۱۶ آذر ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

سیره عملى امام باقر(ع) ـ بخش اول

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آن گرامـى به پیامبر شباهت بسیار داشت, مردى بـود, گندم گـون, میانه بالا و میان باریک قوى هیکل و سنگیـن وزن, صـورتى گرد داشت و ریشى سیاه, پـوستـش نرم و لطیف بود و صدایـش نیکـو, تابنده روى, پیوسته ابروى و پیچیده موى بـود. چشمانى بزرگ, بینى کشیده, و دندانهایى درشت داشت, به گاه خنده دندانهایـش چـون در مـى درخشید, قهقه نمى زد.
و چـون خنده اش تمام مى شد مى فرمـود: خدایا بر مـن خشمگیـن مشـو, رخسارش را خالـى زینت بخشیـده بود, و بـدنـش خال قرمزى داشت و سـرش به پائیـن متمایل بـود, چـون خشمگیـن مى شـد, خشمگینانه به آسمان مـى نگریست, چنانکه بیننده خشـم را در چهره اش مى دید. اوصاف جانشیـن پدر بـود و بزرگ علـویان, در علـم و تقـوا, زهد و پارسایى بزرگى و آقایى سرآمد بنى هاشـم بود, نامـش در میان مردم مشهور بـود و بزرگى اش در  بیـن شیعه و سنـى آشکـار و دوست و دشمـن به فضل و بـرتـرىاش معترف.
در میـان سـران مذاهب و بزرگـان فقها, علـم و فضلـش ضـرب المثل بـود. مسلمانان در هـر مسـاءله اى در مـى مـانـدنـد به گنجینه دانـش وى روى مـی آوردنـد. دانشمنـدان بزرگ در نزد وى چـون کـودکـى دانـش آمـوز, در نزد معلـم, بـودنــد.
((جابر بـن عبدالله انصارى)) آخریـن بازمانده یاران پیامبر, در مجلس درسـش حاضر مى شد و علـم می آمـوخت. ارباب مذاهب و جـویندگان دانـش, پرسشهاى مشکل خـود را از حضرتش مى پرسیدند. عبـادت همیشه به یاد خـدا بـود, در همه حـال نـام خـدا بـر لب داشت, نمـاز زیاد مى خـواند و چـون سر از سجده بر مـى داشت. سجـده گاهـش از اشک چشمـش تر شـده بـود. امام صادق فرمـود: پـدرم در مناجات شبانه اش مـى گفت:((خدایا, فرمانـم دادى نبردم, نهیـم کـردى, اطـاعت نکـردم, اکنـون بنـده ات, نزد تـو آمـده و عذرى نـدارم)).
آنگاه که به سفر حج مى رفت, چـون به حرم مى رسید, غسل مـى کرد, کفشهایـش را در دست مى گرفت و مسافتـى را پیاده مى رفت. و چـون وارد مسجـد الحرام مـى شد به کعبه نگاه مى کرد و با صداى بلند مى گریست, غلامـش اءفلح مى گوید: با امام باقر حج گزاردم, چون وارد مسجـدالحـرام شد, به ((بیت)) نگاه کرد و گریست تا آنکه صـدایـش بلنـد شـد, گفتـم: ((فـدایت شـوم, مـردم به شمـا نگـاه مـى کننـد, آهسته تـر گـریه کنیــد)), فرمـود:((واى بر تـو اى افلح, چرا گریه نکنـم, شاید خداوند از رحمت به مـن نگاه کند, و فرداى قیامت بـدیـن سبب, نزدش رستگار شـوم)). حتـى در شب وفاتـش, مناجات شبانه اش را ترک نکرد. چـون غمگیـن مى شـد, زنان و کـودکان را جمع مـى کرد, او دعا مى کرد و آنها آمیـن مـى گفتند. مهابت و شجاعت علـم و تقـوایـش, زهد و پارسایى اش, چنان عظمت, جلالت و ابهتى به وى داده بـود که کسى نمى توانست او را سیر نگاه کند.
و دانشمندان بزرگ از جمله((حکـم بـن عتیبه)) با همه عظمت و بزرگى اش, در نزد او, کودکى دانش آموز مى نمود, یکى از همراهان هشام بـن عبدالملک خلیفه اموى, به هنگام حج, چون توجه و احترام مردم به آن حضرت را دید, تصمیـم گرفت با طرح سوالى او را شرمنده کند, و چون به نزد آن گرامى رسید و چشمـش به او افتاد, تنش لرزید, رنگـش پـریـد و زبانـش بنـد آمـد. یا آنکه در میان مردم چـون یکـى از آنها بـود, و از متواضع تریـن مردم به شمار مىآمد, ولى در مقابل ستمکاران, شجاعانه مى ایستاد و از حق و حقیقت دفاع مى کرد. آنگاه که خلیفه امـوى هشام بـن عبدالملک, آن حضرت را به دمشق احضار کرده بود, در مجلسى که تمام سران اموى گرد آمده بـودند ابتدا هشام و سپـس دیگـر بزرگـان بنـى امیه آن حضـرت را سـرزنـش کـردند.
مـردانه به پاخاست و از اسلام و اهل بیت پیامبـر دفاع کـرد, چنانکه هشام از سخـن آن حضرت, که امویان را غاصب حقـوق اهل بیت معرفى مى کرد, به اندازه اى خشمگیـن شد که فرمان داد امام را زندانـى کنند. در مجلسـى دیگر در نزد هشام در حالـى که در کنار او و بـر تخت وى نشسته بـود, در پاسخ هشام, حقانیت خانـواده خـود را اثبات کرد, هشام از پاسخ امام چنان به خشـم آمد, که صـورتـش سرخ شـد و چشمانـش برگشت. رفتار با یاران و دیگر مردم آن بزرگـوار, یارانـش را به همـدردى و برادرى و نیز یارى مسلمانان سفارش مى کرد و مـى فرمـود: ((دوست داشتنـى ترین کارها نزد خدا ایـن است که مسلمانى, شکـم مسلمانى را سیر کند, غمـش را بزداید و دینش را ادا کند)).
با همه مهربان بـود, حتى با کسانى که نسبت به او رفتار بدى داشتند, از بد کاران در مى گذشت, اگر نیمه شب مهمانى مى رسید با مهربانى در برویـش باز مى کرد و در باز کردن بار و بنه اش به او کمک مـى کـرد, در تشییع جنازه مـردم عادى شـرکت مـى کـرد, لغزشهاى یاران را نادیده مى گرفت و مى فرمود: ((اصلاح امـور زندگى و روش برخـورد با مـردم چـون پیمـانه پـرى است که دو سـوم آن زیـرکـى و یک سـوم آن گذشت است)).
از تحقیر مسلمانان نهى مى کرد و به غلامان و کنیزانـش مـى فرمـود: ((گدایان را گدا ننامید و آنها را با این نام نخـوانید, بلکه آنان را به بهتریـن نامهایشان صـدا بزنید)). در امر اصلاح جامعه و جلـوگیرى از فساد و تنبیه بـدکاران, تلاش مـى کـرد آنگاه که از دزدى افرادى آگاه شد, به غلامانـش دستور داد. آنها را گرفتند و به والى مدینه تحـویل دادنـد و امـوال دزدیـده شـده را خـود به صـاحبـان آنها بـرگـردانــد. یاران و همراهان را غذا مى داد و چـون کمى از آنان فاصله مى گرفت در برخـورد مجدد بـا آنان چنان احـوال پـرسـى مـى کـرد که گـویا مـدتها است آنها را نـدیـده است.
آراستگى ظاهر موى سرش تمیز و مرتب بـود و مى فرمود:((هرکـس موى نگه مى دارد, آنرا مرتب کند و فرق بگذارد)) و به دو طرف سرشانه کند, ریـش خود را کوتاه مى کرد و خط مى گرفت و مـوهاى دو طـرف صـورت و زیر چانه اش را مى ستـرد, حجامت مـى کرد. دستها و ناخنهایش را حنا مـى گرفت. دندانهایـش را که سست شده بود, با طلا محکـم کرده بـود انگشتـرى در دست مـى کـرد, نقـش انگشتـرىاش ((العزه لله)) بـود.
غذا خـوردن غذا را با ((بسـم الله)) آغاز و با ((الحمدلله)) ختـم مى کرد, و آنچه را در اطراف سفره ریخته بود, اگر در خانه بود, بر مـى داشت و اگر در بیابان بـود براى پرندگان وا مى نهاد. میهمـانـى دادن غذا دادن به مـومنیـن بـویژه شیعیان را بسیار مهم مـى شمـرد و به یاران خود سفارش مى کرد, که دوستان و هـم کیشان خـود را میهمان کنند و غذا بدهند مى فرمـود: ((کمک به خانـواده یک مسلمان و سیر کردن شکمشان و بى نیاز کردن آنها از مردم, برایـم از هفتاد حج بهتر است)) به سیر کردن شکـم خیلى اهمیت مى داد. و سیر کـردن یک نفـر نزد وى از آزاد کـردن یک بنـده بهتـر بـود.
خانه اش منزلگاه شیعیان, مسلمانان, غریبـان و رهگذران بـود, میهمان زیاد به خانه مى بـرد. به میهمانان غذاى لذیذ مى داد, اجازه نمـى داد میهمانـش کارى انجام دهـد. تجارت و کار یارانـش را به کار و کسب تشـویق مى کرد, از شغل آنها مـى پرسیـد. اگر بیکار بـودند, سفارش اکید مى کرد که به کارى مشغول شوند و مى فرمود: ((مـن کسى را که کار و کاسبى را رها کرده و به پشت بخـوابد و بگـوید; خدایا روزیـم ده, دشمـن دارم)) به یکى از یارانـش که بیکار بـود فرمود: ((مغازه اى بگیر, جلویـش را جاروب کـن و آب بپاش, بساطى در آن بگستر, چون چنین کنى وظیفه ات را انجام داده اى!)) به یارانـش سفارش مى کرد که اگر آب یا زمینى را مى فروشند حتما با پول آن آب و زمیـن بخرند. آن گرامى تنها سفارش به کار نمى کرد, بلکه خود نیز به باغ و مزرعه خـویـش مـى رفت و حتـى در هـواى گـرم تـابستـان, عرق ریزان کـار مـى کـرد. آن حضــرت مى فرمود: ((دنیا چه یاور خوبى براى طلب آخرت است)) و غلامان خـویـش را به کارى وا مى داشت بـر آنها سخت نمى گرفت و آنها را در انجام کار آزاد مـى گذاشت, اگر کارشان سنگیـن و مشکل بـود خود نیز به آنها کمک مى کرد و مى فرمود: ((هرگاه غلامان خـود را به کار مـى گیـریـد, و کار بـر آنان سخت است خـودتـان نیز بـا آنان کار کنیـد)).
سخاوت و بخشش امام باقر(ع) با آنکه درآمدش کـم, خرجـش بسیار و عیال وار بود, در عین حال بخشندگى اش بیـن خاص و عام آشکار و بزرگـواری اش – مشهور, و فضل و نیکى اش معروف بـود, افراد زیادى به امید بهره مندى از جود و کرمـش به سویـش مى شتافتند و هیچ یک ناامید بر نمى گشتند. هرکـس به خانه اش وارد مى شد, از آنجا بیرون نمـى رفت, مگر آنکه غذایش مى داد, لباس نیکویـش مى پوشاند و مبلغى پـول به او مى بخشید بخشـش او به حدى بـود که مـورد اعتراض نزدیکان قرار گرفت. آن حضرت یاور بیچارگان, یار درماندگان و دستگیر در راه ماندگان بود.
هرگاه شیعیانـش از شهرهاى دیگـر به دیـدارش مـى رفتنـد. زاد و تـوشه راه, لباس و جایزه شان مى داد, و مى فرمود: ((پیش از آنکه ملاقاتـم کنید اینها برایتان آماده شده بود)).
جایزه هایـش بیـن پانصـد تا هزار درهم بـود. هم خـود مـى بخشیـد و هـم به یاران و خـویشانـش سفارش مـى کرد که بخشنده باشند, در یک روز هشت هزار دینار به مستمندان مـدینه بخشید و خانـواده اى را که یازده نفر بودند و همه غلام و کنیز بـودند آزاد کرد. به سبب بخشش هایـش نیازمندان زیادى به منزلـش مراجعه مـى کردند و آن حضرت به غلامان و کنیزانـش سفارش مـى کرد که آنها را تحقیر نکنند و گـدا ننامند بلکه آنان را به بهتـریـن نامهایشـان صـدا بزننـد. هـر روز جمعه یک دینـار صـدقه مـى داد و مى فرمود: ((نیک و زشت و صدقه روز جمعه دو چندان مى شـود)) و نیز مى فرمود: ((نیکى, فقر را مى زداید و بر عمر مى افزاید و از مرگ بد پیشگیرى مى کند)). پیوسته یارانـش را به همـدرى و دستگیرى یکـدیگر سفارش مى کرد و مـى فـرمـود ((چه بـد بـرادرى است, برادرى که چون غنى باشـى همراهت باشد و چـون فقیر شـوى تـو را تنها بگذارد)). و مى فرمـود: ((برادرى آنگاه کامل است که یکى از شما دست در جیب رفیقـش کند و هرچه مى خواهد برگیرد)).  
 

نوشته قبلی

تجلى قرآن در رفتار حضرت فاطمه سلام الله علیها

نوشته‌ی بعدی

سیره عملى امام باقر(ع) ـ بخش دوم

مرتبط نوشته ها

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن
فاطمه زهرا (س)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

پرسشی از آقای اردستانی
معاونت فضای مجازی

پرسشی از آقای اردستانی

حدیث منزلت و امامت امام علی (ع)
امام علی (ع)

علی (ع) مظهر زیبایى ها

چهل حدیث درباره شیعه
شیعه شناسی

چهل حدیث درباره شیعه

مقام علمی ـ سیاسی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

مقام علمی ـ سیاسی امام جواد (ع)

اجتهاد در مذهب شیعه
علوم شیعه

اجتهاد در مذهب شیعه

نوشته‌ی بعدی

سيره عملى امام باقر(ع) ـ بخش دوم

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

حامله بودن حضرت فاطمه پیش از شهادت

حامله بودن حضرت فاطمه پیش از شهادت

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

پرسشی از آقای اردستانی

پرسشی از آقای اردستانی

حدیث منزلت و امامت امام علی (ع)

علی (ع) مظهر زیبایى ها

چهل حدیث درباره شیعه

چهل حدیث درباره شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا