طرحی کلی از نظام خانواده در اسلام

مباحث این کتاب نشان مى دهد که تعالیم اسلام درباره خانواده و همه ابعاد روان شناختى آن توصیه هاى الزامى و ترجیجى دارد و نمى توان جنبه اى از کارکردها یا روابط افراد در خانواده یا حقوق افراد و وظایف آنها را در نظر گرفت که آموزه هاى اسلام درباره ی آن دیدگاهى ارائه نداده باشد؛ از این رو، مى توان نظریه ای جامع در باب ابعاد روان شناختى خانواده، از تعالیم اسلام استنباط نمود. در این جا به اختصار شواهدى از نظریه اسلام درباره ی خانواده را باز مى گوییم.۱. جامعیت دیدگاه اسلام درباره ی خانواده: این مطلب، از دیدگاههاى اسلام در مسائل اساسی خانواده به شرح ذیل روشن مى شود.تعالیم اسلام ماهیت خانواده را با تعریفى معین که از دست کم یک زن و یک مرد تشکیل شده، در نظر مى گیرد. انواع متعددى براى خانواده به رسمیت مى شناسد. در نگاه به گستره ی خانواده آن را به صورت هسته ای در نظر نمى گیرد. به خویشاوندان درجه اول زن و شوهر، یعنى والدین آنها، سهم مهمى در کارکردهاى خانواده داده و برای همه افراد خانواده، از پدر و مادربزرگ گرفته تا نوه هاى آنان، مسؤلیتهایی در نظر مى گیرد.نکاتى که درباره ی اقتصاد خانواده و وظایف والدین زن و شوهر در این کتاب بیان شد، شاهدى بر توجه اسلام به خانواده به صورت گسترده ترى است. در خصوص اهداف تشکیل خانواده، تعالیم اسلام بر همه ی ابعاد الهى، انسانى، دنیوى و اخروى تأکید دارد. ارزشهاى تعیین کننده در خانواده به زندگى دنیا و نیازها و مسائل فردى و اجتماعى محدود نمی شود و در نوع رابطه اعضاى خانواده، ارزشهای دینى و الهى تأثیرگذار است.تعالیم اسلام درباره ی چگونگى روابط اعضای خانواده و مسئولیتهاى متقابل یا وظایف آنها، روابط کلامى و غیرکلامى آنها و نیازهای عاطفى و جنسى، توصیه هایى دارد، براى مثال، در مورد رابطه زن و شوهر، و رابطه والدین و فرزندان که جنبه های از این رابطه به تقسیم قدرت در خانواده، مدیریت خانواده و تصمیمگیرى ها باز مى گردد و یا به فاصله روان شناختى اعضا و مرزهای بین آنان مربوط مى شود، توصیه هاى بسیار دارد. همچنین تعالیم اسلام برای بهبود کارایى خانواده، راهکارهاى اعتقادی، اخلاقى و رفتاری پیشنهاد مى کند.تعالیم اسلام درباره ی محدوده ی روابط اعضای خانواده با افراد دیگر و به تعبیر دیگر، باز یا بسته بودن خانواده و محدوده ی روابط با دیگران توصیه هایى بسیار دارد. روابط خانواده با خویشاوندان از رابطه آنها با دیگران بازتر است. اسلام بر روابط خویشاوندى و نقش آن در سلامتى و تعادل خانواده، تأکید دارد و قطع این روابط یا بسته بودن این مرز را نمى پذیرد و با ابزارهاى تشویقى و گاه تنبیهى، افراد را به حفظ این روابط ترغیب مى کند.تعالیم اسلام در اداره اقتصادى خانواده، مسئولیت اصلى را بر عهده مرد مى گذارد و زن را در خانواده متوجه مسؤلیتهایى دیگر مى کند. اسلام با تعیین مهریه، پشتوانه اقتصادى نسبتا مناسبى در ابتداى زندگى براى زن فراهم مى کند و استقلال اقتصادى او را کاملا به رسمیت مى شناسد. قوانین اقتصادى اسلام زمینه ای براى حمایت مادی از همه اعضاى خانواده از جمله پدر و مادربزرگ و نوه ها فراهم مى کند. این امر تأثیر خاصى بر اعضای خانواده و روابط آنها دارد که پیش از این بیان شد.تعالیم اسلام براى حل مشکلات خانواده نیز راهکارهایى دارد که در دو مرحله پیشگیری و حل مشکل به کار مى آید. گاه مراحل مشکل، جزئیات و راه حل آن ارائه مى شود. در این رابطه، قوانین حقوقى اسلام برای مواردى که مشکلات شدت مى یابد، راههاى مؤثری را پیش روى خانواده ها قرار مى دهد که تا حد امکان نظام خانواده سلامت، تعادل و کارایى لازم اعضا را تأمین کند و در صورت انحلال، ضربه هاى عاطفى کم تری به اعضا وارد شود.۲. مهم ترین رإهبردهاى سلامتى و کارکرد مناسب خانواده از دیدگاه اسلام: براى تأمین کارآمدی خانواده به گونه اى که کل خانواده و اعضاى آن، اهداف و وظایف مورد نظر اسلام را تحقق بخشند، باید به ویژگى ها و شرایطى توجه شود. در مرحله اول، با توجه به اهداف ارزشى اسلام در تشکیل خانواده از جمله قرب معنوى و رشد دین داری افراد، برخوردارى اعضا از اعتقادات دینى در ابعاد خداشناسى، معاد، نقش انبیای الهىو جانشینان آنان در حد نصاب و معقول خانواده را کار آمد مى کند. خانواده هایى که در این زمینه ها از استحکام کافى برخوردار نباشند، نمى توانند بخشى از اهداف و وظایفى را که اسلام برای خانواده در نظر گرفته، تحقق بخشند. تکالیف ویژه دینى نیز به همین بعد ارزشى مربوط است که بخشى از اهداف تشکیل خانواده را تأمین مى کند.دومین مفهوم محورى در نظام خانواده از دیدگاه اسلام عدالت است. در خانواده درمانى نیز موضوع عدالت و به عبارت دیگر، تقسیم عادلانه ثمره هاى خوشبختى، از مقوله هاى مرکزی به شمار مى رود. تحقق عدالت در محبت و ابراز عشق، قدردانى و سپاس گزاری، احترام به منزلت فردى، امنیت عاطفى و به طورکلى، در همه امور مادی و معنوى است؛ برای مثال، والدین با تلاشهای بدنى و اقتصادى، و محبت و مراقبت، زمینه رشد را براى فرزندان فراهم مى کنند. سرمایه گذاری فرزندان نیز در ابتدا با لبخند، شکوفایى، و برقرارى عواطف مثبت و پس از سالها با قدردانى، احترام و احتمالا کمکهای اقتصادى است. عدالت در روابط انسانى در مورد شایستگى ها و اعمال خیرخواهانه مثبت، پیش شرط زندگى متعادل به شمار مى رود. بر اساس اندیشه عدالت، باید دیدگاه های همه اعضای خانواده و احساس آنها مبنى بر سهیم بودن در بنا و استواری زندگی خانوادگى به رسمیت شناخته شود.(۱) از دیدگاه اسلام، عدالت اساس همه نظامهاى انسانى است،(۲) با وجود این، مفهوم عدالت قرار دادن هر چیز در جاى مناسب خود است(۳) و این با توازن و تساوی تفاوت دارد. افزون بر این، برقراری عدالت به معنای توازن در سرمایه گذارى، در نظام خانواده معمولا غیرممکن است. تا چه اندازه مى توان سرمایه گذارى والدین را جبران کرد؟ همان گونه که در بررسى وظایف فرزندان نسبت به والدین گفته شد، زحمات و تلاشهای والدین به حدى است که نهایت کوشش فرزندان نیز نمى تواند آن را جبران کند. البته در سرمایه گذاری براى فرزندان، تأکید اسلام بر رعایت عدالت به معنای توازن است. در مجموع، عدالت به معنای رعایت حقوق اعضای خانواده و دورى از کوتاهى یا تعدى نسبت به آنها، از امور حداقلى در خانواده است. به نظم مى رسد تعالیم اسلام در روابط اعضاى خانواده بر مفهوم فراترى از عدالت، یعنی مدارا، تأکید مى کند که در خانواده از عدالت مؤثرتر و مهم تر است.مدارا با افراد به برخورد ملایم و آرام، مصاحبت نیکو و دوری از تندى و شدت در روابط بازمى گردد.(۴) به نظر مى رسد از دیدگاه اسلام، مدارا بیش از هر ویژگى دیگر به کارآمدى مناسب و مطلوب خانواده کمک مى کند. مدارا شامل نوعى گذشت است؛ به این صورت که فرد در شرایطى که حق با او است،(۵) با نرمى و ملایمت برخورد کند. در رهنمودهاى اولیاى دین (ع) برمدارای زن و شوهر با یکدیگر، بسیار تأکید شده است. به مرد توصیه شده که در هر شرایط با زن مدارا کند.(۶) این توصیه کلى با دلیلهایى همراه شده است؛ از جمله این که زن امانتى در دست مرد است،(۷) یا سرپرستى و خوشى و سعادت زن در دست مرد است،(۸) یا در صورتى که زن در شرایط ضعیف تری است، وضع او را رعایت کند.(۹) در حدیثى از پیامبر اکرم (ص) آمده است: به قدرى به من در مورد رعایت حال زنان سفارش شد که گمان کردم فقط در صورت انجام عمل بسیار بد و علنى، طلاق زن جایز است.(۱۰) این سخن و مانند آن از اهل بیت (ع) نشان مى دهد اسلام از مرد در مدارا کردن با زن و برخورد و مصاحبت نیکو با او انتظار زیادى دارد. حاکمیت اصل مدارا در خانواده به زمینه های شناختى و عاطفى در اعضاى خانواده، به ویژه زن و شوهر، نیازمند است. از آن جا که در خلال مباحث این کتاب، به ویژه فصل دوم، این نکات بررسى گردید، در این جا به اشاره ای بسنده مى کنیم. در بعد شناختى، نکته ی مهم توجه زن و مرد به تفاوتهاى روان شناختى و جنسیتى آنان با یکدیگر است، به گونه اى که هر یک ویژگى هاى مرد و زن را شناخته و در رفتار و برخورد با یکدیگر، این تفاوتها را به رسمیت، بشناسد. نکته ی دیگر، این واقعیت است که هر یک از زن و مرد، از دو محیط متفاوت و دو فرهنگ ویژه ی خانوادگى، زندگى مشترک را آغاز کرده اند. هر خانواده ارزشها و ساختار شخصیتى ویژه ای را پرورش مى دهد. توجه زن و مرد به تفاوت پیشینه، و سعى در سازگارى تدریجى با آن، شرط لازم دیگرى براى مداراى زن و شوهر است. همچنین، توجه به تفاوتهای روان شناختى والدین و فرزندان و درک موقعیت طرف مقابل، زمینه مدارا بین سایر اعضای خانواده را فراهم مى کند. در جنبه عاطفى، تلاش در برقرارى رابطه عاطفى مثبت که تجلى آن در ابراز محبت و دورى از کینه و نفرت و توجه مثبت نامشروط به یکدیگر است، زمینه انگیزشى و عاطفى مدارا را فراهم مى کند.برخى نمونه هاى رفتارى مدارا عبارت اند از: تحمل و صبر در برابر کژخلقى همسر،(۱۱) چشم پوشى و گذشت در صورت بروز رفتار نامعقول،(۱۲) مصاحبت نیکو،(۱۳) احسان و نیکى،(۱۴) دوری از توسل به زور و خشمگین ساختن و(۱۵) آزار رساندن به زن،(۱۶) کمک به همسر در امور خانه،(۱۷) و همراهى با علایق و سلیقه هاى او.(۱۸) طبیعت روابط خانوادگى از جمله برخورد مرد با زن به گونه اى است که زن به علت برخى شرایط، ممکن است نتواند با مرد برخورد مناسبى داشته باشد و در نتیجه، به برخى حقوق او بى توجهى کند. در این شرایط، گذشت و مدارا بهترین راه حل ممکن است؛ زیرا اگر مرد بخواهد حقوق خود را به طور کامل استیفا کند، غالبا در این مسیر زیاده روی کرده و حقوق زن را پایمال مى نماید.(۱۹)به زن نیز توصیه شده است که تا حد امکان با شوهر خود مدارا کند و گاه از حقوق جزئى خود بگذرد،(۲۰) تا خانواده انسجام خود را حفظ کرده و به وظایف و کارکردهاى لازم بپردازد. در متون اسلامى برای زنان بعد از انجام وظایف الهى و دینى، مسؤلیتى بالاتر از وظایف آنها نسبت به همسر قرار داده نشده است.(۲۱) جالب آنکه انجام این مسئولیتها در ردیف جهاد در راه خدا قرار داده شده است.(۲۲) افزون بر این، در بعد روان شناختى بیشترین سرمایه گذاری عاطفى زن در مورد همسر است، به گونه ای که کسى به اندازه شوهر برای او اهمیت ندارد.(۲۳) برخى نمونه هاى رفتارى مدارای زن عبارت اند از: در همه شرایط تا حد امکان نیازهاى عاطفى مرد را برآورده سازد، هرچند حق زن را رعایت نکرده باشد؛(۲۴) سعى کند در امور مختلف زندگى با هماهنگى او عمل کند و حتى عبادتهایى مانند نذر، صدقه، و روزه مستحبى را با رضایت او انجام دهد؛(۲۵) در خانه به همسرش خدمت کند،(۲۶) در اختلافات سعى کند هر چه زودتر با شیوه های عاطفى مشکل را حل نماید؛(۲۷) به هیچ وجه همسرش را آزار ندهد؛ و با همسر برخورد ملایم، سهل و بى تکلف داشته(۲۸) و عذرهاى او را بپذیرد.(۲۹) انعطاف پذیرى در خانواده که از ویژگى های خانواده کارآمد تلقى شده، تحت مفهوم مدارا قابل تبیین است. انعطاف پذیرى به اعضای خانواده کمک مى کند با گفتگو و تعامل مناسب و تحمل یکدیگر یه نیازهاى هم پاسخ دهند. در مقابل، ساختار خانوادگى خشک و غیرقابل انعطاف که نوعى سلطه جویی و سلطه پذیری و درگیری هاى حل ناشدنى ویژگى آن است، مشکلات و آسیبهای خانوادگى را افزایش مى دهد.(۳۰)مدارا در روابط بین والدین و فرزندان نیز اساس روابط مناسب در خانواده است. والدین باید در برخورد با فرزندان شیوه اى ملایم و به دور از اجبار،(۳۱) تندی و خشونت در پیش گیرند.(۳۲) در این رابطه، گاه براى حفظ روابط مناسب بین فرزندان، به برخى بیشتر توجه کنند(۳۳) و در عین حال، تلاش کنند با آنها برخورد عادلانه داشته باشند. از خطاهاى آنها چشم پوشى کنند(۳۴) و در مجموع، والدین باید بسیار تلاش کنند تا روابط فرزندان با آنها به تندى و جدایى کشیده نشود.(۳۵) فرزندان نیز باید با والدین برخوردی محترمانه داشته باشند(۳۶) و حتى در شرایطى که والدین به آنها ظلمى کرده اند، برخورد مناسب را ادامه دهند.(۳۷) احترام به والدین به حدى است که حتى فرزندان در امور مهمى مانند مسائل دینى نیز نباید با آنها تندی کنند و باید با آنها بدون قطع روابط، به مصاحبت نیکو ادامه دهند.(۳۸)۳. سخن پایانى: از مجموع مباحثى که در این فصل بررسى شد، مى توان طرحى کلى براى خانواده مطلوب از دیدگاه اسلام استنباط کرد. در یک خانواده مطلوب، سلسله مراتب به خوبى رعایت مى شود؛ پدر و مادر اقتدار ویژه اى دارند و فرزندان در نوجوانى و حتى میان سالی احترام خاصى براى والدین قائل اند. بین زن و شوهر نیز احترام و اقتدار شوهر پذیرفته شده و زن در مواردی مى پذیرد که مرد تصمیم گیری نهایى را بر عهده داشته باشد. در منظومه زن و شوهرى وظایف به خوبى انجام مى شود و مودت و رحمت بین زن و شوهر برقرار و نیازهای عاطفى دو طرف مورد توجه است. والدین با شور و شوق به وظایف خود عمل مى کنند و بر ارزش وظایف خود آگاه اند. بر اساس آنچه درباره ی حدود خانواده از نظر اسلام بیان شد، در یک خانواده مطلوب حدود حجاب، روابط با نامحرمان و حدود در داخل خانه رعایت مى شود. التزام به تقوا و اجتناب از گناهانى مانند موسیقى و آوازخوانى حرام، شراب خوارى، غیبت و تهمت و رذایل اخلاقى مانند تکبر و حسد، مورد توافق همه اعضا مى باشد. البته ممکن است لغزشهایى صورت گیرد، ولى بنای افراد بر رعایت تقواست. حقوؤ افراد مورد توجه و اصل بر عدالت است.همان گونه که بیان شد، اصل محوری در روابط اعضای خانواده در اسلام مداراى آنان با یکدیگر است. به روابط با خویشاوندان، به ویژه والدین زن و شوهر، توجه مى شود و تعامل و حمایت اجتماعى بین خویشاوندان ارزش به شمار مى رود. کفو و هم ردیف بودن زن و شوهر، عاملى مهم در بناگذاری یک خانواده مطلوب و کارآمد از نظر اسلام است. خانواده مطلوب از نظر اسلام از هر مشکل و اختلافى مصون نیست، ولى در اختلافها حریمها شکسته نمى شود و افراد پس از فرو نشستن هیجانات، به دنبال حل مشکل و حتى اصلاح و جبران ضعفها و رفتارهای نامناسب خود هستند. شکل ۳، طرح کلى خانواده مطلوب از نظر اسلام را نشان مى دهد.به نظر مى رسد خانواده مطلوب، بار ارزشى فراتر از خانواده کارآمد یا سالم را دارد. خانواده درمان گران، بر اساس اموری مانند راهبردهای حل مشکلات، فضاى عاطفى خانواده، قابلیت تغییر در مراحل مختلف زندگى خانوادگى، تعادل و توازن نزدیکى و فاصله در روابط خانوادگى، و وجود مرزهای مؤثر بین نسلى، خانواده کارآمد را از خانواده مختل متمایز مى کنند.(۳۹) در یک مقایسه مى توان همه این مفاهیم را در خانواده مطلوب از دیدگاه اسلام، مشاهده کرد. افزون بر این، باورهای دینى پایدار، عدالت محورى، و مدارا سه مفهوم مرکزى خانواده مطلوب از دیدگاه اسلام است. بدیهى است اهداف تشکیل خانواده در اسلام، مقتضى ساختار و ارزشهاى ویژه براى خانواده است که بیش ازاین به آن اشاره شد.
مرزها ی خانواده۱. بین کل خانواده و بیرون آن مرزی وجود دارد و محیط خانواده کاملا باز یا کاملا بسته نیست. از جمله آثار این مرز، ورود کنترل شده ی افراد به محیط خانواده و ورود نامحرمان با محدودیت بیشتر است.۲. بین والدین (زن و شوهر) و فرزندان مرزی انعطاف پذیر وجود دارد که از آثار آن، برخورداری زن و شوهر از فضای اختصاصی فیزیکی و روانی ویژه است که از جمله ی فواید آن، لزوم اجازه گرفتن اعضای خانواده در ساعات معینی از شبانه روز برای ورود به این فضاست.۳. مرز بین فرزندان دختر و پسر در عین بار بودن، داری محدودیتهایی است که از جمله آنها لزوم اختصاص فضای فیزیکی خاص در خانه برای دختران و پسران است.۴. بین دو فرزند پسر یا دو فرزند دختر نیز مرزی با محدودیتهایی کم تر از مرز بین دختران و پسران وجود دارد که از آثار آن، لزوم جدا بودن بستر خواب برای هر پسر یا دختر در خانواده است.
مراتب در خانوادهالف – زن و شوهر در بالاترین مراتب خانواده قرار دارند.ب – اقتدار مرد در منظومه زن و شوهری بیشتر است.ج – فرزندان خانواده چه دختر و چه پسر در یک مرتبه قرار دارند، هر چند فرزندان بزرگ تر در مواردی از اقتداری بیشتر برخوردارند.
پی نوشت :

۱. زیمون، مفاهیم و تئوری های کلیدی خانواده درمانی، ص ۲۷۷.۲. «العدل اساس، به قوام العالم» مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۸۳.۳. «العدل یضع الامور مواضعها»، نهج البلاغه، حکمت ۴۳۷.۴. «مداراه الناس ملاینه الناس و حسن صحبتهم» مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۴۳۸؛ «مداراه من غیر عنف» ج ۸۴، ص ۳۱.۵. «من صبر علی خلق المرأه سیئه الخلق… اعطاه الله ثواب الشاکرین»، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۴.۶. علی (ع) فرمود: «فدارها علی کل حال و احسن الصحبه لها» همان، ص ۱۱۱؛ «فانهن عوان عندکم» نوری، مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۵۱.۷. علی (ع) فرمود: «انهن امانه فلا تضارهن».8. «فان الله قد ملکه ناصبتها و جعله القیم علیها». حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۴.۹. «اتقوا الله فی الضعیفین یعنی بذلک الیتیم و النساء» همن، ص ۱۲۴.۱۰. «اوصانی جبرئیل بالمرأه حتی ظننت انه لا ینبغی طلاقها الا من فاحشه مبنیه» همان، ص ۱۲۱.۱۱. همان، ص ۱۲۴.۱۲. «و ان جهلت غفر لها» همان، ص ۱۲۱.۱۳. همان، ص ۱۲۰.۱۴. «رحم الله عبدا احسن فیما بینه و بین زوجته» همان، ص ۱۲۲.۱۵. «و لا تکرهوا النساء و لا تسخطوا بهن» نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۵۱.۱۶. همان، ص ۲۵۰؛ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۱۶.۱۷. مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۱۳۲.۱۸. «المؤمن یأکل بشهوه عیاله و المنافق یأکل اهله بشهوته» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۰.۱۹. این مطلب را می توان از این حدیث برداشت کرد: «قال رسول الله (ص): ثلاثه ان لم تظلمهم ظلموک سفله و زوجتک و خادمک» مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۳۹.۲۰. آیه ۱۲۸ سوره نساء می تواند شاهدی بر این موضوع باشد: «و ان امرأه خافت من بعلها نشوزا أو اعراضا فلا جناح علیهما أن یصلحا بینهما صلحا و الصلح خیر».21. «فمن اعظم الناس حقا علی المرأه؟ قال (رسول الله ص): زوجها» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۱۲ و ۱۲۶.۲۲. «جهاد المرأه حسن التبعل» همان، ص ۱۱۶.۲۳. «ما یعدل الزوج عند المرأه شیء» کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۵۰۶.۲۴. «لا تبیت لیله و هو علیها طاخط قالت: یا رسول الله (ص)، و ان کان ظالما؛ قال: نعم» همان، ص ۱۱۲.۲۵. حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۱۲.۲۶. همان، ص ۱۲۳.۲۷. همان، ص ۱۱۶.۲۸. «الهینه اللینه المواتیه» همان، ص ۱۵.۲۹. «جهاد المرأه ان تصبر علی ما تری من اذی زوجها و غیرته» همان، ص ۱۱۱.۳۰. موسوی، اشرف السادات، «عملکرد نظام خانواده و بهداشت روانی اعضای خانواده» اندیشه و رفتار، سال ششم ش ۲ و ۳، ص ۹۲.۳۱. «و لا تقسروا اولادکم علی آدابکم…» فرید تنکابنی، الحدیث، ج ۳، ص ۱۱۰.۳۲. «و لا یرهقه و لا یخرق به» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۰۰.۳۳. فرید تنکابنی، الحدیث، ج ۳، ص ۶۷.۳۴. «یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۰۰.۳۵. همان، ص ۱۹۹.۳۶. همان، ص ۲۱۷ و ۲۲۰.۳۷. همان، ص ۲۱۷.۳۸. «و ان جهداک علی أن تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فی الدنیا معروفا» لقمان، ۱۵.۳۹. زیمون، مفاهیم و تئوری های کلیدی در خانواده درمانی، ص ۱۵۷.
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.