۱۶ آذر ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

پیمانهای اجتماعی و رستگاری جامعه

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تعیین فضاى مفهومى
پیمانپیمان، به معناى شرط، عهد ، میثاق، قرارداد، قول و قرارى است که کسى با کسى دیگر بگذارد که بر طبق آن عمل کنند. (۱)
پیمان اجتماعىمراد ما از «پیمان اجتماعی»، هر نوع قرارداد زبانى یا عملى است که افراد و گروههاى اجتماعى، نسبت به یکدیگر یا نسبت به جامعه برقرار مى کنند، مثلاً افراد یک جامعه متعهد مى شوند که حقوق دیگران را محترم بشمارند یا مسئولان جامعه عهد مى بندند که حافظ رأى و حقوق مردم باشند.
رستگارىرستگار به معناى آزاد، رها، آسوده، و نجات یافته است. (۲)
رستگارى جامعهمراد ما از «رستگارى جامعه» در این نوشتار، رسیدن جامعه (یا اکثر شهروندان آن) به زندگى گوارا و همراه با عزّت است که لازمه اش برخوردارى جامعه از انسجام ، وحدت ، اعتماد عمومى، عدالت اجتماعى و هماهنگى در فعالیتهاى اجتماعى است. این نوشتار در صدد تبیین رابطه بین پیمانهاى اجتماعى و رستگارى جامعه است؛ یعنى تبیین این موضوع که در صورت پایبندى افراد و گروههاى اجتماعى به پیمانهاى خود، جامعه اى سعادتمند خواهند داشت. البته سعادتمندى جامعه، مصادیق زیادى دارد و ما به برخى از آنها اشاره مى کنیم، از قبیل: اعتماد عمومى، انسجام و وحدت اجتماع، و عدالت اجتماعی. (۳)
پیمانهاى اجتماعى نیاز هر جامعه
پیمانهاى اجتماعى و وفاى به آن، از ضرورى ترین شرایط زندگى جمعى و لازمه تحقّق و بقاى همکارى اجتماعى است.تمام مزایایى که از جامعه مى بریم و همه حقوق زندگى اجتماعى ما که با تأمین آن آرامش مى یابیم، بر اساس عهدهاى اجتماعى عمومى و نیز عهدهاى جزئیِ متّکى بر آن عهدهاى عمومى، استوار است ؛ یعنى تعهداتى که افراد به جامعه مى دهند و یا از آن مى گیرند، هرچند این پیمانها را بر زبان، جارى نکنند.همین که، عده اى از افراد، در محدوده جغرافیایى خاص، زندگى جمعى را شروع مى کنند و از مجموعه اى از آداب و رسوم مشترک پیروى مى نمایند و زندگى در چارچوب آن را مى پذیرند و خود را مستحق برخوردارى از حقوق اجتماعى و مزایاى آن جامعه مى دانند، همه اینها ناشى از پیمانهایى است که (هرچند نانوشته) بین افراد آن جامعه مبادله شده است، و اگر این پیمانها نبود، هرگز جامعه اى شکل نمى گرفت. (۴)اهمیت پیمانها به حدى است که از دیرباز و در طول تاریخ زندگى اجتماعى بشر، بین گروهها و قبایل و جوامع مختلف، وجود داشته است. امروزه نیز بین آنها معاهدات گوناگون به امضا مى رسد و همین طور پیمانهاى بین المللى فراوانى، ساز و کار و شیوه عملکرد کشورها را در مواجهه با موضوعات مختلف تعیین مى کنند، همچون: معاهده برخورد با اسیران جنگى، عدم تجاوز به خاک دیگران، احترام به حقوق اقلیتها و… .فراگیر بودن احترام به پیمانها براى آن است که از وجدان بشر، سرچشمه گرفته اند، نه از عقیده و دین خاص، چنان که امیر مهمنان على (ع) به این حقیقت اشاره مى فرماید و کارگزار خویش را به رعایت آن دعوت مى کند. (۵)«در میان واجبات الهى، هیچ موضوعى همانند وفاى به عهد، در میان مردم جهان (با تمام اختلافاتى که دارند)، مورد اتفاق نیست. به همین جهت، بت پرستان زمان جاهلیت نیز پیمانها را در میان خود، محترم مى شمردند؛ زیرا عواقب دردناک پیمان شکنى را دریافته بودند». (6)
پیمانهاى اجتماعى و اعتماد متقابل
از مهم ترین سرمایه هاى اجتماعى یک جامعه، «اعتماد متقابل» افراد و گروههاى اجتماعى، نسبت به یکدیگر است. این احساس، جامعه را از صورت آحاد پراکنده بیرون آورده، همچون رشته هاى زنجیر به هم پیوند مى دهد، و همین اصل اعتماد متقابل است که پشتوانه فعالیتهاى هماهنگ اجتماعى است و بدون آن، سلب اطمینان عمومى (که بزرگ ترین بلاى اجتماعى است)، دامنگیر جامعه مى شود. (۷) در این صورت است که فردگرایى در جامعه تقویت گشته، جمع گرایى و اندیشیدن و پرداختن به منافع جمعى از بین مى رود و به تعبیر امام على (ع) بدنهایى در کنار هم قرار مى گیرند؛ ولى خواسته هاى متفاوت دارند: «اى مردم کوفه! بدنهاى شما در کنار هم، امّا افکار و خواسته هاى شما پراکنده است». (8)بنیان اعتماد متقابل در جامعه انسانى بر پیمانها استوار است. با فراگیر شدن روحیه وفادارى به پیمانهاى درون گروهى و برون گروهى، اعتماد و اطمینان به همکارى اجتماعى و پایبندى اعضاى جامعه به قراردادها و قوانین اجتماعى افزون و تثبیت مى گردد. در این صورت، جامعه احساس آرامش و امنیّت مى کند و در سایه پیمانها، پناهگاه محکمى براى اعضاى آن فراهم مى شود.این حقیقت، در کلام امیر مهمنان على (ع) به زیبایى منعکس شده است، آن گاه که فرماندار منصوب خویش بر مصر (مالک اشتر) را مورد خطاب قرار داده، دعوت به رعایت پیمانها مى کند:«… پس هرگز پیمان شکن نباش!… خداوند، عهد و پیمانى را که با نام او شکل مى گیرد، با رحمت خود، مایه آسایش بندگان و پناهگاه امنى براى پناه آورندگان قرار داده است، تا همگان به حریم امن آن روى بیاورند». (9)براى تبیین بیشتر این موضوع، یعنى تأثیر وفادارى به پیمانهاى اجتماعى در رشد اعتماد متقابل، آن را از سه جهت مورد بررسى قرار مى دهیم:۱ . وفادارى رهبران جامعه به پیمانها = جلب اعتماد مردم،۲ . امانتدارى از مناصب اجتماعى توسط رهبران جامعه = گرایش دلهاى مردم به رهبران،۳ . وفادارى مردم یک جامعه به تعهدات اجتماعى = جلب اعتماد رهبران.
وفادارى رهبران جامعه به پیمانها و جلب اعتماد مردم
اعضاى هر جامعه، اهداف مشترکى دارند که جز با فعالیت جمعى، محقَّق نمى گردد. براى دستیابى به این اهداف مشترک (از قبیل: عمران و آبادى، نظم، امنیت، عدالت اجتماعى و…) نیاز به انتخاب و پذیرش مدیران و رهبرانى است که زمام امور جمعى را عهده دار شوند و خواسته هاى جمعى از طریق آنها پیگیرى و انجام شود. در این صورت، هم جلوى هرج و مرج در سطح جامعه، گرفته مى شود و هم دستیابى به اهداف با سرعت و دقت انجام مى گیرد.مسئولیتهاى اجتماعى و مَنصبها و مقامها، مبتنى بر مجموعه اى از میثاقهاست. فرد یا افرادى که به آن مَناصب دست مى یابند، باید بدان تعهدات اجتماعى پایبند باشند. مهم ترین میثاق اجتماعى در هر کشور، قانون اساسى آن کشور است که از آن به عنوان «میثاق ملّی» یاد مى شود و وظیفه افراد جامعه (مخصوصا مدیران و رهبران جامعه) را مشخص مى کند و آنها موظف به پایبندى به آن میثاق ملى هستند.علاوه بر قانون اساسى، برخى تعهدات اجتماعى دیگرى نیز وجود دارند که قوانین مربوط به هر مَنصب اجتماعیِ یاد شده در قانون اساسى را معیّن مى کنند و یا به جزئیات تعهداتى که خود مدیران اجتماعى در هنگام پذیرفتن مسئولیت اجتماعى به اعضاى جامعه مى دهند، مى پردازند.رهبران اجتماعى و مدیران جامعه، براى همراه کردن شهروندان با خود و دخالت دادن آنان در فعالیتهاى جمعى، چاره اى جز جلب اعتماد آنان ندارند و بدون این همراهى (که بزرگ ترین سرمایه اجتماعى است) امکان دستیابى به اهداف مشترک اجتماعى وجود نخواهد داشت. به خاطر اهمیت این مسئله است که على (ع)، برخى مسئولان حکومتیِ خود را دستور به جلب اعتماد عمومى مى دهد. (۱۰)اساسى ترین عامل جلب اعتماد عمومى، پایبندى رهبران اجتماعى و مدیران جامعه به تعهدات اجتماعى آنان است. براى روشن شدن موضوع، مثالى مى زنیم: یکى از تعهدات مسئولان جامعه، حقوق یکسان قائل شدن براى افراد مختلف جامعه است، مثلاً به شکل قبیله اى فکر نکنند، اموال عمومى و امکانات جامعه را جهت قشر خاصى صرف نکنند، برخورد قانونى مساوى با زیرمجموعه خویش و گروههاى مختلف اجتماعى داشته باشند، و…اگر رهبران اجتماعى و کسانى که صاحب منصب و مقام اجتماعى اند به این تعهدات وفادار باشند، صداقت و راستى خویش را به مردم و جامعه اثبات مى کنند که تأثیر فراوان در جذب دلهاى مردم دارد.پذیرش صداقت مدیران جامعه که با پایبندى به تعهدات اجتماعى به دست مى آید، موجب همدلى مردم با آنان و قابل تحمّل شدنِ نارساییها و کمبودهاى اجتماعى مى شود و بالعکس، شکستن تعهدات اجتماعى خشم مردم را به دنبال خواهد داشت، چنان که در این کلام امام على (در سفارش آن حضرت به برخى مسئولان حکومتى خویش در وفادارى به پیمان) جلوه گر است: «مبادا مردم را وعده اى داده، سپس خُلف وعده نمایی!… که خلاف وعده عمل کردن، خشم خدا و مردم را برمى انگیزد». (11)
مَناصب اجتماعى، امانت مردم اند
مسئولیتهاى اجتماعى، امانتهایى هستند که افراد و گروههاى اجتماعى به فرد یا افراد خاص مى دهند و چنانکه گفتیم، سپردن این امانتها، توأم با تعهداتى است که از آن افراد، گرفته مى شود. تنها کسانى مى توانند امین مردم و جامعه باشند که به تعهدات خویش احترام بگذارند. در این صورت، دلهاى مردم به سوى آنان مى گراید و در صورت شکستن تعهدات و خیانت در امانتى که از طرف جامعه به آنها سپرده شده، دلهاى مردم، ناآرام و در نتیجه متوحّش مى شود و دلهاى وحشت زده، هرگز به نظام وحشتزا نمى گرایند.برقرارى یک نظام اجتماعى در گرو گرایش دلهاى افرادى است که در زیر سایه آن حکومت به سر مى برند و در این صورت، آن نظام اجتماعى مورد تکریم و حمایت همه جانبه امّت قرار مى گیرد. این، هنگامى میسّر است که رهبران اجتماعى در تعهدات خویش نسبت به امانتى که در اختیار دارند، (یعنى سِمتها و مسئولیتهاى اجتماعی) خیانت نورزند. از این رو، خیانت مسئولان در میثاقهاى خویش موجب فروپاشى نظام اجتماعى و پراکندگى اجزا و عناصر آن خواهد شد. (۱۲)اعتماد مردم نسبت به مدیران اجتماعى و گرایش دلهاى آنان نسبت به رهبران جامعه به حدى است که امام (ع) آن را از بهترین چیزهایى مى داند که مایه روشنى چشم زمامداران مى شود. و روشن است که محبت دلهاى مردم نسبت به مسئولان، در سایه احساس امانتدارى و امین بودن آنان جوانه مى زند ؛ یعنى خیانت نکنند (۱۳) و در تعهدات مربوط به مَناصب اجتماعى اى که اشغال کرده اند، کوتاهى نورزند. (۱۴)
وفادارى مردم به تعهدات اجتماعى و جلب اعتماد رهبران
مردم هر جامعه، تعهداتى نسبت به مسئولان جامعه خویش دارند که سرمایه اجتماعى مهمى براى آن مسئولان است.شاید ضرورى ترین نیاز مدیر یک جامعه، کسب اعتماد مردم آن جامعه باشد. زمانى فرد یا افراد مى توانند مدیریت یک جمع را بپذیرند و یا وارد اقدامات مهم اصلاحى براى جامعه شوند که از اعتماد عمومى (در حمایت از برنامه هاى خویش) از سوى جامعه، مطمئن گردند، و این، زمانى به وجود مى آید که مسئولان جامعه، مردمِ آن را در پایبندى به میثاقهاى اجتماعى، وفادار بدانند.اگر گروههاى اجتماعى، نسبت به تعهدات اجتماعى اى که در قبال مسئولان جامعه دارند، وفادار نباشند و چندین بار، آن را نقض کنند، اعتماد رهبران جامعه ما نسبت به آنها، سلب خواهد شد و هرگز با تکیه بر تواناییها و حمایت مردم، وارد اقدامات سرنوشت ساز نخواهند شد و چه بسا در اجراى برنامه اى اجتماعى، به خاطر همین نقض عهدها، سست شده، از ادامه دادن آن منصرف گردند و از دستیابى به اهداف گروهى باز بمانند و شکست بخورند.در تاریخ ملّتها، نمونه هاى زیادى از پیمان شکنى مردم وجود دارد که موجب تغییر استراتژى رهبران و یا شکست آنان در عرصه هاى اجتماعى شده است که ذکر برخى از آنها مناسب است:۱ . امام حسن (ع) به خاطر عدم پایبندى یاران و امت آن حضرت به پیمانى که با آن عزیز بسته بودند، مجبور به پذیرش قرارداد تحمیلى صلح با معاویه شد. خیانتهاى مکرر امت در عصر آن امام (ع) باعث بى اعتمادى آن حضرت نسبت به آن مردم شد و طبعا نتوانست با تکیه بر حمایت آنان به جنگ با معاویه ادامه دهد. این حقیقت را خود آن حضرت، چنین بیان مى فرماید: «به خدا سوگند که اگر یاورى مى یافتم، شب و روز با او (معاویه) جنگ مى کردم؛ ولى شناختم اهل کوفه را و دانستم که ایشان به کار من نمى آیند. عهد و پیمان ایشان را وفایى نیست و بر گفتار آنان اعتمادى نیست». (15)2 . اواخر دوره حکومت امام على (ع) صحنه بارزى از پیمان شکنى امت و در نتیجه بى اعتمادى آن حضرت نسبت به آنهاست. پیمان شکنى کوفیان، على رغم بیعت با امام (ع) و نیز پذیرش آن حضرت در شهر کوفه و استقبال پرشکوه از آن عزیز، از پدیده هاى غم انگیز تاریخ است و این امر، سبب بى اعتمادى امام (ع) به آنها شد و این حقیقت را بارها بازگو فرموده است: «شما وسیله اى نیستید که بشود به آن اعتماد کرد» (16) و «من دیگر هیچ گاه به شما اطمینان ندارم». (17)
پیمان اجتماعى و انسجام جامعه
یکى از نیازهاى بنیادین هر جامعه، انسجام اجتماعى آن است. اهمیت آن به حدى است که برخى از متفکّران علوم اجتماعى، وجود برخى کشمکشهاى اجتماعى را به رغم پاره اى از زیانهاى آن، براى جامعه ضرورى و مفید مى دانند. به اعتقاد آنان، کشمکش با جامعه اى دیگر مى تواند جامعه اى را که به از هم گسیختگى گرایش دارد، ترمیم کند و یا مى تواند همبستگى را افزایش دهد، مثل کشمکش نژادى که مى تواند همبستگى نژادى را افزایش دهد و به نظر آنها، بخشى از انسجام یهودیان اسرائیل، ناشى از کشمکش آنها با ملّت عرب است. (۱۸)برخى اندیشه مندان، پیروزى و شکست هر جامعه را در گرو این اصل مى دانند و معتقدند که افراد یک جامعه، اگر داراى عالى ترین اندیشه و وجدان باشند، ولى تشکّل و تفاهم نداشته باشند، به طور قطع، شکست مى خورند و بالعکس، اگر افراد جامعه اى یک صدم ارزشهاى فردى افراد جامعه پیش گفته را نداشته باشند ولى داراى انسجام اجتماعى باشند، پیروز خواهند شد. (۱۹)بى شک، پایبندى به میثاقهاى اجتماعى در انسجام جامعه و تقویت همبستگى گروههاى اجتماعى تأثیر شگرف دارد. از این روست که حتى گروههاى کوچک در درون جامعه براى دستیابى به هدف مشترک با یکدیگر پیمان اتّحاد و همکارى مى بندند.در هر جامعه، برخى تعهدات کلى و جزئى وجود دارند که افراد و گروههاى مختلف را با عقیده ها و سلیقه هاى متنوّع، در چارچوب خود، منسجم و متّحد مى کنند که نمونه بارز این تعهّدات، قانون اساسى (میثاق ملّی) است. پایبندى اعضاى جامعه به این میثاق، موجب همکارى مشترک و اتّحاد آنان در جامعه مى گردد.گرچه رعایت شدن پیمانهاى اجتماعى از طرف همه افراد جامعه در انسجام اجتماعى مهثر است، ولى نقش مسئولان اجتماعى، بسیار بیشتر از دیگران است و جامعه اى که رهبران آن به تعهدات اجتماعى وفادار نباشند، همبستگى و یکپارچگى خود را از دست خواهد داد، اگرچه سایر شهروندان، آن میثاقها را محترم بشمارند.به اعتقاد قرآن کریم، عامل وحدت و انسجام جامعه، اداى امانت است و بزرگ ترین امانت، همان مَناصب و مقامهاى اجتماعى است که مردم هر جامعه، بر اساس تعهدات خاص به شخص یا اشخاص خاص مى سپارند. امین بودن مسئولان جامعه، به وفادارى آنها به آن پیمانها بستگى دارد. در این صورت است که حمایت مردم متوجه آنان گشته، بین مردم و مسئولان جامعه یکپارچگى و وحدت ایجاد مى شود. (۲۰)
وفادارى به پیمانها و عدالت اجتماعى
عدالت اجتماعى به معناى شناخت و رعایت قدر و منزلت هر کسى در جامعه و با وضع مناسب با او رفتار کردن است. به عبارت دیگر، هر جامعه اى که بتواند زمینه مساعدى را براى تحقّق محیط مسالمت آمیز به وجود آورد که مردم آن به اهداف انسانى و تأمین نیازهاى زندگى برسند، عدالت اجتماعى در آن جامعه تحقّق یافته است. (۲۱)در هر جامعه، برخى امکانات وجود دارد که متعلّق به همه افراد آن جامعه است، جزء سرمایه ملى آنها محسوب مى شود، اختصاص به افراد یا گروه اجتماعى خاصى ندارد و از آن به عنوان «بیت المال» یاد مى شود. از طرفى قوانین هر جامعه، حقوق اعضاى آن را مشخص کرده، نحوه بهره گیرى از آن امکانات را تبیین نموده است.عدالت اجتماعى، وقتى در جامعه تحقق مى یابد که همه افراد جامعه، به تناسب استحقاق خویش از امکانات اجتماعى بهره بگیرند و قوانین جامعه، براى همه اعضاى آن به طور یکسان اجرا شود.مسئولان اجتماعى و رهبران جامعه سهم عمده اى در تحقق عدالت اجتماعى دارند و بدون تلاش آنان، دستیابى به این امر مهم، غیر ممکن خواهد بود.رهبران جامعه، وقتى مى توانند عدالت اجتماعى را در جامعه پیاده کنند که نسبت به تعهدات اجتماعى، وفادار باشند. همان طور که سابقا ذکر کردیم، مناصب و ریاستها در هر جامعه، امانتهایى هستند که به دست برخى سپرده شده، مبتنى بر تعهدات و میثاقهاى اجتماعى اند. مدیران جامعه، تنها زمانى مى توانند امانتدار خوبى باشند که نسبت به آن تعهدات، پایبند باشند.متعهد بودن مدیران در امانتهاى اجتماعى، به این است که بیت المال را تلف نکنند. پیامبر خدا (ص) مى فرماید: احترام مال مهمن و لزوم رعایت امانت در آن و پرهیز از اتلاف آن، مانند احترام خون مهمن است. (۲۲) هر یک از مدیران جامعه باید در توزیع امکانات اجتماعى بین افراد مختلف، برخورد یکسان داشته باشد و از حقوق اجتماعى افراد و گروههاى مختلف ، بدون تبعیض دفاع کند.اگر مسئولان اجتماعى به این میثاقها وفادار باشند، عدالت را در سطح جامعه گسترش خواهند داد. اهمیت تعهّد داشتن کسانى که چنین مشاغلى را در جامعه به دست مى گیرند، به حدى است که قرآن کریم همواره «تخصّص» را در کنار «تعهّد» قرار مى دهد و به تخصّصِ تنها اکتفا نمى کند؛ چرا که مسئولان متخصص بدون تعهّد، هرگز نمى توانند عدالت را در جامعه پیاده کنند. در قرآن کریم، سراسر شغلهاى حسّاس و غیر حسّاس جامعه، از شبانى در سینه کوه (که ساده ترینِ شغلهاى اجتماعى است) (۲۳) تا وزارت مالى یک کشور، (۲۴) در کنار تعهّد و تخصص یاد شده است. (۲۵)
قرآن کریم و پیمانهاى اجتماعى
همان طور که گفتیم، اهمیت پیمانهاى اجتماعى براى همه جوامع بشرى شناخته شده است، و در طول تاریخ، مورد احترام امتها و ملتها قرار گفته است. اسلام هم به تمام معنا و به طور بى سابقه اى به این پیمانها اعتبار داده و شکستن پیمان را از بزرگ ترین گناهان شمرده است. قرآن (۲۶) در آیات متعدد، مسلمانان را به رعایت پیمانها امر مى کند و از طرفى رعایت آن را از مصادیق تقوا دانسته، نقض کنندگان میثاقها را از زمره انسانیت، خارج و از بدترین موجودات مى شمارد. (۲۷)از نظر قرآن کریم، رعایت پیمانهاى اجتماعى اى که با کفار بسته شده، واجب است، چنان که سیره عملى پیامبر اکرم (ص) در صدر اسلام چنین بوده است و براى تبیین اهمیت این مسئله اشاره به یک قضیّه تاریخى مهم است. کفّار قریش به پیمانهاى اجتماعى اى که با مسلمانان مى بستند، وفادار نمى ماندند. براى همین، قرآن کریم همه پیمانهایى را که بین کفار و مسلمانان بسته شد، ملغى مى داند و از طرفى دستور قتل و اسارت کفار را صادر مى کند. (۲۸) این مطلب در اوایل سوره مبارکه توبه آمده است و بنابر تعبیر برخى مفسّران، هدف از تشریع این احکام، در معرض فنا و انقراض قراردادن و محوکردن وجود کفار از صفحه زمین بوده است. (۲۹)این آیات در هنگامى نازل شد که کفّار قریش در اوج ذلّت و مسلمانان در اوج قدرت به سر مى بردند؛ امّا حتى با وجود این شرایط (که مسلمانان داراى حکومت مقتدر بودند و مرکز اقتدار قریش یعنى مکّه فتح شده بود) قرآن کریم نکته هاى مهمى راجع به عهد و پیمان مى فرماید که اوج توجه دین خدا را به این مسئله مى رساند.قرآن کریم به پیامبر خدا (ص) چند نکته را یادآور مى شود:۱ . لازم است پیامبر گرامى اسلام الغاى پیمانهاى موجود بین خود و کفار را که تا به حال مکرّرا آن را نقض مى کردند، به آنها اعلان فرماید. (۳۰)۲ . به کفار قریش، چهار ماه مهلت مى دهد و بعد از اتمام این مدت، مسلمانان را مجاز به نقض آن پیمانها مى شمرد. (۳۱)۳ . کفارى که در پیمانهایشان با مسلمانان صادق بودند و آن را محترم مى دانستند، بر مسلمانان لازم است تا پایان مدت پیمان، هرگز متعرّض آنان نشوند و پیمانهاى آنان را محترم بشمارند. (۳۲)همه اینها نشانگر نتایج مهم اجتماعى است که بر پیمانهاى اجتماعى مترتب است و در صورتى که مسلمانان بدان پایبند باشند، زندگى اجتماعى سعادتمندى خواهند داشت و زمینه رحمت و لطف الهى را فراهم خواهند کرد.
ایمان و رعایت تعهدات اجتماعى
در پایان این نوشتار، موضوع مهمى را یادآور مى شویم و آن، رابطه بین ایمان و رعایت تعهدات اجتماعى است.قوى ترین عامل بازدارنده انسان از کجرویهاى فردى و اجتماعى و بهترین محرّک او در محترم شمردن حقوق دیگران، ایمان و تقواى الهى است. تقوا همچون پلیس درونى همواره و در همه جا همراه انسان بوده، مانع از ارتکاب جرایم فردى و اجتماعى از جانب او مى گردد.در پایبندى به تعهدات اجتماعى ـ مخصوصا جایى که با منافع شخصى انسان در تضاد باشد و یا ضررهایى را متوجه او کند ـ ، تقواى الهى بیشترین تأثیر را دارد و در مواردى که اهرمهاى کنترل کننده جامعه (مثل پلیس) حضور ندارند، تنها عامل نگه دارنده انسان از شکستن تعهدات اجتماعى است.از این روست که قرآن کریم در معرفى افراد با ایمان و شمارش اوصاف برجسته آنان، پایبندى شان به عهد و پیمان را ذکر مى کند؛ (۳۳) چرا که شکستن پیمان، جزء زشتیهایى است که هرگز با روح نماز، سازگار نیست و نیز در توصیف نمازگزاران راستین، آنان را به عنوان کسانى که حرمت پیمانها را رعایت مى کنند معرفى مى کند؛ (۳۴) به تصریح قرآن کریم، نماز، انسان را از هرگونه زشتى و کجروى، باز مى دارد و از بدترین کجرویها، شکستن تعهدات است. (۳۵) بنابراین، ایمان و تقواى الهى قوى ترى عامل در حفظ تعهدات اجتماعى است و جامعه متدین و متّقى، قِداست پیمانها را همیشه حفظ مى کند.
——————————————–پى نوشت ها :
1 . فرهنگ عمید، حسن عمید .۲ . همانجا.۳ . المیزان، علامه محمدحسین طباطبایى، ترجمه: سیدمحمدباقر موسوى، ج ۵، ص ۲۵۹.۴ . ظاهرا نظریه فلسفى ـ اجتماعى «قرارداد اجتماعی» که از سوى ژان ژاک روسو در فضاى مُدرنیسم غرب طرح شد، با صرف نظر از زمینه غیردینى و مبانى انسان گرایانه اش، شباهت زیادى به نظریه «عهد» و «میثاق» یا «بیع» و «بیعت» در اندیشه اسلامى دارد. درباره نظریه «قرارداد اجتماعی» مى توان به کتابهاى «جامعه شناسى سیاسی» موریس دوورژه یا «تاریخ فلسفه» فردریک کاپِلْستون یا «دنیاى سوفی» یوستین گاردر مراجعه کرد و در زمینه شباهت دو نظریه یاد شده نیز به «فلسفه تاریخ» مرتضى مطهرى یا «انسان» على شریعتی. (حدیث زندگی)۵ . آشنایى با قرآن، مرتضى مطهرى، ج ۲، ص ۱۵۳ .۶ . نهج البلاغه، نامه ۵۳ .۷ . تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى و همکاران، ج ۴، ص ۲۴۵ و ج ۱۱، ص ۳۸۲.۸ . نهج البلاغه، خطبه ۲۹ (ترجمه: محمد دشتى، ص ۵۵).۹ . همان، نامه ۵۳ (ص ۴۱۹).۱۰ . همان، ص ۴۰۷.۱۱ . همان، ص ۴۱۹.۱۲ . اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامى، عبداللّه جوادى آملى، تهران: نشر فرهنگى رجا، ۱۳۶۶، ص ۱۷۵.۱۳ . همان، ص ۱۷۹.۱۴ . نهج البلاغه، نامه ۵۳ (ص ۴۰۹).۱۵ . منتهى الآمال، شیخ عباس قمى، قم: هجرت، ج ۱، ص ۴۳۵.۱۶ . نهج البلاغه، خطبه ۱۲۵ (ص ۱۶۸).۱۷ . همان، خطبه ۳۴ (ص ۵۹).۱۸ . نظریه هاى جامعه شناسى در دوران معاصر، جورج ریتزر، ترجمه: محسن ثلاثى، ص ۱۶۰ و ۱۶۸.۱۹ . شرح نهج البلاغه، محمدتقى جعفرى، ج ۵، ص ۱۱۸.۲۰ . اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامى، ص ۱۷۴.۲۱ . عدالت اجتماعى در اسلام، سید جمال الدین موسوى، تهران: مهسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۸۰، ص ۱۷۸.۲۲ . اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامى، ص ۱۷۸. نقل از کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ح ۵۷۸۱.۲۳ . اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامى، ص ۱۲۲.۲۴ . سوره یوسف، آیه ۵۵.۲۵ . سوره قصص، آیه ۲۶.۲۶ . المیزان، ج ۹، ص ۲۴۹.۲۷ . سوره انفال، آیه ۵۵ ـ ۵۶ .۲۸ . سوره توبه، آیه ۵.۲۹ . المیزان، ج ۹، ص ۲۰۳.۳۰ . سوره انفال، آیه ۵۸ ؛ سوره توبه، آیه ۳ .۳۱ . سوره توبه، آیه ۲ .۳۲ . همان، آیه ۴ .۳۳ . سوره مهمنون، آیه ۸ .۳۴ . سوره معارج، آیه ۳۲ .۳۵ . اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامى، ص ۱۵۱.
 

نوشته قبلی

سعادت در اندیشه امیر المؤمنین (ع)

نوشته‌ی بعدی

پیام هایی درباره عید سعید فطر

مرتبط نوشته ها

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن
فاطمه زهرا (س)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

پرسشی از آقای اردستانی
معاونت فضای مجازی

پرسشی از آقای اردستانی

حدیث منزلت و امامت امام علی (ع)
امام علی (ع)

علی (ع) مظهر زیبایى ها

چهل حدیث درباره شیعه
شیعه شناسی

چهل حدیث درباره شیعه

مقام علمی ـ سیاسی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

مقام علمی ـ سیاسی امام جواد (ع)

اجتهاد در مذهب شیعه
علوم شیعه

اجتهاد در مذهب شیعه

نوشته‌ی بعدی

پیام هایی درباره عید سعید فطر

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

حامله بودن حضرت فاطمه پیش از شهادت

حامله بودن حضرت فاطمه پیش از شهادت

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

پرسشی از آقای اردستانی

پرسشی از آقای اردستانی

حدیث منزلت و امامت امام علی (ع)

علی (ع) مظهر زیبایى ها

چهل حدیث درباره شیعه

چهل حدیث درباره شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا