مدّعیان حقانیت در بین فرق و مذاهب زیادند، بلکه همه این ادعا را دارند؛ زیرا حقانیت، ارزش واقعى یک مکتب است. اما مکتبهایی که بر حقانیت خود بتوانند مدرک و دلیل اقامه و ارائه کنند، خیلی کم به نظر میآیند. اما بین ارائه کنندگان ادله، تنها یک مکتب است که میتواند ادله واقعی و مستحکم ارائه کند، چون حق و حقانیت تناقض و تضاد بردار نیست، و معقول نیست این که دو مکتب مختلف و متفاوت، در عین تناقض، هردو بر حق باشند.و چنانچه مکتب بر حق، حقانیت خود را تنها در آیینهی استدلال میتواند نشان بدهد، خود ادلهی حقانیت نیز ویژگیهای خاصی دارند؛ زیرا استحکام یک دلیل به محض ادعا نیست، بلکه به تحقّق ویژگیهای معینی است که آنها را در پرتوی عقل و مشی عقلا میتوان تشخیص داد. در این سلسله مقالات سعی بنده بر این است که ویژگیهای ادلهی حقانیت تشیع را شمرده، به تشریح مختصری از آنها، بپردازم. قبل از ادامهی بحث، لازم به تاکید است که بحث ما بررسی ادله نیست، بلکه بررسی ویژگیهای ادله است، و وقتی ادله را ذکر میکنیم، برای مثال و نمونه و توضیح است، نه برای استدلال واثبات ادّعا.
در سه شمارهی قبل مختصر به بررسی سه ویژگی یکم و دوم وسوم پرداختیم، وحالا به بررسی مختصری دربارهی ویژگی چهارم میپردازیم، که عبارتست از: «متواتر یا صحیح بودن روایات استنادی بر اساس مبنای مخالفان»
برای توضیح بیشتر، بیایید راجع به واژههای «متواتر» ، «صحیح» و «مبنا» کمی صحبت به میان آوریم.
منظور از «متواتر» مضمونی است که در هر نسل، از نسل روات نخست تا برسد به ما، روات متعدّدی آنرا نقل بنمایند، به نحوی که این تعدد باعث شود که ما علم و یقین به صحت و صدور آن مضمون پیدا کنیم. «متواتر» عنوانی است حاکی از بالاترین ثبوت و صحت، خوانندهی گرامی میتواند برای بررسی بیشتر موضوع به کتب درایت الحدیث یا به اصطلاح دیگر مصطلح الحدیث، رجوع کند.
منظور از «صحیح» مضمونی است که به حد یقینی به اندازهای متواتر نرسیده است، امّا رُوات آن دارای ویژگیهاییاند، که باعث میشود ما به صحت آن مضمون، وثوق و اطمینان را به دست بیاوریم.
حدیث متواتر و صحیح هردو مورد قبول و احتجاج همهی فرق اسلامیاند.
منظور از «مبنا» یک باور علمی است که بر اساس آن، یک دانشمند دیدگاه خود را صادر میکند، مانند حکم به تواتر یا صحت مثلاً: مبنای حافظ سیوطی (از علمای اهل تسنن) این است که حدیثی که رواتش به ده عدد برسد، حدیث متواتر است. یک مثال دیگر: اینکه نزد مشهور علمای اهل تسنن، شیعه بودن یک راوی، در ردّ روایت وی کفایت نمیکند.
اینک به اصل موضوع مقاله برمیگردیم، که عبارت بود از: متواتر یا صحیح بودن احادیث استنادی بر اساس مبنای مخالفان. و به عبارت دیگر، حجت بودن احادیث استنادی شیعه از دیدگاه علمای اهل تسنّن.
احادیث استنادی شیعه را ـ طبق یک بررسی گسترده ـ میتوان به گروههای ذیل تقسیم نمود:
1. احادیثی که جمعی از علمای اهل تسنن، به تواتر و جمعی دیگر به صحت آنها تصریح کردند.
2. احادیثی که جمعی از علمای اهل تسنن، به صحت آنها تصریح کردند.
3. احادیثی که به تواتر یا صحت آنها از طرف علمای آنها تصریح نشده است، اما آنها با این احادیث به نحوی برخورد کردند که انگار احادیث متواتر یا صحیحاند.
4. احادیثی که به تواتر یا صحت آنان از طرف علمای آنان تصریح نشده است، و آنها با این احادیث مانند احادیث متواتر یا صحیح برخورد نکردند، اما میتوان طبق مبنای آنان، حکم به صحت این احادیث کرد.
5. احادیثی که به تواتر یا صحت آنها از طرف علمای آنان تصریح نشده است، و آنان با این احادیث مانند احادیث متواتر یا صحیح برخورد نکردند و نمیتوان طبق مبنا آنان حکم به صحت این احادیث کرد، اما راه بحث مبنایی وجود دارد، یعنی میشود با آنان در رابطه با مبنای خودشان گفتوگو کرد، که منجر به تغییر مبنایشان، و در نتیجه به تصحیح مضمون مدّ نظر بشود. البته این گروه به خصوص از عنوان بحث (ویژگی چهارم) خارج است؛ زیرا در این گونه احادیث، صحت بر مبنای مخالف استوار نیست.
بررسی مفصل انواع احادیث استنادی، یک کتاب مستقلی را میطلبد که در این مقاله تنها به بررسی نوع نخست، بسنده میکنیم.
نمونه و مثال یکم، حدیث شریف غدیر است، که از مشهورترین احادیث استنادی شیعه به شمار میرود، که با عبارتهای متفاوتی نقل شده است، که مختصرترین آنها عبارت «مَن کنتُ مَولاهُ فعلیٌّ مولاه» میباشد، و علمای اهل تسنن، بعضی به تواتر آن و بعضی دیگر به صحت آن، حکم نمودند؛ برای مثال بعضی از آنها را در ذیل ذکر میکنیم:
حافظ ذهبی در کتابش «طرق حدیث من کنت مولاه»، حکم به تواتر نمود. وهمچنین ابن کثیر در «البدایه والنهایه» (ج۵، ص۲۳۳) حکم ذهبی به تواتر حدیث را، نقل کرد. حافظ سیوطی نیز در کتابش «الأزهار المتناثره فی الأخبار المتواتره»، حکم به تواتر آن نموده است. کتـّانی در کتابش نیز «نظم المتناثر من الحدیث المتواتر»، حکم به تواتر آن نموده است.
حافظ البانی در کتابش نیز «السلسله الصحیحه» (به شماره ۱۷۵)، حکم به تواتر نموده است.
ابن حجر عسقلانی که در کتابش «فتح الباری» (ج۷، ص۶۱ )مینویسد: «کثیر الطرق جداً وقد استوعبها ابن عقده فی کتاب مفرد وکثیر من أسانیدها صحاح وحسان»، حکم به تواتر را میرساند.
ابن حِبّان آن را در «صحیح ابن حبان» (ج۱۵، ص۳۷۶) روایت کرده است، که به معنی حکم به صحت آن است.
نمونه و مثال دوم، حدیث ثقلین است، که باز از مشهورترین احادیث استنادی شیعه به شمار میرود، که با عبارتهای متفاوتی نقل شده است، که مختصرترین آنها عبارت «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی» میباشد و علمای اهل تسنن، بعضی به تواتر آن، وبعضی دیگر به صحت آن، حکم نمودند. برای مثال بعضی از آنها را در ذیل ذکر میکنیم:
مسلم قشیری آنرا در «صحیح مسلم» (ج۴، ص ۷۴- ۱۸۷۳) روایت کرده است که به معنی حکم به صحت آن است، بلکه به معنی اتفاق محدثین بر صحت آن؛ است زیرا از مسلم نقل کردند که وی فقط احادیثی را در صحیحش روایت میکند که همه بر صحت آنها اتفاق نظر دارند. (ر.ک: عسقلانی، ابن حجر، (الوقوف علی الموقوف، ص۴۰ . سیوطی، جلال الدین، تدریب الراوی، ج۱، ص۹۸)
حافظ ابن خزیمه آن را در کتاب خود «صحیح ابن خزیمه» (ج۴، ص۶۲ ـ ۶۳) روایت کرده است.
حافظ بغوی آن را در کتاب خود «شرح السنه» ج۸، ص۸۸ تصحیح دانسته است.
ابن کثیر دمشقی آن را در کتاب خود «تفسیر القرآن العظیم» (ج۴، ص۱۲۲) تصحیح دانسته است.
شیخ أبو الفتوح تلیدی در کتاب خود «الأنوار الباهره بفضائل أهل البیت النبوی والذریه الطاهره»، ص۱۴ حکم به تواتر آن نموده است.
نمونه ومثال سوم، حدیث شریف منزلت است، که مانند دو حدیث قبلی، از مشهورترین احادیث استنادی شیعه به شمار میرود که عبارت است از قول پیامبر گرامی اسلام(ع)ـ «أنت مِنِّی بمنزله هارون من موسى إلاَّ أنَّهُ لا نَبِیَّ بعدی». علمای اهل تسنن، بعضی به تواتر آن، وبعضی دیگر به صحّت آن، حکم نمودند. برای مثال، بعضی از آنها را در ذیل ذکر میکنیم:
محمد بن اسماعیل بخاری که آنرا در کتاب خود مشهور به «صحیح البخاری» (ج۴، ص۲۰۸، و ج۵، ص۱۲۹) روایت نموده است، که این کتاب نزد مشهور علمای اهل تسنن، صحیحترین کتاب بعد از قرآن کریم شمرده میشود.
مسلم قشیری که آن را در کتاب خود مشهور به «صحیح مسلم» (ج۷، صص۱۱۹ و۱۲۰) روایت کرده است که به معنی حکم به صحت آن است، بلکه به معنی اتفاق محدثین بر صحت آن میباشد.
ناگفته نماند که اتفاق بخاری و مسلم بر روایت یک متن، نزد جمعی از علمای اهل تسنن، به معنی قطعی بودن آن متن است و به این ترتیب حدیث منزلت حکم متواتر میگیرد.
حافظ سیوطی نیز در کتابش «الأزهار المتناثره فی الأخبار المتواتره»، حکم به تواتر آن نموده است.
کتـّانی نیز در کتابش «نظم المتناثر من الحدیث المتواتر»، حکم به تواتر آن نموده است.
در واقع نمونهها و مثالها زیادند، وما به این مقدار بسنده میکنیم.
به علّت این ویژگی خیلی مهم و اساسی، یعنی متواتر یا صحیح بودن احادیث استنادی شیعه بر مبنای مخالفان، مکتب تشیّع توانسته است که میلیونها نفر را به سمت خود جلب کند، به حدی که عبارت مشهور بر زبان شیعه شدگان عزیز این است ما را بخاری و مسلم شیعه کردند». منظورشان اینست که احادیث دال بر حقانیت تشیع – به شهادت مانند بخاری و مسلم و دیگر بزرگان و علمای اهل تسنن- رنگ صحت وتواتر وحجّیت به خود گرفته است، و این است علّت اطمینان یک پژوهشگر منصف، و در نتیجه روی آوردن به مکتب ناب اسلام، که تنها در تشیع عظیم تجلّی پیدا کرده است.
منبع : نشریه شیعه شناسی ، شماره۴















هیچ نظری وجود ندارد