۳۰ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

خودشکوفایی دینی (عوامل درونی تربیت دینی)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

الف – سیر در آفاق و انفس.ب – تفکر و تدبر – تعقل و استدلال. (۱)ج – عبرت‏آموزى.د – نتایج دریافتى از تجارب زندگى. (۲)و منظور از سیر آفاق و انفس، نحوه‏ى برداشتى است که آدمى با حسن نظر و به قصد فهم و درک، تا آن جاها که دنیاى اوست و مى‏تواند تا آن حدود نگاه و درک خود را وسعت دهد و افق‏هاى دنیاى او محسوب مى‏شوند، نظر کند و چیزها ببیند و یا در میان آدمیان و درون آن‏ها بنگرد؛ البته از مسیر همین چشم، اما با دقت باطنى و از صورتشان و حالاتشان، به روح و فکر و عواطفشان پى ببرد. نفوس را بدین وسیله بشناسد و از مجموع این دو سیر، وجدان او بیدار گردد و به کار افتد. قدرت داورى صحیح پیدا کند و مفید زندگى و راهنمایى آدمى در طول حیات شود.غرض از تفکر، اندیشیدن درباره‏ى همه‏ى چیزهایى است که انسان با آن‏ها تماس دارد و مى‏خواهد و عوامل بقا و رشدشان را دریابد و راه‏یابى براى حسن برخورد با آن‏ها و بهره‏گیرى معقول و شایسته از آن‏ها نماید و همین راه‏یابى را «تدبیر» نامند.اما مقصود از تعقل، مقایسه بین دو امر است که هم جهت هستند؛ هر دو مفیدند یا هر دو صالح یا هر دو خیر. (۳) عقل، گونه‏اى از آن را که برتر است معرفى تواند کرد تا آدمى بر پایه‏ى بلندتر، قدم نهد و زودتر و بهتر خود را به کمال و نعمت تمام، رساند.استدلال هم، نوعى دلیل‏یابى، براى وصول به مقصد است و یا براى کشف مجهول. مى‏دانیم که عقل، در تعبیرى «عقل فلسفى» است و در تعبیرى دیگر «عقل مذهبى» است و به تعبیرى نزدیک به اصطلاح مذهبى «عقل روان‏شناسى» است. عقل فلسفى همان است که در بیان فارابى و ابن‏سینا و متقدمین از قبیل فلاسفه‏ى یونان مى‏یابیم و عقل مذهبى آن است که راهبر به سوى خداى یکتا و بندگى او و وادارنده به اعمال صالح و موجب ثواب اخروى است و میل به سوى مبدأ هستى است و در روان‏شناسى، این سه را به اضافه‏ى جمال دوستى، در بحث «عواطف» مطرح مى‏نمایند.عواملى را که در ابتداى این سخن، مورد گفت‏وگو قرار گرفتند همگى اولین اثرشان بیدار کردن شعور و وجدان است و سپس به کار داشتن آن و دیگر ملاک و مأخذ و میزان دادن بدان و در خاتمه، مصداق‏هاى فراوانى در اختیارش قرار دادن؛ تا در تشخیص، تواناتر باشد و از اشتباه و سهو، محفوظتر و ضمنا به هنگام فرماندهى خود براى «حسن انتخاب – حسن روش کار – حسن جهت سیر – حسن کاربرد نیروها – حسن تدبیر براى انجام امور» نمونه‏هاى کافى و دانسته‏هاى مناسب وى را نیکو یاورى کنند.با توجه به مطالب فوق، تربیت دینى، پایه‏ى کار را، بر داشتن وجدان سالم، عقل در کار و بیدار، میل به «حق و خیر و روا و کمال و سیادت اصولى انسانى» قرار مى‏دهد (۴) و در واقع «تربیت وجدانى و نفسانى» را مقدم مى‏شمارد (۵) و سپس بر اساس آن وجدان و عقل و عاطفه، اندام را به کار و فعالیت مناسب وامى‏دارد و از عمل صحیح مداوم، «اخلاق درست» را موجب مى‏شود.پس در ابتدا، نقش تربیت، نظم دادن نگاه و رفتار آدمى است به مدل‏هاى درست «ادب و انسانیت» و انضباطى در پیروى آنان داشتن و پا به پاى این پیروى عملى و تبعیت نفسانى و نظرى، تفکر و تدبر و تعقل و بالاخره اخلاق و اعتقاد، حاصل مى‏شوند و کار تربیت از جهت خارجى آن، تمام مى‏گردد و جهت داخلى آن مى‏ماند که مربوط به کوشش و پى‏گیرى خود آدمى است و غالبا جنبه‏ى عمق دادن آن اخلاق و اعتقاد است و به وسیله‏ى افزودن علم و فهم دینى، آن دو را استحکام و قوام بیشتر مى‏بخشد.آن‏چه در این تربیت دینى، خیلى چشم‏گیر است؛ آن که در همه آن عوامل درونى (سیر در آفاق و انفس – تفکر و تدبر و…)، خود تربیت شونده حرکت مى‏کند و مى‏رود و مى‏جهد و مى‏یابد و دستورالعمل براى خود، مى‏سازد و قصد مى‏کند و انجام مى‏دهد و بالاخره «مى‏شود». این خود اوست که موجبات انجام پرورش را فراهم مى‏سازد و این خود اوست که تحول و کمال مى‏یابد و در واقع «تربیت دینى» بر پایه‏ى «خودسازى» بنیاد شده است.
پی نوشت :

(۱) از امام صادق علیه‏السلام نقل است که «فکر گناه هم مکنید.» مى‏پرسند: فکر گناه هم گناه است؟ مى‏فرماید: «فکر گناه مثل دودى است که از آتش برمى‏خیزد؛ فضاى اطاق را مى‏گیرد؛ گرچه اطاق را نمى‏سوزاند اما تیره و آلوده مى‏سازد؛ فکر گناه هم، فضاى ذهن و روح آدمى را تار مى‏سازد و قدرت تشخیص را از بین مى‏برد و دیگر دقت و صحت داورى، میسر نیست و اشتباه و خلاف، بسیار صورت مى‏گیرد.».(2) سخ، ۷۵ – ۷۳. (دکتر قائمى امیرى).(۳) امام صادق علیه‏السلام فرمود: بهایم نیز تمیز مى‏دهند؛ میان آن که ایشان را بزند و آن که علف دهد ولیکن عاقل است که تمیز دهد میان دو خیر و میان دو شر؛ تا از دو خیر، آن را که بهتر است و از دو شر، آن را که کم زیان‏تر است، برگزیند. (نثر فصیح فارسى معاصر، ج ۲۳۳: ۱)(۴) درست است که مردم عالم در معرفى مصداق‏هاى «تمایلات عالى» تفاوت نظرى با یک‏دیگر دارند و هر کس حق را به گونه‏اى مى‏بیند و خیر را گونه‏اى مى‏شناسد؛ «جمیل» را این و آن با هم به یک صورت نمى‏دانند و روا و کمال را همه یک جور تعریف نمى‏کنند ولى تردید نیست که همه، آن را «مطلوب» مى‏شمارند؛ اما چون شناخت باطنى که از آن دارند، بس کلى و اجمالى است، شبیه آن را یا وجود جزیى از مختصات آن را در هر جا ببینند، آن را نیز مطلوب مى‏انگارند. به هر حال، این تفاوت نظر، اثبات مى‏کند که در اصل، شناختى از آن دارند؛ اما یا فراموش کرده‏اند؛ یا به گونه‏اى دیده‏اند که آن‏چه در این عالم مى‏بینند عین آن نیست بلکه شبیه آن است، یا هر یک از این‏ها وجهى از آن مطلوب ازلى است و او جامع و کل است. بالاخره همین «شناخت قبلى و میل به یافتن مجدد و مصداق‏ها را پیدا کردن و به هر کدام عشق ورزیدن و باز به بهتر از آن متمایل و متوجه شدن و از طلب سیر نیامدن و از پا ننشستن و عمر را همه در راه تحقیق به پایان بردن» حرکتى نفسانى و فکرى و اعتقادى و بالاخره در نماى خارجى‏اش، حرکتى اخلاقى و عملى را، موجب مى‏شود که منطق آن درست است؛ زیرا جویاى «حقیقت مطلق – زیبایى مطلق – خیر مطلق – هستى مطلق» است ولى مرز و حد ندارد و عالى‏ترین حرکت دائمى است و مناسب انسانى و همین حرکت را «سیر مذهب» نامیم و همین، سیر فطرى انبیاء بود «انى ذاهب الى ربى سیهدین». رسالت، براى توضیح همین سیر و معرفى مصداق‏هاى صحیح چنین تمایلات آمده است. باز به ابتداى سخن برگردیم و گوییم: آن کلى بودن «علم فطرى» باعث مى‏شود که همه بجویند و بسیار مصداق براى آن معرفى کنند و هر کس در هر حدى از استعداد و جوشش و جویایى که هست، مناسب خود چیزى مى‏یابد و جهتى از آن حق و خیر را ملاحظه مى‏کند و هر کس در نوع زندگى خود صورتى از آن‏ها مى‏بیند و هر کس «حق و خیر» را اختصاصى خود مى‏پندارد و بدان اختصاص، دل، شاد مى‏شود و غیرتى براى آن «حق و خیر» چنان قایل مى‏شود که گوید:«تنها او مراست و مرا آن پسندد که تنها او را داشته باشم» و با این تعبیرات، همه، صورت خویش، در آینه ببینند و بدان نشاط ورزند؛ همه بکوشند و بجوشند و هیچ کس دیگرى را مزاحم و مانع خویش در راه نداند و به معنى اصلى «سبقت در راه حق و خیر و جمال و کمال» صورت گیرد، بدون تنه زدن به دیگرى و رشک بردن از پیشى و رنجیدن از پسى.میل حقیقت‏جویى همان کنجکاوى است و این حقیقت‏جویى دو گونه است:۱ – براى جلب فایده: که آن مخصوص کودکان و بدویان است.۲ – بى‏غرضانه: که مخصوص بزرگتران فهمیده است (رک: روان‏شناسى پرورشى ۲۲۸). پس در تربیت دینى کودکان، باید موضوعات «رزق دادن – لذت خوراک را در کام نهادن – قوت جسم بخشیدن – پدر و مادر را یار طفل قرار دادن و براى آنان جانفشان ساختن و نظیر این‏ها را» مثال عنایت حق تعالى بر آدمى باید عرضه کرد.در مثال خیر هم، باید گفت که:«اگر خواهى بازوى تو گیرند، بازوى دیگرى بگیر.»اما مظاهر حقیقت‏جویى بى‏غرضانه (که جاى بحث آن در فصل «تربیت دینى جوانان و بزرگتران» است و چون زمینه‏ى آن باید در دوره‏ى نوجوانى نهاده شود، ذکر مى‏گردد) عبارت است از:الف – علم – که جست‏وجوگر علل نزدیک است.ب – فلسفه – که جست‏وجوى علل دور است تا معماى زندگى و جهان را حل کند (رک: روان‏شناسى پرورشى ۲۲۹).و ملاحظه مى‏کنیم که این میل غریزى حق‏جویى، طالب همان‏هاست که به وسیع‏ترین شکل آن در دین مطرح است و مذهب، جوابگو و ارائه دهنده‏ى آن‏هاست. البته براى مبتدیان، از «واقعیت‏ها» سخن مى‏گوید که صورت خارجى و مصداق قابل ملاحظه و قابل استفاده‏ى حقیقت‏هاست؛ تا بهره گیرند و فایده برند.(مثلا: قاعده‏ى درست خوردن و درست خفتن و درست لذت حلال بردن و از نعمت‏هاى حلال به درستى سود جستن و برآوردن حاجات دنیوى خود از خدا خواستن و بهشت فردا طلبیدن و سایه‏ى طوبى و کنار حور آرزو کردن). که عبادت اینان «عباده التجار» است و ربح تجارتى خواهند که خدا وعده کرده است و مسلما بى‏نصیب نمانند.اما اینان یا کودک هستند، یا پیران و بزرگترانى که از کودکى تجاوز نکرده‏اند و براى منتهیان از «حقیقت‏ها» سخن مى‏گوید که باطن و منشأ این واقعیت‏ها مى‏باشند تا از آن، «وسعت نفس و صفاى دل و تعالى نظر» یابند.(مثلا: قاعده‏ى درست اندیشیدن و درست تدبیر کردن و درست زندگى کردن و حقوق را رعایت کردن و از این پاکى و سلامت، انبساطى داشتن و براى فردا، رضاى حق جستن و کنار ابرار و صلحا و شهدا و انبیا طلبیدن؛) که عبادت اینان «عباده الاحرار» است و امید به لقاى حق دارند «یرجوا لقاء ربهم» که خداى وعده فرموده است و بى‏وصول نخواهند بود.(۵) توجهى عمیق به مضمون آیه‏ى ۹۴ سوره‏ى یونس (… فما اختلفوا حتى جاءهم العلم…) نشان مى‏دهد که باید قبل از علم، «آمادگى روحى، سلامت نفس، حال قبول و وسعت نظر» از خدا خواست و باید آن‏ها را در خود ایجاد کرد تا ظرفیتى حاصل شود که «علم رسیده از حق» را وانزند و کار به کفران و خلاف نینجامد.و از توجه به آیات ۹۰ و ۱۰۱ و ۱۰۲ سوره‏ى نویس (لا تتبعان… – یجعل الرجس… – قل انظروا…) چنین برداشت مى‏شود که: راه توجه دادن مردم به ایمان، آن است که:اولا – به نظر دقت در آثار خلقت و تحولا جهان و روابط حیاتى عالم و آدم و نظیر این‏ها بنگرند.ثانیا – در آن‏چه دیده و دقت کرده‏اند، تعقل نمایند.ثالثا – از آن تعقل‏ها، چیزها بفهمند و بدانند.رابعا – چون دانستند، باور کنند و ایمان آورند؛ یعنى: به دل قبول و باور نمایند
منبع:گامی در مسیر تربیت اسلامی از کودکی تا بلوغ / دکتر رجبعلی مظلومی
 

نوشته قبلی

اثبات وجود نازنین حضرت رقیه (س) (۱)

نوشته‌ی بعدی

اصول تربیت دینى

مرتبط نوشته ها

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز
آخر الازمان

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام
امام باقر (ع)

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

شیعه علی علیه السلام
امام علی (ع)

شیعه علی علیه السلام

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت
امام هادی (ع)

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

انقلاب های علویان معاصر امام عسکری (ع)
امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع) و منحرفان فکری

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

نوشته‌ی بعدی

اصول تربيت دينى

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

شیعه علی علیه السلام

شیعه علی علیه السلام

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا