نخستین سوزانندگان قرآن
بنابر شواهد تاریخی و حدیثی فریقین مانند حدیث ثقلین، قرآن کریم در زمان رسول خدا(ص) جمعآوری و مدون گردیده بود. ولی برای روشن نمودن ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و مطلق و مقید و…، امیرالمؤمنین علی(ع) پس از دفن پیکر مطهر رسول خدا(ص) بنابر وصیت ایشان بعد از وقایع غمبار غصب خلافت، آن حضرت مشغول جمعآوری قرآن کریم با عنایت و شرح موارد فوق شدند و قرآن را به ترتیب نزول همراه با شأن نزول هر یک از آیات و تفسیر و تأویل آنها و ناسخ و منسوخ و… جمعآوری نمودند و آن قرآن عظیم را به نزد مهاجران و انصار آوردند؛ ولی ابوبکر و عمر از قبول آن اعراض کردند و به زید بن ثابت، که جوانی از اهالی مدینه بوده و در مکه حضور نداشته است و در هنگام نزول بسیاری از سورههای قرآن کریم کودکی بیش نبوده، ولی از مبلغان و مؤثرین فعال در سقیفه و خلافت ابوبکر به شمار میرفت، دستور دادند که قرآن را جمع آوری کند.(کتاب سلیم بن قیس/ح۴/وح۱۱) این در حالی بود که علاوه بر اهلبیت(ع) اصحاب بزرگی از پیامبر اکرم(ص) که کاتبان کلام خداوند بودند، نظیر عبدالله بن مسعود در جامعۀ مدینه حضور داشتند. مورخان دربارۀ زید بن ثابت نوشتهاند که وی با این خوشخدمتی به خلفا از طرف آنان صاحب ثروتی انبوه شد بطوری که بعد از به خلافت رسیدن حضرت علی(ع) به دلیل رفتار عدالتگرایانۀ آن حضرت نا خشنود بود.
پس از مرگ ابوبکر، عمر از امیر المؤمنین علی(ع) در خواست نمود قرآنی را که ایشان جمع آوری نمودهاند به او بدهند تا آن قرآن عظیم را سوزانده و محو کند؛ ولی امیر المؤمنین علی(ع) إبا نمودند و فرمودند:
{لایمسُّهُ الاَّ المطهَّرون}.(واقعه/۷۹) و فرمودند: «این قرآن ظاهر نمیشود تا آنکه حضرت مهدی قیام نماید».(بحار/ج۳۱/ ص۲۰۵/و ج ۸۹ /ص ۴۳؛ کتاب سلیم/ح۴۲)
اهل تسنّن بنابر روایات متعددی که در کتابهای حدیثی آنان نقل شده است قائلند که قرآن بر هفت حرف و قرائت نازل شده و رسول خدا(ص) هرگز شخصی را از اختلاف در قرائت قرآن نهی و منع ننمودهاند، بلکه تقریر کرده و تصریح به جواز قرائات مختلف دادهاند. از جمله نقلها چنین است: «فقال رسول الله(ص) : کذلک أنزلت إنّ هذا القرآن أنزل علی سبعه أحرف، فاقرؤا ما تیسّر منه».(صحیح بخاری/کتاب فضائل القرآن/باب أنزل القرآن علی سبعه أحرف) گرچه این نظریه از سوی اهل بیت(ع) رد شده است. چنانچه امام باقر(ع) فرمودهاند: «إنّ القرآن واحدٌ نزل من عند واحد».(اصول کافی/کتاب فضل القرآن/ باب النوادر)
با این حال بنا به نظر اهل تسنّن قرآن نازل شده از جانب خداوند متعال به حضرت رسول اکرم(ص) به هفت صورت قرائت میشده که تلاوت آن به هر هفت نوع قرائت جایز بوده است؛ ولی عثمان خلیفه وقت که خود نخستین مانع عمل به قرآن، خصوصاً در سپردن خلافت به اهلبیت(ع) ، در زمان خود بود به همان زید بن ثابت دستور میدهد قرآن جمعآوری شده توسط خودش را نسخهبرداری کند تا به بلاد اسلامی ارسال نماید و عدهای به دستور وی مأمور شدند قرآنهای غیر از قرائت جمعآوری شده توسط زید بن ثابت را بسوزانند!!!
این موضوع در مهمترین و معتبرترین کتاب اهل تسنّن آمده که: «أمر ما سواه من القرآن فی کلّ صحیفه أو مصحف أن یحرق» عثمان دستور دارد هر قرآنی غیر از قرآن جمع آوری شده توسط زید بن ثابت در هر ورق یا کتابی که باشد به آتش کشیده و بسوزانند.(بخاری/کتاب فضائل القرآن/باب جمع القرآن/ح دوم) خودش نیز قرآنهای غیر از قرائت زید را به آتش کشید در حالیکه میتوانست قرآنها را دفن کند و یا در آب قرار دهد. این رویداد اسفبار دربارۀ احادیث پیامبر اکرم(ص) نیز قبلاً از طرف خلیفۀ اول اتفاق افتاده بود، به تصریح منابع اهلتسنّن ابوبکر نیز احادیث و فرمایشات پیامبر اسلام(ص) را به آتش کشید.(کنزالعمال/ج۱۰/ص۲۸۵؛ تذکره الحفاظ ذهبی/ج۱/ص۵) و عمر دستور منع تدوین حدیث و نگاشتن فرمایشات گهربار پیامبر(ص) را صادر نمود. و کسانی که احادیث پیامبر(ص) را منتشر و نقل میکردند توبیخ نمود و حتی زندانی کرد.(مستدرک حاکم نیشابوری/ج۱/ص۱۱۰؛ سیراعلام النبلاء/ج۲/ص۶۰۱/ج۷/ص۲۰۶)
و در این میان اقدام عثمان در سوزاندن مصاحف ارزشمند قرآن کریم که توسط صحابۀ کرام غیر از زید بن ثابت جمعآوری شده بود کاری بس ناپسند و غیرقابل توجیه به شمار میرود. تعداد مصحفهایی که توسط عثمان سوزانده شد در تاریخ مشخص نشده است، اما با عنایت به اینکه اصحاب گرامی پیامبر اکرم(ص) توجه زیادی به جمعآوری و حفظ قرآن کریم داشتند و طبعاً کاتبان وحی نیز در میان آنها کم نبودهاند، به نظر میرسد تعداد مصاحف سوزانده شده رقم بالایی را به خود اختصاص دهد و از طرف دیگر عذری را که برخی خواستند برای اقدام ناپسند عثمان بتراشند که وی برای توحید مصاحف، اقدام به این کار کرده است پذیرفتنی نیست، چرا که به رغم اقدام وی، قرائات مختلف از تلاوت قرآن کریم ادامه یافت و بعدها در هفت نوع قرائت توسط تابعین صحابه ارائه گردید.
بنابراین اول کسانی که اقدام به سوزاندن قرآن و احادیث نبوی کردند خلفای اهل تسنّن هستند و این هتک قرآن کریم تنها مختص به عثمان نبود بلکه بعدها معاویه بن ابی سفیان در جریان شورش خود علیه خلیفۀ برحق مسلمانان امیرالمؤمنین علی(ع) در پیکار صفین اقدام به زدن قرآن بر سر نیزهها کرد.(نصر بن مزاحم منقری/حرب صفین) که بیتردید بیاحترامی آشکاری علیه قرآن کریم به شمار میرفت، و خلیفۀ دیگر اموی ولید بن عبدالملک هنگامی که دربارۀ جایگاه خود اقدام به گشودن قرآن کرد و این آیۀ شریفه آمد که: {وَاسْتَفْتَحُوا وَخَابَ کُلّ جَبّارٍ عَنِیدٍ}.(ابراهیم/۱۵) با کمال شقاوت قرآن را در نقطهای نهاد و با پرتاب تیرهای فراوان آن را پاره پاره کرد و اشعار کفرآمیزی را بر زبان جاری کرد.
رژیم آل خلیفه و آل سعود سوزانندگان قرآن کریم در زمان فعلی
در زمان ما با اوجگیری بیداری اسلامی که با محوریت قرآن و سنت و عترت پیامبر(ص) سراسر عالم اسلام را فراگرفته، رژیمهای فاسد و وابستهای نظیر آلسعود و آلخلیفه که داعیه پیروی از سنن و مکتب خلفا را دارند به مساجد و حسینیهها و تکایای مذهبی در مناطقی نظیر بحرین حمله میکنند و به تأسی از خلفای غاصبی همانند عثمان، انبوهی از قرآنها را به آتش میکشند و آیات شریفۀ الاهی را زیر پا میگذارند و هتک حرمت میکنند و مانند اشخاصی نظیر خالد بن ولید که صحابی بزرگ پیامبر(ص) مالک بن نویره را با مکر و حیله، ظالمانه به شهادت رساند، مسلمانان شیعه و مظلوم بحرین را که خواستار نخستین حقوق شهروندی و آزادی دینی و مذهبی هستند ناجوانمردانه و ظالمانه به شهادت میرسانند و حتی به رجال سیاسی و نمایندگان مجلس و بازیکنان تیم ملی خود رحم نمیکنند و به جرم شیعه بودن، زندانی و شکنجه کرده، به شهادت میرسانند و همانند خلیفه دوم که به بیت وحی حمله کرد به مساجد و حسینیهها حمله میکنند و آنها را ویران میکنند و شامل لعن الاهی در مورد منع ذکر یاد و نام خداوند در مساجد قرار میگیرند. {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا أُولئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوهَا إِلّا خَائِفِینَ لَهُمْ فِی الدّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ}.(بقره/۱۱۴)
همۀ این ظلمها و جنایات وقیحانه رژیم آل خلیفه و آل سعود که خود را به دروغ خادم حرمین شریفین خواندهاند، نتیجۀ اقدامات ظالمانه نخستین خلفای غاصب در به آتش کشیده شدن بیت وحی و هتک حرمت قرآن ناطق حضرت امیر المؤمنین علی(ع) پس از رحلت یا شهادت پیامبر اسلام(ص) است.
به امید روزی که حضرت ولی عصر(عج) حقیقت قرآن و اسلام و عظمت حضرت رسول الله و اهلبیت(ع) را به جهانیان بنمایاند.
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۲















هیچ نظری وجود ندارد