۲۵ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه فاطمه زهرا (س)

فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوى جاودان انسان آرمانى

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

قرار گرفتن انسان در جریان رشد و فراروى، در همه لایه ها و سطوح زندگى فردى و اجتماعى، چکیده و مبناى همه تلاش هاى انسان ها و مکاتب و ادیان الهى و غیرالهى در طول تاریخ بشرى بوده است. «اندیشه شرقی» از منظر جامعه شناسى امروز، و «هدایت»، «فلاح» و «رستگاری» در دیدگاه دینى، تلاشى براى همین قرار گرفتن در جریان رشد و فراروى به شمار مى آیند. در این میان، نیاز بشر به انسان هادى و راهبر براى راهنمایى او به درست قرار گرفتن در این جریان و همراهى و تا منتهاى بلوغ و شکوفایى آدمیت، همواره وجود داشته و احساس مى شده است.این مقاله کوششى است براى ترسیم خطوط کلى الگوى شخصیت سالم در نگاه بانوى بزرگ؛ اینکه چگونه آدمى مى تواند از مرز «بهنجار» فرا رود و به گنجینه استعداد، خلاّقیت، نیرو و انگیزش پنهان دست یازد، از خویشتن فرا رود و کمال خویش را در رویش و رستگارى و پیوستگى با هستى و کمال مطلق دریابد و در این پیوستگى، خلق را تا مراتب مطلوب اعتلا و ترقّى، همراهى و راهبرى کند.این مقاله در دو قسمت به موضوع پرداخته است:در قسمت اول (شناخت هاى نخست)، تلاش شده است تا نگاهى اجمالى از منظر اندیشه ترقّى و روان شناسى کمال به بانوى بزرگ صورت گیرد و سه جریان اصیل تربیتى و وجودى معرفى شوند:۱. جریان وجودى او به عنوان صاحب ولایت کبرا و اسرار باطنی؛۲. جریان وجودى او به عنوان پرورده و تربیت یافته آموزه هاى پیامبر صلى الله علیه و آله ؛۳. جریان وجودى او به عنوان انسان راهبر.در قسمت دوم (نگاه به حضرت فاطمه علیهاالسلام از منظر فرایند رشد شخصیت)، به بررسى چگونگى تبلور جریان هاى عظیم وجودى در شخصیت و زندگى بانو اشاره شده است. این بررسى در دو سطح انجام شده است:۱. تعالى یابى بینش و نگرش به هستی؛۲. معیارهاى شناختى شخصیت فرارونده.
ترقّى و تعالی؛ نگاهى برگزیده به سنّت بانوى بزرگ
ترقّیِ فارغ از تبعیض جنسیتى، مطلوب اصلى زن امروز از دین است که این، خود مبناى فلسفى همه مفاهیم مربوط به تعالى و توسعه است که باید تعریف سزاوارى از آن به دست داد. در مفهوم پیشینى، «ترقّی» به مفهوم گرایش به تغییرات بادوام و مستمر مطلوب تر در همه ابعاد، ارکان، وجه نظرها و گرایش هاى فردى و ساختار و رفتار و فرایند اجتماعى و نیز در سیاست و اقتصاد است.اعتقاد به ترقّى مفهومى است داراى ماهیتى نظرى تجربى و بر پایه گرایش به بهینه سازى انسان و جامعه بر قوانین معیّنى استوار است. یک مفهوم درونى این عقیده آن است که عقل جزئى و ابزارانگار در خدمت بینش آرمانى به وضعیت مطلوب و عقل کلى نگر و آرمان خواه و نیز تعالیم وحیانى قرار گیرد. «ترقّی» متشکّل از تغییراتى است که در جهت معیّنى صورت مى پذیرند و از این رو، به سمت مطلوب تر شدن اوضاع و احوال نسبت به وضعیتى قبلى است.ترقّى و تعالى از نگاه و تفسیر دینى و در نمونه آن سنّت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، «هدایت» است و فلاح و رشد، و دین اسلام «الگو و روش هدایت» به صراط مستقیم تا توحید.قرآن کریم و سنّت (زبان و زندگی) پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهاالسلام گزارشگر آموزه هاى دیانت حق و فراخوان به بینشى عمیق و فراگیر و کارآمد در ابعاد هدایت اسلامى هستند و هدایت دینى، که خود شامل «تربیت انسانی» است، از سازندگى و راهبرى فرد و شکوفایى قابلیت ها و استعدادهاى انسانى به منظور سازندگى و به ثمر رساندن بهینه قابلیت ها و امکانات جامعه آغاز مى شود.
فاطمه زهرا علیهاالسلام ؛ نشانه انسانیت و جامعه آرمانى
فاطمه زهرا علیهاالسلام انسان هادى است و پرسش ما از آن آستانه بزرگ، ترقّى، تعالى، هدایت و فلاح براى فرد و جامعه است. پرسش، منظر ما در شناخت سنّت بانوى بزرگ است.فاطمه علیهاالسلام الگوى تربیت و حضور اصلاحى در جامعه، الگوى جاودان انسان آرمانى، زن راهنما و نشانگر انسان و جامعه ایده آل است. از امام زمان علیه السلام نقل شده است:«و فى ابنهِ رسولِ اللّهِ لى اسوهٌ حسنهٌ.» (2)او الگوى حسن، الگوى صادق و سعادت آفرین حرکت و سلوک، و حیات و کمال پایدار فرد و جامعه است.پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید:«… فاقتدوا بالزهرهِ (… والزهرهُ فاطمهُ).» (3)و امام باقر علیه السلام خطاب به زنى که الگو و معیارِ روش سزاوار زندگى است، مى فرماید:«اگر طالب فضیلتى، راه زهرا علیهاالسلام را پیش گیر.» (4)حضور این الگو را، به ویژه در رویارویى با جاهلیت همواره تاریخ بشریت، به طور مقایسه اى بهتر مى توان شناخت. آن گاه شناختى کلى از زهراى مرضیه علیهاالسلام و به آموزگارى او، زینب کبرى علیهاالسلام و فاطمیان و زینبیان سده هاى پس از وى، براى دانستنى هاى بعدى ضرورت مى یابد. و این گونه مى توان تصویر روشن ترى از نقش دین و سنّت فاطمه زهرا علیهاالسلام در زندگى بشر داشت.
فاطمه علیهاالسلام در عرصه سه جریان و سه شناخت
بانو از آن اولین هنگام که جان آدمى آگاهى ها را درمى یابد و پرورش مى گیرد، تحت تعلیم و پرورش آموزه هاى وحى، خانواده و بخصوص پدر قرار گرفت و بدین گونه آموخت و بالید. وجود صدیقه طاهره علیهاالسلام فراگیر سه جریان وجودى است و شناخت او در گرو شناخت این سه جریان عظیم تربیتى و وجودى او:
اول. جریان وجودى خود به عنوان صاحب ولایت کبرا و اسرار باطنى
نفس قدسى زهراى مرضیه علیهاالسلام از سرداق عالم ربوبى براى هدایت آدمیان به این جهان آمده است. جریان عظیم وجودى، اساس هستى شناختیِ پایدار و حقّانیت و فراتر بودن وى از زمان و مکانِ سنّت است و مبناى نظرى کلامى نظام تربیتى اجتماعیِ قابل استنباط از سنّت او را توضیح مى دهد، و همین خاستگاه هستى شناختى است که کلام او را، زندگى او را، مرگ او را، تنهایى ها و خروش ها، اشک ها و فریادها و سلوک و سیره او را الگویى مى دارد جاودان و جارى در همه عرصه هاى زندگى جامعه و تاریخ بشری.فاطمه زهرا انسان هادى است. (۵) در اسلام، انسان هادى پس از نفس الوهیِ پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله ، همان کسانى هستند که در حدیث نبوى و مسلّم «ثقلین»، عِدل و لنگه قرآن کریم قرار گرفته اند. انسان هادى ناگزیر معصوم است. «عصمت» به معناى پاکیزگى از خطا و گناه است. «علمِ صحیح» و «اختیار خلاّق» (برآمده از جوهره عبودیت) ملازم با عصمت اند و عصمت ملازم با علم صحیح و اختیار خلاّق. آیات «تطهیر» و «مباهله» عصمت زهرا علیهاالسلام را توضیح مى دهند.
دوم. جریان وجودى خود به عنوان تربیت یافته آموزه هاى پیامبر
وجود فاطمه علیهاالسلام در وجهه انسانى، عرصه جریان هاى عظیم شناختى، روحى و رفتارى است:جریان عظیم شناختى در برخورد با انسان، زندگى، هستى، خداوند، جامعه، تاریخ، رسالت، مسئولیت، تکلیف، دنیا و آخرت؛جریان عظیم وجود او به عنوان بنده اى خاشع و عارفى عاشق در اوج عرصه هاى حماسه و تدبیر؛جریان عظیم وجود او به عنوان انسانى مسئول در ارتباط با عمیق ترین دغدغه هاى بالندگى انسانی؛جریان عظیم وجود او به عنوان پاسدارترین انسان از ارزش هاى انبیایی؛جریان عظیم وجود او به عنوان فداکارترین یاور و مام پیامبر خاتم؛و بسیارى جریان هاى عظیم دیگر.
سوم. جریان وجودى خود به عنوان انسان راهبر
فاطمه یک زن است و خود یک هادى، یک شاهد و یک امام، یک اسوه براى هر زنى که مى خواهد چگونه بودن و چگونه شدن خویش را خود برگزیده باشد. او در بینش و اندیشه و احساس و باور و انگیزه و سلوک و سیره و رفتار و زندگى اش، آموزگار چگونه بودن و چگونه شدن زن در هر دو عرصه فردى و اجتماعى است. در وجود فاطمه علیهاالسلام جریان عظیم انسان هادى دینى است:جریان عظیم وجودى او به عنوان دردمندترین همراه با خلق و همنشین باورها و رنج هاى زن در تاریخ؛جریان عظیم وجودى او براى پیشنهاد زن الگو؛جریان عظیم وجودى او به عنوان مصلح ترین حکیم و حکیم ترین حماسه و حماسى ترین عاشق و عاشق ترین تبیین گر حق و افشاگر باطل؛و دیگر جریان هاى عظیم شناختنى و ناشناختنی.
انگیزه توسّل به بانو
شناخت قابلیت آدمى براى تعالى و گسترش توانایى هاى خویش، در گرو شناخت سالم ترین شخصیت ها و بهترین نمونه هاى بشرى است. تحلیل و بررسى انواع جماعت هاى انسانى با شیوه هاى گوناگونى از قبیل تحلیل سیره، مصاحبه، تداعى آزاد و زندگى نامه هاى خود نوشت و آراء و اندیشه ها و سخنان آنان، نشان مى دهد که همه انسان ها با نیازهایى شبه غریزى (۶) به دنیا مى آیند. این نیازهاى مشترک، انگیزه رشد و کمال و تحقق خود قرار مى گیرند و انسان را به تبدیل شدن به آنچه در توان اوست، فرامى خوانند. بدین سان، استعداد بالقوّه براى کمال و سلامت روان از بدو تولّد، وجود دارد، اما اینکه استعداد بالقوّه آدمى تحقق یا فعلیت مى یابد یا نه، به نیروهاى فردى و اجتماعى اى بستگى دارد که «تحقق خود» را مى پرورد یا بازمى دارد.چرا ما نیازمند توسّل به بانوییم؟ باید تحلیل کرد که آدمى در سرّ سویدایِ وجودش، چه خواهش و نیازهایى دارد که وى را برمى انگیزند تا براى تأمین آن ها، دست در ولاى فاطمه علیهاالسلام زند؟بر کنار از نیازهاى اصلى جسمانى مشترک ما با حیوانات، به عنوان مؤثرترین عامل در شخصیت انسان، نیازهاى روانى درمیانند. انگیزه هاى انسان خواه سالم و خواه ناسالم نیازهاى روانى اویند و تفاوت میان آدمیان از ارضاى نیازهاى مزبور ناشى مى شود.سنّت بانو طریقه اى زایا و بارور براى تأمین این نیازهاست:«اِنّا تَوجّهنا واستشفَعنا و توسَّلنا بِکِ اِلیَ اللّهِ و قدّمناکِ بینَ یَدى حاجاتِنا.» (7)خودآگاه شدن نیازهاى اصیل انسانى همراه با شناخت درست بانو، آدمى را برمى انگیزد تا براى جهت دهى به نیازها و جنبه هاى گوناگون زندگى، یعنى پاسخ هاى فکرى، عاطفى و حسى به مردم و موضوع ها و رویدادها خواه در جهان و خواه در خود به او روى کند؛ نیازهایى مانند:نیاز به صیانت، فعلیت و اعتلاى تمام جنبه هاى شخصیت و تحقق خود و روند خود شدن و پرورش ویژگى ها و استعدادهاى یکتاى خود؛نیاز به حقیقت در همه عرصه هاى هستی؛نیاز به خوبى، نیکى، زیبایى و به معنادارى زندگى و پرمعنایى آن؛نیاز به تعلّق داشتن به وجودهاى برتر از خود، نیاز به پیوند و ایمان و عشق به جهان، به هستى، به خداوند و به آرمان هاى برتر و نیاز به فراروى از دوگانگى و سرّ زندگى و فراشدن؛نیاز به فرارفتن یا استعلا از نقش فعل پذیر، نیاز به آفرینندگى و خلاّقیت زندگى خویشتن (فرزند، اندیشه، هنر، تربیت خلایق و یا کالاى مادی) و از این طریق، تأمین نیاز به آزادى و هدف داری؛نیاز به حس هویّت و فردیت و یکتایی؛ هویّتى که آدمى را با این احساس و خودآگاهى و شعور که «چیست و کیست» فردیت تکامل یافته اى مى بخشد، بدان گونه که احساس مى کند زندگى اش را با خود تدبیر مى کند و در قلمرو فرمان خود است و دیگران به آن شکل نمى بخشند و در همین جهت، نیاز به یگانگى و تمامیت؛نیاز به نظم و قاطعیت؛نیاز به عدالت و قسط؛نیاز به استغناى تمامیت و جامعیت؛نیاز به موازین و ضوابطى براى جهت گیرى بارور و همساز و همنواى تعامل با همه هستی؛همه این نیازها در نیاز به رویش و رستگارى و فلاح و کمال و توبه، یکجا حضور دارند. نیاز مداوم انسان به جست وجو براى خویشتن، در حقیقت، براى معنایى است که به هستى ما منظورى ببخشد و هرچه بیشتر بتوانیم پس از گذار به خود و عبور از دنیاى بیرون، از خود فراتر رویم و در این فراسوى خود شدن، خود را در راه آرمان هاى بالاتر ایثار کنیم. این نیازها، هنگامى که خودآگاهند و آدمى بر تأمین آن ها با روشى زایا، بارور و خلاّق عزم جزم کرده است و هنگامى که زبان بیانى روشنى بیابد، «دعا» نامیده مى شوند.
ماهیت شخصیت بالنده
بزرگ بانوى اسلام تصویر روشنى از شخصیت بالنده به دست مى دهد. چنین انسانى اندیشه و بینش و شعور دارد، قوّه تعقّل و اندیشه و ادراکش را پرورانده است، جهان و خود را به طور عینى ادراک مى کند، نگاه نقّادانه اى به جامعه و تاریخ خویش دارد، عمیقا عشق مى ورزد، آفریننده است؛ حس هویّت پایدارى دارد؛ با جهان در پیوند است و در آن ریشه دارد، و حاکم و عامل خود و سرنوشت خویش است.یک آموزه بلند بانو آن است که شخصیت سالم، رونده است، نه مانا؛ مسیر است نه مقصد؛ براى تحقق خود پیش مى رود، هیچ گاه پایان نمى پذیرد و وضعیتى ایستا ندارد. این هدف رو به آینده، فردا را به پس مى راند و همه جنبه هاى خود را دگرگون مى سازد و مى پروراند.
نگاه به حضرت فاطمه علیهاالسلام از منظر فرایند رشد شخصیت
ابعاد و ساحت هاى وجودى انسانى، بعد فکرى، روحى، رفتارى و جریان رویش انسانى در مراحل شناختى، روحى و رفتارى تا مرحله عرفان و دعا دانسته شده و بر این اساس، جریان آن تعالیم در این ساحت ها و جریان تربیتى مرور مى شوند. آموختگان و پروردگان این تعالیم نیز خود، آموزگار این جریان عظیم انسانى اند و هم پیش تر، با زندگى شان تبلور این آموزه هایند.
آموزه هاى بانوى بزرگ در وجهه تربیت و سازندگى فکرى
اولین گام جریان تربیت و نخستین بعد رشد وجودى انسان، تربیت فکرى و شکل گیرى بر صواب آگاهى ها و رشد شناخت ها و بینش ها و شعورهاى انسانى است که اسوه هاى پرورده دین، مانند بانوى بزرگ، خود آموزگار آنند؛ شناخت هایى که با خودآگاهى و روشن بینى پیوند خورده اند و جهت دهنده گرایش هاى انسانى ما هستند:
اول. تعالى یابى بینش و نگرش به هستى
فرایند عظیم خودآگاهى، انسان شناسى، خداشناسى، جهان شناسى، جامعه و تاریخ شناسى، شناخت دنیا، آخرت و قیامت، شناخت زندگى و بسیارى شناخت هاى دیگر از زمره اولین آموزه هاى دین هستند. خطبه آن حضرت در مسجد مدینه در برابر مهاجران و انصار در احتجاج با ابوبکر، نمونه اى از اندیشه هاى آن بزرگوار است که نوع این تعالیم را در خود دارد.زمانى که این شناخت ها براى آدمى شکل بگیرند، خود قلمرو پهناورترى از اشیا و اشخاص را فرامى گیرد و در این جهت، خود گسترش مى یابد. برخى از این تعالیم، مانند:الف. بینش ها و شناخت ها درباره خود به عنوان انسان: شرط اول براى ساخت «خود» و تهذیب و تربیت آن، شناختن آن است. آدمى تا به نیازها، استعدادها، ابعاد و ارزش هاى وجودى و خلقت خویش پى نبرد و تا کرامت ها و نقش و جایگاه رسالت و مسئولیت خود و جریان عظیم رویش و رستگارى ممکن براى خویش را نشناسد و به «خودآگاهی» نرسد، براى تربیت و ساختن و فعلیت بخشیدن و رویش خویش تلاش نمى کند و براى بهره جستنِ بر صواب از آن ها همّتى به کار نمى بندد.در شناخت و فهم «خود»، بانوى بزرگ براى ما آموزه هاى بلندى دارد؛ مانند:«شما بندگان خدا نگهبانان حلال و حرام و حامل دین و احکام و امانتداران حق و رسانندگان آن به خلقید.» (8)ب. بینش ها و شناخت ها درباره جهان (جهان شناسی): برخى از تعالیم «زن الگو»، درباره شناخت جهان است. این آموزه ها دربردارنده مباحثى مانند آفرینش جهان، پدیده هاى عالم غیب (فرشتگان و شیطان) و سنّت هاى الهى در تدبیر عالم و آفرینش انسان و جهان و معاد و قیامت است؛ مانند:«همه چیز را از هیچ پدید آورد و بى نمونه اى انشا کرد؛ نه به آفرینش آن ها نیازى داشت و نه از خلقت آن سودى برداشت، جز آنکه خواست قدرتش را آشکار سازد و آفریدگان را بنده وار بنوازد و بانگ دعوتش را در جهان اندازد.» (9)ج. بینش ها و شناخت ها درباره خداوند: با بانوى بزرگ در کانونى ترین و بالاترین و والاترین شناخت ها، به شناخت خدا و حاکم و پروردگار خویش مى رسیم که او ما را آفریده و با ما مهربان است و بى نیازمان کرده و قدرتمان داده و بر سلوک و زندگانى ما بیناست و در ما آگاهى و عشق به خیر و خوبى را گذاشته و ما را به آدمیت و عبودیت فراخوانده است. آدمى با این شناخت و با آن خودآگاهى، اینک در خود نیز راکد نمى ماند. از خودِ اینجایى عبور مى کند و در جریان والایشِ خودى به شناخت خدا مى رسد و درمى یابد که تنها در او مى توان آرام گرفت.«گواهى مى دهم که خداى جهان یکى است و جز او خدایى نیست. ترجمان این گواهى دوستى بى آلایش است و پایندان این اعتقاد، دل هاى با بینش، و راهنماى رسیدن به آن، چراغ دانش.» (10)د. بینش ها و شناخت ها درباره حجت خداوند (نبوّت، قرآن کریم، امامت): بینش و شعور و شناخت باورساز به حجت (نبوّت و رسالت و وصایت و ولایت و امامت)، آموزه دیگر بانوى بزرگ است.«گواهى مى دهم که پدرم محمّد بنده او و فرستاده اوست. پیش از آنکه او را بیافریند، برگزید و پیش از پیامبرى، تشریف انتخاب بخشید و به نامى نامیدش که مى سزید … ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت و تأویل کتاب اللّه را به عهده ما گذاشت؛ حجت هاى آن آشکار است و آنچه درباره ماست پدیدار و برهان آن روشن.» (11)ه. بینش ها و شناخت ها درباره جامعه و تاریخ: نیز با تعالیم بانوى بزرگ، جهان را و جامعه را و تاریخ را مى شناسیم و جایگاه خود را در عرصه هستى درمى یابیم تا نقش و رسالت خویش را و واقعیت هاى اجتماعى را خودآگاهانه فهم کنیم و عبرت آموزى از تاریخ داشته باشیم.«پس از آن همه رنج ها که دید و سختى ها که کشید، رزم آوران و سرکشان درنده خو و جهودان دین به دنیا فروش و ترسایان حقیقت نانیوش از هر سو بر وى تاختند و با او نرد مخالفت باختند … و گاهى که گم راهى سربرداشت یا مشرکى دهان به ژاژ انباشت، برادرش على را در کام آنان انداخت. … هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، کردید و آنچه از آنتان نبود، بردید و بدعتى بزرگ در دین پدید آوردید … پسر ابوقحافه! … اکنون تا دیدار آن جهان، این ستورِ آماده و زین برنهاده تو را ارزانی. وعده گاه، روز رستاخیز!» (12)و. بینش ها و شناخت ها درباره دنیا و آخرت: و هم با تعالیم فاطمه علیهاالسلام دنیا و آخرت و قیامت را درمى یابیم.سیر در دنیا و حضورى از سر تربیت و تدبیر در آن، در گرو شناخت درست دنیا، زندگى دنیا و رخدادها و آدم ها و عناصر آن است.«وعده گاه، روز رستاخیر؛ خواهان، محمد صلى الله علیه و آله ؛ و داور، خداى عزیز. آن روز، ستم کار رسوا و زیان کار، و حق ستم دیده برقرار خواهد شد. به زودى خواهید دید که هر خبرى را جایگاهى است و هر مظلومى را پناهی.» (13)آدمى پس از شناخت خود بر مدار شناخت خدا، شناخت خود و حیات و همنشینى با درون خود، درمى یابد که براى تأمین آن همه نیازهاى عظیم انسانى و سیرابى عطش وجدان، باید که از خود نیز به حقیقت هجرت کند؛ از خود به من نهایى خود؛ به من مطلق؛ هجرتى به نزدیک تر از خود؛ به سوى نامحدودِ آگاهِ مهربان. این سیر و سلوک اندیشه اى و بینشى و شعورى با آگاهى و شناخت خداوند و هستى شکل مى گیرد. هنگامى که آدمى درمى یابد که خداوند از او به او نزدیک تر است، دیگر نمى تواند از او جدا شود، حتى اگر خودش را از دست بدهد. انسان بى خداوند با خود چه کند، در حالى که انسان بى خودش با اوست و با انتخاب و در انتخابش ادامه مى یابد؟با آن تفکر و شناخت از خود و در نتیجه، تفکر و شناخت درباره خدا، نوبت به والایش عشق و ایمان در وجود آدمى مى رسد.نشر و گسترش بینش الهى و خداباورى در شناخت ها و باورها، زمینه دیگر شکل گیرى آرامش درون است.
دوم. معیارهاى شناختى شخصیت فرارونده
الف. واقع بینی: بزرگ بانوى اسلام مى آموزد که انسان سالم باید از دنیاى پیرامون خود شناخت عینى داشته باشد. این ادراک عینى همان شناخت هستى است. او مى آموزد که انسان در تب و تاب تعالى، هستى را آن گونه که هست، مى بیند و نه آن گونه که مى خواهد و یا نیاز دارد که باشد. داورى خواستاران تحقق خود درباره دیگران، به عنوان بخشى از عینیت ادراک دقیق است و آنان قادرند ریاکارى و نادرستى را به سرعت تشخیص دهند. دانایى و خردمندى از اولین ویژگى هاى بانوى بزرگ است.«فاطمه علیهاالسلام را از آن رو «فاطمه» نام نهادند که خداوند از علم خویش آن قدر او را سرشار ساخته است که از هر استادى بى نیاز باشد.» (14)اشخاص سالم به جهان خویش عینى مى نگرند، به عکس روان نژندها که ناچارند واقعیت ها را تحریف کنند تا با خواسته ها، نیازها و ترس هایشان سازگار شود. انسان بالنده بر پایه ادراک و جهان بینى ژرف و گسترده خود و تجربه ها و پختگى ها و ظرافت ها، مردمان را و موقعیت هاى پیش روى خویش را یکسره نیک یا بد نمى انگارد. واقعیت را همان گونه که هست، بى واهمه اى و سانسورى مى پذیرد و تبیین مى کند.نگاه تحلیلى بانو به وضعیت عصر خویش را بنگرید:به خدا! دنیاى شما را دوست نمى دارم و از مردان شما بیزارم. درون و برونشان را آزمودم و از آنچه کردند، ناخشنودم، چون تیغ زنگار خورده نابرّا. و گاه پیشروى واپسگرا و خداوندان اندیشه هاى تیره و نارسا، خشم خدا را به خود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند.» (15)ب. گسترش مفهوم «خود»: زمانى که «خود» گسترش مى یابد، قلمرو پهناورترى از اشیا و اشخاص را فرامى گیرد. در ابتدا، خود فقط معطوف به فرد است، اما با افزایش تجربه، خود وسعت مى یابد و ارزش هاى مجرّد و آرمان ها را دربرمى گیرد. بلوغ آدمى از جمله در گرو توجه به گستره عظیم روابط خویش است. اما داشتن رابطه با چیزى یا کسى فراسوى خود فردى، به تنهایى کافى نیست. انسان باید نقشى مستقیم و کامل بیابد. ادامه شناخت دیگر ارکان هستى و درک روابط با آن ها، درک وضعیت در این وسعت است که از رهگذر آن، نوبت به بینش و به نقش خود در عرصه این روابط مى رسد. چنین نقشى را مى توان «مشارکت انسان در قلمروهاى تلاش انسانی» خواند. آدمى خود را در این عرصه گسترش مى بخشد. با فعالیتى که از سر احساس مشارکت در عالم روابط رفتارى، نقش خود را مى یابد.«خود» در این فعالیت هاى معنادار، گسترش مى یابد و این فعالیت ها دامنه هاى گسترده حس خود مى شوند. هستى مطلق با همه اوصاف و اسمائش، جهان، جامعه و تاریخ مى توانند در گستره فکر و روح و سلوک آدمى حضور یابند و همپاى بلوغ و پختگى و ظرافت وى، دنیاى درونش بستر جریان اسما و اوصاف کمال مطلق الهى شود. این رابطه یافتن و مجموعه این روابط، به شکل گیرى نقش انسان در گستره این روابط مى انجامد. نقشى که در هر وضعیتى و به تناسب هر موضوعى حکمى و تکلیفى بر آدمى هموار مى سازد. چنین نقشى همان «مشارکت مطمئن در قلمروهاى متنوّع تلاش هاى انسانی» است؛ رابطه رفتارى با خود (فعل اخلاقی)، با خداوند (فعل عبادی)، با جامعه (حقوق اجتماعی) و با طبیعت (حقوق طبیعى (۱۶)). و در این رفتار و عملى که حکم خداوند را با خود دارد، آدمى خود را گسترش مى بخشد. خود در این فعالیت هاى پرمعنا، سرمایه گذارى مى شود و این فعالیت ها، دامنه هاى گسترده حس خود مى شوند. بسیارى از مردمان ادراکى از عالم و هستى دارند، اما دنیایشان گسترده نیست و خودى شان خالى از حضور آن هاست.گستره وجودى زن الگو، حضور خداوند در اسما و صفاتش را در خویش دارد. با بانوى بزرگ در کانونى ترین و بالاترین و والاترین شناخت ها به شناخت خدا و حاکم و پروردگار خویش مى رسیم که او ما را آفریده و با ما مهربان است و بى نیازمان کرده و قدرتمان داده و بر سلوک و زندگانى ما بیناست و در ما آگاهى و عشق به خیر و خوبى را گذاشته و ما را به آدمیت و عبودیت فراخوانده است. با این شناخت، آدمى با آن خودآگاهى، اینک در خود نیز راکد نمى ماند؛ از خودِ اینجایى عبور مى کند و در جریان عبور از خودى به شناخت خدا مى رسد و درمى یابد که تنها در او مى توان آرام گرفت.«گواهى مى دهم که خداى جهان یکى است و جز او خدایى نیست. ترجمان این گواهى دوستى بى آلایش است و وسیله وصول به این اعتقاد، دل هاى با بینش، و راهنماى رسیدن به آن، چراغ دانش.» (17)
——————————————–پى نوشت ها :

۱. دکتراى مطالعات و توسعه و عضو هیأت علمى دانشگاه بین المللى امام خمینى رحمه الله .۲. محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۹ ۱۸۰.۳. شیخ صدوق، معانى الاخبار، ص ۱۱۴۱۱۵.۴. محمّدباقر مجلسى، پیشین، ج ۲۳، ص ۵۱.۵. درباره «انسان هادی» نک: محمّد رضا حکیمى، کلام جاودانه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۷۰، ص ۴۸۵۹.۶. Instinctoid-needs، نیازهاى غریزى نما، شبه غریزی.۷. شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، دعاى توسل.۸. سید جعفر شهیدى، زندگانى فاطمه زهرا، ص ۱۲۸، به نقل از: احمد بن ابى طاهر مروزى، بلاغات النّساء، چ بیروت، ص ۲۳۲۴.۹. همان، ص ۱۲۷.۱۰. همان.۱۱. همان، ص ۱۲۷ ۱۲۸.۱۲. همان، ص ۱۳۰ ۱۳۳.۱۳. همان، ص ۱۳۳.۱۴. محمّدباقر مجلسى، پیشین، ج ۴۳، ص ۱۳.۱۵. سید جعفر شهیدى، پیشین، ص ۱۵۰ ۱۵۱.۱۶. البته مراد از این تعبیر، معناى رایج اصطلاحِ حقوق طبیعى نیست.۱۷. همان، ص ۱۲۷.

 منبع : فصلنامه بانوان شیعه، شماره ۴

نوشته قبلی

علت عدم پیروى شیعه از مذاهب اربعه

نوشته‌ی بعدی

پرتوى از فضایل حضرت زهرا علیهاالسلام در تفسیر روض الجنان و کشف الاسرار

مرتبط نوشته ها

بررسی علل وقوع سقیفه
فاطمه زهرا (س)

بررسی علل وقوع سقیفه

فاطمه (س) در آیینه وحی
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در آیینه وحی

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن
فاطمه زهرا (س)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
فاطمه زهرا (س)

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام

مصحف فاطمه زهرا (س)
فاطمه زهرا (س)

مصحف فاطمه زهرا (س)

نوشته‌ی بعدی

پرتوى از فضايل حضرت زهرا عليهاالسلام در تفسير روض الجنان و کشف الاسرار

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

شیعه شناسی

شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا