ویژگی‌های مبلغ از دیدگاه تشیع

 
{وَ مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ} (مائده/۹۹)؛ «بر عهده‌ی پیامبر جز رساندن پیام [خدا] نیست». ناگفته پیداست که این پیام‌رسانی باید به بهترین روش و به نحو احسن انجام پذیرد.
تبلیغ از اساسی‌ترین و قدیمی‌ترین ابزارهای ارتباط بشری و از تأثیرگذارترین روش‌های انتقال مفاهیم و معارف در آئین‌های بشری و مافوق بشری بوده است. محوری‌ترین رکن تبلیغ نیز خطابه و گفتگو است. البته خطابه و گفتگویی که رساننده‌ی پیام الاهی و انجام تکلیف شرعی مُبلّغ باشد. مکتب تشیع در این رابطه دارای دیدگاهی عالی و برتر است. ما در این مقاله این مهم را از دیدگاه تشیع مورد بررسی قرار می‌دهیم.
بیان تمام بایسته‌هاى تبلیغی و اوصاف شایسته‌ی مبلّغین و تبیین تمام زوایاى ارزش‌هاى نهفته در سیره‌ی مبلغین در این مجال مختصر ممکن نیست و تنها به بررسی نکات برجسته و محورى، پرداخته و در حد امکان سعی در بیان نکات مفید و اصلی داریم.
برخی اصول و اوصاف اساسی تبلیغ
۱. بیان و بلاغ وظیفه شرعی مُبلّغ
با عنایت به ادله‌ی فراوان و مستندات قرآنی، حدیثی، سیره و سنت پیامبر(ص) و اهل‌بیت اطهرش(ع)، تبلیغ و تبیین اسلام اصیل که همان فرهنگ اصیل اهل‌بیت(ع) است، واجب شرعی و عقلی است.
{خَلَقَ اْلاِنْسانَ * عَلَّمَهُ الْبَیانَ} (الرحمن/ ۳ و۴): انسان را خلق کرد و به او بیان آموخت.
«للانسان فضیلتان عقل و منطق…» (غررالحکم/ ۲۰۹): برای انسان دو فضیلت والا وجود دارد که یکی عقل و دیگری نطق صحیح است. امام علی(ع) می‌فرماید: «فبعث فیهم رسله… و یحتجوا علیهم بالتبلیغ»: خداوند پیامبران را برانگیخت… تا با ابلاغ پیام الاهی حجّت را بر مردم تمام نمایند. (نهج البلاغه/خطبه۱)
{الذین یبلّغون رسالات الله و…} (احزاب/۳۹): کسانی که رسالت الاهی را تبلیغ می‌کنند و از او حساب می‌برند… . «إنّ شرّ الدواب عندالله الصُم و البُکم الذین لایعقلون» (حکمت ۳۸۴): به درستی که بدترین موجودات انسان‌هایی هستند که از حق‌شنوی کَر و از حق‌گویی لال هستند. بنابراین محور گفتن و شنیدن حق و هدف اصلی مُبلّغ انجام وظیفه شرعی است نه انگیزه‌های مالی، اقتصادی، سیاسی و… .
۲. داشتن صلاحیت و جامعیت علمی
هیچ خطیب و مبلّغی بی‌نیاز از مطالعه و کسب معلومات وسیع نیست. به ویژه در مسائل فکری و فرهنگی که بیان ادله‌ی عقلی و نقلی و برخورداری از اشراف علمی از ضروریات است.
«إیّاکَ وَ الکلامَ فیما لا تَعرِفُ طَریقَتَهُ وَ لا تَعْلَمُ حَقیقَتَهُ، فإنَّ قَولَکَ یَدُلُّ عَلى عَقلِکَ وَ عِبارَتُکَ تُنبِئ عَن مَعرِفَتِکَ» (غررالحکم/ص۱۵۸): از گفتن مطلبى که نمى‌دانى و اطلاعات لازم را در آن موضوع ندارى، بر حذر باش، براى اینکه گفتار تو، از عقلانیت تو حکایت مى‌کند و مطلبى که گفته‌اى، مراتب معرفت تو را مى‌نماید.
امیرالمؤمنین امام علی(ع) مى‌فرماید:
«دع القول فیما لا تعرف»: در موضوعى که شناختى به آن ندارى، وارد مشو.
«لا تُخبر بما لم تُحِط به علما» (نهج البلاغه بخش حکمت‌ها): از چیزى که شناخت لازم و اطلاع کافى، در آن ندارى، حرف نزن!
«یَنْبَغی اَنْ یَکُونَ عِلْمُ الرَّجُلِ زائِداً عَلى نُطْقِهِ وَ عَقْلُهُ غَالِباً عَلى لِسانِهِ» (غررالحکم/ص۱۵۸)؛ «شایسته است، دانش خطیب و مبلغ، گسترده‌تر از قلمرو بحث او بوده و عقل و خرد او بر زبان و کلامش اشراف داشته باشد».
تنها ائمه‌ی معصوم(ع) هستند که بدون نیاز به مطالعه و تحصیل در جمیع علوم بشری و معارف الاهی اعم از قرآن، حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، خداشناسی، دین‌شناسی، انسان‌شناسی، مخاطب شناسی و… فوق تخصص بوده و برترین خطبای عالم امکان به شمار می‌روند.
«وَ إِنَّا لَأُمَرَاءُ اَلْکَلاَمِ وَ فِینَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَیْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ» (نهج البلاغه/خطبه ۲۲۴)؛ «همانا، ما امیران عرصه‌ی گفتار هستیم، شجره‌ی طیبه‌ی سخن، در زوایاى جان ما ریشه دوانده و شاخه‌هایش بر ما سایه افکنده است».
۳. داشتن انگیزه و استعداد لازم
یکی دیگر از اوصاف و ویژگی‌های مبلّغ خوب که تأثیر فراوانی در موفقیت او دارد، داشتن انگیزه، علاقه‌ی لازم و ایمان به ضرورت گفته‌ها و مطالب سخنرانی خویش است. در صورت برخورداری از انگیزه‌ی لازم می‌تواند با استفاده از فنون سخن‌وری، ذوق و جاذبه‌ی کافی، بر ذهن و عقل مخاطب تأثیرگذاری لازم را داشته باشد.
«یا اباذر ما من خطیب إلا عرضت علیه خُطبتهُ یُوم القیامه و ما أراد بها» (امالى شیخ صدوق/ج۲/ص۱۴۲)؛ «اى اباذر، هیچ مبلّغ و خطیبى در عرصه‌ی گفتار ظاهر نمى‌گردد، مگر این‌که در روز قیامت، گفتار او و انگیزه‌اى که او را به ایراد آن وادار کرده است، به او بر مى‌گردد». امّا علاوه بر انگیزه، استعداد کافی نیز لازم است.
امام صادق(ع) در جواب اعتراض ابوخالد کابلی که به او اجازه‌ی سخنرانی و گفتگو داده نشد ولی به «مؤمن طاق» اجازه داده‌اند، فرمود: «مؤمن طاق در عرصه گفتگو، منطق قوی و استواری دارد که مصونیت او را تضمین می‌کند و هرگز از زبان او به کسی زیان نمی‌رسد. او همانند مرغی است که اگر پرهای او را هم بکنند، باز هم قدرت پرواز دارد و می‌تواند خودش را نجات بدهد. در حالی که چنین توان و استعدادی در تو وجود ندارد؛ بنابراین وظیفه‌ی او تبلیغ و وظیفه تو سکوت در تقیه است».
«من عرف الأیام، لم یغفل عن الاستعداد …» (حکیمى الحیوه /ج۱ /ص۱۴۷ به نقل از غیبت نعمانی)
۴. بهره‌مندی از اخلاص و صداقت
اگر تبلیغ و خطابه از روی ایمان قلبی و اخلاص باشد علاوه بر پاداش اخروی و أجر الاهی دارای تأثیر و ماندگاری فراوانی در مخاطبین خواهد بود. صادقانه سخن گفتن و ایمان عملی داشتن لازمه‌ی بیان مبانی اعتقادی و مسائل فرهنگی و دینی به ویژه در مکتب تشیع است.
تبلیغ دینى و مذهبى، بیش از هر چیزى، به ایمان عملى مبلّغ، صداقت و اخلاص او نیاز دارد.
یک نصیحت ز سر صدق جهانى ارزد.
{إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ} (سوره فاطر/آیه ۱۰): سخن پاکیزه، به سوى خداوند بالا مى‌رود و عمل صالح است، که چنین تعالی و رفعتى را برای کلام به ارمغان مى‌آورد.
قال رسول‌ الله: «إن أشدّ الناس ندامه و حسره رجل دعا عبداً إلى الله فاستجاب له فأطاع الله فدخل الجنه، و أدخل الداعی النار بترک عمله و اتباع هواه بعصیانه لله» (مشکوه الأنوار/ ص۱۴۱): سخت‌ترین و شدیدترین پشیمانى و حسرت، در روز قیامت، از آن گوینده و مبلّغى است، که کسى را به خداپرستى فرا خواند و او باور کند و سر در گروِ طاعت پروردگار بسپرد و سرانجام بهشتى گردد، ولى دعوت کننده به دلیل ترک عمل و هواپرستى جهنمى شود.
دل بیارامد به گفتار صواب             آن‌چنان که تشنه آرامد به آب
على(ع) مى‌فرماید: «علیک بالاخلاص فانه سبب قبول الأعمال»: برتو باد به اخلاص در انجام وظیفه، چرا که از این رهگذر، اعمال آدمى، مقبول آستان حضرت حق واقع مى‌شود.
«خلص العمل فان الناقد بصیر بصیر»: اعمال و رفتارتان را رنگ اخلاص ببخشید؛ زیرا خداوندى که اعمال شما را ارزیابى مى‌کند، بینای بیناست.
۵. برخورداری از عمل صالح و تبلیغ عملی
زمانی‌که گفتار خداپسندانه همراه کردار و عمل خداپسندانه باشد تأثیر شگرف و فوق العاده‌ای خواهد داشت. گاهی ابراز و بیان دیدگاه‌های نظری و تئوریک مبلّغ به یک الگو و اسوه نیز نیاز دارد تا در ذهن مخاطب خوب جا بیفتد که مبلّغ مؤمن و اهل عمل نیک خود می‌تواند الگوی مناسبی باشد.
«کونوا دعاه للناس بالخیر بغیر ألسنتکم لیروا منکم الاجتهاد و الصدق و الورع» (اصول کافى /ج۲/ ص۱۰۵): مردم را با عمل به سوى ما دعوت کنید، به گونه‌اى که کوشش‌ و صداقت و پارسایى را از شما شاهد باشند.
«إِنَّ الْعَالِمَ إِذَا لَمْ یَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ، عَنِ الْقُلُوبِ کَمَا تَزِلُّ الْقَطْرَهُ عَنِ الصَّفَا» (الکافی ۱/۴۴ باب استعمال العلم ص۴۴): عالم و مبلّغی، که به تناسب دانش خویش عمل ننماید، گفته‌ها و پند و اندرزش، از دل دین‌باوران محو مى‌گردد.
«أحسَنُ المَقال ما صَدَقَه حُسنُ الفِعال» (غرر الحکم/ص۵۶۰): بهترین کلام آن است، که پشتوانه‌اش شایستگی عمل باشد. بنابراین همراهی علم و عمل به ویژه در تبلیغ مسائل دینی و فرهنگی غیر قابل تفکیک و جدایی‌ناپذیری آنها از ضروریات موفقیت یک مبلّغ خوب است.
۶. برخورداری از استقلال فکری و عملی
عدم وابستگی مبلّغ به جریانات و گروه‌های مختلف، یکی از اوصاف و شرایط لازم برای تبلیغ است. اگر خطیب و مبلغ وابستگی داشته و از استقلال در فکر و اندیشه، برخوردار نباشد، هرگز در تبلیغ و موفقیت تبلیغی عمل‌کرد او استحکام و استمرار نخواهد داشت. برخورداری از استقلال فکری و عملی یعنی این‌که غیر از اسلام اصیل و غیر از ولایت خدا و رسول(ص) و امامان معصوم(ع) و نایب امام که همان ولی فقیه عادل جامع الشرایط است، هیچ‌گونه خط قرمزی نداشته باشد. مبلّغ باید استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… داشته و در راستای انجام وظایف خویش وامدار احدی نباشد. خطیب و مبلغ باید در رساندن پیام الاهی از هیچ کس بیم و هراسی نداشته باشد.
{الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لاَ یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللهَ} (سوره احزاب/آیه ۳۹): کسانى که پیام‌هاى خدا را ابلاغ مى‌کنند و از او مى‌ترسند و از هیچ‌کس جز خدا بیم ندارند.
«و کلامه بالنصیحه، و موعظته بالرفق، لا یخاف إلاّ الله و لا یرجوا إلاّ إیّاه، و لایُشغل إلاّ بالثناء و الحمد» (مستدرک الوسائل ۱۱/۱۷۴)؛ «مؤمن، در مقام انجام وظیفه‌ی تبلیغى، با اخلاص سخن مى‌گوید، با مهربانی پند مى‌دهد، از غیر خدا نمى‌ترسد، به غیر او دل نمى‌بندد و تنها به حمد و ستایش او بسنده مى‌کند».
مبلغ و خطیب اگر برخوردار از استقلال فکری و عملی باشد، هر آنچه را که تشخیص داد، وظیفه‌ی شرعی اوست، تنها به همان وظیفه اقدام می‌کند، اولویت‌ها را مراعات و از تبلیغ شائبه دار نیز پرهیز می‌نماید.
۷. آراستن سخن به لطافت و نرمی
در قرآن کریم و سیره و سنت ائمه‌ی معصوم(ع) به صورت مؤکد سفارش به نرم‌خویی در رفتار و گفتار و پرهیز از کلمات خشن و درشت شده است. اگرچه جا دارد هم‌چون صاعقه بر سر دشمن فرود آییم، امّا گاهی دیده می‌شود که مبلغ یا خطیبی با فریاد و پرخاش موضوع مهمّی را برای مردم مطرح و هم‌چون رعد و برق فریاد بر می‌آورد، امّا نه تنها خوشایند مستمعین نبوده بلکه انتظار دارند، همان موضوع با ارائه‌ی مستندات و دلایل به صورت منطقی بیان و تشریح گردد. همه انتظار دارند که مبلّغ با لحنی محبت‌آمیز، محترمانه و خیرخواهانه به ایراد سخن پرداخته و سخنرانی او با ادب و احترام و وقار همراه باشد.
آب اگر در روغن جوشان کنى              دیگران و دیگ را ویران کنى
«فیکون احتقارک إلیهم فی لین کلامک» (اصول کافى/ ج۱/ص۱۴۹): شایسته است که فروتنی تو نسبت به مردم، در نرمى گفتارت آشکار گردد.
«إن من الکرم لین الکلام» (اصول کافى/ج۸ / ص۲۲): گفتار با ملایمت و نرمی، بُعدى، از ابعاد کرامت انسانی است.
«و کُنْ سهلا لینا للقریب و البعید» (مستدرک /ج۸ /ص۴۵۱): در گفتار و کردارت آسان‌گیر، با نزدیک و دور ملایم باش!
متانت طبع، لطافت کلام، عالمانه و هنرمندانه سخن گفتن، علاقه‌ی مستمعین به سخنران و سخنان وی را افزایش داده و حمایت و همراهی آنان را به دنبال خواهد داشت.
۸. بهره‌مندی از فصاحت و بلاغت
ضرورت برخورداری و بهره‌مندی از فصاحت و بلاغت در امر تبلیغ بر احدی پوشیده و قابل انکار نیست. یکی از مهم‌ترین رموز ماندگاری و جاودانگی نهج البلاغه اوج فصاحت و بلاغت آن است.
از مسائل مهمى که زمینه‌ی یک تبلیغ موفق را برى خطیب و مبلغ فراهم مى‌کند، شناخت اقتضای مجلس و مستمعین است که نوع انتخاب موضوعات و مسائل مرتبط، براى گفتار و چگونگى چینش و القاء آنها را با مخاطبان شکل مى‌دهد.
با بیان مسائل نسنجیده و اختلافی عواطف و احساسات مخاطب را جریمه‌دار نکنیم.
هــرکه باشـد مــرشد و استـاد فــن                   مستمع را سنجد و گوید سخن
چون‌که سنجی عقل و فهمش را تمام                   در خور فهمش بگو آنگه کلام
یکی از ضروریات مهم در تبلیغ، سخن گفتن به اندازه‌ی درک و فهم مخاطبین است. مسائل و مطالب پیچیده علمی و اعتقادی را تنها برای مخاطبین فرهیخته و اندیشمند می‌توان مطرح نمود، نه برای مجالس عوام و کم ظرفیت.
«البلاغه ما سهل على المنطق و خف على الفطنه» (غرر الحکم / ۴۹)؛ «بلاغت، چیزى است که نطق صحیح گوینده را در رساندن پیامش روان و دریافت آن را بر مخاطب هوشمند، آسان مى‌نماید».
«أحسن الکلام ما زانه حسن النظام و فهمه الخاص والعام» (غرر الحکم/ ۲۱۰)؛ «بهترین کلام آن است، که از چینش و نظم گفتارى مناسب بر خوردار باشد و مخاطبان فرهیخته و معمولى از آن سودمند گردند».
«أحسن الکلام ما لا تمجه الاذان و لا یتعب فهمه الأفهام» (غرر الحکم/ ۲۱۰)؛ «نیکو ترین کلام، آن است که گوش‌نواز باشد و حس شنیدارى انسان‌ها آن را پس نزند و فهم و درکش مخاطبان را به رنج و زحمت نیفکند».
«إنما سُمی البلیغُ، لأنه یبلغ حاجته بأهون سعیه»‌؛ «بلیغ و سخنور صاحب بلاغت، کسى است که با استفاده از کوتاه‌ترین و آسان‌ترین راه، به هدف تبلیغی خودش دست یابد».
«انا معاشر الأنبیاء أمرنا أن نکلم الناس على قدر عقولهم» (اصول کافى/ ج۸ /ص۲۶۸).
«قدر ثم أقطع و فکر ثم انطق و تبین ثم إعمل» (غرر الحکم /ص۳۱۵).
اندازه‌گیرى به تناسب وقت و حوصله‌ی ‌شنوندگان، با فکر و اندیشه سخنرانى نمودن، روشن کردن ابعاد مطلب و داشتن اعتقاد عملى به گفتار، ارزش‌هایى هستند که سخن را فصیح و بلیغ می‌نمایند.
«اَحْسَنُ الکَلام ما زَانَهُ حُسنُ النظام و فهمه الخاص و العام» (غرر الحکم/ ص۳۳۲)؛ «بهترین سخن، سخنى است که از آرایه انسجام و چینش صحیح مطالب برخوردار باشد و خاص و عام از آن سودمند گردند».
«لا تحدثوا الجهال الحکمه فتظلموها و لا تمنعوها أهلها فتظلموهم» (امالى صدوق /ص۲۵۳)؛ «مطالب حکیمانه را براى مخاطبان نادان خود مطرح نکنید؛ زیرا که این روش، ظلم به حکمت است و بیان چنین مطالبى را از اهلش دریغ نکنید، که آن هم ستم در حق فرهیختگان خواهد بود».
شناخت مجلس و مستعمین، توجه به بایسته‌هاى تبلیغى، چینش مناسب، نظم شایسته، یک‌پارچگى گفتار، به کار بستن هنر و سلیقه در خطابه و سنخرانى، گیرا و دلپذیر، با انسجام و منطق صحبت نمودن و به اندازه صحبت کردن از شرایط و لوازم فصاحت و بلاغت در گفتار و تبلیغ است.
۹. پرهیز از اطاله‌ی کلام
معروف است که می‌گویند: سخنرانی خوب آن است که مفید و مختصر باشد.
طولانی نمودن کلام و پرحرفی برای مبلغ تبعات منفی و عوارض فراوانی را به دنبال خواهد داشت. بی‌رغبتی نسبت به ادامه‌ی مجلس، خستگی، عدم درک و فهم صحیح و کامل مطالب، از دست دادن انگیزه برای شرکت در مجالس بعدی، بی‌اعتنایی نسبت به برنامه‌های محراب و منبر، از دست دادن نشاط و شادابی مخاطبین و… از عوارض منفی سخنرانی طولانی است.
«إیّاک و فضولَ الکلام…» (غرر الحکم /۲۱۲): از پر حرفى بر حذر باش.
«مَنْ کَثُرَ کَلَامُهُ کَثُرَ خَطَؤُهُ و…» (صبحى صالح /ص۵۳۶/ قصار ۳۴۹): کسى که پر حرفى کند، فراوان اشتباه خواهد کرد و… .
امیرالمؤمنین امام علی(ع) فرمود: «من أطال الکلام فیما لاینبغی، فقد عرض نفسه للملامه» (غرر الحکم /ص۳۳۲)؛ «کسى که کلام را گسترده‌ و طولانی‌تر از ظرفیت مجلس ادامه دهد، خویشتن را در معرض نقد و سرزنش دیگران قرار داده است».
سعی شود به جای موضوعات متعدد و سخنرانی طولانی، یک یا دو موضوع خاص انتخاب و به صورت تخصصی، عالمانه و مرتبط سخنرانی و در حد امکان از اطاله‌ی کلام پرهیز گردد.
۱۰. پرهیز از خودشیفتگی
از دیدگاه اسلام خودشیفتگی نوعی جهل و نقصان محسوب می‌گردد.
«و حبسک من الجهل أن تعجب بعلمک» (الحیوه /ج۱ /ص۱۵۷؛ وسایل الشیعه/ ج۱ /ص۷۹): از نادانى تو همین بس، که با دانشى که دارى، دچار خود شیفتگى شوى.
«من رضى عن نفسه، کثر الساخطون علیه» (بحار الأنوار /ج۷۲ /ص۳۱۵):‌ کسى که از خود راضى ویا دچار خود شگفتى شود، خشم‌آوران نسبت به او بیشتر مى‌شوند.
از آفات جدی مُبلّغ، گرفتاری در دام شیطانی خودشیفتگی است. برخی پس از یک موفقیت یا محبوبیت نسبی گرفتار خودشگفتی و خودشیفتگی می‌شوند. عجب و غرورشان زیاد می‌شود، توقعشان بالا می‌رود، در انتظار احترام و اکرام بیشتر هستند و … در حالی‌که هرچه موفقیت بیشتر شود باید شکرگذار الاهی بوده و از خداوند متعال تقاضای موفقیت روزافزون نماییم.
۱۱. پرهیز از طمع و درخواست مالی
از جمله مهم‌ترین آسیب‌های جدی و مخرب برای مبلغین فرهنگی و دینی طمع ورزی، درخواست و چشم‌داشت مالی از دیگران است.
دست طمع چو پیش کسان می‌کنی دراز                پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش
امام زین العابدین(ع) مى‌فرماید: «رأیت الخیر کله قد اجتمع فی قطع الطمع عما فی إیدی الناس»؛ «تمام خیر و موفقیت را در بى نیازى و قطع طمع از امکاناتى مى‌بینم که در دست مردم و در اختیار آنهاست».
 
منبع : شیعه شناسی رمضان ۱۴۳۳ سال ۱۳۹۱
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.