سقوط صدام و عوامل به قدرت رسیدن شیعیان (۴)

د- نقش رهبری مرجعیت شیعه
«شیعه»، آیینی است که- اگر نگوییم از آغاز، دست کم از چند صده گذشته به این سو – با نهاد مرجعیت درآمیخته است؛ به گونه ای که اکنون مرجعیت از آن جدا ناشدنی است. این نهاد گاهی با حکومت در می‌آمیخت و گاهی در برابر آن می‌ایستاد. در هر حال در جوامع شیعه، این نهاد در رهبری توده‌ها و هدایت اندیشه‌ها، نیروی معنوی و مشروعیت بسیاری دارد.مرجعیت، یکی از عناصر بنیادین هویت شیعه است؛ یعنی نهادی است که در مسائل فقهی درباره کارهای دینی، روابط اجتماعی و خدا شناسی، به آن رجوع می‌کنند. این نهاد ویژه شیعیان دوازده امامی، به ویژه نیاز به توضیح دارد است، و به اصل امامت یا رهبری مسلمانان باز می‌گردد. هر شیعه انجام دهنده وظیفه، کم و بیش در همه زمینه‌های زندگی خود، باید از دستورهای یک یا چند مجتهد پیروی کند. افزون بر این، مجتهدان، به سبب عدالت، ساده زیستی و زهد شخصی‌شان، دارای ارج و سرمشق شیعیان با ایمان اند. بالاترین طبقه مجتهدان، یعنی مراجع، از دید دارایی، منابع چشم گیری (خمس، زکات و وقف) در دست دارند. از سوی دیگر، مراجع، به منزله نماینده یا جانشین امام، اهمیت سیاسی نیز دارند. آن‌ها به دلیل تخصص و عدالتشان، به هنگام غیبت امام، شایسته‌ترین افراد برای حکومت بر امت‌اند. از این روی، مراجع به عنوان بالاترین قدرت در جوامع شیعی، حتی هنگامی که قدرت را در اختیار نداشته‌اند، نفوذ سیاسی چشمگیری داشته‌اند و شیعیان انجام دهنده وظیفه، در موضوع های سیاسی همچون ناسازگاری با حکومت، جهاد، تشکیل گروه‌های سیاسی و مسائل سیاسی دیگر، به آنان مراجعه می‌کرده‌اند.[۱]
۱- مرجعیت شیعه در عراق کنونی
جامعه شیعیان عراق طیف‌های مذهبی گسترده ای را در خود جای داده است؛ برخی از آنان سکولار، برخی محافظه کار و برخی دیگر میانه رو هستند؛ اما همگی آن‌ها به دین و مراجع دینی خود ارج می‌نهند، و این احترام، از زمان سرنگونی رژیم بعث به این سو به روشنی در میان آنان دیده می‌شود. با وجود آنکه علمای مختلفی در عراق از سوی پیروان مذهبی خود به عنوان مرجع تقلید محل رجوع هستند و یا در سطح مرجعیت از آنان نام برده می‌شود، اما سطح تمامی آنان از نظر معروفیت و تأثیرگذاری بر معادلات سنتی عراق یکسان نیست. در رأس مراجع عراق، آیت الله «سید علی سیستانی» قرار دارد که بیش از ۷۰ سال دارد و تقریباً «اعلم» به شمار می‌روند.
پس از آیت الله سیستانی، سه مرجع ذی نفوذ دیگر نجف عبارت‌اند از: آیت الله «سید محمد سعید حکیم»، آیت الله «بشیر نجفی» و آیت الله «اسحاق فیاض.»از دیگر مراجع مهم عراق می‌توان به آیت الله «سید کاظم حائری» اشاره کرد که به طور سنتی در قم اقامت دارد و از وی به عنوان مرجع پیروان مقتدی صدر یاد می‌شود، ولی وی حاضر به تأیید رسمی یا مخالفت علنی با اقدام‌های مقتدی صدر نشده است. در کربلا نیز افرادی چون خاندان مدرسی، به ویژه آیت الله «سید محمد تقی مدرسی»، در سطح مرجعیت نام برده می‌شوند که نفوذی جدی در معادلات کربلا دارند و به واسطه اتصال به خاندان آیت الله العظمی «سید محمد شیرازی» نفوذی مضاعف یافته‌اند. فهرست هم پیمانی عراق یکپارچه با هدایت مراجع یاد شده به ویژه آیت الله سسیتانی تهیه شده است و گروه آیت الله مدرسی نیز از آن پشتیبانی می‌کنند.[۲]
نقش و اثرگزاری مرجعیت به ویژه آیت الله سیستانی در رخدادها و تحولات عراق نوین از همان آغاز نمایان شد و به عاملی تعیین کننده تبدیل شد. این ایفای نقش در روند انتخابات و تدوین قانون اساسی بسیار برجسته بود. برای نمونه، در نوامبر ۲۰۰۳، «پل برمر»، حاکم آمریکایی عراق، اعلام کرد که در خصوص «انتخابات غیر مستقیم»[۳] در عراق به توافق رسیده است. اما این طرح با مخالفت آیت الله سیستانی رو به رو شد و او اعلام کرد که انتخابات باید با رأی مستقیم مردم صورت بگیرد، ضمن آن که طرح جدید برمر نیز همچنان هویت اسلامی دولت عراق را نادیده گرفته است.
آیت الله سیستانی در نوامبر ۲۰۰۳ با صدور فتوایی، صلاحیت تعیین اعضای شورای تدوین قانونی اساسی عراق توسط آمریکا را رد کرد. این فتوا در پاسخ به یک استفتا از سوی برخی مردم عراق درباره طرح آمریکا برای تدوین قانون اساسی عراق صادر شد. وی در این فتوا افزوده است: «هیچ ضمانتی وجود ندارد که شورای منتخب آمریکا قانونی تدوین کند که با منافع عالی ملت عراق همخوانی داشته باشد.»[۴]
آیت الله سیستانی دریافت که می‌تواند با فشار بر آمریکا مبنی بر برگزاری انتخابات در عراق در جهت سامان سیاسی این کشور که خروج اشغالگران را در پی خواهد داشت، استقلال مردم عراق را تأمین کند و بر خلاف مخالفت عرب‌های سنی (بعثی‌ها، سلفی‌ها و سمپاتهای آنان) راه شرکت در پای صندوق‌های رأی را برگزید. آمریکا چاره ای جز تمکین نداشت و در نتیجه موج برگزاری انتخابات در عراق برای ساماندهی سیاسی این کشور آغاز شد و مردم عراق در سال ۲۰۰۵ سه بار به پای صندوق‌های رأی رفتند.
روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» در ۲۷ نوامبر ۲۰۰۳ در گزارشی در این زمینه نوشت: «فروپاشی طرح دولت بوش برای انتقال قدرت در عراق با یک فتوا آغاز گردید، فتوای سیستانی که در آغاز توسط دولت بوش دست کم گرفته شد، طرح مبسوط و دقیق پل برمر، حاکم آمریکایی عراق را در هم پاشید، طرحی که بر پایه آن، عراق تا تکمیل قانون اساسی تحت اشغال آمریکا می‌ماند. به گفته مقام‌های ارشد آمریکا، دولت بوش ممکن است برای جلب رضایت آیت الله سیستانی، رهبر پر نفوذ شیعیان عراق مجبور به انجام انتخابات شود.»[۵] این روزنامه در ۱ دسامبر ۲۰۰۳ نیز نوشت: «رهبران روحانی شیعه در عراق نقش فعال تری در تعیین سیاست کشور به عهده گرفته‌اند. پس از سرنگونی صدام، آیت الله‌های نجف و دیگر آیت الله‌ها در عراق در میان خلع قدرت به وجود آمده ظهور کرده و اکنون به پرنفوذترین چهره‌ها در صحنه سیاست عراق تبدیل شده‌اند.» به نوشته این روزنامه: «هیچ کدام از گروه‌ها و حزب‌های شیعه عراق دارای نفوذ و قدرت آیت الله‌های نجف نیستند، به ویژه چهار آیت اللهی که به عنوان مرجع تقلید شیعیان جهان محسوب می‌شوند. آیت الله سیستانی بر پایه مسئولیت دینی و مذهبی خود احساس می‌کند که باید نظر خود را درباره مهم‌ترین مسائل کشور اعلام دارد؛ به علاوه، سیستانی باید نقش رهبری را که روحانیان شیعه در بحث مربوط به قانون اساسی ایران در آغاز صده بیستم و در شورش علیه نیروهای انگلیسی در کشور عراق (در سال ۱۹۲۰) به عهده داشتند، را احیا کند. کسانی که با سیستانی دیدار کرده‌اند، اظهار می‌دارند که وی و دیگر آیت الله‌های ارشد نجف درصدد بر عهده گرفتن یک نقش نظارتی در امور کشور هستند.»
روزنامه «نیویورک تایمز» نیز در ۷ فوریه ۲۰۰۵ در این زمینه نوشت: «روحانیان که قدرت زیادی در عراق گرفته‌اند آمریکایی‌ها را وادار کرده‌اند تا با جدول زمانی آن‌ها درباره روند سیاسی این کشور موافقت کنند و مواضع آن‌ها با برگزاری انتخابات ۳۰ ژانویه که با حضور گسترده شیعیان همراه بود، تقویت شد. شیخ عباس خلیف یکی از دستیاران آیت الله محمد یعقوبی روحانی برجسته عراق در این باره گفت که دیدگاه‌های مرجعیت از طریق نمایندگان آن در مجمع عمومی آینده عراق منعکس خواهد شد. نخستین موضوعی که مرجعیت به دنبال آن است این است که قانون اساسی به حفظ هویت اسلامی هر فرد احترام بگذارد.»[۶]
شیعیان به رهبری مرجعیت شیعه به ویژه آیت الله سیستانی رویکرد تعامل با اشغالگران به هدف ساماندهی سیاسی کشور پس از اشغال را اتخاذ کردند. این استراتژی به شکلی بسیار زیرکانه به طور عمده از سوی آیت الله سیستانی اتخاذ شد و طی آن مبارزه برای خروج اشغالگران از طریق همراهی و تعامل با آنان در دستور کار قرار گرفت. هر چند این همراهی و تعامل بهانه ای شد تا عرب‌های سنی، شیعیان را متهم به همکاری با اشغالگران کنند اما توانست صحنه سیاسی عراق را به نفع شیعیان از یک سو و همه مردم عراق از سوی دیگر تغییر دهد. و سرانجام این که، آیت الله سیستانی کلید حفظ ثبات در جوامع شیعه در عراق و در دیگر نقاط خاورمیانه بزرگ است. آیت الله سیستانی باید مشروعیت سیاسی خود را حفظ کند تا بتواند تأثیر تعدیل کننده بر شیعیان داشته باشد، بتواند صدر و موضع ضد آمریکایی وی را مهار و از پاسخ شیعیان به تحریکات سنی‌ها جلوگیری کند.[۷]
۲- هم پیمانی شیعه و آیت‌الله سیستانی
مهم‌ترین گروه‌ها و جریان‌های شیعه (مذهبی) عراق در هم پیمانی‌ای گرد هم آمدند که «هم پیمانی عراق یکپارچه» نام گرفت. این هم پیمانی دربرگیرنده گروه‌ها و حزب‌های بزرگ و فراگیری همچون «مجلس اعلا»، «حزب دعوه» و دیگر گروه‌های شیعه و گاهی غیر شیعه است که از عامل تعیین کننده و کلیدی پشتیبانی مرجعیت شیعه به ویژه آیت الله سیستانی برخوردار است. پشتیبانی آیت الله سیستانی از هم پیمانی عراق یکپارچه در انتخابات گذشته باعث پیروزی این جناح شد؛ اما پس از آن و در شرایطی که قانون اساسی تدوین شده و در چارچوب نظام پارلمانی پیروزی شیعیان به عنوان دارنده بیشترینه جمعیت عراق محرز گردیده بود، آیت الله سیستانی ترجیح داد که با تبیین موضوع (ضرورت مشارکت فراگیر مردم در انتخابات) تشخیص مصداق را به خود مردم واگزار کند. این موضع گیری باعث فراگیرتر شدن نقش و جایگاه آیت الله سیستانی و مرجعیت در میان همه عراقی‌ها شد.
همچنین یکی از دلایل حضور گسترده شیعیان در پای صندوق‌های رأی آن بود که آیت الله سیستانی رأی دادن را وظیفه دینی اعلام کرده بود. در حالی که پیش از سرنگونی صدام شایع بود که به دلیل تعلق آیت الله سیستانی به مکتب نجف و عقاید استادش مرحوم آیت الله خویی وی یک فرد غیر سیاسی است ولی ایستادگیهای وی در برابر اجرای طرح‌های آمریکا و نیز رفع فتنه جنگ داخلی و مذهبی بین عراقی‌ها ثابت کرد که به شدت سیاسی است، اما راه و روش خاص خود را داراست.[۸]
نمونه دیگر اهمیت نقش و نظر مرجعیت، به رخدادهای پس از انتخابات و به ویژه تعیین نخست وزیر عراق از فهرست عراق یکپارچه باز می‌گردد.«مضر شوکت»، عضو برجسته کنگره ملی عراق (حزب لیبرال احمد چلبی) در این زمینه می‌گوید: «در صورتی که راهکارها برای تعیین شخص مناسب پست نخست وزیری جواب گو نباشد و در میان حزب‌ها و شخصیت‌های هم پیمانی عراق یکپارچه اختلاف افتاد، آخرین مرحله استناد به سخنان و نظر آیت الله سیستانی خواهد بود و هر شخصی را که ایشان تأیید کنند، تمام اعضای هم پیمانی بر سر آن توافق خواهند کرد.»[۹]
سرانجام، نتیجه انتخابات نشان داد همان گروه و جریانی پیروز گردید که مورد تأیید آیت الله سیستانی بوده و نزدیک‌ترین دیدگاه‌ها را به او دارد.
فرجام
بررسی جریان‌ها و گروه‌های سیاسی و غیر سیاسی (فقاهتی) شیعه و عوامل چهار گانه بالا نشان داد که از یک سو، نهادمندترین، سازمان یافتهترین و البته فراگیرترین (دو ویژگی نخست را کردها نیز دارند ولی تنها شیعیان ویژگی سوم را دارا هستند) گروه جمعیتی حاضر در عراق کنونی، شیعیان هستند؛ و از سوی دیگر، آنان به مسیر بی بازگشتی گام نهاده‌اند که تنها و تنها تغییر ناگهانی و غیرمنتظره سیاست‌ها و راهبرد ایالات متحده در منطقه می‌تواند آنان را به جایگاه پیش از آوریل ۲۰۰۳ باز گرداند. در واقع شیعیان پایه‌ها و بنیادهایی همچون بیشترینه بودن جمعیتی، پشتیبانی قانون اساسی از آن‌ها در پرتو نظام انتخاباتی و پارلمانی، دارا بودن نهاد رهبری و یکپارچه ساز مرجعیت، تسلط بر سرزمین‌های حاصل خیز و نفت خیز مرکز و جنوب عراق، تسلط بر پایتخت و اطراف آن (برخلاف سالهای آغازین صده بیستم و استقلال عراق) و … را دارا هستند و تنها به دلیل تسلط رژیمی تمامیت خواه (توتالی‌تر) و خودکامه بر عراق بود که آنان را وادار می‌کرد به پشتیبانی‌ها و عوامل بیرونی چشم داشته باشند. جنگ ۸ ساله ایران و عراق و شرکت نیروهای مخالف شیعه در جبهه ایران، خیزش تاریخی و همگانی مارچ ۱۹۹۱ که در پی شکست ارتش عراق در کویت و پیشروی نیروهای ایالات متحده در جنوب عراق به تشویق جرج بوش پدر،) رییس جمهور ایالات متحده ۱۹۹۲ – ۱۹۸۸ رخ داده بود و با ترس از دخالت‌های ایران ناکام ماند؛ و سرانجام، پشتیبانی، همراهی و همکاری همه طیف‌ها و گروه‌های شیعه از حمله ایالات متحده به عراق در آپریل ۲۰۰۳ و همراهی با سیاست‌های آن در دوره اشغال – و شرکت گسترده در انتخابات و دولت‌های دوره اشغال (بر خلاف اشتباه بزرگ دوره اشغال انگلستان پس از جنگ جهانی نخست) – نشان دهنده این واقعیت ناخوشایند تاریخ عراق و به ویژه جامعه شیعیان آن است.اکنون نیز شیعیان عراق، به ویژه در این دوران گزار، نیاز بسیاری به پشتیبانی نیروهای بیرونی دارند؛ در غیر این صورت، نیروهای شورشی و نامنظم (فداییان صدام، اعضای حزب بعث، برخی گروه‌های سنی، سلفی‌ها و تروریست‌های عرب بیگانه و …) که از پشتیبانی گسترده برخی کشورهای منطقه نیز برخوردار هستند، کشور را در آشوب‌های فرقهای فرو خواهند برد و کامیابی حکومت شیعه را با تردید رو به رو می‌کنند. از این رو، وابستگی کنونی شیعیان عراق به نیروهای بیگانه به ویژه ایالات متحده در دوره گزار کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد و با ادامه این پشتیبانی‌ها تا پایان دوره گزار، شیعیان عراق می‌توانند امیدوار باشند که به روند بی بازگشتی گام نهاده‌اند و دیگر هیچ نیروی درونی و بیرونی نخواهد توانست حکومت مشروع آنان را تهدید کند.در فصل آینده به شناخت جهان شیعه و تأثیر تحولات عراق بر کشورهای منطقه به ویژه جامعه شیعیان در این کشورها پرداخته می‌شود و پیامدهای عراق شیعی بر ایران، به عنوان بزرگ‌ترین پیروز این تحولات، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
 
پی نوشت ها :
[۱]- گراهام فولر، و رند رحیم فرانکه، پیشین، صص ۴۸- ۴۶.[۲]- مراد ویسی، پیشین، و نیز: “طلوع آفتاب شیعه”، اقتصاد ایران، به نقل از: www.did.ir.[۳] -Partial Election[۴]- خبرگزاری ایران، ۵‌/‌۹‌/‌۸۲،www.irna.ir . و همچنین: www.cnn.com ۱۰ Nov, ۲۰۰۳. [۵]- www.washpost.com, ۲۷ Nov, ۲۰۰۳.[۶]- www.Newyork Times.com, ۷Feb ۲۰۰۵.[۷]- ولی رضا نصر، “پیامدهای منطقه ای تجدید حیات شیعه در عراق”، برگردان وحید رضا نعیمی، واشنگتن کوارترلی، تابستان ۲۰۰۴، به نقل از: همشهری دیپلماتیک، دی ماه ۱۳۸۳، شماره ۳۴. ص ۳.[۸]- احمد فراهانی، “شیعیان و انتخابات پارلمانی عراق؛ گام سوم در فرایند توسعه سیاسی”، پیشین، و نیز: – آسیا تایمز، به نقل از: همشهری دیپلماتیک، بهمن ماه ۱۳۸۳، شماره ۴۰. ص ۵.[۹]- روزنامه الصباح، چاپ عراق، ۲۰/۱۱/۸۳.
 

برگرفته از کتاب “شیعیان عراق” نوشته ی علی نادری دوست
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.