ادامه حیات برخی خرافات در ایران بعد از اسلام

به موازات سنّت صحیح ملی و مذهبی ایرانی، که در نخستین ازمنه ی اسلامی در ایران به زندگی خود ادامه می داد و در اسلام نیز تأثیر نمود، ادامه ی حیات بعضی از اوهام خرافی نیز به چشم می خورد: تخیّل این معنی که سرنوشت یک یک اعمال بشر و نیز سرنوشت تمام زندگی انسانی را می توان از اوضاع و احوال ستارگان به دست آورد، و بالجمله ستاره شناسی، از زمان های بسیار قدیم در شرق وطن گرفته و از آنجا نیز به قسمت های دیگر کره ی زمین سرایت نموده است. در سرزمین ایران نیز این « هنر » و « پیشه » از مدّت مدیدی قبل از اسلام ( ۱ ) معروف بوده است، و حتی از اواخر زمان دولت ساسانیان – نیز از منابع عربی – نقل شده است که یزدگرد سوم با ستاره شناسانِ ( ۲ ) دربار مشورت می کرد. و از آنان دستورالعمل می گرفت؛ چنانچه تعیین وقت جنگ قادسیه نیز بدین وسیله انجام گرفته است. ( ۳ ) قبول اسلام از طرق اکثریت ایرانیان نیز در رواج و انتشار این خرافات هیچ تغییری نداد، بلکه در همه جا پیوسته از این گفتگو می شود که مردم در تمام امور از ستاره شناسان کسب وظیفه می نموده اند. ( ۴ ) عربها ( ۵ ) نیز به زودی تسلیم این تخیّل گشتند و ترکان ستاره ی مرّیخ را ستاره ی اقبال ( ۶ ) ویژه ی خود می پنداشتند و لااقل در ازمنه ی بعد – ۱۱۸۷ میلادی برابر ۵۸۳ هجری – روز جمعه را به عنوان روزِ اقبال خاصی به حساب آورده اند. ( ۷ )به پیوست با این عقیده ی خرافی، خرافه ی دیگری که آن نیز از ادوار باستانی سرچشمه گرفته است، دیده می شود: یعنی عقیده به اینکه انسان می تواند در عالم خواب وضع آینده و حوادث آن را بشناسد ( ۸ ) و یا اینکه از راه خواب دیدن مردان مقدّس و یا مردگانی که بُعد مکانی دارند تحصیل دستوراتی بنماید. این عقیده در دوره ی اسلامی نیز به قوّت خود باقی ماند. پیشوایان مذهبی و مردان مقدّسی که در تورات ( و قرآن ) ( ۹ ) از آنان نام برده شده مثل حضرت خضر ( ۱۰ ) و حضرت یوسف ( علیه السلام ) و حتی خود پیغمبر اسلام ( ۱۱ ) ( صلی الله علیه و آله ) به عنوان کسانی که در عالم رؤیا دستوراتی تعلیم نموده اند، ذکر می گردند. در هر حال در این ادوار ارتباط بین ستاره شناسی و تعبیر رؤیا ( ۱۲ ) و همچنین ایمان به غیبگویی سالخوردگان، مثل غیبگویی دایه ی خصوصی ( ۱۳ ) و یا غیبگویی یک راهب مسیحی که حتی کسی مثل حجّاج نیز بدون هیچ اندیشه ای از او کسب راهنمایی می کرده ( ۱۴ ) مشاهده می گردد. – علاوه بر اینها، « فال » نیز مورد توجه بوده است، مثل فال نیک یا فال بد زدن به حوادث و اتفاقات: « مثلاً تفاؤل یا تشاؤم به لغزش شمشیر بر گردن محکوم به اعدام » و یا « فال زدن به افتادن ( ۱۵ ) کلاه سردار سپه هنگام رفتن به جنگ »، و یا « به اینکه مرکب فرمانروای سمرقند هنگام ورود وی به شهر مادیان بوده است » ( ۱۶ ). حوادث آسمانی و یا آتش سوزی را ( ۱۷ ) دلیل بر نارضایتی خدا می گرفتند و می کوشیدند آن را به وسیله ی نماز و یا تقسیم صدقات ( ۸۳۵ میلادی برابر ۲۲۰ هجری در خراسان ) دفع و رفع کنند. ( ۱۸ )
همچنین عقیده بر اینکه هر گاه عهد و سوگند با خون، مُهر و امضاء شود تأثیر خاصی خواهد داشت، توانسته بود در آن زمان خود را حفظ کند. به طوری که حتی گمان می رفت که انسان حق دارد در تقدیس و وجوبِ رعایت قسم و پیمانی که بدین صورت واقع نگشته است شک و تردید ( ۱۹ ) نماید. بر عکس نیز اگر کسی از قسم خود پشیمان می شد سعی می کرد که عدم انجام آن را با اجرای عملی دیگر جبران کند. ( ۲۰ ) به طور کلی انجام اعمالی که ایماء و نشانه برای مقاصد نامرئی محسوب می شد به عنوان بقایای عقاید دینی باستانی تا مدّت مدیدی در عالم اسلام خود را حفظ نمودند؛ اگر چه علل اصلی پیدایش آنها فراموش شده بود و یا اساساً دلیلی برای آن وجود نداشته است. در مورد « ارتباط بین علایم و وقایع و انتقال ذهن از « ایماء » به « واقعیت » به معنیِ صحیح شرقی آن » ( ۲۱ ) به قدری زبان ایمائی در عمق اذهان عمومی رسوخ کرده بود که اعمال و حرکات ایمائی و تلویحی نه تنها بیان صریح اراده را به عهده داشت، بلکه حتّی به صورت معمّا نیز اداءِ وظیفه می نمود. به همین معنی نیز فرمانروای عراق ( سال ۷۲۳/۷۲۲ میلادی برابر ۱۰۴ هجری ) هنگام نصب والی خراسان، یعنی مسلم که پسر خوانده ی حجّاج بود، به مقام حکومت، به او یک دانه « بِه » داد زیرا این میوه « در ایران » ایماء و نشانه برای « نیکی » به حساب می آمد ( ۲۲ )؛ همچنین در سال ۷۳۸ میلادی برابر ۲۲۳ هجری، مرد عربی به یکی از دهقانان ایرانی یک دانه سیب و یک دانه گلابی به عنوان نشانه ی تکریم و تعظیم هدیه نمود. ( ۲۳ ) بدین ترتیب عقاید ایرانیان از این حیث نیز در عربها تأثیر نموده بود ( ۲۴ )؛ بخصوص که این امر در یک موردی « فرهنگی » یعنی در یکی از مواردی بود که در زمینه ی آن تأثیر از بیگانه همیشه به آسانی تحقق می پذیرد.نمونه ی دیگر از این اعمال ایمائی این بود که هر گاه تقاضای کمک از کسی داشتند کلید طلایی شهر را به او تقدیم می کردند ( سال ۷۰۵ میلادی برابر ۸۶ هجری پادشاه چغانیان ( ۲۵ ) و در سال ۷۱۲ میلادی برابر ۹۳ هجری پادشاه خوارزم ( ۲۶ )، هر دو در مورد قتیبه بن مسلم، این علامت رمزی را به کار بردند. )یکی از علائم ایمائی مورد توجه و رغبت، بخصوص در نزد ترکان، ایماء و تلویح به وسیله ی اسلحه بود ( هرودت نیز از وجود چنین رمز و ایمائی در بین اسکیتها – Skythen، قبایل ساکن در جنوب روسیه در قرن ششم قبل از میلاد، م – خبر می دهد ): در سال ۷۰۴ میلادی برابر ۸۵ هجری ترکان برای عربها تیرهای چوبین با مشگ به عنوان نشانه و ایمائی از جنگ یا صلح ( ۲۷ ) فرستادند. و در سال ۸۷۸/۸۷۹ میلادی برابر ۲۶۵ هجری، یعقوب لیث صفاری – شاید هم در تحت تأثیر ترکان – عین همین عمل ( ۲۸ ) را انجام داد. در آن هنگامی که فرمانروایان ترک نژاد مثل محمود غزنوی به کار بردن این ایماء ات و علایم را به دربار خود راه دادند، نظیر آن نیز در تمام ایران – حتی نزد آل بویه ( ۲۹ ) – معمول و پابرجا گردید. بعداً بخصوص در دربار سلجوقیان زبان ایمائی و رمزی بسیار رایج و متداول گشت. همینکه در حدود سال ۱۰۷۵ میلادی برابر ۴۶۷/۴۶۸ هجری ملکشاه سلجوقی از خاقان قراخانی به عنوان تهدید یک گرز سنگین و یک شمشیر بزرگی دریافت نمود، فوراً معنی آن را در یافته و در مقابل « کمانی » برای او فرستاد که خاقان نیروی کشیدن ( ۳۰ ) آن را نداشت. خود سلجوقیان نیز به این وسیله که چوبه ی تیری را به عنوان علامت جمع آوری لشکر به اطراف می فرستادند سپاهیان خود را بسیج و مسلّح می کردند. ( ۳۱ ) – گذشته از به کار بردن اشیاء به عنوان علامت و رمز حتی از همان آغاز برای تحقیر نمودن دشمن از ضرب المثل ها نیز استفاده می نمودند. چنانچه هنگامی که پادشاه ختل پسر عموی خود را کشت و مادر شخص مقتول مادر پادشاه را این طور تهدید می کرد که وی دارای هفت پسر بوده، اما مادر پادشاه که همین یک پسر را دارد باید ( از تقاص برادران مقتول ) در اندیشه ی خود باشد، مادر پادشاه در پاسخ او این عبارت را به کار برد که « زاد و ولد شیر فقط اندک، ولی زاد وولد خوک بسیار است. » ( ۳۲ ) اما در این مورد رفته رفته طرز تفکر اسلامی و آیات قرآنی جایگزین عقاید دینی باستانی و ضرب المثل های قدیمی گردید. چنانچه به همین مناسبت در جواب تهدید محمود غزنوی با ارائه ی فیلان جنگی خود، خلیفه اشاره ی ماهرانه و سر بسته ای به سوره ی صدو پنجم قرآن ( سوره الفیل ( ۳۳ ) ) نمود. ( ۳۴ ) از آن پس نیز به زودی منشیان اسلامی در این هنر تلویح یعنی در به کار بردن رموز و اشارت مهارت یافتند. این مورد نیز از مواردی است که افکار باستانی با عقاید اسلامی آمیخته گشته از آن یک امر جدیدی یعنی یک همزیستی ثمربخشی بین عقاید ایرانی و اسلامی به وجود آمد که ایران را از ۱۳۰۰ سال قبل تاکنون شکل و صبغه ی ویژه ای بخشیده است.
پی‌نوشت‌ها:
۱- صاعد ( طبقات الامم، فهرست : ۲۶۹ )، ص ۵۰٫۲- طبری ردیف ۱، ص ۲۲۵۲؛ ابن الاثیر، ج۲، ص ۱۶۷٫۳- طبری، ردیف ۱، ص ۲۲۶۶٫۴- طبری ردیف ۲، ص ۱۷۶۶ ( سال ۷۴۳ میلادی برابر ۱۲۵ هجری، خراسان ) ؛ ص ۱۸۵۵ ( سال ۷۴۴ میلادی برابر ۱۲۶ هجری؛ نیز خراسان ) ؛ – مسعودی ( مروج ) ج۶، ص ۱۸۰ ( سال ۷۵۰ میلادی برابر ۱۳۲/۱۳۳ هجری؛ ابو مسلم ) ؛ – عوفی ( جوامع الحکایات )، ص ۱۸۶، شماره ی ۱۰۹۷ ( حدود سال ۸۱۱ میلادی برابر ۱۹۵/۱۹۶هجری؛ وزیر مأمون ) ؛ Krymskyj I 109 ( سال ۹۳۵ میلادی برابر ۳۲۳ هجری؛ مرداویج بن زیار )، عوفی ( جوامع الحکایات ) ص ۱۹۳، شماره ی ۱۱۹۵ ( اسماعیل سامانی ) ؛ – فهرست ابن الندیم، ص ۱۴۸ ( قرن دهم میلادی برابر قرن چهارم هجری ) ؛ محمد بن الحسین، ایرانی میهن پرست و اسماعیلی مذهب، نیز رجوع کنید به : نکبی ( فهرست : ۱۲۵ )، ص ۱۲۷ ( حدود سال ۹۸۰ میلادی برابر ۳۶۹/۳۷۰ هجری، یکی از افراد آل بویه ) ؛ هلال الصابی ( فهرست : ۹۸ و ۱۰۱ )، ص ۳۸۲ به بعد ( سال ۱۰۰۰ میلادی برابر ۳۹۰ هجری؛ یکی از افسران ارشد سپاه خلیفه در کرمان ) ؛ ابن الاثیر، ج۹، ص ۵۶ ( سال ۱۰۰۰ میلادی برابر ۳۹۰هجری؛ یکی از صاحبمنصبان آل بویه ) ؛ تاریخ سلجوقیان کرمان ( فهرست : ۱۷۵ ) ( سال ۱۰۴۲ میلادی برابر ۴۳۳/۴۳۴ هجری؛ رئیس و مهتر شهر قفص در کرمان ) ؛ تاریخ سیستان، ص ۳۸۰ ( سال ۱۰۵۶ میلادی برابر ۴۴۸ هجری؛ سلجوک ) – قابوس نامه ( فهرست: ۲۷۷ ) صفحات ۷۰۸ تا ۷۱۷، اطلاعاتی درباره ی تعلیم و تعلم ستاره شناسی به دست می دهد؛ – درباره ی ستاره شناسی نیز رجوع کنید به : عوفی ( جوامع الحکایات )، ص ۱۸۶ به بعد، شماره های ۱۰۹۰ تا ۱۱۰۶ – به علاوه مورخان قابوس نامه وشمگیر ( وفات سال ۱۰۱۲/۱۰۱۳ میلادی برابر ۴۰۳ هجری ) را عالم به علم نجوم می دانند؛ ابن الاثیر، ج۹، ص ۸۲٫ درباره ی اصطلاح « علم النجوم » رجوع کنید به : Picatrix / Ritter .5- درباره ی خرافات گوناگون عرب رجوع کنید به : Kremer,Studien,4Abh. ,s. 62-92.6- ابن اسفندیار ( تاریخ طبرستان )، ص ۲۲۶ ( سال ۹۸۲ میلادی برابر ۳۷۲/۳۷۱ هجری؛ ولی مورد توجه این است که در سال ۱۲۱۶ میلادی برابر ۶۱۳ نگارش یافته. ) این مسئله که آیا واقعاً محمود غزنوی از اوهام ستاره شناسی بر کنار بوده است ( طبق عوفی، جوامع الحکایات، ص ۱۹۹، شماره ی ۱۳۲۷ ) یا نه، از بحث ما خارج است.۷- تاریخ سلجوقیان کرمان ( فهرست: ۱۷۵ )، ص ۱۴۴ ( کرمان ).۸- طبری ردیف ۱، ص ۲۶۸۱ ( سال ۶۴۳ میلادی برابر ۲۲ هجری؛ یزدگرد سوم ) ؛ طبری ردیف ۲، ص ۱۷۶۶ ( سال ۷۴۳ میلادی برابر ۱۲۵ هجری؛ ترمذ ) ؛ ابن اسفندیار ( تاریخ طبرستان )، ص ۱۲۹ ( حدود سال ۷۸۲ برابر ۱۶۵/۱۶۶؛ طبرستان ) ؛ ابن الاثیر، ج۶، ص ۸۳ ( سال ۸۱۱/۸۱۲ برابر ۱۹۶ هجری؛ خراسان ) ؛ ابن اسفندیار ( تاریخ طبرستان ) ص ۱۴۶ ( حدود سال ۸۱۵ برابر ۱۹۹/۲۰۰ هجری ) ؛ ابن الاثیر، ج۸، ص ۹۱ وIbn Tiq Taqa : Fahri/Ahlwardt. Gotha 1860,S. 325-327 ( قرن دهم میلادی برابر قرن چهارم هجری؛ بویه، مؤسس خاندان آل بویه ) ؛ مسعودی ( مروج ) ج۱: ص ۴۱۶ ( حدود سال ۹۳۳ میلادی برابر ۳۲۱ هجری؛ یکی از آل بویه ) ؛ ناصر خسرو ( سفرنامه، فهرست: ۴۳ ) ص ۲ ( در اثر خوابی دست از عیش و عشرت می کشد و عازم سفر بیت الله می گردد ) ؛ الحسینی ( اخبار الدوله السلجوقیه، فهرست: ۱۳ ) ، ص ۲ ( حدود سال ۱۰۰۰ میلادی برابر با ۳۹۰ هجری سلجوک، سردار معروف ) ؛ ص ۸ ( حدود سال ۱۰۴۰ میلادی برابر با ۴۳۱/۴۳۲ هجری؛ مسعود غزنوی ) نیز رجوع کنید به حکایات کتاب عوفی ( جوامع الحکایات ) صفحات ۱۸۴ تا ۱۸۶، شماره ی ۱۰۵۶ تا ۱۰۸۹٫۹- حدود سال ۹۰۰ میلادی برابر ۲۸۷ هجری، در مورد احمد بن سهل: ابن الاثیر، ج۸، ص ۳۷٫۱۰- حدود سال ۹۹۴ برابر ۳۸۴ در مورد سبکتگین : تاریخ بیهقی، ص ۱۹۹؛ عوفی ( جوامع الحکایات ) ص ۱۸۵، شماره ی ۱۰۶۶٫۱۱- سال ۲۶۱ هجری در مورد اسماعیل سامانی در سمرقند، ابن الاثیر، ج۷، وقایع سال ۲۶۱ ( در مورد اسماعیل چنین نقل شده که وی روزی موقع بار عام خود، به احترام یکی از فقهاء از جای برخاسته و بدین سبب مورد ملامت برادرش واقع گشته است. بر اثر آن، در شب همان روز پیغمبر ( ص ) را به خواب می بیند و او مورد لطف و برادرش مورد غضب واقع می گردد. این داستان که شاید بیشتر از طرف دوستداران علماء ساخته شده باشد، نشان می دهد که در موادی که سود طبقه ی خاصی در بین بوده، حتی از اینکه پیغمبر اسلام را به شیوه ی ادوار غیر اسلامی، وسیله ی انجاح مقاصد خود قرار بدهند، اندیشه ای نداشته اند ) درباره ی مناماتی که پیغمبر ( ص ) در آن ظاهر گشته است، رجوع کنید به کلاباذی ( وفات ۹۹۰ یا ۹۹۵ میلادی برابر ۳۸۰ یا ۳۸۵ هجری )، « التعرف » به تصحیح Arthur John Arberry، قاهره ۱۹۳۳، با ترجمه ی انگلیسی از :A. J. Arberry: The doctrine of the Sufis. Cambridge 1935,kap. 70.12- ابن الاثیر، ج۸، ص ۸۴ ( سالم ۹۳۳ میلادی برابر ۳۲۱ هجری؛ مردی معبر و منجم و معزمی که دعا و طلسمات نیز به کار می برده به یکی از آل بویه از سرنوشت آینده ی او خبر می دهد ) در باره تعبیر خواب در بین مسلمانان رجوع کنید به :Paul Schwarz : Traum und Traundeutung bei ,Abd algani an -Nabulusi,S. 475 ( in der ZDMG,67,1913,S. 473-493 ) ; Fritz Meier: Die Welt der Urbilder bei ,Ali Hamadani ( gest. 1385 ) ,im “Eranos-Jb. “XVIII ( Zurich 1950 ) ,S. 115-172; Mu,tazid Wali ur-Rahman : Al-Farabi and his theory of dreams, in der “Islamic Culture”x ( 1936 ) ,S. 137-152.و نیز رجوع شود به نوشته ی Fischer که در پاورقی دهم بعد از این پاورقی حاضر، ذکر گردیده است.۱۳- الحسینی ( اخبار الدوله السلجوقیه فهرست : ۱۳۱ ) ص ۱۰۸ ( در مورد محمود غزنوی ).۱۴- طبری، ردیف ۲، ص ۱۱۵۳ به بعد. درباره تقدم زردشتیان در مورد تعبیر خواب رجوع کنید به :Jehangir C. Tavadia: An Iranian text on the act of dreaming. A new parallel to Indian wisdom, in der “Festschrift fur Moriz Winternitz”Leipzig 1933,S. 258-266.15- ابن الاثیر، ج۹، ص ۱۳۸ ( سال ۱۰۳۰ میلادی برابر ۴۲۱ هجری، در غزنه ).۱۶- مرجع سابق، ج۵، ص ۴۹ ( سال ۷۲۴/۷۲۵ میلادی برابر ۱۰۶ هجری ) ؛ عوفی ( جوامع الحکایات )، ص ۲۳۷ شماره ی ۱۸۴۵ ( عبدالله بن طاهر در حدود سال ۸۴۰ میلادی برابر ۲۲۵/۲۲۶ هجری؛ اطلاعات عمومی ) و نیز رجوع کنید به : Masse,Croy. II 298-328.17- نرشخی ( تاریخ بخارا ) ص ۹۳ ( سال ۹۲۵/۹۲۶ میلادی برابر ۳۱۳ هجری: آن حادثه حتی باعث شورش مردم گردید ). عقد الفرید، ج۳، ص ۲۴۵ روزهای نحس و سعد ایرانیان را گرد آورده است.۱۸- تاریخ سیستان، ص ۱۸۶٫۱۹- طبری، ردیف ۲، ص۱۵۰۹ ( سال ۷۲۸/۷۲۹ میلادی برابر ۱۱۰ هجری، در ماوراء النهر ) – عقد الفرید ج۳، ص ۱۰۳ از انعقاد قرار داد، بالای سر آتش خاموش شده در میدان جنگ خبر می دهد و آن را از عادات پارسیان می شمارد، نیز رجوع کنید به Johanes Petersen: Der Eid bei den Semiten,1914,S. 194ff.20- تاریخ سلجوقیان کرمان ( فهرست : ۱۷۵ )، ص ۱۷ ( حدود سال ۱۰۷۶؛ ملکشاه ).۲۱- رجوع کنید به : Jacob Burckhardt: Die Zeit Konstantins des Grossen,Wien o. j. ( Phaidon-Verlag ) ,S. 80.22- طبری، ردیف ۲، ص ۱۴۵۸ ( درباره ی اینکه « به » در ایران نشانه ی نیکی بوده است- رجوع کنید به طبری ردیف ۱، ص ۱۰۴۹ ) و نیز رجوع کنید به : August Fischer : Die Quitte als Vorzeichen bei Persern und Arabern und das Traumbuch… ,in der ZDMG 68 ( 1914 ) ,S. 275-325 درباره جهات لسانی در این زمینه رجوع کنید به همین مرجع شماره ی ۶۷ ( ۱۹۱۳ )، صفحات ۶۸۱ تا ۹۸۳٫۲۳- طبری ردیف ۲ ص ۱۶۳۷ به بعد.۲۴- مأمون خلیفه ی عباسی خواسته خود را مبنی بر اعدام برادرش امین بدین وسیله تعبیر نمود ( سال ۸۱۳ میلادی برابر ۱۹۷/۱۹۸ هجری ) که پیراهنی بدون یخه از خراسان فرستاد : رجوع کنید به B,Hall. /ag. Ausg. I 236= ed. de Slane I 650 ( فهرست : ۱۱۰ ) و نیز رجوع کنید به : Krymskyj I 26.25- طبری، ردیف۲، ص ۱۱۸۰٫۲۶- مرجع سابق، ص ۱۲۳۷٫۲۷- مرجع سابق، ص ۱۱۴۹؛ و نیز Fries 89.28- ابن الاثیر، ج۷، ص ۱۰۷٫۲۹- رجوع کنید به عوفی ( جوامع الحکایات )، ص ۱۶۹، شماره ی ۷۴۰٫۳۰- الحسینی ( اخبارالدوله السلجوقیه، فهرست: ۱۳۱ )، ص ۴۱ به بعد.۳۱- در بین ارتقیان ( خاندان ارتق بن اکسب فرماندار اورشلیم از سال ۴۷۹ هجری، م ) نیز این امر متداول بوده است، رجوع کنید به : Koprulu,Orta 63,Anm. 58 ( S. 63f ) ,und ,Urada/Turk. I 282 ( um 1020; Seldschuken ) ;Barthold,Vorl. 117f. ( 11/12 Jj. ) ;Bruno Adler: Pfeil und Bogen in kult und Sage,im « Weltkreis » II ( 1931 ) ,S. 101/13.32- طبری، ردیف۲، ص ۱۰۴۱٫۳۳- این سوره ی قرآن به نابود شدن سپاه فیل سوار ابرهه، پادشاه جنوب عربستان که قصد تخریب مکه را داشت ( حدود سال ۵۷۰؟ ) اشاره می کند.۳۴- قابوسنامه ( فهرست : ۲۷۷ ) صفحات ۷۵۵ تا ۷۵۸ ( حدود سال ۱۰۱۰ میلادی برابر ۴۰۰/۴۰۱ هجری ) اشاره می کند؛ عوفی ( جوامع الحکایات ) ص ۱۰۱، شماره ی ۹۹۶٫منبع مقاله :اشپولر، برتولد؛ (۱۳۸۶)، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی ( جلد اول )، جواد فلاطوری، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفتم

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.