۲۵ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

حضرت سکینه در هنگام وداع با پدر

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

حضرت سکینه علیها السلام از صُلب خورشیدی چون امام حسین‌علیه السلام و دامن ستاره‌ای چون رباب – دختر امری‌القیس – به دنیا آمد.۱ چند سال از آغازین بهار زندگی‌اش نمی‌گذشت که طوفانی خوفناک در سرزمین کربلا پدید آمد. او تا آن هنگام، چون فرشته‌ای آسمانی در میان کسان خویش زندگی می‌کرد. گرچه او دختری بود مثل همه دخترها، ولی نقش ثمربخشش در تداوم انقلاب پدر، او را سرمشق دختران جهان ساخت. سرمشق آن‌هایی که در بحبوحه حوادث ناگوار، آزادی و آزادگی را پیشه خویش می‌سازند و در زیر درفش ولایت، ثابت قدم می‌مانند و با حفظ عفّت و وقار خویش، از حریم «ولایت» و «دیانت» پاسداری می‌کنند.کمتر تاریخ نگاری است که بعد از بیان جزئیات زندگی پرافتخار امام حسین‌علیه السلام به فرازهایی از سخنان و سروده‌های حضرت سکینه نپرداخته باشد. آنچه پیش روی شماست، گزیده از جملات آن بانوی دردمند است که در هنگامه حماسه و خون کربلا، و اشک و صبرِ شام، ایراد نموده است.بعد از شهادت برادرهوای گرم، فضای دَم کرده و سرخ‌رنگی نینوا را فراگرفته است. عطش، ناجوانمردانه، گلهای بوستان نبوّت را پژمرده کرده است. یاران اندک امام، همه رفته‌اند؛ جز اندکی از نزدیکانش، کسی باقی نمانده است. خیمه در نزیکی خیمه‌ای «سکینه» برپاست. در داخل آن، یاران سربریده پدر، کنار هم آرمیده‌اند. لحظه به لحظه بر تعداد آن سرخ جامگان سرمستِ عشق و شهادت، افزوده می‌شود.ساعتی است که برادرش حضرت علی‌اکبرعلیه السلام نیز به عرصه نبرد رفته است. اضطراب و عاطفه در در وجودش ریشه داونیده است. پدرش عازم میدان شده است تا از علی‌اکبرعلیه السلام خبری بیاورد. طول نمی‌کشد که بر می‌گردد؛ تنها و افسرده است. در مقابلش می‌ایستد. پدر را در دریای از ماتم، غرق می‌یابد. بی‌صبرانه لب به سخن می‌گشاید:«پدر! چرا این قدر غمگینى؟»و قبل از این که جوابی بشنود؛ از برادرِ به میدان رفته‌اش سؤال می‌کند. پدر که گویا کوهی از غم، برشانه‌های خسته‌اش سنگینی می‌کند؛ چنین لب به سخن می‌گشاید:«دشمنان برادرت را کشتند.»و غمگینانه ناله سکینه بلند می‌شود:«فَنادَتْ وااخاه! وامُهْجَهَ قلباه!…؛ اى واى برادرم، آه میوه دلم…!»پدر با دیدن بی‌صبری دخترش، لب به اندرز می‌گشاید:«دخترم سکینه! خدا را در نظر داشته باش، صبر و تحمّل پیشه‏ساز.»سکینه در حالی که باران اشک، از دیدگانش فرو می‌ریزد؛ خطاب به پدر چنین نوحه می‌کند:«یا اَبَتاه! کَیْفَ تَصْبِرُ مَنْ قُتِلَ اَخُوها وَ شُرِّدَ اَبُوها؛»پدرم! چگونه صبر و بردباری کند کسی که برادرش کشته و پدرش غریب و تنها مانده است.پدر نیز با شنیدن کلام غمبار دخترش، بر زبانش جاری می‌شود: «انّا للّه و انّا الیه راجعون»2پرواز آب آورخیمه‌نشینان، در دریای از عطش غرق شده‌اند. کودکان ناباورانه به بزرگ‌ترها می‌نگرند. نگاه‌های دردمندانه آن‌ها «عباس‏علیه السلام» را سوی « فرات» کشانده است. او با مشک خشکیده‌اش رفته است تا برای گرفتارانِ این دریای عطش، آب بیارود.ساعتی است که چشمان منتظر و نگران بچه‌ها به سمت «علقمه» دوخته شده است. امام به میدان رفته است تا خبری از او بیاورد. و بعد، در حالی که دستش را به کمر گرفته است، باز می‌گردد. تنها و اندوهگین است. سکینه به جلوش شتافته، عنان اسبش را می‌گیرد و می‌گوید:«یا ابتاه! هَلْ لَکَ عِلْمٌ بِعَمِّىَ العَباس؟!»پدرم! از عمویم عباس چه خبر؟ او به من وعده آب داده بود!امام که به سوز دلِ دخترش پی‌می‌برد، می‌گوید:«یا اِبْنَتاه! اِنَّ عَمَّکَ العباس قُتِلَ وَ به لغت روحَهُ الجنان؛»دخترم! دیگر منتظر عمویت نباش، عمویت عباس کشته شد و روحش به بهشت رسید.صدای شیون سکینه و نیز عمّه داغدارش، زینب‌علیها السلام بلند می‌شود: «وا اخاه! واعباساه! واقِلَّهَ ناصراه…!»وای برادر! وای عباس! وای از کمی یار و یاور…!۳قنداقه خونینعطش، جابرانه بیداد می‌کند. گلهای حسینی یکی بعد از دیگری در باغستان آتش زده‌ای نینوا، بر زمین می‌افتند. و چه زود به خیل سعادتمندان جاویدان می‌پیوندند!به راستی که گرما و عطش چه بی‌رحم‌اند و سوزاننده! نه بزرگ می‌شناسند و نه کوچک. و اینک «على‏اصغرعلیه السلام» را نیز به مسلخ عشق و میدان کارزار کشانده است. بابا که بر می‌گردد، قنداقه کوچک‌ترین سربازش را در بغل دارد. سفیدی قنداقه به رنگ خون درآمده است. چه شده باشد؟!سکینه به استقبال پدر می‌رود و خوشبینانه می‌گوید:«یا اَبَه! لَعَلَّکَ سَقَیْتَ اخى الماء!»پدرجان! گویا برادرم اصغر را سیراب کردی!از آسمان دیدگان پدر، بارانِ اشک می‌بارد و دردمندانه می‌گوید:- دخترم! بیا قنداقه برادرت را دریاب، که براثر تیر دشمن، سرش جدا شده است.۴هنگام وداع با پدرزمان چه زود می‌گذرد و درد جانکاه، بردلهای محزون و ماتم‌زده نینوائیان، باقی می‌ماند. غم را توان شمارش نیست. آغازی دارد و فرجامی؛ و اینک در فرجام آن عصر خونین، نوبت به کاروان سالار زینب و سکینه رسیده است. همان کاروان سالاری که پیکر پاره پاره شاهدانِ عشق را یک تنه در زیر آن خیمه خون گرفته جمع کرد، و بعد از اتمام پویندگان مسیر سرخ شهادت، ستون آن را کشید و سینه مجروح خیمه را بر زمین گرم کربلا خواباند.سکینه و دیگر بانوان حرم، تنها به او دل بسته بودند. امام بعد از وداع با فرزند دردمندش «سجّادعلیه السلام»، و خواهر صابرش «زینب‏علیها السلام»، به سوی سکینه می‌رود. دختر با نظاره حال پدر، ناباورانه می‌گوید:«یا ابتاه! ءَاِسْتَسْلَمْتَ لِلمَوتِ فَاِلى‏ مَنْ اِتَّکَلُ»؛پدرم! آیا تسلیم مرگ شده‌ای؟ بعد از تو من به چه کسی پناه ببرم؟امام که پرده‌ای از اشک، مزاحم دیدگان بی‌قرارش شده است، می‌گوید:نور چشمم! چگونه کسی که یار و یاوری ندارد، تسلیم مرگ نشود؟!دخترم! بدان که رحمت و یاری خدا، در دنیا و آخرت از شما جدا نگردد.دخترم! بر قضای الهی صبر کن و شکایت مبر؛ زیرا که دنیا محل گذر و آخرت خانه همیشگی است.گویا دنیای از یأس و نا امیدی، دل کوچکِ دختر را فرامی‌گیرد و انبوهی از درد و غم، در سینه پراسرارش فشرده می‌شود. در آن دم که همه راه‌ها را بسته می‌یابد، به پدر خطاب می‌کند:«پدرجان! نمى‏شود ما را به حرم جدّمان بازگردانى؟!»امام در حالی که نگاه مهرآمیزی به دخترش دارد، می‌فرماید:«اگر پرنده قطا را به حال خود بگذارند، در جایگاه خود آرام مى‏گیرد.»امام با بیان این جمله کوتاه، عمق مظلومیت خویش را به دختر خردسال و نسل‌های بعد، بیان می‌کند و به آن گل نورسته باغ عصمت می‌فهماند که دشمن از ما دست بردار نیست و هرجایی که برویم به تعقیبمان خواهند پرداخت.سکینه با شنیدن کلام غریبانه پدر، اشک می‌ریزد. امام که یارای تماشای گریه‌های سکینه را ندارد، او را به سینه‌اش می‌چسباند و اشک از دیدگان غمبار آن بانوی گرامی پاک ساخته و در پایان این وداع جانسوز، شعر زیرا را خطاب به او زمزمه می‌کند:سَیَطُولُ بَعْدِی یاسَکِینَهُ فَاعْلَمیمِنْکِ الْبُکاءُ اِذِالحِمامُ دَهانیلاتُحْرِقی قَلْبی بِدَمْعِکِ حَسْرَهًمادامَ مِنّی الرُّوحُ فی جُثْمانیفَاِذا قُتِلْتُ فَاَنْتَ اَولی بِالّذیتَأْتینَهُ یاخَیْرَهَالنِّسْوانِسکینه جانم! بدان که بعد از فرا رسیدن مرگم، گریه‌ات بسیار خواهد شد. تا جان در بدن دارم، دلم را با افسون سرشک خویش مسوزان. ای برگزیده بانوان! تو بعد از کشته شدنم، بر هرکسی دیگر، به من نزدیک‌تری که کنار بدنم بیایی و اشک بریزی. ۵غریبانه با اسب بی‌صاحبدل سکینه نیز همراه بابا به میدان رفته است؛ او همواره با ناله‌های جانسوز و قطرات اشک، یاد و نام پدرش را گرامی می‌دارد. ناگهان صدای شیهه ذوالجناح گوش او و عمه‌اش زینب را به میهمانی فرامی‌خواند. نگاه اشک آلودش را به چهره غمبار عمه‌اش گره می‌زند، زینب‌علیها السلام که بی‌تابی او را درمی‌یابد، می‌گوید:«سکینه جانم! پدرت با آب برگشته است، به سویش بشتاب و از آبش بیاشام.»سکینه احساس می‌کند که دیگر انتظارش به پایان رسیده است. خوشبینانه و شتابان، دامن خیمه را برداشته قدمی به بیرون می‌گذارد تا شاید چشمش به جمال ملکوتی امام‌علیه السلام بیفتد. اما اسب بابا که زینش واژگون شده است، چشم و قلب دخترک را می‌گیرد. هماندم کوله‌باری از درد و رنج و اسارت، در ذهن کودکانه‌اش تداعی می‌گردد. ناله‌اش در فضای نیلگون و خون رنگ نینوا می‌پیچد:«وامحمداه! واغریباه! واحسیناه! واجدّاه! وافاطمتاه…!»سپس نگاه مأیوسانه‌اش را به ذوالجناح می‌دوزد و آنگاه با زمزمه ابیات زیر، عقده‌های دل غم‌زده‌اش را می‌گشاید:اَمَیْمُونُ! أَشَفَیْتَ العُدی مِنْ وَلِیّناوَ اَلْقَیْتَهُ بَیْنَ الأَعادی مُجِدَّلااَمَیْمُونُ! اِرْجَعْ لا تُطیلُ خِطابَنافَاِنْ عُدْتَ تَرْجُو عِنْدَنا وَ تُؤمِلاهُای اسب پرمیمنت! پدرم را در میان دشمنان، در خاک و خون گذاشتی؛ آن‌ها پیکرش را مجروح می‌سازند.ای اسب! برگرد پدرم را بیاور که در این صورت، نزد ما امیدوار و محترم خواهید بود.دیگر زنان خیام نیز ذوالجناح امام را چون نگینی در میان می‌گیرند و به دورش حلقه می‌زنند. سکینه را در این دمادم غم و ماتم، بابا به سفر برده است. او که توان تماشای اسب خونین یال پدر را ندارد؛ ناگاه سر به سینه خاکِ گرم و تفتیده نینوا می‌گذارد. لحظاتی هرچند کوتاه، از حریم آن همه ظلم و جنایت و درنده‌خویی، بیرون می‌رود. آنگاه که به هوش می‌آید، نگاه مأیوسانه خویش را به اسبِ فرو رفته در اقیانوس ماتم، می‌دوزد و خطاب به آن «بى‏زبان» وفادارتر از هزاران «زبان‏دار» بی‌وفا، درد دل می‌کند:یا جوادُ هَلْ سُقِیَ اَبی اَمْ قُتِلَ عَطْشاناً؛ای اسب! آیا پدرم را آب دادند یا بالب تشنه به شهادت رساندند. ۶پی‌نوشت‌ها:۱. معالی السبطین فی احوال الحسن و الحسین(علیه السلام)، محمد مهدی حائری، جزء ۲، ص ۱۲۷ و ۱۲۹.۲. الوقایع والحوادث، شیخ محمدباقر ملبوبی، ج ۳، ص ۱۳۱.۳. سوگنامه آل محمد(صلی الله علیه و آله)، محمد محمدی اشتهاردی، ص ۳۱۰ به نقل از کبریت احمر، ص ۱۶۲.۴. همان.۵. معالی السبطین، جزء ۲، ص ۱۳؛ الوقایع و الحوادث، ج ۳، ص ۱۹۲.۶. همان، جزء ۲، ص ۲۹ و ۹۰؛ سوگنامه آل محمد(صلی الله علیه و آله)، ص ۳۷۱؛ به نقل از تذکرهالشهداء، ملاحبیب اللّه کاشانی، ص ۳۴۹منبع:www.shareh.com
 
 

برچسب ها: حضرت سکینه(ع)
نوشته قبلی

بهترین بانوان

نوشته‌ی بعدی

اقدامات حضرت سکینه در طول اسارت و پس از آن

مرتبط نوشته ها

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)
امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر
امام مهدی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی
شیعه شناسی

شیعه شناسی

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

بیانیه مجمع جهانی شیعه‌شناسی
برگزیده ها

بیانیه مجمع جهانی شیعه‌شناسی

نوشته‌ی بعدی

اقدامات حضرت سکینه در طول اسارت و پس از آن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی

شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا