هیجدهم جمادی الاول

هیجدهم جمادی الاول

 

۱- درگذشت ابن عبد ربه قرطبی ( ۳۲۸ هجری قمری)
۲- درگذشت «نجاشی» عالم شهیر شیعه (۴۵۰ هجری قمری)
۳- درگذشت آیت الله «سیدمحمد مولانا» (۱۳۶۳ هجری قمری)
۴- درگذشت آیت الله سید اسماعیل اصفیایی شند آبادی (۱۴۱۰ هجری قمری)

۱- درگذشت ابن عبد ربه قرطبی ( ۳۲۸ هجری قمری)

احمد بن محمد معروف به ابن عبدربه قرطبی اندلسی از دانشمندان معروف و مسلمان سرزمین اندلس (اسپانیا و پرتغال کنونی) در اوائل قرن چهارم هجری به شمار می‌آید.
وی دارای تألیفاتی چند، از جمله کتاب گرانسنگ “عقد الفرید” می‌‌باشد. قرطبی در ماه مبارک رمضان سال ۲۴۶ ه.ق در شهر قرطبه، از شهرهای زیبا و معروف اندلس دیده به جهان گشود و در هیجدهم جمادی الاول سال ۳۲۸ ه.ق در همین سرزمین دیده از جهان فرو بست.
وی از جهت فضل، وثاقت و دانش سرشار مورد تأیید و توثیق علما و دانشمندان مسلمان، از جمله اهل سنت می‌باشد. ولیکن به خاطر تمایل قلبی و قلمی به تشیع، مورد انتقاد برخی از مورخان اهل سنت قرار گرفته است.
ابن کثیر در کتاب “البدایه والنهایه” در این باره گفته است: و یدل کثیر من کلامه علی تشیع فیه و میل إلی الحط علی بنی‌امیه. و هذا عجیب منه! لأنه احد موالیهم و کان الاولی به أن یکون ممن یوالیهم، لاممن یعادیهم.
شایان ذکر است هنگامی که علما و بزرگان اهل سنت در میزان حق و باطل و یا در قبولی و طرد افراد و شخصیت‌ها چنین داوری کنند، از عوام آنان جای گله‌مندی نیست.

۲- درگذشت «نجاشی» عالم شهیر شیعه (۴۵۰ هجری قمری)

ابوالعباس احمد بن علی بن احمد بن عباس نَجاشی أسدی معروف به نجاشی و ابن کوفی، عالم برجسته شیعه در صفر سال ۳۷۲ ه.ق به دنیا آمد.
وی نسب خویش را به عدنان، جد بیستم پیامبر(صلی الله علیه و آله)، می‌رساند. آن گونه که خودش گفته جدش عبدالله، والی منصور دوانیقی در اهواز بوده و نامه ‏ای به امام صادق(علیه السلام) نوشته و امام(علیه السلام) در جواب، «‌رساله اهوازیه‌» را برای او نوشته است.
از نجاشی با کنیه‌های ابوالحسین و ابوالعباس یاد شده است. چون یکی از نیاکان احمد به نام عبدالله بر اهواز حکومت می کرد و به نجاشی شهرت داشت به او نجاشی می‌گفتند.
نجاشی، علوم ابتدایی را نز پدرش فرا گرفت. وی سیزده سال بیشتر نداشت که از دانش حدیث بهره برد و قرائت قرآن را در مسجد لؤلؤی نزد صاحب مسجد آموخت و کتاب کافی را بر احمد بن احمد کوفی کاتب قرائت کرد.
نجاشی از محضر بزرگانی نظیر شیخ مفید، شیخ صدوق، سید مرتضی، سید رضی و ابن غضائری بهره فراوان برد.
او بیشتر عمر خویش را در بغداد گذراند و تنها در چند مورد مسافرت نموده و از بغداد خارج شد که بیشتر برای زیارت عتبات عالیات بوده است. از جمله سفرهای او می‌‏توان به سفر او در سال ۴۰۰ ه.ق به نجف اشرف اشاره نمود، که مدتی نیز در جوار امیرالمؤمنین(علیه السلام) باقی ماند. سفری نیز به سامراء داشته و به زیارت عسکریین(علیهما السلام) مشرف شده است. وی سفرهایی به مکه و بصره نیز داشته و البته چند بار هم به وطن اصلی خویش، کوفه، مراجعت نموده و در آنجا حدیث شنیده و اجازه گرفته یا اجازه داده است.
مهمترین کاری که نجاشی در عمر خویش انجام داده تألیف کتاب «‌فهرست اسماء مصنفین‌» یا همان «‌رجال نجاشی‌» است که پس از گذشت نزدیک به هزار سال از تألیف آن و نوشته شدن صدها کتاب رجال دیگر، هنوز هم مهمترین منبع برای شناخت وثاقت و عدم وثاقت راویان حدیث می‌‏باشد. به اعتراف بزرگان علم رجال و فقها و محدثین، «‌رجال نجاشی‌» حرف اول را در میان کتب رجال می‌‏زند و در هنگام معارضه، قول نجاشی بر دیگران مقدم است و دیگر کتب را یارای مقابله با رجال نجاشی نیست.
از جمله مسائل قابل توجه پیرامون نجاشى آن است که وى تنها از موثقین و افراد معتبر روایت نقل کرده و با اینکه روایات فراوانى از افراد ضعیف یا متهم به ضعف و طعن در اختیار داشته آنها را اصلا نقل نکرده است.
سرانجام این عالم رجالی شیعه در سال ۴۵۰ ه.ق در مطر آبد یا مطیر آباد در نزدیکی سامرا درگذشت.

۳- درگذشت آیت الله «سیدمحمد مولانا» (۱۳۶۳ هجری قمری)

سید محمد موسوی تبریزی در اول ربیع الاول سال ۱۲۹۴ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد.نسبش به امام کاظم(علیه السلام) می رسد.
وی در تبریز مشغول به تحصیل شد. در جوانی وارد حوزه علمیه گردید و از محضر بزرگانی همچون، حاج ملا علی علیاری بهره ها بُرد.
هجده ساله بود که در بیستم ربیع الثانی (۱۳۱۲هـ.ق) به همراه پدرشبرای ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت نمود و تا سال (۱۳۲۱ هـ . ق) در آن دیار سکنی گزید.
در دوران نه سال اقامتش در نجف، با همه قِشرهای مردم به ویژه با فرهیختگان دین به خوبی رفتار می کرد و به خوش خُلقی معروف بود او از روی عشق و علاقه ای که به دانشمندان مذهبی نشان می داد، آنان را با لفظ «مولانا» مورد خطاب قرار می داد و کم کم در اثر کثرت استعمال این لفظ به «مولانا» معروف گردید.
او در نجف از محضر اساتیدی هم چون ملا محمد کاظم خراسانی ، شیخ فتح الله شیخ الشریعه اصفهانی ، شیخ محمد حسن ممقانی ، میرزا محمد باقر اصطهباناتی و حاج میرزا احمد آشتیانی بهره ها بُرد.
مولانا در دوره اقامت نه ساله در نجف اشرف، موفق به دریافت اجازات اجتهادی و روایی از استادان مسلّم نجف اشرف گردید.
ایشان در سال ۱۳۲۱ هـ.ق به زادگاه خویش مراجعت نمود و مشغول تدریس فقه جعفری و ترویج احکام شریعت نبوی و تألیف و تصنیف گردید.
این عالم زاهد در کارهای روزانه، نظم و ترتیب خاصی داشت. بیشتر وقتش را صرف تألیف،مطالعه و تدریس می نمود. هیچ گاه بدون مطالعه تدریس نمی کرد و بدون جهت درس های خود را تعطیل نمی نمود.
ایشان عشق و علاقه فراوانی به عبادت داشت. در سایه همین عشق و علاقه وافری که به درگاه حضرت احدیت داشت، مدت ها پیش از وفاتش نماز های یومیه خود را از روی احتیاط اعاده می نمود.
در کنار کارهای علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، در مسجد نزدیک منزلشان؛ به اقامه نماز جماعت می پرداخت و با موعظه های شیرین و حکیمانه اش مردم را بهره مند می ساخت. از جدل و مناظره پرهیز می نمود. محبوب قلوب مومنان بود و از احترام خاصی در بین مردم برخوردار بود.
سرانجام این عالم ربانی در شب جمعه ۱۸ جمادی الاولی (۱۳۶۳ هـ.ق) از دنیا رفت و در زادگاهش به صورت موقت دفن گردید. چسم پاکش پس از مدتی به نجف اشرف منتقل و در جوار مرقد مطهر جد بزرگوارش، حضرت علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ، به خاک سپرده شد.

۴- درگذشت آیت الله سید اسماعیل اصفیایی شند آبادی (۱۴۱۰ هجری قمری)

سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی در سال۱۳۲۸ه.ق در روستای «شندآباد» از توابع شهرستان «شبستر» استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد.
وی پس از آن‌که قرآن و ادبیات فارسی را در مکتب‏خانه‏های قدیمی شندآباد فرا گرفت، عازم حوزه علمیه شبستر شد.
در حوزه شبستر، در نزد آیت‌الله حاج میرزاکاظم آقا شبستری به تکمیل علوم و فنون تا سطوح عالیه پرداخت. آنگاه وارد حوزه علمیه تبریز شد، از محضر درس مرحوم آیت‌الله حاج میرزاابوالحسن انگجی و از دروس خارج فقه و اصول مرحوم آیت‌الله حاج سیدمرتضی خسروشاهی در حد وافر بهره برد؛ تا آن‌که خود در جایگاه یکی از مدرسین ماهر و زبردست حوزه علمیه تبریز قرار گرفت.
سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی در کنار درس و بحث، برای ارشاد مردم، امامت مسجد سیدحمزه تبریز که به‌کلی مخروبه و غیرقابل استفاده گردیده بود را پذیرفت و پس از چند سال تعمیر و بازسازی تدریجی آن به‌وسیله احیای موقوفات مسجد، به اقامه نماز جماعت و ایراد سخنرانی و وعظ و خطابه مشغول شد.
وی دارای ملکات فاضله و سجایای جمیله بود. بسیار کریم‏النفس، منیع‏الطبع، سخی و صبور و شجاع بود و در قضاء حوائج مؤمنین و رسیدگی به مستمندان و مریضان همت عجیبی داشت.
پس از عمری تلاش و کوشش و فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی در تبریز و خدمت به مردم آن شهر، ترجیح داد اواخر عمرش را در کنار حرم کریمه اهل‏ بیت (علیهم السلام) بگذراند و با استفاده از انفاس قدسی آن تربت پاک تزکیه نفس خویش را به اکمال برساند. با این حال از تدریس، تألیف تفسیر نیز غافل نماند و از بدو ورود به قم، با عشقی سرشار به فقه آل‌محمد (صلی الله علیهم اجمعین) تلاش خود را در این زمینه‏‌ها دوچندان کرد و با بهره‏گیری از مباحثه و هم‌نشینی بزرگان حوزه قم، خود به حدی از مراتب کمال رسید که مورد علاقه خاص بزرگان و عارفان واقع شد.
پس از انقلاب امامت جمعه شهرستان مراغه را قبول کرد و رهسپار آن شهرستان شد، ولی مدت کوتاهی در آنجا ماند و بنا به مصالحی دوباره به قم برگشت و در همان دیار از دنیا رفت.

 

 

 

http://shiastudies.com

هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول. هیجدهم جمادی الاول

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.