اهمیت حدیث۲

اهمیت حدیث در بیان وظایف

براساس آموزه‏هاى دینى، خداوند انسان را براى هدفى آفریده و براى رسیدن او به آن اهداف وظایفى را برای او مشخص کرده است. به عبارت دیگر براى تربیت انسان بایدها و نبایدها، اولویتها و عدم اولویتهایى را مشخص کرده است که اگر انسان، به طور کامل، به این وظایف پایبند باشد و در تمام عمر این راه را طى کند به آن اهداف خواهد رسید، ولى قبل از عمل به این بایدها و نبایدها، شناخت این وظایف از اولویت خاصى برخوردار است.

همان طور که پیشتر گفته شد، منبع اصلى شناخت معارف دینى قرآن است، ولى قرآن به دلیل داشتن آیات متشابه، کلى‏گویى در بعضى از آیات و به سبب پیش نیامدن بعضى از حوادث زندگى بشرى در عصر نزول قرآن و… پاسخگوى نیازهاى معرفتى همه انسانها نیست؛ گرچه قرآن همه این نیازها را در بردارد، ولى به دست آوردن همه آنها از آیات قرآن بدون اتکا به دانش وحى امکان ندارد. از اینجاست که ما براى شناخت وظایف روزمره خود، چه بدون واسطه براى مجتهدان و چه با واسطه براى مقلدان، به حدیث نیاز داریم که دانشى است وحیانى که در اختیار رسول خدا | است. بنابر این ضرورت وجود حدیث براى فهم وظایف دینى نیز روشن مى‏شود.

باید توجه داشت که در میان دلایل احکام آنچه بیشتر از همه در استنباط احکام کارایى دارد، حدیث است؛ زیرا کتاب خدا – همان طور که گفتیم – بسیار کلى است و کمتر به جزئیات پرداخته است و عقل نیز، به طور مستقیم، نمى‏تواند احکام را به دست آورد، مگر از طریق ملازمات عقلى که بسیار کم و اجماع نیز بسیار اندک است. بنابر این «حدیث» بیشترین نقش را در فهم و به دست آوردن احکام دارد.

اهمیت حدیث در حل اختلافات

اختلاف فکرى انسانها درباره مسائل اجتماعى، سیاسى، فکرى، عقیدتى و… امرى طبیعى به نظر مى‏رسد؛ چرا که انسانها تحت تأثیر عوامل مختلف تربیتى، داراى شخصیتهاى مختلف فرهنگى، عقیدتى، سیاسى و… هستند و اهداف و انگیزه‏هاى متفاوت دارند. اختلاف نظر نه تنها نکوهیده نیست، بلکه امرى ضروری و موجب رشد و کمال انسانهاست. آنچه موجب ناکامى و فروپاشى جامعه می‏شود، تنازع و درگیرى است که نیروهاى بالفعل و بالقوه جامعه را از بین مى‏برد.

جامعه اسلامى نیز نه تنها از این پدیده طبیعى مستثنا نیست، بلکه به دلیل تلاش دشمنان براى متلاشى کردن آن جامعه – که یکى از راههاى آن ایجاد اختلاف است – در چنین مواردى خداوند حکیم راه‏حلى را پیش روى مسلمانان قرار داده که در این آیه به آن اشاره شده است:

{«یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا أَطِـیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالیَوْمِ الآخِرِ ذ لِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً}»([۱])

«اى مؤمنان! خدا و پیامبر را اطاعت کنید و از اولى‏الامر فرمان برید و چون در امرى اختلاف کردید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید که این براى شما بهتر و خوش فرجام‏تر است».

ارجاع مسئله مورد نزاع به خداوند همان رجوع به کتاب خدا براى یافتن حکم آن است، ولى – همان طور که پیشتر گفته شد – در همه موارد نمى‏توان پاسخ مسئله را از ظاهر قرآن به دست آورد. بر این اساس خداوند در کنار ارجاع مسئله به کتاب خدا، ارجاع آن به رسول خدا | را نیز مطرح کرده است.

رجوع به کتاب خدا امروز هم براى ما ممکن است، ولى رجوع به رسولخدا| تنها براى مسلمانان صدر اسلام امکان داشت؛ چنان که در تاریخ فراوان اتفاق افتاده است که میان مسلمانان در مسائل گوناگون اختلاف نظر و حتى در مواردى درگیرى پیش آمده و با رجوع به پیامبر و داورى آن حضرت، آن مسئله حل شده و نزاع پایان یافته است ولى امروز ما براى حل اختلاف راهى جز رجوع به کتاب خدا و حدیث رسول خدا | نداریم. بنابر این نقش سخنان رسول خدا | – چه در عصر خود و چه در عصرهاى بعد از او – براى حل اختلاف مسلمانان تعیین کننده است.

نقش و اهمیت حدیث در یافتن حکم پدیده‏هاى نوظهور

جامعه بشرى همانند رودخانه‏اى در جریان است که هرگز متوقف نشده و نخواهد شد. برآیند تلاش و کوشش انسانها تحول و تغییر در جوامع بشرى است و در هر تحول و اختراع و اکتشاف جدیدى که در دنیاى صنعت و… اتفاق مى‏افتد، مسائل فکرى و عقیدتى و رفتار جدیدى در برابر اندیشه دینى رخ مى‏نماید که دین شناسان باید براى این مسائل پاسخ پیدا کنند؛ مسائلى که در گذشته وجود نداشته و به تازگى پیدا شده است و از آنها به مسائل «مستحدثه» یاد مى‏کنند.

مجتهدان دین‏شناس براى پاسخگویى به این مسائل نیاز به ابزارى دارند – که مهم‏ترین آنها حدیث معصوم است – تا از طریق قواعد کلى و ضوابط شرعى که در این احادیث وارد شده است، بتوانند حکم شرعى مسائل مستحدثه را پیدا کنند.

در این زمینه مکتب اهل بیت × از پویایى خاصى برخوردار است؛ زیرا اجتهاد پویا در عصر غیبت امام زمان # رکن آن محسوب مى‏شود.

براساس آنچه بیان شد، اهمیت حدیث و نقش آن در معارف دینى انکار ناپذیر است و اگر بخواهیم حدیث را از دین جدا کنیم، رکن مهم و کلیدى آن را از دین جدا کرده‏ایم، در آن صورت دین کارآیى لازم را نخواهد داشت.

نکته قابل توجه این است که همه فرقه‏هاى اسلامى با همه اختلافاتى که در عقاید و… دارند، به ضرورت حدیث و پایبندى به آن معتقد هستند؛ گرچه در راههاى تشخیص حدیث صحیح از حدیث جعلى و… اختلاف نظر دارند. با همه اهمیتى که حدیث در فرهنگ دینى دارد، نکته‏اى که موجب تأسف است، این است که حدیث رسول خدا | در مواردى به درستى به ما نرسیده است که جامعه اسلامى از این جهت خسارتهاى جبران‏ناپذیرى را متحمل شده است.

([۱]) نساء/۵۹.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.