انسان، موجودى است کمالگرا و هدفمند که از سرگشتگى، گریزان است. روزمرگى و پوچى او را ارضا نمى کند. از این رو اگر زندگى، معنا و هدفى نداشته باشد ، زنده ماندن، ارزشى نخواهد داشت؛ هر چند تمامى امکانات زندگى هم فراهم باشد. علت نارضایتى و سردشدن زندگى ، ناکامى در کسب رفاه نیست. زندگى ساده و حتى سخت را مى توان دوست داشت، به شرط آن که معناى زندگى را درک کرده باشیم. معناى زندگى را در بهترین وجه خود مى توان در قالب خانواده ترسیم کرد. در نگاه اوّلیه، خانواده از دو نفر یا بیشتر تشکیل شده است که داراى نقش هاى معیّن در محیط خانوادگى هستند؛ مانند پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و . . . . آنچه که خانواده را به عنوان اصلى ترین پایگاه و مهم ترین دانشگاه تربیتى و اخلاقى مطرح مى کند چیزى فراتر از کمیت افراد خانواده و نقش هاى آنهاست. و آن در واقع چیزى نیست بجز کارآمدى نقش هاى افراد و نحوه استفاده بهینه از ظرفیت هاى وجودى به منظور ایجاد ارتباطى گرم و پایدار. به خوبى روشن است که چرا نهاد خانواده در ادیان بزرگ الهى (بخصوص اسلام) از جایگاه والا و حساسى برخوردار است؛ چرا که اگر این نهاد مقدس بتواند از کمال ظرفیت وجودى خود بهره ببرد و خود را به بارورى کامل برساند ، اجتماع نیز از نیروى عظیمى بهره مند مى شود. در این صورت مى توان در انتظار شکل گیرى نیروى قدرتمند اخلاقى در جامعه بود، تا بشر امیدوارانه تر از گذشته، به آینده خود بنگرد. اگر خانواده نتواند به هدف نهایى و کمال مطلوب خود برسد و یا حتى کارکردى ضد اخلاقى و مغایر با اصول تربیتى داشته باشد ، در خوش بینانه ترین حالت هم نمى توان چشم امیدى به آینده داشت. خانواده ، نقطه آغاز شکوفایى ها با شناخت اجمالى اى که از کارکردهاى مثبت و منفى خانواده ارائه شد ، اهمیت این نهاد در پژوهش و شکوفایى ارزش هاى اخلاقى، به خوبى نمایان مى شود؛ امّا این که چگونه مى توان خانواده اى را براى شکوفایى اخلاقى مستعد دانست؟ و یا این که چه عواملى براى ایجاد محیطى مستعد در خانواده به منظور شکوفایى ارزش هاى اخلاقى لازم است؟ پاسخ به این پرسش ها در این نوشتار خواهد آمد. هم چنین نقش جامعه را در پیدایى یا بروز چنین خانواده هایى مورد بررسى قرار خواهیم داد. نکته دیگرى که بدان خواهیم پرداخت ، پرورش استعدادها و تربیت اخلاقى و به کمال رساندن درون داده هاى شخصیتى است که فقط مى تواند در کودک، به غایت مطلوب خود برسد. با توجّه به اهمیت انکارناپذیر دوران کودکى ، بیشترین اثر بخشى در زمینه تعلیم و تربیت و شکوفایى اخلاقى و شخصیتى و پى ریزى اصول و موازین عُرفى و اجتماعى فقط در این مقعط زمانى، مجال ظهور مى یابد. پر واضح است که اگر پدران و مادران و مربیان مراکز آموزشى، این مقطع زمانى حسّاس را با سهل انگارى پشت سر بگذارند ، به سختى مى توان آن کودک را در آینده از لحاظ تربیتى و اخلاقى، به هنجار دانست. مسئولیت هاى انسانى همه ذرّات عالم ، مسئولیتى معیّن دارند و به خود رها نشده اند. از ستارگان و کهکشان هاى غول پیکر و نامتناهى گرفته تا ذرات بنیادین هستى مانند پروتون و نوترون، همه صاحب هدفى نهایى و کمالى مطلوب اند و وظایف مشخص خود را انجام مى دهند. در عالم مجرّدات نیز این گونه است. هر یک از ملائکه، وظیفه اى ویژه بر عهده درند و در حرکت عالم آفرینش مؤثرند. انسان که گل سرسبد عالم آفرینش است، مسئولیت سنگین ترى بر عهده دارد. برخلاف سایر موجودات ، که مسئولیتى جبرى را عهده دار هستند و بر حسب تکوین (خلقتشان) به وظایف خود مى پردازند ، انسان در انجام دادن کارها مختار آفریده شده است. خداوند در قرآن مى فرماید : «ما راه را به او نشان دادیم ، خواه شاکر باشد یا ناسپاس»1. به طور کلى، انسان سه نوع وظیفه بر عهده دارد: ۱. مسئولیت عبادى : این وظیفه میان خود و خداست و چنانچه در انجام دادن آن کوتاهى شود، انسان از حوزه عبودیت خدا خارج مى شود. ۲. مسئولیت فردى : که خود بر دو قسم است : الف. وظیفه اى که انسان نسبت به اعضا و جوارح خود دارد؛ ب. وظیفه اى که انسان نسبت به بُعد معنوى و روحى خویش دارد که البته بسیار وظیفه سنگینى است. چنانچه روحْ بیمار شود، تمام افعال آدمى را تحت تأثیر قرار خواهد داد و اگر این بیمارى ، عروج و معنویت بشر را بمیراند ، انسان، مصداق این آیه شریفه مى شود : «قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانى اند که نمى اندیشند» . 2 3. مسئولیت اجتماعى : منشأ این مسئولیت یا وظیفه ، طبیعت اجتماعى انسان است و تکامل او وامدار این صفت است؛ چنان که بدون حضور در میان اجتماع ، پیمودن راه تکامل برایش میسّر نیست. مسئولیت هاى اجتماعى انسان به دو گروه تقسیم مى شود : الف. وظایفى که مربوط به خانواده است و به آن تدبیر منزل مى گویند؛ ب. وظایفى که عمومى است و انسان ها نسبت به یکدیگر دارند. مسئولیت خانواده مسئولیت خانواده، بسیار سنگین و حساس است و همسردارى و تربیت فرزند ، از آیین ها و احکام ویژه اى برخوردار است. هر یک از ارکان خانواده وظایفى دارند. تنها با انجام دادن این وظایف متقابل است که کانون خانواده، هماره گرم و سالم و از لحاظ پرورش اخلاقى، پویا و مؤثر خواهد ماند. اگر در انجام دادن وظایف یاد شده، کوتاهى شود ، موجب گسیخته شدن کانون گرم خانواده مى شود. خداوند متعال در قرآن مى فرماید : «زیان کاران در حقیقت ، کسانى اند که به خود و کسانشان در روز قیامت زیان رسانده اند. آرى، این همان خُسران آشکار است». 3 اهمیت خانواده خانواده ، گروه کوچکى است که از زن و شوهر و فرزند یا فرزندان تشکیل مى شود. عضو خانواده بودن یعنى در نوعى شبکه عاطفى سهیم شدن ، به یک گروه اجتماعى تعلق داشتن ، تاریخ مشترک داشتن و به محیط زندگى خاصى عادت کردن. اهمیت خانواده نیز به خاطر همین دستاوردهاست. خانواده، نخستین محیطى است که شخصیت کودک را شکل مى دهد. خود این محیط در محیط گسترده ترى به نام فرهنگ جاى مى گیرد. پس خانواده به شدت از فرهنگ، تأثیر مى پذیرد. خانواده از این نظر نیز اهمیت دارد که محل انتقال سنّت ها ، باورها و انواع شناخت هاست؛ از شیوه غذاخوردن تا افکار سیاسی. خانواده از طریق اجتماعى بارآوردن کودک ، میراث فرهنگى آماده و تجربه شده به وسیله نسل هاى گذشته را در اختیار کودک مى گذارد. همچنین براى او جهان بینى خاص و دنیاى خاصى فراهم مى آورد. با خانواده است که کودک، نخستین گام هاى اجتماعى شدن را بر مى دارد و در نهایت به موجودى کاملاً اجتماعى تبدیل مى شود. خانواده در ابتدا نام و نشان خود را به کودک انتقال مى دهد و بدین وسیله، او را در شبکه اى از خویشاوندى قرار مى دهد که چند نسل را در بر مى گیرد. بنا بر این ، خانواده اوّلین هویت اجتماعى فرد را فراهم مى آورد. موقعیت اجتماعى والدین است که موقعیت اجتماعى کودک را در بیست سال اوّل زندگى تعیین مى کند. محل سکونت خانواده ، بافت هاى اجتماعى و فرهنگى مؤثر بر کودک را مشخص مى کند. سرانجام ، شغل والدین ، کودک را در طبقه اجتماعى معینى جاى مى دهد. کودک، شیوه رفتار والدین با یکدیگر را مشاهده، مى کند. او از طریق مشاهده ، ارزش هایى را یاد مى گیرد؛ مانند احترام به دیگران ، تحمل ، تحقیر ، خوش بینى ، بدبینى ، نماز خواندن ، مردم آزارى و . . . . کودک در محیط خانواده یاد مى گیرد که دیگران از او به عنوان دختر یا پسر، چه انتظارهایى دارند . همچنین او با مشاهده این الگوهاى بزرگ سالان، یاد مى گیرد که کدام فعالیت ها و رفتارها به زنان و کدام به مردان اختصاص دارد. آن گاه او به کارهایى مى پردازد و رفتارهایى را تقلید مى کند که براى جنس او تعیین شده است و او اجازه انجام دادن آنها را دارد. بنا بر این ، تقلید از الگو ، به کودک اجازه مى دهد که رفتارها و نگرش هاى مناسب با هویّت جنسى و در نتیجه، مناسب با انتظارهاى محیطى را که در آن متحوّل مى شود ، یاد بگیرد. به خوبى روشن است که اگر الگوهاى تقلیدى کودک و خانواده ، الگوهاى مناسب و سالمى نباشند ، کودک را با چه چالشى روبه رو خواهند ساخت. سقوط ارزشى و اخلاقى در همین بستر پى ریزى مى شود. نظام ارزشى ناسالم ، که شامل خانواده و افراد مرتبط با آن است ، مانند تلویزیون ، دوستان ، بستگان و . . . ، وقتى الگوهاى ذهنى اوّلیه کودک را تشکیل دهند ، به راحتى مى توان آینده نه چندان دور آن کودک را مجسّم کرد که دچار چه مشکلات روحى و روانى و از همه مهم تر، اخلاقى اى خواهد شد. اشخاصى که در خردسالى و کودکى از محبت هاى خانوادگى محروم مى مانند ، به شدت احساس افسردگى مى کنند. تحقیقاتى که در ۴۹ فرهنگ بسته متفاوت و روى زندانیان انجام گرفته ، این نتیجه گیرى را ممکن ساخته است که محرومیت کودک از نوازش ، عامل بنیادى در رشدِ : بیگانگى عاطفى ، روان پریشى ، تجاوز ، پرخاشگرى و حتى سوءاستفاده از مواد مخدر و الکل است. والدین با دریغ کردن نوازش هاى جسمى از کودکان ، فرزندانى به اجتماع تحویل مى دهند که در ایجاد رابطه با دیگران ناتوان مى مانند۴ و حتى براى انجام دادن رفتارهاى خشن و خلاف اصول اخلاق ، آمادگى نشان مى دهند. نبود عشق و محبت در طول سال هاى نخستین زندگى و در دراز مدت، آثار منفى اى در پى دارد و از این روست که پیامبر (ص) مى فرماید : «کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید» . 5 احتمال دارد شما نیز به خانواده اى تعلق داشته باشید که اعضاى آن با یکدیگر خیلى سرد و از نظر ابراز محبت، بسیار خسیس بوده اند. احتمال دارد که در کودکى فراموش شده باشید یا با شما بدرفتارى شده باشد. در این صورت، ممکن است با برخى دشوارى ها روبه رو شوید و غلبه بر آنها براى شما مشکل باشد. ایجاد روابط خانوادگى محکم اجتماع امروزى با واقعیت بسیار مهم و غم انگیزى به نام شکاف بین نسل ها روبه روست. بیشتر والدین قبول دارند که فرزندان خود را خوب نمى شناسند و روابط آنها با یکدیگر مثل روابط بیگانگان است. حتى برخى معتقدند که این شکاف، روز به روز عمیق تر و فاجعه آمیزتر مى شود. در احادیث و روایات به نقل از معصومان (ع) نیز بر پویایى و همگرایى اعضاى خانواده به منظور جلوگیرى از انحطاط خانواده و یا به سردى گراییدن ارتباطات خانوادگى ، بسیار تأکید شده است، چنان که پیامبر (ص) مى فرماید : «نشستن مرد پیش زن و فرزندش نزد خداوند، محبوب تر است از اعتکاف در این مسجد من». 6 به نظر مى رسد که در دوره خردسالى ، والدین به فرزندان خود نزدیک هستند ، اما به هنگام نوجوانى و جوانى ، فاصله، روز به روز بیشتر مى شود. در نتیجه نوجوانان با والدین خود نه تنها همراهى نمى کنند، بلکه به مخالفت بر مى خیزند. بسیارى از پدران و مادران سعى مى کنند ، آنچه را که از نظر خوراک ، پوشاک و مسکن براى فرزندان خود مناسب مى دانند فراهم آورند. آنها همیشه به این فکر هستند که خوش بختى و امنیت فرزندان خود را تضمین کنند ، امّا در اغلب موارد، تنها به مسائل مادى و رفاهى فرزندان مى اندیشند و از تربیت اخلاقى آنها غفلت مى ورزند و براى برطرف ساختن نیازهاى روانى و پرورش اخلاقى خانواده خود ، وقت و انرژى لازم مصرف نمى کنند. اما صادق (ع) در این رابطه مى فرماید : «بهترین ارثى که پدران براى فرزندان باقى مى گذارند ، ادب است ، نه ثروت» . 7 آیا تا به حال از خود سؤال کرده ایم که چرا کودکان ، این مقدار در پاى تلویزیون مى نشینند؟ و فراوان از آن خوب یا بد ، فرا مى گیرند؟ چرا که تلویزیون ، از موضع نصیحت آمیز با کودکان سخن نمى گوید، آنها را مثل سایه دنبال نمى کند ، دستور نمى دهد و به انجام دادن کارهاى خانه مجبور نمى کند. برنامه هاى تلویزیونى ، براى جلب توجه کودکان و ارضاى نیازمندى هاى روانى آنها ، از هیچ تلاشى فروگذار نیست و در نتیجه، کاملاً موفق است ، در صورتى که برخى پدران و مادران ، براى ایجاد تماس مستقیم و عاطفى با فرزندان ، تلاش چندانى نمى کنند۸ و پس از آن که فرزندان ، مطابق میل آنها بار نیامدند ، در تعجب فرو مى روند و آه و ناله سر مى دهند که روزگار عوض شده است ، بچه ها بى تربیت شده اند ، نه پدر مى شناسند ، نه مادر و نه بزرگ تر! در حالى که همین پدران و مادران مى توانستند با قرار دادن خود به عنوان الگویى شایسته و خوب ، ابراز علاقه و نثار کردن بى قید و شرط عشق خود به فرزندانشان و آموزش صحیح آنها ، به زندگى سرشار از آرامش و شادکامى دست یابند. شکوفایى ارزش هاى اخلاقى در گرو تعلیم و تربیت آنچه که نقش خانواده را در شکوفایى ارزش هاى اخلاقى برجسته مى سازد ، تعلیم و تربیت فرزندان است. امام على (ع) مى فرماید : «به خود و خانواده خود ، خوبى بیاموزید و آنان را تربیت کنید» . 9 این امر، تحت تأثیر سه عامل مهم قرار مى گیرد : مسئولیت پذیرى و سلامت روانى خود پدران و مادران ، شخصیّت فرزندان ، و محیط. اگر والدین از نظر روانى، مشکل داشته باشند حتما فرزندان نیز دچار مشکل روحى ـ روانى خواهند شد. بر اساس آمار ، ۶۶% کودکان مسئله دار امریکایى به مادرانى تعلق دارند که از اختلال هاى روانى رنج مى برند و ۴۷% کودکان مسئله دار در خانواده هایى هستند که تنها پدر ، اختلال عاطفى دارد. امّا وقتى پدر و مادر، هر دو دچار اختلال روانى هستند ، در ۷۲% موارد ، کودکان آنها نیز دچار این اختلال خواهند شد. ۱۰ ویژگى یا شخصیت فرزند نیز شیوه تعلیم و تربیت والدین را تعیین مى کند. کودکانى که نافرمان ، شلوغ و بى قرارند ، به احتمال زیاد ، رفتارهاى خشونت آمیز والدین را بر مى انگیزند. محیط اجتماعى نیز مى تواند بر شیوه تعلیم و تربیت اثر بگذارد. والدینى که از طرف بزرگان خانواده حمایت مى شوند ، والدینى که امنیت شغلى دارند و امنیت مالى و جانى نیز احساس مى کنند ، والدینى که در شبکه هاى اجتماعى وسیع صمیمى وارد مى شوند ، والدینى که تجربه هاى مثبت کسب مى کنند و کمتر با استرس (فشار روانی) روبه رو مى شوند ، مسلّما با فرزندان خود ، رفتار ملایم ترى خواهند داشت. شیوه هاى تربیت البته براى تربیت کودکان نمى توان الگو ارائه داد. به اندازه انسان ها شیوه هاى تربیتى وجود دارد؛ امّا روان شناسان همه این روش ها را به چهار گروه عمده تقسیم کرده اند و براى هر یک، پیامدهایى را بیان داشته اند. این شیوه ها عبارت اند از : آزادمنشى ، قدرت طلبى، سهل گیرى و بى مسئولیتی. تحقیقات نشان مى دهد که شیوه آزادمنشى ، فرزندان را خودمختار ، مسلط بر خود ، کنجکاو و راضى بار مى آورد. برعکس ، شیوه تربیتى قدرت طلبانه ، کودکان را ناراضى در خود فرو رفته و بى اعتماد مى کند. کودکانى که خودمختارى ، کنجکاوى و تسلط بر خود ضعیف ترى نشان مى دهند به والدین سهل گیر تعلق دارند. بى بند و بارى فرزندان و حتى خشونت خانوادگى را مى توان از پیامدهاى شیوه بى مسئولیتى دانست. ۱۱ آگاهى والدین پدر و مادر ، زمانى به مسئولیت هاى خود آگاه مى شوند که درباره تعلیم و تربیت فرزندان ، اطاعات کافى داشته باشند. بدانند کودک در دوران پیش از تولد، به چه چیزهایى نیاز دارد ، مادر باردار چگونه باید زندگى متناسب با باردارى را فراهم آورد ، نیازهاى کودکان در سنین مختلف رشد کدام اند و چگونه باید آنها را شناخت و برطرف کرد. والدینى که مى خواهند به وظایف خود عمل کنند و در این کار موفق شوند ، قبلاً باید با مطالعه کتاب هاى متعدد و کمک خواستن از افراد شایسته ، اطلاعات خود را بالا ببرند و بر مسئولیت خود آگاه شوند و این نکته را نیز باید بدانند که همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر، زاده نشده اند. هر کسى باید از دیگران یاد بگیرد ، چه با خواندن آثار دیگران و چه از طریق شنیدن و سخنان یا دیدن رفتار آنها. از آنچه گذشت مى توان نتیجه گرفت ، آنچه که ما از آن، تحت عنوان شکوفایى ارزش هاى اخلاقى و تأثیر خانواده بر آن یاد مى کنیم ، تحقق نخواهد یافت مگر با اصلاح اعضاى خانواده ، آموزش آنها و ایجاد محیطى گرم و پویا و صمیمى در خانواده. ——————————————– پى نوشت ها : ۱. سوره انسان ، آیه ۳. ۲. سوره انفال ، آیه ۲۲. ۳. سوره زمر ، آیه ۱۵. ۴. ر. ک : بهداشت روانى ، حمزه گنجى ، تهران : ارسباران ، ۱۳۷۹ ، ص ۱۴۵. ۵ . الکافى ، ج ۶ ، ص ۴۹. ۶. تنبیه الخواطر ، ج ۲ ص ۱۲۲. ۷. (الکافى ، ج ۸ ، ص ۱۵۰). ۸. کودک و تلویزیون ، برى گونتر و جیل مک آلر ، ترجمه: نصرت فتى ، تهران : سروش ، ۱۳۸۰ ، ص ۴۱. ۹ . میزان الحکمه ، ح ۴۰۰. ۱۰. بهداشت روانى ، ص ۲۵۹. ۱۱. ر . ک : زمینه روانشناسى ، ریچارد اتکینسون و دیگران ، ترجمه: نقى براهنى و همکاران ، تهران : رشد ، ۱۳۷۵ ، ج۲ ، ص ۲۳۴ ـ ۲۳۹.
منابع ۱. اخلاق از نظر هم زیستى و ارزش هاى انسانى ، محمّد تقى فلسفى ، تهران : هیئت نشر معارف اسلامى ، ۱۳۶۳. ۲. الکافى ، محمّد بن یعقوب بن السحاق کلینى رازى (م ۳۲۹ ق) ، تحقیق : على اکبر غفارى ، بیروت : دارالتعارف و دارصعب ، چهارم ، ۱۴۰۱ ق. ۳. بهداشت روانى ، حمزه گنجى ، تهران : ارسباران ، سوم، ۱۳۷۹. ۴. تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (مجموعه ورّام)، ابوالحسین ورّام بن أبى فراس (م ۶۰۵ ق) ، بیروت : دارالتعارف و دارصعف ، [بى تا]. ۵ . خانواده در اسلام ، حسین مظاهرى ، قم : شفق ، اوّل ، ۱۳۶۴. ۶. زمینه روان شناسى، ریچارد اتکینسون و دیگران ، ترجمه: نقى براهنى و همکاران ، تهران : رشد ، ۱۳۷۵. ۷. شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید (م ۶۵۶ ق) ، تحقیق : محمّد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت : داراحیاء التراث ، دوم ، ۱۳۸۷ ق. ۸ . کودک از نظر وراثت و تربیت ، محمّد تقى فلسفى ، تهران : هیئت نشر معارف اسلامى ، ۱۳۴۱. ۹. کودک و تلویزیون ، برى گونتر و جیل مک آلر ، ترجمه : نصرت فتى ، تهران : سروش ، اوّل ، ۱۳۸۰. ۱۰. میزان الحکمه ، محمّد محمدى رى شهرى ، قم : دارالحدیث ، ۱۴۱۶ ق.
منبع : نشریه حدیث زندگى، خرداد و تیر ۱۳۸۵، شماره ۲۹














هیچ نظری وجود ندارد