۲۵ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام علی (ع)

على از زبان على

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 
امیر مؤمنان على (ع) فرزند ابو طالب و جد او عبد المطلب پسر هاشم است. نام عبد المطلب عامر بود و شیبه الحمد شهرت داشت. گویند چون زاده شد موهایى سپید بر سر او رسته بود، پس او را شیبه لقب دادند. و چون مطلب عموى او پس از مرگ هاشم به مدینه رفت و شیبه را با خود به مکه آورد، از او پرسیدند : «این کودک کیست؟» گفت : «بنده من است.» و گفته‏اند مردم چنان پنداشتند که مطلب در این سفر بنده‏اى با خود آورده است. از این رو عامر به عبد المطلب مشهور گردید. عبد المطلب فرزند هاشم است و هاشم پسر عبد مناف. خاندان هاشم شاخه‏اى از عبد مناف‏اند و شاخه دیگر آن بنى عبد شمس نیاى امویان است. و هر دو خاندان از قریش‏اند . خاندان هاشم در قریش به بزرگوارى و گشاده‏دستى شناخته بودند، هر چند مکنتى چون خاندان عبد شمس نداشتند.مادرش فاطمه، دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف است. فاطمه چندى تربیت رسول خدا را عهده‏دار بود و براى او چون مادر مى‏نمود. او از جمله مسلمانان صدر اول است که به مدینه هجرت کرد . رسول خدا پیوسته او را گرامى مى‏داشت و چون درگذشت او را در پیراهن خود کفن کرد. (۱)کنیه مشهور او ابو الحسن و لقب‏هایش فراوان است. از آن لقب‏ها آنچه میان ایرانیان شهرت دارد اسد الله و حیدر است.لقب اسد الله را رسول خدا (ص) بدو داد (۲) و مادرش وى را حیدر خواند چنانکه در بیتى که به حضرتش منسوب است آمده :أنا الذى سمتنى امى حیدره‏کلیث غابات کریه المنظره (۳)و حیدر در لغت عربى به معنى شیر، است.ولادت او را روز جمعه سیزدهم رجب، یا بیست و سوم آن ماه و بعضى نیمه شعبان نوشته‏اند . چه سالى؟ سى سال یا بیست و نه سال پس از عام الفیل. عام الفیل چه سالى بوده است؟ سالى که أبرهه سردار حبشى با پیلهاى خود براى ویران کردن مکه آمد. اما آن چه سالى بود؟ در آن روزگار ضبط دقیق روز و ماه و حتى سال را نمى‏توانستند، چرا که بیشترین مردم خواندن و نوشتن نمى‏دانستند . حادثه‏ها در ذهن این و آن بود نه در صفحه کاغذ. و چون حادثه‏اى بزرگ پدید مى‏آمد آن را مبدأ تاریخ قرار مى‏دادند. آمدن پیلان به مکه و کشته شدن آنها به سنگ‏ریزه‏هایى که پرندگان مى‏افکندند، واقعه‏اى بزرگ بود، بدین رو تاریخ را با سال آن واقعه در حافظه نگاه مى‏داشتند .چون رسول خدا در عام الفیل به دنیا آمده است و سن او هنگام رحلت ۶۳ سال بود، ولادت او را بین ۵۶۹ تا ۵۷۰ میلادى ضبط کرده‏اند. و چون ولادت على را در سى سالگى رسول (ص) نوشته‏اند بایستى على (ع) در ۵۹۹ یا ۶۰۰ میلادى تولد یافته باشد.عالمان شیعه عموما و گروهى از دانشمندان سنت و جماعت نوشته‏اند على (ع) در خانه کعبه به دنیا آمد. اما بعضى از سنیان یا این مکرمت را براى او ننوشته‏اند و یا آن را نپذیرفته‏اند . مسعودى نویسد : «در کعبه زاده شد.» (4) مفید نوشته است : «پیش از او و بعد از او کسى در خانه کعبه به دنیا نیامد.» (5)مؤلف سیره الحلبیه نوشته است : «على (ع) در سن سى سالگى رسول (ص) در کعبه متولد شد.» (6) در دیوان سید حمیرى که با تحقیق شاکر هادى شکر در بیروت چاپ شده قطعه‏اى دیده مى‏شود که مطلع آن این است :ولدته فی حرم الإله و أمنه‏و البیت حیث فناؤه و المسجد (۷)مصحح دیوان این قطعه را از مناقب ابن شهر آشوب و دلائل صدوق آورده است. در مناقب این بیت‏ها و نیز بیت‏هاى دیگرى در این باره از محمد بن منصور سرخسى آمده است. (۸) پس شهرت واقعه در آغاز سده چهارم مسلم بوده است و اگر بیت‏ها از سید حمیرى باشد این داستان در آغاز سده دوم هجرى نیز شهرت داشته است. در اثبات این فضیلت کتابهایى نوشته‏اند که از متأخران مرحوم شیخ محمد على اردوبادى را مى‏توان نام برد که نگارنده را با او دوستى بود.در اینجا به مناسبت، داستانى را مى‏آورم که پنجاه و چند سال پیش برایم رخ داد.سالیانى که در نجف اشرف به سر مى‏بردم، مبتلا به درد چشم شدم بسیار آزارم مى‏داد. دو سه بار به مطب پزشکى به نام دکتر محمد العید رفتم و هر بار یک ربع دینار، یعنى اندکى کمتر از یک چهارم ماهیانه‏ام را به او مى‏دادم. قطعه فلزى به پلک چشمم مى‏کشید و مى‏گفت : «همت جوانان را دارى.» چرا چنین مى‏گفت؟ نمى‏دانم. اگر درد چشم بیشتر نمى‏شد کمتر نمى‏گردید . پسین روزى در یکى از ایوان‏هاى صحن مقدس روبروى گنبد مطهر نشسته بودم افسرده و از رنج چشم آزرده، روى به گنبد کردم و گفتم : «یا على من براى درس خواندن به شهر تو آمده‏ام و تنها وسیلتم چشم است.»گریه‏ام گرفت، دو رباعى به ذهنم آمد و در آن حال زمزمه کردم :
اى بارگهت قبله‏گه اهل نیازوى روضه حضرت تو خلوتگه رازدر خانه کعبه زادى و زادگهت‏شد قبله مسلمین بهنگام نمازاى ذات خداى را تو مرآت جلى‏وى نور مبین کاشف سر ازلىدر مدح تو این بس که نبودىدوزخ‏ لو اجتمع الناس على حب على
در همین حال بودم که یکى از آشنایان که نامش را فراموش کرده‏ام به صحن درآمد. مرا دید و حالم را پرسید. گفتم : «از چشم درد رنج مى‏برم.» گفت : «فردا بیا با هم به کوفه برویم سید احمد ربیعى چشمت را ببیند.»فردا به همراهى او به کوفه رفتم به خانه سید درآمدیم. پیرمردى بود نورانى در زیر زمین خانه نشسته، تنى چند گرد او. نوبت به من رسید با ذره‏بینى درشت چشمم را نگاه کرد. پاره‏اى کاغذ برداشت و چیزى بر آن نوشت و چون بدستم داد، نوشته بود آرجدل. گفت : «روزى سه بار در چشم بریز.» دو بار ریختم و نمى‏دانم به نوبت سوم نیازى افتاد یا نه، همان روز درد چشم آرام گرفت.آرجدل چنان تأثیرى داشت؟ ، یا حالت افسرده من و نیاز به درگاه مولاى کارساز؟ ، یا تصادف؟ هر چه اسمش را مى‏گذارید بگذارید. بپذیرید یا نه چشمم بهبود یافت. اما سالها بعد که چشمم از نو درد گرفت آرجدل سودى نداد. درباره آنچه سروده‏ام، بر من مگیرید و مرا به غلو و یا ترک ادب شرعى کردن نسبت مدهید. خود مى‏دانید که چون بارقه عشق بدرخشد، عقل مى‏گدازد. از این گذشته مگر شاعر اهل بیت مرحوم سید جعفر حلى درباره فرزند او نسروده است :
و قد انجلى من مکه و هو ابنهاو به تشرفت الحطیم و زمزم
چنانکه نوشته شد خاندان هاشم از مکنت چندانى برخوردار نبودند. ابوطالب که در کودکى سرپرستى محمد (ص) را بر عهده گرفت، فرزندان و عیال بسیار داشت. قریش را سالى سخت پدید آمد. محمد (ص) عموى خود عباس را گفت : «برادرت ابوطالب نانخور فراوان دارد و چنین که مى‏بینى مردم در سختى به سر مى‏برند، بیا نزد او برویم و از آنان بکاهیم. من از پسران او یکى را برمى‏دارم تو هم یکى را، و سرپرست آنها مى‏شویم.» عباس پذیرفت. نزد ابوطالب رفتند و داستان را با او در میان نهادند. ابوطالب گفت : «عقیل را برایم بگذارید و هر چه خواهید بکنید.» محمد (ص) على را و عباس جعفر را گرفت. (۹) از این رو على در خانه محمد (ص) و در دامان او پرورده شد و خود در این باره چنین گوید :«در پى او بودم چنانکه شتربچه در پى مادر، هر روز براى من از اخلاق خود نشانه‏اى بر پا مى‏داشت و مرا به پیروى آن مى‏گماشت.» (10)هر چه بیشتر مى‏بالید رسول خدا بیشتر به او و تربیت او مى‏افزود و او در این باره چنین فرمود :«آنگاه که کودک بودم مرا در کنار خود نهاد و بر سینه خویشم جا داد. و مرادر بستر خود مى‏خوابانید . چنانکه تنم را به تن خویش مى‏سود و بوى خوش خود را به من مى‏بویانید.» (11)هنگامى که رسول خدا در کوه حرا به رتبت پیمبرى مشرف گردید و به خانه بازگشت در خانه او خدیجه، على و زید پسر حارثه به سر مى‏بردند. چنانکه در تاریخ تحلیلى نوشته‏ام او حالت و رسالت خود را بیش از آنکه به دیگران بگوید به این سه تن گفت و هر سه بدو گرویدند. بى‏هیچ چون و چرا، باور داشتنى است که على (ع) نخستین مرد در پذیرفتن دین اسلام باشد. او در این باره چنین مى‏گوید :«هر سال در حرا خلوت مى‏گزید من او را مى‏دیدم و جز من کسى وى را نمى‏دید. آن هنگام جز خانه‏اى که رسول خدا و خدیجه در آن بود در هیچ خانه‏اى مسلمانى راه نیافته بود. من سومین آنان بودم روشنایى وحى و پیامبرى را مى‏دیدم و بوى نبوت را مى‏شنودم.» (12) و در جاى دیگر مى‏گوید :«هیچ کس پیش از من به پذیرفتن دعوت حق نشتافت، و چون من صله رحم و افزودن در بخشش و کرم نیافت.» (13)ابن هشام از ابن اسحاق آورده است :«نخستین مرد که به رسول خدا گروید و او را بدانچه از جانب خدا آورده بود گواهى داد، على بن ابى طالب بود. در آن هنگام ده سال از عمر وى مى‏گذشت و از جمله نعمت‏هاى خدا بر على آن بود که پیش از اسلام در کنار رسول خدا به سر مى‏برد.» (14)در آغاز اسلام، خواندن مردم به مسلمانى پنهانى بود. این مدت را سه سال نوشته‏اند و چون آیه و أنذر عشیرتک الأقربین (۱۵) نازل شد پیغمبر به على گفت : «خدا مرا فرموده است خویشاوندان نزدیکم را به پرستش او بخوانم . گوسفندى بکش و صاعى نان و قدحى شیر فراهم کن.»على چنان کرد. در آن روز چهل تن یا نزدیک به چهل تن از فرزندان عبد المطلب فراهم آمدند، و همگى از آن خوردنى سیر شدند. اما همینکه رسول خدا (ص) خواست سخنان خود را آغاز کند، ابو لهب گفت : «او شما را جادو کرد.» و مجلس بهم خورد. روزى دیگر پیغمبر (ص) آنان را خواند و گفت :«اى فرزندان عبد المطلب گمان ندارم کسى از عرب براى مردم خود بهتر از آنچه من براى شما آورده‏ام آورده باشد. دنیا و آخرت را براى شما آورده‏ام.» (16)آنگاه رسالت خود را به خویشاوندان رساند و گفت کدام یک از شما مرا در این کار یارى مى‏کند تا برادر و وصى من و خلیفه من در میان شما باشد؟ همه خاموش ماندند. على گفت :«اى فرستاده خدا آن منم.»پیغمبر فرمود :«این وصى من و خلیفه من در میان شماست. سخن او را بشنوید و از او فرمان برید.» (17)از این روز على به جانشینى و وصایت رسول خدا (ص) گماشته شد و چنانکه خواهیم نوشت در روز هیجدهم ذو الحجه سال دهم هجرت که به واقعه غدیر معروف است خلافت او بر همه مسلمانان اعلام گردید.على پیوسته در کنار پیغمبر بود و نگهبانى او مى‏نمود ابن ابى الحدید از امالى محمد بن حبیب آورده است :«ابوطالب بر جان پیغمبر مى‏ترسید. بسا شب هنگام نزد بستر او مى‏رفت و او رابرمى‏خیزاند و على را بجاى وى مى‏خواباند.»شبى على گفت : «من کشته خواهم شد.» ابوطالب در چند بیت بدو چنین گفت :«پسرم! شکیبا باش که شکیبایى خردمندانه‏تر است و هر زنده‏اى مى‏میرد. بلایى است دشوار اما خدا خواسته است دوستى فداى دوستى شود. دوستى والا گهر، کریم و نجیب. اگر مرگى رسید تنها براى تو نیست، هر زنده‏اى مى‏میرد.»على چنین پاسخ مى‏دهد :«مرا در یارى احمد شکیبایى مى‏فرمایى؟ بخدا آنچه گفتم از بیم نبود. من دوست مى‏دارم یارى مرا ببینى و بدانى. من پیوسته فرمان‏بردار تو هستم، من احمد را که در کودکى و جوانى ستوده است براى رضاى خدا یارى مى‏کنم.» (18)هنگامى که قریش بنى‏هاشم را در شعب ابو طالب در بندان کردند، ابوطالب در جمله آنان بود . او على را به نگهبانى محمد سفارش مى‏نمود. دور نیست داستانى را که ابن ابى الحدید آورده در این روزها رخ داده باشد.
——————————————–پی نوشت ها :
1. ارشاد، ج ۱، ص . ۲۲. ذخائر العقبى، محب الدین طبرى ص ۹۲ و بعضى کتابهاى دیگر.۳. طبقات، ج ۲، بخش ۱، ص ۸۱. و در بعض مأخذها نیم بیت دوم چنین است : «ضرغام آجام و لیث قسوره» .4. مروج الذهب، ج ۲، ص . ۲۵. ارشاد، ج ۱، ص . ۲۶. السیره الحلبیه، ج ۱، ص . ۱۳۹۷. دیوان، ص . ۱۵۵۸. مناقب، ج ۲، ص ۱۷۵ـ . ۱۷۴۹. طبرى، ج ۳، ص ۱۱۶۴ـ۱۱۶۳ و نیز اسناد دیگر.۱۰. خطبه ۱۹۲ (قاصعه)۱۱. همان خطبه.۱۲. همان خطبه.۱۳. خطبه . ۱۳۹۱۴. سیره ابن هشام، ج ۱، ص . ۲۶۴۱۵. خویشاوندان نزدیک خود را بترسان. شعرا، . ۲۱۴۱۶. سیره ابن اسحاق، ص . ۱۲۷۱۷. طبرى، تاریخ الرسل و الملوک، ج ۳، ص ۱۱۷۲ـ . ۱۱۷۱۱۸. شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص . ۶۴

 

نوشته قبلی

چرا مذهب جعفرى ؟!

نوشته‌ی بعدی

پیدایش شیعه

مرتبط نوشته ها

ابعاد گوناگون فتنه در نهج البلاغه
برگزیده ها

ابعاد گوناگون فتنه در نهج البلاغه

آشکار شدن مرقد شریف امیرالمؤمنین (ع)
امام علی (ع)

آشکار شدن مرقد شریف امیرالمؤمنین (ع)

حدیث منزلت و امامت امام علی (ع)
امام علی (ع)

روشهای جنگ تبلیغاتی معاویه علیه امیرالمومنین (ع)

حدیث منزلت و امامت امام علی (ع)
امام علی (ع)

علی (ع) مظهر زیبایى ها

على (علیه السلام) از زبان پیامبر (ص)
امام علی (ع)

روشهای جنگ تبلیغاتی معاویه علیه امیر المومنین (ع)

امام علی (ع) و فتنه خوارج
امام علی (ع)

امام علی (ع) و فتنه خوارج

نوشته‌ی بعدی

پيدايش شيعه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی

شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا