وداع سنگین و تلخ است ، ولی تجدید عهد با امام رضا لطیف و شیرین .
ماه عشق و خدمت به پایان رسید؛ ماهی که در آن، دلهایمان را بر درگاه خیمه سیدالشهدا علیهالسلام گستردیم و جامه بندگی را در مسیر زائرانش به تن کردیم.
اینک، لحظات وداع فرا رسیده است؛ لحظاتی که سنگینتر از هر بار دنیا بر دوش دل مینشیند.
چه دشوار است بستن سفرهای که با اشک و لبخند و خستگی و اخلاص گشوده شد، و چه سخت است خاموش کردن چراغ خیمههایی که به شمع وجود حسین علیهالسلام روشن بود.
ای زائران کربلا!
شما رفتید و داغ حضورتان بر دل ما ماند. جای گامهای شما هنوز در کوچههای موکب میدرخشد، و صدای «لبیک یا حسین» شما همچنان در گوش ما طنین دارد.
ما ماندیم و حسرتی جانسوز، و آسمانی که از فراق شما غمگین است.
اما وداع با حسین علیهالسلام پایان راه نیست. ما از کربلا، با اشک و حزن، رهسپار مشهدالرضا علیهالسلام شدیم؛ تا در حریم فرزند غریبش، عهدی تازه ببندیم. همانگونه که زینب کبری سلاماللهعلیها در کوفه و شام، پرچم خون برادر را افراشت، ما نیز در حرم خورشید خراسان پرچم عاشورا را به اهتزاز در میآوریم.
یا علی بن موسی الرضا علیهالسلام! ما از کوی جدت حسین آمدهایم؛ دستهای پینهبسته از خدمت به زائران حسین را به آستان تو آوردهایم. دلهای زخمی از فراق کربلا را در ضریح تو آرام میکنیم. تو وارث غمهای کربلایی و ملجأ دلدادگان عاشورایی. این وداع با حسین علیهالسلام، مقدمهای است برای پیمان با تو، و با همه امامان هدایت، تا چراغ خدمت و جهاد خاموش نگردد.
سلام
پس سلام بر کربلا،
سلام بر خادمان اربعین، سلام بر اشکهای وداع،
و سلام بر تو ای امام رئوف ، که پناه دلدادگان و تسلای دلهای سوختهای. ما با تو تجدید عهد میکنیم که هرگز پرچم حسین علیهالسلام را بر زمین ننهیم، و همواره در مسیر خدمت به زائرانش جان و دل تقدیم کنیم.
۲۷ صفرالاحزان ۱۴۴۷
بوقت وداع با کربلای جانها.
—















هیچ نظری وجود ندارد