تشیع در جنوب هند (میراث دوره قطب شاهیان و ایرانیان مهاجر به هند) (۳)

 

قرن سیزدهم  سالهای آخر سده دوازدهم مصادف است با شروع وزارت غلام سید خان ملقب به ارسطو جاه (۲۱۸-۱۱۹۵/۱۸۰۴-۱۷۸۱)، وزیر شیعی میر نظام علی خان آصفجاه دوم (۱۲۱۸-۱۱۷۶/۱۸۰۳-۱۷۶۲). در سال ۱۲۱۲/۱۷۹۷ صفدر علی خان (بن محمد اسماعیل شیرازی) کازرونی، زیجی را که ترتیب داده بود به ارسطو جاه تقدیم نمود. الصفدری در شرح شافیه، زیج صفدری (۱۲۳۴/۱۷۴۱) و معرفت تقویم از تألیفات دیگر وی می باشند. در سال ۱۱۱۴/۱۷۰۲ ابو المفاخر نظام الدین محمد هادی حسینی صفوی رساله ای در حروف و علوم غریبه در حیدرآباد تألیف نمود. ظاهرا در همین زمان (حدود ۱۲۰۹/۱۷۹۴) شیخ حسن بن محسن بلادی از بحرین به حیدرآباد آمده در آنجا ساکن شد و در همانجا از دنیا رفت. حکیم نور الدین محمد کاشانی (زنده در ۱۲۰۸/۱۷۹۴) که صبحی و صباحی تخلص داشت در همین دوره در حیدرآباد زندگی می کرد. برای درک میزان رواج فارسی بعنوان زبان شعر و ادب در حیدرآباد این عصر کافی است به مجموعه ای مراجعه نمایم که در آن آثار یکصد وچهل وسه شاعر فارسی گو گرد آوری شده و حاوی قصایدی است که برای ارسطو جاه سروده شد. بعد از ارسطو جاه منصب وزارت به سید ابوالقاسم بن سید محمد رضی الدین بن نور الدین بن محدث نعمه الله جزائری، معروف به میر عالم (۱۲۲۳-۱۱۶۶/۱۸۰۸-۱۷۵۳)، مؤلف تاریخ حدیقه عالم و تألیفات دیگر، رسید که برای چهار سال تا وفات در این سمت باقی ماند. آقا احمد بن محمد علی به محمد باقر بهبهانی (۱۲۴۳-۱۱۹۱/۱۸۲۷-۱۷۷۷) از عالمانی است که در نیمه ی اول قرن سیزدهم از ایران به هند آمده اند. وی چند سالی (حداقل پنج سال، ۱۲۲۴-۱۲۱۹) در زمان وزارت میر عالم در حیدرآباد و شهر های دیگر هند مانند لکهنؤ و فیض آباد بسر برده و سفرنامه ی هند را باعنوان مرآه البلدان نوشت. کتاب تحریر میر عالمی که حاشیه بر شرح باب حادی عشر به عربی است اثر صفدر علی بن محمد حسن شیرازی است که آنرا برای میر عالم تألیف نمود. درهمین عصرمیر بابر علی یکسان رساله سبعه صفات میر عالم (درباره ی ویژگیهای شخصی میر عالم) را نگاشت. میر محمد علی خان موسوی، متخلص به ناله و مؤلف مناقب الابرار فی مدح النبی و اهل بیت الاطهار، که از نجف به حیدرآباد آمده بود، قصایدی در مدح میر عالم سرود و سید نور الاصفیاء بن نور العلی (م ۱۲۵۵/۱۸۳۹) نور الشهداء را بر اساس اخبار اهل سنت درباره ی پنج تن به سال ۱۲۱۹ تألیف نمود. میر عبداللطیف (بن نور الدین بن نعمهالله) شوشتری، سیاح و نویسنده ی تحفه العالم (تألیف شده در حیدرآباد بین سالهای ۱۹-۱۲۱۶)، از حیدرآباد و مردم آن سخت بیزار است. وی که با میر عالم بستگی خانوادگی داشت و سفرنامه ی خویش را به نام وی نوشت، در سال ۱۲۱۹/۱۸۰۲ با آقا احمد نیز در حیدرآباد مصاحبت داشته است. سید محمد بن طیب جزائری ‏(بن محمد بن نور الدین بن نعمه الله موسوی)، عالمی از همین بیت است که به حیدرآباد آمده به میر عبد الطیف پیوست. بعد از میر عالم منصب وزارت به بدیع الزمان منیر الملک (۱۲۴۸-۱۲۲۳/۱۸۳۲-۱۸۰۸) وزیر شیعی دیگر رسید و چندین وزیر بعدی آصفجاهان یعنی میر عالم علی خان سراج الملک (که دو نوبت منصب وزارت را داشته است، ۱۸۴۸-۱۸۴۶ و ۱۸۵۳-۱۸۵۱) ، میر تراب علی خان سالار جنگ اول (۱۸۸۳-۱۸۵۳)، میر لائق علی خان سالار جنگ دوم (۱۸۸۷-۱۸۸۴) و میر یوسف علی خان سالار جنگ سوم (۱۹۱۴-۱۹۱۲) از همین خانواده ی شیعی بوده اند. منیر الملک شخصی با فضیلت بود و بسیاری از کتابهای گنجینه ی موزه ی سالار جنگ متعلق به کتابخانه ی شخصی اوست. در دوران وزارت منیر الملک عالمی از ایران به نام مولی محمد محسن بن ابی الحسن کاشانی کتاب خود باعنوان الأدعیه و الاخبار را در سال ۱۲۲۸/۱۸۱۳ در حین اقامت در حیدرآباد تألیف نمود. وی که احتمالا از احفاد فیض کاشانی است، نسخه ای از تألیفش ترجمه الصلاه را در سال ۱۲۳۰/۱۸۱۵ در حیدرآباد نگاشت. عالمی به نام باقر بن علی شیرازی کتاب ضیاء المنیر درباره ی اصول فقه شیعه را برای منیر الملک نگاشت و محمد هادی بن احمد خراسانی نوافل لیل و نهار را برای منیر الملک تألیف کرد. عالمی به نام عبدالعظیم بن علی رضا حسینی اصفهانی (زنده در۱۲۳۱/۱۸۱۶)، فقیه امامی، در این دوره به حیدرآباد آمد و میان او علمای حیدرآباد مباحثاتی صورت گرفته است. وی رساله ای در اخلاق باعنوان چهل کلمه برای منیر الملک تألیف نمود و رساله ای دیگر با نام تحفه الاخوان در تعبیر خواب را در بمبئی در خانه ی محمد علی خان شوشتری به پایان رساند. محمد جعفر حسینی یزدی یکی از عالمان این دوره است که تحت سرپرستی درگاه قلی خان یکی از اعیان حیدرآباد قرار داشت. حدائق القراآت درباره ی تجوید از تألیفات او است که به نام سکندر جاه نوشته است. ادیبی به نام محمد باقر خراسانی بخشی از هزار و یک شب را به خواست هنری راسل، رسیدنت کمپانی انگلیسی ها در حیدرآباد (۱۲۳۸-۱۲۲۶/۱۸۲۰-۱۸۱۱)، باعنوان هنریه از عربی به فارسی ترجمه کرد. در سال ۱۲۲۷/۱۸۱۲ میر اسماعیل نجفی که دارای مناصبی تحت حیدر علی و تیپو سلطان بود کتابی در نجوم باعنوان بحر الفنون تألیف نمود و میر فتح علی بن ابو تراب علی رضوی متخلص به مسعود رساله ای منظوم در نجوم باعنوان رساله منیر در ضابطه نجوم برای منیر الملک نگاشت. رساله ی منظوم دیگری از جعفری در سال ۱۲۴۶/۱۸۳۱ برای منیر الملک نگاشته شده است. بهجت شیرازی (میرزا جعفر بن میرزا کاظم متخلص به شرفا) بعد از وفات پدر در سال ۱۲۳۵/۱۸۱۹ از حیدرآباد به اصفهان بازگشت و به سال ۱۲۹۶/۱۸۷۹ در شیراز درگذشت. میرزا طاهر شیرازی متخلص به نیّری، یکی از شاعران صاحب دیوان دوره ی ناصر الدوله آصفجاه چهارم (۱۲۷۳-۱۲۴۴/۱۸۵۷-۱۸۲۹) است. سید غلام جیلانی رساله ای باعنوان سالار انتظام در مورد امور اداری و مالی در سال ۱۲۷۲/۱۸۵۴ برای سالار جنگ نوشت. در سال ۱۲۷۵/۱۸۵۹، علی اکبر بن محمد کاظم کاشانی رساله مسالک الوزراء را که آنرا برای مختار الملک سالار جنگ نوشته بود به وی تقدیم نمود. در سال ۱۲۸۴/۱۸۶۷ عالمی سنی از عراق به نام ابن محمد عراقی شافعی رساله ای در فقه حنفی باعنوان مختار الجنایات را به سالار جنگ تقدیم داشت. وقاری تهرانی تذکره الواصلین (تذکره ۷۶ شخصیتهای شیعه) را در سال ۱۲۸۷/۱۸۷۰ تألیف و به سالار جنگ تقدیم نمود. در سال ۱۲۸۸/۱۸۷۱ محمد علی یزدی کتابی در علم اخلاق باعنوان اخلاق محمدی برای همان سالار جنگ تألیف نمود. رساله ای باعنوان نصائح ملوک از میرزا حبیب شیرازی (معروف به حکیم قائینی و حسان الهند) که قصیده ای در مدح سالار جنگ در آخر آن آمده در همین زمان تألیف شده است (۱۲۹۶/۱۸۷۹). مجموعه ای باعنوان مختار الجوامع در عربی و فارسی درباره ی تفسیر، حدیث، ادعیه و تاریخ از محمد حسین بن محمد علی موسوی جزائری شوشتری نیز به نام سالار جنگ نگاشته شده است. سید محمد حسین بن اسماعیل خراسانی (زنده در ۱۲۹۵/۱۸۷۸) از کربلا به حیدرآباد هجرت نمود و متعاقبا به کلکته منتقل شد. صفا شیرازی (میرزا ابراهیم بن محمد حسین معروف بحاج آقا) (متوفی ۱۳۰۱/۱۸۸۳) که شاعر و خطاطی چیره دست بود، بعد از مدتی اقامت در بمبئی در سال ۱۲۸۹/۱۸۷۲ به حیدرآباد آمد و بعد از ملاقات با سالار جنگ بلافاصله بسمت معلمی پادشاه جوان میر محبوب علی خان منصوب گردید. کتاب کنز النصائح در علم اخلاق از تصانیف وی می باشد. صدر الشعراء فیاض ایرانی مثنوی در مدح سالار جنگ سرود و علی نقی مازندرانی، متخلص به ضیغم و محمد علی شیرازی، با تخلص شیدا، قصایدی در مدح وی در سال ۱۲۹۰/۱۸۷۳ سروده اند، و سید صادق علی رشتی حدیقه مختاریه (مجموعه قصاید فارسی و اردو از ۱۳۰ شاعر در مدح سالار جنگ اول) را در سال ۱۲۹۱/۱۸۷۴ گرد آوری نمود. میرزا اسمعیل دُردی اصفهانی (م ۱۳۳۲/۱۹۱۳) یکی از ادیبان عصر سالار جنگ است که یادگار عجیب را درباره ی انتصاب وی به وزارت و یادگار جهان را در شرح حالش و همچنین مثنوی یوسف نامه را در مدح میر یوسف علی خان سالار جنگ سوم در سال ۱۳۳۰/۱۹۱۲ نگاشته است. در سال ۱۲۹۶/۱۸۷۹ جمال الدین اسدآبادی از مصر به حیدرآباد آمده در این شهر مدتی اقامت گزید و در همین زمان رساله نیچریه خویش را بفارسی در رد افکار سر سید احمد خان تألیف کرد. دولت انگلیس وی را به کلکته فراخواند و مدتی اورا ملزم به اقامت در آن شهر نمود. قرن چهاردهم  مهاجرتها و تماسهای علمای ایران با حیدرآباد در این دوره باز کمرنگتر می شود ولی بطور کلی قطع نمی گردد. شیخ محمد علی خراسانی طبسی حائری، نویسنده اثبات النبوه الخاصه و انوار الابصار به حیدرآباد مهاجرت نمود. وی که بسال ۱۳۲۰/۱۹۰۲ در کربلای معلی درگذشت اسئله النثاریه را در جواب ۲۳ سؤالی نوشت که سید نثار حسین عظیم آبادی برایش مطرح کرده بود. فقیهی از قطیف بنام شیخ حسن علی بدر بن عبد الله قطیفی بعد از اقامت چند ماهه در حیدرآباد و لکهنؤ در سال ۱۳۲۹/۱۹۱۲ به نجف مراجعت نمود. سید عبدالله خان نیّر (بن سلطان العلماء آقا سید علی شوشتری) قصاید نیّر را در سال ۱۳۳۲/۱۹۱۴ در مدح سالار جنگ سوم سروده است. فقیه و ادیبی دیگر از حضرموت به نام سید أبو بکر بن عبد الرحمن بن محمد بن شهاب الدین علوی حسین حضرمی مدت طولانی در حیدرآباد اقامت داشت. وی متکفل تدریس در جامعه نظامیه بود وعلامه رشید ترابی، خطیب پرآوازه شبه قاره، شاگرد وی بوده است. وی در همان شهر به سال ۱۳۴۱/۱۹۲۳ از دنیا رفت. شیخ أبو القاسم بن عبد الحکیم کاشانی (۱۳۵۱-۱۲۷۵/۱۹۳۲-۱۸۵۸) که مدتی مقیم بمبئی بود کتاب یا رساله ای مبسوط باعنوان جواب الکتاب الوارد من حیدرآباد الهند در جواب نامه ی سید علی شوشتری نوشت. سید محمد حسین ملقب به سید بزرگ (ابن محمد جعفر بن محمد حسین بن جعفر بن طیب بن محمد بن نور الدین بن نعمه الله الموسوی الجزائری) (۱۳۵۰-۱۲۷۵/۱۹۳۱-۱۸۵۸)، و‏ شیخ محمد علی بن محمد رضا نائینی از عالمانی هستند که در این دوره مقیم حیدرآباد بوده اند. یکی از علمای متأخر این دوره سید ابراهیم رضوی (سید إبراهیم بن عباس بن إبراهیم بن حیدر بن عباس بن علی بن عبد القادر بن محمد بن حسن) است که به خانوده ای علمی تعلق داشته و نجفی الاصل بود. وی به سال ۱۲۹۵/۱۸۷۸ در نواحی حیدرآباد به دنیا آمد و در این شهر وفات یافت. منظومه ای در مدح آل نبی (ص) باعنوان لامیه دکن از وی به یادگار مانده است. بعد از قطب شاهان در دوره ی آصف جاهان نیز زبان فارسی بعنوان زبان رسمی و اداری و نیز زبان دین و ادب باقی ماند و بسیاری از کتابهای دینی و علمی، و نیز تألیفات مربوط به شعر و ادب، تاریخ و طب وغیره به زبان فارسی تألیف می شد و این روند کم و بیش تا اوخر قرن ۱۳/۱۹ ادامه داشته است. ولی از اواسط این قرن رواج فارسی بعنوان زبان رسمی کمرنگ گردید اگر چه تدریس آن به عنوان جزئی از برنامه ی تدریسی مدارس تا اواسط قرن بیستم میلادی ادامه داشت. بیشتر ایرانیان تحصیل کرده که در دوره ی اخیر به هند رفته اند معلمان فارسی و عربی بوده اند. در ابتدای قرن گذشته محمد قلی خان قرائی خراسانی، جد مادری پدر اینجانب، از خراسان به حیدرآباد آمد. از وی بعنوان معلم و مربی سالارجنگ سوم دعوت به عمل آمده بود. سید محمد رضا حمزوی، پدر بزرگ اینجانب و معروف به آقا بزرگ شیرازی، از شیراز آمده در مدرسه عالیه و نظام کالج مشغول به تدریس فارسی و عربی بوده است. از ایرانیانی که در این دوره به حیدرآباد آمدند حاج فتح الله بن عبد الرحیم معروف به مفتون یزدی است. وی از سال ۱۳۳۰/۱۹۱۲ در جاگیردار کالج معلم فارسی بود و دارای تألیفات متعددی است. یکی دیگر از مدرسان فارسی در حیدرآباد شیخ محمد تهرانی بود که بعد از سقوط حیدرآباد به ایران و عراق مراجعت نمود. ولی مهمترین شخصیت ادبیات فارسی در این دوره سید محمد علی داعی الاسلام، مؤلف فرهنگ نظام است. وی در دائره میر مؤمن در کنار عارف بزرگوار سید حسن بن اسد الله رضوی اصفهانی، معروف به سید حسن مسقطی (متوفی ۱۹۴۷م) که مدتی در دکن بسر برده، آرمیده است. سید شاه عباس خراسانی، روحانی و خطیب، و سید صمصام شیرازی، مدیر نشریه شیراز، از آخرین شخصیتهای ایرانی هستند که تا سالها بعد از اشغال نظامی حیدرآباد توسط ارتش هند (۱۳۶۷/۱۹۴۸) در این شهر فعالیتهای فرهنگی داشته اند. مسلمانان هند در طول دو قرن گذشته آماج شدیدترین نوع تهاجم فرهنگی قرار گرفته اند. در اولین مرحله این تهاجم آنها میراث فرهنگی خود را که بیشتر در قالب فارسی قرار داشت از دست دادند. با این حال آنها کوشیدند بخشی از سرمایه های فرهنگی خود را از نابودی نجات داده آنرا در قالب اردو حفظ نمایند و در همین راستا بود که دانشگاه عثمانیه که در آن اردو وسیله ی آموزش در تمام رشته های علمی بود در حیدرآباد تاسیس گردید. ولی با رفتن انگلیسی ها سیاستهای فرهنگی آنها در قبال مسلمانان از بین نرفت و آنها آماج مرحله ی دوم این تهاجم قرار گرفتند که طی آن اردو نیز موقعیت خود را بعنوان زبان رسمی و وسیله ی آموزش دانشگاهی از دست داد. در نتیجه این سیاست اکثریت نسل جدید فاقد سواد خواندن و نوشتن به زبان اردو می باشد و بدین طریق برای بار دوم رابطه ی آن با میراث فرهنگی خود قطع شده است. مورخان انگلیسی و به پیروی آنها مورخان هندی تمدن چند صد ساله ی اسلامی فارسی در هند را تمدنی سقط شده (aborted civilization) بمعنی تمدنی نافرجام یا تمدنی ابتر نامیده اند. آنها غافل اند از این حقیقت که این تمدن پیوسته به اصلی زایل ناشدنی است که در لسان قرآن ریشه آن ثابت است و فرع آن در آسمان و بقول حافظ گوهریست بیرون از صدف کون و مکان. زمانهای قدرت و ضعف، نشیبها و فرازها، جزوی از تاریخ ملتهاها را تشکیل میدهد و ما امیدواریم با پراکنده شدن ابرهای تیره ی تعصب و کوتاه نظری، بحول و قوه الهی مردم هند بار دیگر این توفیق را خواهند یافت تا از میراثهای علمی گذشته ی خویش بنحوی بهره مند شوند. شوال ۱۴۳۴ مطابق خواهد بود با سالگرد چهارصدمین سال درگذشت مرحوم میر مؤمن استرآبادی و بنده امیدوارم دانشمندان و دانش پژوهان ایرانی و شبه قاره ای این فرصت را مغتنم شمرده در جهت بازیافت تاریخ تشیع در دکن و احیای میراث آن قدمهای بلند و شایسته بردارند. والله ولی التوفیق. منبع: www.historylib.com

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.