خانواده های الگو در اسلام

در خلال مباحث گذشته، برخى آموزه های اسلام درباره خانواده مورد توجه قرارگرفت. این تعالیم را که از آیات قرآن و سخنان پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) استفاده مى شود، مى توان با نمونه های رفتاری این بزرگان دین، غنایى خاص بخشید. آنان هر توصیه ای را که به دیگران داشتند، خود نیز بدان پایبند بودند. افزون بر این، رفتارهاى آنها در خانواده ی خود در درجه ای از کمال قرار داشت که دیگران توان رسیدن به آن را نداشتند و گاه خود به این نکته تصریح مى کردند و با این حال از دیگران مى خواستند در حد توان، به این رفتارها اقتداکنند.(۱) به نظر مى رسد همانندسازى با این نمونه های رفتارى، راه آسان تری برای بهبود کارکرد و انجام وظایف افراد در خانواده است. یکى از شیوه هاى مؤثر یادگیرى، مشاهده الگوى رفتاری است. در این حالت، فرد با توجه به نمونه ی رفتاری مناسب و به یادسپارى آن، در موقع مناسب آن را به اجرا در مى آورد. این نوع یادگیرى، بخش مهمى از آموزه هاى انسان را در بر مى گیرد.(۲) از عوامل مؤثر در این یادگیری آن است که الگو، نزد یادگیرنده از وجهه و اعتبار، قوت، لیاقت و صمیمیت برخوردار باشد. به علاوه، الگوهایى که به موفقیت و کارآمدی مشهورند، بیشتر در معرض توجه اند.(۳)اولیاى دین (ع) به این دو اصل یعنى اهمیت پیروی از یک الگوی شخصیتى و رفتاری،(۴) و اعتبار و وجاهت آن، توجه دارند و بر همین اساس مردم را به پیروى از الگوهاى مناسب دعوت مى کنند. یکى از این الگوهاى مناسب رفتارى از دیدگاه قرآن، حضرت ابراهیم (ع) است.(۵) افزون بر وی، خداوند در قرآن به افراد اعلام مى کند که پیامبر اسلام (ص) الگویى نیکو برای پیروی است.(۶) على (ع) که از نزدیک شاهد همه رفتارها و شیوه ی زندگى پیامبر (ص) بود، ایشان را بهترین سرمشق دانسته، که همگان را براى همانندسازی در حدکمال کفایت خواهد نمود.(۷) بر اساس آیات قرآن، پیامبر (ص)(۸) و خانواده او دارای ویژگى هاى شخصیتى و رفتاری بسیار مناسب و به دور از هرگونه نابهنجارى رفتاری، شخصیتى و اخلاقى هستند.(۹) خانواده پیامبر (ص) عبارت اند از: دختر ایشان – حضرت فاطمه (س) – و همسر او – على (ع) – و فرزندان آنها که پیامبر (ص) در واقعه مهم مباهله – که بر اساس آیات قرآن بحث مرگ و زندگى در آن مطرح است – آنان را به همراه خود آورد.(۱۰) شواهد تاریخى بسیاری نیز سلامت اخلاقى و مراتب کمال این خانواده را تأیید مى کند و اهل سنت و شیعه به آن تصریح کرده اند.(۱۱)حضرت على (ع) در این زمینه مى فرماید. «مردم! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید. از آن سو که گام بر مى دارند بروید؛ قدم جاى قدمشان بگذارید؛ آنها هرگز شما را از راه هدایت بیرون نمى برند و به پستى و هلاکت باز نمى گردانند.»(12) بر این اساس و از آن جا که یکى از ابعاد مهم زندگى فرد رویارویى با ازدواج و خانواده است، ما به نمونه های رفتاری بزرگان دین اسلام (ع) اشاره مى کنیم تا زمینه ای براى پیروى از رفتار آنها و بهبود کارکرد خانواده ها فراهم شود.
۱. رویارویی، با ازدواجهمه اولیای دین اسلام (ع) ازدواج را امری مناسب مى دانستند(۱۳) و خود به انجام آن پایبند بودند. آنان در عین اهتمام به رشد و تکامل معنوی، به دنبال دنیاگریزى و رهبانیت نبودند و به افراد تأکید مى کردند که ازدواج نه تنها با معنویت تعارضى ندارد، بلکه در رشد آن بسیار مؤثر است؛ براى نمونه، امام صادق (ع) به زنى توصیه مى کند که حتما ازدواج کند؛ زیرا اگر رهبانت و دورى از ازدواج در معنویت تأثیر مثبت داشت، شخصیتى مانند حضرت فاطمه (س) در این جهت پیشگام بود.(۱۴)نکته دوم، بى اعتنایى به امور مادی و تکلفات و رویارویى آسان و معمولى آنان با ازدواج است، به گونه اى که هم خود به آسانى ازدواج کردند(۱۵) و هم در تزویج فرزندان از تکلف پرهیز مى نمودند.(۱۶)از نکات مورد توجه اولیاى دین (ع) در ازدواج، ملاکهای انتخاب همسر است. آنان به ملاکهاى تقوا، دانش، عقل و اخلاق اهمیت مى دادند. اصل همانندی، در ازدواج اولیای دین (ع) مورد تأکید بود، به گونه ای که در ازدواج حضرت على (ع) و حضرت فاطمه (س) همانندى آنها اهمیتى ویژه داشت(۱۷) و در کلمات پیامبر گرامى اسلام (ص) آمده است: جز على (ع) کسى همانند فاطمه (س) نبود.(۱۸) البته همانندی در طبقه ی اقتصادى و اجتماعى، در ازدواج اولیاى دین (ع) ملاک نبود و آنان به این اصل ملتزم نبودند(۱۹) و دیگران را نیز به عدم توجه به ملاکهای طبقاتى و اقتصادى توصیه مى کردند.(۲۰)یکى از شرایط ازدواج، مهریه است و اولیای دین (ع) در مورد مهریه روش متعادل و معقولى داشتند. مهریه حضرت فاطمه (ص) پانصد درهم و به قولى چهارصد مثقال نقره بود. دختران دیگر پیامبر (ص) نیز مهریه ای بیش از این نداشتند.(۲۱) نکته ی درخور توجه آن است که این مهریه برای تهیه جهیزیه یا وسایل عروس صرف مى شد که در مورد حضرت فاطمه (س) وسایل در حد ضرورت زندگى تهیه گردید. سایر ائمه (ع) نیز مهریه هایى به همسران خود مى دادند تا به اختیار خود هرچه براى زندگى نیاز دارند، تهیه کنند. ائمه اطهار (ع) در منزل همسران خود زندگى مى کردند و با اشاره به این اصل که همسر در صرف مهریه اختیارکامل دارد، به معترضان پاسخ مى دادند.(۲۲) جشن، ابراز شادمانى و حضور دیگران در مراسم ازدواج از توصیه ها و شیوه های رفتاری اولیاى دین (ع) در ازدواج بود.(۲۳)
۲. برخورد پیامبر (ص) با همسرانیکى از ویژگى هاى مهم اخلاقى و رفتارى پیامبر اسلام (ص) و ائمه (ع) برخورد مناسب با همسران بود و در این میان پیامبر گرامى اسلام (ص)، بزرگ ترین سرمشق برای مردان در برخورد با زنان مى باشد. دو آیه در قرآن شدت توجه و اهتمام پیامبر (ص) به برخورد مطلوب با زنان را نشان مى دهد. در یکى از این موارد خداوند به پیامبر (ص) خطاب مى کند که چرا برای جلب رضایت همسرانت، برخى امور را که خدا برای تو حلال کرده، برخود حرام مى کنى؛(۲۴) بر اساس مضمون این آیه، پیامبراکرم (ص) به حدی برخشنودى همسرانش تأکید داشت که از حق خود نیز مى گذشت. در آیه دیگر،(۲۵) خداوند به همسران پیامبر (ص) خطاب مى کند که اگر علیه ایشان، هم صدا شوید، خداوند، جبریل، مؤمنان صالح و فرشتگان به یاری او خواهند آمد. این واقعه نشان مى دهد که تا چه حد پیامبر (ص)، در برخورد با همسرانش گذشت داشته که خداوند در مقام دفاع از او، زنان او را تهدید مى کند.به گفته ی اصحاب پیامبر (ص)، هرگاه همسران از ایشان چیزی مى خواستند با آنها همراهى مى کرد و مردى آسانگیر در خانواده بود.(۲۶) از خود پیامبر (ص) روایت است که فرمود: بهترین شما کسانى هستند که به زنهای خود مهربان تر باشند و من بیش از همه شما به زنانم خوبى مى کنم.(۲۷) از ویژگى هاى مهم زندگى خانوادگى پیامبر اسلام (ص) برخورد و رفتار عادلانه با همسران حتى در شرایط حاد و استثنایى بود.(۲۸) همسران پیامبر (ص) روحیات مختلفى داشتند(۲۹) و برخورد محبت آمیز و مداراى بسیار پیامبر (ص)، فضای آرامى را در خانواده بزرگ پیامبر (ص) حاکم مى کرد. از روشهای پیامبر (ص) گفتگوى نشاط بخش و شوخى با همسران بود، به گونه ای که در جمع اعضاى خانواده مانند یک همسر معمولى ولى با شایستگى های رفتاری و اخلاقى حضور مى یافت.(۳۰) پیامبر (ص) نه تنها با خانواده بلکه با مردم، نیز به طور دائم خوش رو، خوش برخورد و نرم خو بود و خشونت و درشت خویى بروز نمى داد.(۳۱) قرآن با تأکید بر این ویژگى هاى ایشان، آن را ناشى از رحمت الهى دانسته و مى فرماید: اگر پیامبر (ص) این ویژگى ها را نداشت، مردم از دور او پراکنده مى شدند.(۳۲)
۳. برخورد پیامبر (ص) با فرزندانبه طور خلاصه، روش پیامبر (ص) در خانواده مدارا و رفق(۳۳) بود که با فروتنى از سرمحبت(۳۴) و گذشت و چشم پوشى(۳۵) همراه مى شد. روش عیب جویى و سرزنش نداشت(۳۶) و نرم خوترین مردمان بود.(۳۷) با شیوه احترام به خانواده و همه مردم، از کوچک و بزرگ و زن و مرد، رابطه عاطفى مثبتى با آنان برقرار مى کرد.(۳۸) افزون بر انجام کارهای شخصى خود، در امورى مانند خرد کردن گوشت و دوشیدن شیر گوسفند به اهل خانه کمک مى کرد.(۳۹) نزد خانواده و مردم از زینت و لباس مناسب بهره مى برد.(۴۰) در برخورد با همسران، بسیار صمیمى و عادی بود، به گونه ای که عطر را اول به آنان مى داد(۴۱) و در گسترش روابط عاطفى با آنان در ابعاد مختلف، تأکید داشت.(۴۲) پیامبر (ص) درباره رعایت حدود شرعى در خانواده بسیار حساس بود(۴۳) و بى توجهى به این امور، چه از جانب خانواده یا دیگران، موجب ناخشنودی ایشان مى شد. قرآن در آیاتى به زنان پیامبر (ص) و مردم توصیه هایى دارد که حساسیت پیامبر (ص) را در این مورد نشان مى دهد.(۴۴)برخورد رسول خدا (ص) با فرزندان خود و به طورکلى با همه کودکان به ویژه دختران در دوره ای که به آنان محبت نمى شد و احترامى براى آنان قائل نبودند و زنده به گورشان مى کردند،(۴۵) بسیار جالب توجه است. در روابط غیرکلامى، ایشان کودکان خود را هر روز نوازش مى کرد(۴۶) و مى بوسید و دیگران را به این رفتار توصیه مى نمود.(۴۷) گاه با آنان هم بازی مى شد و با فرزندان خود و دیگر کودکان، بازی مى کرد.(۴۸) هنگام نماز، کودکان بر دوش ایشان بالا مى رفتند و ایشان گاه سجده را به همین جهت طولانى مى کرد.(۴۹) در برخورد با کودکان عدالت را رعایت مى نمود و در مسابقات و بازى ها هر دو طرف را تشویق مى کرد.(۵۰) پیامبر اسلام (ص) با همه ی بزرگى شخصیت، فرزندان را بر پشت خود سوار مى کرد.(۵۱) جالب این که ایشان با کودکان دیگر نیز به همین شیوه برخورد مى کرد.(۵۲) بارها کودکان در دامن پیامبر (ص) ادرار مى کردند و ایشان اجازه نمى داد نوزاد را از آغوش او بگیرند و آنها را به نکته بهداشتى قطع ادرار توجه مى داد.(۵۳) برخورد ایشان با دختران بسیار ملاطفت آمیز بود(۵۴) و در پرتو چنین برخوردی موفق شد نگرش منفى مردم آن زمان را نسبت به فرزندان دختر تا حد زیادى تغییر دهد. در سخن گفتن به کودکان احترام مى گذاشت(۵۵) و به آنها سلام مى کرد.(۵۶)
۴. روش زندگى حضرت على (ع) و فاطمه (س)ائمه معصومین (ع) نیز در برخورد با همسران خود، رسم و شیوه پیامبر (ص) را در پیش گرفتند. حضرت على (ع) آب و هیزم خانه و جارو و نظافت آن را برعهده مى گرفت و همسر ایشان – فاطمه زهرا (س) – آردکردن، خمیر و پخت نان را انجام مى داد.(۵۷) افزون بر همکارى، حضرت على (ع) در امور خانواده و مسائل مهم با فاطمه زهرا (س) مشورت مى نمود(۵۸) و فاطمه (س) نیز در نهایت تواضع با ایشان همراهى مى کرد.(۵۹) این زن و مرد متعالى که بزرگ ترین اولیای خدا از خانواده ایشان پدید آمدند، در خانه کوچکى زندگى مى کردند که داراى وسایل ساده در حد مردم طبقه پایین جامعه آن روز بود.(۶۰) اعضای این خانواده عبارتند از: حضرت على (ع) که در قرآن جان پیامبر (ص) معرفى شده است، فاطمه (س) که پیامبر (ص) او را بهترین زنان جهان مى خواند و حسن (ع) و حسین (ع) که در قرآن فرزندان رسول خدا (ص)(۶۱) و در کلمات پیامبر (ص) سالار جوانان اهل بهشت شمرده شده اند و زینب (س) و ام کلثوم (س) که پیام رسانان حماسه کربلا بودند.(۶۲) قرآن در موارد بسیارى این خانواده را مى ستاید.(۶۳) این خانواده در رفتارها و برخوردها مى تواند براى خانواده ها بهترین سرمشق باشد که تا حد امکان خود را به صفات و شیوه های رفتارى آنها نزدیک کنند.روابط عاطفى در این خانواده بسیار عمیق بود، به گونه اى که فاطمه زهرا (س) عشق و محبت خود به على (ع) را به سلمان ابراز مى دارد،(۶۴) و در شرایطى به على (ع) مى گوید: «جان من فداى تو و حافظ تو؛ همواره با تو خواهم بود در خوبى و راحتى و سختى و بلاها»(65) از آن سو، على (ع) نیز عشق وافرى به همسر – فاطمه (س) – داشت، به گونه ای که در شهادت او مى گوید: «صبرم کم شده و توان خویشتندارى برایم نمانده؛ کار همیشگی ام اندوه و شب بیداری است، تا آنکه در دار آخرت با تو باشم».(66) در طول زندگى، گفتگوى عاطفى و شوخى بین این دو همسر جریان داشت و تفریح و سرگرمى بخشى از زندگى آنها بود.(۶۷) این جمله على (ع) عمق روابط عاطفى و سالم بین دو همسر به تصویر می کشد: «به خدا سوگند! هیچگاه فاطمه (س) را خشمگین و مجبور به کارى ننمودم. او هم مرا خشمگین ننمود و هیچگاه از دستورم سرپیچى نکرد. دائما به او نظر مى کردم و از دلم نگرانى ها و غمها برطرف مى شد.»(68) فاطمه (س) در شرایط سخت اقتصادی، وضعیت همسر خویش را درک مى کرد و با صبر و تحمل، چیزى را بر او تحمیل و درخواستى خارج از توان و قدرت على (ع) از او نمى کرد.(۶۹)در برخورد با فرزندان و پرورش آنها نیز شیوه هاى رفتارى این خانواده سرمشق و نمونه بود. حضرت فاطمه (س) در برآورده کردن نیازهاى مادى فرزندان و مراقبت از آنها، نهایت سعى را داشت و در بسیارى موارد از نیازهای خود چشم پوشى مى کرد.(۷۰) در مورد نیازهاى عاطفى، اصل احترام و خطاب مهربانانه را رعایت و آنان را با عنوان «نور چشمان و میوه ی دل»(71) صدا مى کرد. همه حرکات و رفتار و حضور و غیاب فرزندان را زیر نظر داشت.(۷۲) بازی با فرزندان در این خانواده، مورد توجه بود.(۷۳) فاطمه (س) و على (ع) با فرزندان کوچک خود هم بازى مى شدند و با وجود همه مسؤلیتها و مشکلات اجتماعى، از ایجاد نشاط و شادمانى در کودکان غفلت نمى کردند. حضرت على (ع) نه تنها با فرزندان خود بازی مى کرد، بلکه با کودکان بى سرپرست نیز به بازی مى پرداخت(۷۴) و این در زمانى بود که فرمان روایى یک کشور بزرگ را بر عهده داشت. برقرارى عدالت بین فرزندان نکته دیگر مورد توجه بود.در این خانواده مسائل معنوی، دعا و تربیت دینى فرزندان، و اسباب معنوی حل مشکلات و مسائل زندگی مورد اهتمام بود.(۷۵) ایثار در خانواده و نسبت به دیگران، در این خانواده در درجه بالا قرار داشت، تا آن جا که خداوند در سوره انسان آنان را داراى مرتبه بالایى از درجارت دنیوی و اخروى معرفى مى کند و از خود گذشتگى آنها را ارج مى نهد: «آنان غذاى خود را با وجود نیازمندی، به مسکین و یتیم و اسیر مى دهند و مى گویند: ما شما را به خاطر خدا اطعام مى کنیم و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم.»(76) فاطمه زهرا (س) در دعا کردن، دیگران را مقدم مى کرد و به فرزندان نیز این را مى آموخت.(۷۷) برای یک زن مهم ترین شب زندگى، شب عروسى است و توجه به لباس و زینت در آن شب، مهم ترین چیز است. فاطمه زهرا (س) در شب عروسى لباس نو خود را به فقیرى که در خانه آمده بود، و پیراهن کهنه اى مى خواست، هدیه داد(۷۸) تا همه زنان را به خوشى ها و لذتهاى معنوی زندگى رهنمون سازد.
۵. سیره خانوادگى سایر ائمه (ع)سایر ائمه (ع) نیز در زندگى خانوادگى خود سرمشقهاى سودمند و متعالى هستند. آنان برای همسران خود شخصیت و اعتبار قائل بودند.(۷۹) در امور اقتصادى، استقلال نظر آنها را ارج مى نهادند.(۸۰) در امور معنوى از آنها کمک مى گرفتند.(۸۱) اصل مدارا با همسران در امامان معصوم (ع) تا حدی بود که برخى از آنان به تحریک، مخالفان، مورد سوء قصد همسرانشان قرار گرفتند.(۸۲) این امر نشان مى دهد که آنان با وجود ناسازگاری زنان خود، به مدارا و برخورد مناسب با آنها ادامه مى دادند. به زینت خود، خانه و خانواده توجه داشته، به خواست خانواده در این مورد اهمیت مى دادند.(۸۳) آنان با اطرافیان، کوچک و بزرگ، مأنوس شده، گفتگو مى کردند، غذا مى خوردند و سرگرمشان مى کردند.(۸۴) در مشکلات زندگى صبور بودند و حتى در مسائلى بزرگ مانند مرگ فرزند با وجود کوتاهى دیگران، چنان بردباری نشان مى دادند که مایه شگفت همگان مى شد.(۸۵) در برخورد با فرزندانشان محبت، احترام، بازی با آنان، پذیرش آنان، آزادى و در عین حال نظارت بر آنان، رعایت عدالت بین آنها، دوری از تنبیه و سرزنش و به طورکلى، نرمى و مدارا با آنان را اصل قرار مى دادند.(۸۶) ائمه اطهار(ع) با وجود حساسیت در برابر مسائل شرعى، با رفتار و اخلاق خود به اصلاح مردم و حتى خانواده خویش مى پرداختند.(۸۷) و از امر و نهی مستقیم و تندی در برخورد با اشتباهات اعضای خانواده دورى مى جستند.(۸۸)بر اصل احترام به پدر و مادر و تأثیر مهم جایگاه آنان در خانواده، در آیات قرآن و کلمات ائمه اطهار (ع) بسیار تأکید شده است که پیش تر گذشت. سیره و رفتار معصومین (ع) با والدین خود نیز درسهای جالبى در بر دارد. پیامبر اکرم (ص) در کودکى والدین خود را از دست داد، ولى نسبت به فرزندان پدر و مادر شیرى خود، نهایت احترام را قائل بود و لباس خود را فرش زیر پاى آنان قرار مى داد.(۸۹) امام سجاد (ع) از غذا خوردن با مادر امتناع مى ورزید، به این عذر که مى ترسم به لقمه ای دست ببرم که او زودتر بخواهد بر دارد و به همین جهت از من برنجد.(۹۰) ایشان وقتى فردی را مى بیند که در حال راه رفتن بر دست پدر تکیه داده و احترام لازم را رعایت نمى کند، اظهار ناخرسندی کرده و دیگر با این فرد صبحت نمی کند.(۹۱)
پی نوشت :

۱. «انکم لا تقدرون علی ذلک و لکن اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و سداد» نهج البلاغه، نامه ۴۵.۲. کدیور، پروین، روان شناسی تربیتی،ص ۱۲۸.۳. هرگنهان، بی، آر و…، مقدمه ای بر نظریه های یادگیری، ص ۴۳۲.۴. امیر مؤمنان علی (ع) در یکی از سخنان خود، به این موضوع اشاره دارد: «و ان لکل ماموما امام یقتدی به» نهج البلاغه، نامه ۴۵.۵. ممتحنه، ۴.۶. «لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الأخر…» احزاب، ۲۱.۷. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.۸. «و انک لعلی خلق عظیم» قلم، ۴.۹. «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا» احزاب، ۳۳ و «ما ضل صاحبکم و ما غوی و ما ینطق عن الهوی» نجم، ۲ و ۳.۱۰. «فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناء کم و نساء نا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکذبین» آل عمران، ۶۱.۱۱. محمدی ری شهری، محمد، اهل بیت (ع) در قرآن و حدیث.۱۲. نهج البلاغه، خطبه ۹۷ و ۱۶۰.۱۳. «قال رسول الله (ص): ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله… من التزویج» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳.۱۴. از امام صادق (ع) در جواب زنی که به بهانه زهد و معنویت ازدواج نمی کرد، روایت شده است: «انصرفی، فلو کان ذلک فضلا لکانت فاطمه احق منک» همان، ص ۱۱۷.۱۵. برای آگاهی از نمونه ای از آسان گیری امام سجاد (ع) در ازدواج ر. ک: نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۸۷.۱۶. عبدوس، محمد تقی و محمد محمدی اشتهاردی، سیره امامان شیعه، ص ۲۶ و ۲۷.۱۷. مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۰۵.۱۸. کلینی، کافی، ج ۱، ص ۴۶۱.۱۹. ازدواجهای پیامبر (ص) و علی (ع)، حسن (ع) و حسین(ع) و بقیه فرزندان آنها شاهدی بر این واقعیت است که آنان با زنانی از طبقات اجتماعی و اقتصادی متفاوت ازدواج می کردند (عبدوس و…، سیره ی امامان شیعه، ص ۶ – ۱۷). نمونه دیگر، ازدواج پیامبر(ص) با زینب، همسر پیشین پسر خوانده خود، است که بنابر آیات قرآن (احزاب، ۳۷ و ۳۸) برای تسهیل در امر ازدواج صورت گرفت.۲۰. ازدواج جوبیر از این نمونه است که به توصیه پیامبر اسلام (ص) انجام شد (کلینی، کافی، ج ۵، ص ۳۴۷).۲۱. معروف حسینی، هاشم،زندگی دوازده امام (ع)، ص ۸۳ – ۸۴.۲۲. «انا نتزوج النساء فنعطیهن فیشترین ما شئن، لیس لنا منه» کلینی، فروع کافی، ج ۶، ص ۴۷۶ و ۴۴۸.۲۳. مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۱۵ و ۱۰۶، معروف حسینی، زندگی دوازده امام (ع).۲۴. تحریم، ۱.۲۵. تحریم، ۴.۲۶. «عن جابر: کان رسول الله رجلا سهلا اذا هویت (عائشه) الشیء تابعها علیه» مسلم بن الحجاج القشیری، صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۶۰.۲۷. «انا خیرکم لنسائی» قدوف، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۲۵.۲۸. برای نمونه، در حجه الوداع، هر روز و شب را به یکی از همسرانش اختصاص می داد (تهذیب، ج ۲، ص ۸۹) و حتی در زمان بیماری نیز به همه همسرانش سرکش می کرد (فیطاف به بینهن) (همان، ج ۳؛ ص ۱۲۱).۲۹. عبدالله ناصح علوان، تعدد الزوجات فی الاسلام، ص ۶۱، ۷۵، ۸۱، ۸۲ و ۸۵، همچنین برخی آیات قرآن به این مسئله اشاره دارد؛ از جمله: احزاب، ۲۸ و ۲۹؛ تحریم ۱ – ۴.۳۰. «مالاعبتک اهلهک فانه من السنه» تهذیب، ج ۲، ص ۸۷؛ طباطبایی، محمد حسین، سنن النبی (ص)، ص ۹۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۳۵۳.۳۱. دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره ی نبوی، ص ۱۵ و ۳۷.۳۲. «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» آل عمران، ۱۵۹.۳۳. دلشاد تهرانی، سیره نبوی، ص ۱۵ – ۲۲.۳۴. «واخفض جناحک للمؤمنین» حجر، ۸۸؛ طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۳۲۸.۳۵. آیه ۱۹۹ سوره اعراف «خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلین» شاهدی بر این امر است.۳۶. متقی هندی، کنز العمال، ج ۳، ص ۳۳.۳۷. طباطبایی، سنن النبی(ص)، ص ۳۵.۳۸. همان، ص ۵۳.۳۹. همان، ص ۴۱ و ۷۳.۴۰. همان،ص ۴۸ و ۹۰ – ۹۷.۴۱. همان، ص ۹۸ – ۹۹.۴۲. همان، ص ۹۶، ۱۴۶ و ۱۴۷.۴۳. همان، ص ۱۵۰.۴۴. احزاب، ۵۳، ۳۵ و ۲۷.۴۵. قرآن در آیه ۵۹ سوره نحل به این قضیه اشاره کرده است.۴۶. مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۹۹.۴۷. حسینی زاده، سیره تربیتی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، ج ۱، ص ۷۹.۴۸. همان، ص ۱۱۰.۴۹. مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۳۸۴.۵۰. حسینی زاده، سیره تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت (ع)، ص ۱۰۹.۵۱. مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۳۸۴.۵۲. حسینی زاده، سیره تربیتی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، ص ۱۱۱.۵۳. همان، ص ۱۰۵.۵۴. حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۰۰.۵۵. مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۷۱.۵۶. طباطبایی، سنن النبی (ص)، ص ۴۲.۵۷. حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، باب ۱۲۴ از ابواب مقدمات نکاح.۵۸. دشتی، محمد، نهج الحیاه، ص ۱۶۴ – ۱۶۷.۵۹. برای نمونه، در مسئله مهمی، فاطمه (س) به علی (ع) می گوید: «خانه، خانه توست و من همسر تو هستم؛ هر آنچه می خواهی انجام بده» مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۷۰.۶۰. معروف حسینی، زندگی دوازده امام (ع)، ص ۸۵.۶۱. در آیه ۶۱ سوره آل عمران تعبیر «انفسنا» به معنای «جان ما» آمده است.۶۲. قال النبی (ص): «… الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه…» صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۴۲۰.۶۳. آیه تطهیر و نیز سوره های کوثر، انسان و احزاب.۶۴. دشتی، نهج الحیاه، ص ۱۴۵.۶۵. همان، ص ۱۴۷.۶۶. نهج البلاغه، خطبه ۲۰۲.۶۷. نیلی پور، مهدی، فرهنگ فاطمیه، ص ۱۸۷ و ۱۸۹.۶۸. همان، ص ۱۸۶.۶۹. دشتی، نهج الحیاه، ص ۲۲.۷۰. برای نمونه، در تاریخ آمده است که بارها فاطمه (س) خود گرسنه می ماند و فرزندانش را با غذای خود سیر می کرد (نیلی پور، فرهنگ فاطمیه، ص ۷۷).۷۱. همان، ص ۱۸۰.۷۲. انصاری، عذرا، جلوه های رفتاری حضرت زهرا(س)، ص ۳۷.۷۳. همان.۷۴. مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۵۲.۷۵. نیلی پور، فرهنگ فاطمیه، ص ۱۸۱ – ۱۸۲ و ۷۶.۷۶. انسان، ۸ – ۹.۷۷. محمدی ری شهری،اهل بیت (ع) در قرآن و حدیث، ج ۱، ص ۳۹۸.۷۸. نیلی پور،فرهنگ فاطمیه، ص ۱۵۷ – ۱۵۸.۷۹. عبدوس، سیره امامان شیعه، ج ۲، ص ۸.۸۰. کلینی، کافی، ج ۶، ص ۴۸۰.۸۱. عن ابی عبدالله (ع): «کان ابی (ع) اذا حزنه امر جمع النساء و الصبیان ثم دعا و أمنوا» همان، ج ۲، ص ۴۸۷.۸۲. امام حسن (ع) به دست همسرش – جعده – و امام جواد (ع) به دست همسرش ام الفضل مسموم شدند. زندگی دوازده امام (ع)، ج ۱، ص ۶۱۰ و ج ۲، ص ۴۶۷.۸۳. امام باقر(ع): «فتزینت لی علی ان اترین لها کما تزیینت لی» کلینی، کافی، ج ۶، ص ۴۴۸، ۴۷۵ و ۴۸۰.۸۴. محمدی ری شهری، اهل بیت (ع) در قرآن و حدیث، ص ۴۵۹.۸۵. واکنش امام صادق (ع) در مرگ ناگهانی فرزند خود، شاهدی بر این موضوع است؛ اهل بیت در قرآن و حدیث، ص ۴۵۶.۸۶. حسینی زاده، سیره تربیتی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، ج ۱، ص ۷۷ – ۱۳۷؛ کریمی نیا، محمد علی، رفتارهای اجتماعی پیشوایان اسلام، ص ۵۵ – ۷۷.۸۷. کریمی نیا، رفتارهای اجتماعی پیشوایان اسلام، ص ۹۳ – ۱۱۸.۸۸. امام رضا (ع) در پاسخ به کسانی که از ایشان می خواستند خانواده خود را امر و نهی کند، فرمود: در نصیحت. خشونت نهفته است «النصیحه خشنه» (حسینی زاده، سیره تربیتی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، ج ۱، ص ۱۳۸).۸۹. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص ۱۲۰.۹۰. طبرسی، ابونصر، مکارم الاخلاق، ص ۲۲۱.۹۱. کلینی، اصول کافی، ج ۴، ص۵۰.

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.