فقه السیره نویسی؛ شیوه ای نوین در تاریخ نگاری اسلامی(۲)

فقه السیره نویسی
گفته شد که از فقه السیره دو تعریف متفاوت در دست می باشد. براین اساس، در طول تاریخ به خصوص در عصر حاضر، هم کتاب هایی به عنوان فقه السیره به معنای تحلیل حوادث تاریخی عصر پیامبر تألیف شده و هم کتاب هایی به عنوان فقه السیره به مفهوم استخراج احکام و معارف و سیاسات از سیره نبوی تألیف شده است و گاهی هم عنوان کتاب، فقه السیره نیست، ولی در پی همان هدف است. در اینجا چند کتاب را که در این موضوع نگاشته شده و شهرت ویژه ای دارند، بررسی می کنیم:
۱٫ زادالمعاد فی هدی خیرالعباد نوشته ابوعبدالله ابن قیم جوزی
شاید بتوان گفت که این کتاب قدیمی ترین کتابی است که در آن احکام فقهی به تفصیل از سیره نبوی استخراج شده است. البته – همان گونه که در بحث های مقدماتی گفته شد- استدلال به فعل پیامبر(ص) در ابواب فقهی سابقه ای طولانی دارد و صدها سال پیش از ابن قیم فقهای اسلام در استنباط احکام فقهی به فعل معصوم استناد می کردند، ولی چیزی که این کتاب را متمایز می سازد این است که در این کتاب، به صورت مستقلی به سیره نبوی توجه شده و احکام فقهی با تبویب خاصی که در کتاب های فقهی معمول است، در این کتاب بر اساس سیره نبوی تنظیم شده و هر چند فصل های کتاب و چینش آنها مانند یک کتاب اخلاقی و فقهی است، ولی ذیل آن فصل ها، همواره سیره نبوی مطرح و احکامی از آن استخراج شده است؛ در واقع این کتاب، آمیزه ای از سیره نبوی و احکام فقهی و اخلاقی است. برای مثال، پس از نقل جریان صلح حدیبیه، در فصلی تحت عنوان «بعض ما فی قصه الحدیبیه من الفوائد الفقهیه» ده ها حکم فقهی را بیان می کند از جمله: فرمانده لشکر می تواند جاسوس هایی داشته باشد؛ کمک گرفتن از مشرکی که به او تأمین داده شده، در مقام ضرورت جنگی جائز است؛ مستحب است امام با پیروان و سربازان خود مشورت کند؛ اگر مصلحت مسلمانان اقتضا کند، امام می تواند در پیشنهاد صلح به دشمن پیش قدم باشد؛ مال مشرکی که هم پیمان با مسلمانان است حرمت دارد و فال نیک زدن جایز است.(۱) همان طور که گفته شد، فصل های کتاب زادالمعاد آمیزه ای از فصل های فقهی و تاریخی است. نویسنده در بخش های آغازین کتاب، جزئیاتی از زندگی پیامبر(ص) را نقل می کند و احکامی را که بیشتر جنبه اخلاقی دارد، از آن استخراج می کند، پس از آن، فصل مستقلی را با عنوان «باب العبادات» می آورد و به تفصیل، مسائل گوناگون وضو، روزه، اعتکاف، حج و عمره را با استناد به سیره پیامبر (ص) ذکر می کند که حدود یک چهارم کتاب را در بر می گیرد. همچنین فصلی با عنوان «جهاد و غزوات» دارد که ذیل آن، جنگ های پیامبر را شرح می دهد و ذیل هر کدام، احکام و فواید فقهی استخراج شده از آن را به تفصیل بیان می کند. ابواب دیگری هم در این کتاب وجود دارد که با همان سبک، عنوان شده است، مانند کتاب نکاح، کتاب طلاق، کتاب بیع، کتاب احکام قضاوت و حتی فصلی تحت عنوان «فی طب الابدان» دارد که ذیل آن، نمونه هایی از تذکرات بهداشتی را که از آن حضرت نقل شده و خواص برخی از میوه ها و گیاهان را که حضرت در موارد خاصی به کار برده است، ذکر می کند.
۲٫ فقه السیره نوشته محمد غزالی
این کتاب یکی از معروف ترین کتاب ها در فقه السیره است که توسط محقق معاصر مصری، محمد غزالی تدوین، و از چاپ دوم به بعد، همراه با استخراج احادیث و تعلیقات ناصرالدین آلبانی منتشر شده است. نویسنده ضمن استقبال از تعلیقات آلبانی، در مواردی نظر او را نمی پذیرد. یکی از مهم ترین آنها استفاده از احادیث ضعیف است. غزالی با اشاره به تضعیف برخی از احادیث کتاب توسط آلبانی، اظهار می دارد: گاهی حدیث نزد محدثان ضعیف است، ولی من بیشتر به متن حدیث توجه دارم و می بینم که آن با آیه ای از قرآن با سنتی صحیح کاملا مطابقت دارد، در چنین حالتی اشکالی در نقل آن نمی بینیم.(۲) همچنین غزالی گاهی حدیثی را که محدثان آن را صحیح می دانند، چون به گفته خود، آن را طبق قواعد اسلام نمی یابد، رها می کند.(۳) غزالی، سیره نبوی را سرچشمه جوشانی از معارف و احکام و عاملی قوی برای رشد و تکامل جامعه های اسلامی می داند. او تاریخ را برای تاریخ و سیره را برای سیره نمی خواهد، بلکه سیره را منبع الهام مسلمانان در تنظیم زندگی اسلامی خود می داند و مطالعه سیره نبوی را با هدف اسوه قرار دادن پیامبر(ص) توصیه می کند. غزالی خود را مورخی بی طرف نمی داند و در مقدمه کتاب خود می گوید: هدف من این است که سیره چیزی باشد که ایمان را رشد دهد و اخلاق را تزکیه کند و شخص را به مبارزه وادارد و او را به پذیرش حق و التزام به آن تشویق کند و ثروتی عظیم از نمونه های با ارزش را فراهم آورد. در ادامه می گوید: من سیره را مانند نوشتن سربازی از فرماندهش یا خدمتکاری از آقای خودش یا شاگردی از استاد خودش می نویسم و من هرگز مورخ بی طرفی نیستم که ارتباطم را با صاحب سیره قطع کنم.(۴) در عین حال، با همه عشق و علاقه ای که به پیامبر اسلام (ص) ابراز می کند، در مواردی از همین کتاب، قداست و شخصیت ماورایی آن حضرت را زیر سوال می برد و او را در حد فردی روشن بین و عاقبت اندیش و نابغه قرار می دهد و برخی از روایات را که طبق آنها پیامبر (ص) از حوادث آینده و وقوع فتنه های پیش رو خبر داده، توجیه مادی می کند و آن پیشگویی ها را ناشی از تیزبینی و هوش و کیاست آن حضرت می داند.(۵) یکی از موضوعاتی که غزالی را دچار تشویش کرده، موضوع شق صدر است. از سویی در احادیثی که از طریق اهل سنت نقل شده، حدیث شق صدر، حدیثی صحیح قلمداد شده و طبق آن هنگامی که پیامبر کودک بود و با حلیمه سعدیه زندگی می کرد، جبرئیل نازل شد و سینه او را شکافت و چیزی را از درون سینه او بیرون آورد و آن را شست و به جای خود برگردانید.(۶) و از سوی دیگر، غزالی طبق مبانی خود، نمی تواند آن را بپذیرد. به همین دلیل تلاش می کند که برای آن توجیه مادی پیدا کند و پس از قلم فرسایی هایی می گوید: شاید احادیث شق صدر به حفظ و حراست پیامبر از بدی ها توسط خداوند اشاره می کند. شرح صدر پیامبر (ص) نتیجه جراحی سینه او نیست و باید در سنت به حقیقت و مجاز توجه داشت.(۷) غزالی مانند بسیاری از نویسندگان اهل سنت در نقل حوادث تاریخی گزینشی عمل کرده و برخی حوادث مهم را در سیره نبوی که می شد درس های مهمی از آن استخراج کرد، از قلم انداخته است، مانند جریان غدیر خم. گفتنی است که فقه السیره غزالی توسط محمد طاهر حسینی به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۷۸ در تهران به چاپ رسیده است.
۳٫ فقه السیره نوشته محمد سعید رمضان بوطی
شاید بتوان گفت که این کتاب، جامع ترین کتاب در موضوع فقه السیره است و نویسنده آن، که استاد دانشگاه دمشق است، در این اثر تلاش بسیاری برای کشف و استخراج احکام و دلالات از سیره نبوی کرده، از این رو از کتاب او استقبال بسیار شده است. او پس از چاپ این کتاب، سلسله درس هایی را در دانشگاه دمشق با همین عنوان تدریس کرده و به نتایج تازه ای رسیده است. مجموعه این درس ها نیز مستقلا چاپ و منتشر شده است. او در این کتاب برخلاف برخی از سیره نویسان معاصر، پیامبر اسلام(ص) را پیامبری که متصل به وحی بوده، مطرح کرده است و از کسانی که آن حضرت را سیاست مدار یا قهرمان و یا نابغه باهوشی مطرح می کنند به شدت انتقاد کرده و آن را توطئه غربی ها برای نفی شخصیت قدسی پیامبر دانسته و اشاره کرده است که وقتی این تعبیرها به جهان اسلام رسید، عده ای از آن استقبال کردند به گمان اینکه غربی ها پیامبر ما را تعریف می کنند، غافل از اینکه هدف آنها در ورای این الفاظ چیز دیگری بود؛ آنها می خواهند مرتبه آن حضرت را از پیامبری صاحب معجزه، به فرماندهی شایسته پایین بیاورند.(۸) بوطی در این کتاب تا اندازه ای متأثر از غزالی بوده است، ولی احکام و معارف و داده های بیشتری را از سیره نبوی استخراج می کند و از چاپ ششم به بعد، بحث های تازه ای را به کتاب می افزاید. او در تمام فصل های کتاب پس از ذکر هر واقعه ای، استنباط های خود را با عنوان «العبر والدلالات» بیان می کند. برای مثال، ذیل داستان فتح مکه با عنوان «العبر والعظات» موضوعات اخلاقی و احکام فقهی بسیاری از آن استخراج کرده که برخی از آن ها عبارت اند از: -کسانی که با مسلمانان پیمان صلح و عدم تعرض دارند، اگر به قومی که در پناه و ذمه مسلمانان زندگی می کنند حمله کنند، پیمان آنها با مسلمانان نقض می شود. -امام مسلمانان می تواند به طور ناگهانی و بدون اعلام قبلی به دشمن حمله کند. -مسلمانان در هیچ شرایطی حق ندارند با دشمنان خدا رابطه دوستی برقرار کنند و بر ضد مسلمانان با آنان همکاری کنند (داستان حاطب بن ابی بلتعه). -بیعت زنان در کنار مردان و شرکت آنها در مسئولیت های اجتماعی، جایز است. متأسفانه بوطی هم مانند برخی از سیره نویسان اهل سنت، در پی فضیلت زدایی از علی بن ابی طالب (ع) است و از ذکر حوادث مهم و آموزنده ای که به نوعی مربوط به فضیلت علی (ع) است خودداری می کند و می بینیم بسیاری از سخنان پیامبر (ص) درباره علی (ع) که در مناسبت های گوناگون فرموده است و حتی جریان غدیر خم، در این کتاب مشاهده نمی شود، در مقابل، تلاش بسیاری کرده که از ذکر هیچ حدیثی در فضیلت ابوبکر فروگذار نکند.(۹) البته بوطی در کتاب خود از سلفی ها و وهابیان دوری گرفته و در مواردی از آنها انتقادهای تندی کرده است. براین اساس، او محبت پیامبر(ص) را فقط پیروی خشک از وی نمی داند، بلکه آن را امری قلبی – عاطفی می داند که منشأ پیروی می شود. می گوید: آنها که محبت پیامبر (ص) را فقط پیروی مجرد می دانند، گمراه شده اند، چون بدون محبت قلبی پیروی امکان ندارد، از این رو، پیامبر(ص) معیار ایمان به خدا را پر شدن قلب مومن از محبت آن بزرگوار معرفی می کند. این محبت باید چیزی از جنس محبت پدر و فرزند باشد.(۱۰) همچنین او ذیل داستان هجرت پیامبر(ص) به مدینه و نقل تبرک جویی ابوایوب انصاری و همسرش از آثار انگشت پیامبر(ص) می گوید: یکی از دلالات این حادثه این است که تبرک جویی از آثار پیامبر مشروع است و پیامبر خودش آن را تقریر کرده است. آنگاه روایاتی از تبرک جویی صحابه به آثار آن حضرت و نهی نکردن ایشان نقل می کند. (۱۱) بوطی حتی توسل و تبرک جویی را پس از درگذشت پیامبر جایز می داند و درباره سلفی ها و وهابی چنین می گوید: آنان که دل هایشان از محبت پیامبر خدا (ص) خالی است و توسل و تبرک به آثار آن حضرت را بعد از وفاتش جایز نمی دانند، گمراه شده اند. سپس اضافه می کند که در توسل به پیامبر(ص) هیچ فرقی میان زنده و مرده آن حضرت وجود ندارد، چون توسل به ایشان به این معنا نیست که او اقدامات عملی در رفع حاجت شخص انجام بدهد، بلکه به این معناست که خداوند به سبب جاه و عظمت او آن حاجت را برآورد. بنابراین، زنده و مرده پیامبر (ص)، در این جهت فرقی نمی کند. او اضافه می کند که گروهی توسل به پیامبر (ص) را پس از وفاتش به این دلیل انکار می کنند که پیامبر از دنیا رفته و پس از مرگ هیچ گونه تأثیری نمی تواند داشته باشد. این سخن، دلیل بر نادانی عجیب این گروه است.(۱۲) همچنین در مشروعیت و حتی فضیلت زیارت قبر پیامبر (ص) روایات متعددی نقل می کند و می گوید: عموم مسلمانان در این مسئله ، اجماع دارند و کسی به جز ابن تیمیه (۱۳) با آن مخالفت نکرده است. به سبب همین مواضع بوطی است که سلفی ها او را به باد انتقادها و حتی فحاشی ها گرفته و در پاسخ او کتاب ها نوشته اند که از جمله آنها کتاب ناصرالدین آلبانی است که با عنوان دفاع عن الحدیث النبوی والسیره والرد علی جهالات الدکتور بوطی فی فقه السیره منتشر شده است. آلبانی در این کتاب، عبارت های تندی را در باره بوطی به کار برده و او را جاهل، بی سواد، و ناآشنا با حدیث می نامد و در مقدمه کتابش می گوید: بوطی مدعی است که به روایات صحیح استناد کرده، در حالی که بسیاری از روایاتی که آورده، ضعیف است و نیز می گوید: بوطی سلفیان را آدم های سخیفی می نامد و حکومت ها را بر ضد آنان می شوراند.(۱۴) گفتنی است که آلبانی از تندروهای سلفیه بود که در دمشق زندگی می کرد و از عقاید عجیب او این است که غیر از دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم کتاب های دیگر قابل اعتماد نیستند. (۱۵) در رد آلبانی کتاب های متعددی از طرف دانشمندان نوشته شده که از جمله آنها: القول المقنع فی الرد علی الالبانی المبتدع نوشته عبدالله بن صدیق و کتاب تناقضات الالبانی الواضحه نوشته حسن سقاف، است.
۴٫ السیره النبویه دروس و عبر؛ نوشته مصطفی سباعی
نویسنده در مقدمه ای با عنوان «میزه السیره النبویه» سیره پیامبر اسلام(ص) را با تاریخ زندگی پیامبر پیشین و مصلحان قدیم مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده که سیره آن حضرت از نظر سند، صحیح ترین و از نظر اشتمال بر جزئیات زندگی، فراگیرترین؛ و از نظر آموزندگی، آموزنده ترین است. در این کتاب، وقایع تاریخی عصر پیامبر(ص) به طور اجمال و بدون ذکر هیچ گونه منبعی بیان می شود. در واقع نویسنده فشرده ای از هر واقعه ای را با توجه به آیات و روایات و کتاب های سیره به دست می دهد و هدف نهایی او استخراج نتایج مورد نظر از حادثه است که در هر جا با عنوان «الدروس والعظمات» مطرح کرده است. برای اینکه نمونه ای از برداشت های او را از وقایع تاریخی به دست دهیم، فصل پنجم کتاب را بررسی می کنیم. در این فصل که با عنوان «فی معارک الرسول الحربیه» است، تقریبا همه غزوه های پیامبر(ص) با همان شیوه که گفتیم؛ یعنی بدون ذکر منبع شرح داده شده و در آخر، در بخش «الدروس والعظمات» به طور مشروح در باره شیوه ها و تاکتیک ها و رهبری های کاربردی پیامبر اکرم(ص) بحث کرده و نکته های جالبی ارائه داده است که می تواند برای مسلمانان سرمشق خوبی باشد. در این بخش، نخست در باره مشروعیت جنگ در اسلام و اسباب و اهداف و قواعد کلی آن با استناد به سیره نبوی به طور مشروح بحث کرده ، آنگاه به شیوه ها و رفتارهای پیامبر(ص) و صحابه در جنگ ها اشاره نموده که برخی از آنها را به تمام غزوه ها تعمیم داده و برخی را هم از غزوه های معینی با توجه به وضعیت خاص آن استخراج کرده است. سباعی در این کتاب، از نقش نیروهای غیبی در پیروزی های مسلمانان غافل نبوده و آنها را شرح می دهد ، این در حالی است که برخی از نویسندگان معاصر آنها را به نوعی توجیه مادی می کنند. همچنین سباعی به جنبه های انسانی در جنگ ها توجه خاصی دارد و نمونه های بسیاری از آن را ارائه می دهد و وصایای پیامبر(ص) را در برخورد کریمانه با دشمن برجسته می کند و آن را با جنگ های صلیبی و اقدامات اسرائیل برضد مسلمانان مقایسه می کند.(۱۶)
پی نوشت ها :

۱٫ ابوعبدالله ابن قیم جوزی، زادالمعاد، ج۲، ص۱۲۷-۱۲۸٫ ۲٫ محمد غزالی، فقه السیره، ص ۱۲٫ ۳٫ همان. ۴٫ همان، ص۵٫ ۵٫ همان، ص۵۲-۵۴٫ ۶٫ مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۱، ص۱۰۱، طبق روایات اهل سنت واقعه شق صدر یک بار دیگر هم درجریان معراج پیامبر به آسمان اتفاق افتاده (صحیح بخاری، ج۶، ص۳۳۲). ۷٫ همان، ص۶۵-۶۶٫ ۸٫ ر. ک: محمد سعید رمضان بوطی، فقه السیره، ص ۱۱۲ به بعد. ۹٫ به نظر می رسد که غیبت احادیث مربوط به فضائل علی (ع) از بسیاری از کتاب های اهل سنت و حتی سعی در تضعیف آنها توسط برخی از علمای آنان، علاوه بر حاکمیت اندیشه اموی در طول تاریخ، بدین جهت بوده که این احادیث دلیل بر تفضیل او بر دیگران می شود و با مبنای مهم اهل سنت که معتقد بر تفضیل ابوبکر بر علی هستند، مغایرت دارد. ۱۰٫ محمد سعید رمضان بوطی، فقه السیره ، ص ۱۴۶٫ ۱۱٫ همان. ۱۲٫ همان، ص۲۶۴٫ ۱۳٫ همان، ص۳۹۲٫ ۱۴٫ همان، ص۲۶۴٫ ۱۵٫ همان، ص۳۹۲٫ ۱۶٫ مططفی سباعی، السیره النبویه دروس وعبر، ص ۱۳۰-۱۳۱٫

منبع:تاریخ در آینه پ‍ژوهش-شماره ۲۵ ادامه دارد…

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.