غذای نجس

شخصیت و کرامات آیت الله معصومی همدانی
از طلوع تا غروبآیت الله آخوند ملاعلی معصومی همدانی (رحمه الله) درروز دوازدهم ربیع الاول سال ۱۳۱۲ هـ.ق درروستای «وفس» که یکی ازروستاهای بخش سر درود شهرستان«رزن» درهمدان می باشد، دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم مشهدی ابراهیم، یک کشاورز ساده، ولی اهل ایمان وتقوا ومذهب بود؛ ازاین رو او ملاعلی را برای تحصیل علوم شرعی واخذ تربیت اسلامی به یکی از علمای متقی وپرهیزگار آن سامان، یعنی مرحوم آخوند ملامحمد تقی ثابتی (رحمه الله) سپرد تا نزد او به فراگیری قرآن و آموختن خواندن ونوشتن بپردازد.ملا علی تحصیلات مقدماتی را نزد استاد خویش فرا گرفت وپس از طی آن مراحل، برای ادامه ی تحصیلات، دراوایل نوجوانی ودرسال ۱۳۳۰ هـ. ق عازم همدان گردید ونزد اساتید وعلمای بزرگ آن روز همدان، به یاد گیری نحو و منطق ومعانی وبیان واصول و فقه پرداخت. او دراین دوران از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا عبدالرزاق محدث حائری (رحمه الله) ومرحوم آیت الله شیخ علی دامغانی(رحمه الله) کسب فیض کرد ودرعرفان واخلاق نیزازآیت الله حاج شیخ عماد الدین علی گنبدی (رحمه الله) بهره های فراوانی برد که به حقیقت این عارف الهی رامی توان یکی از شخصیت های تأثیر گذار در رشد وهدایت مرحوم آخوند به مراحل عالی عرفانی دانست.(۱)مرحوم آخوند که درحوزه ی همدان علاوه بر تحصیل، تدریس هم می نمود، برای ادامه ی تحصیلات خویش در سال ۱۳۳۵ هـ.ق به قزوین عزیمت کرد(۲) و پس از مدت کوتاهی برای تکمیل مراتب علمی ومدارج کلام و فلسفه وعلوم متعالیه وریاضیات وهیئت به حوزه ی علمیه تهران، که در آن زمان جزء غنی ترین مراکز حوزوی به شما می رفت، رهسپار گردید ودرآنجا حدود پنج سال از محضر اساتیدی، همچون: حکیم وعارف الهی مرحوم ملامحمد هیدجی، ومرحوم میرزا مهدی آشتیانی، آیت الله العظمی محمد رضا تنکابنی، میرزا محمود مدرس کهکی (رحمه الله) (معروف به رضوان)(۲) وآیت الله شیخ عبد النبی نوری (رحمه الله) به تلمذ پرداخت وتحت تربیت روحی حکیم هیدجی قرار گرفت، به طوری که بعدها ازاین استاد حکیم بسیار یاد می کرد.پس از ورود آیت الله العظمی حائری به قم درسال ۱۳۴۰ هـ. ق، ملاعلی همانند بسیاری از علما ومدرسین شهرستان ها به قم عزیمت نمود وبه فراگیری علوم انسانی در نزد آن عالم ربانی پرداخت وبه مدت ده سال در عتبه ی مقدسه ی قم اعتکاف ورزید تا به مراحل عالی اجتهاد وفقاهت نائل گردید.ایشان پس از ده سال کسب فیض ودانش از محضر آن استاد بزرگ، خود یکی از مدرسین سرشناس ویکی از اساتید معتبر ونامور حوزه ی علمیه قم گردید وحوزه درسی ایشان یکی از حوزه های پرجمعیت آن روز گردید.آخوند همدانی به دلیل بهره گیری از استعداد بارز وحافظه ی قوی واراده ی محکم وسعی وتلاش فراوان واخلاق حسنه و رفتار نیک اسلامی، به عنوان یکی از شاگردان مورد توجه وعنایت استاد به شما رمی رفت. یکی از نزدیکان استاد نقل می نمودند که آن مرحوم هر وقت نیاز به کشف معنای لغت یامراجعه به آدرسو سند روایتی را داشتند می فرمودند: «از کتابخانه ی سیار یا متحرک (یعنی آخوند ملا علی معصومی ) استفاده شود.»در سال ۱۳۵۰هـ. ق وقتی مردم همدان از محضر مؤسس حوزه ی علمیه قم تقاضا می نمایند که آخوند ملا علی همدانی را جهت سرپرستی حوزه ی علمیه همدان به آن شهر برگردانند، مرحوم آیت الله حائری با توجه به نیاز مبرم منطقه غرب کشور، پیشنهاد آنان را با سختی می پذیرد و به آنان می فرماید: « من مجتهد عادلی را برای سرپرستی شما مردم همدان فرستادم.»آیت الله معصومی همدانی (رحمه الله) درایام تحصیل، از محضر جمع کثیری از بزرگان، کسب علم و دانش نموده است، ولی بیشترین بهره ی علمی را درمعقول از حکیم هیدجی(رحمه الله) ودرمنقول از محضر شریف استاد اخیرالذکر، شیخ عبدالکریم حائری (رحمه الله) داشته است.این عالم بزرگ با آن مقام بلند علمی وتقوای مثال زدنی همواره ازچاپ رساله برای مقلدانش امتناع می کردند و می فرمودند: « نیازی به صرف بیت المال وخرج سهم امام (عج) دراین مورد نمی بینم. من مسائل جدیدی ندارم که دراین رساله ها نیامده باشد، فقط درچند مسئله با مراجع حاضر اختلاف نظر دارم، کسانی که می خواهند می توانند آن مسائل را شفاهاً بپرسند وجواب بگیرند.»(3)آیت الله معصومی همدانی در اخلاق وعرفان نیز از شاگردان برجسته آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(رحمه الله) – که درکتاب ستارگان سپهر سلوک به شرح احوال این عالم ربانی وعارف الهی پرداخته شد – بود وسال ها از محضراین عارف بزرگ کسب فیض نمود. جمع کثیری از پویندگان معارف اسلامی، از محضر پربرکت آیت الله ملاعلی معصومی همدانی (رحمه الله)، آیت الله شهید دکتر محمد مفتح (رحمه الله)، آیت الله شیخ حسین نوری همدانی و…اشاره کرد.با توجه به اشتغالات فراوان مرجعیت وگرفتاری های وقت گیرآن که مجال تألیف وتصنیف را سلب می نمود، درعین حال ایشان درایام فراغت، به تألیف و تحقیق نیز پرداخته اند که متأسفانه هیچ کدام ازآثار قلمی این عالم وعارف الهی به زیور طبع آراسته نشده است.آثار فرهنگی و اجتماعی متعددی ازآن عالم ربانی به یادگار مانده است که ازجمله ی این آثار ماندگار می توان به حوزه علمیه ی همدان وکتابخانه ی غرب، که توسط ایشان تأسیس گردیده است اشاره کرد.سرانجام این عالم بزرگ وفقیه وارسته، پس از یک بیماری شدید ودرحالی که جهت مداوا به انگلستان برده شده بود، در۳۱ تیر ماه سال ۱۳۵۷ شمسی (شعبان المعظم ۱۳۹۸ قمری) دریکی از بیمارستانهای شهر لندن دیده از جهان فرو بست. پیکر پاکش جهت تدفین به همدان منتقل شد و پس از تشییع باشکوهی که از آن فقیه الهی به عمل آمد، درقبرستان عمومی شهرمدفون گردید.حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(رحمه الله)- که در ادامه به شرح احوال ایشان پرداخته شده است – برسنگ مزار ایشان، اینگونه نوشتند:«هذا مغرب شمس العلم والحکمه والتقوی، رجل الرجال والدرایه، بطل الحدیث والروایه ، طود الفضل وجوهرالفقه، فقه الاصول واصل الفروع، الحبرالجلیل والبحاثه النقاد النبیل، بانی المدرسه الدینیه ببلده همدان والقائم باحیاء حوزتها العلمیه وتأسیس مکتبتها المنیفه والمربی فی حجر تربیته جماعه من الاعاظم والاعلام…»می گویند پیش از وفات، برخی از علاقمندان ازایشان خواسته بودند که اجازه دهند مقبره ی خاصی جهت ایشان تدارک ببینند که آن مرحوم ضمن رد این پیشنهاد فرموده بودند:«می خواهم باران رحمت الهی، همراه قبر دیگر مؤمنان، مستقیم برقبرم ببارد ومانع و رادعی نداشته باشد.»از این رو قبراین عالم ربانی، درجوار دیگر قبور مؤمنین درقبرستان عمومی شهر و در دروازه قرار دارد.
وصف دلبران در حدیث دیگرانحضرت آیت الله نوری همدانی:«مرحوم آخوند مرد بسیار بزرگی بود… ایشان از لحاظ اخلاقی واخلاص وتوجه به خداوائمه اطهار خیلی عجیب بود.»(4)آیت الله شبیری زنجانی:«مرحوم آخوند ملا علی همدانی، انسانی جامع، متواضع وکم نظیر بود.»(5)به نقل از یکی از همشهریان فاضل و مونس مرحوم آخوند همدانی (رحمه الله) آمده است:«آیت الله آقای آخوند ملاعلی همدانی، مردمی ترین، خاکی ترین وبی تکلف ترین مرجعی بود که می شود تصورکرد.»(6)
جلوه های پارسایی
تهجد و شب زنده داریبه نقل از جناب آقای عبدالکریم عقیقی بخشایشی که خود از محضر آیت الله معصومی همدانی (رحمه الله)بهرها برده است، آمده است:در یکی از تابستان های سال ۴۳ یا ۴۴شمسی بود که درهمدان بودم. جهت افتتاح مسجد نوبنیاد کبوترآهنگ به همراه استاد جمعی از دوستان وشاگردان به آنجا رفتیم. شب اولی که در آن شهر اقامت داشتیم وحدود ساعت ۳ نیمه شب بود که زمزمه های عارفانه ودعاهای آرام بخش ودلنواز حضرت استاد مرا از خواب بیدار نمود. دیدم ایشان درکنار رختخواب خود رو به قبله نشسته اند و مشغول دعا وذکر می باشند. تا بیدارشدم فرمودند: «آقایعقیقی! خوب شد بیدار شدی، می خواستم ظرف آبی را فراهم کنی تا وضو بسازم. پائین رفتن من در تاریکی مشکل است واگر چراغ روش شود رفقا بیدار می شوند.»فوراً به حیاط پائین آمدم وآفتابه را از تلمبه یچاه پرکردم وبه پشت بام رساندم. استاد وضو ساختند ومشغول نماز شب شدند. با خضوع وخشوع و طمأنینه ی کامل راز ونیاز را ادامه دادند وتا نزدیکی های صبح مشغول نماز ودعا بودند. زمزمه های روحبخش «العفو، العفو» او هنوز هم درگوش هایم موج می زند وتسلی دهنده ی جان است. صبح شد، پیش از نماز واجب آن، دو رکعت نافله اش را خواندند، سپس به آرامی اذان واقامه گفتند ونماز صبح را شروع نمودند. حقیر نیزاقتدا کردم و چند نفری هم از جمع یاران بیدار شدند وخود را به نماز جماعت رساندند. پس از ادای نماز و تعقیبات به رختخواب رفتیم. برای استراحت. دم طلوع آفتاب دیدم صدای یکی از خواب ماندگان از اصحاب آقا بلند شده است که: حضرت آیت الله! حضرت آیت الله! زود باش، آفتاب دارد می زند…زود باش، نماز قضا نشود.!گفتم: ای غافل! خودت را بیدار کن! زاهد شب وشیرروز ومرد تهجد وعبادت، ساعت هااست که بیدار وهوشیاراست.خداوند متعال قبرش را پر نور وروانش را شاد وروح پرفتوحش را دعاگوی ما نیز قرار دهد.(۷)
زهد و ساده زیستیبه نقل ازآقای بخشایشی آمده است:در مدرسه ی آخوند همدانی بودم، یک مرتبه چشمم به عبای پاره وشکافته شده ی استاد بزرگوارم آیت الله آخوند همدانی افتاد که قسمت شانه ی چپ آن خیلی شکافدار بود. چند روز بود که این عبا را بر دوش ایشان می دیدم. وقتی ایشانعازم منزل بودند، دم در مدرسه، دور از اغیار جسارتی نمودم وعرض کردم شانه عبای شما را چند روزی است که پاره می بینم، اگر اجازه می فرمائید حقیر ازقم عبای تابستانی نو وخوبی برایتان تهیه نمایم؟ آه عمیقی کشیدند ورو به سمت حقیر فرمودند: آقای عقیقی! همین عبای کذایی هم خیلی زیاد است، مگر ما می خواهیم چه بکنیم؟ شما می داندی من درآمد شخصی ندارم. آنچه به دستم می رسد وجوه شرعی و بیت المال است که مال طلاب واهل علم می باشد، و حقیر احتیاط می کنم که در مصارف شخصی خودم خرج کنم، آن منزل مسکونی وزندگی را هم که می بینید مال همسرم می باشد ومربوط به حقیر نیست واز بیت المال تهیه نشده است! از این رو اکتفا به این نوع لباس راحت تر وسالم تر می باشد! فردا حساب وکتابی در کار است ونمی توان سهم امام (عج) را هر طور که میل آدم کشید خرج نمود…(۸)
احترام به ساداتیکی از روحانیون همدانی به نام آقا سید اسدالله حسینی نقل می کند:روزی خدمت مرحوم آخوند رسیدم، درحالی که ایشان بیمار بود ودربستر بیماری خوابیده بود. وقتی وارد شدم فرمودند: بیا ودربالای مجلس بنشین. عرض کردم : آقا فرقی ندارد . اینجا درخدمت شما هستم. فرمودند: بیا وبالا بنشین، من تا حالا درجایی که شال سید یا عمامه سید باشد پای خود را به طرف آن دراز نکرده ام حالا بیایم وپایم را به طرف شما دراز کنم!(۹)یاری ضعفا و مستمندان در همه حالبه نقل از خادم آیت الله حاج آخوند همدانی (رحمه الله) آمده است :روزی پیرمردی که چندی قبل نیز به منزل آخوند آمده بود و مبلغ قابل توجهیی نیز برای خرج جهیزیه ی دخترش از ایشان دریافت کرده بود، به منزل حاج آخوند آمد وعرضه داشت که امشب عروسی یکی از دخترهاست، آن دختر قبلی را که بردند شوهرش برایش النگو خریده بود ولی برای دومی نخریده اند به همین دلیل خیلی ناراحت و غمگین است!مرحوم آخوند فرمود: الان بر فرض که من به شما پول بدهم، مغازه ای باز نیست که شما النگو بخرید. پیرمرد با شنیدن این حرف درحالی که غصه تمام وجودش را فرا گرفته بود سر به زیر انداخت وقصد برگشتن داشت که مرحوم آخوند به او فرمود: صبر کن. سپس به درون خانه رفت ودخترش را که خوابیده بود بیدار کرد واز او خواست که برای خشنودی دل آن دختر النگویش را دربیاورد تا به آن پیرمرد بدهد! سپس آخوند النگو را گرفت وبرای آن پیرمرد آورد تا بلکه دخترش دلشاد شود.(۱۰)
گوهرنابقال الباقر(ع)«ما عبدالله بشیء احب الی الله من ادخال السرور علی المومن.»امام محمد باقر (ع) فرمودند:«خداوند به عملی که درنزدش دوست داشتنی تر از شاد کردن دل مؤمنی باشد، پرستش نشده است.»(11)
بچه دار شدن شخصی به دعای آخوندآیت الله ملا علی معصومی همدانی می فرمودند:روزی مرد مؤمنی از اهالی شمال، که ظاهراً کارمند دولت درهمدان بود، یپش من آمد واظهار داشت من فرزند وخلفی ندارم، تقاضا دارم از خدا بخواهید،فرزندی به من کرامت فرماید که سخت در طلب فرزند هستم، ولی نمی دانم چه کار کنم؟مرحوم آقای آخوند می فرمودند دلم به حالش سوخت، یک مرتبه جرفه ای در ذهنم زد وسخنی به زبان آوردم که نه درکتابی دیده بودم ونه درمعالجات اطباء سراغ داشتم، فقط نوعی تفرس وتیمن نسبت به سنت پاک پیامبر بزرگوار اسلام (ص) بود. آنگاه که خداوند متعال می خواست نطفه ی زهرای مرضیه منعقد گردد، به پیامبر خودش ابلاغ نمود که چهل روز از همسر و خانواده خودش دوری گزیند وپس از چهل روز به سراغ خدیجه برود. این جدایی وفاصله انداختن لابد نکته ای را در برداشته است. به آن مرد گفتم: من دعا می کنم، در ضمن روشی را هم تیمناً به تویاد می دهم تا طبق آن رفتار نمایی، امیدوارم خداوند متعال تو را مأیوس نکند.به او گفتم: وقتی به شهرخود برگشتی، چهل روز ازهمسرخود جدایی اختیار کن وهرگز به سراغ اونرو، ولی پس از نماز ودعا به سراغش برو، امید است خداوند متعال فرزندی به تو عنایت فرماید. اگر فرزندت پسر شد، نام او را «محمد» بگذار!یک سال گذشت، روزی از درس برگشته بودم، دیدم چند جعبه پرتقال را در دالان منزل گذاشته اند ورفته اند. از مشهدی صفر (خادم منزل که پیرمرد باصفایی بود)پرسیدم، گفت یک نفر باماشین آورد وپرتقال ها را اینجا گذاشت وچون شما نبودید گفت عصر برمی گردم… منتظر بودم، دیدم همان آقایی است که یک سال پیش از من دعای اولاد خواسته بود. گفتم خوش آمدید! این پرتقال ها برای چیست؟گفت این پرتقال ها محصول باغ خودم وشیرینی فرزندم محمد است، که پارسال مرا ارشاد نمودید. من طبق فرموده شما عمل کردم وخداوند متعال در اثر دعای خیر شما فرزندی به من عنایت فرمود، من هم شیرینی وتحفه آن را برای شما آورده ام.مرحوم آقای آخوند می گفت: نماز گزاردم و شکر خدا را بجا آوردم که خداوند متعال درخواست فرد مؤمنی را اجابت فرموده است.(۱۲)
غذای نجس!مرحوم آخوند ملاعلی معصومی همدانی به خانه ی یکی از محترمین جهت صرف غذا دعوت شدند. هنگام خوردن غذا، میزبان متوجه می شود که مرحوم آخوند ازخورش موجود در سفره تناول نمی فرماید. از آنجا که او فرد پارسایی بود، متوجه این مسأله می شود که ممکن است اشکالی از جهت شرعی درخورش وجود دارد که ایشان میل نمی کنند، لذا ازخانواده ی خود سؤال می کند. معلوم می شود که اشکال از طرف خانواده نیست. سپس به دنبال قصاب می رود که شاید گوشت آن شبهه دارد.قصاب نیز اظهار بی اطلاعی می کند ومی گوید که گوشت را از شخص دیگری خریده وخودش ذبح نکرده است.به ناچارسراغ آن شخص دیگر رفته ومسأله را از اوسؤال می کند، او ابتدا وجود هر شبهه ای را انکار می کند، ولی وقتی با اصرار آن فرد مواجه می شود، می گوید:ما گوسفند چاقی داشتیم ودر صحرا آن را بجایی بسته بودیم. بعد از چند ساعت که به سراغ حیوان رفتیم، دیدیم از بس که جست وخیز کرده طناب به گردنش پیچیده شده وحیوان خفه شده است. چون متحمل ضرر زیادی شده بودیم، تصمیم گرفتیم گوسفند مرده را سر بریده وگوشت آن را به قصابی بفروشیم!!میزبان وقتی عیب کار را متوجه می شود به سراغ مرحوم آخوند می رود وعرض می کند: آقا شما چطورشد که ازخورش نخوردید؟آخوند می فرماید: «من دیدم که درظرف خورش، نجاست وجود دارد!»(13)
ضربه ی جبران ناپذیرجناب حجت الاسلام والمسلمین آقای سلیمی، امام جماعت مسجد آیت الله آخوند همدانی که بنابر وصیت مرحوم آخوند بعد از فوتشان امام مسجد ایشان را درهمدان به عهده گرفت، نقل می کردند:روزی آقای آخوند طبق روال از منزل به طرف مدرسه علمیه ی خود، با پای پیاده، درحرکت بودند که دربین راه یکباره دیدیم آقا وسط خیابان به زمین نشست وبه سر وصورت می زد و گریه می کرد!عرض کردیم: چه اتفاق افتاده است؟ فرمودند: همین الان زمین تکان خورد. دوباره پرسیدیم: چه شده است؟! فرمودند: برپیکره ی اسلام ضربه ای جبران ناپذیر وارد شده، همین الان آیت الله بروجردی دار فانی را وداع نمودند!(با اینکه به ظاهر، ایشان از جایی خبر نداشتند)، ما متأسف شدیم وساعت دوبعد ازظهر از رادیو خبر فوت آیت الله بروجردی پخش شد!(۱۴)
رسیدگی به فقرا به دستور امام عصر (عج)حجت الاسلام والمسلمین آقای قرائتی می گفت:درهمدان به دیدن یکی از محترمین آن شهر که پدر سه شهید بود رفتم. از آنجا به همراه همان پدر سه شهید و چند نفر دیگر به دیدار حضرت آیت الله آخوند ملا علی معصومی همدانی (رحمه الله) رفتیم وساعتی که درخدمت ایشان بودیم، می دیدیم مرتب خادم آقا می آید واظهار می کند که فقیر درخانه است وپول می خواهد. آخوند هم مرتب دست می کرد واز زیر تشک خود یک اسکناس پنج تومانی بیرون آورده وبه خادم می داد تا اینکه آخوند ازجای خود حرکت کرده وبیرون رفت.یکی از همراهان خواست بداند که در زیر این تشک چقدر پول است. وقتی تشک را بلند کرد، دید چیزی نیست، فکر کردیم که پول تمام شده است.آیت الله آخوند تشریف آورد و روی آن تشک نشست. مجدداً خادم آمد و برای فقرا پول خواست. آخوند دست برد از زیر تشک، پنج تومان را بیرون آورده وبه خادم داد واین مسأله چند مرتبه تکرار شد.بالاخره آن رفیق طاقت نیاورد وسر این مطلب را ازآخوند خواست واظهار کرد که من دیدم زیر تشک پولی نبود وما متحیریم که این پول های فراوان از کجا به دست شما می رسد که به چشم ما دیده نمی شود!آخوند فکری کرد، بعد فرمود: من دستورالعملی را انجام دادم که هر کس آن را تا چهل روز انجام دهد، روز چهلم به خدمت امام زمان (عج) شرفیاب می شود. من مشغول انجام آن عمل شدم ولی نتوانستم کامل انجام بدهم. شب روز چهلم درعالم رؤیا دیدم مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری دریکی از خیابان های شهر راه می رفت وفقرای زیادی دنبال ایشان بوده واز حاج شیخ پول می گرفتند.دراین میان حاج شیخ چشمش به من افتاد، فرمود:«من از طرف حضرت بقیه الله(عج) دستور می دهم که به فقرا توجه نموده و آن ها را دست خالی برنگردانی.»از آن وقت، من مطمئنم که امام زمان (عج) خود مسئول این بودجه است واین از برکت وجود آن حضرت است.(۱۵)
سلام مرا به آخوند همدانی برسانید!از آقای حاج شیخ اسماعیل نمازی شاهرودی اینگونه نقل شده است که:ما درمیان بیابان رمله وشن زار درمکه گرفتار شده بودیم وراه را هم گم کرده بودیم، از طرفی تشنه هم بودیم وماشینمان هم سوخت نداشت. من رفتم یک جای بلند ودو رکعت نماز امام زمان (عج) خواندم. دراین بین عربی را دیدم که آمد وبه من گفت : حاج شیخ اسماعیل چه شده است؟ گفتم: راه را گم کرده ایم. گفت: من بلدم. گفتم: ماشین ما هم بنزین ندارد. گفت چیزی نیست! ظرف آبی داشت به همه آقایان آب نوشاند وهمه سیراب شدند. سپس فرمود:سوار شوید. سوار شدیم. ماشین را روشن کردیم وحرکت نمودیم وبا هم می آمدیم. پرسید: شما مقلد که هستید؟ گفتیم: حاج سید ابوالحسن اصفهانی. گفت: سلام مرا به ایشان برسانید. بعد سؤال کرد: آخوند ملا علی همدانی را می شناسید؟ گفتیم: شخصاً نمی شناسیم اما از مشاهیر علماست. فرمود: «سلام مرا به ایشان برسانید!» واز نظر غایب شد.(۱۶)
گوهرهای حکیمانهاز مرجع بزرگوار، حضرت آیت الله العظمی ملا علی معصومی همدانی (رحمه الله) سه مطلب نقل شده است: مطلب اول برای برطرف شدن گرفتاری ها وحوادث ناگوار وبر آورده شدن حوائج ومطلب دوم درباره کیفیت استخاره کردن ومطلب سوم دعایی که همواره درسجده نماز می خواندند.مرحوم آخوند همدانی می فرمودند: برای برطرف شدن ناملایمات وحوادث ناگوار وبرای برآورده شدن حوائج باید به حضرت فاطمه زهرا(ع) توسل پیدا کرد و۵۳۰ مرتبه صلوات ایشان را بخوانید.«اللهم صلی علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک.»ودرمقام استخاره کردن می فرمودند: الهی بحث فاطمه وابیها وبعلها و بنیها والسر المستودع فیها.»ودردعایی که همواره در سجده می خواندند، می فرمودند: «اللهم اخرج حب الدنیا من قلوبنا، و زد فی قلوبنا محبه امیرالمؤمنین (ع).»وقتی که ازمحضر شان سؤال می شد که این دعاهایی که می خوانید یا حدیثی که بیان می فرمائید ازچه مدرکی نقل می کنید، می فرمودند: شما از سینه ی علی ابن ابراهیم نقل نمائید.(اسم پدر بزرگوارشان ابراهیم بود.و اسم خودشان علی؛ یعنی از قول من نقل کنید.) (۱۷)oطلبه ای که در دوران طلبگی نماز شب نخواند، به جایی نخواهد رسید.(۱۸)o ایشان فرمودند: اگر خواستی منبری شوی دو چیز را فراموش نکن: اول اینکه: به همان قصد ونیتی که دو رکعت نماز برای خدا می خوانی به همان نیت منبر برو.دوم اینکه: بدان، مردمی که در پای منبر تو نشسته اند، شریف ترین عضوشان را که مغز است دراختیار تو قرار داده اند، پس ببین چه چیزی درمغز مردم می ریزی!(۱۹)خدایا اگر خواستی ما را به جهنم ببری ازجلوی روی مردم نبر تا بگویند عجب! آخوند را هم می برند جهنم! بار خدایا! تو را به مقام والای اهل بیت (ع) سوگند می دهم که آبروی همه ی دوستداران وشیعیان امیرالمؤمنین (ع) ودودمان گرامی ایشان را با لطف وعنایت در دنیا وآخرت حفظ گردان. آمین یا رب العالمین.(۲۰)مرحوم ملا علی معصومی همدانی (رحمه الله)«دوست دارم که اسمم در ردیف نوکران امام حسین (ع) نوشته شود.»همچو سلمان/ص۸۸
پی نوشت ها :

۱.همچو سلمان، محمد قنبری.۲.همچو سلمان، محمد قنبری.۳.همچو سلمان، محمد قنبری.۴.همچو سلمان/۱۰۹.۵.همچو سلمان/۱۱۳.۶. فقهای نامدار شیعه/۴۹۹.۷.فقهای نامدار شیعه/۴۹۴.۸. فقهای نامدار شیعه /۴۸۷.۹. همچو سلمان/۸۲.۱۰.همچو سلمان/۸۱.۱۱. اصول کافی /ج۴/ص۵۵۸.۱۲. فقهای نامدار شیعه/۵۰۷.۱۳. همچو سلمان/۹۶.۱۴. کرامات علما/۲/ ۲۱۶.۱۵.همچو سلمان/۹۵.۱۶.همچو سلمان/۹۹.۱۷.آداب الطلاب /۴۶۲.۱۸.همچو سلمان/۷۴.۱۹.همچو سلمان/۱۲۱.۲۰.همچو سلمان/۱۲۱.
منبع: قاسمی، علی؛ (۱۳۸۸)، رستگاران: شرح حال چهارده تن از اولیای الهی، قم: هنارس، چاپ اول ۱۳۸۸.
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.