شبهه به آیه تطهیر: عدم ادعاى خلافت

عدم ادعاى خلافت

یکى از مقدمات استدلال شیعه به این آیه مطرح شدن ادعاى خلافت از طرف حضرت على × است. بر این اساس یکى از شبهاتى که به این استدلال وارد کرده‏اند، این است که آن حضرت تا زمان کشته شدن عثمان هرگز چنین ادعایى نکرده است. به این شبهه توجه کنید:

«انا لانسلّم انّ علیّا ادعاها، بل نحن نعلم بالضروره انّ علیا ما ادعاها قط حتى قتل عثمان و ان کان قد یمیل بقلبه الى ان یولّى، لکن ما قال انّى انا امام و لا انّى معصوم و لا انّ رسول‏الله صلى اللّه علیه و سلم جعلنى الامام بعده و لا انّه اوجب على الناس متابعتى و لا نحو هذه الالفاظ.»([۱])

ما نمى‏پذیریم که على × ادعاى خلافت کرده باشد بلکه علم قطعى داریم که تا عثمان کشته نشده بود، هرگز چنین ادعایى نکرده است، گرچه از نظر قلبى تمایل داشت که رهبر شود، ولى نگفته است که من امام هستم و یا این که من معصوم هستم و یا این که رسول خدا | مرا بعد از خودش امام قرار داده است و یا این که او پیروى از من را بر مردم واجب کرده است و نه الفاظى مشابه این کلمات.

قبل از نقد این شبهه تذکر این نکته بایسته است که در اندیشه شیعه ضرورت نصب امام با عقل اثبات مى‏شود، ولى تعیین شخص امام با نقل است که اعم از قرآن، حدیث، ارائه معجزه و… است.

براین اساس شیعه در اثبات امامت حضرت امیر × هم به قرآن استدلال مى‏کند و هم به حدیث.

نقد

در جلد اوّل این مجموعه، استدلال شیعه به آیه {انّما ولیّکم الله…} مطرح شده و به شبهات آن پاسخ گفتیم و اکنون نیز آیه تطهیر و شبهات آن مورد نقد است. بنابر این ادعاى خلافت از طرف حضرت على × در سه محور زیر قابل اثبات است:

الف – احتجاج به نزول آیاتى که بر امامت و یا عصمت دلالت مى‏کنند؛

ب – احتجاج به روایاتى از رسول خدا | که بر امامت آن حضرت دلالت مى‏کند؛

ج – بیان کلماتى از خود آن حضرت که بر ادعاى خلافت دلالت دارند.

الف – احتجاج به آیات

احتجاج به این دو آیه‏اى که تاکنون بحث شده است، در منابع اهل سنت و شیعه قابل بررسى است:

الف) منابع اهل سنت:

۱- حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزى حنفى، مؤلف ینابیع الموده مینویسد:

در دوران خلافت عثمان روزى جمعى از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بودند و امیرالمؤمنین علی × نیز در میان آنان بود. هر کس درباره فضائل خود سخن مى‏گفت و آن حضرت ساکت بود. وقتى بیان فضائل آنان به پایان رسید، رو به امام کرده و گفتند:

«یا ابا الحسن تکلّم. فقال: یا معشر قریش و الانصار اسئلکم ممّن اعطاکم اللّه هذا الفضل، ابانفسکم او بغیر کم؟ قالوا: اعطانا اللّه و منّ علینا بمحمد | …»

اى ابوالحسن سخن بگو! آن حضرت فرمود: اى گروه قریش و انصار، از شما مى‏پرسم این فضائل را خداوند به سبب خودتان به شما داده است یا به واسطه دیگرى؟

گفتند: خداوند به واسطه محمد | بر ما منت نهاد و این فضائل را به ما عطا کرد.

سپس حضرت بخشى از آیاتى را که درباره خودش نازل شده بود، بیان کرد و از آنان اقرار ‏گرفت که این آیات درباره او نازل شده است، آن‏گاه فرمود:

«انشدکم بالله اتعلمون حیث نزلت انّما ولیکم اللّه و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکاه و هم راکعون و… امرالله عزّ و جلّ نبیّه ان یعلّمهم ولاه امرهم و ان یفسّر لهم من الولایه کما فسّر لهم من صلاتهم و زکاتهم و حجّهم فنصبنى للناس بغدیر خم.»([۲])

شما را به خدا سوگند مى‏دهم آیا مى‏دانید هنگامى که آیه {انّما ولیکم الله…} و آیات دیگر نازل شد، خداوند پیامبرش را مأمور کرد که متولیان امور امت را به آنان معرفى کند و ولایت را براى امت توضیح دهد، همان طور که نماز، زکات و حج را براى آنان شرح داده است. به دنبال این مسائل رسول‏خدا | در غدیرخم مرا به امامت مردم نصب کرده است.

۲- محدث حافظ ابراهیم بن محمد جوینى مؤلف کتاب «فرائد السمطین فى فضائل المرتضى و البتول و السبطین» در کتابش همین جریان را با تفصیل بیشترى نقل کرده است. او مى‏نویسد:

در دوران خلافت عثمان روزى در مسجد میان انصار و مهاجرین درباره فضائل هریک بحث شد. در این مناظره که حدود ۲۰۰ تن از سران دو گروه حضور داشتند و از صبح تا ظهر به طول انجامید، قریش تمام فضائلى را که از رسول خدا | درباره آنان بیان شده بود، بیان کردند.

از سران مهاجرین افرادى مثل عبدالرحمن بن عوف، طلحه، زبیر، مقداد، ابوذر، هاشم بن عتبه، عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر و… حضور داشتند. انصار خدمات خود به اسلام و پیامبر و نقش خود در گسترش اسلام و حمایت از مسلمانان را بیان کردند که از سران این گروه نیز افرادى مانند: ابىّ بن کعب، زید بن ثابت، ابوایوب انصارى، ابوهیثم بن تیهان، قیس بن سعد بن عباده، جابر بن عبدالله، انس بن مالک، زید بن ارقم و… حضور داشتند که پس از پایان گفت‏وگوى آنان از امام تقاضا کردند تا سخن بگوید.

امام نیز پس از ذکر آیاتى از قرآن از جمله آیه {انّما ولیّکم اللّه و رسوله…} ‏فرمود:

«قال الناس: یا رسول اللّه خاصه فى بعض المؤمنین ام عامه لجمیعهم. فامر اللّه عزّ و جلّ نبیّه | ان یعلّمهم ولاه امرهم و ان یفسّر لهم من الولایه ما فسّر لهم من صلاتهم و زکاتهم و حجّهم فنصبنى للناس بغدیر خم».([۳])

مردم پرسیدند: اى رسول خدا | آیا این آیات درباره بعضى از مؤمنان نازل شده است، یا این‏که شامل همه مى‏شود که خداوند رسولش را مأمور کرد تا متولیان امور امت را به آنان بشناساند و ولایت را براى آنان شرح دهد، همان طور که نماز و زکات و حج را برای آنان شرح داده است؛ پس رسول خدا | مرا در غدیرخم به عنوان امام مردم منصوب کرد.

([۱]) منهاج السنّه، ج ۷، ص ۸۵.

([۲]) ینابیع الموده، باب ۳۸، ص ۱۱۴.

([۳]) فرائد السمطین، ج ۱، باب ۵۸، ص ۳۱۲.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.