اسلام و تفاخر نژادی

اسلام و تفاخر نژادی

اولاً: جواب جمله‌ی اولتان را عرض کنم تا به اصل مطلب برسیم. اینکه فرمودید: داعی حجازی مکی مدنی چرا طرفداری از برادران ایرانی می‌نمایم. بدیهی است افتخار داعی به این است که مکی و مدنی و محمدی هستم، ولی تعصب نژادی هم که از آثار جهل و نادانی است، در داعی راه ندارد؛ برای آنکه جد بزرگوارم خاتم الانبیاء با آنکه حفظ قومیت و وطنیت هر ملتی را ملحوظ داشته و با جمله‌ی «حبّ الوطن من الایمان» هر قوم و ملتی را به وطن‌دوستی امر فرموده است. یکی از قدمهای بزرگی که برای اتحاد بشر و رفع هر نوع خیالات واهی از افراد آدمیان برداشت، آن بود که تفاخرات نژادی و تعصبات جاهلانه را به کلی از بین برد و با یک ندای بلند و رسا عالمیان را متوجه به فرموده‌ی خود نمود که:

«لا فخر للعرب علی العجم ولا للعجم علی العرب ولا للابیض علی الاسود ولا للاسود علی الابیض الا بالعلم والتقی.»([۱])

عرب را فخر و مباهاتی بر عجم و عجم را فخری بر عرب و سفید را بر سیاه و سیاه را بر سفید فخر و مباهاتی نیست مگر به علم و تقوا.

و نیز برای آنکه امر بر مردمان عالم و متقی مشتبه نگردد که از فرموده‌ی آن حضرت اتخاذ سند کنند و از تواضع و فروتنی بر کنار روند و اظهار کبر و منیت بر دیگران کنند، فرمود:

«انا من العرب ولا فخر وانا سید ولد آدم ولا فخر.»([۲])

من از عرب و سید و آقای اولاد آدمم و به آن فخر نمی‌نمایم.

ما حصل معنی آنکه من با اینکه خود، عرب و آقای اولاد آدمم، به این نژاد و مقام بر سایرین فخر و مباهاتی ندارم، فقط فخریه‌ی پیغمبران به این بود که بنده‌ی مطیع پروردگاراند.

در مقام مناجات عرض می‌کرد: «کفی بی فخراً أن اکون لک عبداً»؛([۳]) یعنی: کفایت است مرا فخر و مباهاتی که بنده‌ی چون تو پروردگاری هستم.

خداوند متعال که در آیه ۱۳ سوره‌ی ۴۹ (حجرات) می‌فرماید:

﴿یَا أَیّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْنَاکُم مِن ذَکَرٍ وَأُنثَی‏ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ أَتْقَاکُمْ﴾.

«ای مردم، ما همه شما را از مرد و زنی آفریدیم و شعبه‌ها و فرق مختلفه گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید ـ و بدانید که اصل و نسب و نژاد مایه افتخار نیست ـ ، بلکه بزرگوارترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما هستند.»

فضل و شرف و کرامت را در تقوا قرار داده.

و نیز در آیه ۱۰ همین سوره فرموده است:

﴿إِنّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ﴾.

«جز این نیست که مؤمنان همه برادر یکدیگرند؛ پس همیشه بین برادران ایمانی خود ـ چون نزاعی شود ـ صلح دهید.»

آسیایی و افریقایی، اروپایی و امریکایی از نژاد سفید و سیاه و سرخ و زرد، شهرستانی و کوهستانی، همگی در تحت لوای اسلام و کلمه‌ی طیبه لا اله الا الله، محمد رسول الله با هم برادرند و هیچ فخر و مباهاتی به یکدیگر ندارند.

عملاً هم قائد عظیم الشأن اسلام، خاتم الانبیاء نشان داد سلمان فارسی را از عجم و صهیب رومی را از روم و بلال سیاه را از حبشه در آغوش محبت پذیرفت، ولی ابولهب شریف النسب، عمّ خود را که از بهترین نژاد عرب بود، از خود دور نمود (خداوند) یک سوره در مذمت او نازل کرد و صریحاً فرمود:

﴿تَبّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبّ﴾.

«بریده باد دو دست ابولهب؛ (که در پی آزار رسول خدا بود).»([۴])

تمام فساد و جنگ‌ها روی تفاخرات نژادی می‌باشد

تمام فتنه و فسادها و جنگ و جدال‌های بشر روی همین تفاخرات نژادی و تعصبات جاهلانه است.

آلمان‌ها می‌گویند: «نژاد آرین و جرمن بالای همه است.» ژاپنیها می‌گویند: «حق سیادت از آن نژاد زرد است.» اروپایی‌ها می‌گویند: «سفیدها آقا و بزرگ بر همه هستند.» هنوز در ممالک متمدنه امریکا، سیاهها از حقوق اجتماعی محروم‌اند، حتی حق دخول در کافه و سینما و مهمانخانه‌های سفیدپوست‌ها را ندارند، حتی سیاه پوست نصرانی حق ورود در کلیسای سفیدپوستان را ندارد.

عجبا در معبد هم حق ندارند با هم مساوی نشینند. فضلا و دانشمندان سیاه پوست در مجامع دانشمندان سفیدپوست اگر رفتند، باید در صف نعال([۵]) بنشینند و اظهار دانش در مقابل سفید پوست‌ها نباید بکنند. پیر دانشمند سیاه بایستی در مقابل جوان سفیدپوست تعظیم نموده، تسلیم باشد. دانش آموزهای سفیدپوست، سیاه‌پوست‌ها را در مدارس خود راه نمی‌دهند. حتی در اتاق‌های راه آهن اگر سیاه‌پوستی مانده باشد حق ورود به اتاق‌های خالی سفید پوستان را ندارد.

خلاصه سیاه پوستان در امریکا ـ با همه جدیت‌هایی که برای آزادی آنها به کار می‌رود ـ در شمار حیوانات‌اند و مانند سفید‌پوستان حق استفاده از وسایل تمدن [را] ندارند([۶])، ولی دین مقدس اسلام تمام عقاید خرافی و موهوم را در هزار و سیصد سال قبل از میان برداشت و فرمود:

«مسلمین همه با هم برادرند، ولو از هر نژاد و قبیله باشند.»

مسلمانان اروپایی و امریکایی، آسیایی و افریقایی باید یکدیگر را در آغوش محبت و وداد بگیرند و پیوسته در هر کجای عالم باشند یار و غمخوار هم باشند. اسلام، مسلمانان حجازی و مکی و مدنی را با مسلمین سایر ممالک ابداً فرق نمی‌گذارد.

پس اگر داعی نژادم حجازی و قرشی و هاشمی و محمدی است، سزاوار نیست کتمان حق نمایم و روی خیالات واهی، حق را زیر پا بگذارم. قطعاً حجازیان قلاّبی را مردود و شیعیان ایرانی را دوست می‌دارم.

ما درون را بنگریم و حال را   نی برون را بنگریم و قال را

ثانیاً شما غلات ایرانی را بی‌تناسب و بی‌دلیل و برهان، با شیعیان خالص موحد پاک مخلوط نمودید.

[۱]. شیخ مفید در کتاب «الاختصاص» خود در باب فضل سلمان فارسی رضی الله عنه ص۳۴۱، از رسول خدا بعد از اینکه عمر به بالا نشستن سلمان فارسی در میان اعراب اعتراض داشت چنین فرمودند: «… لا فضل للعربی علی العجمی ولا للأحمر علی الاسود الا بالتقوی، سلمان بحر لا ینذف وکنز لا ینفذ، سلمان منا اهل البیت ودر مسند احمد ج ۵ ص۴۱۱ چنین نقل کرده: یا ایها الناس الا انّ ربّکم واحد وان أباکم واحد الا لافضل لعربی علی أعجمی ولا لعجمی علی عربی ولا لأحمر علی الاسود ولا اسود علی احمر الاّ بالتقوی». (محقق)

[۲]. احمد بن حنبل در کتاب مسند، ج ۳، ص۳، مسند أبی سعید خدری از رسول خدا نقل می‌کند: «أنا سید ولد آدم یوم القیامه ولا فخر وانا أول من تنشق عنه الأرض یوم القیامه ولا فخر، وأنا أول شافع یوم القیامه ولا فخر». (محقق)

[۳]. در کتاب خصال شیخ صدوق (ص ۴۲۰) در مناجات امیرالمؤمنین نقل کرده که آن حضرت این چنین مناجات می‌کردند: «الهی کفی لی عزّا أن أکون لک عبدا وکفی بی فخرا ان تکون لی ربّا».

[۴].

لقد رفع الاسلام سلمان فارسی   وقد وضع الشرک الشریف ابی لهب

(محقق)

[۵]. یعنی در ردیف کفش‌ها در انتهای مجلس که جای پستی به شمار می‌آید. (محقق)

[۶]. موسولینی ایتالیایی قائد و پیشوای ایتالیا دستور داد نماینده او از جامعه ملل خارج گردد به عذر آنکه برای من ننگ است که نماینده من در مجمعی بنشیند که نماینده سیاه‌پوست‌های حبشی در آنجا نشسته باشد، ولی پیغمبر عظیم الشان اسلام در چهارده قرن قبل، بلال سیاه حبشی را در آغوش محبت گرفته و می‌فرمود: ارحنا یا بلال؛ قرآن برای من بخوان و مرا مسرور و فرحناک گردان.

حال خوانندگان محترم قضاوت کنند و ببینند تفاوت ره از کجاست تا به کجا. (مؤلف)

منبع: برگرفته از کتاب شبهای پیشاور جلد۱؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa

اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی.اسلام و تفاخر نژادی. اسلام و تفاخر نژادی

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.