۲۵ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بیراهه انحراف

عوامل و اسباب غلوّ

عوامل و اسباب غلوّ
0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

عوامل و اسباب غلوّ

آسیب‏ شناسى در مسائل فرهنگى و دینى و ارائه راهکار برای رهایى از آسیب‏ها و نابسامانى‏هاى آن، صیانت و نگهدارى از هنجارهاى اجتماعى، قداست و سلامت دینى از اهمیت فوق ‏العاده‌ای برخوردار است.

به برخی از عوامل، دلایل و اسباب غلّو توجه کنید:

۱ـ موضوع عکس ‏العمل

از عوامل اصلى بروز غلوّ و گسترش آن در بین قوم یا افرادى از جامعه، موضوع عکس‏العمل در مقابل فشار به اعتقادات است. معمولاً افراد براى مقدسات و ارزشهاى خود اهمیت زیادى قائل هستند. اگر مقدسات یا ارزشهاى خاص مورد علاقه افراد در معرض هجوم و تعرض قرار گیرد، و قدرت دفاع و مقابله نداشته باشند، درد و رنج و عقده‏اى در دل آنان انباشته مى‏شود. در صورتى که این گونه افراد از غناى معرفتى بالایى برخوردار نباشند؛ به گونه‏اى که بتوانند از تجزیه و تحلیل منطقى و استدلالى مسئله برآیند، عکس ‏العمل نشان می‌دهند. اگر عکس ‏العمل آنان همراه با افراط باشد به طور یقین گرفتار غلوّ مى‏شوند. به عنوان نمونه آنگاه که مى‏بینند، اولین مسلمان، شجاع‏ترین، عالم‏ترین، نیکوکارترین و برترین شخصیتى که داراى برترین قضاوتها، برترین سخاوتها، برترین فضائل، بیشترین احادیث پیامبر اسلام در منزلت و شأنیت او روایت شده، از طرف خداوند توسط پیامبر اسلام به عنوان جانشین بلافصل پیامبر منصوب گردیده، با وجودى که داماد و وصى پیامبر و پدر سیدان اهل بهشت است. حتى ذکر نام او به منزله عبادت است، خوار و ذلیل‏ کننده کفار و مشرکین بوده است. شخصیتى که عظمتش نه تنها دوست و دشمن بلکه بیگانگان را نیز به اعتراف وا داشته است؛ به گونه‏اى ناجوانمردانه، توسط باطل‏گرایان حق‏نما و شبهه‏جویان قدرت‏پرست مورد ظلم و ستم قرار مى‏گیرد. آنگاه که اندیشه‏ هاى التقاطى و خودخواهى‏هاى تند و گسترده بر دیدگاه عالى‏تر آن بزرگ مرد تاریخ، سلطه‏اى قهرى و مطلق پیدا مى‏کند و تعقل در آن جامعه کار حقیقى خود را انجام نمى‏دهد، غاصبان ولایتش که مِهرى از اسلام حقیقى و ناب در دل ندارند و کینه‏اى دیرینه نسبت به حضرتش در دل دارند، از خام‏اندیشى و نابخردى اطرافیان و برخى مسلمانان ساده‏ لوح که هنوز ریشه‏ هاى جاهلیت در دلشان نخشکیده بود، سوءاستفاده نموده و با تمام وجود فضائل، کرامات و عظمت آن امام بزرگ را مورد هجمه قرار مى‏دهند. مصیبت تا آنجا ادامه مى‏یابد که با توسل به انواع حیله‏ه اى شیطانى موفق مى‏شوند، امام را خانه‏نشین نموده و حتى براى گرفتن بیعت ولو با زور به خانه‏اش حمله‏ ور شده و درب خانه‏اش را آتش بزنند، با تهدید وى را به مسجد می‌برند تا از او بیعت بگیرند. طغیان رذائل تا آنجا ادامه مى‏یابد که موفق مى‏شوند، ابر مرد تاریخ اسلام را متهم به کفر نموده و عبدالرحمن ابن ملجم مرادى کوردل را بر قتلش تهییج نمایند. فوران شهوات نفسانى اینان و کینه و عقده حسادت نسبت به عظمت آن بازوى تواناى رسول ‏اللّه  حتى پس از مرگ وى نیز فروکش نکرد. گستاخى کار را به جایى مى‏رساند که رسوایى دهشتناکى براى بنى‏امیّه در تاریخ ثبت مى‏نماید. رسوایى دستور به لعن و نفرین به على   در منابر مسلمانان در آن برهه تاریک و کور تاریخ. عاشقان على  چه عکس‏العملى و چه دفاعى مى‏توانستند داشته باشند؛ برخى همچون انس بن مالک، عمار یاسر و ابوذرها تا پاى جان ایستادند. برخى همچون حسین بن على  و یارانش در صحراى کربلا باافتخار سر بر بالاى نیزه نهادند. دیگر بزرگان و دانشمندان تشیع با تحمل رنجهاى فراوان گوشه عزلت گزیده و با نداى باطنى و سوز دل خود مظلومانه روزگار گذراندند؛

مرا دردى است اندر دل اگر گویم زبان سوزد

وگر کتمان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

پیروان مکتب تشیع در طول تاریخ اسلام دست کم حدود نهصد سال را با مشقات فراوان در تقیّه به سر برده‏اند اما عده بسیار محدودى از عوام که تاب و تحمل این همه فجایع را از کف داده بودند، باز هم با تحریک شیادان باقى مانده از همان غاصبان گرفتار غلوّ گردیدند. دوباره خود غاصبان تحریک به غلوّ نمودند، تا باز هم دستاویزى براى هجمه و حمله بیشتر به این مکتب الهى داشته باشند. غلوّ در بین شیعیان را دامن مى‏زدند تا آن همه احادیث و روایات در حقانیت مکتب تشیع و مناقب بى‏مانند على  و دلائل منطقى و مستدل خلافت بلافصل آن امام را در تاریخ اسلام از بین برده و با تهمت نارواى غلوّ به راویان و محدثان شیعى، آنان را از صحیح و ثقه بودن بیندازند.

عکس ‏العمل محبان و دوستان و عاشقان ساده لوح آرمان‌هاى الهى آن مولاى والا، زمینه را براى نفوذ غلوّ آماده مى‏سازد و با کمتر تحریکى، ساده‏لوحان و عوام از آن گروه گرفتار غلوّ مى‏گردند و با ابراز این غلوّ مى‏خواهند مقدارى از آلام خود را بکاهند و مقدارى از نقائص و مظالم روا داشته شده را جبران نمایند. چه بسا ابتدا هم راضى به این غلوّ نباشند امّا در گذر زمان و سوءاستفاده معاندان و تکرار غلوّ، موضوع به صورت جدى و رسمى در مى‏آید و بانیان براى تحکیم آن تلاش مى‏نمایند. این عکس‏ العمل را ما اولین علت غلوّ مى‏دانیم و از قرآن کریم نیز بر این نکته تأکید می‌کند:

{وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ…}[۱]

«شما مؤمنان دشنام به آنان که غیر خدا را مى‏خوانند مدهید تا مبادا آنها نیز از روى دشمنى و جهالت خدا را دشنام دهند.»

عکس مضمون آیه نیز صادق است و فحواى کلام الهى موضوع عکس‏العمل در جنبه‏هاى منفى و مثبت هر دو را مى‏رساند.

امّا پیشوایان الهى مکتب تشیع بسیار به موقع موضع‏گیرى نموده و به هدایت و متمایز نمودن شیعه واقعى پرداخته‏ و در حقیقت نقشه دشمنان را خنثى نموده‏اند.

برخى از تحلیل‏گران تاریخ اسلام اگر چه از نقد صحیح و منصفانه مسائل عاجز مانده‏اند امّا موضوع و واکنش تند در عکس‏العمل را پذیرفته‏اند.

«دونالدسن» -که از ویژگى‏هاى منحصر به فرد و الهى اهل‏بیت و ائمه معصوم کم‏ اطلاع است- مى‏نویسد:

«عصمت عکس‏ العملى است که خلفاى غاصبین آن را ایجاد کردند».[۲]

اگرچه عصمت ریشه قرآنى دارد و در اسلام پذیرفته شده است، احادیث فراوانى نیز در تأیید آن وجود دارد اما ناگفته پیداست که عکس‏العمل‏هاى غلوآمیز هرگز در مکتب تشیع موجه، مشروع و مورد تأیید نیست و تمامى پیشوایان و بزرگان مکتب تشیع مواضع شفاف و روشنى را اتخاذ نموده‏ و براى همیشه ثابت کرده‌اند که تهمت و نسبت نارواى غلوّ بر پیکر مقدّس و الهى مکتب تشیع نخواهد نشست.

بعضى بزرگان اهل‏سنّت همچون، زمخشرى و سیوطى اعتراف می‌کنند که ظلم‏هاى فراوان بنى‏امیّه بر اهل‏بیت^ همچون لعن به حضرت على  در هفتاد هزار منبر در سرتاسر مملکت اسلامى، شیعه را ناچار به عکس‏العمل نموده است.

محمد ابو زهره می‌نویسد:

«این فشارهاى بى‏حد بر دوستان اهل‏بیت  نتیجه، عکس داشت و وقتى که بنى‏امیّه رو به ضعف و انحطاط رفتند، آنان را وادار به غلو در حق على   و ائمه کرد.»[۳]

گرچه این کنش و واکنش و عمل و عکس‏ العمل در مواردى مى‏تواند صادق باشد امّا حقیقت آن است که شیعیان واقعى و پیرو اهل‏بیت هیچ گاه سرانجامشان به غلوّ منتهى نشده است.

۲ـ ضعف خداشناسى

در ادیان پیشین نیز هر گاه گرفتار غلوّ مى‏شدند، برخى انسانها را تا حد خدایى بالا برده و تقدیس مى‏نمودند. شاید اصلى‏ترین علل آن عدم شناخت کافى از مراتب توحید و عظمت وجودى پروردگار یگانه بوده است. نه تنها در ادیان بلکه امثال فرعون‏ها نیز غلوّشان حاکى از عدم خداشناسى و ضعف خداشناسى آنان بود که هنگام مشاهده عظمت شخصیتى و یا امکانات فراوان خود و یا دیگران را قابل ستایش و یا پرستش مى‏دانستند.

وقتى که پادشاهان مصر از جلال و جبروت و شوکتى برخوردار شدند، در نظر مصریان جایگاه بس رفیعى پیدا کردند.

«مصریان پادشاهان خود را که فرعون نامیده مى‏شدند، خداى خورشید و پسر خدا و بالأخره خود خدا مى‏دانستند».[۴]

در قرآن کریم در مورد غلوّ از زبان فرعون:

{أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى}[۵]

«من پروردگار بزرگتر شما هستم.»

آنان از درک و فهم این مهم که وجود مطلق، علم مطلق و قدرت مطلق مخصوص خداوند سبحان است، عاجز مانده‏اند.

قدرت نامتناهى مخصوص خداوند منان است. امامان معصوم ما فرموده‏اند: ما را از حد خدایى پایین بیاورید و بعد از آن هر چه در فضل و اوصاف ما مى‏خواهید بگویید. یعنى اینکه تمام اوصاف و امکانى که مخصوص خداوند متعال و لازمه ربوبیت و خالقیت است باید به هیچ مخلوقى حتى پیامبر و امام نسبت داده نشود. مثل اینکه گفته شود فلان شخصیت و یا فلان امام تا ابدیت زنده می‌ماند و عمر جاودان دارد. بنابراین افراط و تفریط در دوست داشتن و ابراز علاقه و ذکر اوصاف، ناثواب و غیر منطقى خواهد بود.

افرادى که مراتب مختلف توحید را نشناسند، از علم کافى نسبت به اقسام شرک و حد و مرز آن با توحید بى‏بهره هستند.

اگر از فهم صفات سلبى و ثبوتى خداوند در موازنه با اوصاف مخلوقات ناتوان باشند، نه تنها افراد معمولى، بلکه دانشمندان هم اگر عاجز از این شناخت‏ها و عاجز از شناخت دقیق ابعاد و زوایاى مسائل علمى مبنایى باشند، خطر جدى لغزش و انحراف از طریق و راه درست براى آنان متصور است.

اگر خداشناسى کامل نباشد، نتیجه آن افراط و اغراق در توصیف بندگان و سقوط به پرتگاه وحشتناک غلوّ خواهد بود. مانند گروه اهل حق که على  را تا سرحد خدایى بالا برده و آنچنان تمجید و ستایش کردند که على الهى بودن را پذیرفته‏اند و بر عکس گاهى خداوند را آن چنان پایین مى‏آورند و تا سر حد بشر تنزل مى‏دهند مثل یهود و نصارا که عُزیر و مسیح را فرزند خدا مى‏دانند.

۳ـ توجیه عقیده

از دیگر عوامل و علل غلوّ، توجیه عقیده انتخابى است. غلوّ به خاطر مهم نشان دادن عقیده و جلب توجّه دیگران به آن عقیده است. مریدان ساده‏دل و عاطفى سعى مى‏کنند تا رهبر عقیدتى خویش را از حد معمول فراتر و مهم‏تر نشان دهند تا هم انتخاب خود را توجیه و هم بر اعضا و طرفداران بیفزایند.

البتّه این عقیده درباره رهبران غیر دینى نیز صادق است. حتى گاهى دیده مى‏شود که اهالى منطقه‏اى در مورد خان ظالم و ستمگر آن منطقه نیز غلو مى‏نمایند. موارد غلوّ برای توجیه عقیده و موجّه نشان دادن رهبرى آن قابل توجّه و داراى گستره وسیعى است.

غالیان سنى درباره ابوحنیفه از پیامبر اسلام نقل کرده‏اند که فرمود:

«انبیاء به من افتخار مى‏کنند و من به ابوحنیفه افتخار مى‏کنم.»[۶]

ابوحنیفه، حضرت خضر را تعلیم مى‏داد[۷] بنابراین معلوم مى‏شود هر کس براى توجیه عقیده‏اى که انتخاب کرده است، سعى می‌کند آن را از حد خود فراتر وانمود کند تا در میان مردم به کج سلیقگى و انتخاب سوء متهم نشود.»[۸]

۴ـ جهل و ناآگاهى

وجود جهل و نادانى در تمامى ابعاد زندگى مشکل‏ساز است امّا در مسائل دینى و اعتقادات مصیبت‏آفرین است.

اگر جهل و ناآگاهى برخى از مردم نبود، تمامى موارد غلو پدید نمى‏آمد و یا اگر پدید مى‏آمدند، بزودى ریشه آن خشک و بساط غالیان برچیده مى‏شد.

امام رضا   مى‏فرماید:

«بعضى از مردم ساده دل، معجزات و کرامات فراوانى از ائمه مشاهده مى‏کردند و چون نمونه آنها را از مردم عادى ندیده بودند، تصور مى‏کردند که حتماً صاحب این معجزات، داراى مقام برتر از مقام بشرى است و به این ترتیب قائل به خدا بودن ائمه یا حلول روح خدایى در آنان مى‏شدند.[۹]

ناگفته پیداست که به محض پیدا شدن چنین عقایدى، ائمه و بزرگان شیعه بشدت آنان را طرد نموده و از آنان بیزارى جسته‏اند امّا به هر حال جاهلان خام‏اندیش سهم قابل توجهى در حدوث، اشاعه و استمرار غلوّ داشته‏اند.

۵ـ تحریک دشمنان و معاندان اسلام

بررسى دقیق عوامل و انگیزه ‏هاى غالیان نشانگر آن است که گاهى غلو آنان به شدت متأثر از عوامل بیرونى بوده است.

اگرچه عوامل درونى زمینه‏ساز اصلى غلوّ هستند، امّا گاهى با محرک‌هاى خارجى و ایادى مرموز و استکبارى به صورت التقاطى و اختلاط حق و باطل و صحیح و غیر صحیح، به تحریک کسانى که از فرهنگ قوى و هویت مستقل و کامل برخوردار نیستند، اقدام نموده و با برنامه‏ریزى‏هاى کوتاه مدت و بلندمدت، آنان را گرفتار غلوّ مى‏نمایند. مانند بهائیت که با توطئه و دسیسه انگلیسى‏ها طرح‏ریزى و این فرقه ضاله را بوجود آوردند و مورد حمایت قرار دادند.

خلط و تلفیق مهملات با حقائق براى افرادى که تشخیص صحیح از غیر صحیح براى آنان سخت است، پیوسته در اسلام و یا به طور کلى در تمامى ادیان مشکل‏ساز بوده است. متأسفانه در دوره‏هاى اخیر، استکبار جهانى مخصوصاً امریکا و انگلیس از این موضوع سوءاستفاده نموده و در مسائل فرهنگى به صورت جدى وارد صحنه تخریب عقاید عمومى جهانیان بخصوص مسلمانان شده‌اند. دانشمند و مستشرق معروف برتراند راسل معتقد است، دستگاه تبلیغاتى غرب آن چنان قوى و دامنه ‏دار است که مى‏تواند در دانشگاه‏هاى مسلمانان به دانشجویان بقبولاند، ماست سیاه است و آنهایى که مى‏گویند ماست سفید است ارتجاعى هستند. آرى برادر مسلمان! «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل» به راستى هستند مزدورانى که براى ایجاد اختلاف میان مسلمانان و وارد نمودن ضربه به مسلمین توسط محرک‏ هاى قوى همچون استکبار غرب، خارج از مرزها حمایت و پشتیبانى مى‏شوند.

جریان وابستگى روشن‏فکر مأب‏ها و روشن فکر مسلک‏ هاى مزدور در خدمت حکومت‏هاى استعمارى و استکبارى حکایت غم‏انگیزى است. شرح و بسط رازهاى سر به مهر این موضوع، مجال بیشتری را مى‏طلبد که به دلیل اختصار از تفصیل آن صرف‏نظر مى‏کنیم.

دشمنان اسلام با تلاشهاى فردى و گروهى و حمایت‏هاى فراوان مالى و سیاسى، سعى در تخریب عقاید و آسیب‏رسانى به سلامت فرهنگ اسلامى را دارند. به عنوان نمونه از طرفى با تشویق و ترغیب اهل حق و برجسته نمودن غلو آنان و از طرفى دیگر با تحریک و تجهیز سلفى‏گرایان و نواصب و رو در رو قرار دادن آنان، فجایع و مصائب غیر قابل جبران را بوجود مى‏آورند.

تقسیم ‏بندى و احصاء همه جنبه ‏هاى دشمنى استکبار در این موضوع و بررسى روش‏هاى گوناگون آنان بحث مفصلى را مى‏طلبد، که امید است در موضوع تهاجم و شبیخون فرهنگى به صورت جداگانه به آن پرداخته شود.

۶ـ دوستدارى و عاشقى مفرط

بررسى فرقه‏شناسان و پژوهش و تحقیق در روند شکل‏گیرى فرقه‏هاى غلات نشان از عشق مفرط به برخى شخصیت‏ها هنگام ارتکاب به غلو دارد. آنگاه که انسان گرفتار فوران عشق و محبّت به شخص و یا مقتداى خود گردد، بدون تدبّر در شئون مثبت و منفى عقیده خویش، سرمست خیالات و محبّت مطلق و بى‏قید و شرط مى‏گردد. تعقل و تدین کار حقیقى خود را انجام نداده و چنان گرفتار خطاى فکرى مى‏شود که خطر آن از بمب اتم نیز مخرب‏تر است.

حضرت امام سجاد   مى‏فرمایند:

«یهودیان از بس به «عُزَیْر» علاقه داشتند، او را پسر خدا دانستند؛ مسیحیان نیز از شدت علاقه به عیسى  او را پسر خدا خواندند،… همچنین گروهى از شیعیان، از شدت محبّت ما را از حد خود فراتر بردند، در حالى که نه آنها از ما هستند و نه ما از آنان.»[۱۰]

همانطور که گفته‏اند:

«حُبُ شَئِ یُعْمى و یُصَم»

عشق مفرط انسان کر و کور مى‏کند، به خصوص اگر از حد اعتدلال خارج شده و بدون تعقل و پایبندى به منطق و استدلال و در نظر گرفتن ابعاد علمى، به مدحى و توصیفى غلوآمیز، گرفتار مى‏شود.

۷ـ شیادى رندان

بررسى روند شکل‏گیرى برخى فرقه‏هاى غلات، نشان از شیادى و شیطنت رهبران آنان دارد. شبهه‏جویان قدرت‏پرست که داراى خودخواهى‏های تند و گسترده، افکار و اوصاف رکیک و مشمئز بوده‏اند، در راه رسیدن به مطامع دنیوى و شهوات حیوانى خویش، با به راه انداختن جریانى غلوآمیز و ادعاى الوهیت به نام نمادهاى مذهبى همچون پیشوایان دینى، خود را نماینده آنان معرفى نموده و کمال سوءاستفاده را به عمل آوردند.

با بررسى زندگانى و شخصیت رهبران غلات، مانند ابوالخطّاب، مغیره بن سعید و… در مى‏یابیم که آنان افراد زیرک و سیّاس بودند که براى رسیدن به جاه و مال و منال براى خود، دسته‏بندى‏هایى ایجاد کردند و با بهانه کردن الوهیت ائمه^ خود را پیامبر و منصوب از طرف آنان معرفى و به این ترتیب از احساسات مردم ساده ‏دل سوء استفاده نمودند، آنان را به بیراهه کشاندند و چند روزى از بهره‏هاى این حرکت خود برخوردار شدند تا اینکه بالأخره حساسیت حکومت را برانگیختند و به هلاکت رسیدند.[۱۱]

آنان با دم زدن از آرمان‏هاى بسیار والا و دیدگاهى عالى‏تر، سعى در بدست آوردن نفوذ بیشتر و با غلو در کمیت و کیفیت بر تأثیرگذارى خود مى‏افزودند .

رهبران زیرک غلات مى‏دانستند که بعضى از مردم دروغهاى بزرگتر را زودتر قبول مى‏کنند و به این نکته واقف بودند که هر چه ادعا بزرگتر باشد، پیروان بیشترى جذب خواهند کرد. این بود که ادعاى الوهیت ائمه را مطرح کردند تا طرفداران بیشترى پیدا کنند.»[۱۲]

ائمه معصوم^ و بزرگان تشیع که از کید و مکر رهبران شیاد غلات و خطر آنان براى جامعه اسلامى آگاهى کامل داشتند، به مبارزه و مخالفت با آنان ‏پرداختند و با جدیت کامل آنان را از اطراف خود طرد مى‏نمودند.

۸ـ زمینه ‏سازى جهت پذیرش غلوّ

برخى با تبیین مطالب و معارف به گونه‏اى عوام پسند و بدور از استدلال و عمق علمى سعى کردند تا زمینه اتهام غلوّ را به شیعیان فراهم آوردند.

برخى مشایخ صوفیه هستند از کسانى هستند که مرتکب خطاى فاحش غلو شده‏اند؛ آنان اوصافى را براى خود قائلند که حتى براى پیامبر و امام نیز بیان نمى‏کنند. شیخ عطار نیشاپوری در آغاز کتاب تذکره ‏الاولیاء درباره مشایخ صوفیه مطالب و مدایحى را بیان مى‏کند که در این باب بسیار قابل توجّه است، بنگرید:

چون از قرآن و حدیث گذشتى هیچ سخنى بالاى سخن مشایخ طریقت نیست… که سخن ایشان نتیجه کار و حال است نه ثمره حفظ و قال، و از عیان است نه از بیان است و از اسرار است نه از تکرار است و از علم لدنّى است نه از علم کسبى است، و از جوشیدن است نه از کوشیدن است و از عالم أدنى ربّى است نه از عالم علم نى ابى است.[۱۳]

عدم اطلاع و برخوردارى از علوم لازم در فهم مطالب عمیق علمى همچون مفاهیم، معانى لغوى، قواعد ادبى، مفاهیم اصطلاحى، ضوابط لازم در فهم آیات و روایات، عدم اشراف به قرائن حالیه و مقالیه، عدم برخوردارى از آزاداندیشى و اندیشمندى در بحث معرفت‏شناسى و خلاصه اگر عالم مجهز و مسلط به علوم لازم نباشد، الفاظ و معارف، معانى واقعى خویش را از دست مى‏دهند؛ قواعد و ضوابط رعایت نمى‏گردد؛ کنایات، اشارات، اشعار عشقى و ذوقى جایگزین معارف ناب و فرهنگ اصیل مى‏شود؛ بدعت و خرافات و غالى‏گرى رونق مى‏گیرد.

اگرچه اینگونه افکار غلوّآمیز و منحرف، نه در بُعد علمى و نه در بُعد عملى جایگاهى در جامعه اسلامى پیدا نمى‏کنند و در مدت کوتاهى منقرض و معدوم مى‏شوند امّا متأسفانه معاندان با نقل قول و ترویج سخن آنان باهدف به التهاب کشاندن جامعه و سم‏پاشى علیه مقدسات و معارف اصیل دینى، به اینگونه افکار دامن زده و باعث تفرقه و بدبینى در جامعه اسلامى مى‏گردند. التهاب، تفرقه و بدبینى حاصل از اینگونه اعمال پایبندى به مذهب و مقدسات را کم نموده زمینه پذیرش غلو در جامعه را به وجود مى‏آورد.

حمایت و پشتیبانى استعمار از افکار غلوآمیز و تقویت اقلیتهاى مذهبى منحرف، به منظور ایجاد اختلاف و تفرقه بین متدینان و در راستاى همان تهاجم فرهنگى دیرینه، برای استحاله مذهب و خارج کردن مذهبیون از اصول اعتقادى خویش و در نهایت رساندن آنان به بحران هویت است.

هدف عمده استعمارگران مشغول نمودن مسلمانان به همدیگر است تا آنان بتوانند به مقاصد شومشان برسند. ترویج اینگونه افکار و عملى شدن برنامه‏هاى آنان مى‏تواند عوامل و زمینه‏هاى پذیرش غلو باشد.

دشمنان اسلام با دامن زدن به مسائل درون‏گرایى، خیال‏پردازى، وازدگى علمى و عزلت‏نشینى همچون دامن زدن به غلوّى که اهل تصوف قائل هستند، توده مسلمان را از حضور جدى در صحنه اجتماعى سیاسى ـ اقتصادى و بین‏المللى باز مى‏دارند. در نهایت نیز سعى می‌کنند روحیه رقابت و مبارزه با استعمار را از آنان بگیرند و در عوض مستعمره فرهنگى و اقتصادى و سیاسى بودن را به آنان تحمیل نمایند و در حقیقت آنان را استحاله آرمانى نمایند.

۹ـ احساسات افراطى بدون منطق و استدلال

از دیگر دلائل ابتلاء به غلو، داشتن احساسات افراطى و عدم پایبندى به منطق و استدلال و حکم عقل است. در صورتى که انسان از طرفى داراى روحیه افراط باشد و از طرف دیگر قدرت علمى بر تجزیه و تحلیل مسائل و معضلات نداشته باشد، چنان گرفتار خیال و اوهام مى‏گردد، که به راحتى گرفتار مرض غلو مى‏شود.

خرافه‏اى و ساده‏اندیش بودن نیز از عوامل ارتکاب به غلوّ است که به نظر مى‏رسد همین عامل قابل بررسى و تبیین است. بر عقلا و صاحب‏نظران پوشیده نیست که مسائل فنى و دقیق مخصوصاً اعتقادات به صورت جدى به تعقل، تفکر و تدبّر نیاز دارد. متأسفانه کسانى که گرفتار اوهام، خرافات و ساده‏لوحى هستند از نیاز اساسى و نعمت الهى تفکر و تعقل بهره کافى ندارند.

اینگونه افراد از احساسات، عواطف و خوش‏باورى‏هاى بى‏مورد، گرفتار لغزشگاه خطرناک غلوّ و خرافات مى‏گردند. تحقیق و کنجکاوى در ذات و فلسفه، مسأله را پى‏گیر نیستند، مبهمات و معضلات علمى و عقیدتى را به بحث و استدلال منطقى نمى‏گذارند؛

اینان به جاى استمداد از معارف والاى الاهى و انسانى مکتب اسلام بوسیله تعقل و تفکر، به سرعت گرفتار اوهام و خیالات شده و تحت تأثیر طغیان عاطفه و یا خشم و غضب به صورت افراطى عمل نموده و گرفتار غلوّ مى‏شوند. در فرهنگ تشیع پیوسته به حد وسط و راه اعتدال همراه با دلائل واضح و روشن توصیه شده است.

آنچه با قوانین عقلایى و موازین شرعى همخوانى و تطبیق ندارد، مکتب تشیع آن را مردود دانسته و پیروان خود و حتى دیگر ادیان را از آن برحذر مى‏دارد.

مکتب بزرگ اسلامى تشیع، تعمق و تحلیل محققانه در هر موضوعى مخصوصاً در اعتقادات را برای کشف حقیقت مورد سفارش قرار داده است. اندیشمندى و آزاداندیشى نیز از ویژگى‏هاى بارز شیعیان بوده است. با توجّه به این تفکرات ناب که برگرفته از سخنان امامان معصوم^ است، مرض مرموز غلوّ از میان شیعیان واقعى رخت بربسته و شیعیان از غلات و غالیان برائت مى‏جویند.

 

 

[۱].انعام/۱۰۸٫

[۲]. دونالدسن، عقیده الشیعه، ص ۲۲۸٫

[۳]. ابوزهره، محمد، تاریخ المذاهب الاسلامیه، ج ۱ ص ۳۷، بیروت، دارالفکر العربى. فیاض عبدالهلی، تاریخ  الامامیه، ص ۸۷، چاپ سوم، مؤسسه اعلمى، ۱۴۰۶ ق.

[۴]. مبلغى آبادانى، عبداللّه، تاریخ ادیان و مذاهب جهان ص ۹۹٫

[۵]. نازعات/۲۴٫

[۶]. علامه امینى، الغدیر ج ۱۱ ص ۱۲۸ به نقل از منابع متعدد اهل‏سنّت.

[۷]. وائلى، دکتراحمد، هویت تشیع ص ۱۷۱ به نقل از ابن جوزى در کتاب یاقوته.

[۸]. سامرایى، عبداللّه، الغلو و الفرق الغالیه فى الحضاره الاسلامیه، ص ۱۵، بغداد، دارالحریه للطباعه ۱۳۹۲ ق؛  هویت تشیع ص ۱۶۳٫

[۹]. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوّم، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ق ج ۲۵ ص ۲۷۱ و همچنین  ص ۲۷۶٫

[۱۰]. طوسى، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال ص ۷۹؛ علاّمه مجلسى، بحارالانوار ج ۲۵ ص ۲۸۸٫

[۱۱]. الغلو و الفرق الغالیه فى الحضاره الاسلامیه، ص ۱۵٫

[۱۲]. تاریخ علم کلام و مذاهب اسلامى، ج ۱ ص ۱۲۲٫

[۱۳]. جلوه حق، بس، ۳۳ به نقل از تاریخ تصوف، ص ۱۹۴٫

منبع: کتاب غلو از دیدگاه تشیع؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهد کتاب اینجا را کلیک کنید

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: غلو
نوشته قبلی

آیا حضرت فاطمه(س) بعد از شهادت امام حسین(ع)، این جمله را در باره ایشان فرمودند: «یا بنی قتلوک و ما عرفوک و من شرب الماء منعوک‏»؟

نوشته‌ی بعدی

عقاید غلات واقعى

مرتبط نوشته ها

فرقه بهائیت در ترازوی نقد
بیراهه انحراف

فرقه بهائیت در ترازوی نقد

تکفیر اهل قبله
بیراهه انحراف

تکفیر اهل قبله

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن
بیراهه انحراف

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏
بیراهه انحراف

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏

پدیدۀ زشت تکفیر مسلمانان
بیراهه انحراف

پدیدۀ زشت تکفیر مسلمانان

نواصب
بیراهه انحراف

نواصب

نوشته‌ی بعدی
عقاید غلات واقعى

عقاید غلات واقعى

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی

شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا