۲۹ دی ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

قرآن هرگز تحریف نشده

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

قرآن کتاب مقدس و پر ارزشى است که محصول مغز بشر نیست ، مجموعه اى از سخن الهى است که در مدت ۲۳ سال بوسیله امین وحى خدا بر قلب نازنین پیشواى گرامى اسلام نازل گردید.کلمات نغز آن سایه روشنهائى حیرت انگیز است که بلنداى معانى و فصاحت آن از اوج تصور هر خردمند بالاتر است ، به حدى که با آن که پانزده قرن است فریاد تحدى و مبارزه طلبى آن در جهان طنین انداز است ، جهانیان در برابر این دعوت آن سر در گریبان حیرت فرو برده اند و در مقابل جلال و عظمت بیکران آن مات و مبهوت مانده اند. معانى ظریف آن چون پرتو آینه لرزان و از دسترس ‍ اندیشه گریزان است ولى وقتى در دلى افتاد تا ناپدیدترین زوایاى روان او نفوذ کرده و آن را دربست مجذوب خود مى سازد.تعالیم و رهنمودهاى آن شعله هاى فروزانى از نور الهى است که در طى سالهاى زیاد بر جهان دانش ‍ گرمى و نور پاشیده و بشر هر اندازه در جاده علم به پیش مى رود و از اسرار پیچیده جهان خلقت پرده بر مى دارد چهره پر فروغش درخشان تر و حقیقتش نمودارتر مى شود. با این همه از همان روز نخست که این کلمات از حنجره پاک محمد (ص) در زیر سقف نیلگون آسمان جزیره العرب طنین انداخت و گوش دلها را به خود متوجه ساخت ، اهریمنانى انسان نما که نشر و گسترش آن را مخالف منافع شیطانى خود مى پنداشتند بیکار ننشستند و به تلاشهاى مذبوحانه اى دست زدند، نغمه هاى ناموزونى ساز کردند (سحر آشکارش) (۱) خواندند، (اساطیر الاولینش) (۲) گفتند، (خیالات پریشانش) (۳) پنداشتند، (افتراء به خدا) (۴) دانستند و چون از این راه به مقصود خود نرسیدند به معارضه با آن برخاستند ترهات و خزعبلاتیى به هم بافتند ولى جز رسوائى محصولى به بار نیاوردند. پیغمبر اکرم (ص) تا زنده بود کمال مراقبت در حفظ و پاسدارى از دستاوردهاى آن را داشت و به مسلمین توصیه مى فرمود : به این ریسمان محکم الهى چنگ بزنید و خود را از چاه ضلالت برهانید و در حدیثى که مسلم بین الفریقین است پیغمبر اکرم (ص) فرمود :انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتى اهل بیتى ان تمسکتم بهما فقد نجوتمو در نسخه اى (لن تضلوا بعدها ابدا) (۵) من دو چیز بزرگ و گرانبها در در میان شما مى گذارم اگر به این دو چنگ زده و متمسک شوید هرگز گمراه نخواهید شد و قطعا نجات مى یابید، و این دو یکى قرآن و دیگرى اهل بیت من است . اما متاسفانه عده اى با چنگ زدن به همین رشته محکم خود را به قعر چاه ضلالت رساندند و با فریاد : حسبنا (کتاب الله) کتاب خدا ما را بس است .(۶) که از حلقوم عمر برخاست و بدنبال آن یکى از دو میراث ارزشمند رسول خدا (ص) (عترت) کنار زده شد و همین یک جمله در طول تاریخ چه آثار غم انگیزى به بار آورد که عبد الله بن عباس پیوسته اشک مى ریخت و مى گفت : (یوم الخمیس ما یوم الخمیس) (۷) و آنقدر گریه مى کرد که زمین از اشک چشم او تر مى شد. پرسیدند در روز پنج شنبه چه حادثه واقع شده که یاد آن روز تو را چنین منقلب مى سازد؟ مى گفت روزى است که بیمارى پیامبر خدا (ص ) شدت نمود و فرمود دوات و کتفى بیاورید تا براى شما کتاب بنویسم که گمراه نشوید؛ بعضى از حضار مجلس مانع شدند بعلاوه گفتند : محمد (ص) هذیان مى گوید، آن روز یوم الخمیس ‍ بود(۸)
نخستین زمزمه تحریف قرآن از حنجره چه کسى برخاست ؟
براى سست کردن بنیان محکم قرآن هم طرح کم و زیاد شدن قرآن را ریختند و عمر در آخرین روزهاى زندگانیش در پایان خطبه اى که در مدینه خواند در حالى که دستهایش را بر هم زد گفت :ایاکم ان تهلکوا عن ایه الرجم ان یقول قائل لانجد حدین فى کتاب الله فقد رجم رسول الله (ص) و رجنا، والذى نفسى بیده ، لولا ان یقول الناس : زاد عمر!الخطاب فى کتاب الله تعالى لکتبتها فانا قد قرن اها.(۹)و از عایشه روایت شده :آنهاقالت : کان فیما انزل من القرآن عشر رضعات معلومات یحر من ثم نسخ خمس معلومات فتوفى رسول الله و هو فیما یقرا من القرآنو صدها نمونه دیگر که آوردن آنها از حوصله این مقال بیرون است و باعث شد که عده اى کورکورانه با همین ریسمان محکم الهى خود را به چاه تطبیق افکندند.با این همه طرفداران آنها چون فخررازى (۱۰) و دیگران قول تحریف قرآن را به شیعیان نسبت مى دهند و حال آن که چنانچه در همین رساله خواهید خواند تمام دانشمندان بنام شیعه منکر چنین عقیده اى مى باشند و لغزش فکرى چند تن معدود را نمى شود به حساب یک مذهب آورد.چه خوب است که در این زمینه بیشتر سخن نگویم چون این بحث به طور مستوفى در همین رساله اى که در پیش رو دارید بیان گردیده است .این نوشتار که به نام (فصل الخطاب فى عدم تحریف کتاب رب الارباب) به قلم محققانه استاد گرامى حضرت آیه الله آقاى حسن زاده آملى به زبان تازى بود و پارسى زبانان از فیوضات آن محروم بودند به فرموده جناب آقاى اصلانى اینجانب آن را به زبان پارسى برگداندم تا انشاءالله مشعلى باشد در مسیر پرابهام این موضوع و من درباره شیوائى و زیبائى مطالب و استنتاجات صحیح و مفید از آنها و مزایاى فراوان دیگر آن سخن نمى گویم چون پرتو معنویت از آن مى تابد، و گواه عاشق صادق در آستین باشد. فقط چند نکته را یادآور مى شوم :۱- هر جا به آیه اى استشهاد گردیده بود خود آیه را در متن آوردم و ترجمه آن را در پاورقى تا اصالت آن محفوظ بماند.۲- شماره سوره و آیات نوشته شده بدینگونه مى باشد که رقم اول شماره سوره و رقم دوم که بعد از نوشته شده شماره آیه است .۳- کلیه آن چه در پاورقى آورده شد یاداشتهائى است که اینجانب آنها را به عنوان توضیح آورده ام . امید است خوانندگان در صورتى که به اشتباهى از ناحیه مترجم برخورد نمودند بوسیله انتشارات قیام مرا آگاه سازند تا انشاء الله در چابهاى بعدى اصلاح گردد.
قم ۳/۹/۱۳۷۱ شمسى عبدالعلى محمدى شاهرودى
پیشگفتار مولف
ستایش پروردگارى را سزد که با فروغ جاودانه قرآن مجید که جدا کننده حق از باطل ، و محق از مبطل ، و نیک از بد مى باشد ما را در مواضع گمراهى به شاهراه مستقیم حقیقت رهنمون گشت .درود و سلام بر پیامبر او حضرت محمد و خاندانش که راهنمایان بسوى اصول ایمانند.پس از حمد خدا، بنده امیدوار به لطف الهى حسن فرزند عبدالله طبرى آملى مشهور به حسن زاده آملى چنین گوید : این یادداشتها را فراهم آوردیم تا ثابت کنیم که قرآن از تحریف و پس و پیش شدن محفوظ مانده و چیزى از آن کم و زیاد نشده و آن را فصل اخطاب فى عدم تحریف کتاب رب الار باب (۱۱) نامیدیم . و سپاس مر خداوند را که به فضل خود ما را به حقیقت رهنمون گردید و اگر راهنمائى ذات مقدس او نبود با توان خود هرگز به آن دست نمى یافتیم .(۱۲) بسیارى از اوقات این پرسش مطرح مى شود : آیا در آیات و سوره قرآن جابجائى صورت گرفت ؟ و یا مطلبى از آن کم و زیاد شده است یا نه ؟!!مى بینیم که این اندیشه خطرناک ذهن بعضى ساده لوحان زود باور را آشفته کرده و آنان را به شک و تردید انداخته و مى گویند : آیات و سوره هائى از قرآن که میان دو برگ جلد قرار دارد و اکنون در دسترس مسلمین است تمامى آن چه بر آخرین پیامبر خدا فرو فرستاده شده نمى باشد.
چرا مى گوئیم قرآن تحریف نشده
تو اى خواننده گرامى باید توجه کنى که قطعا سخن درست محکم و استوارى که به دلائل قطعى از عقلى و نقلى مسلم و روشن شده این عقیده است که هر آن چه از قرآن کریم در دسترس مردم هست تمامش چیزهائى است که خداوند بلند مرتبه بر پیامبرش آخرین برانگیختگان ، حضرت محمد بن عبدالله (ص) فرو فرستاده ، و هیچگونه کم و زیادى در آن نشده و دلیل این عقیده این است که :۱- اندازه سوره هاى قرآن که یکصد و چهارده تاست بدون تردید از دوران خود رسول خدا (ص) تا کنون تغییر نیافته است .۲- ترتیب و در جاى خود قرار دادن آیات و سوره ها، به دستور شارع مقدس بوده که کسى حق چون و چرا در آن را ندارد، و یقینا به دستور پیامبر (ص) بوده و همانگونه که جبرئیل امین وحى خدا به فرمان پروردگارش به او خبر داده ، تنظیم گردیده است .۳- در زمان زندگى پیامبر خدا پیش از آن که جهان فانى را بدرود گوید مردم سوره ها را با نامهاى ویژه شان مى شناختند.۴- سرح ریزى حروف و علائم ، و صورت سازى خطوط در قرآن مجید طبق همان طرحى است که از نوشته هاى نویسندگان وحى در دوره پیامبر نمونه بردارى شده است .۵- علت آن که در آغاز نهمین سوره قرآن برائت آیه بسم الله الرحمن الرحیم نوشته نشده ، آن است که : چنانکه با یکصد و سیزده سوره دیگر غیر آن یکباره نازل شده با این سوره نازل نگردیده است .۶- بسم الله الرحمن الرحیم جزء هر سوره است همانگونه که جزء آیه اى از سوره ۲۷ نمل مى باشد(۱۳)۷- اخبار و آثارى که گویاى آن است که عده زیادى از یاران پیغمبر در دوران آن حضرت یا بعد از درگذشت آن بزرگوار قرآن را گرد آورده اند مانند آن که گویند : در دوره خلافت ابوبکر آیات پراکنده قرآن جمع آورى شده مقصود آن نیست که آنان آیات را در سوره ها مرتب نمودند.در مورد ترتیب سوره ها نیز بزودى به تحقیق خواهیم پرداخت . همه این مطالب را که یاد آور شدیم عقیده اهل تحقیق از دانشمندان پیرو ائمه اطهار است که بهشت خداجایگاهشان باد و جز آنان برخى از علماء اهل تسنن نیز به آن معتقد مى باشند و هر که عقیده اى بر خلاف آن را برگزیده بدون بصیرت بوده و سخن بیهوده اى گفته و به کوره راهى گام نهاده است . لازم به تذکر است اگر مى خواستم در هر یک از عناوین فوق همه دلائل آن را مفصلا یادآورى نمائیم و بطلان گفته مخالف را بیاوریم نوشته ما به درازا مى کشید، و سخن رویاروى ما پراکنده مى گشت و گرفتارى ما افزون مى گشت ، بدین جهت مختصرى از دلایل هر یک از آن عناوین را مى آوریم و به خواست خدا براى آن که در قفسه سینه دلى سالم دارد بسنده خواهد بود.
ترتیب آیات و سوره ها توقیفى است
1- هر آن چه از پیامبر گرامى (ص) رسیده از اخبار متواتره در فضائل سوره ها بنامهایشان بلکه در فضیلت پاره اى از آیات قرآن ، در نهادن هر آیه اى را در جایگاه ویژه اى به فرمان امین وحى جبرئیل بوده است .۲- این که بعضى سوره ها به برخى از حروف مقطعه آغاز گردیده و بعضى نه ، مثلا : سوره ۲ بقره به الم . سوره ۱۰ یونس به الر. سوره ۱۳ الرعد بع المر. سوره ۷ اعراف به المص . سوره ۱۹ مریم به کهیعص . سوره ۲۶ الشعرا به طسم . سوره ۲۷ النمل به طس . سوره ۴۰ المومن به حم . سوره ۴۲ شورى به حمعسق . همچنین در چند سوره دیگر.(۱۴)۳- این که برخى سوره هاى دیگر با حروف مقطعه آغاز نگشته .۴- این که سوره (۹) برائت به بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نگردیده .۵- این که خداوند متعال فرموده (سوره انزلنا و فرضناها) (۱۵)۶- در سوره بقره ۲ آیه ۲۲ فرموده است :و ان کنتم فى ریب مما انزلنا على عبدنا فتوا بسوره من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین (۱۶)۷- در سوره ۱۰ یونس آیه ۳۸ فرموده :ام یقولون افریه قل فاتوا بسوره مثله وادعوا من استعطعتم من دون الله ان کنتم صادقین(۱۷)۸- در سوره توبه آیه ۸۸ فرموده است :و اذا انزلت سوره ان امنوا باللههر گاه سوره اى از قرآن نازل گردد به آن که ایمان آرید به خدا در سوره هود (۱۱) آیه ۱۶ فرموده است :ام یقولون افترایه قل فاتوا بعشر سور مفتریات وادعوا من استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین (۱۸)هر کدام از این چند آیه دلالت قطعى دارد بر اینکه اسکله بندى و ترکیب سوره ها از چند آیه مشخص به فرمان لازم الاطاعه پیامبر اکرم (ص) بوده ، و نشانگر آن است که در دوران زندگانى پربار آن جناب ، پیش از آن که وجود مقدسش به سراى جاودان بشتابد، سوره هاى قرآن نظم و ترتیبى داشته ، و اسامى آنها بر سر زبانها بود و مردم آنها را به آن نامها مى شناخته اند.امین الاسلام طبرسى در تفسیر خود مجمع البیان و جارالله زمخشرى در کشاف و جلال الدین سیوطى در الاتقان فى علوم القرآن و دانشمندان بزگوار دیگرى غیر آنان ، از ابن عباس و سدى نقل کرده اند : که ، فرموده خداى تعالى :و اتقوا یوما ترجعون فیه الى الله ثم توفى کل نفس ما کسبت و هم لا یظلمون .(۱۹)آخرین آیه از کتاب آسمانى بود که بر پیغمبر اکرم نازل شد، و جبرئیل به آن حضرت گفت آن را آیه ۲۸۰ از سوره بقره قرار بده .(۲۰) و این قول مثل این که اجماعى است ، و خلاف تنها در این است که بعد از نزول این آیه رسول خدا (ص) چه مدت زنده ماند. از ابن عباس نقل شده : بعد از نزول این آیه آن جناب بیست و یک روز زنده بود، و ابن جریح گوید : نه شب ، و سعید ابن جبیر مقاتل گفته اند : هفت شب ، و زمخشرى گوید : گفته شده سه ساعت .من مى گویم : قرار دادن تمامى آیات قرآن در جایگاه خود به دستور خداوند متعال بوده اگر چه براى یکایک آنها در کتبى که احادیث را گرد آورى نموده اند روایت جداگانه اى ذکر نشده باشد همچنین زیانى ندارد که دو آیه در یک سوره باشند که آیه اول بعد از آیه دوم نازل گردیده باشد.زمخشرى در تفسیر کشاف در ابتداى سوره توبه گوید : اگر بپرسى چرا همانند سوره هاى دیگر این سوره به آیه بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نگشته ؟! گویم : سبب آن را ابن عباى از عثمان پرسید، او پاسخ داد : شیوه پیامبر خدا چنان بود که هر گاه سوره یا آیه اى بر او فرود مى آمد، به نویسندگان وحى مى فرمود : آن را در محلى که فلان چیز و آن چیز دیگر ذکر مى شود جاى دهید و تا آن جناب جان در بدن داشت براى ما بیان نفرمود آن را در کجا قرارش بدهیم .(۲۱) در مجمع البیان ، و اتقان نیز این روایت آورده شده است .این روایت بالا آشکارا دلالت دارد که :۱- ترکیب بندى سوره ها از آیات به فرمان پیغمبر صورت پذیرفته .۲- با سوره برائت آیه بسم الله نازل نگشته بود و گرنه آن را در آغاز آن سوره قرار مى داد.۳- یکصد و سیزده بار، در آغاز هر سوره اى که بر پیغمبر فرود آمده بسم الله ..هم نازل گردیده است .مرحوم طبرسى در مجمع البیان ، و دیگران در تفاسیر و کتابهاى حدیث و سیره روایت کرده اند از بریده ، که گفت : پیغمبر خدا (ص) فرمود : سوره بقره ، و آل عمران را بیاموزید، زیرا روز رستاخیز آنها دو نور تابانند، و همانند دو قطعه ابر سپید یا دو پرده یا دو صف پرندگان بال و پرگشاده نگهداشته ، بر بالاى سر آن که آنها را یاد گرفته است سایه مى اندازند.(۲۲) پس حدیث به روشنى دلالت دارد بر این که این دو سوره در دوران زندگى پیامبر خدا (ص) ترتیب داده شده و دست بدست مى گشته ، و مردم آنها را به نام مى شناخته اند.سیوطى در کتاب اتقان و مفسرین از جمله طبرسى در سر آغاز سوره ۱۱ هود روایت کرده اند که ثعلبى به سند خود از اسحاق از ابوجحیفه نقل نموده : به پیامبر خدا (ص) عرض شد : پیرى زود اثرش را در شما نمایان کرده است . فرمود : سوره هود و هم مانند آن پیرم کردند. و در حدیث دیگر از انس گوید؟ در پاسخ ابوبکر پس از این جمله فرمود : سوره ۶۹ الحاقه و سوره ۵۶ واقعه و سوره ۷۸ النباء و سوره ۸۸ غاشیه .(۲۳) مرحوم طبرسى در دیباچه مجمع البان (۲۴) در فن چهارم گوید : در خبرى که از پیامبر خدا (ص) شایع است آمده که ، آن حضرت فرمود : به جاى تورات هفت سوره طولانى ، و بجاى انجیل سوره هاى مثانى و به جاى زبور سوره مئین به من داده شد، و سوره هاى مفصل را هم علاوه !(که با آنها بر پیامبران دیگر برترى یافتم .(۲۵)
یک بحث لغوى
در نسخه هاى چاپى و خطى لفظ طول بیشتر با الف طوال نوشته شده ولکن در هنگام نسخه بردارى اشتباها کلمه از وضعش تغییر داده شده و گرنه وضع اصلى آن طول بر وزن صرد است ، و جمع طولى مونث اطول مى باشد.ابن اثیر در نهایه گوید : چند بار در حدیث آمده است اوتیت السبع الطول و طول به صداى جمع طولى است مانند کبر و این بناء ادبى همواره لازم است که یا با الف و لام باشد بابه چیزى اصافه شود.(۲۶) در حدیثى ام اسلمه گوید :کان یقرافى المغرب بطولى الطولیین ثنیه الطولى .و معنى حدیث این است که : آن حضرت در نماز، دو سوره طولانى قرآن که انعام و اعراف باش مى خواند.
توقیفى بودن آیات و سوره ها
این چند حدیث و ده ها مانند آنها که شیعه و سنى از پیغمبر اکرم (ص) در این مورد روایت کرده اند و آنقدر زیاد است که نمى توان آنها را شماره نمود، همه گویاى آنند که قبل از در گذشت رسول خدا از این دنیا، سوره هاى قرآن منظم و مرتب شده بوده ، که مردم آنها را به نامهایشان مى شناختند و نیازى به آن نیست که تمام اخبارى را که در فضیلت سوره ها وارد شده نقل کنیم .
چگونگى نظم و ترتیب سوره ها
سوره هاى قرآن به روال ترتیب نزول نبوده بلکه آیاتى هم که در یک سوره جا داده شده نیز به ترتیب نزول نیست (۲۷) چه آن سوره هائى که به یک باره نازل گشته ، مثل سوره ۷ انعام چنان که در مجمع البیان و بسیارى از کتابها، مفصل نوشته شده ، و چه سوره هائى که تمامش در یک نوبت نازل نشده بلکه در چند نوبت و به مناسبت هاى گوناگون فرود آمده و بعدا مجموعه آنها بصورت یک سوره درآمده . علاوه بر اینها از دلائلى که خداوند به دلم افکنده بر اثبات این که ترتیب آیات در سوره هاى قرآن به دستور پیغمبر (ص) بوده این است که : با آن که بعضى سوره ها مانند سوره ۷ انعام همه اش در یک نوبت نازل گردیده و با این که بیشتر آیاتى که در یک سوره آورده شده بطور پراکنده فرو فرستاده شده ، و اختلافى نیست که برخى آیات از جهت نزول بر بعضى دیگر پیشى دارند(۲۸) و ظاهرا ترتیب سوره ها از آیات به ترتیب نزولشان صورت نگرفته با این حال به گونه اى ترکیب یافته که میان آیات پشت سرهم نهاده شده در هر یک از سوره ها کمال بلاغت و فصاحت رعایت گردیده تا به آن حد که خداوند متعال بندگان خود را به مبارزه با آن طلبیده و فرمود : ده سوره یا یک سوره از قرآن را بیاورید و با صراحت هشدار داده است :لئن اجتعت الانس و الجن على ان یاتوا بمثل هذاالقران لایاتون بمثله و لو کان بعضه لبعض ظهیرا (۲۹)بشر؛ کى و کجا قادر است جملات پراکنده اى را که در مدت بیست و اندى سال در مورد احاک گوناکون نازل گرددیده به آن سر حد اعجاز برساند که انس و جن از هم آوردى آن ناتوان باشند؟!و انگشت عجز و حیرت به دندان بگزند، با این حال آیا کسى مى تواند بگوید ترتیب و آراستگى معجزآساى آنها در سوره ها به فرمان خدا و پیامبرش نبوده . پس اى خردمندان بیدار باشید و توجه داشته باشید :افلا یتدبرون القران ولوکان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا.(۳۰)
قرآن را صحابه جمع نکرده اند
گذشته از همه اینها اگر کار جمع آورى و ترتیب سوره هاى قرآن در زمان پیغمبر صورت نگرفته باشد و چنانچه عده بسیار اندکى بدون دقت و رسیدن به کنه مطلب پنداشته اند بعد از در گذشت آن جناب صحابه آن را بر اساس نظر خود مرتب کرده باشند، دیگر فرموده خداوند : (فاتوابسور) (بعشرسور) (۳۱) و مانند این دو آیه مفهومى ندارد.سیوطى در اتقان ، فصل نخست از نوع هیجدهم گوید : اجماع و روایات مترادف بر این دلالت دارند که ترتیب نزول است و تردیدى در آن نیست و بسیارى از علماء آن را در آثار خود آورده اند از جمله زرکشى در البرهان ادعاى اجماع کرده و ابوجعفر ابن الزبیر در کتاب مناسبات خود چنین گفته است : ترتیب آیات و سوره هاى قرآن به توقیف و آگاهى خود پیغمبر و فرمان او انجام شد و در این مورد بین مسلمین خلافى نیست .(۳۲)
پیوند آیات به یکدیگر
اگر بسیارى اوقات در کتب تفسیر و شرحها آوائى پرده گوشت را مى کوبد که این آیه به فلان آیه پیوسته است و آن آیه به این آیه مثلا طبرسى در مجمع البیان (۳۳) فرموده خداوند در سوره نساء (و ان خفتم الا تقسطوا فى الیتامى) که آیه سوم مى باشد متصل به آیه ۱۲۷ همین سوره (و یستفتونک فى النساء قل الله یفتیکم فیه ن) (۳۴) مقصودشان این است که آیات قرآن از حیث مفهوم بعضى به بعض ‍ دیگر پیوسته اند، و آن بخاطر آن است که بعضى آیات قرآن روشنگر مراد بعضى آیات دیگر است مانند مبین براى مجمل (۳۵) و مانند مقید براى مطلق (۳۶) و مثل خاص براى عام (۳۷)امیرالمومنین على (ع) فرموده است : کتاب خدا است که شما را به حق بینا و گویا و شنوا مى کند، و بعضى از آیات آن بوسیله بعض دیگر گویا، و برخى هم بر برخى دیگر گواه براى تفسیر بعضى از آیات قرآن باید از معانى و مضامین دیگر استفاده کرد و شاهد آورد و با احکام الهى اختلاف نداشته و پیرو خود را نیز از راه خدا جدانگرداند و او را به گمراهى نکشاند(۳۸)مقصود از فرموده آن حضرت بعضى از آیات آن شاهد بعضى دیگرند این است که پاره اى از آن براستى و درستى بعضى دیگر گواهى مى دهد : بر خلاف آن نمى باشد چنان که خداوند فرموده :افلا یتدبرون القران و لو کان من عند غیر الله لو جدوا فیه اختلافا کثیرا(۳۹)همچنین خداوند فرموده :ذلک بان الله نزل الکتاب بالحق و ا الذین اختلفوا فى الکتاب لفى شقاق بعید.(۴۰)منصور مفسرین از اتصال آیات این نیست که آنها لفظا به یکدیگر متصل اند، چون از مطالب گذشته دانستى که آیات در دوران پیامبر به دستور آن حضرت تنظیم شده و همه دانشمندان اهل تحقیق این نظریه را تایید کرده اند.
ثمره فقهى
از جهت همین ارتباط مفهومى است که دو سوره صحى ۹۳ و انشراح ۹۴ را یکى شمرده اند و خواندن آن دو در یک رکعت فریضه به جاى یک سوره بعد از حمد تجویز گردیده ، بلکه خواندن یکى از آن دو بدون دیگرى در نماز واجب جایز نمى باشد چون آن دو یک سوره اند(۴۱)با این که در یک رکعت نماز واجب از خواندن دو سوره بعد از حمد نهى شده است . و واجب است میان آن دو سوره بسم الله الرحمن الرحیم خوانده شود، چون بسم الله …جزء سوره است . فرمایش شیخ طوسى به جواز ترک بسمله بین آن دو سوره نارسا است (۴۲)و دلیل موافق آن نیست و همین گونه است سوره ۱۰۵ فیل و سوره ۱۰۶ قریش . مرحوم بحرالعلوم در منظومه الدره گوید :و والضحى و الانشراح و احده بالاتفاق و المعانى شاهده کذلک الفیل مع الایلاف و فصل بسم الله لا ینافىبه اتفاق علماء سوره ضحى و انشراح یکى مى باشد و معانى آنها بر این مطلب گواهى مى دهد. همچنین سوره فیل با سوره ایلاف . و فاصله شدن بسم الله در میان آنها با یکى بودنشان منافات ندارد. و این که این حکم را به یک رکعت فریضه مقید کردیم بدین جهت است که در نمازهاى مستحبى جایز است سوره هاى زیادى خوانده شود و هر گاه چند سوره را با هم جمع کرد لازم است با هر سوره اى بسم الله بخواند.سیوطى در اتقان ، نوع ۱۹ گوید : و در کامل هذلى از بعضى نقل شده که الضحى و الم نشرح یک سوره مى باشند و امام فخر رازى در تفسیرش این سخن را از طاوس و دیگرى (عمر بن عبدالعزیز) نقل کرده است .
بسم الله الرحمن الرحیم جزو همه سور قرآن است
قطعا بسم الله …یک جزء و آیه اى از سوره ۲۷ نمل هست بلکه در آن سوره دو آیه آن را تشکیل داده است ، و در هر سوره اى بسم الله یک آیه بشمار مى رود و لذا اگر شخصى در نماز، چه فریضه باشد یا نافله ، آن را نخواند نمازش باطل است . و واجب است در نمازهائى که لازم است مرد حمد و سوره را بلند بخواند بسم الله نیز بلند خوانده شود و در نمازهائى که باید حمد آهسته خوانده شود مستحب است بسم الله بلند خوانده شود، و عقیده اصحاب ما امامیه بر این است ، ولى میان فقهاء مسلمین اختلاف است اگر چه بیشتر از آنان با این نظریه موافقند بلکه آن عقیده بیشتر علماء گذشته است اگر نگوئیم همه .
اجماع
نویسنده تفسیر المنار گوید : همه مسلمین بر این عقیده اند که بسم الله الرحمن الرحیم از قرآن است و یک جزء آیه از سوره نمل مى باشد و نسبت به جایگاه آن در بقیه سوره ها اختلاف دارند، گروهى معتقدند که یک آیه از هر سوره مى باشد و این نظریه دانشمندان پیشین از اهل مکه است چه فقهاء و چه قرائشان و ابن کثیر و اهل کوفه و از ایشان است عاصم و کسائى از قراء، و بعضى صحابه و تابعین از اهل مدینه و شافعى در الجدید و پیروان او، و ثورى ، واحمد در یکى از دو قولش و امامیه . و از محدثین ایشان از علماء تابعین که این قول از آنان روایت گردیده عبارتند از : سعید بن جبیر و عطا و زهرى و ابن المبارک . و قوى ترین دلیلشان بر آن اجماع صحابه و اشخاص بعد از آنان است که همگى در قرآنهائى که نوشته اند بسم الله را در آغاز همه سوره ها آورده اند جز سوره برائت ، با این که دستور داریم که هر چه از قرآن نیست از مصاحف زدوده شود. و به همین علت آمین را در اخر سوره حمد ننوشته اند. و احادیثى هم وارد شده که این عقیده را اثبات مى کند، از آن جمله حدیثى است که مسلم آن را در صحیح خود از حدیث انس در آورده است که گوید : یک وقت پیامبر خدا (ص) فرمود : هم اکنون سوره اى بر من نازل گردید و هنگامى که شروع بخواندن کرد ابتدا فرمود : بسم الله الرحمن الرحیم . ابوداود به اسناد صحیح از ابن عباس روایت کرده : که پیامبر خدا، جدا شدن سوره اى از سوره دیگر را نمى شناخت و در روایتى پایان یافتن سوره اى را نمى دانست تا این که بسم الله الرحمن الرحیم براو نازل مى گشت . و این حدیث را حاکم هم در مستدرک آورده و گفته است صحیح است بر شرط شیخین . دارقطنى از حدیث ابوهریره روایت کرده که گوید : پیامبر خدا (ص) فرمود : هر گاه خواستید را بخوانید بسم الله الرحمن الرحیم را هم بخوانید، زیرا سوره حمد ام القرآن و سبع المثانى (۴۳) و بسم الله الرحمن الرحیم یکى از آیات آن مى باشد. از علماء مدینه مالک و غیر او، و از علماء شام اوزاعى و دیگران ، و از قراء بصره ابوعمر و یعقوب معتقدند به این که بسم الله یک آیه جداگانه ایست که براى بیان سرآغاز سوره ها و جدائى انداختن بین آنها نازل گشته ، و حنفیه هم به همین قول معتقدند. از قراء کوفه حمزه و طبق روایتى که از احمد نقل شده گفته اند بسم الله آیه اى از سوره فاتحه الکتاب است نه سوره هاى دیگر در این جا اقوال دیگرى هست که مخالف با قواعد است و پیروى ندارد.مى گویم : براى آن گروه اندک که قائلند بر آن که بسم الله یک آیه است و فقط یک نوبت نازل شده دلیل قاطعى وجود ندارد که در حساب آید و اگر حجتى هم بیاورند بدون شک و تردید باطل است و لغزاننده .
تکرار آیات
چگونه به دلیل این که تکرار لازم مى آید بگوئیم بسم الله یکبار بیشتر نازل نشده و حال آن که بسیارى از آیات بارها در قرآن آمده مانند آیه (فباى الاء ربکما تکذبان) که در سوره الرحمن ۵۵ سى و یک مرتبه تکرار شده . و آیه (ویل یومئذ للمکذبین) در سوره ۷۷ المرسلات ده بار. و آیه (انا کذلک نجزى المحسنین) در سوره ۳۷ صافات چهار مرتبه . و آیه الم شش ‍ بار در سرآغاز سورههاى بقره ۲ آل عمران ۳ عنکبوت ۲۹ روم ۳۰ لقمان ۳۱ السجده ۳۲. و آیه الر در ابتداى سوره یونس ۱۰، هود ۱۱، یوسف ۱۲، ابراهیم ۱۴، الحجر ۱۵ پنج مرتبه ، و آیه حم شش مرتبه در اول سوره هاى مومن ۴۰، فصلت ۴۱، زخرف ۴۳، دخان ۴۴، جاثیه ۴۵، احقاف ۴۶، !سوره شورى ۴۲ حم عشق هفت بار مى شود.و آیه طسم در آغاز سوره هاى شعراء ۲۶، قصص ۲۸ دو بار. و فرموده خداوند متعالو ما انت بهاید العمى عن ضلالتهم ان تسمع الا من یومن بایاتنا فهم مسلمون (۴۴)دو بار نازل شده که در سوره نمل ۲۷ و دیگرى در سوره روم ۳۰ آمده است جز این که کلمه هادى در سوره روم بدون یاء نوشته شده بهادالعمى و این کار چنان که بزودى تحقیقش خواهد آمد به پیروى از مصاحفى بوده که در دوران زندگى پیغمبر اکرم (ص) به رشته تحریر در آمده بود. علاوه بر اینها، عقیده آنان ، با صریح بسیارى از اخبارى که آشکارا فرموده اند : بسم الله به همان اندازه که در قرآن هست نازل شده ، سازشى ندارد.با وجودى که عادت و شیوه و همت پیغمبر خدا (ص) و مسلمین بر این بود که قرآن را از هر آن چه از او نیست برهنه سازند؛ و در نوع ۱۸ کتاب اتقان از ابوسعید روایت کرده که گوید : پیامبر خدا (ص) فرمود : از من جز قرآن چیزى ننویسید.
چرا سوره برائت بسم الله ندارد
نویسنده تفسیر المنار در اول سوره توبه گوید نه صحابه و نه افراد بعد از آنان هیچکدام در ابتداى این سوره بسم الله را ننوشته اند زیرا چنان که با سوره هاى دیگر نازل گشته بود با سوره برائت نازل نشده بود. و گوید : این قول مورد اعتماد واقع گردیده و اختیار شده است ، و در علت نبودن بسم الله در اول آن سوره گفته شده : ننوشتن بسم الله در اول آن سوره بخاطر رعایت قول شخصى بوده که گفته است آن سوره با انفال یکى مى باشد. و حال آن که مشهور این است که نبودن بسم الله در آغاز آن بدین جهت است که ، چون نزول این سوره بخاطر شمشیر کشیدن بر روى کفار، و به هم زدن قراردادهاى با آنان است . جز این ها علل دیگرى هم گفته شده ، که آنها را سبب و علت قرار دادن مشکل است . و چه بسا گفته مى شود : گفته مشهور حکمت است نه علت .(۴۵) یکى از دانشمندان در مورد این حکمت فرموده است : نبودن بسم الله دراول این سوره دلالت دارد بر این که بسم الله یک آیه از هر سوره مى باشد بخاطر این که استثناء به فعل همچون استثناء به گفتار آلت سنجش عموم است . در اتقان ، قشیرى به سند صحیح روایت کرده است نبودن بسم الله در ابتداى سوره برائت بدین علت است که جبرئیل در آن بسم الله را نازل نکرد. و در شاطبیه گوید :و بسمل بین السورتین سنه جال موها ربه و تجملا(۴۶)ابن قاصح در شرح آن گوید : شاعر در این بیت آگاهى داده است که مردانى که میان دو سوره بسم الله را آورده اند به سنت رسول الله عمل کرده اند. نموها یعنى سند آن را گر چه ذکر نکرده اند بالا برده اند و آن را نقل کرده اند و آنان عبارتند از عیسى بن مینا قالون (۴۷) کسائى (۴۸) و عاصم (۴۹) و ابن کثیر(۵۰) که به باء و راء و دال از گفته اش بسند رجال نموها دربه به آنان اشاره شده است . و به کلمه بسنه نموها اراده نموده نوشتن صحابه بسم الله را در مصحف ، و گفته عایشه : بخوانید آن چه را در مصحف هست . و آثارى را که مى گویند : پیغمبر اکرم (ص) پایان پذیرفتن سوره اى را نمى دانست مگر هنگامى که بسم الله الرحمن الرحیم براو نازل مى شد. که این اخبار بر آن دلالت دارد که بسم الله بارها با هر سوره اى نازل گردیده است . من گویم : از پیشوایان معصوم ما (ع) هم مانند آن چه از آنها نقل شده روایت گردیده چنان چه در تفسیر عیاشى از صفوان جمال نقل شده که گوید : امام صادق (ع) به من فرمود : خداوند هیچ کتابى را از آسمان نازل نفرموده جز آن که در سر آغازش بسم الله الرحمن الرحیم بوده ، و با نزول بسم الله الرحمن الرحیم شناخته مى شد که سوره به آخر رسیده است .(۵۱) همچنین در کافى از یحیى بى ابى عمیر هذلى نقل شده که گوید در نامه اى به امام باقر علیه السلام نوشتم : فدایت گردم چه مى فرمائى در مورد شخصى که در نمازش فقط به قصد سوره حمد بسم الله الرحمن الرحیم را در ابتدا خوانده و وقتى حمد تمام شده و سوره دیگر را شروع کرده بسم الله را نخوانده است و عیاشى گفته اشکالى ندارد. حضرت به خط مبارک خود مرقوم فرمود : براى به خاک مالیدن بینى او ناپسند داشتن او یعنى عیاشى آن نماز را دوباره اعاده کند.(۵۲) در خبر صحیح محمد بن مسلم گوید : از امام صادق (ع) پرسیدم از آیه : (سبعا من المثانى و القرآن العظیم) آیا مراد سوره فاتحه الکتاب است . فرمود : بلى . عرض کردم : بسم الله الرحمن الرحیم از همان هفت آیه است ؟ فرمود : آرى آن بهترین آنهاست .(۵۳) غیر این ها از روایات دیگر و حدیث اخیر بسم الله را از آیات ویژه سوره حمد مى داند.و مهما تصلها او بدات براءه لتنز یلها بالسیف لست مبسملا(۵۴)شارح (شاطبیه) گفته است : ضمیر(ها) در (تصلها) به برائت بر مى گردد که از نظر ادبى اضمار قبل الذکر مى نامند و معنى شعر این است در اول سوره برائت بسم الله گفته نمى شود خواه خواننده آن را به سوره قبلش انفال وصل کند یا نکند و فقط ابتدا به خواندن برائت نماید. آنگاه حکمت در ترک بسم الله در اول آن را چنین بیان نموده : (لتنز یلها بالسیف) یعنى براى این که سوره برائت جهت خشم گرفتن و بیم دادن ، و ترسانیدن است و در آن سوره فرمان به شمشیر کشیدن بر روى مشرکین داده شده است . ابن عباس گوید : از على که خدا از او خوشنود گردد پرسیدم چرا در سر آغاز سوره برائت بسم الله الرحمن الرحیم نوشته نشده است . در پاسخم فرمود : چون بسم الله پناه و زنهار است و در برائت زنهارى نیست با فرمان دست بر قبضه شمشیر زدن و بر فرق مشرکین کوبیدن نازل شده است . مى گویم جاى هیچ سخنى نمى باشد که در تعلیل بترک بسم الله در اول سوره برائت قولى که مى توان اختیار کرد و با آن اعتماد نمود همان است که بسم الله با آن سوره نازل نشده بود و شیخ محمد عبده در تفسیرش همان را برگزیده واگر در اقوال دیگرى که براى علت ترک آن در اول سوره برائت بیان شده دقت شود معلوم خواهد شد که دلیل سالمى در دست ندارند.و آن که گوید ترک بسم الله در اول سوره برائت براى آن است که در این سوره به شمشیر کشیدن و گسستن پیمانها فرمان داده و بسم الله آیه رحمت است مى خواهد بگوید حکمتش این بوده نه آن که علتش و در این صورت عقیده و گفته بسیار خوبى است . زیرا در آغاز بسیارى از سوره هائى که به عذاب نازل شده مانند سوره (هل اتیک حدیث الغاشیه) (۸۸) و سوره معارج (۷۰) که با سال سائل بعذاب واقع آغاز شده بسم الله الرحمن الرحیم هست . و فرمایش امیرالمومنین على (ع) که در مجمع البیان اول سوره برائت نقل شده و گفته ناظم شاطبیه که حضرت فرمود : بدین جهت بسم الله الرحمن الرحیم بر سر آغاز سوره برائت نازل نشده که بسم الله براى زنهار و مهر و رحمت است ولى سوره برائت نازل شده تا با شمشیر کشیدن و تاختن بر مشرکین ایمنى را از آنها بردارد.(۵۵) فشرده سخن این است که عمده ترین دلیل در اآن شنیدن از معصوم و تعب د(۵۶) است و اخبار وارده در آن مانند همین فرمایش ‍ امیرالمومنین مخالف آن نمى باشند. زیرا آن حضرت مى خواهد روشن کند که نازل نشدن بسم الله در سوره برائت به آن حکمت است پس مى خواهد بفرماید که با آن نازل نگردیده چنان که قشیرى و دیگران صریحا گفته اند که جبرئیل آن را در آن سوره فرود نیاورده .
چند ثمره فقهى
چون دانستى که بسم الله یک جزء از هر سوره مى باشد، و حجابى است که میان دو سوره واقع شده و آنها را از یکدیگر جدا ساخته باید بدانى که بسیارى از مسائل فقهى بر او مرتب مى شود مانند آن که :۱- اگر کسى سوره حمد را شروع نماید و نیت کند بسم الله آن جزء سوره اخلاص مثلا باشد نمازش باطل است .۲- همچنین اگر در وقت خواندن قل هو الله قصد کند بسم الله آن از حمد یا سوره دیگر باشد نمازش باطل است .
 
 

برچسب ها: تحریف قرآن
نوشته قبلی

قرآن کریم از منظر امام رضا علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

پاکستان و پیدایش تشیع درآن

مرتبط نوشته ها

شیعه در هندوستان
جغرافیای شیعه

شیعه در هندوستان

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟
ولایت و امامت

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

بررسی علل وقوع سقیفه
فاطمه زهرا (س)

بررسی علل وقوع سقیفه

مأموریت اهل بیت علیهم السلام
علوم شیعه

چشمه سار علوم اهل بیت (ع)

دلایل تاریخی حقانیت مذهب شیعه
شیعه شناسی

دلایل تاریخی حقانیت مذهب شیعه

آیه ولایت، مدال حقانیت شیعیان
عقاید شیعه

آیه ولایت، مدال حقانیت شیعیان

نوشته‌ی بعدی

پاکستان و پيدايش تشيع درآن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

شیعه در هندوستان

شیعه در هندوستان

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

بررسی علل وقوع سقیفه

بررسی علل وقوع سقیفه

مأموریت اهل بیت علیهم السلام

چشمه سار علوم اهل بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا