تفسیر عیاشی و مؤلف آن

دیدگاه بزرگان درباره عیاشی
ابن ندیم:او از فقیهان شیعه ی امامیه و در دانش، وحید دهر و زمان خود بوده، و تألیفاتش در نواحی خراسان بسیار مهم و ارزنده تلقی می شده است. (۵)
نجاشی:او ثقه ی صدوق و از بزرگان شیعه است. در آغاز سنی بوده و در همان زمان روایات فراوانی از آنان شنیده، سپس در حالی که هنوز جوان بوده شیعه شده است… مشایخ ما گفته اند: عیاشی ارث پدری خود را که سیصد هزار مثقال طلا بود همه را در راه علم و حدیث خرج کرد. خانه اش همیشه مانند مسجد پر از افرادی بود که به نوشتن، یا به مقابله یا قرائت و تعلیق اشتغال داشتند. (۶)هم چنین گفته است: « خانه اش محل رفت و آمد و استفاده شیعه و اهل علم و دانش بوده است ». (۷)
شیخ طوسی:« او جلیل القدر، دارای اطلاعات گسترده و در فن حدیث خبیر و بصیر، در دانش، فضل و فهم سرآمد اهل عصر خود در نواحی خراسان بوده است. بیش از دویست کتاب و رساله تألیف کرده، که نام آن ها در فهرست ابن الندیم آمده است. او در خانه اش مجلسی برای عموم و مجلسی برای خواص داشته است ». (۸)
ابن شهرآشوب:« او سرآمد دانشمندان اهل مشرق ( خراسان ) بوده، و تألیفاتش بیش از دویست کتاب است ». (۹)
علامه حلی:« او جلیل القدر، دارای اطلاعات گسترده و در فن حدیث بصیر و آگاه بوده، تألیفات فراوانی دارد که از دویست تا بیشتر است ». (۱۰)
ابن داود:« او ثقه ی صدوق است، ولی از افراد غیرثقه هم روایت می کرده است. در آغاز سنی بود و سپس به راه حق و تشیع هدایت یافت. گفته شده که سیصد هزار مثقال طلا که ارث پدری اش بود در راه علم و دانش خرج کرد. خانه اش مانند مدرسه ای بود برای اهل دانش و دانشجویان. بیش از دویست کتاب تألیف کرد ». (۱۱)
علم الهدی:فرزند فیض کاشانی نیز در نضد الایضاح، با عبارت هایی شبیه برخی عبارت های گذشته از او تمجید نموده، می افزاید: « عیاشی با شین نقطه دار و ابوالنضر با ضاد نقطه دار است ». (۱۲)
حاجی نوری:« او جلیل القدر، عظیم الشأن، بزرگ و رئیس شیعه و در حدیث و رجال حدیث، اهل نظر و نقاد بوده است ». (۱۳)
محدث قمی:« مشایخ علم رجال گفته اند: او ثقه ی صدوق، از بزرگان شیعه و خبره ی فن حدیث بوده. بیش از دویست تألیف دارد که یکی از آن ها معروف به تفسیر عیاشی است. از شاگردان و غلامان- به اصطلاح اهل رجال- او شیخ کشّی، صاحب رجال کشی، مشهور است ». (۱۴)
حاج آقا بزرگ تهرانی:« عیاشی بیش از دویست کتاب در فنون گوناگون مانند: حدیث، رجال، تفسیر، نجوم و غیره دارد. از مشایخ شیخ کشی و در طبقه شیخ کلینی بوده است ». (۱۵)
اساتید و مشایخ عیاشیاز سندهای روایاتی که از عیاشی در دست است برمی آید که او اساتید و مشایخ بسیار زیادی داشته است. ما با بررسی روایت عیاشی در کتاب های رجال کشی، شواهد التنزیل حسکانی، رجال نجاشی و غیره به نام بیش از چهل نفر از آنان دست یافتیم ولی در این جا فقط از آن عده از مشایخ و اساتید او یاد می کنیم که شرح حالشان گرچه مختصر در کتب رجال ذکر شده باشد:۱٫ ابراهیم بن محمد بن فارس. و از اصحاب امام حسن عسکری (علیه السّلام) است و در رجال شیخ و رجال کشی یاد شده است. (۱۶)۲٫ ابوالعباس احمد بن عبدالله بن سهل بغدادی واضحی. او صاحب کتاب ایمان ابی طالب است و در رجال کشی و نجاشی یاد شده است. نجاشی گوید: « وی تا اواخر عمر تقیه می کرد و تشیع خود را اظهار می نمود، ولی در آخر عمر عقیده خود را ظاهر ساخت ». (۱۷)۳. ابوعبدالله محمد بن احمد بن احمد بن نعیم الشاذانی النیشابوری. او از اصحاب امام عسکری (علیه السّلام)، و از کسانی است که امام زمان (علیه السّلام) را زیارت کرده، و از وکیلان آن حضرت بوده است. (۱۸)۴٫ ابوعلی المحمودی محمد بن احمد بن حماد مروزی. از اصحاب امام هادی (علیه السّلام) بوده است. (۱۹)۵٫ احمد بن منصور خزاعی. روایات عیاشی از او در رجال کشی یاد شده است. شیخ طوسی او را از اصحاب امام رضا (علیه السّلام) دانسته که صحت این کلام بعید به نظر می رسد. (۲۰)۶٫ ابویعقوب اسحاق بن محمدالبصری. او از اصحاب امام هادی (علیه السّلام) و امام عسکری (علیه السّلام) بوده، و عیاشی درباره اش گفته: « از تمامی مشایخی که در بغداد دیدم بیشتر حدیث حفظ داشت ». (۲۱)۷. ابومحمد بن احمد فارابی. شیخ طوسی گوید: « او مقیم « کش »، یکی از شهرهای نزدیک سمرقند بود و از دانشمندان عراق، قم و خراسان بسیار روایت کرده است ». قهپانی در مجمع الرجال گوید: « او ضابط و کاتب احادیث بوده ». و وحید بهبهانی گوید: مورد اعتماد شیخ کشی بوده، به حدی که هر چه به خط وی می یافته بر آن اعتماد می نموده است ». (۲۲)۸. ابوسعید جعفر بن احمد بن ایوب سمرقندی، معروف به ابن تاجر. شیخ طوسی گوید: « او متکلم بوده و کتاب هایی داشته است. نجاشی از احمد بن حسین نقل می کند که او کتابی در رد قول کسانی که می گویند رسول خدا پیش از نبوت به دین قوم خود بوده است داشته و برخی روایات عیاشی از او در تهذیب و استبصار نقل شده است ». (۲۳)۹. ابوعبدالله حسین بن اشکیب. از متکلمین شیعه و از اصحاب امام عسکری (علیه السّلام) بوده و تألیفاتی داشته که یکی از آن ها در رد زیدیه بوده است ». (۲۴)۱۰. ابوجعفر محمد بن احمد بن خاقان معروف به حمدان. چند کتاب او، از جمله فضل الکوفه در فهرست نجاشی یاد شده است. (۲۵)۱۱٫ ابوالحسن حمدویه بن نصیربن شاهی. شیخ طوسی فرماید: « او در زمان خود بی نظیر بوده است. برخی از روایات عیاشی از او در تهذیب آمده است ». (۲۶)۱۲. محمد بن نصیربن شاهی. شیخ طوسی گوید: « وی اهل کش، ثقه جلیل القدر و کثیرالغلام بوده است. برخی از روایات عیاشی از او در تهذیب شیخ طوسی نقل شده است ». (۲۷)۱۳. عبدالله بن حمدیه بیهقی. از اصحاب امام عسکری (علیه السّلام) است و نامه ای از آن حضرت به وی در رجال کشی یاد شده است ». (۲۸)۱۴- علی بن عبدالله بن مروان بغدادی. از اصحاب امام عسکری (علیه السّلام) و گویا برخی او را از غالیان دانسته اند که عیاشی فرموده: « غالیان در اوقات نمازها امتحان می شوند و من هیچ گاه در وقت نمازها با علی بن عبدالله نبوده ام، و درباره او جز خیر چیزی نشنیده ام ». (۲۹)۱۵. علی بن حسن بن فضال کوفی. از اصحاب امام هادی و امام عسکری (علیه السّلام) بوده و تألیفات فراوانی داشته که برخی گفته اند سی کتاب بوده است.عیاشی علم و فضل او را ستوده و گفته در عراق و خراسان افضل و افقه از او ندیده ام. وی را فطحی مذهب ولی در عین حال ثقه و مورد اعتماد دانسته اند. (۳۰)۱۶٫ ابوالعباس یا ابومحمد عبدالله بن ابی عبدالله محمد بن خالد بن عمر طیالسی التمیمی. عیاشی درباره او گفته: « ما علمته الا ثقه خیراً ». (۳۱)۱۷. ابوالحسن علی بن محمد بن فیروزان قمی. بیش از پنجاه مورد روایت عیاشی از او در رجال کشی دیده می شود. (۳۲)۱۸٫ علی بن جعفر بن عباس خزاعی مروزی. او فقیه بوده و از امام عسکری (علیه السّلام) روایت دارد. روایت عیاشی از او در شواهد التنزیل آمده است. (۳۳)۱۹٫ فضل بن شاذان نیشابوری. او از فقها و متکلمین شیعه و صد و هشتاد کتاب داشته است. او غیر از فضل بن شاذان است که از اهل تسنن است. شیخ طوسی وی را از اصحاب امام هادی (علیه السّلام) و امام عسکری (علیه السّلام) شمرده است. (۳۴)۲۰٫ محمد بن احمد ابن ابی عوف بخاری، روایت عیاشی از او در رجال کشی دیده می شود. (۳۵)۲۱٫ ابوالحسن محمد بن سعید بن یزید الکشی. شیخ طوسی او را به صلاح و استقامت مذهب ستوده، و روایت عیاشی از او در رجال کشی آمده است. (۳۶)۲۲٫ قاسم بن هشام لؤلؤی. از اصحاب امام عسکری (علیه السّلام) بوده و در فهرست طوسی کتاب النهی و در فهرست نجاشی کتاب النوادر او یاد شده است. (۳۷)۲۳٫ محمد بن یزداد رازی. از اصحاب امام عسکری دانسته شده و روایت عیاشی از او در شواهد التنزیل و رجال کشی دیده می شود. (۳۸)۲۴٫ ابویعقوب یوسف بن سخت بصری. او از اصحاب امام عسکری (علیه السّلام) بوده است. علامه حلی او را از ضعفا شمرده، ولی مرحوم ممقانی و مرحوم وحید بهبهانی تضعیف علامه حلی را فرع تضعیف ابن غضائری دانسته، و گفته اند: « تضعیف های ابن غضائری مورد اعتماد و وثوق نیست؛ به ویژه مواردی که او کسی را به خاطر نسبت دادن به غلو تضعیف کرده باشد ». (۳۹)البته حدود بیست نفر دیگر از مشایخ عیاشی در اسناد شواهد التنزیل و رجال کشی و غیره دیده می شود که چون نام آنان را در کتب رجال و تراجم نیافتیم از ذکر آن ها خودداری شد؛ زیرا احتمال می رفت که با اعتماد فقط به سندها احیاناً اشتباهی رخ می دهد.
شاگردان و راویان عیاشیگفتیم که خانه عیاشی، مانند مدرسه ای بود که همواره گروهی در آن جمع و به نوشتن و مقابله کردن مطالب و غیره مشغول بودند. با توجه به این مطلب طبیعی است که صاحب چنین خانه ای شاگردان فراوانی داشته باشد. در این بخش چهل نفر از آنان را که همگی از اهل فضل و رجالی جلیل القدر بوده اند، نام می بریم:۱٫ ابومحمد حیدر بن محمد بن نعیم سمرقندی. او تمام کتاب های عیاشی را نزد وی خوانده و از او روایت کرده است. درباره اش گفته اند: « هزار کتاب از کتاب های شیعه را به قرائت و اجازه روایت نموده است. از تألیفات خود او کتابی است به نام تنبیه عالم قتله علمه الذی معه و نجاشی از او روایت می کند ». (۴۰) البته در برخی کتاب ها کنیه او « ابواحمد » یاد شده است.۲٫ جعفر بن محمد بن مسعود عیاشی. او فرزند عیاش و از مشایخ شیخ صدوق است. شیخ طوسی فرماید: « او تمام تألیفات پدرش را برای عده ای از جمله ابی المفضل شیبانی روایت کرده است ». (۴۱)۳. ابوعمر و محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشی. او صاحب کتاب معرفه الناقلین است که تلخیص و مهذب آن به نام رجال کشی معروف است. شیخ طوسی و نجاشی او را از شاگردان عیاشی معرفی کرده اند. در رجال کشی روایات او از عیاشی فراوان است. (۴۲)۴٫ ابوالقاسم هاشمی. از مشایخ حاکم حسکانی بوده و ممکن است همان باشد که خطیب در تاریخ بغداد به عنوان ابوالقاسم هاشمی یاد کرده و گفته است: « او عالم به فقه و علوم قرآن و نحو و شعر و وقایع ایام و تواریخ اصحاب حدیث بوده و در بیشتر این دانش ها تألیف داشته است و تاریخ وفات او را سال ۳۵۰ دانسته است ». (۴۳)۵. ابوجعفر احمد بن عیسی بن عیسی بن جعفر علوی عمری. او از اولاد عمر بن علی بن ابی طالب است. اولین کسی که برخی از کتاب های عیاشی را به بغداد آورده از همین احمد بن عیسی علوی روایت کرده است. (۴۴)۶٫ علی بن اسماعیل دهقان.۷٫ ابوالقاسم عبدالله بن طاهر نقار.۸٫ ابونصر احمد بن یحیی. وی آن طور به فقه مسلط بود که برای عامه، طبق فقه عامه و برای شیعه طبق فقه شیعه و برای حشویه طبق نظر آنان فتوا می داده است.۹٫ محمد بن یوسف بن یعقوب جعفری.۱۰٫ ابوجعفر محمد بن احمد بن ابی عوف بخاری. از مشایخ کشی و صاحب رجال معروف است. (۴۵)۱۱٫ ابوبکر قناتی.۱۲٫ ابوالحسن یا ابوالحسین بن ابی طاهر طبری سمرقندی. کتابی به نام مداواه الجسد لحیاه الابد داشته است. (۴۶)۱۳٫ محمد بن نعیم سمرقندی حناط یا خیاط. پدر حیدر بن محمد بن نعیم است که پیش تر یاد شد.۱۴٫ لیث بن نصر. ممکن است همان باشد که خطیب در تاریخ بغداد یاد کرده و گفته است: « در سال ۳۴۱ به بغداد آمد ». (۴۷)۱۵. علی بن حسنویه کرمانی.۱۶٫ ابونصر احمد بن یعقوب سنائی. وی تألیفاتی داشته است.از شماره شش تا شانزده در رجال طوسی یاد شده اند و بیشتر آنان را شیخ طوسی ستوده است. (۴۸)شیخ طوسی افراد زیر را در رجالش از راویان عیاشی شمرده است:۱۷٫ حسن بن نعیم.۱۸٫ حسن کرمانی.۱۹٫ محمد بن یوسف کرمانی.۲۰٫ حسین غزالی کنتجی.هم چنین افراد زیر را از غلامان عیاشی شمرده است. (۴۹)۲۱٫ ابراهیم حبوبی.۲۲٫ احمد بن صفار.۲۳٫ احمد بن محمد بن حسین ازدی.۲۴٫ ابوالقاسم جعفر بن محمد شاشی.۲۵٫ محمدبن طاهر بن جمهور.۲۶٫ محمد بن یحیی مؤدب ( نابینا بوده است ). (۵۰)شیخ طوسی در رجالش افراد زیر را از اصحاب نجاشی به شمار آورده است:۲۷٫ جعفر بن ابی جعفر سمرقندی.۲۸٫ بکر کرمانی.۲۹٫ محمد بن فتح معلم.۳۰٫ محمد بن شعیب بوجاکنی.۳۱٫ محمد بن بلال معلم.۳۲٫ قاسم بن محمد ازدی.۳۳٫ عمر و حنّاط یا خیاط.۳۴٫ ابوعمر حنّاط یا خیاط ( ممکن است با قبلی یکی باشند )۳۵٫ عبدالله صیدلانی۳۶٫ سعد صفار۳۷٫ ابوعلی وارثی۳۸٫ ابوعبدالله بقال یا قفال۳۹٫ ابونصر خلقانی (۵۱)۴۰٫ زید بن محمد حلقی یزدکی.گفته شده: شاید یزدکی تصحیف شده یزدی باشد. نیز گفته شده: یزدکی در نسبت به یزد، که از شهرهای معروف ایران می باشد شنیده شده است. (۵۲)
تألیفات عیاشیابن ندیم گوید: یکی از شاگردان عیاشی فهرست تألیفات استادش را برای یکی از دانشمندان معاصر خود نوشته و عدد این تألیفات را دویست و هشت کتاب دانسته است، ولی گفته: بیست و هفت عدد از این تألیفات را پیدا نکرده و یا گم کرده است و نام بقیه را یاد نموده که در فهرست ابن ندیم نیز یاد شده است. (۵۳)شیخ طوسی در فهرست گوید: « تألیفات عیاشی بیش از دویست کتاب است » و سپس نام کتاب ها را همان طور که در فهرست ابن ندیم ذکر شده آورده و همان عبارت ابن ندیم را نیز نقل نموده است. (۵۴)هم چنین در رجالش می گوید: « عیاشی بیش از دویست کتاب تصنیف کرده که در کتاب فهرست یاد کرده ایم ». (۵۵) شیخ نجاشی در فهرست خود حدود صد و شصت کتاب از کتاب های عیاشی را یاد کرده، که برخی از آن ها در فهرست ابن ندیم و فهرست طوسی نیامده است. (۵۶)مجموع کتاب هایی که در این سه فهرست از عیاشی نام برده شده ۱۹۲ کتاب می باشد که بیشتر آن ها در فقه و تعدادی هم در این موضوعات است: تفسیر، علوم قرآن، معارف، امامت، رجال، احتجاج، اخلاق، تاریخ و سیره، نجوم و طب.البته به نظر می رسد که همه یا اکثر این تألیفات، حدیث باشد. در این جا نام کتاب های غیرفقهی او را ذکر می کنیم:۱٫ الاجوبه المسکینه؛ ( شاید کلام باشد )؛۲٫ احتجاج المعجزه؛۳٫ امامه علی بن الحسین (علیهما السّلام) ( شاید رد کیسانیه باشد )؛۴٫ الانبیا و الائمه؛۵٫ الاوصیا؛۶٫ الایمان ( به کسر همزه )؛۷٫ باطن القرائات؛۸٫ البداء یا البدء؛۹٫ البر و الصله؛۱۰٫ البشارات؛۱۱٫ تفسیر قرآن ( همان کتابی که مورد بحث این مقاله است )؛۱۲٫ التنزیل؛۱۳٫ جوابات مسائل وردت علیه من عده بلدان ( از این قبیل کتاب ها معلوم می شود که او مرجع حل مشکلات دینی مردم بوده است )؛۱۴٫ حقوق الإخوان؛۱۵٫ الدعوات؛۱۶٫ دلائل الأئمه؛۱۷٫ الرؤیا؛۱۸٫ سیره أبی بکر؛۱۹٫ سیره عثمان؛۲۰٫ سیره عمر؛۲۱٫ سیره معاویه ( این چهار کتاب از روایات اهل تسنن تألیف شده است )؛۲۲٫ الصفه و التوحید؛۲۳٫ الصلاه علی الائمه؛۲۴٫ صنائع المعروف؛۲۵٫ الطب؛۲۶٫ العالم و المتعلّم؛۲۷٫ فرض طاعه العلماء؛ ( شاید در ولایت فقیه باشد )؛۲۸٫ فضائل القرآن؛۲۹٫ القرعه؛۳۰٫ القول بین القولین ( شاید در جبر و تفویض باشد )؛۳۱٫ الکعبه؛۳۲٫ المتعه؛۳۳٫ محاسن الاخلاق؛۳۴٫ محنه الاوصیاء، یا محبّه الاوصیاء؛۳۵٫ المداراه؛۳۶٫ المروه؛۳۷٫ المزار؛۳۸٫ معرفه البیان؛۳۹٫ معرفه الناقلین؛۴۰٫ معیارالاخیار یا معیار الاخبار ( از روایات اهل تسنن تألیف شد )؛۴۱٫ مکه و الحرم؛۴۲٫ الموضح ( از روایات اهل تسنن تألیف شده و شاید فقه باشد، چون گفته اند: در این کتاب شرایع یاد شده است )؛ (۵۷)۴۳٫ النجوم و الفأل و القیافیه و الزجر؛ (۵۸)۴۴٫ النسبه و الولا؛۴۵٫ یوم و لیله؛صد و چهل و هفت کتاب فقهی که به خاطر رعایت اختصار از یاد آن ها خودداری کردیم (۵۹) و متأسفانه از این تألیفات جز نیمه اول از کتاب تفسیر او به دست ما نرسیده است.
تفسیر عیاشیاین تفسیر گران قدر نزد حافظ کبیر، عبیدالله بن عبدالله بن احمد معروف به حاکم حسکانی نیشابوری که تا سال ۴۷۰ زنده بودن او مسلم است بوده و در کتاب شواهدالتنزیل خود حدود سی روایت از آن نقل کرده است. (۶۰)هم چنین امین الاسلام طبرسی این تفسیر را داشته و از مصادر مجمع البیان قرار داده و حدود هفتاد حدیث از آن نقل کرده است. (۶۱) نیز ابن شهرآشوب مازندرانی از این تفسیر در کتاب مناقب آل ابی طالب چند روایت نقل کرده است. (۶۲)شیخ تقی الدین کفعمی نیز این تفسیر را از مصادر کتاب خود، جنّه الامان معروف به مصباح کفعمی قرار داده است، (۶۳) تاریخ تألیف مصباح سال ۸۹۵ می باشد.علامه مجلسی می فرماید: « دو نسخه قدیمی از این تفسیر دیده ایم ». (۶۴)از عصر علامه مجلسی تا امروز، تفسیر عیاشی از مصادر کتاب های حدیث و تفسیر ما، مانند صافی، تفسیر برهان، بحارالانوار و عوالم شیخ عبدالله بحرانی، و وسائل الشیعه و اثبات الهداه و تفسیر کنزالدقائق و غیره بوده است.دوره کامل این تفسیر نیز نزد حاکم حسکانی و امین الاسلام طبرسی بوده و آن ها حدیث هایی از نیمه اول و نیمه دوم آن نقل کرده اند (۶۵) ولی از زمان علامه مجلسی تا امروز فقط نیمه اول آن در اختیار بوده و از نیمه دوم آن اثری نیست. هفت نسخه از نسخه های خطی نیمه اول در الذریعه و فهرست نسخه های خطی کتاب خانه مرکزی دانشگاه تهران و آغاز نسخه چاپ شده تفسیر عیاشی یاد و یا معرفی شده است. (۶۶)
حذف سند روایات تفسیر عیاشیمتأسفانه آن مقدار از تفسیر عیاشی که در دست است سندهای آن توسط یکی از دانشمندان که این تفسیر را استنساخ می کرده حذف شده، و در نسخه های موجود، همه روایات آن مرسله است.البته به نظر نویسنده باید از این ناسخ قدردانی شود، زیرا اگر استنساخ او نبود ما از فیض این تفسیر برای همیشه محروم می ماندیم و طبق توضیحی که خود او در آغاز نسخه داده، این حذف به خاطر شدت احتیاط او بوده (۶۷) نه این که از روی سهل انگاری باشد، بنابراین هیچ گونه اشکال و گله ای نسبت به او روا نیست.یادآوری نکته ای در این جا مناسب نیست و آن این که ما نباید زمان های پیش را با زمان خود مقایسه کرده و مانند زمان خودمان قضاوت کنیم، در زمان ما نیاز به سند احادیث بسیار محسوس است، اما در آن زمان ها کسانی که کتاب هایی مانند نهج البلاغه، تحف العقول، احتجاج، تلخیص امالی مفید، و امالی صدوق (۶۸) را بدون سند تألیف و یا به عنوان تلخیص، سندهای آن را حذف کرده اند، به هیچ وجه ذهنشان نمی آمده که در آینده سایر نسخه ها و کتاب ها از بین می رود و محققان و عالمان به سندهای روایاتی که در کتاب های آنان نقل شده نیاز خواهند داشت تا به آن ها انتقاد کنیم که چرا سندها را حذف کرده اند. یا مانند برخی از علما بگوییم آنان جنایت کرده، و به معارف اسلام لطمه زده اند. (۶۹)
اشکال و پاسخبرخی از دانشمندان گفته و یا ممکن است بگویند: چون عیاشی در آغاز عمر شیعه نبوده، نمی دانیم که این حدیث ها و جرح و تعدیل های او که نسبت به رجال حدیث، نوشته و گفته پس از مستبصر شدن اوست و یا قبل از آن. از این رو نمی توان به احادیث و هم چنین قضاوت های رجالی او اعتماد کرد. (۷۰)پاسخ: می توان به یقین ادعا کرد که کتاب ها و روایات و قضاوت های رجالی او همه مربوط به بعد از استبصار اوست، زیرا:اولاً: احادیث عامّه و خاصه به گونه ای نیست که با یک دیگر اشتباه شوند. یکی از راه های تمییز، خود سندها می باشد. (۷۱)ثانیاً: او در دوران جوانی مستبصر شده و حدود پنجاه سال پس از آن زنده بوده است.ثالثاً: در کتاب های رجالی هنگام ذکر فهرست تألیفات او در مورد شش کتاب وی تصریح شده که اینها از روایات عامه است. (۷۲)کسی که بعد از شیعه شدن، این مقدار عمر کند اگر قبلاً کتاب هایی نوشته که شامل مطالبی از غیرشیعه باشد، حتماً یادآروی و اصلاح می نماید. (۷۳)تصریح دلیل آن است که بقیه این خصوصیت را نداشته اند.در مورد نظریه های رجالی نیز اگر از کتاب ها نقل شده باشد که پاسخش داده شد، و اگر منظور نظریه هایی که شفاهی بوده، پاسخ این است که این نظریه ها از طریق کشی از او نقل شده، و روشن است که کشی پس از استبصار او این مطالب را از او نقل کرده است.آری در رجال نجاشی آمده: عیاشی از مشایخی که ثقه نبوده اند فراوان روایت می کرده است. این مطلب باعث می شود که روایات تفسیر او مورد اطمینان نباشد؛ زیرا احتمال این که در سلسله سندهای حذف شده، افراد ضعیف باشند قوی است و این مطلب موجب سلب اطمینان می گردد. هم چنین این عبارت نجاشی سبب می شود تا در مورد هر کدام از مشایخ عیاشی که در کتاب های رجال توثیق نشده اند بگوییم: به احتمال قوی ضعیف و غیرموثق هستند.اما آن چه باعث آسودگی خاطر است این که متن بخشی از روایات تفسیر عیاشی به قدری از اتقان برخوردار است که می توان گفت این متن ها ما را از سند بی نیاز می کند، مانند آن چه در مورد نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و غیره گفته شده است. برخی از اساتید فرموده اند: برای محقق متتبع روشن است که بخشی از روایات این تفسیر در کتب اربعه شیعه نیز با سند نقل شده و این خود از مؤیدهای اعتبار این تفسیر است. همین استاد گفته است: گاهی در مقایسه بین آن چه در کتب اربعه و این تفسیر نقل شده می بینیم متن نقل شده در این تفسیر، از احکام و اتقان بیشتری برخوردار است، با آن که به یقین هر دو روایت در اصل متحد بوده است.برای ارزیابی کلام مذکور می توان به روایاتی که در وسائل از این تفسیر و کتب اربعه نقل شده و معلوم است که یک روایت بوده، مراجعه کرد.بد نیست همین جا اشاره شود که تفسیر عیاشی در میان تفسیرهای روایی مانند تفسیر فرات کوفی، تفسیر منسوب به امام عسکری (علیه السّلام) و تفسیر ابن ماهیار و حتی تفسیر علی بن ابراهیم قمی، از حیث اتقان و احکام ممتاز است، اما در عین حال احیاناً که نمی تواند جز با توجیه و تأویل قابل قبول باشد در آن دیده می شود.
آخرین سخننیمه موجود در تفسیر عیاشی با تحقیق و تصحیح محقق عالیقدر حضرت حجه الاسلام و المسلمین حاج سید هاشم رسولی محلاتی در دو جلد در قم چاپ شده و سپس از روی آن افست گردیده است.در آغاز این چاپ، حضرت علامه طباطبائی، مؤلف تفسیر گران قدر المیزان، تقریظی مرقوم داشته اند که گویای عظمت و اعتبار آن است. اکنون به چند جمله از آن اشاره می کنیم:بهترین تفسیر روایی که برای ما به یادگار مانده، تفسیر عیاشی است. این تفسیر از روزگار تألیف تاکنون همواره از طرف مفسران تلقی به قبول شده، بدون این که درباره آن قدح و اعتراضی وارد ساخته باشند.آن گاه علامه فرموده اند:نیمه دوم این تفسیر مفقود شده ولی گفته می شود در برخی از کتاب خانه های جنوب ایران موجود است، و این گفتار هنوز برای ما روشن نشده و به آن نسخه راه نیافته ایم. (۷۴)از خدای عزوجل می خواهیم که ما را به دسترسی به آنان نخسه موفق دارد تا نسخه کامل آن چاپ شود.
پی نوشت ها :
۱٫ فهرست ابن ندیم، ص ۳۴۵، فهرست طوسی، ص ۱۶۳، فهرست نجاشی، ص ۳۵۰٫۲٫ قاموس الرجال، ج۸، ص ۳۷۷٫۳٫ علامه طهرانی، اعلام الشیعه، ص ۳۰۵، الذریعه، ج۴، ص ۲۹۵، سیدحسن صدر، تأسیس الشیعه، ص ۳۳۲٫۴٫ رک: رجال کشی، ص ۴، ۵، ۷، ۱۰ و…۵٫ فهرست ابن ندیم، ص ۲۴۵٫۶٫ رجال نجاشی، ص ۳۵۰٫۷٫ همان، ص ۳۷۲٫۸٫ فهرست طوسی، ص ۱۶۳ و رجال طوسی، ص ۴۹۷٫۹٫ مازندرانی، معالم العلماء، ص ۹۹٫۱۰٫ خلاصه الاقوال، ص ۱۴۵٫۱۱٫ رجال ابن داود، ص ۲۳۵٫۱۲٫ نضد الایضاح، ضمیمه فهرست طوسی، ص ۳۱۷٫۱۳٫ مستدرک الوسائل، ج۳، ص ۶۶۵۱۴٫ الکنی و الالقاب، ج۲، ص ۴۵۶٫۱۵٫ الذریعه، ج۲، ص ۲۹۵٫۱۶٫ رجال طوسی، ص ۴۱۰؛ رجال کشی، ص ۵۳۰؛ تنقیح المقال، ج۱، ص ۲۳ و تستری، قاموس الرجال، ص ۱۹۶٫۱۷٫ رجال کشی، ص ۵۹۰؛ رجال نجاشی، ص ۱۸۶ و مجمع الرجال، ج۱، ص ۱۲۱٫۱۸٫ رجال طوسی، ص ۴۳۶ و مجمع الرجال، ج۷، ص ۱۹۱-۱۹۲٫۱۹٫ رک: فهرست رجال کشی، ص ۲۷۰، و رجال شیخ طسی، ص ۴۲۴٫۲۰٫ فهرست رجال کشی، ص ۴۰، رجال طوسی، ص ۳۹۱٫۲۱٫ رجال کشی، ص ۴۵؛ شواهد التنزیل؛ رجال طوسی، ص ۴۲۸ و ۴۱۱ و رحال کشی، ص ۵۳۱٫۲۲٫ فهرست رجال کشی، ص ۲۷۰؛ رجال طوسی، ص ۴۵۸؛ تنقیح المقال، ج۱، ص ۲۰۷ و مجمع الرجال، تعلیقه منهج المقال، ص ۸۰٫۲۳٫ رجال نجاشی، ص ۱۲۱ ( در این کتاب به جای ابن تاجر « ابن عاجز » آمده )، رجال طوسی، ص ۴۵۸ و معجم رجال الحدیث، ج۷، ص ۲۵۱ و ۲۶۰٫۲۴٫ فهرست رجال کشی، ص ۲۷۱؛ رجال نجاشی، ص ۴۴؛ رجال طوسی، ص ۴۱۳، ۴۶۲ و تنقیح المقال، ج۱، ص ۳۲۰٫۲۵٫ رجال کشی، ص ۶۷، ۲۳۲، ۵۳۰؛ شواهدالتنزیل، ج۱، ص ۱۴۹؛ فهرست رجال کشی، ص ۱۰۳؛ رجال نجاشی، ص ۳۴۱ و قاموس الرجال، ج۸، ص ۲۰ و ج۳، ص ۴۱۲٫۲۶٫ همان، ص ۴۰۳؛ شواهدالتنزیل، ص ۱۰۴، ۱۴۴؛ مجمع الرجال، ج۲، ص ۲۳۳؛ رجال طوسی، ص ۴۶۳ و معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص ۲۵۱ و ۲۶۰٫۲۷٫ فهرست رجال کشی، ص ۲۷۲ و ۲۷۷؛ رجال طوسی، ص ۴۹۷؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص ۱۳۸، ۲۰۳ و ج۲، ص ۳۳۱ و معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص ۲۵۱ و ۲۶۰٫۲۸٫ رجال طوسی، ص ۴۳۲؛ رجال کشی، ص ۵۰۹ و تنقیح المقال، ج۱، ص ۱۷۹٫۲۹٫ همان، ص ۴۳۳ و رجال کشی، ص ۵۳۰ ( گویا امتحان غالیان به وقت نماز مغرب بوده زیرا آن ها خواندن نماز مغرب را از مغرب شرعی تأخیر می انداخته اند ).۳۰٫ فهرست طوسی، ص ۱۱۸؛ رجال نجاشی، ص ۲۵۷، رجال کشی، ص ۵۳۰؛ رجال طوسی، ص ۴۱۹ و ۴۳۳ و اعلام الشیعه، ص ۳۰۶٫۳۱٫ قاموس الرجال، ج۶، ص ۱۲۵؛ رجال نجاشی، ص ۲۱۹ و ۳۵۰ و رجال کشی، ص ۵۳۰٫۳۲٫ فهرست رجال کشی، ص ۱۹۶-۱۹۹؛ رجال طوسی، ص ۴۸۷٫۳۳٫ شواهد التنزیل، ج۱، ص ۴۳۲؛ رجال طوسی، ص ۴۳۴ و رجال کشی، ص ۶۱۶٫۳۴٫ رجال نجاشی، ص ۳۰۶، فهرست طوسی، ص ۱۵۰؛ فهرست رجال کشی، ص ۲۱۷-۲۱۹؛ رجال طوسی، ص ۴۲۰ و ۴۳۴ و قاموس الرجال، ج۷، ص ۳۳۰٫۳۵٫ رجال کشی، ص ۲۴۷؛ رجال طوسی، ص ۴۹۷ و قاموس الرجال: ج۸، ص ۱۳٫۳۶٫ رجال کشی، ص ۲۷۴؛ رجال طوسی، ص ۴۹۷ و قاموس الرجال، ج۸، ص ۱۸۶٫۳۷٫ رجال طوسی، ص ۴۳۴؛ فهرست طوسی، ص ۱۵۴؛ رجال نجاشی، ص ۳۱۶؛ رجال کشی، ص ۵۳۰٫۳۸٫ شواهدالتنزیل، ج۱، ص ۲۷۲؛ رجال کشی ص ۱۷ و ۷۲ و ۵۳۰ و رجال طوسی، ص ۴۳۶ و ۵۰۹٫۳۹٫ رجال کشی، ص ۳۱۶؛ رجال طوسی، ص ۵۱۷ و ۴۳۷؛ مجمع الرجال ج۶، ص ۲۷۹؛ خلاصه الاقوال، ص ۲۶۵ و تنقیح المقال، ج۳، ص ۳۳۵٫۴۰٫ رجال طوسی، ص ۴۶۳؛ فهرست طوسی، ص ۹۰ و رجال نجاشی، ص ۳۵۳٫٫۴۱٫ فهرست طوسی، ص ۱۶۵ و رجال طوسی، ص ۴۵۹٫۴۲٫ رجال نجاشی، ص ۳۷۲؛ فهرست رجال کشی، ص ۲۷۲ و رجال طوسی، ص ۴۹۷٫۴۳٫ شواهد التنزیل، ج۲، ص ۳۲۷؛ تاریخ بغداد، ج۱۴ ص ۳۹۹ و ج۴ ص ۳۵۷٫۴۴٫ تاریخ بغداد، ج۴، ص ۸۵؛ رجال نجاشی، ص ۲۶۷ و رجال طوسی، ص ۴۳۹٫۴۵٫ قاموس الرجال، ج۸، ص۱۳٫۴۶٫ فهرست طوسی، ص ۲۱۵٫۴۷٫ تاریخ بغداد، ج۱۳، ص ۸۱٫۴۸٫ رک: رجال طوسی، ص ۴۳۹ و ۴۷۹ و ۴۸۷ و ۴۹۱ و ۴۹۸ و ۵۱۸ و ۵۲۰٫۴۹٫ غلام و غلمان در اصطلاح به شاگرد و دست پرورده علمی گفته می شود؛ مثلاً به ابوعمر زاهد که ملازم و تربیت شده ثعلب بود می گفتند: غلام ثعلب. عضدالدوله می گفت: من در نحو غلام ابن علی فارسی، و در نجوم غلام ابی حسین رازی هستم. نجاشی درباره اسماعیل بن عبدالله گوید: کان من غلمان احمد بن ابی عبدالله و ممن تأدب علیه. این که شیخ طوسی در رجالش افرادی را به عنوان اصحاب عیاشی یا غلمان عیاشی معرفی می کند مقصودش این است که آنان از دانشمندان و شاگردان عیاشی بوده اند. ( قاموس الرجال، ج۱، ص ۵۲ و ج۸، ص ۳۳۴ و ۲۲۲ با تلخیص )۵۰٫ رک: رجال طوسی، ص ۴۳۹ و ۴۴۰ و ۴۵۹ و ۴۶۳ و ۴۹۸٫۵۱٫ رک: رجال طوسی، ص ۴۵۶ و ۴۵۹ و ۴۷۴ و ۴۷۶ و ۴۷۹ و ۴۸۹ و ۴۹۸ و ۵۲۰٫۵۲٫ رجال طوسی، ص ۴۷۳ و پاورقی همین صفحه و قاموس الرجال، ج۴، ص ۴۳۳٫۵۳٫ فهرست ابن ندیم، ص ۲۸۸ بو ۲۶۶، فهرست نجاشی، ص ۲۶۳٫۵۴٫ فهرست طوسی، ص ۱۶۳٫۵۵٫ رجال طوسی، ص ۴۹۷٫۵۶٫ فهرست نجاشی، ص ۳۵۱٫۵۷٫ در رجال نجاشی این طور آمده است: الموضع ( باعین ) تذکر فیه الشرایع.۵۸٫ ابن طاوس در کتاب فرج المهموم، ص ۱۲۴ می نویسد: من العارفین بالنجوم من الشیعه و المصنفین فیها الشیخ المعظم … محمد بن مسعود محمد بن عیاش. از این عبارت معلوم می شود که ابن طاووس کتاب نجوم او را فقط مجموعه احادیث مربوط به نجوم ندانسته، بلکه کتابی در فن نجوم به حساب آورده است.۵۹٫ نام این ۱۹۲ کتاب به ترتیب حروف تهجی در عربی این مقاله ذکر شده است.۶۰٫ رک: شواهد التنزیل، تحقیق محمودی، احادیث ۲۷ و ۱۴۴ و ۱۴۵و۱۸۵ و ۱۹۰ و ۱۹۶ و … .۶۱٫ مجمع البیان، ج۱، ص ۱۷ و ۱۸ و ۳۱ و ۸۲ و ۱۲۸ و …۶۲٫ مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص ۳۴۲ و ج۳، ص ۲۳ و ۱۰۴ و ۳۷۳ و ج۴، ص ۱۸۰٫۶۳٫ مصباح، ص ۷۷۳٫۶۴٫ بحارالانوار، ج۱، ص ۸، ۲۸ و ۶۰- کفعمی، مصباح، ص ۷۷۳٫۶۵٫ آدرس احادیث ذکر شده از نیمه دوم را می توانید در عربی این مقاله ببینید، یازده حدیث از شواهد التنزیل و حدود چهل روایت از مجمع البیان آدرس داده شده است. رک: مجله رساله القرآن.۶۶٫ الذریعه، ج۴، ص ۲۹۵٫۶۷٫ خود او گفته: چون روایات این کتاب را به طریق سماع از مشایخ نشنیده بودم سندها را حذف کردم تا اگر در آینده کسی را پیدا کردم که این تفسیر را با اسناد نزد مشایخ خوانده باشد نزد او بخوانم و اسناد را هم یاد کنم. این مطلب حاکی از شدت احتیاط است که کسی توهم نکند او این تفسیر را از مشایخ روایت می نماید، بلکه معلوم باشد که او فقط نسخه خطی آن را یافته و از روی آن استنساخ نموده است.۶۸٫ این دو تلخیص از تألیفات یکی از شاگردان فخر المحققین، و نسخه مورخ ۷۵۵ آن ها در کتاب خانه آیه الله مرعشی در قم موجود است ( رک: فهرست کتاب خانه ی آیه الله مرعشی، ج۴، ص ۴۰۱ ).۶۹٫ بنابراین، اشکال علامه مجلسی به ناسخ کتاب تفسیر عیاشی بی مورد است. ( رک: بحارالانوار، ج۱، ص ۸ و ۲۸، تحف العقول، ص ۳ و احتجاج طبرسی، ص ۳ ).۷۰٫ تنقیح المقال، ج۳، رجال نجاشی، ص ۳۵۱٫۷۱٫ قاموس الرجال، ج۸، ص ۳۷۷٫۷۲٫ رک: فهرست طوسی و فهرست نجاشی و فهرست ابن ندیم.۷۳٫ تنقیح المقال، ج۳، ص ۱۸۳٫۷۴٫ گفتنی است تاکنون این نسخه دیده نشده است و لذا نمی توان آن گفتار را تصدیق کرد.منبع مقاله :صاحبی، محمدجواد؛ (۱۳۹۲)، شناخت نامه ی تفاسیر: مقالاتی در شناخت تفاسیر قرآن کریم، قم: بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیّه قم )، چاپ اول

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.