پژوهشی درباره فرجام و محل دفن سر مطهر امام حسین(ع) و سرهای دیگر شهدا (۲)

برخی از گزارش‎ها حاکی از آن است که سر امام حسین(ع) در دمشق دفن شده، اما اینکه در کجای این شهر دفن شده است، گزارش‎ها متفاوت است. بلاذری، اقوال ذیل را بیان کرده است:۱٫ قصر (دارالاماره)؛(۱)۲٫ بوستان قصر(۲)(در محوطه چهار دیواری قصر)؛۳٫ بوستانی در دمشق؛(۳)۴٫ قبرستان.(۴)نویری در این باره، پنج قول دیگر ذکر کرده است:۱٫ دروازه فرادیس: ابن ابی‌الدنیا به نقل از منصوربن ‌جمهور در کتاب مقتل خود نگاشته است که سر حسین(ع) را در خزانه یزیدبن معاویه یافته است و آن را در پارچه‌ای پیچیده و در برج و باروی سوم دروازه فرادیس از سمت مشرق، دفن کرده است.(۵)۲٫ مسجد دمشق: استرآبادی در کتابش به نام الداعی الی وداع الدنیا به نقل از ابوسعید زاهد نگاشته است که سر حسین(ع) در مسجد دمشق بر سر یک استوانه دفن شده است.(۶)۳٫ سر دو ستون سمت راست قبله؛(۷)۴٫ در قبر معاویه توسط یزید؛(۸)۵٫ در مقابر مسلمانان توسط سلیمان‌بن عبدالملک.(۹)اما ابن عساکر و بعدها ذهبی، قول دیگری نیز نقل کرده‌اند و گفته‌اند که نزدیک باب توما در دمشق دفن شده است.(۱۰)
نقد و بررسی اگر چه برخی از اقوال این دیدگاه، قدمت نسبتاً مناسبی دارد، اما افزون بر آنکه بر اساس این دیدگاه، در محل دفن سر در دمشق، اختلاف است و تا ده قول در این باره گفته شده است، با اقوال دیگر نیز، به ویژه دو قول نخست که آن دو نیز قدمت دارند ـ و حتی قول دوم، مبتنی بر برخی از روایات است ـ ناهمگون و ناهم‌سو می‌باشد.
۵٫ رَقَّه(۱۱) این قول را سبط ابن‌جوزی به نقل از مقتل عبدالله‌بن عمرو وراق نقل کرده و افزوده است که وقتی سر [حسین بن علی(ع)] را نزد یزید حاضر کردند، گفت: آن را به عوض سر عثمان نزد خاندان ابی‎معیط می‎فرستم. و چون آنان در رقّه ساکن بودند، یزید سر را نزدشان فرستاد و آنان آن را در خانه‎ای دفن کردندکه بعدها آنجا جزءِ مسجد جامع شد.(۱۲)
۶٫ کوفه سبط ابن‌جوزی گزارش دیگری آورده است مبنی بر آنکه عمروبن حُرَیث مخزومی، سر امام(ع) را از ابن‌زیاد گرفت و پس از شست‌‌و‌شو و تمیز کردن و کفن کردن آن، در خانه‌اش در کوفه که به «دارالخزّ» شناخته می‌شد، دفن کرد.(۱۳)این قول و قول پنجم افزون بر آنکه از قد‌مت لازم برخوردار نیست، به سبب متفرّد بودن آن از اعتبا‌ر لازم را نیز ندارد؛ از این‌رو پذیرفته نمی‌شود.
۷٫ عَسقَلان(۱۴) در این باره گزارش‎ها متفاوت است. برخی از گزارش‎ها حاکی از آن است که گروهی از اهل عَسقَلان نزد یزید بودند و از وی درخواست کردند تا سر نزد آنان دفن شود و یزید سر را به آنا‌ن داده، آنان آن را در شهرشان دفن کرده و بر آن بارگا‌هی ساختند.(۱۵)اما بر اساس گزارش دیگری، شخصی در عصر خلافت مستنصر بالله (۴۲۰ ـ ۴۸۷‌ق)ـ یکی از خلفای فاطمی ـ و وزارت بدر جمالی در خواب دید که سر امام(ع) در عسقلان است و در خواب برایش محل آن مشخص شد. او آنجا را نبش کرد و بدر جمالی بارگاهی برای آن ساخت.(۱۶)این قول نیز به سبب عدم قدمت آن و اختلاف در زمان و سبب دفن سر در عسقلان و به طور کلی مخالفت آن با اقوال دیگر و نیز عدم وجود قراین و شواهدی در تأیید آن، غیرمعتبر و مردود است، چنان‌که برخی از محققانِ معاصر نیز این قول را با دلایلی ردّ کرده‌اند.(۱۷)
۸ . قاهره (مصر) یاقوت حموی در این باره نگاشته است: در قاهره، مزاری است که سر حسین بن علی(ع) در آن قرار دارد … و آن در پشت کاخ سلطنتی می‌باشد.(۱۸)سبط ابن‌جوزی، قول پنجم در محل دفن سر امام (ع) را قاهره مصر دانسته و نگاشته است که خلفای فاطمی آن را از دروازه فرادیس (در دمشق) به عسقلان انتقال داده و سپس به قاهره برده و سر حسین(ع) را در آنجا دفن کرده و بارگاه بزرگی بر آن ساختند که اکنون زیارتگاه است.(۱۹)ابن نما نیز در این باره نوشته است: گروهی از اهل مصر به من گفتند که آنان به مشهد الرأس که نزد آنان است، مشهد کریم گویند و بر آن طلای بسیاری است و در موسم‌های خاصی آن را زیارت کرده و گما‌ن می‎کنند که سر، آنجا دفن شده است.(۲۰)نویری علتِ انتقال سر را از عسقلان به قاهره، این گونه نگاشته است که اروپایی‌ها در سال ۵۴۸ق بر عسقلان حاکم شدند و سر، از راه دریا به قاهره منتقل شد.(۲۱)صَفَدی (م‌۷۶۴‌ق) نیز نوشته است که برخی گمان کرده‎اند که خلفای فاطمی سر حسین(ع) را از عسقلان به مصر منتقل کرده و در همان جایی که امروز به بارگاه حسین در قاهره معروف است، دفن کردند.(۲۲)مَقریزی (م‌۸۴۵‌ق) گزارش کرده است که سر حسین(ع) روز یکشنبه هشتم جمادی الآخر سال ۵۴۸ به قاهره منتقل شد و روز سه‌شنبه دهم همان سال به قاهره رسید و به (باغ) کافوری(۲۳) برده شد، سپس از سرداب به کاخ زمرّد برده شد و در (زیر) گنبد دیلم در درِ‌ راهرو خدمت (راهرویی که از طریق آن به خدمت خلیفه می‌رسیدند) دفن شد. (۲۴)در نقد و ردّ این قول، باید گفت که به نظر می‌رسد خلفای فاطمی چنین ادعایی طرح کردند تا ادعای خود مبنی بر انتسابشان به فرزندان فاطمه را ترویج کنند، چنان‌که برخی از مورخان اهل‌سنت نیز به این نکته اشاره کرده‌اند.(۲۵)
۹٫ مرو سمعانی (م‌۵۶۲‌ق) به نقل از کتاب ‌المراوزه معدانی، نگاشته است که سر حسین بن علی(ع) در مرو در قصر ساکنان زرتشتی، سمت راستِ (درِ) ورودی، پای دیوار، دفن شده است.(۲۶)نویری ابتدا به توضیح این گزارش و سپس به نقد آن، پرداخته است. وی در توضیح آن، نگاشته است: آن که گفته است سر حسین در مرو دفن شده، می‎گوید: چون ابومسلم خراسانی دمشق را تصرف کرد، سر را گرفت و به مرو برده و در دارالاماره دفن کرد.(۲۷)اما وی در نقد این گفته از قول عمر بن ابی‎المعالی ‌نوشته است: اینکه ابومسلم سر را به خراسان منتقل کرده باشد، بسیار بعید به نظر می‎رسد، چرا که فاتح شام، عبدالله‌بن علی‌بن [عبدالله بن] عباس بوده است نه ابومسلم، از این‎رو چگونه می‎توان تصور کرد که او سر را به خراسان منتقل کرده یا برای او امکان انتقال بوده است. اگر او سر را در خزائن بنی‎امیه یافته بود، آن را به مردم نشان می‌داد تا بر دشمنی مردم نسبت به بنی‎امیه بیفزاید. افزون بر این، چون عمربن‌عبدالعزیز خلیفه شد، بعید است که وی سر را در خزانه سلاح به حال خود رها کرده باشد و آن را دفن نکرده باشد.(۲۸)
۱۰٫ حَرّان حمدالله مستوفی بدون ارائه هیچ سندی، یکی از اقوال محل دفن را «حرّان» گفته است،(۲۹) که به هیچ رو نمی‌توان پذیرفت.
جمع بندی، نتیجه‎گیری و بیان نظریه مختار از بررسی اقوال بیان شده، به این نتیجه می‌توان دست یافت که جز قول اول (قول مشهور علمای شیعه) و قول دوم که در منابع حدیثی شیعه از قول ائمه(ع) درباره آن روایاتی وارد شده است، بقیه اقوال، گفته مورخان و اندیشمندان اهل سنت است، از این‎رو با آنکه برخی از آن اقوال همانند قول سوم و چهارم از قدمت زیادی برخوردارند، اما افزون بر اشکالاتی که برای اقوال یاد شده بیان شد، چون نه روایتی از معصوم درباره آنها نقل شده است و نه اندیشمندان شیعه به آن قائل شده‎اند، نمی‎توان به آنها اعتنا کرد.اما درباره دیدگاه دوم (دفن سر در نجف) باید گفت که اگرچه برخی از روایات، قول به دفن سر امام(ع) در کنار (یا پایین) قبر امیرالمؤمنین(ع) را تأیید می‎کند و نیز زیارت امام حسین(ع) نزد سر امیرالمؤمنین(ع) وارد شده است،(۳۰) با این وجود، روایات یاد شده در مرئی و منظر علما و فقهای شیعه بوده است و هیچ یک به مضمون آن پای‎بند نشده ‎و به آن اعتماد نکرده‎اند، زیرا افزون بر آنکه اسناد آنها تمام نبوده و رجال آن معروف و مشهور نیستند(۳۱) ، مضمون آنها درباره محل دفنِ سر نیز با یکدیگر همخوانی ندارد، چنان‎که برخی از آنها محل دفن سر را، «ذکوات»(۳۲) (= تپه‎های سفید یا سرخ) و برخی دیگر، «جوف»(۳۳)(یا جُرف) دانسته‎اند.(۳۴) همچنین برخی از آنها همانند روایت یونس بن ظَبیان از امام صادق(ع)، افزون بر آنکه امر عجیب و غریبی را بیان می‎کند، بر بقای سر در کنار قبر امیر‎المؤمنین(ع) دلالت نمی‎کند، بلکه می‎توان از ظاهر آن چنین استفاده کرد که پس از دفن، سر به بدن در کربلا ملحق شده است.(۳۵) از این‎رو اندیشمندان شیعه تنها دیدگاه نخست، یعنی «‎الحاق سر به بدن» را پذیرفته و به آن اعتماد کرده‎اند.بنابراین، اگرچه درباره دیدگاه اول هیچ خبری از امامان معصوم(ع) وارد نشده، اما این دیدگاه در طول قرون متمادی شهرت خاصی داشته و مورد اعتماد و عمل علمای شیعه بوده است. این امر حاکی از آن است که دیدگاه یاد شده در قرن‌های اولیه، از مسلّمات اعتقادی و تاریخی شیعه بوده است تا جایی که در آن زمان ـ بدون توجه به آنکه در آینده این قول مورد تردید قرار خواهد گرفت ـ ضرورت دانسته نشده مستند به قول معصوم یا گزارش‎های معتبر تاریخی شود. بر این اساس، دیدگاه یاد شده قابل اعتنا و پذیرش ا‎ست .
دوم: مدفن و فرجام سرهای سایر شهد‌ا اگرچه بر اساس گزارش‌های تاریخی، سرهای دیگر شهدا نیز از کوفه به شام فرستاده شد،(۳۶) اما درباره مکان دفن آنها، گزارش‌های چندان معتبری در دست نیست و در مجموع سه گزارش و گفته ذیل در این باره وجود دارد:
۱٫ دفن سرها در جَبّانه‌(۳۷) کوفه ابن سعد نگاشته است که وقتی اسرا در قصر ابن زیاد زندانی شدند، شخصی به نام ابوخالد ذکوان به ابن زیاد گفت: این سرها را به من واگذار تا آنها را دفن کنم؛ او آنها را کفن کرده و در (قبرستان) جَبّانه (کوفه) دفن کرد و سواربر مرکب خود شده و به سوی اجساد آنان رفته و پس از تکفین، آنها را دفن کرد.(۳۸)این قول را به هیچ‎رو نمی‎توان پذیرفت، چرا که ـ چنان نگاشته شد ـ اولاً: با نصوص تاریخی که بر بردن سرهای شهدا به شام نزد یزید دلالت دارد، ناسازگار است، ثانیاً: در ادامه گزارش آمده است که ذکوان، اجساد آنها را نیز دفن کرد که این امر با مسلّمات تاریخ عاشورا منافات دارد، زیرا بر اساس گزارش‌های معتبر، اهل غاضریّه، دفن کنندگان شهدا بوده‎اند،(۳۹) نه شخصی به نام ذکوان.
۲٫ الحاق سرها به بدن‎ها مستوفی هروی و بعدها خواندمیر، نگاشته‎اند که اسرای اهل بیت‌علیهما‌السلام، سرهای دیگر شهدا را همراه سر امام(ع) به کربلا آورده و در کنار بدن‎هایشان دفن کردند.(۴۰)این گزارش از این‌رو که از گزارش‌های متأخر است و در منابع کهن، نیامده، چندان اعتباری ندارد.
۳٫ دفن برخی سرها در مقبره باب الصغیر شام اما از محققان معاصر، سیدمحسن امین عاملی، دیدگاه دیگری دارد و در این باره نگاشته ‌است:در سال ۱۳۲۱ق در مقبره معروف به مقبره باب‌الصغیر در دمشق، بارگاهی را دیدم که جلویِ درِ آن، سنگی بود و روی آن نوشته شده بود: اینجا محل دفن سرهای عباس‌بن علی(ع)، علی‌بن الحسین اکبر(ع) و حبیب‌بن مظاهر است. پس از چند سال، آنجا را خراب کرده و تجدید بنا کردند و آن سنگ از بین رفت و ضریحی داخل بارگاه ساخته بودند و اسامی بسیاری از شهدای کربلا را روی آن نوشته بودند، در حالی که آنجا در حقیقت منسوب به آن سه سر بود. البته به گمان قوی چنین انتسابی صحیح باشد، زیرا پس از حمل سرهای شریف به دمشق و گرداندن آنها و پایان یافتن مقصود یزید که اظهار پیروزی، آزار و اذیت کردن اسرا و انتقام گیری از آنان بود، چاره‎ای جز دفن آنها در یکی از مقابر نبوده است، پس این سه سر در مقبره باب الصغیر دفن شد و مکان دفن آنها حفظ شد.(۴۱)اگرچه گفته این محقق، به ظاهر درست به نظر می‎رسد، اما اثبات چنین ادعایی که تنها سند آن سنگ نبشته‎ای است که معلوم نیست چه کسی و چه زمانی آن را نوشته و در مکان یاد شده قرار داده، مشکل است.
نتیجه از آنچه نوشته شد، به این نتیجه می‎توان رهنمون شد که اگرچه روایتی از معصومان(ع) درباره دیدگاه نخست (الحاق سر به بدن در کربلا) نرسیده است، اما با توجه به شهرت آن در میان شیعه و سنی و اعتماد علمای شیعه بر آن، این دیدگاه مورد اعتماد و قابل پذیرش است. همچنین اسنادِ معتبر کهن درباره فرجام و محل دفن سرهای دیگر، وجود ندارد و تنها برخی از سندهای متأخر، همانند گزارش‌های مستوفی هروی و خواندمیر که البته معلوم نیست آنان از چه منبعی نقل کرده‌اند، حاکی از آن است که سرهای شهدا به کربلا برده و به بدن‎ها ملحق شده است که اعتبار لازم را ندارد.صرف نظر از دستاورد این پژوهش که درصدد تعیین محل دفن سر امام(ع) است، عشق به امام(ع) و آرمان‌هایش در طول تاریخ، هر انسان معتقدی را شیفته آن حضرت ساخته است. بنابراین، چندان مهم نیست سر و بدن مطهر امام حسین (ع) کجا دفن شده باشد، بلکه آنچه مهم است آن‌که شخصیت والای امام(ع) همیشه در دل همه شیعیان و محبان خود جای داشته و خواهد داشت. سخن برخی از مورخان و اندیشمندان در این باره، شنیدنی است. سبط ابن‌جوزی پس از شمردن اقوال مکان دفن، می‌افزاید:به هر حال، در هر جایی که سر یا پیکرش باشد [نام و یاد] او در دل‌ها، اذهان و خاطره‌ها جای دارد، چنان‌که برخی از استادان ما در این باره سروده‌اند:
لاتطلبوا المولی حسینبأرض شرق او بغرب
ودَعُوا الجمیع و عرّجوانحوی فمشهده بقلبی»(۴۲)
مولا حسین را در سرزمین شرق یا غرب نجوییدو همه جا را رها کنید وبه سوی من آیید که مشهد او در دل من است.همچنین عقّاد، اندیشمند معاصر مصری در این باره می‌نویسد:در هر جایی که آن سر شریف دفن شده باشد، مورد تعظیم و احترام است. حسین به سبب برخورداری از منزلت شهادت، نشان شجاعت و شرافت خاندانی با پیامبر(ص)، حقیقتی گردید که انسان همیشه او را در سینه و خاطرش دارد، چه نزدیک و چه دور از قبرش باشد. حقیقتی که در کربلا، دمشق، … وغیر این جاها، یکی است.(۴۳)
پی نوشت ها :

*استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان.۱ . بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص۴۱۶ و ۴۱۸؛ سبط ابن جوزی، پیشین، ج۲، ص ۲۰۸٫۲ . بلاذری، همان، ج۳، ص ۴۱۶٫۳ . همان، ج ۳، ص ۴۱۶ و ۴۱۸٫۴ . همان، ج ۳، ص ۴۱۸٫۵ . نویری، پیشین، ج ۲۰، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰٫ مورخان دیگر نیز این قول را نقل کرده‌اند: ابن‌حبان، الثقات، ج۳، ص ۶۹؛ ابن‌جوزی، الرد علی المتعصب العنید، ص ۵۰ و همو، المنتظم فی الامم و الملوک، ج۵، ص ۳۴۴؛ سبط ابن جوزی، پیشین، ج۲، ص ۲۰۸؛ ابن نما، مثیرالاحزان، ص ۸۵؛ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه‌، ج۸ ، ص ۲۲۲٫۶ . نویری، پیشین، ج۲۰، ص ۳۰۰؛ محمود بن عمر زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، ج ۳، ص ۳۴۹٫ ابن حبان در این باره نوشته است: بر سر ستونی در مسجد جامع دمشق، سمت راست قبله (الثقات، ج۳، ص ۶۹).۷ . نویری، پیشین، ج۲۰، ص ۳۰۰٫۸ . نویری، پیشین، ج۲۰، ص ۳۰۰٫ ابن حبان (پیشین، ج۳، ص ۶۹) این قول را بیان کرده است.۹ . نویری، پیشین، ج ۲۰، ص ۲۹۹ ـ ۳۰۰٫ مورخان دیگر نیز این قول را گزارش کرده‌اند: شجری، الامالی الخمیسیه، ج۱، ص ۱۷۶؛ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص ۸۳ ؛ ابن عساکر دمشقی، تاریخ مدینه دمشق، ج ۶۹، ص ۱۶۱؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۱۹؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج ۱۲، ص ۲۶۴؛ ابن‌کثیر، پیشین، ج ۸ ، ص۲۲۲٫۱۰٫ ابن عساکر دمشقی، پیشین، ج ۶۷، ص ۱۵۹، شماره ۸۷۸۴؛ ذهبی، سیرأعلام النبلاء، ج۳، ص ۳۱۶؛ همو، تاریخ الاسلام، ج ۵، ص ۲۰٫۱۱٫ رَقّه (به فتح راء و قاف) شهر مشهوری است بر کنار فرات که از شهرهای جزیره به حساب می‎آمده و از آنجا تا حرّان سه روز راه بوده است (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص ۵۹). رقّه، اکنون جزء شهرهای کشور سوریه است.۱۲ . سبط ابن جوزی، پیشین، ج ۲، ص ۲۰۸٫۱۳ . همان، ج۲، ص ۱۹۱ـ ۱۹۲٫۱۴٫ عسقلان، شهری در شام از توابع فلسطین بوده که در کنار دریا بین غزه و بیت جبرین قرار داشته است و (و در آن زمان) همانند دمشق، به عروس شام شهرت داشته است (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۲۲). اکنون این شهر از شهرهای ساحلی دریای مدیترانه است که بین دو شهر غزه و اشدود (اسدود)در فلسطین اشغالی قرار دارد.۱۵ . محمد‌بن علی بن محمد عمرانی(م‌۵۸۰‌ق)، الانباء فی أخبار الخلفاء، ص ۵۴٫۱۶ . نویری، پیشین، ج ۲۰، ص ۳۰۰٫۱۷ . قاضی طباطبایی، پیشین، ص ۳۱۶ به بعد .۱۸ . حموی، معجم البلدان، ج ۵، ص ۱۴۲٫۱۹ . سبط ابن جوزی. پیشین، ج ۲، ص ۲۰۹٫۲۰ . ابن نما، مثیر الاحزان، ص ۸۵ .۲۱ . پیشین، ج۲۰، ص ۳۰۰٫۲۲ . صفدی، الوافی بالوفیات، ج ۱۲، ص ۲۶۴٫۲۳ . نام باغی بوده که یکی از امرای مصر به نام ابوبکر محمد بن طفج بن جف اخشید معروف به کافور اخشیدی بنا کرده است (تقی‌الدین احمد‌بن علی مقریزی، المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار، المعروف بالخطط المقریزیه، ج۲، ص ۳۷۷).۲۴ . همان، ج۲، ص ۳۲۳٫۲۵ . ابن کثیر، البدایه و النهایه‌، ج ۸ ، ص ۲۲۲٫ همچنین شهید قاضی طباطبایی در رد این قول، مطالبی را نگاشته است (پیشین، ص ۳۰۶ به بعد).۲۶٫ عبدالکریم بن محمد سمعانی، الانساب، تعلیق عبدالله عمر بارودی، ج۳، ص ۳۷۰٫ و نیز ر.ک : محمد بن احمد مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ص ۴۶ و ۳۳۳٫۲۷٫ نویری، پیشین، ج ۲۰، ص ۳۰۰٫۲۸ . همان، ج ۲۰، ص ۳۰۲٫۲۹ . حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، ص ۲۰۲٫۳۰ . ابن مشهدی، المزار، ص ۲۱۴؛ سید عبد الکریم بن طاووس، فرحه الغری، ص ۱۲۳ ـ ۱۲۴٫۳۱ . سید عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسین(ع)، ص ۳۶۳؛ فضل علی قزوینی، الامام الحسین(ع) و اصحابه، ج۱، ص ۴۳۱؛ سیدعلی قاضی طباطبایی، تحقیق در اول اربعین حضرت سیدالشهداء(ع)، ص ۳۴۰ .۳۲ . همانند خبر فروع کافی، ج ۴، ص ۵۷۱ و کامل الزیارات، باب ۹، ص ۸۳ .۳۳ . همانند خبر مبارک خباز در تهذیب الاحکام ، ج۶، ص ۳۵ ـ ۳۶ و فرحه الغری، ص ۸۷ .۳۴ . قزوینی، پیشین، ج۱، ص ۴۳۲٫۳۵ . قزوینی، پیشین، ج ۱، ص ۴۳۳٫۳۶ . بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص ۴۱۵؛ طبری، پیشین، ج ۴، ص ۳۵۱؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج ۵، ص ۱۲۷؛ شیخ مفید، پیشین، ج ۲، ص ۱۱۸؛ سبط ابن جوزی، پیشین، ج۲، ص ۱۹۳٫۳۷٫ کوفیان به مقابر، جَبّانه (به فتح جیم و تشدید باء) و اهل بصره به آن مقبره گویند (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۹۹).۳۸ . محمد‌بن سعد، ترجمه‌الحسین و مقتله، ص ۸۱ .۳۹ . بلاذری، پیشین، ج۳، ص ۴۱۱؛ طبری، پیشین، ج ۴، ص ۳۴۸؛ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص ۴۴؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص ۱۲۱٫۴۰ . محمد بن احمد مستوفی هروی، ترجمه الفتوح، ص ۹۱۶؛ خواندمیر، تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر، ص ۶۰٫۴۱ . محسن امین، اعیان الشیعه، تحقیق و تخریج حسن الامین، ج۱، ص ۶۲۷٫۴۲ . سبط ابن جوزی، پیشین، ج۲، ص ۲۰۹٫ همچنین شیخ مهدی فَلُّوجی حلّی (م‌۱۳۵۷‌ق) نیز در این باره سروده است :

لاتطلبوا رأس الحسین فانهلا فی حِمی ثاوٍ و لافی واد

لکنّما صِفو الولاءِ یدلّکمفی انه المقبور وسط فؤادی

سر ِحسین(ع) را نجویید ،چون نه در حرم و حصاری و نه در دره‌ای (مدفون) است.لکن ولایت خالص و ناب، شما را راهنمایی می‌کند که حسین(ع) در اعماق و ژرفای دل من مدفون است.(محمد علی یعقوبی، البابلیات، ج ۳، القسم الثانی، ص ۱۲۸).۴۳ . عباس محمود عقاد، ابوالشهداء، الحسین بن علی(ع)، ص ۱۱۱٫ منابع:ـ ابن اسعد یافعی شافعی، عبدالله، مرآه الجنان و عبره الیقظان، حیدر آباد ـ دکن، دائره المعارف النظامیه الکائنه، ۱۳۳۷ ق.ـ ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن علی، کتاب الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء،۱۴۱۱ ق.ـ ابن تیمیه، تقی الدین ابوالعباس احمد، رأس الحسین(ع)، تحقیق السید الجُمَیلی، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۶ ق.ـ ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمان بن علی بن محمد، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق.ـ ــــــــــ، الردّ علی المتعصب العنید، تحقیق محمد کاظم محمودی، بی‌جا، التراث الاسلامی العظیم، ۱۴۰۳ ق.ـ ابن سعد، محمد، ترجمه الامام الحسین و مقتله، تحقیق سید عبدالعزیز طباطبایی، قم، مؤسسه اهل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۵ق.ـ ــــــــ ، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، [بی تا].ـ ابن شهر آشوب، ابوجعفر محمد بن علی، مناقب آل ابی‎طالب، تحقیق یوسف البقاعی، [بی‌جا]، انتشارات ذوالقربی (افست دارالاضواء)، ۱۳۷۹ ش.ـ ابن طاووس، سید رضی الدین ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفر، الملهوف علی قتلی الطفوف، تحقیق و تقدیم فارس تبریزیان (الحسّون)، [بی جا]، دارالاسوه، ۱۳۸۳ ش.ـ ابن طاووس، سید عبد الکریم، فرحه الغری، تحقیق سید تحسین آل شبیب موسوی، [بی جا]، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، ۱۳۶۸ ق.ـ ابن عساکر دمشقی، علی بن حسن بن هبه الله شافعی، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.ـ ابن فتال نیشابوری، محمد، روضه الواعظین، تحقیق سید محمد مهدی سید حسن خرسان، قم، منشورات الرضی، [بی تا].ـ ابن قولویه قمی، ابوالقاسم جعفر بن محمد، کامل الزیارات، تحقیق جواد قیومی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ ق.ـ ابن کثیر دمشقی، ابوالفداء اسماعیل، البدایه و النهایه، تحقیق و تعلیق علی شیری، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق.ـ ابن نما حلی، نجم الدین محمد بن جعفر، مثیرالاحزان، نجف، مطبعه الحیدریه، ۱۳۶۹ق.ـ امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، تحقیق و تخریج حسن الامین، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، [بی تا].ـ ــــــــــ ، لواعج الاشجان، [بی جا]، مکتبه بصیرتی، [بی تا].ـ بلاذری، احمد بن یحیی بن جا‌بر، کتاب جمل من انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ ق.ـ بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد، الآثار الباقیه من القرون الخالیه، بیروت، دار صادر، [بی تا].ـ تمیمی بستی، محمد بن حبّان بن احمد، الثقات، [بی جا]، مؤسسه الکتب الثقافیه، ۱۳۹۳ ق.ـ تمیمی مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار(ع)، تحقیق سید محمد حسینی جلالی،‌ قم، مؤسسه النشر الاسلامی، [بی تا].ـ حسینی موسوی حائری کرکی، سید محمد بن ابی‎طالب، تسلیه المُجالس و زینه المَجالس، تحقیق فارس حسّون کریم، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۸ ق.ـ حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۹ ق.ـ خوارزمی، موفق بن احمد بن محمد، مقتل الحسین(ع)، تحقیق محمد سماوی، قم، دارانوار الهُدی، ۱۴۱۸ ق.ـ خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین حسینی، تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر، تهران، انتشارات کتابخانه خیّام، ۱۳۳۳ ش.ـ ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، سیر أعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنؤوط و محمد نعیم العرقسوسی، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۱۳ ق.ـ ـــــــــــ ، تاریخ الاسلام،‌ تحقیق عمر عبدالسلام تدمُری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.ـ زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، تحقیق سلیم النعیمی، منشورات الرضی، ۱۴۱۰ ق.ـ سبط ابن جوزی، یوسف بن قزغلی بغدادی، تذکره الخواص من الامه بذکر خصائص الائمه(ع)، ‌تحقیق حسین تقی زاده، [بی جا]، مرکز الطباعه و النشر للمجمع العالمی لاهل البیت (ع)، ۱۴۲۶ ق.ـ سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، تعلیق عبدالله عمر بارودی، بیروت، دارالجنان، ۱۴۰۸ ق.ـ شَبراوی، عبدالله بن محمد بن عامر، الإتحاف بحُبّ الأشراف، تحقیق سامی الغُرَیری، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۲۳ ق.ـ شبلنجی، مؤمن بن حسن مؤمن، نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار(ع)، بیروت، دارالجیل، ۱۴۰۹ ق.ـ شجری، یحیی بن حسین بن اسماعیل جرجانی، الامالی الخمیسیه، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۳ق.ـ صبّان، محمد بن علی، إسعاف الراغبین فی سیره المصطفی(ص) و فضائل اهل بیته الطاهرین(ع)، (چاپ شده در حاشیه «نور الابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار(ع)»، بیروت، دارالجیل، ۱۴۰۹ ق).ـ صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، الامالی، تحقیق مؤسسه البعثه، قم، مؤسسه البعثه، ۱۴۱۷ ق.ـ صفدی، صلاح الدین خلیل بن آیبَک، الوافی بالوفیات، تحقیق احمد الارناؤوط و ترکی مصطفی، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۴۲۰ ق.ـ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، تحقیق مؤسسه آل البیت(ع) لإحیاء التراث، قم، مؤسسه آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.ـ ــــــــــ ، تاج الموالید فی موالید الائمه و وفیاتهم، قم، مکتبه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ ق.ـ طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ ق.ـ طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، تهذیب الاحکام،‌ تحقیق حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ ش.ـ عقاد، عباس محمود، ابوالشهداء، الحسین بن علی(ع)، بیروت، المکتبه العصریه، ۱۴۲۱ ق.ـ علم الهدی، سید مرتضی، رسائل المرتضی، تقدیم احمد حسینی، ‌قم، دارالقرآن الکریم، ۱۴۰۵ق.ـ عمرانی، محمد بن علی بن محمد، الانباء فی أخبار الخلفاء، تحقیق قاسم السامرائی، قاهره، دارالآفاق العربیه، ۱۴۲۱ ق.ـ قاضی طباطبایی، سید محمد علی، تحقیق در باره اول اربعین حضرت سیدالشهداء(ع)، قم، بنیاد علمی و فرهنگی شهید آیت الله قاضی طباطبایی، ۱۳۶۸ ش.ـ قرطبی، محمد بن احمد، التذکره فی امور الموتی و امور الآخره، [بی جا]، دارالکتبالعلمیه، [بی تا].ـ قزوینی، زکریا محمد بن محمود، عجائب المخلوقات و الحیوانات و غرائب الموجودات، (چاپ شده در حاشیه «حیاه الحیوان الکبری»، کمال الدین دمیری)، [بی جا، بی تا، بی نا].ـ قزوینی، فضل علی، الامام الحسین(ع) و اصحابه، تحقیق سید احمد حسینی، قم، ابن المؤلف، ۱۴۱۵ ق.ـ کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب، الفروع من الکافی، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ ش.ـ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوارالجامعه لدُرَر أخبار الائمه الاطهار(ع)، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ق.ـ مستوفی قزوینی، حمد الله بن ابی‎بکر بن احمد، تاریخ گزیده، تحقیق عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش.ـ مستوفی هروی، محمد بن احمد، ترجمه کتاب الفتوح، تصحیح غلام‎رضا مجد طباطبایی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲ ش.ـ مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، نشر القیوم، ۱۴۱۹ق.ـ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، تحقیق مؤسسه آل البیت(ع)، قم، مؤسسه آل البیت(ع) لإحیاءا التراث، ۱۴۱۳ق.ـ مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، قاهره، مکتبه مدبولی، ۱۴۱۱ ق.ـ مقریزی، تقی الدین احمد بن علی، المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار، المعروف بالخطط المقریزیه، بیروت،دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.ـ مُناوی، محمد عبدالرؤوف فیض القدیر، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۹۱ق.ـ موسوی خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، [بی جا، بی نا]، ۱۴۱۳ ق.ـ موسوی مقرم، سید عبد الرزاق، مقتل الحسین(ع)، بیروت، دارالکتاب، ۱۳۹۹ق.ـ نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایه الارب فی فنون الادب، تحقیق عبدالمجید ترحینی و عماد علی حمزه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۴ ق.ـ یعقوبی، محمد علی، البابلیات، قم، دارالبیان، ۱۳۷۳ق.منبع: نشریه تاریخ در آینه پژوهش شماره ۲۶

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.