نزد امام علی(ع) آن که در ذات خود آگاه از نهانها است و این دانش را از دیگری فرا نگرفته است، کسی جز خداى تعالى نیست. «العالم بلا إکتساب ولا ازْدِیادِ ولا عِلْمٍ مُسْتَفادِ.» دانا است بیاندوختن و افزودن دانش، و نه دانشی فراگرفته به کوشش.
از اینرو آدمیان، هرچند دیوارهای زمان و مکان را – به اذن الهی – فرو ریزند و به رازگشایی از گذشته و پیشگویی آینده بپردازند، سزاوار آن نیستند که به گونۀ مطلق، دانای نهانها به شمار آیند. بر این اساس، امام در پاسخ به کسی که از اخبار غیبی آن حضرت به شگفت آمده بود و گویا از علم غیب، تصویری جز دانش ذاتی و غیر اکتسابی نداشت، فرمود: «لَیسَ هو بِعِلْمٍ غَیْبٍ، وإِنَّما هو تَعَلَّمُ مِن ذى عِلْمٍ» این، علم غیب نیست؛ علمی است که از دارنده علم آموخته شده است.
گسترۀ علم خداوند همه چیز را در بر میگیرد؛ به گونهای که شمار قطرههای باران و ستارگان آسمان را میداند. از اینرو جای شگفتی نیست اگر شمار موهای سر انسانی را به بنده برگزیدهاش بیاموزد. ابوذر غفاری همراه با امام علی (ع) از جایی میگذشت که با انبوهی از مورچگان روبهرو گشت. ابوذر از روی شگفتی گفت: چه بزرگ است خدایی که شمار اینها را میداند.! امام فرمود: به جای این سخن، بگو: چه بزرگ است آفریدگارشان! زیرا سوگند به خدایی که تو را پدید آورد، من نیز به اذن خداوند، شمار این مورچگان را میدانم و نر و مادهشان را از هم باز میشناسم.
همچنین، اگر امیرمؤمنان (ع) از درون آدمیان خبر میدهد و دوست را از دشمن میشناسد، خود، بر این حقیقت پای میفشارد که آن را از خزانه علم خداوندی به دست آورده است؛ خدایی که بر هرچه پوشیده است، دانا است، و هر راز نزد او هویدا است.
حاجت موری به علم غیب بداند
در بُن چاهی به زیر صخره صما
معصومان و برخورداری از علوم غیبی
آنچه از زبان امیر بیان آوردیم، گونهای برشمردن و جمع کردن میان دستههای مختلف از آیاتی است که دربارۀ علم غیب سخن میگویند. از آیههایی که به روشنی بر این حقیقت گواهی میدهند که هر چند علم غیب ذاتی ویژۀ خداوند است، او بندگان برگزیدهاش را نیز از آن برخوردار میسازد، آیهای است که میفرماید: «عالِمُ الغَیبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَسُول» دانای نهان است و کسی را بر غیب خود آگاه نمیکند، جز فرستادهای که از او خشنود باشد.
امام علی(ع) در برخی از روایات، خود را یکی از مصادیق «مَنِ ارْتَضى مِن رَسُول» میشمارد. بر این اساس، در زیارت جامعه امامان معصوم را با این جمله خطاب میکنیم: «وَارْتَضَاکُم لِغَیبِهِ وَ اخْتارَکُم لسره» خداوند شما را برای غیب خود پسندیده و برای رازش برگزیده است.
برخی از دانشوران اهل سنت پنداشتهاند که تنها غیبی که بر آدمیان آشکار میگردد، احکام و معارف شریعت است که انبیا آن را در قالب وحی دریافت میکنند، و سخن از آگاهی از غیب در موارد دیگر، از بدعتهای شیعیان است. پیش از آنکه پاسخ این پندار ناصواب را در سخنان گهربار امیر مؤمنان (ع) بجوییم، دو نکته را به یاد میآوریم.
۱. پیامبران الهی، به تصریح قرآن کریم، افزون بر معارف دینی از بسیاری موضوعات غیبی در قلمرو فردی و اجتماعی آگاهی داشتهاند؛ چنان که به گواهی آیات آغازین سوره تحریم، پیامبر گرامی اسلام (ص) رازی را با یکی از همسرانش در میان گذاشت و هنگامی که او راز را برای زن دیگری باز گفت، رسول خدا(ص) به تعلیم الهی از آن آگاه شد، پس چون پیامبر مطلب را به آن زن خبر داد، وی گفت: چه کسی این را به تو خبر داده؟ گفت: مرا آن دانای آگاه خبر داده است.
۲. افزون بر منابع روایی شیعی، در کتب اهل سنت نیز میتوان روایاتی را یافت که در آنها برخی کسان که پیامبر نیستند، مطلع از غیب شمرده شدهاند؛ چنانکه حذیفه می گوید: «أَخْبَرَنِى رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِما هو کائن إلى أن تقوم الساعهُ» رسول خدا (ص) مرا از آنچه تا قیامت روی خواهد داد، آگاه کرد.
این در حالی است که کسی از اندیشهمندان مسلمان این حکایات را با آموزههای قرآنی ناسازگار نیافته است. به هر حال، امام علی (ع) که به فرمودۀ رسول گرامی اسلام (ص) همسنگ و مفسر راستین قرآن است، افزون بر اخبار غیبی و پیشگوییهای شگفتانگیز، بر علوم غیبی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت تأکید ورزیده و گنجینهای گرانبها فراروی جویندگان معرفت برنهاده است. برای ،نمونه در جنگ تبوک امیرمؤمنان (ع) که به فرموده پیامبر (ص) در مدینه مانده بود، از توطئهای برای کشتن رسول خدا (ص) آگاه شد. برخی مسلمانان از او خواستند پیکی همراه نامهای به سوی پیامبر (ص) گسیل کند و او را از ماجرا آگاه سازد. امام در پاسخ فرمود: پیک الهی زودتر از هر پیک دیگری به پیامبرش خواهد رسید.
در روایتی دیگر از امیر مؤمنان(ع) چنین آمده است: جز پنج سری که در آخر سوره لقمان آمده است، چیزی بر پیامبرتان پوشیده نیست. همچنین آن حضرت در گفتاری دیگر درباره گسترۀ دانش رسول خدا (ص) میفرماید: «عِلمُ النَّبیِّ عِلمُ جَمیعِ النَّبِیِّینَ و عِلمُ مَا کانَ و ماهو کائِنُ إلى قیام الساعه» علم پیامبر مجموعه دانشهای همۀ پیامبران است و آن حضرت از آنچه در گذشته روی داده و تا قیامت روی خواهد داد، آگاه است.
به فرموده امیرمؤمنان (ع)، همۀ این علوم با همین گستره در عترت رسول خدا (ص) گرد آمدهاند و آنان از این دانشهای خدادادی بهرهمندند.
علم خدا بر دو گونه است: علمی که آن را برای خود برگزیده هیچ پیامبر و فرشتهای را از آن آگاه نمیسازد و… علمی که آن را به فرشتگان میآموزد و آنان، در اختیار پیامبر و اهل بیتش مینهند و بزرگ و کوچک این خاندان تا قیامت از آن بهره میبرند؟
در دیدگاه امام علی (ع)، اهل بیت همان راسخان در علماند که قرآن آنان را میستاید؛ دانش در پرتو آنان نیرو و حیات میگیرد و جهل و نادانی در پی حضورشان به سرای نیستی میرود و کسی از آنان آگاهتر نیست تا چیزی بدانان بیاموزد و کوتاه سخن آنکه راز پیامبر بدانها سپرده شده است و هر کس آنان را پناه گیرد به حق راه برده است. مخزن علم پیامبرند و احکام شریعت او را بیانگر. نکته در خور توجه آن است که این علوم به گونهای نیستند که از راه تعلیم و تعلم حاصل آیند؛ بلکه اتصال با عالمی دیگر میخواهند و همنشینی با فرشتگان: «نَحْنُ شَجَرَهُ البُوَّهِ وَ مَحَط الرساله و مختلف المَلائِکَهِ و معادن العلم و ینابیع الحکم»
ما درخت نبوتیم و فرود آمدنگاه رسالت، و جای آمد و شد فرشتگان رحمت، و کانهای دانش و چشمه سارهای بینش



















هیچ نظری وجود ندارد