عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲)

عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲)

 

عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲) (بررسی آیه ۹۴ یونس)

{فَإِنْ کُنْتَ فی شَکٍّ مِمَّا أنْزَلْنا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرینَ}([۱])
«و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابراین، هرگز از تردیدکنندگان مباش! [مسلماً او تردیدی نداشت! این درسی برای مردم بود!]».
«ممترین» اسم مفعول امتراء از باب افتعال و به معنای شک و تردید است.([۲])
صدر آیه مبارکه ظهور بر وقوع شک از پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) در دریافت وحی دارد([۳]) و در ذیل آیه خداوند پیامبر را از شک و تردید و دودلی نهی می‌کند. نتیجه این می‌شود که پیامبر در مقام دریافت وحی معصوم نبوده و نمی‌دانسته که آنچه دریافت نموده، حق و از جانب آفریدگار است یا خیر؟
نقد و بررسی
پاسخ از صدر آیه: این آیه مبارکه بیانگر شک پیامبر(صلی الله و علیه و آله) نیست؛ زیرا شرطیه مستلزم وقوع تالی و مقدم نیست؛ زیرا طرفین از دو تا محال تشکیل شده است. مثل اینکه بگوییم اگر زید حجر باشد، جماد است.
پاسخ از ذیل آیه: نهی از چیزی مستلزم وقوع آن نیست بنابراین جماعتی از مفسران ـ با توجه به مقام مقدس نبوی(صلی الله و علیه و آله) ـ معتقدند گرچه خطاب به پیامبر(صلی الله و علیه و آله) است، مقصود غیر پیامبر(صلی الله و علیه و آله) است.([۴])
مراد این است که آنچه از پروردگار است حق است، پس جای شک و تردید نیست و هیچ کس نباید در آن شک و تردید داشته باشد.([۵])و([۶])
اینگونه خطاب‌ها در قرآن بسیار است: {لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ}([۷])؛ {وَلا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ … فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمِینَ}([۸])؛ {وَ لا تَتَّبِعْ أهْواءَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا}([۹]) همه آیات از باب «ایاک اعنی و اسمعی یا جاره» و دلالت ندارد که پیغمبر(صلی الله و علیه و آله) از ممترین بوده و او را خدا نهی فرموده، بلکه جمیع مناهی شرعیه و نواهی الهیه عام است و شامل نبیّ(صلی الله و علیه و آله) و معصومین هم می‌شود اما آنها به دلیل داشتن مقام عصمت محال است مرتکب شوند.([۱۰])و([۱۱])
[۱]) یونس / ۹۴، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.

[۲]) ر.ک: لسان العرب، ج ۱۵، ص ۲۷۸؛ مجمع البحرین، ج ۴، ص ۱۹۵٫

[۳]) ر.ک: تقى الدین أحمد بن على مقریزى‏، إمتاع ‏الأسماع، تحقیق: محمد عبد الحمید النمیسى، ج‏۱۱،ص۱۹۲و ۱۹۳، بیروت: دار الکتب العلمیهًْ، چ ۱، ۱۴۲۰٫

[۴]) ر.ک: إمتاع ‏الأسماع، ج‏۱۱، ص۱۹۰٫

[۵]) ر.ک: أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۳، ص ۲۲۷٫

[۶]) در روایات ذکر شده که رسول اکرم(صلی الله و علیه و آله) نه شک داشته و نه پرسیده‌اند: «… عن إبراهیم بن عمیر رفعه إلى أحدهما فی قول الله عزوجل لنبیه(صلی الله و علیه و آله) (فان کنت فی شک مما أنزلنا إلیک فاسأل الذین یقرؤن الکتاب من قبلک) قال: قال رسول الله(صلی الله و علیه و آله) لا أشک ولا أسأل». (علل الشرائع، الشیخ الصدوق، ج ۱، ص ۱۳۰، باب ۱۰۷، ح ۲، منشورات المکتبهًْ الحیدریهًْ ومطبعتها، النجف الأشرف) این مطلب در کتب دیگر تفسیری شیعه و اهل تسنن نقل شده است: تفسیر نور الثقلین، الشیخ الحویزی، ج، ص ۳۱۹، ح ۱۲۷؛ جامع البیان، إبن جریر الطبری، ج ۱۱، ص ۲۱۷ـ۲۱۸؛ تفسیر ابن أبی حاتم الرازی، ج ۶، ص ۱۹۸۶، ح ۱۰۵۸۳(از ابن عباس نقل کرده است)؛ تفسیر القرآن، عبد الرزاق الصنعانی، ج ۲، ص ۲۹۸؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج ۲، ص ۱۰۴٫ (محقق کتاب)

[۷]) زمر/ ۶۵٫

[۸]) انعام/ ۵۲٫

[۹]) انعام/ ۱۵۱٫

[۱۰]) ر.ک: أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۳، ص ۲۲۶٫
ـ شریف مرتضی نیز این نظر را پذیرفته و آن را در کتاب رسائل خود بیان کرده است، (رسائل، مرتضی، ج ۳ ص ۱۰۶ و ۱۰۵، دارالقرآن، قم). (محقق کتاب)

[۱۱]) در روایات شان نزول آیه چنین بیان شده است: بعضی از افراد جاهل می‌گفتند که چرا از ملائکه برای ما پیامبر نازل نشده و …خدای متعال این آیه را نازل فرمود تا آنان متوجه شوند که انبیای پیشین نیز هم جنس آنها بوده‌اند:
ـ «… قال موسى فسألت أخی علی بن محمد(علیه السلام) عن ذلک قال اما قوله فإن کنت فی شک مما أنزلنا إلیک فاسأل الذین یقرؤن الکتاب من قبلک فإن المخاطب بذلک رسول الله(صلی الله و علیه و آله)ولم یکن فی شک مما انزل الله عز وجل ولکن قالت الجهله کیف لا یبعث إلینا نبیا من الملائکه انه لم یفرق بینه وبین غیره فی الاستغناء عن المأکل والمشرب والمشی فی الأسواق فأوحى الله عز وجل إلى نبیه(صلی الله و علیه و آله) فاسأل الذین یقرؤن الکتاب من قبلک بمحضر من الجهله هل یبعث الله رسولا قبلک إلا وهو یأکل الطعام ویمشی فی الأسواق ولک بهم أسوه وإنما قال وان کنت فی شک ولم یقل ولکن لیتبعهم کما قال له(صلی الله و علیه و آله) فقل: تعالوا ندع أبنائنا وأبنائکم ونسائنا ونسائکم وأنفسنا وأنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الکاذبین، ولو قال تعالوا نبتهل فنجعل لعنه الله علیکم لم یکونوا یجیبون للمباهله وقد عرف ان نبیه(صلی الله و علیه و آله) مؤدی عنه رسالته وما هو من الکاذبین وکذلک عرف النبی(صلی الله و علیه و آله) انه صادق فیما یقول ولکن أحب ان ینصف من نفسه…» (علل الشرائع، الشیخ الصدوق، ج۱، ص۱۲۹، باب۱۰۷، ح۱، منشورات المکتبهًْ الحیدریهًْ ومطبعتها، النجف الأشرف) این مطلب در کتب دیگر نقل شده است: تحف العقول، ابن شعبهًْ الحرانی، ص  ۴۷۶ ـ۴۷۹، مؤسسهًْ النشر الإسلامی؛ الاختصاص، الشیخ المفید، ص ۹۳ـ۹۴، دار المفید للطباعهًْ والنشر والتوزیع، بیروت، لبنان؛ بحارالأنوار، ج ۱۰، ص ۳۸۸؛ التفسیر الأصفى، الفیض الکاشانی، ج ۱، ص ۵۲۳ـ۵۲۵؛ تفسیر نور الثقلین، الشیخ الحویزی، ج ۲، ص ۳۱۹، ح ۱۲۶٫
در بعضی روایات شان نزول دیگری برای آن در شب معراج بیان کرده‌اند: «ومنها: أن أبا جعفر(علیه السلام) قال: إن رسول الله(صلی الله و علیه و آله) لما أسری به نزل جبرئیل(علیه السلام) بالبراق، … فرکب لیلا، وتوجه نحو بیت المقدس، فاستقبل شیخا، فقال جبرئیل(علیه السلام): هذا أبوک إبراهیم. فثنى رجله وهم بالنزول، فقال جبرئیل(علیه السلام): کما أنت. فجمع من شاء الله من أنبیائه ببیت المقدس، فأذن جبرئیل، فتقدم رسول الله(صلی الله و علیه و آله) فصلى بهم. ثم قال أبو جعفر(علیه السلام) فی قوله: «فإن کنت فی شک مما أنزلنا إلیک فسئل الذین یقرؤن الکتاب من قبلک «هؤلاء الأنبیاء الذین جمعوا» [لقد جاءک الحق من ربک] فلا تکونن من الممترین. قال: فلم یشک رسول الله(صلی الله و علیه و آله) ولم یسأل». (الخرائج والجرائح، قطب الدین الراوندی،ج۱،ص۸۴،ح۱۳۸) این مطلب در کتب دیگر تفسیری نقل شده است: تفسیر نور الثقلین، الشیخ الحویزی، ج۲، ص۳۲۰ـ۳۲۱، ح۱۲۹ و ۱۳۰ و ج۳، ص۱۳۱، ح۴۸٫
در روایات ائمه اطهار(علیهم السلام) تفسیر این آیه در فضیلت امیر المومنین(علیه السلام) بیان شده است:
«…أبو القاسم الکوفی فی الرد على أهل التبدیل ان حساد علی(علیه السلام) شکوا فی مقال النبی(صلی الله و علیه و آله) فی فضایل علی فنزل (فان کنت فی شک مما أنزلنا إلیک) یعنی فی علی (فاسأل الذین یقرؤن الکتاب من قبلک) یعنی أهل الکتاب عما فی کتبهم من ذکر وصی محمد فإنکم تجدون ذلک فی کتبهم مذکورا، ثم قال (لقد جائک الحق من ربک فلا تکونن من الممترین ولا تکون من الذین کذبوا بآیات الله فتکون من الخاسرین) یعنی بالآیات ههنا الأوصیاء المتقدمین والمتأخرین. الکافی محمد بن الفضل عن أبی الحسن(علیه السلام) قال: ولایه علی(علیه السلام) مکتوبه فی صحف جمیع الأنبیاء ولن یبعث الله رسولا إلا بنبوه محمد ووصیه علی.» (مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۹۰ـ۹۱) و در تفسیر نور الثقلین (ج ۲، ص ۳۱۹ـ ۳۲۱، ح ۱۲۸) چنین روایت شده است:
فی تفسیر علی بن إبراهیم حدثنی أبی عن عمرو بن سعید الراشدی عن ابن مسکان عن أبی عبدالله(علیه السلام) قال: لما اسرى برسول الله(صلی الله و علیه و آله) إلى السماء وأوحى إلیه فی علی ما أوحى من شرفه ومن عظمته عند الله، ورد إلى البیت المعمور وجمع له النبیین وصلوا خلفه… فأنزل الله: «فان کنت فی شک مما أنزلنا إلیک فاسئل الذین یقرؤن الکتاب من قبلک» یعنی الأنبیاء فقد أنزلنا إلیهم فی کتبهم من فضله ما أنزلنا فی کتابک لقد جاءک الحق من ربک فلا تکونن من الممترین ولا تکونن من الذین کذبوا بآیات الله فتکون من الخاسرین فقال الصادق(علیه السلام): فوالله ما شک وما سأل. (محقق کتاب)

منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

 

 

http://shiastudies.com

عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲).عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲).عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲). عصمت پیامبر (ص) در دریافت و بلاغ وحی (۲)

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.