دین در سینما گزاره های اعتقادی

ابتدا باید نکته ای مهم به این شرح اشاره شود که اصطلاح « ادیان » تسامح است و فقط یک « دین » وجود دارد که اسلام است. (۱)دلیل این مطلب را می توان در تفسیر آیاتی از قرآن دنبال کرد که اسلام را تنها دین، نزد خدا می داند (۲) و پیروی از دین دیگری غیر از اسلام را نمی پذیرد و اهل غیر اسلام را نجات یافته نمی داند. (۳) به این دلیل که اصل هستی دارای وحدت است و انسان پیش از یک ماهیت ندارد، تنها راه وصول ماهیت واحد به هستی واحد، یک « صراط مستقیم » است.طبق این آیات آن چه با عنوان دین مطرح است. فقط یکی است و آن هم اسلام و دیگر آیین ها و رسم های بشری نمی تواند جانشین دین باشد. هم چنین می بینیم در متن قرآن، دین به شخص خاصی نسبت داده نشده است و همواره بر وحدت رسالت انبیاء تأکید شده است. به همین دلیل آن دینی که بر حضرت آدم (علیه السلام) نازل شد همانی است که بر خانم پیامبران نازل شد؛ برای شاهد، در قرآن هم تصریح شده که حضرت ابراهیم (علیه السلام)، یهودی یا نصرانی ( مسیحی ) نبوده و مُسلِم بوده است.(۴) و اسلام او چیزی جز خدا پرستی و تسلیم در برابر دستورهایی الهی نبوده است.(۵)مسئله ی وحدت دین، با نگاه اجمالی به « تاریخچه ی پیدایی دین »(6) روشن تر می شود. مطمئن ترین راه برای تحقیق در باره ی پیدایی دین، مطالبی است که در قرآن با عنوان کتابی مصون از خطا، اشتباه، تعصب و غرض رانی، آمده است.دین خدا که همان دین اسلام است. ازنخستین روز پیدایی انسان، همراه او بوده است. بر اساس ظهور روشن و نزدیک به نص آیات قرآن خلقت انسان منتهی به زوجی از انسان ( آدم وحوا ) شده است.(۷) حضرت آدم (علیه السلام) نخستین پیغمبر بوده و وحی الهی به او نازل می شده است. دین در این دوره بسیار ساده و مشتمل بر کلیاتی چند بوده، مانند این که مردم باید در یاد خدا باشند و به همدیگر به ویژه به والدین، احساس کنند و از فساد، قتل و کارهای زشت بپرهیزند.(۸)پس از حضرت آدم و حوا (علیه السلام)، فرزندانشان روزگاری با نهایت سادگی بدون اختلاف زندگی کردند. به این ترتیب، روزگار گذشت و عده ی آن ها روز به روز بیش تر شد و زندگی دسته جمعی را فرا گرفتند و کم کم به قبایل مختلف تقسیم شدند. در هر قبیله، بزرگانی بودند که افراد دیگر به آن ها احترام می گذاشتند و حتی پس از مرگ ایشان، مجسمه های ایشان را می ساختند و ستایش می کردند.از همین روزگار، بت پرستی، میان مردم رواج گرفت. هم چنین میان اقوام مختلف، اختلافاتی پدید آمد و کشمکش های گوناگونی رخ داد که این امور سبب شد خدای متعال، پیغمبرانی را برانگیزد و همراه کتاب آسمانی به میان انسان ها بفرستد. بنابراین از دیدگاه قرآن، همه پیامبران، مردم را به دین واحد، یعنی اسلام، تسلیم و عبودیت در برابر خدای یگانه دعوت کرده و اصول و ارکان اعتقادی واحدی را تبلیغ کرده اند.اما در عین حال به دو جهت، پیامبران و ادیان با یکدیگر متفاوت بوده اند:
۱. تفاوت محیط، سطح، نیاز و استعداد انسان ها:این مطلب انکار ناپذیر است که تمامی پیامبران برای هدفی واحد آمده اند که هدایت مردم بوده است. هدایت، زمانی به سرانجام می رسد که نوع دستورها و سطح مطالب و معارف در حد رشد و درک جامعه و نیازهای آنان باشد. بشر در قرون اولیه، روابط اجتماعی محدودی داشته و به همین دلیل، قوانینی محدود و متناسب با همان دوره نیاز بوده است؛ ولی در طول زمان؛ افکار، روابط و شناخت انسان ها گسترش پیدا کرده است. و همین امر نیاز انسان را به قوانین، متناسب با دوره ی جدید تبیین می کند و این تکامل تا زمانی ادامه می یابد که محیط و شرایط آن به گونه ای باشد که دین به صورت کامل ابلاغ شود.
۲. تحریف آموزه ها:در تمام دوره های بشری، همواره افرادی سود جو و یا نادان، آموزه ها و گزاره های دینی را با تحریف و انحراف همراه می کرده اند تا بتوانند به مقاصدشان برسند. همین امر باعث می شد که پیامبرانی جدید فرستاده شوند تا دین را از این آلودگی ها پیراسته کنند.بر همین اساس، هر چند اصل دعوت پیامبران یکی بوده است، ولی با توجه به شرایط محیطی و سطح استعداد و آگاهی مردم کم کم شریعت تکامل یافت و تا آمدن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) سطح آگاهی به حدی رسید که هم دین و شریعت از تحریف مصون بمانند و هم امکان بیان دقایق عقاید و دستورهایی فردی و اجتماعی به طور کامل میسر شود؛ و به همین علت است که اسلام را دین کامل می نامیم.می توان گفت دین الهی همچون نهری بزرگ است که انسان ها در دوران های مختلف با کمک شریعت های الهی به آن راه یافته اند و آن چه از تفاوت ها در ادیان دیده می شود، تغییر و تکامل دین است که برحسب ضرورت و تحول نیازهای بشر، متغیر می شود.همه ادیان الهی در طول تاریخ، صراط مستقیم حق را پیمودند و همه، حق به شمار می آیند، اما با آمدن شریعت جدید، شریعت پیشین به دلیل تحولات جدید نسخ می شود و راه نجات، منحصر در پیروی از شریعت جدید می شود. اکنون عمل به شریعت پیشین با آگاهی از شریعت جدید پذیرفته نخواهد بود.ممکن است در این جا شبهه ای مطرح شود که گسترش فرهنگ و تمدن بشری همان گونه که گفته شد مستلزم قوانین جدیدی است که در گذشته نبوده و در دوران معاصر ضرورت دارد. پس چگونه مسلمانان، مدعی بسته شدن باب نبوت و رسالت اند؛ در حالی که تغییر و تحول در شرایط و فهم بشر هم چنان ادامه دارد؟!ابتدا باید اشاره شود که ابلاغ کامل وحی و دین خاتم، زمانی ممکن است که شرایط و فهم به میزان کافی رسیده باشد. نصومی که اسلام را دین خاتم می داند (۹) به ما می فهماند که چنین شرایطی در زمان ظهور اسلام مهیا بوده است؛ اما در پاسخ به این شبهه باید جنبه هایی از شریعت اسلامی را بیان کنیم که در ادیانِ پیش از آن نبوده است که جاودانگی و بی نیازی شریعت اسلامی از هر نوع قانون دیگر مبتنی بر آن ها است:(۱۰)
۱. حجیت عقل در زمینه های خاص:منابع دینی بر اعتبار عقل به عنوان مرجع حکم شرع درمسائل برخی حوزه های دلالت دارند. زمینه هایی که عقل به صورت مستقل یا با واسطه ی حکم شرعی، کاشف حکم شرعی است. درعلم « اصول فقه » تبیین و بحث می شود. با استناد به عقل، راه برای استنباط احکام جدید نیز گسترده تر می شود.
۲. تشریع اجتهاد:یکی از برجسته ترین موارد شریعت اسلام، تشریع اجتهاد است که دریچه ای بی انتها پیش روی مسلمانان قرار می دهد. اجتهاد در اصطلاح فقیهان، تعریف های مشترکی با اندک اختلاف دارد که حاصل آن ها را می توان این گونه جمع بندی کرد:« اجتهاد به معنای به کارگیری توان و نیرو برای به دست آوردن دلیل و حجت بر احکام شرعی است ».(11)به این توضیح که یک مجتهد برای به دست آوردن حکم شرعی، علومی را فرا می گیرد و با استفاده از آن ها منابع معتبر دینی را بررسی و حکم را استنباط می کند.
۳. اختیارات و شئون حاکم اسلامی:یکی از اسبابی که شریعت اسلامی را قادر به حل مشکلات و مسائل اجتماعی جدید می گرداند، اختیاراتی است که حاکم اسلامی در چار چوب قوانین اسلام در جهت مصلحت امت دارد. حکم حاکم اسلامی به اندازه ی حکم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان (علیه السلام) نافذ است؛ مگر در مواردی که از ویژگی ها و اختیارات اختصاصی معصومین باشد.
۴. وجود احکام تعدیل کننده:در شریعت اسلام، قوانین تعدیل کننده ای وجود دارد که به آن انعطاف ویژه ای می بخشد و نتیجه به صورتی می شود که احکام آن قابل انطباق بر هر نسل و تمدنی در هر دوره ی زمانی شود. منظور از احکام تعدیل کننده، قواعدی است که در حالت های ویژه باعث گشایش کار مکلف می شود؛ همانند قواعدی که در صورت وجود ضرر، اضطرار، حَرَج و… حکم را ازمکلفی که در این حالت قرار گرفته بر می دارد؛ برای نمونه روزه داری درماه رمضان بر فرد مریضی که توان آن را ندارد واجب نیست و به علت ضرر داشتن برای بدنش حرام می شود.
۵. اعتدال در قانون گذاری:یکی دیگر از اسبابی که شریعت اسلام را جاودانه می سازد، اعتدال و موافقت شریعت با فطرت انسانی است. شریعت اسلام هم از دنیا وهم از آخرت، آن چه را که به نفع بندگان است، برای آنان قرار داده و هیچ جنبه ای در اسلام نادیده گرفته نشده است.اسلام درمیان همه ی آیین ها تنها دینی است که صد در صد اجتماعی است.تعلیمات اسلام از هر گونه افراط و تفریط به دور است و تمام جنبه های انسانی را لحاظ کرده است، نه مانند آیین کنونی مسیحیان است که تنها سعادت اخروی انسان ها را در نظر گرفته و در باره ی سعادت دنیای آنان ساکت است، و نه مانند آیین یهودیان که تنها تعلیم و تربیت ملتش را اساس همت خود قرار داده است و به دیگر امت ها کاری ندارد. هم چنین مانند مجوس و بعضی مذاهب دیگر نیست که فقط به موضوعاتی محدود در اخلاق و اعمال بپردارد.
پی‌نوشت‌ها:
۱. ر. ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری(رحمه الله)، ج۲، صص ۱۷۹- ۱۸۱.۲. آل عمران، آیه ۱۹.۳. همان، آیه ۷۹.۴. آل عمران، آیه ۶۷.۵. همان، آیه ۱۷.۶. ر. ک: طباطبائی، سیدمحمد حسین، آموزش دین، صص ۱۵- ۱۷.۷. ر. ک: همو، تفسیر المیزان، ج۱۶، صص ۲۶۹- ۲۷۴.۸. همو، آموزش دین، ص۱۶.۹. ر. ک: سبحانی تبریزی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل، ج۳، صص ۴۸۵- ۵۰۱.۱۰. ر.ک: همان، صص ۵۱۹- ۵۲۷.۱۱. آخوند خراسانی، محمدکاظم، کفایه الاصول، ج۲، ص ۳۲۱ و ۳۲۲.منبع مقاله :امین خندقی، جواد، (۱۳۹۱)،دین در سینما گزاره های اعتقادی،قم: ولاء منتظر(عج)، چاپ اول
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.