بررسی مشروعیت توسل از دیدگاه شیعه و اهل سنّت

مسئله توسل یکی از مسائل مهم کلامی است که – متأسفانه – در دوران معاصر به عنوان یکی از مسایل اختلافی میان مسلمانان مطرح شده است . به طوری که مخالفان مشروعیت توسل ، موافقان را به شرک متهم می کنند ،‌وموافقان مشروعیت توسل، مخالفان را به دشمنی و به بیزاری از پیامبر واولیا صالحین نعت می کنند ،که نتیجه آن آفزودن بر تعصبات مذهبی و تضعیف روحیه اخوّت اسلامی نصیب جهان اسلام شده است .

معمولاًدر کتاب هایی که اخیراً از سوی مخالفان توسّل منتشر می شود، مسئله توسّل به صالحان را، نوعی اختلاف میان سنّی و شیعه قلمداد می کنند، در حالی که اختلاف در مشروعیت توسل، اختلاف بین سنی و شیعه نیست ، بلکه اختلافی است میان وهابی ها با دیگر فرق اسلامی (اعم از شیعه و سنّی)است. زیرا جمهور اهل سنّت ( اشاعره ،‌ماتریدیه ، معتزله و..) توسل به انبیا و اولیاء صالحین را مشروع می دانند ، و تنها تعداد قلیلی آن را حرام ویا مکروه قلمداد می کنند .

توسل به انبیا و اولیاء و زیارت مزارهای آنان و تبرک به آنها برای استجابت دعا و تقرب به خداوند امری پذیرفته شده نزد عموم مسلمانان بوده و هست. این امور علاوه بر شیعه در میان مذاهب اهل سنت نیز مشروع دانسته می شود و تنها وهابیها (پیروان محمد بن عبدالوهاب) بر بدعت و حرام بودن توسل ، تبرّک و زیارت اماکن مقدس اصرار می ورزند. اما پیروان سایر مذاهب اسلامی نه تنها این امور را بدعت نمی دانند بلکه بسیاری از بزرگان آنان خود به پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) وصالحان متوسل شده و حاجات خود را از خداوند می خواهند.از آنجا که توسل به اسباب برای رسیدن به اهداف، چه در زندگی مادّی انسان و چه در حیات معنوی، از دیدگاه فطری و عقلایی امری مطلوب و حتی ضروری به شمار می‌رود، در اصل مشروعیت و جواز توسل، به گونه اجمالی، کمتر تردید شده است. آیه ۳۵ سوره مائده تحصیلِ وسیله برای قرب الاهی را همراه با جهاد در راه خدا موجب رستگاری مؤمنان دانسته است.

برای اثبات جواز توسل و حتی مطلوبیت آن از دیدگاه شرعی احادیث متعددی که در منابع شیعه و اهل سنّت نقل شده، قابل استناد است. به گفته امیر مؤمنان، برترین وسیله‌ای که متوسلان با آن به خداوند تقرب می‌جویند، ایمان به خدای یگانه و پیامبر او و جهاد در راه خدا و انجام دادن فرایض است. به موجب حدیث عثمان بن حُنَیف که منابع حدیثی متعدد آن را آورده‌اند؛ مرد نابینایی به توصیه پیامبر اکرم، با توسل به ایشان بینایی خود را بازیافت. بعلاوه، بنا بر حدیث ابوسعید خُدْری، در دعایی که پیامبر اکرم آموزش داده‌اند، توسل به مقام و منزلت صالحان روا و مطلوب است.

احادیث دیگری نیز در منابع فریقین مشروعیت توسل را اثبات می‌کند ، از جمله در ادعیه و مناجات‌های منصوص، نیز بسیار است
معنای توسل

الف ـ توسل در لغت
«و یقال: توسّل فلان الی فلان بوسیله، ای تسبّب الیه بسبب و تقّرب الیه بحرمه آصره تَعطِفُه(تُعطِفه)علیه؛ گفته می‌شود فلان کس به فلان شخص با وسیله نزدیکی جسته است، یعنی شخصی یا چیزی را سبب تقرب قرارداده. ویژگی آن وسیله این است که در نزد (متوسل‌الیه) احترام دارد، لذا توجّه و محبّت او را به سوی توسل کننده جلب می‌کند.» . وسیله عبارت است از توسل جستن به چیزی که از روی میل و رغبت باشد . وسیله، آن‌چه موجب نزدیکی به دیگری شود .

ب ـ توسل در اصطلاح
وسیله چیزی است که به واسطه آن به مقصود برسیم . قرطبی وسیله را به معنای قربت که سزاوار است به واسطه آن درخواست مطلب شود، می‌داند . زمخشری هر آن‌چه را که موجب نزدیکی و تقرب شود، چه خویشاوندی باشد و چه امر دیگر وسیله می‌داند، که برای هر چیزی که با آن به سوی خدا توسل شود، مانند فعل طاعت و ترک معصیت عاریه گرفته شده است . بنابراین وسیله معنای عامی دارد که شامل خیلی از امور می‌گردد.

توسل در اصطلاح ، عبارت است از خواستن حقیقی از حقیقت وجودی انسان‌هایی برگزیده و کامل برای وساطت در امر خیری مربوط به دنیا یا آخرت.
از تعریف مذکور، چندین مطلب به دست می‌آید:
الف) بدیهی است که توسل صرفاً لقلقه زبان نیست، بلکه خواستن حقیقی است.
ب) روشن است که در توسل، ما هرگز از قبر یا بدن فیزیکی و جسم پیامبر یا امام و … چیزی طلب نمی‌کنیم، بلکه از حقیقت وجودی آنان است، استمداد می‌کنیم.
ج) «متوسل به» می‌بایست نسبت به «متوسّل» از کمال و مرتبت وجودی بیشتر و بالاتری برخودار باشد؛ چرا که وساطت جز در این صورت که واسطه، فوق «متوسّل» و دون «متوسّل الیه» باشد، معنا ندارد.
د) توسل باید در امر خیر، یعنی امری که منافاتی با نظام اَحسن الهی ندارد، باشد.
هـ) موضوع توسل می‌تواند امر خیر دنیوی و یا اخروی باشد.
و) ظرف توسل دنیاست به خلاف شفاعت مصطلح که ظرف آن جهان آخرت است.
توسل در اصطلاح اهل فلسفه، کلام و مفسران مفهوم عام و گسترده‌ای دارد و شامل هر عمل نیک و شایسته‌ای است که موجب قرب به خدا می‌گردد به عبارت دیگر، می‌توان گفت: وسیله یک معنای عام دارد که شامل تمام اعمالی می‌شود که سبب تقرب به خداست و یک معنای خاص که اَتمّ مصادیق آن است و آن پیامبران و اولیای خدا هستند که شایستگی دارند وسیله‌ای برای تقرب به خدا گردند.

مشروعیت توسل از دیدگاه اهل سنت
در میان مسلمانا از صدر اسلام تا قرن هفتم، جواز توسل به پیامبران به ویژه پیامبر اعظم… جای شک و شبهه نبوده، و همه فرقه‌ها و مذاهب اسلامی به آن اعتقاد داشتند. بعد از قرن هفتم شبهاتی از سوی برخی افراد مطرح گردید، که در قرون اخیر منشأ وجود فرقه‌ای خاص در میان مسلمانان شد.
در نزد پیروان اهل سنت توسل به انبیا و اولیاء و زیارت مزارهای آنان و تبرک به آنها برای استجابت دعا و تقرب به خداوند امری پذیرفته شده نزد عموم آنها بوده و هست. بلکه بسیاری از بزرگان اهل سنت خود به پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) متوسل شده و حاجات خود را از خداوند طلب می کردند ،‌و کتاب های متعددی در این خصوص تالیف کرده اند ،‌که در اینجا به برخی از دیدگاه های آنان در مورد مشروعیت توسل و جواز آن اشاره می شود :
۱- سمهودی: « توسل و استغاثه و تشفع به پیامبر… در بارگاه خداوند حکیم جایز بلکه نیکوست، هر دینداری جواز آن را مسلّم می‌داند، و سیره انبیایی سلف، بندگان صالح و علمای اسلام آشکارا برآن دلات دارد. تا قرن هفتم هیچ دینداری جواز توسل را منکر نشده است، حداقل ما به آن برنخورده‌ایم» .
۲- ابن‌کثیر : ابن کثیر در تفسیر خود ذیل این آیه ۶۴/ سوره نساء می‌نویسد: خداوند به گناه‌کاران ارشاد می‌کند که پیامبر… را در نزد خداوند وسیله قرار دهند، هم خود استغفار نمایند و هم از آن حضرت بخواهند تا در نزد ذات حق تعالی برای آنان طلب مغفرت نماید، در این صورت است که مشمول رحمت واسعه الهی قرار گرفته، توبه‌شان مورد پذیرش واقع می‌شود. بعد به عنوان نمونه توسل اعرابی به قبر پیامبر… و بخشش خداوند را ذکر می‌کند .
۳- عبدرى قیروانى: از بزرگان مالکیه(متوفاى۷۳۱) در مشروعیت توسل گفته است :« کسى که به زیارت حضرت رسول رود و به ساحت او متوسل و پناهنده شود و حاجت بخواهد، مایوس نخواهد شد ؛ چرا که آن حضرت ، شافع مشفع است و توسل به او موجب ریزش و آمرزش گناهان مى شود. هرکس درآستان آن حضرت بایستد و به او متوسل شود. خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت»
۴- قسطلانى در کتاب « المواهب اللدنیه » گفته است :« زائر پیامبر اکرم ، سزاوار است که دعا و تضرع و استغاثه و تشفع و توسل بسیار داشته باشد. استغاثه ، طلب یارى و پناهجویى است . فرقى نمى کند که به لفظ استغاثه باشد، یا توسل ، یا تشفع و توجه . توجه هم به معناى آن است که انسان در پى یک موجه و آبرومند و صاحب جاه و منزلت برود و توسل جویدتا به یک مقام بالاتر از او دسترسى پیدا کند. »
۵- زرقانى در شرح المواهب نیز نوشته است :« زائر پیامبر (ص ) به آن حضرت توسل جوید و در توسل به او، از خداوند به جاه و مقام وى مسالت کند، چرا که توسل به حضرتش کوههاى گناه و بارهاى سنگین معاصى را فرو مى ریزد، برکت شفاعت او و عظمتش در پیشگاه پروردگار، در حدى است که هیچ گناهى یاراى ماندن در برابرش نیست . هرکس جز این عقیده داشته باشد، محرومى است که خداوند، چشم بصیرتش را کور کرده و دلش را به گمراهى کشانده است . آیا مخالف این عقیده ، این آیه را نشنیده است : « ولو انهم اذ ظلموا انفسهم … » تا آخر آیه
۶- «امام مالک » درحرم پیامبر… به منصور دوانیقی گفت: «هو وسیلتک و وسیله ابیک آدم؛ آن حضرت وسیله توست همان‌گونه که وسیله پدرت آدم بوده است» . از بیانات «مالک» استفاده می شود که توسّل به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مخصوص زمان حیات او نیست بلکه بعد از وفات هم باید او را به عنوان «وسیله» ‌نزد خدای تبارک و تعالی، واسطه قرار داد بلکه در روز قیامت کبری ـ که روز سختی است ـ پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ وسیله ی نجات فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ خواهد بود.

مشروعیت توسل از دیدگاه شیعه:
دیدگاه و نظر علماى شیعه در مسأله توسل روشن است؛ زیرا به اجماع و اتفاق توسل را مشروع و جایز می‏ دانند؛ و عملاً هم به ذوات مقدس انبیا و صالحین توسل می جویند ، البته با این شرط که موجودى در عرض خدا و مستقل در اثر قرار داده نشود . در همین زمینه روایتی از اهل بیت(علیهم السلام)نقل شده است که به آن اشاره می کنیم:
۱. سلمان فارسی از پیامبر گرامی اسلام(ص) چنین نقل می کند: خداوند می فرماید: ای بندگان، آیا چنین نیست که چه بسا کسی حاجات بزرگی از شما می خواهد و شما حوایج او را برنمی آورید، تا اینکه کسی را که محبوب ترین مردم نزد شماست، شفیع قرار می دهد؛ آن گاه حاجات او را به احترام آن شفیع برمی آورید؟ «الا فاعلموا ان اکرم الخلق علی وافضلهم لدی محمد واخوه ومن بعده الائمه الذین هم الوسائل الیّ؛ حال آگاه باشید و بدانید که گرامی ترین خلق نزد من، محمد و برادر وی علی و امامان پس از اویند که همانا «وسیله» مردم به سوی من اند.»
۲. ابن شهر آشوب از امام علی(ع) نقل می کند که حضرت در ذیل آیه «وابتغوا الیه الوسیله»فرمود: «انا وسیلته؛ من وسیله خدا هستم.»
۳. از حضرت علی بن موسی الرضا (ع) چنین نقل شده است: «قال رسول الله: الائمه من ولد الحسین من اطاعهم فقد اطاع الله و من عصاهم فقد عصا الله هم عروه الوثقی وهم الوسیله الی الله؛ امامان از فرزندان حسین اند. هرکس از آنان اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است و هر کس از آنان سرپیچی کند، همانا خدا را نافرمانی کرده است. آنان دستگیره محکم و وسیله به سوی خدایند.»
۴. در امالی شیخ طوسی به نقل از محمدبن مثنی آمده است: من از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «نحن السبب بینکم و بین الله عزوجل.»
۵. شیخ صدوق از امام صادق(ع) چنین نقل می کند: روز قیامت پس از آنکه بهشتیان به بهشت و دوزخیان به دوزخ مسکن یابند، بنده ای هفتاد خریف در میان آتش بماند(خریف هفتاد سال است). سپس به خدا رو می کند و می گوید: «یا رب اسألک بحق محمد و اهل بیته لما رحمتنی.» خدا به جبرئیل فرمان می دهد او را از جهنم بیرون آورد. آن گاه خدا می فرماید: آگاه باش، به عزت و جلالت خودم سوگند، اگر نبودند کسانی که مرا به حقشان قسم دادی، هر آینه بر مذلت و خواری ات در آتش می افزودم، ولی بر خودم حتم کرده ام هر بنده ای مرا به حق محمد و اهل بیتش قسم دهد و سعادت خویش را از من بخواهد، او را بیامرزم و از گناهی که بین من و اوست، درگذرم. اینک تو را آمرزیدم و از گناهت درگذشتم. آن گاه او را به بهشت می برند.

ادله مشروعیت توسل

۱- آیات قرآن کریم
قرآن کریم به عنوان کتاب جاوید خداوند بر انسان‌ها، نه تنها توسل را منع نکرده است بلکه می‌توان از آیات مختلف آن کتاب آسمانی جواز توسل را استنباط نمود. طبق منابع فریقین، علما و دانشمندان با آیات زیادی بر جواز توسل استدلال نموده‌اند، که در این‌جا به چند نمونه از آیات اشاره می‌گردد:
۱- مائده/۳۵: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید پرهیزگاری پیشه کنید، و وسیله‌ای برای تقرب به خدا بجویید، و در راه خدا جهاد کنید، باشد که رستگار شوید». عبارت فخر رازی در ذیل آیه چنین است: «فالوسیله هی التی یتوسّل بها الی المقصود؛ وسیله هر چیزی است که به واسطه آن به مقصود تقرب و نزدیکی جسته شود» عمومیت دارد و شامل همه موارد می‌گردد» .

۲- نساء/۶۴: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً؛ ما هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر به این منظور که به فرمان خدا از وی اطاعت شود، و اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم می‌کردند، به نزد تو می‌آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد، خدا را توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند».

ابن‌کثیر ذیل این آیه می‌نویسد: خداوند به گناه‌کاران ارشاد می‌کند که پیامبر… را در نزد خداوند وسیله قرار دهند، هم خود استغفار نمایند و هم از آن حضرت بخواهند تا در نزد ذات حق تعالی برای آنان طلب مغفرت نماید، در این صورت است که مشمول رحمت واسعه الهی قرار گرفته، توبه‌شان مورد پذیرش واقع می‌شود. بعد به عنوان نمونه توسل اعرابی به قبر پیامبر… و بخشش خداوند را ذکر می‌کند .

فخر رازی می‌نویسد: «و انّهم اذا جائوه فقد جائوا من خصّه الله برسالته و اکرمه بوحیه وجعله سفیرا بینه و بین خلقه و من کان کذلک فانّ الله لایرد شفاعته؛ هنگامی نیازمند به سوی
رسول خدا رو می‌آورد، به کسی رو آورده است که خداوند او را به پیامبری برگزیده و با وحی خود او را گرامی داشته و سفیر بین خود و بندگانش قرار داده است؛ خداوند شفاعت چنین شخصی رارد نمی‌کند» .
۳- بقره/۳۷: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ سپس آدم از پرورگارش کلماتی دریافت داشت (و با آنها توبه کرد) و خداوند توبه او را پذیرفت، چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است».
آلوسی بعد از نقل تفاسیر می‌نویسد: «و اذا اطلقت الکلمه علی عیسی† فلتطلق الکلمات علی الروح الاعظم والحبیب الاکرم… فما عیسی بل و ما موسی (وما. . . ) الاّ بعض من ظهور انواره و زهره من ریاض انواره…؛ یعنی، وقتی کلمه بر حضرت عیسی† استعمال گردد، به طریق اولی کلمات بر روح اعظم و حبیب اکرم (رسول خاتم) اطلاق می‌گردد، زیرا پیامبران دیگر جزئی از ظهورات انوار مقدس رسول گرامی اسلام است» .

۲- روایات :

در این بخش نیز روایات زیادی در منابع فرقین که بر جوار توسل صراحت دارد ،آمده است، از آن جمله :
۱- عثمان بن حنیف روایت می‌کند که مرد نابینایی خدمت پیامبر… رسید و گفت: از خداوند بخواه به من عافیت بخشد. . . آن حضرت به او دستور داد: وضو بگیرد و دو رکعت نماز گذارد، آن‌گاه این دعا را بخواند «اللهمّ انّی أسألک و أتوجّه الیک بنبیک محمّد… نبیّ الرّحمه، یا محمّد انّی أتوجّه بک الی ربّی فی حاجتی لتقضیَ، اللهم شفّعه فیّ؛ بار خدایا! به وسیله نبی تو «محمد» که پیامبر رحمت است، تو را سؤال می‌کنم و به تو رو می‌آورم. ای محمد! به واسطه شما در حاجتم به سوی پروردگارم رو آوردم تا برآورده شود؛ بار خدایا! او را شفیع من قرار دهد». بعد راوی می‌گوید: «ما تا هنوز متفرق نشده بودیم آن مرد وارد شد در حالی که نابینا نبود» . آیت‌الله سبحانی نیز می‌گوید: «اتقان و صحت سند حدیث جای سخن نیست، حتی ابن‌تیمیه سند آن را صحیح خوانده، رفاعی وهابی که سعی در مخدوش نمودن احادیث جواز توسل دارد، این حدیث را صحیح و مشهور می‌داند» .
۲- از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده که گفت: «کان رسول الله… یقول: وسّلوا بمحبّتنا الی الله واستشفعوا بنا؛ رسول خدا می‌فرمود: به محبت ما به سوی خدا توسل جویید وطلب شفاعت نمایید» .

۳- توسل مرد نابینایی که در پاسخ سؤال قبلی مفصل نقل شد… که رو کرد بر پیامبر رحمت و عرض کرد:
یا محمّد إنّی قد توجَّهت بِکَ إِلی رَبّی فی حاجَتی هذه لِیَقْضیَ اللّهمّ! فَشَفِّعْهُ فیَّ ای محمد من درباره حاجتم به وسیله تو به خدایم متوجّه می شوم تا حاجتم را برآورده بفرمایی، پروردگارا شفاعت او را درباره من بپذیر.
۴- در حدیث صحیح از انس بن مالک نقل شده: پیامبر عزیز اسلام روز جمعه در مسجد مشغول خواندن خطبه نماز جمعه بود، در این حال مردی وارد مسجد شد و مستقیماً به سوی رسول خدا _ صلی الله علیه وآله _ رفت و به حضرت عرض کرد: یا رَسُولَ اللّهِ هَلَکتِ المَوَاشِی وَانقَطَعَتِ السُّبُلُ، فَادْعُ اللّهَ أَنْ یُغِیثُنَا. قال: فَرَفَعَ رَسُولُ اللّهِ صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم یَدَیْهِ فَقَالَ: «اللّهُمّ أَسْقِنا، اللّهُمّ أَسْقِنا اللّهُمّ أسقِفا ای رسول خدا! احشام از بین رفت راه امید بسته شد، از خداوند بخواهید به فریاد ما برسد!
راوی می گوید: رسول خدا دو دست مبارکشان بالا برد و عرض کرد: خدایا با آب سیرابمان کن.
۵. عن انس بن مالک قال، قالت أُمُّی یَا رسُول اللّهِ، خادِمُک أَنَسٌ أدعُ اللّهَ لَهُ، قال: «اللّهُمَّ أَکْثر ماله، وَ وَلَدهُ، وَ بَارِک لَهُ فِیما أَعطَیتَهُ
انس بن مالک می گوید: مادرم به رسول خدا عرض کرد یا رسول اللّه خدمتگذارت انس را دعا کن. حضرت فرمود: خدایا مالش و اولادش را زیاد کن و آنچه که به او عطا می فرمایی مبارک گردان.
۶. عن السَّائِبَ بن یَزیدَ یَقولُ: ذَهَبَتْ بِی خَالَتِی إلَی رَسُولِ اللّهِ(ص) فَقَالَتْ: یَا رَسُولَ اللّه، إِنَّ ابْنَ أُختی وَجِعٌ، فَمَسَحَ رَأسِی، وَ دَعا لی بِالبَرَکَهِ، ثُم تَوَضَّاء فَشَرِبْتُ مِنْ وُضوئِهِ سائب بن یزید می گوید: به همراه خاله ام خدمت رسول خدا _ صلی الله علیه وآله _ رفتیم، خاله ام عرض کرد: یا رسول اللّه این (سائب) پسر خواهرم مریض است، پس رسول خدا _ صلی الله علیه وآله _ دست مبارکش را به سرم کشید و در حق من دعا کرد، سپس وضو گرفت و من از آب وضوی آن حضرت خوردم.
از مجموع روایات گذشته بدست می آید که مردم هم در حیات پیامبر و هم بعد از وفات ایشان، به آن حضرت متوسل شده و شفاعت می طلبیدند. و طبق آیات قرآن و روایات وارده، استغاثه و استشفاء از پیامبر اسلام- صلی الله علیه وآله- جایز و موجب برکت و رحمت خداوند است

نتیجه
از مجموع آنچه گذاشت معلوم می شود که اکثر مسلمانان (فریقین) توسل جستن به پیامبر… را قبل از خلقت و در زمان حیاتش جایز می‌دانند، آن‌چه محل شبهه برخی از متأخرین واقع شده است، جواز توسل به ارواح انبیای الهی و روح مطهر پیامبر اعظم بعد از انتقال از دار دنیا است. که شیعه واهل سنت جواز توسل به حضرت خاتم را اعم از زمان حیات یا بعد از حیات آن حضرت جایز می دانند ، اما وهابیان بین زمان حیات و بعد ازمرگ دنیایی فرق گذاشته‌اند. که توسل به آن حضرت در زمان حیات جایز دانسته اما بعد از حیات توسل را شرک می دانند
البته ناگفته نماند که مخالفان مشروعیت توسل به پیامبر بعد از وفات از یک نکته غفلت نموده‌اند که بر اساس آن‌چه از آیات، روایات و کتاب‌های فلسفی و کلامی به دست می‌آید، اصالت انسان از آن روح اوست؛ توسل و درخواست شفاعت، همه مربوط به جنبه روحی آن حضرت می‌شود، نه به جنبی جسمانی آن حضرت .منابع و مآخذ
۱ـ آلوسی، سید محمود، روح المعانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج۱، بی‌تا.
۲ـ ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، دارالفکر، بیروت، ج۲، چاپ دوم، ۱۳۸۹ق.
۳ـ ازهری، محمد بن احمد، معجم تهذیب اللغه، دار المعرفه، بیروت، ج۴، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
۴ـ اصفهانی، راغب، المفردات فی غریب القرآن، دارالمعرفه، بیروت، بی تا.
۵ـ رازی، محمد بن عمر(فخرالدین)، التفسیر الکبیر، المکتبه التوفیقیه، قاهره، ج۱۱، بی‌تا.
۶ـ زمخشری محمود بن عمر، الکشّاف عن حقایق التنزیل، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج۱، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق.
۷ـ زینی دحلان، سید احمد، الدررالسنیه، به نقل از آیین وهابیت، جعفرسبحانی، انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۶۴ش.
۸ سمهوری، علی بن احمد، وفاء الوفاء، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج۳ـ۴، چاپ چهارم، ۱۳۷۱ش.
۹ـ عمید، حسن، فرهنگ عمید، امیرکبیر، تهران، ج۱، چاپ سوم، ۱۳۶۰ق.
۱۰ ـ حسینی، سید نورالله، احقاق الحق، مکتبه آیت الله المرعشی، ج ۱۸.

نویسنده:سید زهیر المسیلینی

منبع: سایت طوبی

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.