دید و نظر خوانندگان محترم خواهد گذشت، به خواست خداى منان بیش از این آشنا خواهیم شد.
سیماى امام در نهج البلاغه
و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوه و ایتاء الزکوه و کانوا لنا عابدین. [سوره ى انبیاء، آیه ى ۷۳.]’و آنان را “دادگران و شایسته کاران از نسل ابراهیم علیه السلام” پیشوایان مردم قرار دادیم تا خلق را به امر ما هدایت کنند. و هر کار نیکو را- به ویژه- اقامه ى نماز و پرداخت زکات را به آنها وحى کردیم و ایشان به پرستش ما پرداختند’.خداى سبحان در مبارک نامه ى آسمانى خود، قرآن کریم، که کتاب هدایت آفریدگان اوست، امامت و رهبرى بندگانش را در گستره ى تاریخ به دادگران و صالحان از فرزندان حضرت ابراهیم علیه السلام تفویض کرده است. و بر اساس مشیت و اراده ى تغییر ناپذیر حضرت پروردگار از ابراهیم خلیل الله، تا محمد حبیب الله، همه صالحان و دادگران از تبار ابراهیم عهده دار امر خطیر زعامت و پیشوایى بندگان خدا بوده اند. و در روزگار رسالت و زعامت پیامبر اکرم حضرت محمد بن عبدالله ” ص” امر ارشاد و هدایت امت اسلامى و حمایت و دفاع از حریم قرآن و اسلام به فرمان خدا و توصیه ى مکرر رسول الله “ص” به امام موحدان، امیر پرهیزگاران على بن ابیطالب علیه السلام تفویض شده است. این حقیقت غیر قابل انکار و واقعیت روشن و آشکار در تاریخ اسلام، بارها از زبان گویا به وحى پیامبر اکرم “ص” صادر و به گوش مسلمانان رسیده است. تصریح به امامت، وصایت و خلافت امام على “ع” پس از پیامبر اکرم “ص”، در نهایت صراحت و شدت و کثرت تکرار، از سوى حبیب و فرستاده ى خدا حضرت محمد بن عبدالله “ص” بیان شده که به جاى خود در سیره ى زندگانى آن حضرت و مجموعه هاى حدیثى از آثار علماى شیعه و سنى ثبت و ضبط است. از نخستین روز تبلیغ رسالت که در محفل پیامبر اکرم خویشان و بستگان آن حضرت فراهم آمده بودند، تا به فرمان خداى حکیم، رسول الله نخست عشیره و خویشانش را به اسلام دعوت کند، تا هنگام رحلت از دنیا و عروج به ملکوت اعلى، همواره پیامبر خدا امام على “ع” را به عنوان حجه الله، خلیفه الله، باب الله، صفى الله، حبیب الله و خلیل الله به مردم و امت اسلامى معرفى مى فرمود، به این حدیث از زبان رسول الله “ص” دقت کنید:قال رسول الله “ص”: على بن ابى طالب خلیفه الله و خلیفتى و حجه الله و حجتى و باب الله و بابى و صفى الله و صفیى و حبیب الله و حبیبى و خلیل الله و خلیلى و سیف الله و سیفى. [بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۲۶۳، به نقل از ‘کنز الفوائد کراجکى’.]’رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:على بن ابیطالب خلیفه ى خدا و جانشین من است، حجت خدا و حجت من است، باب رحمت خدا و دروازه ى علم من است، برگزیده ى خدا و برگزیده ى من است، حبیب خدا و حبیب من است، خلیل خدا و دوست من است و شمشیر خدا و شمشیر من است’. امام معصوم حجت خدا و خلیفه ى او بر روى زمین است. این چهره ى روشن و ممتاز که به اصطفاء و گزینش الهى ممتاز است، به تاییدات خدائى یارى شده و مخصوص به علم و حکمت ذات اقدس کبریائى است. دانش امام از منبع وحى و حکمت الهى نشات گرفته و قلب مطهر امام آئینه ى همه ى اسرار و شگفتیها و بدایع کتاب ملک و ملکوت است. و همانگونه که هیچ تر و خشکى در عالم هستى نیست، مگر اینکه در کتاب خدا مسطور است، قلب مقدس امام “ع” نیز مخزن همه دانشها و گنجینه ى همه ى حقایق و اسرار عالم است. و این همه در هستى و حیات امیرمومنان امام على بن ابیطالب علیه السلام جلوه گر است. حدیث ذیل گواه روشنى بر این فضیلت مسلم امام علیه السلام مى باشد:عن الباقر علیه السلام قال:لما نزلت هذه الایه على رسول الله “ص”: ‘و کل شى ء احصیناه فى امام مبین’ [ سوره ى یس، آیه ۱۲.]قام رجلان من مجلسهما فقالا:یا رسول الله هو التوراه؟ قال: لا.قالا: فهو الانجیل؟ قال: لا.قالا: فهو القرآن؟ قال: لا.قال: فاقبل امیرالمومنین على بن ابى طالب “ع” فقال رسول الله “ص”: هو هذا، انه الامام الذى احصى الله تبارک و تعالى فیه علم کل شى ء. [امالى صدوق، ص ۱۷۰.] ‘امام محمد باقر علیه السلام فرمود:هنگامى که این آیه مبارکه از سوره ى یس بر پیامبر “ص” فرود آمد: ‘و کل شى ء احصیناه فى امام مبین’. دو مرد از جایگاه خویش برخاسته و گفتند: اى رسول خدا، آیا آن امام مبین تورات است؟ پیامبر فرمود: نه.گفتند: آیا امام آشکار انجیل است؟ رسول خدا فرمود: نه.گفتند: بنابراین قرآن است؟ فرستاده ى خدا فرمود: نه.در این هنگام امیرمومنان حضرت على علیه السلام پیش آمد، پیامبر اعظم فرمود: آن امام مبین همین على “ع” است. به یقین این همان امام آشکاریست که خداى تبارک و تعالى همه چیز را در وجود مقدس او برشمرده و فراهم کرده است’.با عنایت به حدیث فوق که از میان انبوه فراوانى از اینگونه احادیث در ارتباط با شخصیت ممتاز امیرالمومنین على “ع” و فرزندان بزرگوار آن حضرت بیان شد، به روشنى دریافت مى شود که شناخت هویت و شخصیت و دستیابى به معرفت امام و آگاهى از منزلت رفیع امامت که وظیفه ى هر مومن است، از عهده و توان امت اسلامى خارج است. و از آنجا که معرفت امام و آگاهى از قدر و منزلت امامت بر هر مسلمانى فرض است، ناگزیر به سراغ نهج البلاغه مى رویم و دست نیاز به سوى این کتاب، دراز مى کنیم، تا مگر در پرتو فیض کلام امیرالمومنین على “ع” از زبان امام به معرفت امام دست یابیم. و هویت و شخصیت امام و پایگاه رفیع و عزیز امامت را در منطق رسا و کلام روشن و فصیح امیرالمومنین على “ع”، به تناسب ظرفیت و استعداد محدود خویش شناسائى کنیم. و در یک کلام، سیماى امام را در آئینه ى نهج البلاغه آشکار و روشن دیدار نماییم.
سیماى محمد و خاندان او در نهج البلاغه
یکى از مهمترین اصولى که در تکوین شخصیت و هویت انسانها نقش بنیادى و اساسى دارد، اصل وراثت “ژنتیک” است. همه ى دانشمندان روان شناس و آگاهان و متخصصان علوم تربیتى به اتفاق آراء عقیده دارند که وراثت و ویژگیهاى خانوادگى و ژنتیک در ساختار شخصیت انسان نقشى مهم و غیر قابل انکار دارد. چرا که ویژگیهاى اخلاقى، عقلانى و جسمانى والدین، نسل اندر نسل در حیات و کیفیت وجودى فرزندان تاثیر مى گذارد. و بر این اساس هر مولودى میراث بر خصوصیات اخلاقى، عقلانى و جسمانى پدر و مادر و نیاکان خویش است. امام در جامعه ى اسلامى اسوه ى همه جانبه و شاخص و الگوى نهایى امت اسلامى است. و همه ى مسلمانان به فرمان پروردگار وظیفه دارند، تا حرکت و سمت گیرى و هدف زندگانى خود را با حرکت، جهت گیرى و هدف امام علیه السلام هماهنگ و منطبق سازند. بنابراین امام امت اسلامى مى بایست از همه ى فضایل و کرامات انسانى که یکى از آنها اصالت و شرافت و طهارت دودمان است، برخوردار باشد. چرا که علاوه بر همه ى امتیازات خدادادى امام، طهارت و کرامت خاندان ایشان در گذرگاه تاریخ حیات انسان، کرامتى بزرگ و عنایتى خاص از سوى پروردگار براى امام است. با توجه به این حقیقت امام على “ع” در ارتباط با فضیلت دودمان خود و فرزندانش که به خاندان پیامبر “ص” و ابراهیم خلیل “ع” مربوط است، در خطبه ۹۳ نهج البلاغه به طهارت و اصالت دودمان خویش تصریح مى فرماید. امام علیه السلام در این خطبه پس از حمد و ثناى خداى بزرگ و توانا به توصیف پیامبران الهى پرداخته و در نهایت به وصف پیامبر اکرم “ص” مى پردازد و چنین مى فرماید:کلما مضى منهم سلف قام منهم بدین الله خلف حتى افضت کرامه الله سبحانه الى محمد “ص” فاخرجه من افضل المعادن منبتا و اعز الارومات مغرسا، من الشجره التى صدع منها انبیاءه و انتخب منها امناءه، عترته خیر العتر و اسرته خیر الاسر و شجرته خیر الشجر، نبتت فى حرم و بسقت فى کرم، لها فروع طوال و ثمره لا تنال، فهو امام من اتقى و بصیره من اهتدى و سراج لمع ضووه و شهاب سطع نوره و زند برق لمعه. سیرته القصد و سنته الرشد، و کلامه الفصل و حکمه العدل ارسله على حین فتره من الرسل و هفوه عن العمل و غباوه من الامم… [خطبه ۹۳، نهج البلاغه فیض الاسلام.]’هرگاه یکى از پیامبران از دنیا رفت، جانشینى- از تبار پیامبران- دین خداى را بپاداشت. و سرانجام لطف خدا به وجود حضرت محمد “ص” منتهى شد و آن حضرت را از بهترین معادن “صلب مطهر انبیاء” و برترین ریشه ها، یعنى از شجره اى که پیامبران الهى را پشت سر گذاشته و امینان خدا از میان آنها برگزیده شده اند، برانگیخت.دودمان محمد “ص” بهترین خاندان، بستگانش بهترین خویشاوندان و شجره اش بهترین شجره هاست، که در حرم خدا “مکه” روئیده و در باغ کرامت بالیده و شاخه هایى بلند دارد که دست فرومایگان به میوه هاى آن نمى رسد.پس او “محمد ص” امام پرهیزگاران و روشناى چشم هدایت طلبان است.محمد “ص” نورافکنى است که نورش مى درخشد، شهابى است که درخشندگیش خیره کننده است و آتش زنه ایست که برق آن چشم را خیره مى کند.روش و سیره ى پیامبر اعظم استقامت و میانه روى، سنت او راه رشد، سخن وى جداکننده ى حق و باطل و قضاوتش بر اساس عدالت است.خداى او را هنگامى به پیامبرى برگزید که دیرزمانى پیامبرى نیامده بود- در نتیجه- لغزشها فراوان و کوتاه فکرى همه جا را احاطه کرده بود’.امام على علیه السلام که کلامش الهام گرفته از قرآن است و نداى رسایش در، خطبه ى نهج البلاغه ى شریف صداى خداست و آواى دلنشین گفتارش یاد و عطر سخنان هدایت بخش رسول الله را در خاطره ها زنده مى کند، نخستین امام معصوم پس از پیامبر اکرم مى باشد. و هم اوست که پیامبر خدا وى را نفس خویش خوانده و گوشت و خون او را گوشت و خون خود دانسته است و بارها درباره ى على علیه السلام فرمود:’على با قرآنست و قرآن با على است و این دو از هم جدا نمى شوند تا روز رستاخیز در کرانه ى حوض کوثر بر من وارد شوند’.همین على “ع” که پیامبر اکرم “ص” همراهى و همگامى او را با قرآن تا هنگامه ى رستاخیز بشارت داده، در آئینه ى نهج البلاغه تصویرهاى زیبا و دلپذیر و فراوانى از سیماى اهل بیت پیامبر، که جانشینان وى و حجتهاى خدا و امینان او در میان امت اسلامى هستند، به نمایش گذاشته است. شیفتگان اهل بیت و معتقدان به امامت عترت پیامبر و خواستاران معرفت ائمه اطهار علیهم السلام را به دیدار این چهره هاى ملکوتى فرامى خوانیم.
 
 

نوشته قبلی

راز خلقت‏‏

نوشته‌ی بعدی

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی

مرتبط نوشته ها

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)
ولایت و امامت

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟
ولایت و امامت

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

چرا شیعیان ائمه را معصوم مى دانند؟
ولایت و امامت

جایگاه اهل بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه

مرجعیت اهل بیت (ع)
ولایت و امامت

مرجعیت اهل بیت (ع)

مفهوم‌شناسی بیعت در فرهنگ اسلامی
ولایت و امامت

مفهوم‌شناسی بیعت در فرهنگ اسلامی

منزلت اهل بیت (ع) و وجوب محبت و اطاعت از آنان
ولایت و امامت

منزلت اهل بیت (ع) و وجوب محبت و اطاعت از آنان

نوشته‌ی بعدی

پراكندگي جغرافيايي تشيع در ايران روزگار ايلخاني

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی

شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا