24 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

جایگاه اسباب نزول درمسالک الافهام (۲)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

د)روایات جعلی اسباب نزول در مسالک الافهام
چنان که گفتیم ، شهید در هنگامه تعارض روایات ، تعارضی که به اختلاف در برداشت های فقهی منجر می شود ، به تقویت جانب یکی از روایات پرداخته و این طبعاً‌ غیرصحیح بودن طرف دیگر را نشان می دهد .شاید این از آن روست که او در مقام صدورفتوا ،تعارض را غیرقابل جمع دیده و درنتیجه جانب احتیاط را گرفته ؛‌گرچه بازهم صراحتاً‌ به ساختگی بودن روایت مقابل اشاره ای نمی کند .اما در چند مورد که شأن نزول به گونه ای به حضرت رسول (ص) مربوط بوده و اثر عملی برای دیگران نداشته ،روایات نادرستی را ذکرمی کند .گرچه شروع نقل با عباراتی چون «قیل » (76/15 ) و « روی » (363/8 ) نشان دهنده اعراض او ازاین گونه روایات است ،اما همین اندازه از نقل ،بدون نقد صریح ،ازدانشمندی فرزانه چون شهید ثانی مورد انتظارنیست .ازاین موارد می توان به این صورت نام برد :
۱٫ماجرای ازدواج پیامبراکرم (ص) با زینب
شهید درکتاب «النکاح » بحثی دارد با عنوان «خصائص النبی » که در آن به برخی احکام مختص به پیامبراکرم (ص) درباب ازدواج پرداخته و ازآن جمله عبارتی را به نقل ازعلامه حلی(۱) آورده که مبنای آن یک روایت جعلی اسباب نزول است ،اما اشاره صریحی به رد آن ندارد ؛ «دانشمندان برای حضرت رسول خصوصیات زیادی غیرازاین موارد آورده اند ، تا اینکه برخی کتاب های حجیمی در این باره تصنیف کرده اند . علامه در « التذکره » بیش ازهفتاد مورد از این قبیل را نام برده . از جمله اینکه وقتی حضرت رسول (ص) در ازدواج با زنی رغبت می کرد ، اگر همسر نداشت ، ‌اجابت این درخواست بر او واجب بود و ازدواج با او بر دیگران حرام بود و اگر همسر داشت ،‌ طلاق او برهمسرش واجب می شد ،‌مانند قضیه زید.»(78/7) عبارت پایانی نشان می دهد که این سخن بر مبنای سبب نزول نادرستی است که برخی ذیل آیه ۳۷ سوره احزاب نقل نموده اند . این آیه به ماجرای ازدواج رسول الله با زینب اشاره دارد ؛ (و اذ تقول للذی انعم الله علیه و انعمت علیه امسک علیک زوجک و اتق الله و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی الناس و الله احق ان تخشاه فلما قضی زید منها وطراً زوجناکها لکی لا یکون علی المؤمنین حرج فی ازواج ادعیائهم اذا قضوا منهن وطراً و کان امرالله مفعولاً )(احزاب/۳۷) «(به خاطر بیاور)زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی[به فرزند خوانده ات «زید»] می گفتی :«همسرت را نگه دار و ازخدا بپرهیز!» ( و پیوسته این امر را تکرار می کردی) و در دل چیزی را پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار می کند و از مردم می ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی !‌ هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و ازاو جدا شد )،‌ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخوانده هایشان -هنگامی که طلاق گیرند -نباشد و فرمان خدا انجام شدنی است (و سنت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود ) .» مسائل خلاف عصمتی که برخی ذیل این آیه به پیامبراکرم(ص) نسبت داده اند ،(۲)‌اکثراً برپایه نادرست ازعبارت (و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی الناس و الله احق ان تخشاه )دراین آیه است .با مراجعه به احادیثی ازاهل بیت حضرت رسول (ص) ،تفسیرو سبب نزول صحیح این عبارت را می یابیم .به عنوان نمونه حدیث مفصلی ازامام رضا(ع) دراین باره وارد شده که خلاصه ای ازآن به این صورت است : «علی بن محمد بن جهم دریک مجلس مناظره که مأمون با حضورفرقه های مسلمان و غیرمسلمان ترتیب داده بود ، ‌از امام رضا(ع) درباره چگونگی سازگاری عبارت «وتخفی فی نفسک ما الله مبدیه» با عصمت حضرت رسول(ص) پرسید و ایشان پاسخ فرمود :خداوند نام همسران پیامبردردنیا و آخرت را به ایشان اعلام کرده بود .ازآن جمله زینب بنت جحش بود که درآن هنگام همسر زید بن حارثه بود . رسول الله نام او را آشکار نکرد تا منافقان نگویند او زنی را ام المؤمنین و یکی از همسرانش می خواند که درخانه مردی دیگری است و ازاین گفتار منافقان می ترسد که خداوند نازل فرمود :(و تخشی الناس و الله احق ان تخشاه )»(بحرانی، ۴۷۲/۴ و ۴۷۱ ) گذشته ازاین روایت ،مطالبی که برخی ذیل این آیه به پیامبراعظم(ص) نسبت داده اند ،‌اموری است که حتی با اخلاق یک انسان عادی منافات دارد و اسباب هجمه دشمنان اسلام به ایشان را آماده کرده ، ‌علاوه براینها با عقل نیزناهماهنگ است . اگرحضرت رسول رغبتی به ازدواج با زینب داشت ،‌ازابتدا این امربرایشان ممکن بود ؛‌زیرا او دخترعمه پیامبر بود و چنان که بعضی روایات می گویند ، تمایلی به ازدواج با زید نداشت ،‌ بلکه با تأکید رسول الله با او ازدواج کرد و این نشان از آن دارد که ایشان رغبتی به ازدواج با زینب نداشته اند .به علاوه بلندای مرتبه اخلاقی پیامبراکرم با این مطالب سازگارنیست .(۳)(فضل الله ، ۳۱۷/۱۸-۳۱۶) ابن کثیرذیل آیه به کسانی که این مطالب را نقل می کنند ،‌چنین خرده می گیرد : «‌ابن ابی حاتم و ابن جریر دراینجا مطالبی را از گذشتگان نقل می کنند که دوست دارم آنها را به خاطرنادرستی شان کناربگذارم .لذا آنها را نقل نمی کنم .»(ابن کثیر، ۳۷۸/۶)
۲٫سحرپیامبر(ص)
شهید درکتاب «القصاص » مسالک به مناسبت بحث درباره چگونگی قصاص کسی که با سحرموجب قتل دیگری شده ، گفتار علامه حلی ازقول شیخ طوسی به اینکه « سحرامری حقیقی نیست » را آورده و می گوید :فقها اختلاف دارند که آیا سحرامری حقیقی است ،یعنی در مسحور تأثیرگذار است یا نه ،‌مجرد تخیل است ؟ و در ادامه می گوید : «روایاتی هست که دلالت بر وقوع سحر در زمان رسول الله دارد ، ‌تا آنجا که گفته شده ایشان سحر شد ،‌ چنان که گمان می کرد کاری را انجام داده ، در حالی که انجام نداده بود . دراین باره بود که معوذتین نازل شد.» (76/15) درباره سبب نزول این سوره دو قول مطرح است :برخی می گویند لبید بن اعصم یهودی پیامبر(ص)را سحرکرده.(۴) اما عده ای معتقدند این دو سوره تعویذی بوده از جانب خداوند برای رسول الله (ص) که سخت بیمارشده بودند ؛ «فی تفسیرعلی بن ابراهیم حدثنی أبی عن بکرمحمد عن أبی عبدالله(ع) قال :کان سبب نزول المعوذتین انه و عک رسول الله صلی الله علیه و آله فنزل علیه جبرئیل بهاتین السورتین فعوذه بهما» (عروسی حویزی ،۷۱۷/۵) «علی بن ابراهیم از پذیرش از بکر بن محمد از امام صادق(ع) نقل می کند که پیامبراکرم به سختی بیمارشد و جبرئیل این دو سوره را فرود آورد تا ایشان را به وسیله آن دو درامان دارد .» البته درتفسیرعلی بن ابراهیم به جای لفظ «وعک»،«وعد» آمده(قمی،۴۵۰/۲) که به نظر«وعک» صحیح ترباشد ؛این واژه به معنی درد و بیماری در بدن است (ابن منظور،۵۱۴/۱۰) و طبیعتاً بیماری در بدن هرعلتی می تواند داشته باشد و قراین زیادی که سحر را درباره پیامبرمنتفی می داند ،‌نقش علی سحررا حذف می کند . شیخ طبرسی بعد ازنقل داستان لبید و سحر او می گوید : «این گفتارجایزنیست ، زیرا کسی که ایشان را به مسحور توصیف کند ،‌گویی که خود عقلش فاسد شده و خداوند ازاین سخن رویگردان است ؛(قال الظالمون ان تتبعون الا رجلاً مسحوراً * انظر کیف ضربوا لک الامثال فضلوا فلا یستطیعون سبیلاً) (اسراء/۴۸-۴۷) ولیکن ممکن است آن یهودی که نامش رفت یا دخترانش در این کار کوشیده اما موفق نشده باشند و خداوند رسولش را به کاری که آنها به طور پنهانی کرده بودند ،‌آگاه کرد تا آن سحر را از چاه خارج کنند و این دلیلی باشد بر صدق رسول الله .همچنین چگونه ممکن است بیماری به دلیل فعل آنها باشد ،حال آنکه اگرتوان آن را داشتند ،‌پیامبر و بسیاری از مسلمانان را از شدت دشمنی به قتل می رساندند .»(طبرسی ،۸۶۵/۱۰) دلایل دیگری همچون مکی بودن این دو سوره و برخورد حضرت رسول با یهودیان در مدینه و مصونیت پیامبر(ص) از هر چیزی که مصداقی از سلطه شیطان براو باشد،‌طبق نص قرآنی (ان عبادی لیس لک علیهم سلطان الا من اتبعک من الغاوین) (حجر/۴۲) :«تو را بربندگان من تسلطی نیست ،‌مگر بر آن گمراهانی که تو را پیروی کنند .» هم بر بطلان مسئله سحر دلالت دارند .(صدر و ربانی ،/۱۰۹-۱۰۶)
۳٫طلاق سوده بنت زمعه
شهید در سبب نزول آیه ( و ان امراه خافت من بعلها نشوزاً‌او اعراضاً‌ فلا جناح علیهما ان یصلحا بینهما صلحاً‌و الصلح خیر …) (نساء/۱۲۸) می گوید : «ازابن عباس روایت شده که پیامبراکرم (ص) قصد طلاق سوده را داشت که او گفت مرا طلاق نده و درشمار همسرانت باقی بگذار،‌ اما نوبتی را برای من قرار نده و آن را به عایشه بده ،‌پس این آیه نازل شد .»(363/8) به نظر می رسد که این سبب نزول خالی از اشکال نباشد ؛وقتی در منابع تاریخ و تفسیر درباره علت تصمیمی که به پیامبر (ص) نسبت می دهند ،‌جستجو می کنیم ، فقط یک علت را ذکرمی کنند و آن پیرشدن سوده است .(۵)این درحالی است که ما این رفتار را -که کسی همسرش را به خاطر کهولت سن طلاق بدهد -درشأن یک مؤمن عادی نمی دانیم ،چه رسد به رسول خدا . رسولی که (و ما ینطق عن الهوی) (نجم/۳) درباره او فرود آمده ، لذا هیچ چیز را بر اراده خدا برنمی گزیند ،طلاق گفتن او هم با اراده الهی است و جزبه خاطر دوری از زینت های دنیا نخواهد بود ؛(یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیاه الدنیا و زینتها فتعالین أمتعکن و أسرحکن سراحاً جمیلا )(احزاب/۲۸):«ای پیامبر!به همسرانت بگو :‌اگرشما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می خواهید ،بیایید با هدیه ای شما را بهره مند سازم و شما را به طرز نیکویی رها سازم!» درباره پیامبری که دراوج جوانی و حسن با بانویی چهل ساله ازدواج کرد ،نمی توان چنین بی پروا سخن گفت .اما اینکه دراین روایت به سن زیاد سوده اشاره شده ،قابل تأمل است .درست است که او بیوه سکران بن عمرو بود و ازاو چند فرزند داشت ( طبری،۶۰۱/۱۱-۶۰۰) ، اما به نظرنمی رسد که شرایطی بسیارمتفاوت از ام سلمه داشته باشد .ام سلمه ،بیوه عبدالله بن عبدالاسد بن هلال ،همراه با ابوسلمه دو بار به حبشه هجرت کرد و در سال چهارم هجری ،بعد از وفات همسرش ، در حالی با حضرت رسول(ص) ازدواج کرد که چهار فرزند از ابوسلمه داشت.(همان،/۶۰۴-۶۰۳) سوده هم طبق نقل طبری همراه با همسرش دردومین هجرت به حبشه شرکت داشت و بعد ازبازگشت به مکه ، همسرش را از دست داده (همان،/۶۰۰) و در دهمین سال پیامبر با ایشان ازدواج کرد و همراه با ایشان به مدینه هجرت نمود .(ذهبی‌ ،۲۸۸/۳) درباره تاریخ وفات سوده ،دو نظر وجود دارد :۱-سال ۵۴ در زمان حکومت معاویه(طبری،۶۰۰/۱۱ ؛ذهبی،۲۸۸/۳) ۲-انتهای خلافت عمر(ابن کثیر،۱۴۴/۷؛ ابن عبد البر،۱۸۶۷/۴ ) که سال ۲۳ هجری است .(ابن جوزی،۳۲۹/۴) و سن او را درهنگام وفات ،۸۰ سال دانسته اند . (مقریزی،۳۴/۶) دراین صورت ،طبق نظر اول ، سوده هنگام وفات پیامبر(ص) ۳۶ سال داشته و طبق نظردوم ، ۶۷ سال .البته این را هم باید درنظر داشت که سوره نساء که آیه ۱۲۸ آن مورد بحث ماست ، درطول سال هفتم هجری و درمدینه نازل شده (ابن عاشور،۶/۴) ، لذا سوده هنگام نزول آیه حدوداً ۳۳ یا ۶۴ ساله بوده است . در حالت اول که قضیه منتفی است و درحالت دوم ،‌ سن او درهنگام ازدواج با رسول الله ۵۴ سال بوده ، از این رو کسی نمی تواند ادعا کند که حضرت رسول به خاطر جوانی اش با او ازدواج کرده که حال به خاطر پیری طلاق گوید . به نظر می رسد تنها فایده این گونه اخبار برای برخی ،اثبات برتری عایشه نسبت به دیگرهمسران رسول الله است .ابن کثیر به نقل از عروه درباره این آیه می گوید : «خداوند درباره سوده و زنان مانند او این آیه را نازل کرد :(و ان امراه خافت من بعلها نشوزاً او اعراضا) و این به این خاطر بود که سوده به سن پیری رسید و ترسید که رسول الله ازاو جدا شود و در نتیجه جایگاهش را نسبت به ایشان از دست بدهد . او که به علاقه پیامبربه عایشه و جایگاه او نزد پیامبرآگاه بود ، ‌نوبت خود را به عایشه بخشید و پیامبرهم پذیرفت .» (ابن کثیر ،۳۷۸/۲) آخرین نکته اینکه درسبب نزول این آیه ، ماجرای دیگری هم نقل شده که آن را در شأن دخترمحمد بن مسلمه ، همسر رافع بن جریح می داند که پا به سن گذاشته بود و همسرش با دختری جوان ازدواج کرد و او ازظلم رافع درحق خود می ترسید.(قمی،۱۵۴/۱)(۶)
ه)منابع شهید ثانی در نقل اسباب نزول
شهید ثانی در نقل اسباب نزول به منبع آن اشاره ای نمی کند . فقط گاهی طریق آن را که روایت خاصه (۶۲/۷) یا عامه (۶۱/۷) است ذکرکرده ، اما با توجه به منبع یابی مصححان کتاب می توان گفت که بخش عمده این روایات از منابع اهل سنت نقل شده اند .بعضی از این منابع عبارتند از : مسند احمد ، صحیح بخاری ،‌ صحیح مسلم ، سنن ابن ماجه ‌، سنن ابی داود ، ‌سنن ترمذی ، تفسیر طبری ،‌ المعجم الکبیر طبرانی ،جامع الاحکام قرطبی ،‌ الدر المنثور و المستدرک حاکم . ازمنابع شیعه نیز به تفسیرقمی ، ‌التبیان ، تهذیب ،استبصار ،‌تفسیر عیاشی ،‌ وسائل الشیعه و مجمع البیان اشاره شده است .
پی نوشت ها :

۱-عبارت علامه درالتذکره به این صورت است : «‌کان اذا رغب(ص) فی نکاح امراه فان کانت خلیه فعلیها الاجابه و یحرم علی غیره خطبتها و للشافعیه وجه انه لا یحرم و ان کانت ذات زوج وجب علی الزوج طلاقها لینکحها کقضیه زید و لعل السر فیه من جانب الزوج امتحان ایمانه و اعتقاده بتکلیفه النزول عن اهله و من جانب النبی(ص) ابتلاؤه ببلیه البشریه و منعه من خائنه الاعین و من الاضمارالذی یخالف الاظهار کما قال تعالی :(و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه)و لا شیء ادعی غض البصرحفظه من المحابه الاتفاقیه من هذا التکلیف و لیس هذا من باب التخفیفات کما قاله الفقهاء بل هو فی حقه غایه التشدید اذ لو کلف بذلک آحاد الناس لما فتحوا عینهم فی الشوارع خوفا !من ذلک و لهذا قالت عایشه لو کان(ص) یخفی آیه لاخفی هذه.» (حلی،/۵۶۷) ۲-ر.ک به :مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ،۵۶۳/۸ ؛ تفسیرالقرآن العظیم (ابن أبی حاتم) ،۳۱۳۷/۹ ؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن ،۱۰/۲۲ ؛الدرالمنثورفی تفسیر المأثور،۲۰۱/۵-۲۰۲؛روح المعانی فی تفسیرالقرآن العظیم ،۲۰۴/۱۱ ؛ کنز الدقائق و بحرالغرائب ،۳۹۲/۱۰ . ۳-همچنین ر.ک به :صدر،موسی ، و ربانی ، حسن ، «جعل و تحریف در روایات اسباب نزول »،پژوهش های قرآنی ،ش ۱ ،صص ۱۰۶-۷۹ . ۴-تفسیر فرات کوفی ،/۶۱۹ ؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان،۹۳۳/۴ ؛ بحرالعلوم ، ۶۳۷/۳ ؛ البرهان فی تفسیر القرآن ،۸۱۴/۵ ؛و برای بررسی سندی این روایات ر.ک به :صدر ،موسی ، و ربانی ، حسن ،«جعل و تحریف در روایات اسباب نزول »‌،پژوهش های قرآنی ،ش ۱ ، صص ۱۰۶-۷۹٫ ۵-ابن کثیر،۳۷۷/۲ ؛التبیان فی تفسیر القرآن ۳۴۶/۳ ، همچنین ر.ک به :مجمع البیان ،۱۸۳/۳ ؛البحرالمحیط ، ۸۶/۴ و الاستیعاب ،۱۸۶۷/۴ . ۶-همچنین ر.ک به :مجمع البیان ، ۱۸۳/۳ ؛التبیان فی تفسیرالقرآن ۳۴۶/۳ و تفسیرالقرآن العظیم (ابن کثیر)،۳۸۰/۲ .
منابع و مآخذ : ۱٫قرآن کریم ، با استفاده از ترجمه های آیتی ،عبد المحمد ؛‌ پاینده ،‌ابوالقاسم ؛‌ صفارزاده ،طاهره ؛فولادوند ، محمد مهدی ؛مکارم شیرازی ، ‌ناصر . ۲٫ابن جوزی ،عبدالرحمن بن علی ؛ المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک ،به تحقیق :عبدالقادرعطا ،محمد ؛ عبدالقادر عطا ، مصطفی ، چاپ اول ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۲ ق . ۳٫ابن عاشور ، ‌محمد بن طاهر؛التحریر و التنویر،بی جا ، بی نا ‌، بی تا . ۴٫ابن عبد البر ،‌ یوسف بن عبدالله ؛ الاستیعاب فی معرفه الأصحاب ،به تحقیق :بجاوی ،علی محمد ،چاپ اول ،‌ بیروت ،‌ دارالجیل ، ۱۴۱۲ ق . ۵٫ابن کثیردمشقی ، اسماعیل بن عمرو ؛ البدایه و النهایه ،بیروت ، دارالفکر ‌، ۱۴۰۷ ق . ۶٫—– ؛تفسیرالقرآن العظیم ، ‌چاپ اول ،بیروت ،‌دارالکتب العلمیه ،۱۴۱۹ ق .۷٫ابن منظور ، محمد بن مکرم ؛ لسان العرب ، چاپ سوم ، بیروت ، دار صادر ، ۱۴۱۴ ق . ۸٫ بحرانی ، سید هاشم ؛البرهان فی تفسیر القرآن ،چاپ اول ،تهران ،بنیاد بعثت ،‌ 1416 ق . ۹٫بهرامی ، محمد ،سجادی ، ‌ابراهیم ؛ « آشنایی با دانش اسباب نزول » ، پژوهش های قرآنی ،ش ۲ ، تابستان ۱۳۷۴ ، صص ۶۴-۳۵ . ۱۰٫جوادی آملی ، ‌عبدالله ؛‌ تفسیرتسنیم ، چاپ اول ، قم ، اسراء ، ۱۳۷۸ ش . ۱۱٫حائری مازندرانی ، محمد بن اسماعیل ؛‌ منتهی المقال فی أحوال الرجال ، چاپ اول ، قم ‌،مؤسسه آل البیت (ع) ، ۱۴۱۶ ق . ۱۲٫حکیم ، محمد باقر؛علوم القرآن ، چاپ چهارم ، بی جا ،‌المجمع العامی لاهل البیت ،۱۴۲۵ ق . ۱۳٫حلی ،حسن بن یوسف بن مطهراسدی ؛ ‌تذکره الفقها ، ‌بی جا ، ‌مکتبه الرضویه لاحیاء الآثار الجعفریه ، بی تا . ۱۴٫خویی ،ابوالقاسم ؛ معجم رجال الحدیث ،چاپ پنجم ،بی جا ،‌ بی نا ‌،۱۴۱۳ ق . ۱۵٫ذهبی ،‌شمس الدین محمد ؛‌ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام ،به تحقیق :تدمری ،عمرعبدالسلام ،چاپ دوم ،بیروت ، ‌دارالکتاب العربی ، ۱۴۱۳ ق . ۱۶٫زرقانی ، عبدالعظیم ؛ مناهل العرفان ،‌ چاپ اول ،بیروت ،‌ دارالاحیاء ‌، ‌1416 ق . ۱۷٫سبحانی ،جعفر ؛‌ موسوعه طبقات الفقهاء ،بی جا ،‌بی نا ،‌بی تا . ۱۸٫سعدی ،ابو جیب ؛القاموس الفقهی لغه و اصطلاحاً ‌،بی جا ،‌ بی نا ، بی تا . ۱۹٫شهید ثانی ، زین الدین بن علی ؛‌ مسالک الأفهام الی تنقیح شرائع الاسلام ، ‌قم ،‌مؤسسه المعارف الاسلامیه ،۱۴۱۳ ق . ۲۰٫—– ؛الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ،به تحقیق کلانتر ،‌ محمد ،‌ چاپ اول ،قم ،کتاب فروشی داوری ، ۱۴۱۰ ق . ۲۱٫صدر ،موسی و ربانی ،حسن ؛« جعل و تحریف در روایات اسباب نزول » ، پژوهش های قرآنی ، ش ۱ ،‌ بهار ۱۳۷۴ ، صص ۱۰۶-۷۹ . ۲۲٫طبرسی ، فضل بن حسن ؛ مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ،چاپ سوم ،تهران ،‌ناصرخسرو ،‌1372 ش . ۲۳٫طبری ،محمد بن حریر؛تاریخ الأمم و الملوک ،به تحقیق : ابوالفضل ابراهیم ، محمد ، چاپ دوم ، بیروت ، دار التراث ، ۱۳۸۷ ق . ۲۴٫ عاملی ، یاسین عیسی ؛ الاصطلاحات الفقیه فی الرسائل العلمیه ، ‌بی جا ، بی نا ، بی تا . ۲۵٫ عروسی حویزی ، عبدعلی بن جمعه ؛ نورالثقلین ،چاپ چهارم ، قم ، اسماعیلیان ، ۱۴۱۵ ق . ۲۶٫ فضل الله ، محمد حسین ؛‌من وحی القرآن ، چاپ دوم ، بیروت ، دارالملاک للطباعه و النشر ، ۱۴۱۹ ق . ۲۷٫فیض ، علیرضا ؛ مبادی فقه و اصول ، تهران ،دانشگاه تهران ، ۱۳۷۶ ش . ۲۸٫قمی ،علی بن ابراهیم ؛ تفسیرقمی ، چاپ چهارم ،قم ،دارالکتاب ، ۱۳۶۷ ش . ۲۹٫محمود ،عبدالرحمان ؛‌ معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیه ،‌ بی جا ، بی نا ،‌ بی تا . ۳۰٫ مسعودی ،‌ محمد مهدی ؛«‌حوزه ارتباط اسباب نزول و تفسیر » ، پژوهش های قرآنی ، ش ۱ ، بهار ۱۳۷۴ ، صص ۷۸-۳۵ . ۳۱٫مشکینی ، میرزا علی ؛‌مصطلحات الفقه ،بی جا ‌، بی نا ‌، بی تا . ۳۲٫مقریزی ، تقی الدین احمد بن علی ؛ امتاع الأسماع ،به تحقیق :نمیسی ، محمد عبد الحمید ، چاپ اول ، بیروت ،‌ دارالکتب العلمیه ،۱۴۲۰ ق . نشریه پژوهشهای قرآنی ،شماره ۵۸٫
 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

حقایق آسمانی درالفاظ زمینی(۱)

نوشته‌ی بعدی

جایگاه اسباب نزول درمسالک الافهام (۱)

مرتبط نوشته ها

بعثت در كلام خاندان رسالت
پیامبر اکرم (ص)

بعثت در كلام خاندان رسالت

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

نوشته‌ی بعدی

جایگاه اسباب نزول درمسالک الافهام (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا