ابن معصوم مدنی شیرازی (م ۱۱۲۰) مورخی برجسته از قرن یازدهم (مروری بر سلافه العصر)

 
بندر بن محمد بن رشید همزانی در سال ۴۱۸ هجری کتابی با عنوان المنهج التاریخی لمؤرخی مکه المکرمه فی القرن الحادی عشر الهجری نوشت و ضمن آن به بررسی مکتب تاریخنگاری شهر مکه در قرن یازدهم پرداخت. این کتاب توسط کتابخانه ملک فهد در ریاض ضمن ۵۹۷ صفحه انتشار یافت.
مؤلف در کتاب یاد شده، ضمن چند باب، موضوعات تاریخنگاری را تقسیم کرده و ضمن هر یک، به شرح حال مورخانی که در آن موضوع نگارش یا نگارشاتی داشته اند، پرداخته است. * باب اول در باره تاریخ عمومی مکه و وصف حرم با یاد از این مورخان: – احمد بن محمد اسدی با کتاب اخبار الکرام بأخبار المسجد الحرام – علی بن عبدالقادر طبری با کتاب الارج المسکی فی التاریخ المکی – حسن عجیمی با دو کتاب تاریخ مکه و المدینه و بیت المقدس و کتاب الفتح الغیبی فیما یتعلق بمنصب آل شیبی. – محمد علی بن علان با کتاب أنباء المؤید الجلیل مراد ببناء بیت الوهاب الجواد – عبدالقادر طبری با کتاب نشأه السلافه بمنشأت الخلافه – خلیفه بن ابی الفرج الزمزمی با کتاب نشر الاس فی فضائل زمزم و سقایه العباس – در پایان یک ارزیابی کلی از تاریخنگاری در این زمینه در مکه، ارائه شده است. * باب دوم در باره تاریخنگاری در زمینه سیرۀ نبوی است با یاد از یک مورخ: – علی بن سلطان هروی با دو کتاب رساله فی أولاد النبی (ص). – و در پایان این باب یک ارزیابی کلی. باب سوم در باره تاریخنگاری در زمینه کتابهای طبقات و تراجم است با یاد از چند مورخ: – علی بن سلطان هروی با سه کتاب الاثمار الجنیه، المشرب الوردی، نزهه الخاطر. – عبدالقادر طبری با کتاب انباء البریه بأبناء الطبریه. – احمد الاسدی با کتاب طبقات الشافعیه – محمد بن ابی بکر شلی با سه کتاب السناء الباهر، المشروع الروی، عقد الجواهر و الدرر – عبدالملک عصامی با کتاب سمط النجوم العوالی – محمد بن محمد بن سلیمان رودانی با کتاب صله الخلف بموصول السلف – حسن عجیمی با دو کتاب خبایا الزوایا، اسبال الستر – صدرالدین حسینی معروف به ابن معصوم با کتاب سلافه العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر – یک ارزیابی کلی از تاریخنگاری در این زمینه در این دوره. * باب چهارم در باب کتابهای فضائل نگاری و مناقب نویسی است. – علی بن سلطان هروی با کتاب استئناس الناس بفضائل ابن عباس؛ المعدن العدنی فی فضل اویس القرنی – خلیفه بن ابی الفرج زمزمی با کتاب رونق الحسان فی فضائل الحبشان – محمد بن محمد بخشی با کتاب شمس المفاخر – با یک ارزیابی کلی در این زمینه * باب پنجم در باره نگارش در باره تواریخ محلی با یاد از این مورخان: – عبدالقادر بن احمد بن فرج شافعی با کتاب السلاح و العده فی تارخی ثغر جده – محمد علی ابن علان با کتاب الطیف الطائف بتاریخ وج و الطائف، حسن النبأ فی فضل مسجد قبا – حسن عجیمی با کتاب اهداء اللطائف من أخبار الطائف – و یک ارزیابی کلی در این زمینه. از آثاری که در این بخش یاد شده باید دریافت که تنها در برخی از زمینه ها کار جدی بوده که از آن جمله یکی دو کتاب در باره تاریخ عمومی مکه و چند کتاب در علم تراجم و طبقات از اهمیت برخوردار است. بدون تردید تاریخنگاری در مکه، به خصوص در زمینه تاریخ عمومی این شهر، عمدتا مربوط به قرن نهم و و به ویژه خاندان ابن فهد است. با این حال، مکه همیشه سهم عمده ای در تاریخنگاری اسلامی داشته است. دلیل آن هم اهمیت محوری این شهر در طول تاریخ برای تمام جهان اسلام و توجه سلاطین و ملوک و خلفا به شهر مکه در تمامی ادوار تاریخی بوده است. اقامت شمار زیادی از عالمان بلاد دیگر در این شهر، و یا دست کم رفت و آمد آنان برای حج و اقامت چند ماهه، و نیز حضور خاندان های علمی عریض و طویل که گاه چند قرن در این شهر مناصب علمی و دینی را در اختیار داشتند، همه و همه سبب می شد تا این شهر در علوم اسلامی و از جمله تاریخ اسلامی نقش مهمی داشته باشد.در اینجا بخشی از کتاب یاد شده را که به صدرالدین سید علی خان حسینی معروف به ابن معصوم شیرازی و کتاب سلافه العصر اوست، ترجمه کرده در اختیار می گذاریم. ان شاء الله امیدواریم در فرصتی دیگر بتوانیم ابعادی دیگر از شخصیت علمی ابن معصوم را در حوزه دانش تاریخ معرفی کنیم. افزون بر اصل مقاله در پایان استدراکی هم بر اصل مقاله خواهیم داشت. رسول جعفریان سید علی صدرالدین بن امیر احمد نظام الدین بن محمد بن معصوم بن نظام الدین احمد بن ابراهیم حسینی دشتکی، صدر الدین شیرازی شیعی مذهب که نسب وی به یزید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب می رسد. (هدیه العارفین: ۱/۷۶۳؛ فهرس الخزانه التیموریه: ۳/۲۸۳؛ رحله ابن معصوم، شاکر هادی شکر، مجله المورد: مجلد ۸، شماره ۲ ، ص ۱۷۳) وی شب شنبه ۱۵ جمادی الاولی سال ۱۰۵۲ / ۱۶۴۲ در مکه متولد شد. (المختصر من کتاب نشر النور و الزهر، مرداد، ص ۳۵۹؛ الاعلام، زرکلی، : ۴/۲۵۸؛ روضات الجنات: ۲/۳۹۴)، با این حال روایاتی وجود دارد که ولادت او را در مدینه منوره می داند. ( البدر الطالع بمحاسن بعد القرن السابع، شوکانی: ۱/۴۲۸ – 429؛ رحله ابن معصوم: ۱۳۷). مادر وی دختر شیخ احمد منوفی، امام شافعی ها در سرزمین حجاز بود. تربیت و رشد ابن معصوم در مکه مکرمه بود، جایی که نزد علمای آن درس خواند تا آن که در سن چهارده سالگی، به سال ۱۰۶۶/۱۶۵۵ به هند مهاجرت کرد. این سفر به درخواست پدرش بود که شغل نیابت سلطنت را در زمان سلطنت سلطان عبدالله قطب شاه در حیدرآباد بر عهده داشت. با وفات این سلطان، یکی از وزرای او بر حکومت تسلط یافت و ابن معصوم و پدرش را به اقامت اجباری در آنجا واداشت. پدر وی در حالی که زیر نظر بود در سال ۱۰۸۶ /۱۶۷۵ درگذشت. ابن معصوم دریافت که توطئه ای برای کشتن وی در جریان است. بنابرین به برهانپور رفته، در آنجا در خدمت سلطان اورنگ زیب شاه درآمد و به عنوان «رئیس دیوان دربار شاهی» منصوب شد. زمانی که سلطنت این سلطان ضعیف گردید و سلطان پیر شد، ابن معصوم، چنین احساس کرد اخلاق شاه غیر قابل تحمل است و وی – یعنی خودش – قادر به انجام وظایف خود نیست. بنابراین تصمیم گرفت به حجاز برود. به همین منظور، از سلطان برای انجام فریضه حج اجازه گرفت و سلطان هم به او اجازه داد. ابن معصوم در سال ۱۱۱۴/۱۷۰۲ به همراه خانواده اش راهی مکه شد و تصمیم به اقامت گرفت. با فرارسیدن موسم حج به انجام فریضه حج پرداخت. آنگاه به قصد زیارت قبر رسول (ص) عازم مدینه منوره شد. وی به بررسی اوضاع این دو شهر پرداخت و احساس کرد همه چیز تغییر کرده و غیبت ۴۸ ساله او سبب شده است تا هیچ کس را نشناسد. بنابرین عازم عراق شد و بصره و نجف و کربلا و بغداد را زیارت کرد. در آنجا دریافت که فضای عراق، جای مناسبی برای تألیف و تدریس، کاری که او تصمیم گرفته بود باقی مانده عمر خود را به آن اختصاص دهد، نیست. به همین جهت به سفر ادامه داده به مهم ترین شهرهای ایران، خراسان و قم و اصفهان رفت. نیت وی چنان بود که در اصفهان که پایتخت بود بماند، اما احساس کرد که اوضاع سلطنت سلطان حسین صفوی در اضطراب است. وی سفرش را ادامه داده به شیراز که آن زمان به لحاظ علم و علما شهری آباد بود، رسید و در آنجا رحل اقامت افکند. ابن معصوم، مدرسه منصوریه را به عنوان محل تدریس و تألیف انتخاب کرده و باقی مانده عمر خویش را که در سال ۱۱۲۰ /۱۷۰۸ به پایان رسید، در آنجا سپری کرد. در برخی نقلها سال درگذشت او ۱۱۱۷/۱۷۰۵ و منابع دیگر ۱۱۱۹/۱۷۰۷ آمده است. وی نویسنده چندین اثر است که عناوین معروف آنها اینهاست: سلوه الغریب و اسوه الادیب (چاپ شاکر هادی شکر که ابتدا در مجله المورد، مجلد هشتم شماره های ۲-۳ چاپ شد و بعدها به صورت مستقل توسط عالم الکتب انتشار یافت). این کتاب گزارش سفر وی از مکه به حیدر آباد در طول ۱۹ ماه و گزارش هرآنچه دیده با ذکر اشعار و نکات فراوان و سپس شرح حال سلطان عبدالله قطب شاه و نیز شرح حال شماری از علما و ادبای آن روزگار و سپس بیان شرحی از اخبار هند قدیم و جدید و در نهایت هم گزیده ای از بهترین اشعار است. وی در پایان جمادی الثانیه ۱۰۷۵ از تألیف آن فراغت یافته است. سلافه العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر انوار الربیع فی علم البدیع (تصحیح شاکر هادی شکر، بغداد، ۱۹۶۸.) الطراز الاول فیما علیه من لغه العرب المعولتخمیس البرده (چاپ شده) الدرجات الرفیعه فی طبقات الامامیه من الشیعه (چاپ شده) ریاض السالکین فی شرح الصحیفه السجادیه (چاپ ایران، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین) الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه (چاپ شده) دو شرح دیگر بر صمدیه  الکلم الطیب و الغیث الصیب فی الادعیه المأثوره موضح الرشاد فی شرح الارشاد فی النحو منبع: www.historylib.com

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.