پیامبر اعظم (ص) و جهانی سازی اسلام

جهانی بودن دعوت اسلام، مسأله ای است که در آیات متعددی از قرآن، مورد تأکید قرار گرفته است. اگر موافقید، گفتگویمان را با بررسی اجمالی بعضی از این آیات نورانی، آغاز کنیم.بررسیهای تاریخی نشان می دهند که پیامبر اعظم(ص) از همان روزهای نخستین رسالت خود، بر جهان شمولی اسلام تأکید داشته و این تأکید به خصوص با تلاوت آیاتی که از ناحیه خداوند تبارک و تعالی به ایشان می رسید، تجلی بیشتری می یافت. یکی از همین آیات فرخنده، آیه ۱۵۸ سوره اعراف است که خداوند، خطاب به رسول ا…(ص) می فرماید: «ای پیامبر به مردم بگو که من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم.» بدیهی است که این آیه و به خصوص وجود واژه «جمیعاً» در آن، تأکیدی است بر این که بنای هدایت پیامبر(ص)، یک هدایت جهانی است و صرفاً به اقوام ایشان و یا اهالی قریش و حتی به مردم مکه هم محدود نمی شود. در آیه ۲۸ سوره سبا نیز همین مفهوم البته با یک عبارت دیگری مورد تصریح قرار دارد. خداوند در این آیه با خطاب قرار دادن پیامبر گرامیش می فرماید: « و ماارسلناک الا کافه للناس؛ یعنی ای پیامبر، تو را جز به سوی همه مردم نفرستادیم.» در این آیه نیز لفظ «کافه» کاملاً بر این مطلب صراحت دارد که همه مردم جهان، مورد خطاب و هدف پیامبر اعظم(ص) قرار دارند. از سوی دیگر، آیه ۱۹ سوره مبارکه انعام را هم می توان دلیل دیگری بر جهانی بودن دعوت رسول ا…(ص) دانست: «این قرآن به من وحی شده تا شما و همه کسانی را که تا ابد، قرآن به آنها می رسد و پیامم را می شنوند، انذار و هدایت کنم.» این آیه گواه آن است که اگر چه ممکن است پیامبر اکرم(ص)، در آغاز رسالت خود نتوانند دین خدا را جهانی کنند، ولی این مسأله به عنوان یک ایده آل و هدف غایی در رأس برنامه های ایشان قرار داشته و مورد تأکید آن بزرگوار بوده است. در سر داشتن چنین هدف بزرگی میسر نیست مگر آنکه بتوان از همان ابتدا، ظرفیت جهانی این مکتب آسمانی را مورد پذیرش قرار داد.
بعضی آیات مربوط به جهانی شدن اسلام، در مکه نازل شده اند. یعنی در شرایطی که پیروان اسلام، در اقلیت بسیار شدیدی قرار داشتند. آیا این مسأله را نیز از همین زاویه تحلیل می کنید؟بله کاملاً. باید توجه داشت که پیامبر خدا(ص)، جهانی بودن رسالت خود را نه در اوج قدرت و سیطره اسلام، بلکه از نخستین روزهایی فرمود که بعثت خود را آغاز کرد. یعنی درست در شرایطی که شاید کمتر کسی احتمال می داد پیامبر(ص) حتی بر مکه مسلط شود، تا چه رسد به جزیره العرب یا قسمتهای مهمی از دنیا. از سوی دیگر، این آیات پاسخی به ادعای باطل کسانی است که فکر می کنند پیامبر(ص)، نخست مدعی رسالت بر مکه بود و هنگامی که آیینش بالا گرفت، به فکر تسلط بر حجاز افتاد و سپس در فکر کشورهای دیگر فرو رفت و به سلاطین دنیا نامه نوشت و جهانی بودن دینش را اعلام کرد !پاسخ همه این شبهات را می توان در معنا و تفاسیر آیاتی همچون آیه ۷ سوره شورا و یا آیه ۹۲ سوره انعام پیدا کرد؛ یعنی آیاتی که هم در مکه نازل شده اند و هم به طور مستقیم بر این مطلب دلالت دارند که رسول خدا(ص) از آغاز کار، دعوت جهانی خود را اعلام کرده اند.
آیاتی را که اشاره کردید، هر دو از عبارت مشترک «لتنذر ام القری و من حولها…» برخوردارند. با توجه بر اینکه واژه «ام القری» معمولاً به مکه معظمه اطلاق می شود، آیا این تعبیر، با جهانی بودن اسلام تضاد ندارد؟خیر. خطاب این آیات را نه تنها نمی توان صرفاً انذار مردم مکه و اطراف آن دانست، بلکه دقیقاً می توان از آنها به عنوان دلیلی بر جهانی بودن دعوت قرآن استفاده کرد. روایات اسلامی تصریح می کند که همه زمین، نخست زیر آب غرق بود و خشکسالی ها به تدریج سر از آب بیرون آوردند. علم امروز نیز این معنی را پذیرفته است. طبق این روایات نخستین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد، کعبه بود و سپس خشکی های زمین از کنار آن گسترش یافت که از آن به عنوان «دحوالارض» (گسترش زمین) یاد شده است. با توجه به این تاریخچه، روشن می شود که «مکه معظمه»، اصل و اساس و آغاز همه آبادیهای روی زمین است و دقیقاًُ از این روست که به آن، «ام القری» یعنی مادر و اصل همه آبادیها گفته اند. بنابراین هر گاه گفته شود «ام القری و من حولها»، پیداست که تمام مردم روی زمین را شامل می شود. یعنی اگر جهان را یک دایره فرض کنیم، خداوند می فرماید، این قرآن را بر پیامبر(ص) وحی کردیم تا مرکز این دایره یعنی مکه و اطراف آن را که شامل تمام جهان می شود، انذار کرده و به سوی آیین حق، دعوت نماید.
موضوع دیگری که می تواند در تکمیل بحث جهانی سازی اسلام مورد توجه قرار گیرد، تدریجی بودن نزول قرآن و یا به عبارت دیگر، توجه قرآن به نیازهای تدریجی مردم در طول تاریخ است. چگونه می توان از این واقعیت برای اثبات شعایر جهانی اسلام بهره گرفت؟تدریجی بودن نزول قرآن یا همان فاصله ۲۳ ساله نزول این کتاب آسمانی، از چند زاویه قابل بررسی است. این اقدام یا متناسب با نیازها و شرایط جامعه و مردم صورت می گرفت یا به تناسب پیشرفتهای اسلام بود و یا علاوه بر این دلایل، خداوند متعال با نگاه به نیازهای ابدی و همیشگی مردم، نسخه های شفابخشی را از قرآن اعطا می فرمود. همچنان که در آیه های ۸۲ اسراء، ۵۷ یونس و ۴۴ فصلت، بصراحت تصریح شده که این کتاب برای شفای بیماریهای فردی، اجتماعی، مادی و معنوی شماست. لغت «شفا» در هر یک از این سه آیه، لغت عام است و به هیچ موضوع مشخصی، تخصیص نیافته است. این مطلب حاکی از آن است که دین مبین اسلام، این ظرفیت را دارد که همه نیازهای بشر را در طول قرون و اعصار جوابگو باشد. عام بودن این لغت، باز دلالت بر این دارد که صرفاً نیازهای روحی و معنوی مردم مورد توجه قرآن قرار ندارد، بلکه این حقیقت آسمانی قادر است نیازهای مادی مردم را هم پاسخگو باشد. سالهای آغازین تشکیل حکومت اسلامی توسط پیامبر(ص) گواه این ادعاست که اسلام بسیاری از نیازهای روحی، جسمی و مادی افراد را هم پاسخگو بود. برای مثال، در تاریخ آورده اند که در همان سالها، پزشکی نزد رسول ا… شکایت کرد که من مدتی در شهر شما هستم و هیچ بیماری به من مراجعه نمی کند. حضرت در پاسخ فرمودند: از آنجایی که مردم به نسخه های ارائه شده از سوی اسلام و قرآن عمل می کنند، طبیعتاً بسیاری از بیماریها به سراغشان نمی آید. همه این مسایل نشان می دهد که شریعت پویای اسلام، از جهات گوناگون ظرفیت جهانی شدن را دارد. یعنی صرف نظر از هر گونه تعصب و یا دیدگاه خاص دینی، می توان ادعا کرد که همه نیازهای بشر در دین ما مورد توجه قرار گرفته است. آیات نهم تا دوازدهم سوره مبارکه نوح، به همین مسأله اشاراتی دارد. این تأکیدها اگر چه در قرآن یعنی در کتاب آسمانی مسلمانان مورد اشاره قرار می گیرد، ولی واضح است که این پاسخگویی مربوط به تقاضای هر کس و در هر کجای عالم است. دلیل این سخن، اشاره خداوند در آیه ۱۸۵ سوره بقره است که قرآن را «هدی للناس» خوانده و یا آیات شریفه متعددی که مردم را با عبارت «یا ایها الناس» مورد خطاب قرار داده است. همه این دلایل، گواه آن است که مخاطبان دین ما، یک گروه خاص نیستند. زیرا واژه «ناس» یک لفظ عام است و همه افراد را در تمام عالم در برمی گیرد.
نگاه خاص خداوند به پیامبر اعظم(ص) و تفاوتهای ایشان نسبت به سایر انبیای الهی که بارها مورد تأکید قرآن قرار گرفته چه دلیل و نشانی از جهانی بودن دعوت این پیامبر دارد؟واضح است که خداوند متعال، توجه ویژه و نگاههای جالبی به شخصیت و منش رسول اکرم(ص) داشته اند. نگاههایی که در قرآن کریم می توان به آنها دست یافت، ولی در این میان به نظر می رسد که اطلاق واژه هایی چون «خاتم المرسلین» یا «خاتم النبیین» به پیامبر اعظم(ص)، می تواند بهترین پاسخ برای پرسش شما، یعنی اثبات جهانی بودن دعوت حضرت قرار گیرد. این واژه ها در حقیقت گواه آنند که هر آنچه را که بشر بدان نیازمند بوده، توسط حضرت ختمی مرتبت(ص) ارائه شده و چیز دیگری باقی نیست که بشر نیازمند به آن باشد و خداوند متعال از طریق این پیامبر خاتم(ص)، نازل نکرده باشد. رسالت پیامبر بزرگوار(ص) نسبت به سایر انبیای الهی را در حقیقت می توان به مانند یک دوره تربیتی و آموزشی کامل دانست. دوره ای که بخش اول آن توسط یک پیامبر ارائه شده، بخش دوم آن را پیامبر دیگری تکمیل کرد و رفت و این روند آموزشی را خداوند متعال، با بعثت پیامبر اکرم(ص) تکمیل نمود. به عبارت دیگر، آنچه بشریت تا ابد به آنها محتاج است، مطالب و موضوعاتی است که در قرآن کریم و پس از آن در سخنان، سیره و تقریر و قول پیامبر(ص) و معصومین(ع)، وجود دارد. بنابراین، مهمترین ویژگی ای که پیامبر ما نسبت به سایر انبیای عظام دارد، این است که پس از ایشان، نیازی به ارائه کتاب جدید، طرح و یا برنامه جدیدی وجود نداشت. بخصوص آن که در دین اسلام و در همین کتاب آسمانی، ظرفیتهایی قرار داده شده که بشریت می تواند با استفاده از علم و دانش و پژوهشی که می کند، ابعاد مختلف ترقی علمی را طی کرده و نیازهای خود را در هر عصر و زمان برگیرد. اعجاز صوتی و موسیقی قرآن، اعجاز علمی و حتی اعجاز هنری قرآن، هنوز هم مورد موشکافی قرار نگرفته اند. خوشبختانه هر روز که می گذرد، اعجاز و عظمت قرآن، بیشتر از گذشته آشکار می گردد.
از آیه شریفه «هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله…» (33 توبه)، استفاده می شود که اسلام بر دیگر ادیان غلبه خواهد کرد. سؤالی که وجود دارد این است که آیا این غلبه، یک غلبه نظامی و سیاسی است، غلبه منطق و استدلال است و یا غلبه محتوایی؟به یک معنا، می توان گفت که به تناسب مکان و موقعیت، تمامی این گزینه ها می تواند مورد توجه قرار گیرد. یعنی اگر اسلام را در موقعیت نظامی و دفاعی قرار دهند، از این اهرم استفاده خواهد شد. در جایی که به منطق و استدلال نیاز باشد، یعنی در جایی که این وسیله کارساز است، از آن استفاده می شود. البته طبیعی است که شرایط فعلی اسلام، شرایطی نیست که غلبه دین اسلام، از طریق قدرت نظامی تعریف شود. اسلام دینی است که در فطرت همه مردم جای دارد. بنابراین با روشنگری، با استدلال و با غلبه فکری و فرهنگی می توان حقانیت این دین را به جهانیان ثابت کرد. پس در میان گزینه هایی که مورد اشاره قرار دادید، گزینه سوم یعنی غلبه محتوایی، مهمترین موضوعی است که پیوسته در گسترش اسلام مورد توجه قرار داشته و دارد. زیرا اسلام به لحاظ محتوایی جاذبه های فراوان دارد و دل و جان انسان را آرامش می بخشد و رضایت درونی او را تأمین می کند. مجموعه عقاید، احکام و اخلاق آن، از هماهنگی و انسجام و جامعیت و جاذبه برخوردار است که با آمدنش، هر جاذبه دیگری به حاشیه می رود، به عبارت دیگر، اسلام دینی است که به نیازهای فطری و اساسی انسان تکیه دارد. دینی فراملیتی و فرامنطقه ای است. از این رو دیر یا زود تعالیم اسلام و ارزشهای آن، خواسته یا ناخواسته، اعلام شده یا نشده مورد قبول همه انسانها واقع خواهد شد.
و حرف پایانی؟علاوه بر همه استدلالهایی که ارائه شد، خود وجود مقدس رسول ا… (ص)، هم یک رحمت جهانی است. شخصیتی است که رحمت او بر همه جهانیان، از جهانی بودن دین و دعوتش حکایت دارد. در آیه ۱۰۷ سوره مبارکه انبیا می خوانیم که: «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین؛ ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.» این آیه نشان می دهد که عموم مردم دنیا اعم از مؤمن و کافر، همه مرهون رحمت پیامبر(ص) هستند. زیرا او، نشر آیینی را برعهده گرفته که سبب نجات همگان است، حال اگر گروهی از آن استفاده کردند و گروهی نکردند، این مربوط به خود آنهاست و تأثیری بر عمومی بودن «رحمت» نمی گذارد.به تعبیر دیگر، رحمت بودن وجود پیامبر(ص)، برای همه جهانیان، جنبه مقتضی و فاعلیت فاعل دارد و مسلماً فعلیت نتیجه، آنچنان به قابلیت قابل نیز بستگی دارد. تعبیر به «عالمین» (جهانیان) آنچنان مفهوم وسیعی دارد که تمام انسانها را در تمام اعصار و قرون شامل می شود و لذا این آیه را، اشاره ای بر خاتمیت پیامبر اسلام(ص) هم می دانند، زیرا وجود آن حضرت برای همه انسانهای آینده، تا پایان جهان مایه رحمت و خیر و برکت است.
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.