۲۴ آذر ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و رویارویی با اشرافیگری (۲)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سیره نظری پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
سیره عملی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر صلی الله علیه وآله منصب هایی ، مانند: امارت ، فرماندهی و سرپرستی جمع آوری زکات را به اشراف بنی هاشم ندادند به افرادی که روحیه اشرافی در آنها قوی بود ، زمین بایر میدادند تا آباد کنند – به کارهای یدی اهمیت میدادند در دادن امارت ، فرماندهی و ریاست ، به توانایی فردی توجه داشت. آباد کنند – به کارهای یدی اهمیت میدادند در دادن امارت ، فرماندهی و ریاست ، به توانایی فردی توجه داشت.
آیات قرآن آیاتی که اشاره به این ویژگیها داردآیاتی که راه کار نشان میدهدآیاتی که ویژگی طاغوتها ، ملأ ، مترفان ، کافران ، منافقان ، متکبران و دنیاپرستان را توصیف میکند. آیاتی که به هدف آفرینش انسان میپردازد – آیاتی که به رابطه دنیا و آخرت و نقش عمل انسان میپردازد – آیات مربوط به رزق و روزی.
مصرف تظاهری مصرف نمایان (مصرف آشکار یا اسراف) کالاهای ارزشمند وسیله ای است برای کسب اعتبار و نمایش دادن ثروتمندی در اجتماعات گسترده تر که در آن ولخرجی و تجمل گرایی و مصرف افزونتر ، نشانه خوشنامی بیشتری است. مصرف تظاهری و نمایشی، رکن اصلی پذیرایی های پرهزینه و هدیه های گرانبها بوده است. یک نظام رتبه بندی سازمان یافته در درون طبقه مرفه وجود دارد. کسانی که از لحاظ ریشه خانوادگی یا از نظر مالی و یا هر دو ، در بالاترین درجه از سلسله مراتب طبقه مرفه و ثروتمند قرار دارند از نظر جایگاه، برتر از کسانی هستند که دارایی و شرافت ارثی کمتری دارند. این پایین مرتبه ها، به ویژه شریف زادگان مرفهِ ندار (دارای نژاد مرفه) یا آنان که در حاشیه این طبقه قرار دارند، خود را به وسیله یک نظام وابستگی و نمک پروردگی به اعضای برتر طبقه پیوند میزنند و از طریق وابستگی به ولی نعمت خود ، اعتبار و رفاه بیشتری فراهم میکنند آنها ندیمان و ملازمان ارباب هستند و چون نماد مرتبه والای ولی نعمت خویشاند ، از این رو، مصرف کننده نیابتی ثروت بیکران او به شمار میآیند و از سوی او تغذیه و پشتیبانی میشوند. بسیاری از این افراد و دیگر اشراف پایین مرتبه تر، به نوبه خود مصرف کنندگان نیابتی دارند که همسران، فرزندان، خدمتکاران و ملازمان آنها هستند و وظایفی، چون جنگیدن، امور حکومتی، شکار کردن، مواظبت از اسلحه و ساز و برگ جنگ و مانند آن را برای طبقه مرفه انجام میدهند.
نمونه هایی از صدر اسلام مادر ابو عزیز بن عمیر، از زنان ثروتمند مکه، بالاترین فدیه ای که برای آزادی قریشیان داده میشد، پرداخت تا پسرش که از اسیران بدر بود، آزاد شود. یکی از هدفهای این عمل میتوانست نمایش ثروت و توانمندی مالی باشد. صفوان بن امیه که از اشراف قریش بود، خطاب به عمیر بن وهب میگوید: «میدانی که در تمام مکه مردی مانند من در گشایش و فراخی نسبت به اهل و عیال نیست». و او تأیید میکند. در این نگرش، رسیدگی به خانواده وسیله ای برای نمایش توانایی مالی است. اشراف قریش در راه بدر عهده دار اطعام سپاه بودند. به نظر میرسد اشراف برای به رخ کشیدن ثروت و توانایی مالی خود به تجهیز سپاه می پرداختند. هنگام ترک مدینه، مردان یهودی بنی نظیر دف و نی میزدند و زنهایشان، زیورآلات زرین و گران قیمت خود را عمداً و بدون ترس نشان می دادند. یکی از دلایل این رفتار یهودیان، نمایش ثروتمندی و توانمندی مالی و فخرفروشی به مردم مدینه بود که موجب بالا رفتن اعتبار آنان بین مردم، مخصوصاً منافقان شد.سعد بن معاذ، رابطه مردم مدینه را با قبایل غطفان و بنیمرّه در جاهلیت این گونه ترسیم می کند که آنها یا از اهل مدینه خرما می خریدند یا اهل یثرب آنان را میهمان می کردند؛ یعنی از نظر سلسله مراتب منزلتی، رابطه اعضای این قبیله ها با مردم مدینه، رابطه نمک پروردگی و وابستگی بود. رابطه ای که عروه بن مسعود به آن اشاره می کند هم رابطه نمک پروردگی است و بیانگر وجود سلسله مراتب منزلتی در رابطه او و قریش که در آن، قریش ولی نعمت اند و عروه و فرزندان او با این که از اشراف اند، در برابر اشراف قریش، مصرف کنندگان نیابتی به حساب می آیند؛ آنجا که می گوید: «ای گروه قریش! مگر نه این است که شما به منزله پدر و من به منزله فرزندم و مگر من نبودم که تمام اهل عکاظ را برای یاری شما دعوت کردم؟ و چون آنها از پذیرش تقاضای من خودداری کردند، شخصاً با فرزندان و کسانی که از من اطاعت میکردند، به یاری شما نیامدم؟» ابوسفیان که نسبت به بنی زهره از برتری قبیله ای برخوردار بود به بهانه این که بنی زهره از بدر برگشته اند، از دادن اموال بنی زهره امتناع میکرد. عمروعاص به نجاشی (پادشاه حبشه) بهترین هدیه سرزمین خود (پوست دباغی شده) را هدیه میکند. تا بدین وسیله ، سرسپردگی خود را به او اعلام کند.بنا بر گزارش تاریخ، قریش با ترتیب دادن یک میهمانی، هزینه های بسیاری را صرف پذیرایی از گروه هایی کرد که دور ایشان جمع شده بودند؛ بر این اساس، سفره های اطعام در چهار محل گسترده شد و در دارالندوه ، جماعت خودشان و در خانه های صفوان بن امیّه، سهیل بن عمرو، عکرمه بن ابی جهل و حُویطب بن عبدالعزّی، سایر مردم پذیرایی شدند. به نظر می رسد که در این میهمانی ها لازم بود مراتب منزلتی رعایت شود و اساساً، این برنامه ها، با هدف کسب افتخار و احترام از طریق مصرف تظاهری برگزار می شد.شهرت بعضی از وسایل و زیورآلات اشراف، نشانه ای از مصرف تظاهری بود؛ به عنوان نمونه، می توان به شتر ابو جهل که شتری گزیده و مهری بود، اشاره کرد، قریش حاضر بود در مقابل آن، صد ناقه بپردازد. شمشیر ابی الحقیق یهودی نیز از شمشیرهای مشهور بود. گنجینه زر و زیور خاندان ابی الحقیق که معمولاً در عروسی های مکه کرایه داده می شد، و نیز زیورآلات فارعه، دختر خزاعی یا بادیه، دختر غیلان که از زنان قبیله ثقیف بودند، اینگونه بوده است.
اقدامات پیامبر صلی الله علیه وآله برای مقابله با مصرف تظاهری حضرت محمدصلی الله علیه وآله، اسراف و تجملگرایی را امری مذموم می دانست و برای مقابله با مصرف تظاهری این کارها را انجام دادند:۱. ترویج ساده زیستی و نفی اسراف و تجملگرایی در گفتار و عمل؛ پیامبرصلی الله علیه وآله در زندگی شخصی خود مراقب بود اسراف نکند. یکی از توصیه های آن حضرت به پیروان خویش، بر مبنای یک توصیه قرآنی، این بود که اسراف نکنند و از تجملگرایی خودداری کنند.۲. مقابله با نمادهای اشرافیگری، چون هدیه و میهمانی دادن؛ پیامبرصلی الله علیه وآله هدیه مشرکان را نمی پذیرفت و برای هیچ یک از پادشاهان و اشراف هم عصر خود هدیه نفرستاد. آن حضرت، در هیچ مرحله ای از زندگانی خویش مهمانی های تجملی برگزار نکردند و در این گونه مراسم نیز حضور نداشتند. پس از آن که ابو براء عامر بن مالک بن جعفر برای آن حضرت دو اسب و دو ناقه هدیه آورد، پیامبر فرمود: من هدیه مشرک را نمی پذیرم.۳. جلوگیری از ساختن خانه های مجلل؛ عباس عموی پیامبرصلی الله علیه وآله حجره ای ساخت، رسول خداصلی الله علیه وآله به او فرمودند: آن را ویران کن. عباس خواست معادل ارزش آن را در راه خدا بدهد، اما پیامبرصلی الله علیه وآله تأکید کردند که آن را ویران سازد.۴. پیامبرصلی الله علیه وآله، برای جلوگیری از تشکیل طبقه اشراف جدید (نوآمدگان یا افراد نو کیسه) در جامعه اسلامی، به فقیران سفارش می کردند که در مسیر اشراف قدم نگذارند؛ پیامبر هنگام آمادگی برای جنگ خیبر به ابو عبس بن جبر که فقیر بود و زاد و توشه راه و خرج خانواده اش را نداشت، فرمود: «ای ابو عبس تو و دیگر یاران فقیرت اگر سلامت باشید و کمی زنده بمانید، مالتان زیاد خواهد شد و آن چه که برای اهل خود باقی می گذارید فراوان شود، پول و برده های شما زیاد می شود و این به سود شما نیست».5. تغییر نگرش درباره زن ها؛ در نگرش جاهلی، زن زندگی نیابتی داشت. رسول خدا صلی الله علیه وآله با بیان جایگاه واقعی زن و ارزش دادن به او، نگرش ها را متحول کرد. حضور فعال همسران پیامبر، حضرت فاطمه علیها السلام و زنان هم عصر او در فعالیت های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دلیل این مدعاست.۶. توجه نکردن به مراتب منزلتی در معاشرت ها، واگذاری منصب ها، مجازات ها و سایر امور؛ وسایل و ابزار زندگی افراد سرشناس به دلیل گران قیمت بودن آنها و نیز تعلق داشتن به اشخاص برجسته، مورد توجه خاص دیگران است. معمولاً کسانی که می خواهند مقام و مرتبه خود را نشان دهند برای فخرفروشی، اقدام به خرید اجناس به قیمتی فراتر از ارزش واقعی می کنند. به عنوان نمونه، می توان به شتر ابو جهل اشاره کرد که به قول واقدی، شتری گزیده و مهری بود که در جنگ بدر نصیب پیامبرصلی الله علیه وآله شد. قریش حاضر بود در مقابل آن، صد ناقه بپردازد، ولی پیامبرصلی الله علیه وآله نپذیرفت و عاقبت، آن شتر از طرف هفت نفر در حدیبیّه قربانی شد.
معیار ارجمندی و اعتبار مصرف تظاهری مصرف نمایان کالاهای ارزشمند نشانه بزرگواری – عرف هدیه های گرانبها و پذیرایی های پرهزینه – ضایع کردن کالاها برای نمایش ثروتمندی و توانایی مالی – ایجاد نظام رتبه بندی سازمان یافته موروثی – ایجاد نظام وابستگی و نمک پروردگی و تن آسایی و مصرف نیابتی – مصرف و تن آسایی تظاهری از خدمات الزامی زنان.روش طبقه مرفه رباخواری؛ ساختن خانه های مجلل؛ به کار بردن سنگ های قیمتی در ابزار جنگی؛ کشتن شتر و مهمانی دادن؛ شعر گفتن؛ هزینه کردن برای جنگ؛ هدیه کردن شتر و اموال گرانبها به سران قبیله قریش توسط سران قبایل دیگر؛ دادن هدیه به اشراف حبشه؛ وسایل و زیورآلات مشهور اشراف.
سیره پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سیره نظری پیامبرسیره عملی پیامبرنهی از اسراف فرمان خراب کردن تاکستان های اشراف طایف؛ نفی ربا ؛ جلوگیری از ساختن خانه های مجلل؛ ترویج فرهنگ ساده زیستی؛ مقابله با تظاهرات اشرافی؛ تغییر نگرش به زنان نهی از اسراف فرمان خراب کردن تاکستان های در معاشرت با مردم و مجازات و دادن مناصب، به سلسله مراتب منزلتی توجه نمیکرد
آیات قرآن آیاتی که اشاره به این ویژگی ها دارد
آیاتی که راه کار نشان میدهد و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطر انما اموالکم و اولادکم فتنه (۸/۲۸) بنینضیر در سوره حشر؛ زخرف / ۲۳.انما اموالکم و اولادکم فتنه (۸/۲۸) آیات بسیاری از سوره زخرف.
لباس؛ نمودی از فرهنگ توانگری تهیه لباس بیش از دیگر کالاهای مصرفی، مردم را وا میدارد تا از راحتی و ضرورت های زندگی خود بکاهند تا آنچه را که حد مطلوب مصرف تظاهری است فراهم آورند. کارکرد لباس، به عنوان گواهی بر توانایی در صرف هزینه و اعتبارآوری سه ویژگی دارد:۱. اصل کلی ضایع کردن تظاهری، هنجار مسلط و مستولی بر شیوه لباس پوشیدن است. قانون ضایع کردن تظاهری (اسراف) با شکل دادن قانون سلیقه و آراستگی (تجملگرایی) موجب افزایش اهمیت مصرف لباس می شود. و خریدار لباس برای سازگاری با عرف رایج و هماهنگی با استاندارد معتبر سلیقه و آبرومندی اقدام به تهیه لباس می کند.۲. اصل دوم که تابع اصل اوّل می باشد، تن آسایی نمایان (تظاهری) است. لباس باید نشان دهد که پوشنده آن نیاز به اشتغال در هیچ نوع کار تولیدی ندارد.۳. لباس، علاوه بر گرانبها بودن و دست و پاگیر بودن باید با آخرین پسند روز مطابقت کند. در آن دوره اقتصادی که زنان هنوز جزو اموال مردان به شمار می آمدند و صاحب خود نبودند، ولخرجی (مصرف تظاهری) و تن آسایی تظاهری زنان از خدمات الزامی آنان بود که اعتبار بیشتر مردان را در پی داشت.
نمونه هایی از صدر اسلام مالک بن عوف، سرور و فرمانده قبیله هوازن، لباس های بلند می پوشید و با تکبر و غرور راه میرفت. این نوع پوشش نشانه شرافت و بزرگی بود. گفته شده است که زنان یهود بنی نضیر هنگام ترک مدینه، لباس های حریر و دیبا پوشیده بودند و قطیفه های خز به رنگ های سرخ و سبز بر تن داشتند. نوع پوشش آنها بر کسانی که شاهد خروج آنان بودند، به خصوص منافقان تأثیر زیادی داشت.
اقدامات پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)۱. منع لباس تجملی از یک طرف و جلوگیری از پوشیدن لباس پاره با وجود داشتن لباس نو از طرف دیگر؛ پیامبر به کسانی که لباس های مخصوص اشراف و ثروتمندان را می پوشیدند تذکر می داد – لباس هایی که قسمتی از آن روی زمین کشیده شود یا آستین گشاد داشته باشد یا زر و زیور داشته باشد – آن لباس ها موجب تفاخر پوشنده آن و تحقیر سایرین می شد. پوشیدن لباس کهنه و پاره نوعی اظهار حقارت و نداری بود. علاء بن حضرمی پیراهنی آستین بلند پوشیده بود، آستین پیراهن را به اندازه حدود انگشت هایش کوتاه کردند. پیامبرصلی الله علیه وآله بر تن عبداللَّه بن عمرو بن العاص دو جامه به رنگ سرخ دید، فرمود: این جامه کافران است، بر تن مکن. یکی از یاران پیامبرصلی الله علیه وآله با وجود داشتن دو دست لباس نو، جامه ای کهنه و پاره به تن داشت. حضرت از او خواستند که لباس نوی خود را بپوشد و وقتی پوشید، فرمودند: آیا این طور بهتر نیست؟۲. لباس رسول خداصلی الله علیه وآله بسیار ساده بود؛ پیامبرصلی الله علیه وآله لباس گرانقیمت خویش را به اسامه بن زید که جوان بود دادند و خودشان لباس ارزان قیمت پوشیدند.
معیار ارجمندی و اعتبار لباس نمودی از فرهنگ توانگری قانون ضایع کردن = قانون سلیقه و آراستگی = مصرف لباس گرانبها اصل تن آسایی تظاهری = پوشنده لباس، کار تولیدی نمی کند لباس خدمتکاران و زنان و لباس کشیشی بیانگر منزلت بردگی و زندگی نیابتی آنهاست. ولخرجی و صرف هزینه بیشتر از جانب زن خانواده = اعتبارآوری بیشتر.روش طبقه مرفه پوشیدن لباس هایی که قسمتی از آن روی زمین کشیده می شد یا لباس هایی با آستین های بلند نشانه بزرگی بود – استفاده از زر و زیور در لباس مردان و زنان ثروتمند – لباس های اشراف با توجه به مقام و منزلت اجتماعی و منصب آنها متفاوت بود.منع پوشیدن لباس تن نما – بریدن قسمت های آویزان آستین ها منع پوشیدن لباسهای تجملی ترغیب افراد به پوشیدن لباس نو به جای کهنه در صورت داشتن لباس بیشتر – پوشیدن لباس گران و تجملی برای جوانان اشکال نداشت. لباس های پیامبر با لباس سایر افراد تفاوتی نداشت – به پاکیزگی لباس اهمیت می داد لباس ارزان قیمت را خود برمی داشت و لباس گرانقیمت یا تجملی را به اسامه و افراد جوانتر میداد.
محافظه کاری طبقه مرفه ، محافظه کار است. این محافظه کاری همراه با کناره گیری از کار تولیدی چنان نمود آشکاری دارد که حتی نشانه محترم بودن شخص محافظه کار شناخته میشود. طبقه مرفه به حفظ وضع موجود علاقه مند و عامل و محرک محافظه کاری یا واپسگرایی در ساختار اجتماعی است. ترک هر روش و راه و رسم پذیرفته شده زندگی با مخالفت این طبقه رو به رو می شود. آنان با عبارت پردازی های مبالغه آمیز هر نوآوری و تغییر را موجب ایجاد آشوب در جامعه، واژگونی اخلاق و بر هم زدن نظم طبیعت معرفی می کنند. اعمال طبقه مرفه، طبقات پایینتر جامعه را به محافظه کاری میکشاند، زیرا امکانات مصرف و زیستن را بر آنها تنگ می کند تا توانایی پذیرش راه و روش جدید را نداشته باشند. به این ترتیب، طبقه مرفه، از سه طریق برای جلوگیری از توسعه فرهنگی بهره می برد: ۱. ایستایی کامل خود طبقه. ۲. از راه الگوی سرمشقی ضایع کردن تظاهری (رقابت منزلتی) و محافظه کاری. ۳. به طور غیر مستقیم از طریق نظام توزیع نابرابر ثروت و معاش که تکیه گاه این نهاد است.
نمونه هایی از صدر اسلام پیرمردی سالخورده از بنی عمرو بن عوف به نام ابو عفک، در ۱۲۰ سالگی با اشعار خود مردم را به دشمنی با پیامبر برمی انگیخت. او با اشعار خود مردم را به محافظه کاری دعوت می کرد: « مدت زیادی زندگی کردم و هیچ خانه و مجمعی را خردمندتر و فریادرستر از قوم خود، برای فریاد خواهی ندیدم، سواری که به سراغشان آمد، به اسم حلال و حرام ایشان را متفرق و پراکنده ساخت، اگر قرار بود به پادشاهی و نصرت واقعی برسید حق بود «تبع» را پیروی می کردید». کعب بن اشرف ، شاعر یهودی نیز پیامبر صلی الله علیه وآله و اصحاب ایشان را هجو می کرد و در اشعار خود قریش را بر ضد مسلمانان می شوراند. سروده های او پس از جنگ بدر ، روحیه محافظه کاری را بین مردم تقویت می کرد: « امروز دل زمین بهتر از روی آن است؛ این کشتگان همه از اشراف و سروران مردم و پادشاهان عرب و اهل منطقه حرم و مکان امن هستند. سخنان ابو سفیان بعد از پیروزی در جنگ اُحد مبنی بر این که هبل دوباره مقام خود را یافت و ارجمند شد و آنها عُزَّی دارند، اما مسلمانان عُزَّی ندارند ،نوعی تبلیغ سنت ها و رسوم پیشین بود که برای مقابله با اندیشه جدید و با هدف واپسگرایی صورت میگرفت. کنانه بن صویراء از یهود بنی نضیر برای جلوگیری از پیمان شکنی آنان به این نکته اشاره می کند که اموال و ثروتشان مایه شرف آنهاست. کنانه بن صویراء با وجود آن که به درستی سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله یقین داشت از ترس این که قومش آبروی او را ببرند و دخترش شعثاء را شماتت کنند ، اسلام را نپذیرفت.ثروت و دارایی های مادی، امنیت اشراف را در پی دارد و از دست دادن یا به خطر افتادن آن سبب احساس ناامنی و بیتابی می شود. واکنش یهودیان بنی نضیر به قطع درختان خرما به دست مسلمانان، از این نوع است. سخنان و اظهار نظرهای یاران پیامبرصلی الله علیه وآله درباره بنینضیر هنگام ترک مدینه و اندوه منافقان، نشان دهنده تأثیر زیاد آنها بر اهالی آن جاست. اشراف، معمولاً در شرایط سخت به تضعیف روحیه توده مردم، یادآوری گذشته و ایجاد رعب و وحشت می پردازند. عبداللَّه بن اُبیّ بن سلول که از اشراف محافظه کار مدینه بود، از مجادله کوچک مهاجر و انصار بهره گرفت و با بیان این که انسان های عزیز با رسیدن به مدینه، افراد خوار را از آن بیرون خواهند کرد، به تحریک انصار پرداخت یا یکی از منافقان به نام زید بن لصیت در پی گم شدن شتر پیامبر صلی الله علیه وآله می پرسد: مگر خداوند به او خبر نمی دهد که ناقه اش کجاست؟ حیّ بن اخطب از اشراف بانفوذ یهود بنی نضیر همچون ابو جهل، در پی ریاست و فرماندهی بود. کعب بن اسد، رئیس قبیله بنی قریظه، به دلیل برتری بنی نضیر، تسلیم سخنان حیّ بن اخطب شد و پیمان خود را با پیامبر شکست. یهود بنی قریظه با وجود این که می دانستند محمدصلی الله علیه وآله فرستاده خداست، اما رشک و حسد آنها به اعراب با این بهانه که چرا پیامبر از بنی اسرائیل نیست، مانع از آن شد که اسلام بیاورند. یکی از افراد بنی مصطلق، پذیرش اسلام را به اسلام آوردن قوم خود منوط کرد.اشراف از پیمان نامه ها و صلحنامه ها برای اعمال قدرت بهره می برند. معمولاً مواد آنها بر اساس تأمین منافع و اهداف اشراف و کسب اعتبار بیشتر آنان تنظیم می شود. در پیمان صلح حدیبیه که بر اساس ارزش های مورد نظر قریش تنظیم شده بود، این امر کاملاً مشهود است، به طوری که یاران پیامبر به مواد صلح نامه اعتراض کردند. مفاد پیمان نامه از این قرار است:« باسمک اللّهم، این پیمان صلحی است که محمد پسر عبداللَّه و سهیل بن عمرو بسته اند و صلح کردند که جنگ تا ده سال متوقف باشد، در آن مدت مردم در امان باشند و مزاحم یکدیگر نشوند و به یکدیگر خیانت نکنند و سرقت و غارتی انجام ندهند و کاری به یکدیگر نداشته باشند. هر کس که بخواهد به دین محمدصلی الله علیه وآله یا به آیین و پیمان قریش درآید، آزاد باشد. هر فردی از قریش که بدون اجازه ولی خود پیش محمد بیاید [ایشان باید] او را برگرداند [ولی] اگر کسی از یاران محمد به قریش پناهنده شود، [آنها] او را برنگردانند. محمد امسال برگردد و سال آینده همراه یاران خود بازگردد و فقط سه روز اقامت کند و هیچ اسلحه ای، جز همان مقدار که برای مسافر ضروری است همراه نیاورد و شمشیرها باید در غلاف باشد».1. در این صلح نامه ، جایگزین کردن عبارت « باسمک اللّهم» به جای «بسم اللَّه الرحمن الرَّحیم» نوعی واپسگرایی است که سهیل بر آن اصرار می ورزد و پیامبرصلی الله علیه وآله به دلیل منافات نداشتن آن با آموزه های اسلامی می پذیرد و قرآن کریم، عمل رسول خدا صلی الله علیه وآله را تأیید می کند.۲. در این پیمان نامه تقدم نام پیامبرصلی الله علیه وآله به دلیل شرافت خانوادگی آن حضرت است. سهیل بن عمرو ، از این نظر در مرتبه پایین تری قرار داشت.۳. این بند صلح نامه «هر کس از قریش که بدون اجازه ولی خود پیش محمد بیاید او را برگرداند و اگر کسی از اصحاب محمد به قریش پناهنده شود، او را برنگردانند». نشانه برتری جویی و امتیازخواهی اشراف قریش است.۴. بندهای پایانی صلحنامه «محمد امسال برگردد و سال آینده همراه یاران خود بازگردد و فقط سه روز اقامت کند و هیچ اسلحه ای، جز همان مقدار که برای مسافر ضروری است همراه نیاورد و شمشیرها باید در غلاف باشد». بیانگر بهره گیری قریش از موقعیت خویش به سبب وجود کعبه و وضع قوانین در جهت کسب منافع و به دست آوردن اعتبار و احترام بیشتر است.عمروعاص بعد از مشورت با نجاشی، پادشاه حبشه، که نسبت به او و سایر اشراف قریش، مرتبه منزلتی بالاتری داشت، به اسلام گروید. ابو سفیان بن حارث بن عبدالمطلب درباره علت اسلام نیاوردن خود گفت: «چه کنم که من در میان مردمی به ظاهر خردمند و بلند اندیشه زندگی می کردم و می دیدم مردم گرانمایه در پناه عقل و اندیشه خود زندگی می کنند و به هر راهی که می رفتند، می رفتم و چون اشخاص شریف و سالخورده از محمد کناره گیری کردند و خدایان خود را یاری دادند و به خاطر دین پدران خود خشم گرفتند، ما هم از ایشان پیروی کردیم». در این سخنان، ایستایی طبقه اشراف و محافظه کاری آنها در رابطه با دین محمد صلی الله علیه وآله و نیز پیروی کورکورانه سایر اعضاء از روش اشراف طبقه بالاتر و مسنتر به وضوح دیده می شود.ذات انواط درخت بزرگی بود که مردم دوره جاهلی برای آن قربانی می کردند و یک روز را آن جا می ماندند. گروهی از یاران پیامبر صلی الله علیه وآله از او خواستند که درختی مثل درخت ذات انواط بر بر ایشان تعیین کند. این درخواست را می توان نوعی واپسگرایی قلمداد کرد. هنگامی که عروه بن مسعود – که از لحاظ نسب و مال و طرفدار، در میان مردم طائف برتری داشت – مسلمان شد به او تهمت های ناروا زدند و او را اهل تزویر خواندند. سرانجام یکی از افراد قومش، که از هم پیمانان ثقیف بود، او را کشت. این اقدام ، نشان دهنده ریشه دار بودن ارزش های جاهلی بین آنهاست به طوری که تغییر آن ارزش ها را حتی از جانب شخصیت والا مقامی چون عروه، تحمل نمی کردند. رفتار نمایندگان ثقیف در مدینه، نمونه روشنی از سبک زندگی اشرافی بود. به اعتراف خودشان چارهای جز پذیرش اسلام نداشتند، چرا که دین محمدصلی الله علیه وآله گسترش یافته بود و آنها در گوش های محصور بودند.یهودیان، آیین ابو سفیان و قریش را که بت پرستی و شرک بود، بهتر از دین اسلام ارزیابی می کردند و می گفتند: اشراف قریش از [حضرت] محمدصلی الله علیه وآله بهترند، چون خانه کعبه را گرامی می دارند و بر سقایت حاجیان اقدام و شتران پروار را قربانی می کنند و همان چیزی که پدرانشان می پرستیدند، می پرستند، پس آنها به حق سزاوارترند تا او.
اقدامات رسول خداصلی الله علیه وآله برای مقابله با محافظه کاری۱. نفی سنن جاهلی و تنظیم قوانین بر مبنای برابری؛ حضرت محمدصلی الله علیه وآله در آخرین حج خود دغدغه هایشان را بیان کردند. ایشان با هوشمندی تمام، راه های نفوذ روحیه اشرافی و راهکارهای مورد توجه اشراف برای واپسگرایی و بازگشت به گذشته را شناسایی و گوشزد کردند و به مقابله با آن پرداختند؛ پیامبر صلی الله علیه وآله تأکید می کنند که جان و مال مسلمانان محترم و رباهای جاهلیت ملغی است بنابراین، رباهای عمویش (عباس) و خون عموزادهاش (عامر بن ربیعه بن حارث) – که نخستین خون ریخته شده در جاهلیت بود باطل می باشند و بدین ترتیب راه بازگشت به سنن جاهلی و بهانه جویی را می بندد. حضرت صلی الله علیه وآله با تعیین کردن ماه های حرام و مشخص کردن حدود الهی جلوی سوء استفاده های اشراف را می گیرند. پیامبرصلی الله علیه وآله با معرفی کتاب اللَّه به عنوان مرجع، از بازگشت به سنن جاهلی جلوگیری می کند و با بیان حقوق زنان، آنان را از منزلت نیابتی و بردگی ترقی می دهند و با طرح برادری مومنان و این که همه از نسل آدم و از خاک اند و گرامی ترین شخص نزد خدا با تقواترین است، ارزش های منزلتی مورد نظر اشراف، مانند شرافت خانوادگی، ثروت و توانمندی مالی و … را بی اساس می دانند.۲. از بین بردن بت ها، مسجد ضرار و کسانی که دعوت به محافظه کاری می کردند؛ پیامبرصلی الله علیه وآله عده ای را برای کشتن ابو عفک (پیرمرد ۱۲۰ ساله از بنی عمرو بن عوف) فرستادند. به دلیل این که مردم را با اشعار خود به دشمنی برمی انگیخت. هم چنین به دلیل هجو پیامبرصلی الله علیه وآله و مسلمانان و تحریک قریش برای حمله به مسلمانان، گروهی از اصحاب اقدام به کشتن کعب بن اشرف کردند. سلام ابی الحقیق (ابو رافع)، از اشراف یهودی، گروه زیادی از قبیله غطفان و عرب ها را به دور خود جمع و جایزه کلانی تعیین کرده بود تا به جنگ پیامبر بیایند. پیامبر نیز عده ای را مأمور کشتن او کردند. جد بن قیس، رئیس قبیله بنی سلمه، نفوذ زیادی بر افراد قبیله اش داشت. ….
منبع:فصلنامه تاریخ اسلام، شماره ۲۲
 

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

هم نام گل های بهاری (۳)

نوشته‌ی بعدی

عوامل تبعید امام هادى

مرتبط نوشته ها

جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی
نهضت حسینی

جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی

شمه‏ اى از کمالات معنوى حضرت زینب ‏(ع)
امام زادگان

شمه‏ اى از کمالات معنوى حضرت زینب ‏(ع)

مبانى اعتقادى مهدویت
انقلاب مهدوی

مبانى اعتقادى مهدویت

مبارزات فرهنگی و اجتماعی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

مبارزات فرهنگی و اجتماعی امام صادق (ع)

خطبه فدکیه
ویدئو

خطبه فدکیه

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی
عقاید شیعه

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

نوشته‌ی بعدی

عوامل تبعيد امام هادى

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی

جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی

شمه‏ اى از کمالات معنوى حضرت زینب ‏(ع)

شمه‏ اى از کمالات معنوى حضرت زینب ‏(ع)

مبانى اعتقادى مهدویت

مبانى اعتقادى مهدویت

مبارزات فرهنگی و اجتماعی امام صادق (ع)

مبارزات فرهنگی و اجتماعی امام صادق (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا