کلامی- گفتاری بودن قرآن و تأثیر آن در تفسیر

روایات بیانگر الاهی بودن قرآن، افزون بر تبیین ماتن قرآن، بر کلامی- گفتاری بودن متن قرآن نیز اشاره دارند، البته این نکته در احادیث دیگری نیز گوشزد شده است. در مجموع، این روایات کلام بودن ویژگی ذاتی قرآن از صدور تا ابلاغ آن به مخاطبان، معرفی شده است. به سخن دیگر، صدور قرآن از خداوند فرایندی گفتاری داشته و با همان ویژگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نزول یافته است. در حقیقت، این روایات، احتمال طرح انگاره هایی چون تجربه ی دینی و گزاره ای (۱) در تحلیل سرشت وحی قرآنی را مردود اعلام کرده و بر گفتاری بودن فرایند تنزیل آن تأکید دارند.(۲) متن گفتاری به سان گفتگوی دو طرفه و شبیه سخنرانی است و قیود متن نوشتاری را ندارد؛ در متن نوشتاری، مؤلف خود را موظف می بیند تا تمامی قرائن لازم برای فهم و تفسیر را در خود متن بگنجاند تا در کشف مراد جدی وی از سوی خواننده مشکلی پیش نیاید؛ لکن در متون شفاهی قرائن، ضمیمه ی متن نیستند بلکه متن صرفاً گزارشگر گفتگوهای رد و بدل شده میان گوینده و مخاطب یا تنها شامل بیانات گوینده است و این وظیفه ی مخاطبان بعدی است که در فهم متن به قرائن پیرامونی و اصلی آن توجه کنند. پس گفتاری بودن متن قرآن بدین معناست که خداوند در فرایند انتقال متن به قرائن محیطی و ذهنی مخاطب خود توجه داشته و به آنها اعتماد کرده است. از این رو، در فهم قرآن، فضای پیرامونی آن را باید مد نظر داشت تا به مراد جدی خداوند دست یافت. به سخن دیگر، نباید قرآن را بریده از محیط تاریخی و فضای پدیداری آن تفسیر کرد.به سخن دیگر، میان متن گفتاری و نوشتاری نوعی تقابل وجود دارد که در فهم هر یک تأثیر زیادی دارد که حاکی از تفاوتهای عمیق آن دو با یکدیگر است. این تفاوت به مفهوم معنا در این دو متن برمی گردد. گفتار موقعیت مند است یعنی اینکه معنای آن در زمان و مکانی به عنوان تعبیرآوری رخ می دهد. به سخن دیگر، گفتارْ موقعیت ها و نقش های اشخاص را در تشکیل معنا توزیع می کند. از این بُعد، گفتار به صورت یک دیالوگ است که امکان دارد یک طرفه نیز باشد ( گفتار فرد با خودش ). همچنین گفتار دارای جهان خاص خود است؛ جهان گفتار همان موقعیتی است که گفتار در آنجا رخ می دهد. همه ی گفتارها در یک جهان مادی اما در جهانهای گفتاری متفاوتی رخ می دهند که از همدیگر متمایز و در نحوه ی فهم و ارزیابی آن تأثیر گذار اند. (۳) در این رابطه آیت الله معرفت ذیل عنوان « اسلوب القرآن » ضمن تأکید بر گفتاری بودن سبک قرآن، در بیان تفاوت این سبک با سبک نوشتاری می نویسد:سبک نوشتاری، مستلزم هماهنگی و انسجام در میان جمله ها و عبارت ها، و وحدت موضوع و سیاق در متن است به طوری که متنْ دارای موضوع معینی باشد و نویسنده توجه خود را از آن موضوع به موضوع دیگری منصرف نسازد و جز بر قراین متصل، بر قراین دیگر تکیه نزند. همچنین از دیگر ویژگیهای سبک نوشتاری آن است که مخاطبان آنْ فرد یا افراد خاصی نیستند بلکه برای همه ی آنهایی نوشته می شود که می خواهند درباره ی موضوع بحث آگاهی پیدا بکنند، چه آنها که در آن زمان حاضر هستند و چه آنهایی که بعداً می آیند. از این رو، گزاره های موجود در چنین سبکی، گزاره هایی است که در اصطلاح منطق، گزاره های حقیقی گفته می شود. سبک گفتاری دارای ویژگیهای عکس این ویژگیها است؛ به این معنا که در آن، تنها وضعیت مخاطبانی در نظر گرفته می شود که به طور شفاهی در حین خطاب حضور دارند. از این رو در سبک گفتاری، گوینده می تواند بر قرینه هایی اعتماد ورزد که نزد مخاطبانش وجود دارد، از این رو لازم نیست در خود کلام آورده شود. همچنین در سبک گفتاری، التفات و انتقال از یک سخن به سخنی دیگر و تغییر لحن کلام به وفور یافت می شود. (۴)نمونه ی روشن برای نشان دادن ویژگیهای گفتاری بودن قرآن، ده آیه ی نخست سوره عبس است:عَبَسَ وَ تَوَلَّى‌ أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَى‌ وَ مَا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکَّى‌ أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْرَى‌ أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى‌ فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى‌ وَ مَا عَلَیْکَ أَلاَّ یَزَّکَّى‌ وَ أَمَّا مَنْ جَاءَکَ یَسْعَى‌ وَ هُوَ یَخْشَى‌ فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى‌ ( روی را ترش کرد و سربرگردانید، چون آن نابینا به نزدش آمد. و تو چه دانی، شاید که او پاکیزه شود، یا پند گیرد و پند تو سودمندش افتد. اما آن که او توانگر است، تو روی خود بدو می کنی. و اگر هم پاک نگردد چیزی بر عهده ی تو نیست. و اما آن که دوان دوان به نزد تو می آید، و می ترسد، تو از او به دیگری می پردازی.آیت الله معرفت در تبیین این آیات چنین می نویسد: « در این آیات دو موضوع مطرح شده است: یکی ملامت و دیگری عتاب؛ ملامت نسبت به کسی که به هنگام ورود مرد فقیر و نابینا چهره درهم کشید و روی گردانید و عتاب نسبت به کسی که از توجه به یک مؤمن طالبْ غفلت کرد. اما اینکه چه کسی مورد ملامت قرار گرفت و چه کسی مورد عتاب، در ظاهر کلام هیچ دلالتی بر آن وجود ندارد و این امر را تنها شاهدان عینی این قضیه می دانند. البته لحن آیه می تواند ما را راهنمایی کند که در اینجا دو نفر قصد شده اند که یکی ملوم است و دیگر معاتب ؛ زیرا عبوس و تولّی امری اختیاری است که حکایت از سوء نیت دارد و ساحت قدس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از این امر ابا دارد. اما تلهی، که همان تغافل به خاطر توجه آن حضرت به حاضران در محضرش باشد، امر بعیدی نیست. »(5)ایشان در ادامه توضیح می دهند که در آیات مذکور انتقال از ملامت به عتاب دیگر صورت گرفته و آن را هم به صورت مبهم باقی گذاشته است که از ویژگیهای فن خطاب است.(۶) البته باید توجه داشت که وحی قرآنی بسان دیگر متون گفتاری دوطرفه نیست و در این ارتباط گفتاری نقش هایی میان خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توزیع نشده است. از این رو ارتباط وحیانی منحصراً یک جهتی است و شخص مقابل نمی تواند به شخص اول وحی بفرستد یا ارتباط گفتاری با وی برقرار کند. تذکر یاد شده این نکته را برای ما روشن می سازد که چرا قرآن درمورد وحی از ماده انزال و تنزیل استفاده کرده است. هر دو ماده نوعی حرکت از بالا به پایین را نشان می دهند. یعنی موقعیت فرستنده ی وحی بالاتر از گیرنده است. در وحی قرآنی خداوند از لحاظ هستی شناختی در مرتبه ی بالاتری از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار دارد و نشان می دهد که کلام از سطحی بالاتر به سطحی پایین تر سرازیر شده است.(۷)
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ ر.ک: علیرضا قائمی نیا، وحی و افعال گفتاری، ص ۳۵، ۳۶٫۲٫ شیخ صدوق، التوحید، تحقیق و تصحیح و تعلیق: السید هاشم الحسینی الطهرانی، بی تا، مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم المشرفه، ص ۲۲۳، ح۱، ص ۲۲۴، ح ۴ و ص ۲۵۵ ح۵؛ محمد بن مسعود عیاشی، پیشین: ج۱، ص ۸، ح۱۷٫۳٫علیرضا قائمی نیا، بیولوژی نص، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، تهران، ۱۳۸۹ش، ص ۱۲۸٫۴٫ محمدهادی معرفت، التفسیر الأثری الجامع، ج۱، ص ۶۳-۶۴٫۵٫محمدهادی معرفت، پیشین، ج۱، ص ۶۴٫۶٫همان.۷٫علیرضا قائمی نیا، پیشین، ص ۱۳۰-۱۳۱٫منبع مقاله :راد، علی، (۱۳۹۰)، مبانی کلامی امامیه در تفسیر قرآن: با رویکرد نقّادانه به آرای ذهبی، عسّال و رومی، تهران: سخن، چاپ اول
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.