در مورد حضرت زهرا(علیها السلام) به سه مطلب باید توجه داشت:
مطلب اول؛ تجلیل خدای متعال از مقام والای حضرت زهرا(علیها السلام)
چند نمونه از آن تجلیلها،
۱. نازل شدن آیههای زیادی از قرآن در شأن آن حضرت، مانند سورۀ کوثر و آیاتی از سورۀ «هل أتی»، قدر، تطهیر (احزاب/۳۳)، مودت (۲۳/شوری)، نور (نور/۳۵)، مباهله (آلعمران/۶۱) و صدها آیۀ دیگر که در مورد اهل بیت(علیهم السلام) بطور عموم و یا در خصوص حضرت زهرا(علیها السلام) نازل شده است. (با مراجعه به کتاب تأویل الآیات و کتاب شواهد التنزیل میتوان به اصل و معانی آنها دست یافت.) علاوه بر آن پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) حضرت جبرائیل(علیه السلام) به محضر شریف حضرت زهرا(علیها السلام) برای تسلیت شرفیاب میشد و پیامهای الهی را ابلاغ میکرد که نتیجهاش مصحف آن حضرت شد.۲. در حدیث قدسی نیز خدای متعال فرمود: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک ولو لا فاطمه لما خلقتکما؛ ای پیامبر! اگر تو نبودی جهان هستی را نمیآفریدم و اگر علی نبود تو را نمیآفریدم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را هم نمیآفریدم!» (فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفی(صلی الله علیه و آله)، به نقل از کشف اللئالی ابن عرندس حلی)در این حدیث خدای متعال حضرت زهرا(علیها السلام) را یکی از پایهها و علتهای اصلی آفرینش معرفی فرموده؛ زیرا او «مکمل نبوت انبیاء» و «روح خاتمالانبیاء» و «ام الائمهالنجباء» و «حجت خدا بر حجج الهی» بوده و هست. اگر فاطمه زهرا(علیها السلام) نبود، هستی «مَلَکه» نداشت و آیه نور «مشکاه» و زمین «مادر حُسن» و علمنامۀ ائمه «مصحف» و شهر الله «لیلهالقدر» و آسمانها «منصوره» و شجرۀ طوبی «شاخ و برگ و ریشه» و بانوان عالم «سیده النساء» و اهل محشر «شفیعۀ کبری» و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) «کوثر» نداشت و بالاخره وجودِ هستی لغو و بیهوده و بیحکمت و بیمقصد و ساحل نجاتی نداشت!۳. امام حسن عسگری(علیه السلام) فرمودند: «نحن حجج الله علی الخلق و فاطمه(علیها السلام) حجه علینا؛ خدای متعال ما ائمه را حجت بر همۀ خلق و حضرت فاطمۀ زهرا(علیها السلام) را حجت بر ما قرار داده است!» (المجالس شیخ مفید، ۲/۲۵۹ – امالی شیخ طوسی، ۳۰/۲۴)سبحان الله از این مقام و منزلت والای صدیقۀ کبری(علیها السلام) که مقتدا و الگوی جمعی قرار گرفته که آنها خود مقتدا و الگو و راهنما و دلیل راه همۀ عالماند.۴. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «و لقد کانت(علیها السلام) مفروضه الطاعه على جمیع من خلق الله من الجن و الإنس و الطیر و الوحش و الأنبیاء و الملائکه…؛ اطاعت از حضرت زهرا(علیها السلام) بر همۀ خلق واجب بوده و هست، بر همه انسانها، جنیان، حیوانات، پرندگان و حتی پیامبران گذشته و همۀ فرشتگان.» (دلائل الامامه، ص ۲۸)علم و عصمت و معرفت و معنویت، قرب و منزلت حضرت زهرا(علیها السلام) در چه مرتبهای است که خدای متعال همگان را به اطاعت از او وادار کرده است؟! و صدها حدیث دیگر مانند این احادیث که در شأن آن حضرت وارد شده و در کتب معتبرۀ شیعه و سنی آمده است.
مطلب دوم؛ تجلیل پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مقام شامخ حضرت زهرا(علیها السلام) و همچنین تکریم و تعریف ائمۀ طاهرین(علیهم السلام)از آن حضرت
نمونهها:
الف) در سیرۀ آقا رسول الله(صلی الله علیه و آله) میبینیم که حضرت پیش پای حضرت زهرا(علیها السلام) تمامقد بلند میشدند چند قدم به استقبال آمده و دستش را میبوسید و او را به جای خود مینشاندند! (کشف الغمه، ج ۱، ص ۴۵۳) حضرت زهرا(علیها السلام) هم در حق پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) همین آداب را رعایت میکرد!نمیخوابیدند تا عرض صورت و میان دستان فاطمهاش را ببوسند. (احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۱۸۶ – بحار، ۴۳/۴۲)سینهاش را میبوسیدند و میبوئیدند و بوی بهشت را استشمام میکردند. (همان، ص ۱۸۵)سفرهایش را از خانه او آغاز و به خانۀ او پایان میدادند. (بحار، ۴۳/۴۰)مدت شش یا نُه ماه، هر روز صبح دست بر دو طرف درب خانهاش گذاشته و آیۀ تطهیر را خطاب بر ایشان تلاوت میکردند.در امر ازدواجش، فرمود: «به دست خداست». (فاطمه الزهرا(علیها السلام) بهجه قلب المصطفی(صلی الله علیه و آله)، ص ۴۶۱)و موارد فراوان دیگر از اکرام و احترام و محبتهای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حضرت زهرا(علیها السلام). ب) در فرمایشات آقا رسول الله(صلی الله علیه و آله) نیز از کاملترین و بلندترین تعبیرها برای تعریف و تجلیل از مقام حضرت زهرا(علیها السلام) استفاده کردهاند.گاه فرمودند: لو کان الحُسن شخصاً لکان فاطمه، بل هی أعظم، فاطمه إبنتی خیر اهل الارض عنصراً و شرفاً و کرما؛ اگر همۀ خوبیها، کمالات، نیکیها، تبدیل به شخصی شود، میشود فاطمه(علیها السلام)؛ بلکه او بزرگتر از همۀ اینها است؛ زیرا که او مادر حُسن و ریشه همه کمالات و عناصر الابرار است. دخترم فاطمه برترین فرد اهل زمین از نظر عنصر (جسم و جان و روح) و شرافتها (حسب و نسب و منزلت) و کرامتها (صفات، رفتار، عبادات) است. (فرائد السمطین، ج ۲، ص ۶۸)و گاه فرمود: ای فاطمه! غضب و خشنودی خدای متعال در گرو غضب و خشنودی توست! (فرائد السمطین، ج ۲، ص ۴۶)و گاه فرمود: ای فاطمه! به خدا قسم من از کسی راضی نمیشوم مگر آنکه تو راضی شوی! (الصراط المستقیم، ج ۲، ص ۹۳) و سه مرتبه این سخن را تکرار کرد.و گاه فرمود: فاطمه پاره تن و قلب و روح من است هرکه او را اذیت کند مرا و هر که مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده است. (نورالابصار، شبلغی، ص ۵۲)امیر المؤمنین علی(علیه السلام) فرمود: به خدا قسم! هرگز او را ناراحت نکردم و بر کاری اجبارش ننمودم بلکه پیوسته به صورت او نگاه میکردم و با این نگاه همۀ غم و غصههایم بر طرف میشد! (بحار، ۴۳/۱۳۵)همچنین دیگر ائمۀ اطهار(علیهم السلام) از آن حضرت(علیها السلام) به عظمت یاد کردهاند و در مقابلش دست ادب به سینه دارند و فرزند عزیزش حضرت مهدی(علیه السلام) هم فرمودند: مادرم زهرا(علیه السلام)، الگو و مقتدا و اسوه حسنه من است. (بحار، ۴۳/۱۷۹)
مطلب سوم؛ نتیجهگیری از مطلب اول و دوم
نتایج زیادی میتوان گرفت اما به مناسبت ایام فاطمیه(علیها السلام) در اینجا به یک نتیجه بسنده میکنیم. آن هم با طرح یک سئوال؛ شما را به خدا آیا برای چنین بانوی باعظمتی سزاوار است، جایز است، میتوان با کمترین حرف و یا حرکت و رفتاری او را آزرد؟! تا چه رسد به این همه ظلم و ستم و جفاکاری که در حق آن حضرت شد.
وظیفۀ امت در مقابل او چه بود و چیست؟
در این مورد از ستمکاران بر آن حضرت(علیها السلام) و همچنین از طرفداران آنها میپرسیم:أیضرمُ النار بباب دارهاو آیه النور علی منارهاآیا باید به در خانهاش آتش افروخته میشد و حال آنکه آیه نور در شأن اهل آن خانه نازل شدهو بابها باب النبی الرحمهو باب ابواب نجاه الامهدر حالی که درب خانهاش درب خانۀ پیامبر رحمت بود و درب راههای نجات امت بود.بل بابها باب علی الأعلیفثمَّ وجه الله قد تجلّیبلکه درب خانهاش درب علی الاعلی بود و جایی که تجلیگاه وجهالله بود«اشعار: محقق اصفهانی، کمپانی)دربارۀ آن ستمکاران فرمایش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) کافی است آنجا که فرمود:ای فاطمه! اگر همه پیامبران مبعوث شده و همه فرشتگان مقرب الهی بخواهند شفاعت کنند از کسانی که با تو دشمنی کردهاند و حق تو را غصب کردهاند، خدای متعال شفاعت آنان را نمیپذیرد و هرگز آنها را از آتش دوزخ رهایی نمیبخشد. (بحار الانوار، ۲۹/۳۴۷
مجله ماهنامه امام شناسی شماره ۱۱

















هیچ نظری وجود ندارد