ایرانیان و نقش کوفه در تشیع آنان (۱)

مقدمهبا نگاهی به تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهرها در دوره های گوناگون، می توان به نقش آنها در انتقال فرهنگ، عقاید، دین و مذهب از یک سرزمین یا منطقه ی جغرافیایی به دیگر سرزمین ها و مناطق جغرافیایی پی برد. نکته ی مهمی که در خصوص این شهرها می توان به آن اشاره نمود و در واقع، عامل اساسی در انتساب چنین کارکردی بدان هاست، واقع شدن آنها در مناطق سوق الجیشی یا مسیرهای تجاری پر رفت و آمد و در نتیجه، تراکم و ترکیب جمعیتی متنوع آنهاست. این تنوع جمعیتی و به تبع آن، تنوع عقیدتی – سیاسی، گاهی به بروز کشمکش هایی میان پیروان عقاید گوناگون منجر می شد. این کشمکش ها در نتیجه ی شرایط جغرافیایی و روابط تجاری با سرزمین های اطراف، به داخل این سرزمین ها نیز کشیده می شد و در آنها رسوخ می نمود.در برهه هایی از تاریخ، حکومت ها علاوه بر کارکردهای سیاسی، خواسته یا ناخواسته از این شهرها به عنوان ابزاری برای انتقال فرهنگ خویش به دیگر سرزمین ها استفاده می کرده اند. در این زمینه، می توان به دو شهر حیره و غسّان و نقش آنها در انتقال آیین مسیحیت و زرتشتی به داخل شبه جزیره اشاره نمود. شهر کوفه نیز به عنوان وارث موقعیت جغرافیایی حیره، علاوه بر کارکرد نظامی، که عامل اساسی در تأسیس آن بود، به دلیل قرار گرفتن در مرز دو فرهنگ ( اسلامی و زرتشتی) به مرور زمان، دارای همین ویژگی گردید. همان گونه که حیره سابق ( به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه ای که داشت) عامل انتقال فرهنگ ها و ادیان و مذاهب گوناگون ( زرتشتی، مسیحی و مانند آن) به داخل شبه جزیره بود، کوفه نیز چنین نقشی ایفا می نمود، با این تفاوت که فرهنگ منتقل شده در این زمان، اسلام ( تشیع) و مسیر انتقال از شبه جزیره به ایران بود.اهمیت این پژوهش از آنجاست که با بررسی نقش کوفه در گرایش ایرانیان به تشیع و نیز با اثبات ارتباط گسترده ی علمای کوفه با ائمه ی اطهار علیهم السلام و دریافت مستقیم تعالیم شیعی از ایشان تا پایان غیبت صغرا ( ۳۲۹ ق)، انتقال تمامی این دستاوردها به قم و از آنجا به دیگر نقاط کشور، می توان به سابقه ی تاریخی تشیع در میان ایرانیان پی برد.تاکنون کتاب های متعددی درباره ی تاریخ تشیع، تاریخ کوفه، تشیع ایرانیان و مانند آن نوشته شده که از آن جمله است: تشیع در مسیر تاریخ، نوشته ی حسین محمد جعفری؛ تاریخ تشیع، به قلم جمعی از مؤلفان پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ ریشه های تاریخی تشیع در ایران، نوشته ی محمدعلی حاجیلو؛ تاریخ سیاسی شیعیان اثنی عشری در ایران، نوشته ی پروین ترکمنی آذر؛ تاریخ تشیع در جرجان و استرآباد، و تاریخ گسترش تشیع در ری، از رسول جعفریان. علاوه بر اینها، رسول جعفریان در اطلس شیعه به طور گسترده، به ابعاد گوناگونی از تاریخ تشیع پرداخته است.در میان مقالات منتشر شده نیز مقالاتی از این دست چاپ و منتشر شده است: « کوفه پایگاه تشیع»، نوشته ی داود الهامی؛ « ریشه های پیدایش و گسترش تشیع در قم»، نوشته ی علی الله بداشتی؛ « تشیع امامی و زیدی در ایران»، نوشته ی ویلفرد مادلونگ، ترجمه ی رسول جعفریان؛ « اولین تکاپوی تشیع در خراسان»، نوشته ی حسین مفتخری. (۳) از میان مقالات نوشته شده در این زمینه، مقاله ای تحت عنوان « نقش کوفه در تاریخ تشیع»، (۴) نوشته ی حمید عطایی نظری، بیشترین قرابت موضوعی را با این پژوهش دارد. در این مقاله، نویسنده بحث خود را با بناگذاری و جغرافیای تاریخی کوفه شروع نموده و به موضوعاتی از قبیل فضیلت کوفه، مسجد کوفه و ساکنان آن، ترکیب جمعیتی، ارتباط کوفه و نحوه ی برخورد کوفیان با ائمه ی اطهار علیهم السلام، و بررسی مکاتب علمی، حدیثی و ادبی کوفه پرداخته و با معرفی کوتاه چند خاندان علمی در این شهر، آن را به پایان برده است. نویسنده به هر یک از این عناوین به صورت مختصر پرداخته و بحث خود را به کوفه محدود ساخته و به نحوه ی ورود تشیع به ایران اشاره ای نکرده است. آنچه اهمیت دارد این است که تاکنون هیچ کتاب یا مقاله ای به صورت مستقل به بررسی موضوع مورد بحث در این مقاله نپرداخته است.شیوه ی پژوهش در مقاله ی حاضر، « توصیفی – تحلیلی» بوده و برای گردآوری اطلاعات، از روش « کتاب خانه ای» استفاده شده است.فرضیه ی این مقاله آن است که شهر کوفه از جهات گوناگون، در گرایش ایرانیان به تشیع نقش اساسی ایفا نموده است که از آن جمله می توان به شرایط تاریخی – جغرافیایی کوفه و نقش آن در کارکرد طبیعی این شهر به عنوان عامل انتقال فرهنگی، ساختار جمعیتی کوفه، تعداد فراوان ایرانیان در این شهر و سیر مهاجرت ایرانیان و سادات و علویان از کوفه به ایران، اوضاع سیاسی کوفه در عصر خلفا، گسترش دامنه ی جنبش های سیاسی شیعیان این شهر به ایران و نقش آنها در گسترش تشیع در مناطق گوناگون کشور و نیز نقش فرهنگی شاگردان کوفی ائمه ی اطهار علیهم السلام در گسترش تشیع به ایران اشاره نمود.
جغرافیای تاریخی کوفه و علل تأسیس آنکوفه در هشت کیلومتری شرق نجف و بر ساحل رود فرات قرار دارد. در شرق آن رود فرات، در غرب آن صحرا، در جنوب غربی آن شهر باستانی حیره، و در شمال شرقی آن ذی الکفل واقع شده است. به سبب نزدیکی به فرات و نیز جاری بودن یکی از شاخه های فرات در شرق آن ( اصطخری، ۱۳۶۸، ص ۸۳)، زمین های اطراف شهر حاصل خیز بوده و آب و هوای آن از بصره بهتر است. ( یاقوت حموی، ۱۳۹۹، ج ۴، ص ۴۹۰)پس از پیروزی مسلمانان در نبرد قادسیه و تصرف تیسفون، خلیفه ی دوم به سعد بن ابی وقاص، فرمانده ی سپاه اسلام در عراق، دستور داد تا در آنجا بماند. مسلمانان پس از چهارده ماه سکونت در مدائن و به رغم امتیازاتی که این شهر دارا بود، نتوانستند با آنجا خو بگیرند. آنها به دلیل داشتن گله ها و رمه هایی که از جزیره العرب با خود آورده بودند، باید با جایی سازش پیدا می کردند که هم دارای محیطی خشک و صحرایی باشد و هم از موقعیت زراعی مناسبی برخوردار باشد. در واقع، فرماندهان مسلمان در بین النهرین به دنبال محل مناسبی بودند که حفاظت از مناطق تازه تصرف شده را امکان پذیر کند، بدون آنکه به واسطه ی موانع طبیعی، مانند رودخانه و دریا از خاک عربستان جدا باشد. سعد بن ابی وقاص پس از مکاتبه با خلیفه ی دوم و به دستور وی، به دنبال جایی بود تا مناسب زندگی اعراب و شترهایشان باشد. ( طبری، ۱۳۷۲، ج ۵، ص ۱۸۴۳-۱۸۴۴) سلمان فارسی و حذیقه بن الیمان مأمور این کار شدند. ( طبری، ۱۳۷۲، ج ۵، ص ۱۸۴۵) آنها پس از بررسی دو، سه منطقه، منطقه ی نسبتاً مرتفعی را در کنار ساحل غربی رود فرات و نزدیک شهر باستانی حیره انتخاب کردند. به دنبال آن، سعد بن ابی وقاص دستور داد تا همگی به این منطقه کوچ کنند و در آنجا ساکن شوند. نام « کوفه» از تپه ی کوچکی به نام « کوفان» گرفته شده است که در وسط آن واقع بود. ( یاقوت حموی، ۱۳۹۹، ج ۴، ص ۴۹) هدف از ساختن کوفه این بود که در جانب غربی فرات، اردوگاه ثابتی برای لشکریان ایجاد شود. ( لسترینج، ۱۳۸۳، ص ۸۱).شهر کوفه در دوره ی امویان به عنوان پایگاهی سیاسی – نظامی در بین النهرین، و به علت موقعیت جغرافیایی اش به عنوان مرکزی برای کنترل و نظارت بر ایران مطرح بود. در واقع، در عهد امویان، حاکم عراقین ( بصره و کوفه) حاکم اصلی ایران تا حدود خراسان نیز محسوب می شد و این امر موجب افزایش اهمیت سیاسی – نظامی و در نتیجه، رونق اقتصادی کوفه در عهد امویان شده بود. ( ایزدی، ۱۳۷۹، ص ۸۲)
پیشینه ی تاریخی کوفهحیره به لحاظ فرهنگی، در مقایسه با دیگر سرزمین های عرب نشین، موقعیتی ممتاز داشت. این ویژگی فرهنگی به سبب آن بود که حیره در موقعیت جغرافیایی خود ( قرار گرفتن در مرز ایران، روم و عربستان) ، محل تلاقی و تماس فرهنگ های ایرانی و یونانی – رومی و واسطه ی تعامل با شبه جزیره بود. حیره پس از آنکه تحت تأثیر فرهنگ های مذکور قرار گرفت، این فرهنگ ها را به اعراب ساکن در شبه جزیره ی عربستان انتقال، و افق اندیشه ی آنان را گسترش داد. ( صفری، ۱۳۸۱، ص ۲۷) این شهر به دلیل قرار گرفتن در جنوب شرقی امپراتوری روم، تحت تأثیر مسیحیت قرار گرفت و به علت مناقشات مذهبی و به تبع آن، انشعاباتی که در مسیحیت روم ایجاد شد مسیحیت حیره را نیز پذیرفت. روابط سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی گسترده ای میان حیره و دولت ساسانی نیز وجود داشت و همین روابط همه جانبه موجب تأثیر پذیری حیره از فرهنگ ساسانی می شد. بین حیره و اعراب نیز روابط سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی گسترده ای وجود داشت. همچنین حیره به طرق گوناگون، به ویژه از راه تجارت، با سایر اعرابی که از حیره دور بودند ارتباط برقرار می کرد ( صفری، ۱۳۸۱، ص ۲۷)بنابراین، حیره به علت موقعیت جغرافیایی خود، محل برخورد فرهنگ های گوناگون بود. ابتدا خود از این فرهنگ ها تأثیر می پذیرفت و سپس این فرهنگ ها را به اعراب ساکن در شبه جزیره منتقل می کرد. مسیرهای تجاری راه اصلی این انتقال فرهنگی بود، و حیره به دلیل قرار گرفتن در مسیر تجاری، با مناطق گوناگون ایران، روم و به ویژه شبه جزیره، روابط تجاری گسترده ای داشت. تجار حیره در سراسر عربستان رفت و آمد می کردند و این مَثَل در بین اعراب زبان زد بود: « سرزمینی را نمی بینی که در آن حیری نباشد.» ( علی، ۱۹۷۱، ج ۷، ص ۲۹۶) از جمله راه های آشنایی اعراب با فرهنگ سایر ملل، بازارهای فصلی بود که یکی از این بازارها در حیره برگزار می شد و تجار عرب از سراسر عربستان به آنجا می رفتند. ( الافغانی، ۱۹۷۴، ص ۳۷۴ به بعد)حیره، که در دوره ی قبل از اسلام تحت حاکمیت ایران بود و به عنوان یک حکومت دست نشانده برای جلوگیری از هجوم قبایل بیابان گرد به مناطق مرزی ایران ایفای نقش می نمود، ساکنانش عمدتاً از دو طریق با فرهنگ ایرانی آشنا می شدند: یکی از طریق رفت و آمد به مناطق مرزی ایران و دربار ساسانی، و دیگر از طریق ایرانیانی که در حیره زندگی می کردند. ( نک. دینوری، ۱۴۱۲، ص ۶۳ / یعقوبی، ۱۹۶۰، ج ۱، ص ۱۶۲) به دلیل همین ارتباطات، اهل حیره بیش از سایر اعراب با فرهنگ ایرانی آشنا بودند و این فرهنگ را به اعراب ساکن در شبه جزیره نیز منتقل می کردند ( صفری، ۱۳۸۱، ص ۱۴) اعراب افکار ثنوی و اعتقاد به یزدان و اهریمن را از ساکنان حیره آموختند. ( ابراهیم حسن، ۱۳۵۶، ج ۱، ص ۶۵-۶۶) ادیان زرتشتی و مانویت نیز در میان اعراب پیروانی داشتند. برای مثال، زرتشتی گری در قبیله ی « بنی تمیم» شایع بود. ( صفری، ۱۳۸۱، ص ۱۰)با توجه به اینکه شهر کوفه وارث موقعیت جغرافیایی حیره ی باستان و در نتیجه، در برگیرنده ی تمامی کارکردهای آن در زمینه ی انتقال فرهنگی بود، اثبات نقش حیره در انتقال فرهنگ ساسانیان به داخل شبه جزیره می تواند دلیلی محکمی باشد بر نقش و کارکرد طبیعی شهر کوفه در انتقال فرهنگ، دین و مذهب خویش ( تشیع) به ایران. این مسئله با توجه به حضور گسترده ی ایرانیان در کوفه و رفت و آمد طبیعی آنها با داخل کشور، بیشتر قابل درک است.
ساختار جمعیتی کوفهجمعیت کوفه را می توان به طور کلی، به دو بخش عرب و غیر عرب تقسیم نمود. اعراب ساکن در کوفه اهل قادسیه، ( ر. ک. یاقوت حموی، ۱۳۹۹، ج ۴، ص ۴۹۰ / طبری، ۱۳۷۲، ج ۵، ص ۱۸۵۳ / جعفری، ۱۳۷۳، ص ۱۲۸) روادف، (۵) قبایل مسیحی، (۶) بیوتات عرب ( ر.ک. جعفری، ۱۳۷۳، ص ۴۸) و برخی دیگر بودند. غیر عرب ها ایرانیان، سریانی ها، (۷) نبطی ها ( ر.ک. جنابی، ۱۳۸۶، ص ۴۳) و گروهی از بردگان و غلامان غیر ایرانی بودند که از لحاظ تعداد قابل توجه نبودند. وابستگی جغرافیایی ایران و عراق، کوفه را برای مهاجرت ایرانیانی که وسایل زندگی خود را در اثر جنگ از دست داده بودند. مناسب ترین محل می ساخت. ( الهامی، ۱۳۶۶، ص ۵۶) ایرانیان کوفه را براساس روایات تاریخی می توان دو دسته ی موالی و دسته های نظامی دانست. موالی بنا بر نوع پیوندشان با جامعه ی اسلامی، دارای مراتبی این گونه بودند:
اسیران جنگی:این گروه اسلام آوردند و آزادی خود را بازیافتند، اما همچنان به خانواده ای وابسته بودند که قبلاً غلامشان بودند. ( اینها موالی واقعه در کوفه بودند.)
روستاییان و کشاورزان:اینان روستاهایشان در اثر جنگ ویران شده بود و زمین های خود را رها کرده و برای یافتن کار دیگر به کوفه آمده بودند.
پیشه وران و صنعتگران:این گروه نیز مسلمان شده و برای بهبود وضعیت اقتصادی خود به عنوان پیشه ور و صنعتگر به کوفه آمده بودند. این افراد بر حسب تعدادشان، احتمالاً بزرگ ترین گروه موالی را در کوفه تشکیل می دادند. ( شاهرخی، ۱۳۸۷، ص ۶۸).
خاندان های شریف:این گروه از پرداخت جزیه معاف بودند، ولی می بایست خراج بپردازند.براساس این تقسیم بندی، باید تعداد چشم گیری از اسیران زن را، که بهره ی فاتحان عرب خود شده بودند، افزود. اینان به همسری مشروع اسیر کنندگان عرب خود درآمده و برایشان فرزندهایی به دنیا آورده بودند. در نتیجه، در مدتی کمتر از بیست سال، یعنی در حدود زمانی که امام علی علیه السلام به کوفه آمدند، نسل جدید جوانی از اعراب در کوفه وجود داشت که از طرف مادر ایرانی بودند. ( جعفری، ۱۳۷۳، ص ۱۳۹-۱۴۰)دسته های نظامی نیز حمراء دیلم، (۸) اسواران (۹) و سیابجه (۱۰) بودند.رشد جمعیت موالی در کوفه بیش از عرب ها بود، به گونه ای که پس از چند سال، بین موالی و عرب ها نسبت یک به پنج برقرار شد. ( زیدان، بی تا، ج ۴، ص ۳۷۰) معاویه از این رشد بسیار بیمناک شد و به زیاد دستور داد آنها را از کوفه منتقل کند. زیاد عده ای از آنها را به شام، عده ای را به بصره و عده ای را به ایران منتقل نمود. ( بلاذری، ۱۳۶۶، ص ۳۳۹) به طور کلی، ایرانیان، اعم از اسیران مسلمان شده، مهاجران مسلمان، حمراء دیلم و اساوره، در کوفه اجتماع بزرگی را تشکیل دادند و جمعیت آنها افزایش یافت. از جمله قراینی که بر کثرت آنها در کوفه دلالت دارد این است که گاهی یک مرد عرب از اهل کوفه با ده یا بیست نفر از موالی خود را خانه خارج می شد. دلیل دیگر فراوانی و اهمیت وجود آنها در کوفه، مساجدی است که ساخته بودند؛ مانند مسجد الموالی، مسجد الحمراء، و مسجد مروزیه. حتی گفته اند: تعداد موالی به نصف ساکنان کوفه رسید. ( رجبی، ۱۳۶۵، ص ۱۳۷)
ادامه دارد…
پی نوشت :
۱٫ استادیار دانشگاه شیراز.۲٫ دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ اسلام دانشگاه شیراز.۳٫ قابل دست رسی در پایگاه مجلات تخصصی: www.noormags.com.4. قابل دست رسی در نشانی اینترنتی: http://rasekhoon.net/article/show-21343.aspx5. « روادف» گروهی از تازه واردان عرب به کوفه بودند که پس از تکمیل فتوحات شام و مصر، دیگر هیچ گونه فرصتی برای کسب غنایم در مناطق غربی نیافتند و چون احتمال حمله ی مجدد به امپراتوری ساسانی و زمینه ی گسترش قلمرو خود در شرق را پیش بینی می کردند، حضورشان در کوفه فرصت جدیدی برای کسب غنایم جنگی بود. ( برای اطلاعات بیشتر ر.ک. جعفری، ۱۳۷۳، ص ۱۳۶-۱۳۷)۶٫ برای اطلاعات بیشتر، ر.ک. جعفری، ۱۳۷۳، ص ۴۷٫۷٫ برای اطلاعات بیشتر، ر.ک. جنابی، ۱۳۸۶، ص ۲۶٫۸٫ آنها ایرانیانی بودند که پس از شکست در نبرد قادسیه، اسلام آورده، به اعراب پیوستند. آنان همراه با سعد در فتح مدائن و جلولاء شرکت کردند و سپس در کوفه ساکن شدند. به گفته ی جرجی زیدان، بنی امیه مسلمانان غیر عرب را سرخ پوست ( احمر) می گفتند و در فرهنگ عرب، هر عجمی « احمر» لقب دارد. ( زیدان، ۱۳۶۹، ج ۴، ص ۶۸۶) نام فرمانده ی آنها « دیلم» بود و از این رو، آنها را « حمراء دیلم» می نامیدند. ( بلاذری، ۱۳۶۶، ص ۳۹۹-۴۰۰) این گروه بسیاری از حرفه ها و صنایع کوفه را اداره می کردند. ( جنابی، ۱۳۸۶، ص ۴۲ به بعد) در بعضی از نوشته ها، تعداد این گروه در زمان مختار ( سال ۶۶ هجری) قریب ۲۰ هزار نفر ذکر شده است. ( دینوری، ۱۴۱۲، ص ۲۸۸)۹٫ آنها جزو سپاه یزدگرد بودند که در جریان محاصره ی شوش، به ابوموسی پیوسته، و با بنی تمیم هم پیمان شدند. ( بلاذری، ۱۳۶۶، ص ۵۲۰-۵۲۱)۱۰٫ آنها اصالتاً از اهالی سوماترا بودند که به هند و عراق و سواحل خلیج فارس کوچ کرده بودند و پس از اسلام نیز در این ناحیه حضور داشتند. ساسانیان برای دفاع در مقابل دزدان دریایی، از آنان استفاده می کردند. بعدها برخی از ایرانیان نیز بدان ها پیوستند، به گونه ای که دیگر مسئله ی نژاد آنان مطرح نبود. بنا بر روایت بلاذری، سیابجه تنها در بصره ساکن بودند. ( بلاذری، ۱۳۶۶، ص ۵۲۴) وقتی طلحه و زبیر به قصد جنگ جمل وارد بصره شدند، سیابجه از تسلیم بیت المال به آنها تا قبل از آمدن حضرت علی علیه السلام خودداری کردند. افراد طلحه و زبیر به فرمان دهی عبدالله بن زبیر به آنها شبیخون زدند و همه ی آنها را کشتند. ( بلاذری، ۱۳۶۶، ص ۵۲۴) با اینکه سیابجه و زُط ها هم پیمان بنی تمیم ( دشمنان امیرالمؤمنین علیه السلام) بودند، اما جزو سربازان امام علی علیه السلام باقی ماندند. ( طبری، ۱۸۸۱، ج ۳، ص ۵۱۷)منبع مقاله :مؤسسه ی شیعه شناسی، (۱۳۹۱)، فصلنامه ی علمی – پژوهشی شیعه شناسی شماره ۳۹، قم: مؤسسه ی شیعه شناسی
 
 
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.