رفتار پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) با پیروان ادیان

الف) مدخل بحث:
۱) طرح مساله:از آنجا که رسول خدا(ص) علاوه بر رسالت معنوى به تاسیس حکومت در مدینه نیز دست زده اند از جهات مختلفى شیوه مواجهه پیامبر با اهل کتاب قابل تامل و بررسى است. اول، رفتار پیامبر با اقلیتها: یکى از مسایل عصر شیوه تعامل نظامهاى سیاسى با اقلیتهاى مختلف دینى قومى نژادى و. . . است.از این رو است که در جامعه جهانى تاریخچه حمایت از حقوق اقلیتها پیشینه اى قابل توجه خصوصا در قرن بیستم دارد. از این رو در کنوانسیون حقوق مدنى و سیاسى سازمان ملل متحد سخن از اعتقاد و عمل به مذهب به عنوان حقوق اقلیتها است و حق ابراز عقیده و مذهب در عبادات و رسوم مذهبى و همچنین عمل به مذهب و تعلیم آن مورد تاکید است و در اعلامیه هاى رفع کلیه اشکال تبعیض مذهبى و اعتقادى (نوامبر ۱۹۸۱) مجمع عمومى آزادى فکر و وجدان (نفس) مذهب یا عقیده را به صورت عملیاتى تعریف نموده اند و یا سخن از حق عدم اعمال تبعیض علیه اقلیتها و. . . است.در چنین فضایى بررسى، تعامل پیامبر(ص) با اهل کتاب که اقلیتهاى عصر نبوى بودند موضوعیت یافته و شیوه مواجهه با رسول اکرم با آنان قابل مطالعه است و این پرسشها را تولید مى کند که آیا در رفتار پیامبر با اهل کتاب حقوق آنان رعایت مى گردید آیا سنت و سیره نبوى احترام به حقوق اقلیتها است؟ برخورد خشونت آمیز پیامبر و یارانش خصوصا با برخى از یهودیان مدینه را چگونه مى توان تفسیر نمود؟ حکومت هاى اسلامى عصر و مسلمانان که مى خواهند سنت نبوى را احیاء کنند با تاسى به سنت و سیره پیامبر امروزه با اقلیتهاى دینى چگونه برخوردى داشته باشند؟ آیا مى توان با اتکاء به سنت دینى-اسلامى کنوانسیونها مواد حقوقى اعلامیه ها و. . . بین المللى و جهانى را پذیرفت؟پاسخ روشن بدین پرسشها، هرگز آسان نیست. هر کدام از این پرسشها که مسایل امروز جهان نیز مى باشند نیاز به تحقیق و تدقیق و تامل دارند. در این نوشتار مساله رفتار پیامبر با پیروان ادیان از منظر یادشده کمتر مورد توجه قرار مى گیرد و به عبارت دیگر حقوق سیاسى و اجتماعى اقلیتها در حکومت اسلامى گرچه مساله بسیار مهمى است اما چون این تحقیق بر رویکرد تربیتى و اخلاقى سنت و سیره نبوى تمرکز عمده دارد در حاشیه و به صورت پیرامونى مورد بحث قرار مى گیرد و مساله رفتار پیامبر با اقلیتها از زاویه دیگرى بسط خواهد یافت.دوم: از منظر دیگرى نیز رفتار پیامبر با مسیحیان و یهودیان و. . . مساله برانگیز و درخور پژوهش جدى است. از یکسو بنا بر نص قرآنى پیامبر خدا(ص) مظهر رحمت الهى بود و این رحمت نیز خاستگاه حتى آسمانى دارد و رمز و راز موفقیت پیامبر در رسالت نیز به همین عطوفت رحمت و مهربانى ایشان بازمى گردد. بدون ورود تفصیلى بدین مدعا حداقل دو آیه زیر موید مطلب نقل شده اند: و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین (انبیاء‎/۱۰۷). و اى رسول ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت براى اهل عالم باشى. فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک (آل عمران‎/۱۵۹).رحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوشخوى گردانید. اگر تندخوى و سخت دل بودى مردم از گرد تو پراکنده مى شدند. اگر پیامبر مظهر رحمت و عطوفت است جنگها، عکس العمل خشونت آمیز و برخورد قهرآلود خصوصا با برخى یهودیان مدینه را چگونه مى توان تفسیر نمود؟ چه مسایل منابع مستنداتى سبب مى شود که مستشرقین غربى و گاه حتى نخبگان دینى آنها اسلام را به دین شمشیر بشناسند؟ آیا اعمال خشونت با ابلاغ رسالت دینى فرهنگى و معنوى قابل جمع است و آیا غایات تربیتى و اخلاقى با تحکم و اجبار قابل تحقق اند پژوهش کوتاه حاضر از منظر تربیتى و اخلاقى و به تبع پرسش هاى فوق این فرضیه را درباره سنت و سیره نبوى آزمون مى نماید که: در رفتار پیامبر با اهل کتاب اصل بر عطوفت رافت و رحمت بوده و خشونت و اجبار صبغه عارضى و قهرى دارد.
۲) مفاهیم:۲-۱) رفتار پیامبر: مراد از رفتار رسول اکرم(ص) در این مقاله مجموعه مواضع نظرى و عملى است که از سیر و سیره نبوى از منابع تاریخى ثبت شده و این سنتها براى مسلمانان به عنوان یکى از منابع اصلى قابل استشهاد است.۲-۲) پیروان ادیان: گرچه مفهوم پیروان ادیان به صورت مطلق شامل معتقدان به همه ادیان توحیدى و غیرتوحیدى مى گردد ولى در این مکتوب مراد آن گروه از اهل کتابى هستند که مستقیم و غیرمستقیم مخاطب رسول الله(ص) بوده اند که بارزترین آنها مسیحیان و یهودیان بوده اند.
۳) تمرکز و حدود بحث:بررسى مساله رابطه با اهل کتاب از نگاه اسلامى از زوایاى مختلف قابل بررسى است. از جمله مى توان این تعامل را با تمرکز بر آیات و نصوص قرآنى بررسى نمود. در این زمینه آیات گویا و نسبتا قابل توجهى وجود دارند که با ورود بدانها مى توان شیوه مواجهه مسلمین با اهل کتاب را استخراج نمود ولى از آنجا که نوشتار حاضر تعامل مسلمانان با اهل کتاب را از منظر رفتار نبوى پى مى گیرد و اگر به آیاتى هم استشهاد مى نماید از آن رو است که مخاطب آیه رسول خدا است لذا در این تحقیق تمرکز اصلى بر آیات نخواهد بود. گرچه آیات قرآن به عنوان شاهد آیه۹ ۸-ممتحنه جاى بررسى تفصیلى و مستقل دارند و چه بسا از نظر حجیت در رتبه اول نیز قرار مى گیرند:خدا شما را از دوستى آنانى که با شما در دین قتال و دشمنى نکرده و شما را از دیارتان بیرون نراندند نهى نمى کند تا بیزارى از آنها جویید بلکه با آنها به عدالت و انصاف رفتار کنید که خدا مردم باعدل و داد را بسیار دوست مى دارد. و تنها شما را از دوستى کسانى نهى مى کند که در دین با شما قتال کرده و از وطنتان بیرون کردند و بر بیرون کردن شما همدست شدند تا آنها را دوست نگیرید و کسانى از شما که با آنان دوستى و یاورى کنند ایشان به حقیقت ظالم و ستمکارند.همچنین براى شیعیان شیوه تعامل حضرت امیر(ع) با اهل کتاب بسیار پندآموز و سازنده است. این موضع عجیب و مهم ایشان که در خطبه ۲۷ نهج البلاغه آمده است جاى مراجعه دارد:«به من خبر رسیده که یکى از آنان (لشگریان معاویه) به خانه زن مسلمان و غیرمسلمانى (المعاهده) که در پناه اسلام جان و مالش محفوظ بوده است واردشده و خلخال دستبند و گردنبند و گوشواره هاى آنها را از تن آنها بیرون آورده است. . . اگر به خاطر این حادثه مسلمانى از روى تاسف بمیرد ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار و بجا است: فلو ان امراه مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما بل کان به عندى جدیرا.»این گونه رفتارهاى علوى هم پیامهاى سیاسى دارند و هم درسهاى تربیتى و اخلاقى که البته باید در مکتوبى جداگانه به صورت مبسوط مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. گرچه حضرت امیر(ع) مبرزترین شاگرد مکتب پیامبر اسلام است و مواضعش از الگو و اسوه نبوى تبعیت مى نماید. حاصل آنکه تمرکز اصلى نوشتار حاضر فقط بر رفتار و مواضع نظرى و عملى شخصى پیامبر (و نه حتى نزدیکترین پیروانش) با اهل کتاب تمرکز خواهد داشت.
ب) پیامبر و اهل کتاب:در یک دسته بندى و مقوله بندى ثنایى تعامل پیامبران با پیروان سایر ادیان را مى توان در دو سطح متفاوت قالب بندى نمود: اول: رفتار با نخبگان؛ دوم: رفتار با غیرنخبگان.
اول رفتار پیامبر با نخبگان اهل کتاب:مواضع حضرت رسول در برابر نخبگان اهل کتاب نیز در چهار شکل زیر متصور است: یا پیامبر خود موضع سیاسى نیز داشت و یا نداشت و صرفا به عنوان پیام دینى و اخلاقى محض با نخبگان اهل کتاب ارتباط مى گرفتند. و نخبگان اهل کتاب نیز یا سیاسى بودند و یا نبودند (یعنى نخبگان خصوصا دینى که حاصل بار فرهنگى ادیان گوناگون بوده اند).مجموعه ترابط پیامبر با نخبگان اهل کتاب در مکه از آن رو که هنوز حکومت اسلامى تاسیس نشده و پیامبر در اختفا و تحت فشار مشرکان بودند در ذیل موضع دینى و رفتار اخلاقى و معنوى قابل تفسیرند. از مصادیق بارز ارتباط پیامبر خدا با نخبگان سیاسى تعاملات پیامبر با حاکم حبشه نجاشى است که با هجرت عده اى از مسلمانان آغاز گردید. مى دانیم که در سال پنجم بعثت گروهى از مسلمین به دستور رسول اکرم(ص) و به سرپرستى جعفربن ابیطالب راهى حبشه گردیدند. هجرت به حبشه به گفته مورخین دو بار و با فاصله نزدیک صورت گرفته که تعداد آنها جمعا به بیش از ۸۰ نفر مى رسیده است. اینان هم از دست مشرکان قریش مصون مانده و هم پیام اسلام را به خارج از جزیره العرب مى رساندند. انتخاب حبشه نیز احتمالا به چند جهت بوده است. از سویى نجاشى در میان حاکمان عصر مردى عادل بوده چنانچه پیامبر نیز به مهاجرین فرمود که در آنجا پادشاهى غیرظالم حاکم بوده است. از سوى دیگر ایران و پادشاهان مات به خاطر روابطى که بین آنها و قریش بوده امکان داشت که مهاجرین را به قریش تسلیم کنند و لذا چنین هجرتى به آن مناطق صورت نگرفت. (جعفریان ۱۳۹،۱۳۶۶-۱۳۸ سبحانى بى تا ج :۱ ۳۱۵-۳۰۸)وقتى قریش از این مهاجرت مطلع شدند تصمیم گرفتند که به حبشه رفته و حاکم آنجا را قانع کنند که اینها را بازگرداند و در این مسیر با هدایایى ابتدا زبدگان دربار را نیز تطمیع نمودند. اما نجاشى مدعاى آنان را مشروط به شنیدن کلمات مهاجرین نمود. وقتى مهاجرین به دربار فراخوانده شدند تصمیم گرفتند که یک نفر به نمایندگى آنها سخن بگوید. جعفرابن ابیطالب که این مسوولیت را پذیرفته بود وقتى نگرانى همراهان را دید گفت: من آنچه را از راهنما و پیامبر خود شنیده ام بدون کم و زیاد خواهم گفت.جعفر در مقابل حاکم از وضعیت جاهلى خودشان و سپس تحولى که پیامبر ایجاد نمود و سختگیریهاى قریش گفت. سخنان او بر نجاشى موثر افتاد و از او خواست تا مقدارى از کتاب آسمانى پیامبر خود را بخواند. جعفر آیاتى چند از آغاز سوره مریم را خواند و به خواندن آیات این سوره ادامه داده و نظر اسلام را درباره پاکدامنى مریم و موقعیت عیسى روشن ساخت. هنوز آیات سوره به آخر نرسیده بود که صداى گریه شاه و اسقفها بلند شد و. . . نتیجه آنکه توطئه مشرکان در نزد نجاشى بى اثر ماند و مهاجرین نزد نجاشى محبوب شده و ماندند. برخى نکاتى که از داستان مهاجرت به حبشه قابل ذکرند به قرار زیر است:۱) این ارتباط به صورت مستقیم و از سوى شخص پیامبر نبود ولى چنانچه در جملات جعفر دیدیم او گفت که کلماتى را که از رسول خدا شنیده ام مى گویم و از این رو تعامل غیرمستقیم پیامبر با نجاشى به عنوان حاکم سیاسى آن سامان قلمداد مى گردد.۲) این تعامل سبب شد که زمینه و بستر براى ارتباطات دیگر به صورت مشخصتر و با اعزام سفرا ادامه یابد. چنانچه در تاریخ دو نامه از سوى پیامبر به زمامدار حبشه ثبت شده است: اول: دعوت به سوى اسلام و سفارش درباره مهاجرین دوم: راجع به اعزام مهاجرین به مدینه و. . . .به عبارت دیگر، نجاشى از مصادیقى است که هم در مقطعى که پیامبر موضع دینى و معنوى محض در مکه داشت را دربرمى گیرد (نامه اول) و هم مقطعى که پیامبر دست به تاسیس حکومت زده و علاوه بر موضع معنوى و دینى موضع سیاسى نیز داشت (نامه دوم).قاصد نامه اول (عمروبن امیه) به قدرى دقیق و روانشناسانه طرح مساله نمود که فضاى محبت را قبل از قرائت نامه فراهم نمود. او ضمن تشکر پیامبر از پذیرش مهاجرین مراتب محبت و اخلاص را به قدرى بالا برد که نجاشى را از خود و مسلمین را از وى دانست. و نیز شهادت و گواهى انجیل (مورد اعتقاد نجاشى) درباره محمد و اسلام را پذیرفت. شیوه طرح بحث که قطعا به توصیه پیامبر(ص) بود از جهت تربیتى و اخلاقى موثر بود و مخاطب را جذب مى نمود. خصوصا اینکه در متن نامه درباره حضرت عیسى آمده است که گواهى مى دهم عیسى بن مریم مخلوق و کلمه خدا است که آن را به مریم القاء فرمود. پس مریم به وجود عیسى آبستن گشت و آفرید خدا او را از نفخ روح چنانکه آدم را بیافرید (صابرى همدانى ،۱۳۴۶ ۲۵-۲۰).که روایتى دلپذیر از شیوه ولایت پیامبر مسیحیان بود.۳) از آثار این هجرت آن بود که نخبگان دینى مسیحى نیز از حبشه براى تحقیق بیشتر وارد مکه شدند. این گروه ۲۰ نفره پس از ملاقات و با شنیدن آیات قرآن بى اختیار اشک از دیدگان آنها سرازیر شد و همگى نشانه هایى که در انجیل براى پیامبر موعود خوانده بودند در وى محقق دیدند (همان: ۳۹).آیاتى که در شان این گروه نازل گردید و پیامبر بر آنان خواند حکایت از ظرافت روانشناسى دقیق مخاطب شناسى در ارسال پیام بسترسازى براى تعلیم و تربیت و. . . دارد. در آیه نازله و تلاوت شده مائده۸۴:-۸۲ ضمن اشاره به دشمنى یهودیان و مشرکان با مسلمانان درباره مسیحیان آمده است که:و با محبت تر از همه کس با اهل ایمان آنانند که گویند ما نصرانى هستیم این دوستى نصارى با مسلمانان بدین سبب است که برخى از آنها دانشمند و پارسا هستند و آنها بر حکم خدا تکبر و گردنکشى نمى کنند و چون آیاتى را که به رسول فرستاده شد بشنوند اشک از دیده آنها جارى مى شود زیرا حقانیت آن را شناخته گویند: بارالها به رسول تو محمد(ص) و کتاب آسمانى تو قرآن ایمان آوردیم. ما را در زمره گواهان صدیق او بنویس. گویند ما چرا ایمان به خدا و کتاب حق نیاوریم در صورتى که امید آن داریم که خدا در قیامت ما را در زمره صالحان داخل گرداند.۴) از درس هاى تربیتى مهم این آیه آن است که على رغم عدم وجود ارتباط مستقیم و حضورى نجاشى با پیامبر خدا(ص) اما وقتى نجاشى در سال نهم هجرى از دنیا رفت وقتى خبر فوت او را شنید متاثر گردیده و گریستند: و فرمودند: امروز مرد صالحى از برادران شما رحلت کرد بر او نماز بخوانید و رسول اکرم(ص) از مدینه بر جنازه او در حبشه نماز گزارد (همان: ۵۲).حداقل پیام این رفتار نبوى آن است که در گفتمان دینى آدمیان بر همدیگر حقوقى دارند و این حقوق پس از مرگ افراد نیز برقرار است. در این عکس العمل نوعى قدرشناسى از صالحان نهفته که براى حاضران ایجاد شوق انگیزه و میل براى طى مسیر صواب و صلاح مى نماید.۵) با نگاهى تربیتى و از منظر روانشناسى این پرسش جاى طرح دارد که چگونه فردى مى تواند از راه دور و از طریق نمایندگانش در شرایطى که هیچ قدرت ظاهرى نداشته و حتى از دست اطرافیان و بستگانش امنیت ندارد پیامى به شاه زمامدار و صاحب قدرت و شوکتى بفرستد و این پیام تا عمق جان آن حاکم نفوذ نماید و تاثیر روانى و تربیتى داشته باشد این پرسش در صورتى اهمیت بیشتر مى یابد که حتى گاه افراد مدعاى تحصیلات آکادمیک در رشته هاى تربیتى و روانشناختى و یا صاحبان منبر و وعظ و خطابه در برقرارى ارتباطى موثر و سازنده نه تنها با جامعه بلکه حتى با فرزندانشان نیز عقیم مى مانند! آیا این تاثیرات حکایت از عمق و غناى اصل پیام از سویى و زیرکى مخاطب شناسى و به کارگیرى ظرافتهاى تبلیغى و. . . در پیامرسان ندارد؟۶) نهایتا اشاره کوتاه و گزینشى از تعامل پیامبر اکرم با نجاشى این امتیاز عمده را داشت که هم به ارتباط پیامبر در مکه که قطعا حامل هیچ بار سیاسى نبود مى شد و هم شامل ارتباط پیامبر در مکه که خواه ناخواه نماینده پیامبر مى توانست سفیرى معنوى و سیاسى باشد و تاثیرات این تعامل و ترابط نیز هم نخبگان سیاسى و دربارى را پوشش مى داد(از نجاشى تا درباریان و. . . ) و هم نخبگان دینى که از حبشه به مکه آمدند و در ارتباط مستقیم و نزدیک با حضرت محمد(ص) به شدت متاثر شدند و این پیام گرم معنوى و دینى را براى حبشیان هدیه بردند.ارتباط پیامبر با نخبگان سیاسى و دینى را مى توان بسط داد و تاثیرات کلامى و غیرکلامى مستقیم و غیرمستقیم مکتوب و شفاهى پیامبر بر جان صاحبان قدرتى که خود به دینى ایمان داشتند و یا متولیان ادیان و فرق سخن به میان آورد.اما مستندسازى کامل این مدعا و تحلیل محتواى مکاتبات و مراسلات و دعوتها و گفتگوهاى پیامبر با نخبگان سیاسى و دینى اهل کتاب قطعا کارى در سطح یک مقاله نیست و باید در مکتوب مستقلى پیگیرى گردد اما براى اینکه به محققان دیگرى براى ادامه این پژوهش محورهایى براى مطالعه پیشنهاد گردد عناوینى در صدر اسلام و در رفتار نبوى مستقیم و غیرمستقیم با نخبگان اهل کتاب (سیاسى و غیرسیاسى) که مى تواند با رویکردى تربیتى و روانشناختى و اخلاقى مورد مطالعه دقیق قرار گیرد مورد اشاره قرار مى گیرند:۱) نامه پیغبر اسلام به حاکم معان (از شهرهاى شام) و مسلمان شدن زمامدار آن سامان فروه بن.۲) نامه به پاپ اعظم (ضعاطر) و مسلمان شدن پاپ که زعامت روحانیت نصارى و زعامت دینى پیروان مسیح را داشت و حتى برخى گفته اند که از سلطان مردم بزرگتر جلوه مى کرد. ولى با این اقدام به دست مردم کشته شد.۳) تحلیل محتواى نامه پیامبر به کلیه زمامدارانى که به یکى از ادیان معتقد بودند از بعد تربیتى که غیر از خسرو پرویز (که بر اساس شواهدى او نیز از اقدام جسورانه و گستاخانه اش بعدا پشیمان شد) همگى با احترام ادب و تواضع سفیر رسول خدا را پذیرفته و به محتواى پیام و فرستنده آن ارج نهاده اند.۴) شیوه تعامل پیامبر با نخبگان مذهبى مسیحیان نجران و داستان مباهله.
دوم رفتار پیامبر با غیرنخبگان از اهل کتاب:این قسمت از بحث شامل مخاطبان و مصادیقى از اهل کتاب و پیروان ادیان مى گردد که یا افراد عادى و معمولى به نحوى مخاطب پیامبر قرار گرفته اند و یا اینکه حکمى، کلامى و پیامى از سوى پیامبر خدا(ص) فراگیر بوده و خاص نخبگان و برجستگان نبوده و مخاطب ویژه نداشته است.تعامل پیامبر با اهل کتاب و پیروان مدینه هم قبل از هجرت به مدینه و هم پس از آن قابل مستندسازى است. گرچه عمده رفتار و سنت نبوى با اهل کتاب به مدینه بازمى گردد که پیامبر مستقیما با صاحبان کتاب سروکار داشتند.۱) در مقطع قبل از هجرت پس از مرگ ابوطالب رسول خدا از سوى مشرکان مکه مورد اذیت و آزار بیشتر و مستقیم تر قرار گرفت و بر اثر این اختناق تصمیم گرفت به محیط دیگرى برود. طائف در آن روز مرکزیت خوبى داشت. بر آن شد تا یکه و تنها سفرى به آنجا نماید. سفر به آن سامان نه تنها ظاهرا سودمند نیفتاد بلکه با تحریک اشراف قبیله تقیف عده اى پیامبر را مورد اذیت و آزار قرار دادند و آن حضرت به سختى خودش را به باغى در آن اطراف رساند. و زیر درختى با خدا به استغاثه نشست.صاحبان باغ از دیدن وضع رقت بار آن حضرت متاثر شدند و به غلام مسیحى خود به نام عداس دستور دادند که ظرف انگورى به حضور پیامبر ببرد. پیامبر در موقع خوردن انگور نام خدا بر زبان آورد. این اقدام عداس را حساس کرد و پرسید که مردم شبه جزیره با این کلام آشنایى ندارند. حضرت از وى پرسید: اهل کجایى و داراى چه آیینى هستى عرض کرد: اهل نینوا و نصرانى هستم. حضرت فرمود: از سرزمینى هستى که آن مرد صالح یونس بن متى از آنجا است. پاسخ پیامبر باعث تعجب بیشتر او شد. مجددا پرسید که شما «یونس متى» را از کجا مى شناسى پیامبر فرمود: برادرم یونس مانند من پیامبر الهى بود. سخنان پیامبر که توام با علائم صدق بود اثر غریبى در عداس بخشید. بى اختیار مجذوب پیامبر گشت. به روى زمین افتاد دست و پاى او را بوسید و ایمان خود را به آیین او عرضه داشت و. . . (سبحانى بى تا: ۳۷۸-۳۷۹).نکته اى که در تحلیل شیوه ارتباط پیامبر با عداس مسیحى قابل تذکر و توجه است آنکه رفتار و گفتار نبوى تا آن حد دقیق عمیق موثر و دلنشین بود که فرد در لحظه اى واحد از عمرى اعتقادات دست شسته و به رسالت نبوى ایمان مى آورد. چنین تاثیر کلامى و تربیتى را در کجا و از سوى چه کسان دیگرى مى توان یافت این چه مضمونى بود و آن چه قالبى که مخاطبان را مسحور مى نمود و مجذوب مى نماید؟۲) در مقطع بعد از هجرت بررسى رفتار و سیر و سیره نبوى با اهل کتاب فرصت و مجال بیش از یک مقاله مى طلبد. از این رو تنها به ذکر شواهدى بسیار محدود بسنده مى گردد: ۲-۱) پیمان دفاعى مسلمانان با یهودیان یثرب: از آنجا که قبل از حضور پیامبر در مدینه یهودیان در سطح شهر فعال بوده و نقش محورى داشتند لذا آن حضرت در بدو ورود قراردادى دایر بر وحدت مهاجر و انصار نوشت و یهودیان مدینه نیز آن را امضاء کردند. پیامبر طى شرایطى آیین و ثروت آنها را محترم شمرد. این قرارداد سند تاریخى مهمى است و حکایت از آن دارد که چگونه پیامبر خدا به اصول آزادى نظم و عدالت در زندگى احترام مى گذاشت و چگونه با این پیمان یک جبهه متحد در برابر حملات خارج پدید آورد. تجزیه و تحلیل مفاد این قرارداد ۳۷ ماده اى در این نوشتار موجز امکانپذیر نیست. از این رو ذیلا تنها به ذکر برخى از مواد قرارداد بسنده مى شود: اول: امضاءکنندگان پیمان ملت واحدى را تشکیل مى دهند.دوم: هر فردى از یهودیان که از ما پیروى کند و اسلام بیاورد از کمک و یارى ما برخوردار خواهد بود و تفاوتى میان او و مسلمانان دیگر نخواهد بود. و کسى حق ندارد به او ستم کند و یا دیگرى را بر ضد او تحریک کرده و دشمنش را یارى نماید.سوم: یهودیان بنى عوف (تیره اى از انصار) با مسلمانان متحد و در حکم یک ملت اند و مسلمانان و یهودیان در آیین و دین خود آزادند. بندگان آنها از این بند مستثنى نیستند. یعنى آنان در آیین خود آزادند مگر گناهکار و بیدادگران که آنان فقط خود و اهل بیت خود را هلاک مى کنند.چهارم: یهودیان بنى نجار، بنى حارث، بنى ساعده ، بنى جشم، بنى اوس، بنى ثعلبه، بنى شطیبه بسان یهودیان بنى عوف هستند و از نظر حقوق و مزایا با هم فرق ندارند. . . .پنجم: کسانى که با یهود هم سر و هم رازند حکم خود آنان را دارند.ششم: هیچ کس نباید در حق هم پیمان خود ستم کند. در چنین صورتى باید ستمدیده را یارى نمود.هفتم: داخل یثرب براى امضاءکنندگان این پیمان منطقه حرم اعلام مى گردد.هشتم: هرگاه مسلمانان یهود را براى صلح با دشمن دعوت کردند باید بپذیرند و هرگاه چنین دعوتى از طرف یهود انجام گیرد مسلمانان باید قبول کنند مگر اینکه دشمن با آیین اسلام و نشر آن مخالف باشد و. . . (سبحانى بى تا: ۴۶۵-۴۶۱). درباره این قرارداد نکات چندى قابل ذکرند:۱) در فرضیه نوشتار گفته شد که اصل در رفتار نبوى با پیروان اهل کتاب رحمت و صلح و دوستى بود و جنگ و ستیز جنبه طفیلى و حاشیه اى دارد. قرارداد مورد اشاره به وضوح صفا و صمیمیت در رفتار نبوى با یهودیان که بنا به نص قرآن (مائده۸۲:) در مقایسه با نصارى از مسلمانان دورتر نیز بودند را حکایت مى کند و اینجا است که برخوردهاى خشونت آلود پیامبر با یهودیان در مراحل بعد را باید ریشه یابى نمود و تحلیل نمود.از این رو برخورد با یهودیان جنبه عارضى داشته و به شیوه رفتار خصمانه یهودیان مربوط است که در قلب و پایتخت اسلام مدینه مشکل آفرینى مى نمودند و لاجرم مى بایست براى حفظ امنیت و صلح چاره و تمهیدى اندیشیده مى شد.۲) اگر امروزه در جدیدترین کنوانسیونهاى بین المللى و از طریق سازمان ملل متحد سخن از اعاده حقوق اقلیتهاى دینى و مذهبى است و در ذیل دفاع از حقوق آنها بحث از حق حیات حق برخوردارى از هویت مستقل و به دور از تبعیض حق ایمان و عمل آزادانه به مذهب و. . . (ترنبرى: ۱۳۷۹) اما مى بینیم که پیامبر اسلام در بیش از ۱۴ قرن پیش در حالى که غرب و اروپا وارد فضاى قرون وسطى مى شد و در زمانى که اعراب در گفتمان جاهلیت تنفس مى کردند که حتى گاه به فرزند دختر خود نیز رحم نمى کردند و نه نسل دیگران که نسل خود را نابود مى نمودند در آن عصر قراردادى را با یهودیان امضاء مى نماید که تمام حقوق دینى و انسانى را مورد توجه و به صراحت و طى مفادى طرح نموده و مى پذیرد و امنیت آنان را تضمین مى نماید.
ج) نتیجه گیرى:۱) در این نوشتار کوتاه این مدعا مدلل گردید که پیامبر با اهل کتاب چه در زمانى که در موضع قدرت بودند و چه در موضع ضعف بودند تعامل مثبت و سازنده داشتند تا حدى که برخى از حتى نخبگان اهل کتاب صرفا از طریق نامه و یا ارسال سفیرى و از طریق ارتباط غیرمستقیم با پیامبر مسلمان مى شدند.۲) برخورد خشونت آمیز و قهرآلود پیامبر با برخى از اهل کتاب و خصوصا یهودیان از حقایق غیرقابل انکار است. به عبارت دیگر اسلام هم دین رحمت است و هم دین خشونت. اما سخن آنجا است که از این دو کدام نقش کلیدى تر و محورى تر دارند از آنجا که پیامبر بارزترین خلیفه خدا در روى زمین و مظهر جمال و جلال الهى است و خداوند نیز هم رحمان است و هم منتقم هم رحیم است و هم جبار پیامبر نیز به عنوان جانشین خدا باید هم اهل رافت باشد و هم شمشیر ولى مهم آن است که کدامیک از این دو بر دیگرى سیطره و سبقت دارد و کدامیک در خدمت آن دیگرى است؟پاسخ این پرسش درباره خداوند بنا به آنچه در دعاى جوشن کبیر آمده رحمت خدا واسعه و فراگیر است و رحمت خداوند بر غضبش تقدم و پیشى گرفته است:یا من سبقت رحمته غضبه (مفاتیح الجنان دعاى جوشن کبیر: فراز ۱۹)…. از این رو پیامبر نیز باید ابتدا و بالاصاله مظهر رحمت خدا باشد و در صورت ضرورت اهل غضب باشد. به عبارت دیگر شیوه برخورد عطوفانه و مشفقانه پیامبر با اهل کتاب از یک مبناى محکم اعتقادى برخوردار بوده و تعامل اخلاقى و تربیتى پیامبر داراى مبانى و اصولى است که مى بایست مورد توجه و اهتمام مسلمین قرار گیرد.۳) گرچه رفتار پیامبر با اهل کتاب در بیش از ۱۴ قرن پیش حتى در آن سطح که در قالب قراردادهاى حقوقى و سیاسى نیز آمده است با جدیدترین کنوانسیونهاى حقوق مدنى و سیاسى برابرى مى کند اما ترابط پیامبر با اهل کتاب در سطح حقوقى و مدنى و سیاسى خلاصه نشده و گفتمان حاکم بر ارتباطات پیامبر با پیروان ادیان دیگر عمدتا اخلاقى معنوى و تربیتى بود و از این رو بسیارى از افراد در مواجهه با پیامبر مسحور و شیفته ایشان شده و تسلیم دینى مى شدند که او عرضه مى نمود.۴) شیوه ارتباط پیامبر با اهل کتاب نیز گاه مستقیم و گاه غیرمستقیم مکتوب و شفاهى و. . . بود و مخاطبان نامه ها و کلمات پیامبر نیز یهودیان مسیحیان زرتشتیان و صابئین بودند این مخاطبین نیز در دو سطح نخبگان و فراتر از نخبگان قابل دسته بندى اند که به حسب ضرورت و موقعیت مخاطب از سه طریق حکمت موعظه حسنه و یا جدال احسن (بهره گیرى از بهترین شیوه هاى جدل) مورد دعوت و مذاکره قرار مى گرفتند.
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.