۱۹ آذر ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

معنا شناسى تاویل قرآن در منظر اهل بیت علیهم السلام

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تأویل قرآن، موضوعى است که بیشتر مفسران و نویسندگان علوم قرآن، مطالبى درباره آن نگاشته اند؛ امّا حقیقت این است که بیشتر این نوشته ها و پردازش ها آنگونه که باید پرده ابهام از چهره این اصطلاح برنگرفته اند و چه بسا نوشته هایى که به جاى زدایش ابهام مایه زایش پرسش هایى جدید هستند.دگرگونى معنایى و به کار رفتن اصطلاح تأویل در برابر اصطلاح تفسیر و تنزیل و درکنار ظهر و بطن قرآن ممکن است از جمله زمینه هاى ابهام این واژه باشد.این نوشتار بر آن است واژه تاویل را به پیشگاه اهل بیت عرضه کند و آنگاه به تحلیل آن بپردازد.کلید واژه: معنا شناسى، تأویل، تفسیر، اهل بیت علیهم السلامفهم معناى واژه «تأویل» با تکیه بر معناى لغوى و دستورى آن چندان دشوارنیست، چه اینکه تأویل از ماده «اول» و فعل ثلاثى مجرد آن «آل» است، به معناى «رجوع» 1 و امّا تأویل، مصدر باب تفعیل است. یکى از وجوه رایج معنایى باب تفعیل متعدى ساختن فعل لازم است. در ثلاثى مجرد اگر معناى این واژه، رجوع به اول و آغاز هر چیز باشد در باب تفعیل معناى آن رجوع دادن آن چیز به مبدأ و آغاز آن خواهد بود. به همین دلیل است که گفته اند:«مراد از تأویل تصرّف در معناى ظاهرى لفظ است، به گونه اى که لفظ از معناى ظاهر و موضوع له، روبه سوى معناى دیگر نهد. البته این روآورى از معناى ظاهرى به معناى دیگر مبتنى بر قرینه و دلیل ویژه است» 3گویا مشکل با این شناخت حل نمى شود و ابهام با این تعریف ها برطرف نمى گردد؛ امّا به هر حال، پیش از بررسى آن در کلام وحى و سخن مفسران وحى، باید ریشه لغوى این اصطلاح روشن شود.
معناى تأویل در لغت
ابن منظور مى نویسد:«… تأویل گرفته از «الاول» است، به معناى بازگشت، این به اعتبار یکى از معانى این واژه است، بنابراین معنى، تأویل کننده کسى است که سخن را به معنایى که احتمال مى دهد، رجوع دهد.گفته شده که تأویل از «الایاله» به معناى سیاست است، با این معنى، تأویل کننده درباره کلمه «تدبیر» مى کند و آن را در جایگاه «معنایی» مناسب آن قرار مى دهد» 4نویسنده کتاب «التحقیق فى کلمات القرآن» پس از نقل آراى گوناگون اهل لغت مى نویسد:«نتیجه تحقیق این است که معناى اصلى این ماده «رجوع» است و این رجوع، یا به اعتبار آغاز است، یا به اعتبار پایان، یا به اعتبار حقّ و فرض، یا اعتبارى غیراز این موارد. همین معناست که در جمع مشتقات آن: الاول، الاولى، الاولین، التأویل، در قرآن مقصود است» 5«و فرق بین تفسیر و تأویل این است که تفسیر، پژوهش درباره مدلول ظاهرى واژه است از نظر ادبى التزامى و عقلى، امّا تأویل تعیین مرجع کلام و مراد و مقصود از ن است «شناخت معنی» . گاه مقصود از نظرمردم پنهان مى ماند، ظاهر کلام مقصود را نمى رساند، اینجاست که براى آگاهى از مقصود و مراد از لفظ به تأویل نیاز مى افتد» 6
تأویل از دیدگاه مفسران
واژه «تأویل» در نوشته هاى مفسران و پژوهشگران علوم قرآن، بسیار مورد توجه بوده است، بیشتر آنان درباره آن، کم یا زیاد، چیزى نوشته اند. دیدگاه ها و معانى، گاه درخور جمع و تلفیق هستند؛ ولى در برخى از موارد درست در برابر هم قرار دارند.جلال الدین سیوطى چندین نظر را نقل کرده است، از جمله نظر ابوطالب تغلبى که مى گوید:«تفسیر بیان معناى موضوع له لفظ است، به گونه حقیقت یا مجاز، مثل تفسیر«صراط» به راه و صیب به باران و «تأویل» تفسیر باطن لفظ است، که از «اول» گرفته شده که بازگشت به سرانجام کار دارد، بنابراین تأویل خبر دادن از حقیقت مراد است و تفسیر خبر دادن از راهنماى مراد، زیرا لفظ کاشف از مراد است وکاشف همان راهنماست. مثال: «انّ ربّک لبالمرصاد» تفسیرش این است «مرصاد» از «رصد» است، وقتى مى گویند: «رصدته» یعنى مراقب آن بودم و «مرصاد» بر وزن مفعال از این ماده است. [بنابراین مکان مراقبت یا کمین گاه] امّا تأویل آن، هشدار از سستى در اجراى فرمان الهى و غفلت از توشه برداشتن وآمادگى براى عرضه به [پیشگاه] اوست. دلیل هایى قاطع مقتضى همین بیان در مراد از آیه کریمه است» 7علامه طباطبایى با اشاره به حدود ده دیدگاه درباره تأویل، آنها را در دو دیدگاه خلاصه مى کند:۱. نظریه قدما: تأویل مرادف تفسیر است، به جز در حروف مقطعه.۲. متأخرین: تأویل یعنى معنى کردن برخلاف ظاهر و این مخصوص آیات متشابه است. ۸علامه، پس از ردّ دیدگاه نخست، چهار دلیل براى ردّ دیدگاه دوّم مى آورد و خود درباره معناى تأویل در عرف قرآن مطلب دقیقى را بیان مى کند.«و به هرحال «تأویل» از کلمه «اول» به معناى بازگشت است و مراد از «تأویل» آن چیزى است که آیه به سوى آن برمى گردد و مراد از تنزیل در برابر تأویل، معناى روشن و تحت اللفظ آیه است» 9بنابراین، تأویل هر چیزى حقیقتى است که آن چیز از آن سرچشمه مى گیرد و آن چیز به نحوى تحقق دهنده وحامل و نشانه اوست، چنان که صاحب تأویل زنده تأویل است و ظهور تأویل با صاحب تأویل است» 10 در جاى دیگر مى نویسد: «و آنچه در قرآن کریم به نام تأویل ذکر شده است از گونه مدلول لفظ نیست، بلکه حقایق و واقعیت هایى است بالاتر از درک عامه، که معارف اعتقادى و احکام عملى قرآن از آنها سرچشمه مى گیرد. آرى همه قرآن تأویل دارد و تأویل آن به گونه مستقیم از راه تفکر درخور درک نیست و از راه لفظ قالبى بیان نمى شود…» 11«… سوّم: تأویل ازمفاهیمى که مدلول واژگانند نیست، بلکه تأویل از امور خارجى و عینى است» 12موضوعى که نباید بى توجه از کنار آن بگذریم این است که علامه تأویل در کل قرآن را با تأویل متشابهات قرآن به یک معنا نمى داند:«و تأویل از «اول» است، به معناى بازگشت، بنابراین تأویل متشابه همان مرجعى است که متشابهات به آن برمى گردد [محکمات] و تأویل قرآن همان مأخذى است که معارف قرآن از آن گرفته مى شود [ام الکتاب]» 13پل نویا که در تفاسیر عرفانى پژوهش هاى بسیارى دارد، نوشته است: «تأویل هنگامى به وجود مى آید که متن، معنایى سواى معناى ظاهرى یا لفظى دربردارد، این معناى دیگر را چگونه مى توان کشف کرد؟» 14تأویل، در برابر تفسیر، در روایات اسلامى، معنایى اصطلاحى یافته که مراد ازآن تفسیر نمادى یا باطنى است. درآغاز این رویارویى که در سطح کار تفسیرى وجود داشته در سطح لغوى دیده نمى شود؛ زیرا تفسیر به طور کلى، اعم از لفظى و نمادى، هم به معناى تفسیر، به کاربرده مى شود و هم به معناى تأویل، دست کم براى «مقاتل» این دو کلمه ظاهراً به یک معناست. او در مقدمه تفسیرخود «برگ ۲ب» مى نویسد:«آن که قرآن مى خواند بى آنکه«تأویل» آن بداند نادان است؛ ولى در حالى که تفسیر یک معنى بیشتر ندارد و جز یک بار در قرآن نیامده است «وَلا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلا جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا» (فرقان/۳۳) به عکس«تأویل» چندین بار در معانى گوناگون آمده است…. » 15نویسندگان کتاب «علوم القرآن» پس از نقل مهم ترین دیدگاه مفسران درباره اصطلاح«تأویل» مى نویسند:«پژوهش در تعیین کلمه «تأویل» در برابر واژه تفسیر گنجایش تمامى این معانى را دارد، امّا هنگامى که سخن از «اصطلاح» باشد و هدف تعیین مرز معنایى آن… هیچ مشکلى براى مفسر نیست. مشکل آنجاست که براى این واژه یک معناى اصطلاحى بتراشیم و آن را تنها معناى این واژه بشماریم و هنگامى که این واژه در نصوص شرعى «کتاب و سنّت» به کار رفت آن را براساس همان معناى اصطلاحى معنا کنیم… ما افزون بر شناخت معناى اصطلاحى آن، معناى قرآنى آن را نیز باید به دست آوریم» 16در زمینه معناى قرآنى واژه تأویل در همین کتاب یادشده آمده است:«با پژوهش در این آیات مى فهمیم که واژه تأویل در آنها به معناى تفسیر و بیان مدلول کلمه نیست و جز در یک آیه «آل عمران/۷» که تأویل به متشابهات اضافه شده است از آیات دیگر برمى آید که معناى تأویل غیر از تفسیر است. معناى مناسب با این آیات این است که «تأویل» هرآیه، همان چیزى باشد که به آنان باز مى گردد، به همین سبب تأویل گاه ارجاع به سوى خدا و پیامبر دانسته شده است و گاهى به سوى کتاب. به گمان قوى در آیه هفت سوره آل عمران هم همین معنا اراده شده است… زیرا تأویل آیات متشابه به معناى بیان مفاهیم واژگان آن نیست، بلکه مقصود آن چیزى است که این معانى به آن برمى گردد. چه اینکه تصویر یک معناى عام، همواره نیازمند آن است که در یک مصداق جزئى صورت گیرد و این مصداق جزئى، تأویل آن معناى عام به شمار مى آید.تأویل به این معنى، همان است که به عنوان «تفسیر معنی» شناخته مى شود. در برابر «تفسیر لفظ» که عبارت است از فهم معناى مفردات و ترکیب جمله در درک ظاهر الفاظ.زمانى که میان تفسیر لفظ و تفسیر معنى فرق بگذاریم، خواهیم دانست که تفسیر معنوى آیات متشابه، خصوص خداست، نه تفسیر لفظى آیات» 17
واژه تأویل در آیات قرآن
واژه «تأویل» هفده مرتبه در قرآن به کار رفته است که البته در همه موارد، منظور تأویل قرآن نیست.۱. «هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِى قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ» (آل عمران/۷)او، کسى است که این کتاب آسمانى را بر تو نازل کرد که قسمتى از آن آیات محکماتند که اساس این کتاب بشمارند، و قسمتى از آنها متشابهاتند؛ امّا آنان که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند؛ تا فتنه انگیزند و تأویل [نادرستی] براى آن مى جویند در حالى که تأویل آنها را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند. مى گویند: ما به همه آن ایمان آوردیم، همه از طرف پروردگار ماست و جز صاحبان خرد پند نمى گیرند.۲. «بَلْ کَذَّبُوا بِمَا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذَلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الظَّالِمِینَ؛ وَمِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ لا یُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ» (یونس /۳۹؛ ۴۰) بلکه چیزى را دروغ شمردند که آگاهى از آن نداشتند و هنوز تأویل آن برآنان روشن نشده است! پیشینیان آنان نیز همین گونه دروغ شمردند، پس بنگر فرجام کار ظالمان چگونه بود! بعضى از آنها به آن ایمان آورند و بعضى ایمان نمى آورند، پروردگارت به مفسدان آگاه تر است.۳. «وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِکِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ؛ هَلْ یَنْظُرُونَ إِلا تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِى تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنَا مِنْ شُفَعَاءَ فَیَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِى کُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ» (اعراف/ ۵۲ و ۵۳)ماکتابى براى آنان آوردیم که [اسرار و رموز] آن را با آگاهى شرح دادیم، [کتابی] که مایه هدایت و رحمت براى جمعیتى است که ایمان مى آورند. آیا آنان جز انتظار تأویل آیات [و فرارسیدن تهدیدهاى الهی] دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسید، [کار ازکار گذشته و پشیمانى سودى ندارد] و کسانى که پیش تر آن را فراموش کرده بودند مى گویند: فرستادگان پروردگار ما حق آوردند، آیا [امروز] شفیعانى براى ما وجود دارند که براى ما شفاعت کنند؟ یا [به ما اجازه داده شود که به دنیا] بازگردیم و اعمالى غیر از آنچه انجام مى دادیم انجام دهیم؟ [ولی] آنها سرمایه وجود خود را از دست داده اند و معبودهایى را که به دروغ ساخته بودند، همگى از نظرشان گم مى شوند.۴. «… وَیُعَلِّمُکَ مِنْ تَأْوِیلِ الأحَادِیثِ…» (یوسف/۶، ۲۱ ، ۱۰۱ به همین تعبیر) … و از تعبیر خواب ها به تو مى آموزد… «الاحادیث» را مترجمان و مفسران، بیشتر به معناى «خواب ها» گرفته اند و برخى آن را معادل رؤیا در فارسى گرفته اند که افزون بر خواب، شامل تصورات و «آرزوها» در بیدارى هم مى شود. در همین سوره، چند بار دیگر تأویل به کار رفته که مقصود از آنها تعبیر رؤیاست.۵. «قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَیْنِى وَبَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْرًا» (کهف / ۷۸)او [به موسی] گفت: اینک زمان جدایى من و تو فرارسیده؛ امّا به زودى راز آنچه را که نتوانستى در برابر آن صبر کنى، به تو خبر مى دهم و به همین مضمون در آیه ۸۲ همین سوره.۶. «وَأَوْفُوا الْکَیْلَ إِذَا کِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلا» (اسراء/ ۳۵) و هنگامى که پیمانه مى کنید، حقّ پیمانه را ادا کنید و با ترازوى درست وزن کنید! این براى شما بهتر است و عاقبتش نیکوتر است.۷. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِى شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلا» (نساء /۵۹) اى کسانى که ایمان آورده اید! پیروى کنید خدا را و پیروى کنید پیامبر خدا و اولوالامر [= اوصیاى پیامبر صلى الله علیه و آله] را و هرگاه در چیزى نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر بازگردانید [و ازآنان داورى بطلبید] اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این [کار] براى شما بهتر و پایانش نیکوتر است.اجمال نظر مفسران و لغویان را درمورد معناى تأویل دانستیم. درباره تأویل قرآن، نظر علامه طباطبایى و شهید صدر درخور اعتناست. به تعبیر علامه «امور خارجى عینی» تأویل قرآن است که در این صورت خود حقایقى مستقل و جدا از لفظ اند و به نظر شهید صدر، تصویر و مجسم ساختن امورى که آیات به آنان بر مى گردد.
معناى تأویل در روایات اهل بیت علیهم السلام
از کاربرد واژه تأویل در روایات اهل بیت علیهم السلام مى توان پى برد که واژه تأویل در بیشتر روایات در برابر تنزیل و مواردى هم در برابر تفسیر قرار گرفته است. از مواردى که در برابر تفسیر قرارگرفته در کلام امام باقر علیه السلام است:۱. «حکم بن عیینه (عتیبه) مى گوید از امام باقر علیه السلام درباره آیه ۴۲ آل عمران پرسیدم:«وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِکَهُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ» و آن هنگام که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام جهانیان برترى داده است.عرض کردم در این آیه دوبار «برگزیدن» آمده است در حالى که در واقع، برگزیدن همان یک بار بوده است. حضرت فرمود: اى حکم! این آیه تأویلى دارد و تفسیری. عرض کردم: آن را براى من تفسیر کنید. حضرت فرمود: یعنى خداوند نخست او را از میان ذریه پیامبران برگزید… » 18در این روایت تأویل در برابر تفسیر قرار گرفته است و جا داشت که حکم از امام مى خواست که تأویل و تفسیر آیه، هر دو را بیان بفرماید، آن وقت به معناى تأویل از دید حضرت بهتر آشنا مى شدیم. در روایتى دیگر آیه اى تفسیر شده سپس تأویل؛ ولى واژه تفسیر درآن نیامده است.۲. فضیل بن یسار مى گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم معناى این آیه چیست که مى فرماید: «…وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا…» (مائده/۳۲) و هر کس انسانى را حیات بخشد، چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است. امام علیه السلام فرمود: منظور نجات دادن کسى است که درآتش افتاده یا درحال غرق شدن است. پرسیدم: اگر کسى را از گمراهى نجات دهد و هدایت کند چطور؟ حضرت فرمود: این تأویل اعظم آیه است» 19 همان گونه که با دقت مى توان فهمید آیه در اول تفسیر شده است، معناى نجات از مرگ، همان معنایى است که از ظاهر آیه به دست مى آید؛ ولى تأویل در این روایت چیزى است که با روح معناى احیا در قرآن مى سازد، آنجا که مى گوید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ… » (انفال/ ۲۴) اى کسانى که ایمان آورده اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید. هنگامى که شما را به سوى چیزى مى خواند که شما را زنده مى کند.با این تعبیر، مى توان گفت: تأویل یعنى رسیدن به ژرفاى معانى آیات و هدف هاى اصلى هدایتى آن. با این تعریف، تأویل همان شناخت بطن است.۳. روایت نبوى که در آن آمده است: «محمد بن کعب روایت کرده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: من از سه پیش آمد ناگوار برامت خویش هراسانم: ۱. آنکه قرآن را برغیر«تأویل» آن تأویل کنند؛ ۲. اینکه از لغزش دانشمند پیروى کنند؛ ۳. اینکه ثروت در بین آنان زیاد شود و به طغیان و ناسپاسى گرفتار آیند. من راه خلاصى از آنها را برایتان مى گویم:امّا درباره قرآن [به جاى دست زدن به تأویلات ناشایسته درباره متشابهات] به آیات محکم عمل کنید وبه آیات متشابه ایمان بیاورید…» 20مى توان گفت در این روایت سخن از تأویل شایسته و ناشایسته است و از مسلمانان خواسته شده است تا با عمل به محکمات، درباره آیات متشابه(که معناى آن برایشان مشتبه است) توقف کنند و به آنها ایمان داشته باشند که: حقّ است و از جانب خدا، گرچه ما نتوانسته باشیم معناى صحیح آن را دریابیم.۴. «عن زراره قال: قال ابوعبداللّه علیه السلام سئل ابى عن قول اللّه: «وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّهً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّهً» (توبه/۳۶) فقال:«انّه[تأویل] لم یجئ تأویل هذه الآیه، ولوقد قام قائمنا بعده سیرى من یدرکه مایکون من تأویل هذه الآیه، ولیبلغن دین محمّد صلى الله علیه و آله ما بلغ اللّیل حتّى لایکون شرک «مشرک» على ظهر الأرض، کما قال اللّه» 21زراره مى گوید از امام صادق علیه السلام درباره کلام خداوند پرسیدم که مى فرماید: همه با هم با مشرکان پیکار کنید. امام علیه السلام فرمود: این آیه تأویلى دارد، تأویل این آیه هنوز فرا نرسیده است. پس ازآنکه قائم ما قیام کند، آنان که او را مى بینند تأویل این آیه را خواهند دید، کار آیین محمّد صلى الله علیه و آله بدان جا خواهد کشید که هنوز شب فرا نرسیده شرک [ومشرکی] بر روى زمین نخواهد ماند، همان گونه که خداوند فرموده است.۵. «عن اسحق بن عمار، قال: سمعت أبا عبداللّه علیه السلام یقول: انّ للقرآن تأویلاً فمنه ماقدجاء ومنه مالم یجئ فاذا وقع التّأویل فى زمان امام من الائمه عرفه امام ذلک الزّمان» 22در این دو روایت، تأویل آن واقعیتى است که در خارج وجود داشته، دارد یا خواهد داشت و این تأویل، نه وظیفه «تأویل کننده» که حادثه اى یا واقعه اى است در خارج که باید به وقوع بپیوندد و با دیدن آن مى توان به آن «علم» وآگاهى یافت؛ ولى در روایات پیشین، تأویل به عمل و تلاش فرد براى فهم برخى از مراتب و مصادیق آیه اطلاق شده بود.۶. «… فقال ظهره تنزیله و بطنه تأویله، منه ما قد مضى ومنه ما لم یکن یجرى کما یجرى الشّمس والقمر کما جاء تأویل شئ منه یکون على الاموات کما یکون على الاحیاء قال اللّه «ومایعلم تأویله الاّ اللّه والرّاسخون فى العلم» نحن نعلمه» 23فضیل بن یسار از امام باقر علیه السلام درباره ظهر و بطن قرآن پرسید، حضرت در پاسخ فرمود: «ظهر قرآن، همان تنزیل آن است و بطن قرآن تأویل آن. برخى از آن [تأویل ها] گذشته است و برخى از آنها فرا نرسیده است، مثل جریان حرکت خورشید جارى است، همان گونه که تأویل قسمتى از آن، که درباره مردگان بوده است، آمده، همان گونه [تأویل قسمتى ازآن] درباره زندگان است، خداوند مى فرماید: «تأویل آن را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند» [ما راسخان در علم هستیم] و ما تأویل آن را مى دانیم»7. از رسول اکرم صلى الله علیه و آله روایت شده که فرمود: «همانا در میان شما کسى است که بر مبناى تأویل قرآن خواهد جنگید، همان گونه که من بر اساس تنزیل آن مبارزه کردم و او على بن ابى طالب است» 248. انس بن مالک مى گوید: [در زمانى که] خادم رسول خدا صلى الله علیه و آله بودم، کمک مى کردم تا آن گرامى وضو بگیرد، حضرت فرمود: «کسى وارد خواهد شد، او امیرمؤمنان، آقاى مسلمانان، بهترین اوصیاء و نزدیکترین مردم به انبیا و سردار پیشتازان است» گفتم: خدایا آن را مردى از انصار قرار بده. در همان زمان على علیه السلام وارد شد. صورت رسول خدا صلى الله علیه و آله به شدّت عرق کرد. على علیه السلام شروع کرد به پاک کردن عرق چهره پیامبر صلى الله علیه و آله، سپس عرض کرد: اى پیامبر خدا! درباره من خبرى شده؟ درباره من چیزى نازل شده است؟ حضرت رسول خدا فرمود: تو از جانب من ادا مى کنى و ذمّه مرا برى مى سازى و از جانب من رسالتم را مى رسانی.على علیه السلام عرض کرد: اى پیامبر خدا! مگر شما رسالت را به انجام نمى رسانید؟ حضرت فرمود: بلى، ولکن آنچه که از تأویل قرآن نمى دانند مى آموزى و خبرشان مى دهی» 259. «عن الهروى قال قال الرّضا علیه السلام لعلى بن محمد بن جهم: لاتتأوّل کتاب اللّه عزّوجلّ برأیک، فان اللّه یقول: «ومایعلم تأویله الاّ اللّه والرّاسخون فى العلم» 26در این دو روایت اخیر تأویل چیزى است تقریباً به معناى تفسیر.
خلاصه و نتیجه
با توجه به این روایتها، مى توان به معناى تأویل در کلام پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیه السلام پى برد و با توجه به مجموع آنها مى توان این چند کاربرد را به دست آورد:۱. تأویل، دست کم در عصر امام باقر علیه السلام در برابر تفسیر مطرح بوده است و در یک معنا به کار نمى رفته است. (حدیث اول و دوّم)و شاید بتوان گفت که در روایت نبوى (حدیث سوّم) هم تأویل به معناى مصطلح «تفسیر» نیست؛ زیرا نگرانى حضرت رسول صلى الله علیه و آله از این نبود که مردم معناى لفظى و حتّى قسمت زیادى از خصوصیات بلاغى قرآن را درک نکنند، نگرانى پیامبر از اشتباه در «معنى شناسی» قرآن و عمل و اعتقاد براساس آن بود. قرینه آخر روایت سوّم مى رساند که این تأویل، تأویل متشابه است؛ زیرا حضرت مى فرماید: راه نجات و فرو نیفتادن در مهلکه، عمل به محکم و ایمان به متشابه است.امّا در حدیث هاى چهار و پنج و شش، تأویل مربوط به عمل و فراگیرى فرد نیست، بلکه نظر به واقعیت خارجى دارد. این روایات مى توانند مؤیّدى باشند براى نظریه علامه طباطبایى در تعریف تأویل از دیدگاه قرآن.در روایات بسیارى، ازجمله روایت هفتم، تأویل در برابر تنزیل قرار گرفته است، با دقت در نوع این روایات مى توان استنباط کرد که تنزیل همان معناى روشن آیات، با توجه به فضاى اجتماعى زمان پیامبر صلى الله علیه و آله است و تأویل معناشناسى قرآن است با توجه به واقعیات جارى هر زمان و این معنا با آنچه در روایت هاى چهار، پنج و شش آمده ناسازگار نیست.امّا در روایت هشتم «تأویل» از مقوله علم است و آموختنى، به ویژه با توجه به روایات بسیارى که مى گوید پیامبر صلى الله علیه و آله تأویل قرآن را از خداوند مى آموخت و به على علیه السلام آموزش مى داد.با توجه به این روایات مى توان گفت: کاربرد «تأویل» در روایات، گاه به عمل تأویل کننده نظر دارد و گاه به متعلّق تأویل، یعنى معناى آیه مورد نظر. آنجا که سخن از کار تأویل کننده است، تأویل همان «بیان» تأویل کننده است، چه درست و چه نادرست که از نادرست آن نهى هم شده است۲۷ و گاه مقصود خود معنا یا متعلق حکم در آیه است، که همان حقیقت یا واقعیت خارجى باشد. تأویل به این معناست که مثل حرکت خورشید در جریان است، بر موارد بسیارى جارى مى شود. بنابراین در مواردى که امامان معصوم علیهم السلام مى گویند: تأویل این آیه شخص یا جریان خاصى است، برابر سازى با مصداق و جارى زمان است.
موارد تأویل
با توجه به آیات و روایات، مى توان گفت: «تأویل» یا مطلق است، یعنى به صورت «تأویل قرآن» و یا مقید، تأویل متشابهات و یا تأویل بطون. مثلاً در روایتى از امیرالمؤمنین علیه السلام تأویل به کل قرآن و هر حرف آن نسبت داده شده است:«عن أبى عبدالرّحمن السلمى، انّ علیّاً علیه السلام مر على قاضى فقال: هل تعرف النّاسخ والمنسوخ؟ فقال لا، فقال هلکت و اهلکت، تأویل کل حرف من القرآن على وجوه» 28 على علیه السلام به فردى که قضاوت مى کرد، فرمود: آیا ناسخ و منسوخ را مى شناسی؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمود: هلاک شدى و هلاک کردی! تأویل هر حرف از قرآن بر وجوهى است.مضمون این روایت، از این نظر که تمام قرآن تأویل دارد، برابر با تعبیرات قرآنى است که گاه مى گوید: «هل ینظرون الاّ تأویله» و یا «ولمّا یأتهم تأویله» و….روایاتى که مى گویند همه قرآن بطن دارد، مانند روایت امام باقر علیه السلام از رسول اکرم صلى الله علیه و آله «ما من القرآن آیه الاّ له ظهر و بطن» 29 مى تواند به این معنا باشد که تأویل قرآن، یعنى شناخت ژرفاى بطون آن. امّا «تأویل در متشابهات» که نه شناخت معناى آیات، بلکه شناخت حقیقت مدلول «موضوع» است، باید در تحقیق جداگانه تحت عنوان محکم و متشابه از دیگاه اهل بیت علیهم السلام مورد مطالعه قرار گیرد.بنابر آنچه یاد شد مى توان گفت تأویل قرآن برسه گونه است: ۱. تأویل همه قرآن، ۲. تأویل بطون قرآن، ۳. تأویل متشابهات قرآن.
راه دستیابى به تأویل قرآن
بى گمان، تأویل متشابهات قرآن، مخصوص خداست. راسخان در علم، به تعلیم الهى مى توانند به هرمقدار ازآن که مشیت الهى باشد علم بیابند ومقصود از راسخان در علم هم پیامبرصلى الله علیه و آله و امامان معصوم پس از آن حضرت هستند. بر این اساس، -اگر این مبنا را بپذیریم که واو در آیه «والرّاسخون… » عاطفه است که با مضمون روایات اهل بیت سازگارتر است -فراگیرى تأویل متشابهات فقط از طریق رسول اکرم و اهل بیت او ممکن خواهد بود. امّا تأویل بطون قرآن که تمام قرآن را شامل مى شود درجاتى دارد، تأویل تمام بطون مخصوص اهل بیت است؛ ولى برخى از لایه هاى بطون «هفت گانه، یا هفتادگانه» براى برخى از صاحبان خرد ناب (اولوا الالباب) وصاحبان بینش هاى نافذ (اولوا الابصار) وشاگردان مکتب اهل بیت علیهم السلام درخور دسترسى است.نکته اى که پیش از استشهاد به روایات باید در نظر داشت، این است که آموزش و شناخت هر متنى بر پیش فرض هایى استوار است. در شناخت قرآن هم همین پیش فرض ها نقش مؤثر دارند. طبیعى است که برداشت یک غیر معتقد و تأثیرى که قرآن براو دارد، با دریافت شخص معتقد و اثرى که قرآن بر او دارد متفاوت است. این است که امامان معصوم بر این نکته تأکید دارند که در شناخت بطن قرآن و تأویل آن باید به مکتب اهل بیت علیهم السلام توجه داشت. منظور این نیست که قرآن را فقط با روایات مأثور تفسیر و تأویل کنیم و تفکر و تدبّر درآن را کنار بگذاریم؛ زیرا چنین مطلبى هم خلاف روایات است، روایاتى که ما را به تدبّر در قرآن و تمسّک به آن تشویق مى کنند و حتى معیار درستى روایات را هماهنگى با مضامین قرآنى مى دانند و هم مخالف آیات فراوان و روح کلى قرآن که از «اولوا الالباب» و «اولوا الابصار» و… مى خواهد تا در آن تعقّل، تدبّر و تفکر کنند.بنابراین در معنى شناسى این بخش از روایات نباید آن دسته از روایات را نادیده گرفت. اگر با چنین دیدى روایات را معنا کنیم -که صحیح هم همین است- آن وقت روایات مربوط به فراگیرى قرآن از اهل بیت معناى ژرفترى مى یابد و آن داشتن ملاک ها و اصول متقن در معنى شناسى قرآن است و روش ویژه اى که اهل بیت در تعلیم معارف قرآن انتخاب کرده اند .امام حسن عسکرى علیه السلام مى فرماید: «آیا مى دانید متمسک به قرآن، آن که با تمسّک به آن به این شرف بزرگ مى رسد کیست؟ او کسى است که قرآن و تأویل آن را از ما، اهل بیت، فراگرفته باشد، یا از نمایندگان و فرستادگان ما به سوى شیعیان، نه از افکار (بى اساس) مجادله کنندگان و از قیاس قیاس کنندگان…» 31آنچه از این روایت و روایات فراوان دیگر در این زمینه به دست مى آید این است که باید قرآن را در این مکتب آموخت و با روش آنان به قرآن نگریست. در این روایات نمایندگان ائمه علیهم السلام نیز به عنوان آشنایان به تأویل قرآن معرفى شده اند ، آنان همان کسانى بودند که قرآن را از اهل بیت فرا گرفته بودند.افزون بر این، تأویل در زبان ائمه در مواردى بسیار، بر برابرسازى مفاهیم کلى قرآن بر موارد بیرونى اطلاق مى شود. مثلاً تعیین شخصى در تأویل هدایت و نعمت در قرآن و… که خود این دیدگاه راهى است براى عمل و موضع گیرى درست در مسائل اجتماعی. روایات در این زمینه بسیار است. امّا تأویل بطون از سوى برخى صوفیه و عرفا و ادعاى فراوان آنان، آنجا که از اصول و ضوابط قرآنى و روش اهل بیت بیرون باشد، همان تأویل مردود است.وقتى که ابن عربى در دفاع از روش تفسیرى خاص خود مى گوید اگر این امور براساس قواعد تفسیر نیست، باکى ندارم، زیرا آنها را مستقیماً از طریق وحى دریافت کرده ام ودر برخى از موارد هم که تأویل هاى او مخالف صریح قرآن است، جاى این پرسش هست که «العیاذ باللّه» اگر معارفى از قرآن نسخ شده است و نسخ آن بر ابن عربى، وحى شده است، اصولاً چرا خداوند ایشان را به پیامبرى مبعوث نکرده است!
——————————————–پى نوشت ها :
1. ابن منظور، جمال الدین محمد بن مکرم، لسان العرب (بیروت: دار صادر، [بى تا])، ج ۱۱، ص ۳۲- ۳۳.۲. همانجا.۳. همان، ص ۳۳.۴. همان، ص۳۶؛ محمد حسین ذهبى، التفسیر والمفسرون، ج ۱، ص۱۶.۵. حسن مصطفوى التحقیق فى کلمات القرآن، ج۱، ص۱۶۱.۶. همان، ص۱۶۲.۷. جلال الدین سیوطى ، الاتقان فى علوم القرآن، تصحیح محمد ابوالفضل ابراهیم و …، (قم: اننتشارات شریف رضى، [بى تا])، ج ۴، ص. ۱۹۳.۸. محمد حسین طباطبایى، قرآن در اسلام (مشهد: طلوع، [بى تا]) ص ۴۵۵۹.۹. همان، ص ۴۸.۱۰. همان، ص۵۶.۱۱. محمد حسین طباطبایى ، شیعه در اسلام (قم: دفتر تبلیغات اسلامى، [بى تا])، ص ۵۱.۱۲. محمد حسین طباطبایى ، المیزان فى تفسیر القرآن ([قم]: اسماعیلیان، [افست از روى چاپ بیروت]، ۱۳۹۱ق /۱۹۷۲م)، ج ۳، ص ۳۷.۱۳. همان، ص ۲۳.۱۴. پل نویا، تفسیر قرآنى و زبان عرفانى، ترجمهْ اسماعیل سعادت (تهران: نشر دانشگاهى،)، ص ۸.۱۵. همانجا.۱۶. سید محمد باقر صدر و سید محمد باقر حکیم، علوم القرآن (تهران: المجمع العلمى الاسلامى، ۱۴۰۳ق)، ص۷۶.۱۷. همان، ص ۷۹.۱۸. ،محمد بن مسعود عیاشى، تفسیر العیاشى (تهران: مکتبه علمیه اسلامیه)، ج ۱، ص ۱۷۲.۱۹. ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینى ، تصحیح على اکبر غفارى، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، زمستان ۱۳۶۵)، ج ۲، ص ۱۶۸، ح۲.۲۰. محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار (بیروت: دار احیاء تراث العربى، ۱۴۰۳)، ج ۸۹، ص ۱۰۸. «چاپ سوم» ، ج ۹۲، ص ۱۰۸؛ شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۷۸.۲۱. محمد بن مسعود عیاشى ، تفسیر العیاشى، ج ۲، ص ۵۶.۲۲. محمد بن حسن بن فروخ صفار قمى، بصائر الدرجات الکبرى فى فضائل آل محمد، تصحیح میرزا محسن کوچه باغى، (تهران: مؤسسه اعلمى، ۱۳۶۲ق)، ص ۱۹۵.۲۳. همان، ص ۱۹۶.۲۴ . محمد بن مسعود عیاشى، تفسیر العیاشى، ج ۱،ص ۱۶؛ وسائل الشیعه، کتاب قضا، باب ۱۳.۲۵. محمد باقر مجلسى، ج ۸۹، ص ۹۱۹۲.۲۶. همان، ص ۱۰۸.۲۷. ، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۱۰۸؛ شیخ صدوق، امالى، ص۵۶.۲۸. محمد بن مسعود عیاشى، تفسیر العیاشى، ج ۱، ص۱۲ .۲۹. محمد بن حسن صفار قمى، بصائر الدرجات، ص ۱۹۶.۳۰. براى تفصیل بیشتر بنگرید به مقاله «ظاهر و باطن در گستره روایات» در همین فصلنامه.۳۱. محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۱۸۲.
  منبع : نشریه حسنا، پاییز ۱۳۸۸ – شماره ۲
 

نوشته قبلی

عربستان پیش از اسلام‏

نوشته‌ی بعدی

قیام های علویان در دوران امام رضا (ع) (۱)

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

مقصود از شناخت در حدیث معرفت امام

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

چرایی عدم گرایش به بنیادگرایی در اندیشه‌های شیعی
بدون دسته ( پیشفرض)

چرایی عدم گرایش به بنیادگرایی در اندیشه‌های شیعی

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

نوشته‌ی بعدی

قيام هاي علويان در دوران امام رضا (ع) (1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

حامله بودن حضرت فاطمه پیش از شهادت

حامله بودن حضرت فاطمه پیش از شهادت

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ازدواج پیامبر (ص) با عایشه

ازدواج پیامبر (ص) با عایشه

شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ

شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ

الو سلام حاج آقا / ۲۹

خطبه بى الف امام علی (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا