نامگذاری قرآنی

یکی از رسم های کهن مسلمانان ایرانی است که یا با تفأل زدن به قرآن نام نوزاد را برمی گزینند. یا نام هایی را غالباً نام های اسلامی یا دو گانه یعنی هم اسلامی و هم ایرانی یا جدید و متجدد مثلاً سالح/ ساسان؛ موسی/ مهرداد؛ عیسی/ علیرضا؛ را جدا جدا روی رقعه های کوچک کاغذ می گذارند و در میان صفحات قرآن قرار می دهند، و سپس با خواند ذکر یکی از قرعه وار بر می گزینند؛ بعضی نام های اصیل قرآنی که غالباً به این ترتیب، به احترام آمدن آنها، در جامعه، رواج دارد عبارتند از: محمد، صالح، عیسی، مسیح، موسی، یونس، ابراهیم، خلیل الله، یعقوب، اسماعیل، اسحاق، یوسف، زکریا، یحیی، سلیمان، داود، ادریس، الیاس، مرایم، آسیه، زلیخا، ( این چهار برای زنان، نیز حوا با آنکه در قرآن با اشاره از او یاد شده است، نه با نام) علی ( که ارزش دو گانه دارد هم از نام های خداوندی است و در قرآن آمده، هم نام حضرت علی ( ع) امام اول ما شیعیان اثنا عشری)، کریم، رحیم، لقمان، سبحان، احسان ( الله)، ایمان، امین، کلیم ( الله)، روح الله ( در قرآن به صورت « روحٌ منه» که ضمیر راجع به خداوند است، به کار رفته است) ذبیح الله، عبدالله، و با ترکیب عبد و یکی از اسماء الله، نام های مرکبی چون عبدالمصمد، عبدالحمید، عبدالرحیم، عبدالطیف، عبد الغفور، عبد الصبور، عبدالشکور، عبدالرحمن، عبدالغفار، عبدالجبار، عبدالمجید، عبدالکریم، و از ترکیب یا نام حضرت محمد ( ص)، محمد علی، علی محمد، محمد رسول، محمد نبی، و شاید بیش از یکصد اسم مفرد یا مرکب قرآنی در گذشته و امروز جامعه اسلامی ما رایج است.خانم پروفسور آنه ماری شیمل در سفرهای عدیده خود به شبه قاره هند، در میان مسلمانان به نام های عجیبی برخورده است که همه قرآنی یا به نوعی مقتبش از قرآن است و حتی بعضی از آنها عبارت یا فعل است نظیر: « نصرٌ من الله» ؛ [میرزا] الم نشرح»؛ « شمس و الضّحی»؛ « النجم الثّاقب»؛ « العروه الوثقی»؛ « صبرٌ جمیل» ( که این یکی نه هندی) بلکه اسم دختری مصری بوده که احتمالاً چون تعداد زیادی دختر در خانواده اش متولد شده این نام را برایش برگزیده اند. یا خود شاهد بوده است که نام یک نویسنده ترک « ازلفت» [به معنای « نزدیک آورده شده است»، برگرفته از سوره تکویر، آیه ۱۳]، و در سایر مناطق اسلامی نام های « بسم الله»، « ان شاء الله»، « ما شاهأ الله» ( که اسم اخیر در مصر بر زنان نیز اطلاق می شود، و « اسری»، « یسری»، « اهوذ»، « نصوح»، « قل هو الله احد» ( نام نیاکان یک خانواده شیعی) و بسیاری نام های دیگر برخورده است، و با عطف به گذشته می گوید: صوفی ایرانی، « نجم الدین کبری»، لقب خود یعنی « کبری» را از عبارت قرآن الطّامه الکبری ( بلیه عظیم [از صفات قیامت]، ( نازعات، ۳۴) گرفته است.منبع مقاله :خرمشاهی، بهاء الدین؛ ( ۱۳۹۰)،قرآن در زندگی و فرهنگ عامه، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.